برای من که دارم درباره کار در طرفه نگار حرف میزنم، تجربهام را با وجود تمام نقاط ضعف و یا مثبت، به زبان خودم بازگو میکنم. وقتی تصمیم گرفتم بیام پشتیبانی فروش یا نرمافزار، به این نکات خوب فکر کن: ضعفها: ۱- پیشرفت عمودی یا افقی در این واحد بهطور علمی و تجربی وجود ندارد. یعنی با وجود هر تجربهای که به دست بیاری و به دانشت اضافه کنی، در نهایت در همان مسیر قبلی مانده و به سطحی بالا نمیرسی، بلکه همان نقش راهنما و کارشناس را باید دنبال کنی. هرچند ممکن است مهارتهایت بالا باشد، مسئولیتهایت افزایش مییابد و در نهایت اگر بخواهی nghỉکنی یا اعتراض کنی، با رفتار مناسبی روبهرو نمیشوی و بهتدریج از شرکت خارج میشوی. حقوق هم به جای پیشرفت، سال به سال با افزایش سنواتی روبهرو است. ۲- بیتعادلی بین کار و زندگی. شیفت اجباری وجود دارد و به غیر از ساعات کاری، یک ساعت اضافه نگهداشتن هم هست. زمان ناهار هم جزو کارت ثبت میشود. تعطیلات هم بهطور جدی با برنامهریزی شیفت میشود؛ به این معنا که هر تعطیلاتی که باشد، نیروهای جدید هم به کار گرفته میشوند تا ایفا کنند و این فشار ادامه دارد. انرژی بالا از من انتظار میرود و وقتی قدیمیترها با این شرایط کنار میآیند، اگر دوام بیاوری، شاید بتوانی ادامه بدهی. ۳- نیاز به توانایی ارتباط با مشتریان هر روزه. یعنی اگر با یک دوست یا آشنا ده دقیقه صحبت میکنی، اما در شرکت باید روزی دهها مکالمه انجام بدهی که هر کدام ممکن است استرس و تنش ایجاد کند. بارها با مشتری درگیر میشوی و همزمان با مسئولان ناچار به کوتاه کردن زمان تماس میشوی؛ نتیجه این است که روزها پر از تنش و اعصابخاسی است. ۴- ضعف مدیریت مجموعه. مدیریت واحد مدام در حال تغییر است. امروز مدیری میآید و فردا نه؛ ثبات و نظم وجود ندارد و کمترین مدیری که بیاید هم بهطور منطقی کار نمیکند بلکه سلیقهای عمل میکند و در نتیجه بهشکست میانجامد. البته این مدیران معمولا از میان خود واحد یا کسانی با سابقه هستند؛ ولی نتیجه این میشود که شرکت به سمت خداحافظی از برخی افراد میرود. ۵- پاداش سالیانه تنها یکبار ارائه میشود و کارانه نداریم. مزیتها: ۱- امکانات تکمیلی وجود دارد. ۲- کارت هدیه مناسبتهای مختلف بهعنوان هدیه ارائه میشود. ۳- حقوق بهموقع پرداخت میشود، هرچند این انصافا مزیت نیست، چرا که حقوق پایه است. این تجربه را از دیدگاه من میگویم و واقعیتهای مطرحشده را بدون اضافهگویی و با همان حس و تجربهای که داشتم، بازگو کردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ممنون از زحمات تیم مهربان پیام آوا واقعا با شما کار کردن باعث افتخار برای بنده بود. مدیر پروژه خیلی حواسشون بهمون بود. من رضایت کامل داشتم. امیدوارم موفق باشیم هممون در پیام آوا ممنون از شما
شنیدم که در یکی از پروژهها با خریداری روبهرو بودیم و برای بررسی شرکتها، نظرات کاربران را مرور میکردیم. از نگاه من، برخی کامنتها شبیه پویشهای شبکههای اجتماعی بود که فقط با ناسزا یا بیاحترامی بیان میشدند و بعید بود که همگی منطبق با واقعیت باشند. یکی از نفرات گفت که اگر در اینجا کار میکند و پس از خروج دوباره نظر میدهد، یا حتی کسی که هنوز کارمند نشده اما خودش را صاحبنظر معرفی میکند، دیدگاهش چندان قابلاعتماد نیست. به نظر میرسد نظرات باید سازنده باشند و احراز هویت نیز اهمیت دارد. در حال حاضر، خرید با موفقیت انجام شد و آموزشهای لازم انجام شد و بهطور کلی از سیستم استفاده میکنیم.
شرکت بسیار افتضاح،تمام موارد و مشکلات ذکر شده درباره این شرکت کاملا درست هست.مدیریت دیوانه شرکت هیچ ارزشی برای نیروی کار دلسوز و پرکار قاعل نیست و شرکت کاملا با رابطه اداره می شود.
در شرکت وطن زرین وضعیتی از حضور مدیران ناآگاه و رفتارهای نامناسب در حال شکلگیری بود که به نظر میرسید هدف اصلیشان حذف پرسنل برای جلوگیری از صدای اعتراض است تا رضایت مدیرعامل حفظ شود. حضور یک روانشناس بهعنوان جاسوس یا مشاور هم اضافه شد و این موضوع فضا را به گونهای کرد که کارنامهی برخی نفرات به کنار گذاشته شدن تبديل شود. کارمندان از نحوهی مدیریت و نحوهی برخورد با مشکلات گلایه داشتند و حس میکردند سازمانی بینظمی و بیصاحب بودن دارد. دایرکتورها و مدیران منطقه به نظر ناهمسو و بیدستوپا میآمدند و برخی از شعب بیعلاقگی و بیتفاوتی نشان میدادند. در چنین شرایطی، برخی از همکاران احساس ناامنی شغلی میکردند و نسبت به روند موجود اعتراض یا نقدی مطرح نمیشد؛ چرا که هر نقدی، ممکن بود به قیمت از دست دادن موقعیت شغلی تمام شود. من از این تجربه بهعنوان بازتابی از فضای نامناسب مدیریتی یاد میکنم و امیدوارم هر چه زودتر شرایط کار تیمی سالم و پاسخگو و با احترام به همهی پرسنل برقرار گردد.
حقوق های معوق زیاد ریزش نیروی زیاد نگاه از بالا به پائین عدم توجه به امور رفاهی پرسنل همه میدونن مدیر شرکت دنبال خرید و فروش دلاره (توی فردوسی) حقوق پرسنل رو عقب میندازن و بجاش به خرید و فروش دلار و ملک و زمین و خودرو مشغولن (با پول مردم)
سلام پس تحمل چند ماه فضای متشنج و نابسامان، از این شرکت ترکیده خارج شدم (با سه ماه حقوق معوق) دو ماه بعد (و بعد از کلی پیگیری و عدم پاسخگوئی و عدم پرداخت مطالبات) به اداره کار مراجعه کردم. جلسه اول اداره کار (هیئت تشخیص) رو حضور پیدا نکردند. 15 روز پس از صدور رأی اداره کار (و دقیقا در روز پانزدهم) به رأی اعتراض زدند با این عنوان «ما به رأی اعتراض داریم» جلسه دوم اداره کار (هیئت حل اختلاف) رو هم نیومدن (در حالیکه خودشون اعتراض داشتند) رأی دوم اداره کار هم ابلاغ شد و باز هم مطالبات رو پرداخت نکردند. الان رأی اداره کار در دادگستری در مرحلهی اجرای احکام هستش. شرکتی به شدت مردم آزاد و مردم فریب مراقب باشید تا این لحظه که من دارم این متن رو مینویسم، هنوز مطالباتم رو دریافت نکردم. ریزش نیروهاشون به شدت زیاده و چون ریزش نیرو دارن، مردم رو فریب و جذب میکنن. اما همکاریها نهایت سه چهار ماه بیشتر طول نمیکشه.
من تجربهای ناخوشایند از آی هوم دارم که هنوز نتوانستهام فراموشش کنم. مدیران بیکفایت و بیانصاف، حقوقم را ندادند و از حقم سؤاستفاده شد. ظاهر شرکت شیک است اما درونش فساد و رابطههای ناسالم حکمفرماست. افراد بیسواد با ادعاهای بزرگ اما رفتار غیرانسانی با من برخورد کردند. هر وقت دلشان خواست، گفتند نمیتوانم با قرارداد کار کنم و بدون قرارداد کار میکردم؛ بعد هم طوری رفتار میکردند که انگار هیچ اثری از وجود من در شرکت نبوده است. به گونهای رفتار میکردند که پولم را میخوردند و مدیران واقعا بیکفایت بودند. اصلا توصیه نمیکنم، چرا که ممکن است پشیمان شوید؛ در عرض چهار ماه بیش از سی نفر یا از شرکت رفتند یا اخراج شدند یا مجبور میشدند با آنها همکاری کنند در زمینههای نامناسب. امنیت شغلی کاملا صفر است.
بسیار خب ، نقد ادبی میخواهید بفرمایید تقدیم حضورتان به نظر میرسد که نویسنده این پیام ادبی اخیر، با استفاده از زبان تند و بیادبانه، در تلاش است تا به نوعی مشروعیت و برتری خود را به نمایش بگذارد، در حالی که همه ما میدانیم که هیچکس با تکبر و فرافکنی نمیتواند حقیقت را از دیگران پنهان کند. صحبت از احترام به دیگران و شخصیت خانوادگی، در حالی که خود فرد هیچگونه احترام و نزاکت در گفتار و نگارش خود به نمایش نمیگذارد، بیشتر شبیه به یک شوخی است. اگر قرار بود فقط کسانی که از نظر شما "شخصیت درست" دارند، نظراتشان شنیده شود، پس آیا بقیه مردم هیچکجا جایی برای ابراز عقاید خود نخواهند داشت؟ آیا میخواهید تنها با به کار بردن واژههایی همچون "شخصیت" و "شعور" نظر دیگران را نادیده بگیرید و فضای بازگویی حقیقت را مسدود کنید؟ در مورد فضای کاری و انتقاد، هیچ شرکتی به هیچ فردی این اجازه را نمیدهد که با نقد منصفانه و بدون ترس از عقوبت حرف خود را بزند. برعکس، نقد سالم میتواند به رشد و بهبود کمک کند. این که در نظرات خود به دنبال "خالی کردن فضا از افرادی که به دنبال توهین هستند" هستید، تنها به این معناست که تحمل مخالفان را ندارید و توانایی شنیدن دیدگاههای مختلف را از دست دادهاید. شاید بهتر باشد قبل از ایراد گرفتن از دیگران، کمی به نوع واکنش خود و نحوه مدیریت تفاوتها و انتقادهای موجود در محیط کار نگاه کنید. همچنین، شاید به شما یادآوری شود که در شرایطی که صحبت از "ادب و شخصیت خانوادگی" میکنید، باید به این نکته توجه کنید که این تنها در صورتی پذیرفته است که خودتان نیز همان اصول را در عمل پیاده کنید، نه فقط در حرف. این ادبیات به شدت دوگانهوار و گاهی اوقات احساسی به نظر میرسد که هیچ ارزشی ندارد.
این نوع صحبتها نه تنها به هیچ وجه مفید یا سازنده نیستند، بلکه صرفا به شعلهور کردن تنشها و ناامیدی در میان افراد میپردازند. اینکه فردی تمام انرژی و افکارش را صرف تخریب یک شرکت یا شخص خاص کند، هیچ نتیجهای جز افزایش استرس و منفیگرایی ندارد. اگر از شرایط کاری راضی نیستید، بهترین کار این است که از یک رویکرد منطقی و حرفهای استفاده کنید تا بتوانید مشکلات را حل کنید، نه اینکه به جای ارائه راهحل، تنها به بیان خشم و ناراحتی بپردازید. نقد سالم و سازنده میتواند به رشد و بهبود شرایط کمک کند، اما استفاده از الفاظ توهینآمیز و تخریبی نه تنها هیچ کمکی به تغییر وضعیت نمیکند، بلکه باعث ایجاد یک فضای منفی و بیاعتمادی میشود. در نهایت، اگر به دنبال تغییر واقعی هستید، لازم است که به جای حمله شخصی، به مسائل بهطور عینی و با نگاه انتقادی بپردازید و در صورت لزوم با استفاده از مسیرهای قانونی و رسمی، به شکایات خود رسیدگی کنید.
در پارمیس کار میکردم و تجربهام این بود که تصمیمهای مدیریت، مثل محدود کردن دستمال کاغذی و قهوه، به وضوح مشخص میشد. هر ماه به من یک بسته دستمال میدادند و همراهش مقدار کمی قهوه شارژ میشد. برای مکالمه تلفنی باید اثر انگشت ثبت میکردیم. ناهار تنها یک ساعت بود و تعطیل نبود و اگر تایم ناهار نیمساعت میبود، حتی برای رفتوآمد یا نوشیدن چای هم از زمان کاری کم میکردند. زمانی که ساعت یک بود باید احساس گرسنگی میکردم و تا ساعت یک و سی دقیقه، ناهارم باید تمام میشد. دریافتی پایه هم در بیمه برای من درج میشد. اضافهکاری فقط در صورت وجود بود، و عیدی و سنوات و سایر مزایا هم بر اساس حداقل حقوق پایه تعیین میشدند. برای قرارداد از من سفته سفید امضا میگرفتند و حتی کپی سند یا قولنامه خانه و کروکی خانه را میخواستند. آگهیها بهطور مکرر تمدید میشدند و به نظر میرسید که مدیریت بیکفایت است و منابع انسانی هم تحت تأثیر این وضعیت قرار دارد. به هر حال، وقت و اعصابم را در پارمیس هدر ندادم.
من تو این شرکت در بخش م فروش مشغول بودم بمدت دوسال مدیر فوق العاده خوش اخلاق و باسوادی داره واقعا کلی ازش تجربه و کار یاد گرفتم شرکت خوبیه و جو دوستانه ای داره
من در مرکز تماس شیفت عصر شرکت گلدیران کار میکردم و تجربهام را چنین به زبان خودم بیان میکنم. امنیت شغلیم در این شرکت به هیچ وجه تضمین نمیشد و هر لحظه احتمال انتقاد یا تغییر وضعیت شغلی وجود داشت. در مدت کوتاهی، تعداد زیادی از همکاران را در عرض یک روز تعدیل کردند و این کار را در بدترین زمان ممکن انجام دادند. برخی همکاران از نظر مالی در وضعیت سختی به سر میبردند و با این وجود شرکت بدون توجه به شرایط آنها اقدام به اخراج میکرد، فرقی نمیکرد که نیرویی خوب باشد یا نه. به نظر من، تلاش و موفقیت افراد در این سازمان جایگاهی ندارد و حضور در گلدیران به هیچ عنوان توصیه نمیشود. آرزوی موفقیت دارم.
در این شرکت با وجود فشار کار و استرس گاهبهگاه، حقوق بهطور منظم و به موقع پرداخت میشود. سطح پرداخت برای هر سمت تفاوت دارد و کارانه بهعنوان بخش دریافتی محسوب میشود. واحد مالی و اداری از لحاظ همکاری برای ارائه مساعده و وام با کارکنان رفتار مثبتی دارد. تجربهی خوب از گام الکترونیک تا حد زیادی به تیمی که در آن فعالیت میکنم بستگی دارد، چراکه در اکثر تیمها روابط دوستانه برقرار است؛ با این حال پذیرش نیروی جدید در برخی گروهها دشوار است.
ناواکو برای یادگیری یه شرکت خیلی خوبه مخصوصا واسه آدمای جونیور و تازه کار. طرف اومده بود تو شرکت واسه یه پوزیشن اداری، بعد از یه سال و نیم الان برنامه نویس شده و کلی مدرک تخصصی گرفته واسه کارش. حتی مورد بود که از حراست بعد از یه سال و نیم زحمت رفته بود توی مانیتورینگ و شبکه یا شاید کسی باور نکنه حتی از خدمات هم انتقال به واحدهای دیگه مشاهده شده که طرف رو رفتن کمکش کردن لیسانسشو گرفته رفته بخش متناسب با مدرکش. یعنی خلاصه بگم اگه کسی با استعداد و علاقمند باشه خیلی میتونه خوب تو اینجا یه تخصصی پیشرفت کنه.
شرکت کارت اعتباری ایران کیش را تجربه کردم و با این شرکت روبهرو شدم که ترکیبی از مدیران غیر حرفهای و بیسوادی اداری دارد؛ به نظر میرسید کارها بیشتر بر پایه روابط و پارتیبازی است تا دانش و تجربه مدیریتی. افراد تازهوارد وقتی وارد مجموعه میشدند، به جای جذب نیرو با معیارهای حرفهای، بیشتر برای تشکیل گروه و شبکهسازی استخدام میشدند و گاهی با دید منفی نسبت به آیندهی کار میشد. اگر تصمیم دارید زمان و انرژی خود را صرف اینجا کنید، احتمالا با هزینههای روانشناسی هم مواجه خواهید شد. در این محیط، برخوردها گاهی به گونهای بود که ممکن است نتیجهگیری کنید مدیر ممکن است نسبت به شما اختلافنظر پیدا کند و بدون اطلاع قبلی شما، از امکان عبور از یک مرحله یا گیت ورودی بگویند که نمیتوانید پیش بروید. هر کارمند جدیدی که در شرکت کار میکرد، سابقهاش در نظر گرفته میشد و بنابراین رزومهای که بتواند برای آینده مفید باشد چندان وجود نداشت؛ از نظر شخصیت هم به نظر میرسید که فضای کاری چندان مطلوب نیست و محیط کار برای توسعهی حرفهای نفر مقابل به راحتی فراهم نمیشد.
در اینجا با وجود تمام فشارها و بیعدالتیهایی که کشیده بودم، فهمیدم که محیط کار کانون تابان شهر خیلی ناسالم است و هیچ حسی از همدلی و احترام میان کارکنان وجود ندارد. سرمایهگذاری بیش از حد روی بههمریختگی، بیاعتمادی و رفتارهای غیرحرفهای را میشود دید؛ مدیری که واقعا به دنبال بهبود نیست و بیشتر به ظاهر و ادعاها توجه دارد. توی این مجموعه احساس میکردم تنها کسانی که با کار سخت و تلاش واقعی نتیجه میگیرند، بیپول و بیحرمت میمانند، در حالی که دیگران با بازیهای مدیریتی و سهمخواهی مسیر را به هر دری میزنند تا چیزی نصیبشان شود. در چنین فضایی با وجود فشارهای مالی و بیثباتی، وضعیت من هم رو به وخامت رفت و احساس کردم هیچ پشتیبانی واقعی وجود ندارد. به دلیل رفتارهای ناخوشایند و بیاخلاق بعضی افراد، ارزیابی من از این تجربه به شدت منفی شد و تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم تا بتوانم شرایط بهتری برای خودم فراهم کنم.
داتین اسم خوبی تو بازار داره حقوقبه موقع میدن ، امنیت شغلی داره، برای اموزش همخوب هزینه میکنن ولی فرهنگ سنتی و بد ، فاصله مدیر با کارشناس خیلی زیاده، از بالا با کارشناسا برخورد میکنن،خیلی بینظم، و از همه مهم تر خانمها اینجا امنیت روانی ندارن شوخی های بی مورد وخارج از حد انجام میشه و توسط کسانی که مدیرن و قدرت دارن و اینجوری از قدرتشون سو استفاده میکنن وبرای خانمهای مجرد و حتی متاهل احساس نا امنی ایجاد میکنن
سلام من حدود سه سال تو این شرکت کار کردم و دارم این نظر و با مقایسه بین شرکت های دیگه ای که توشون کار کردم یا پروژه داشتم میگم، از نظر فضای کاری خیلی محیط فرندلی و دوستانه ای داره و من توی جاهای دیگه که رفتم یه حس تعلق هنوزم بهش دارم. از نظر حقوق و مزایا هم نسبت به خیلی از شرکت های دیگه بهتر نباشه بدتر نیست. یه مقدار فقط از نظر مسافت و دسترسی مشکل داشت اونم حدود دوساله که جابجا شدن رفتن سعادت آباد.
اول مدتی خوبه و بعد از اون دیگه تغییر چندانی در اوضاع ایجاد نمیشه. من احساس کردم در آی تی ساز ارزش انسانی کارکنان خیلی پایین است و حتی این موضوع رو پنهان میکنن. به طور خاص، سیستم شرکت طوریه که تنها پنج تا شش ماه اول کار، وضعیت قابل قبول و رو به راه به نظر میرسه. تجربهام به عنوان برنامهنویس این بود که با وجود اینکه نتایج اولیه دلفریب بود، اما کمترین توجهای به سلامت روانی تیم نمیدیدم و این موضوع همواره به چشم نمیخورد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.