شرکت رستافن را ترک میکنم چون در نهایت متوجه شدم حقوقم آنقدر نيست که وعدههای اولیه را به ذهن بسپارم. در فرآیند مصاحبه، قولهای زیادی داده میشود، اما با تورم و تغییرات ساعت کاری شناور، فاصله بین قولها و واقعیت بسیار زیاد است. در تیمهای فنی تحقیقات یا تولید، مدیران پاییندستی با رفتارهای بیادبانه و توهینآمیز برخورد میکنند و فضای کار به شکل اربابرعایتی است که همکاران زیر دست را بهنوعی تحت فشار قرار میدهد. فضای همدلی برای همکاری و رشد کم است و برای کسانی که دنبال پیشرفت هستند، معمولا با محدودیتهای زیادی مواجه میشوید و گاه مجبور میشوید فراتر از ساعات کاری کار کنید. در شرایط خاص کشور، امنیت شخصی هم کمی زیر سؤال میرود. شرکت بخشی از هزینههای ناهار را میدهد و میانوعده هم ارائه میکند که خوب است، اما پاداش و سود تنها به برخی تعلق میگیرد و برای کارمندای رده پایین ناچیز است. بیمه تکمیلی هم وجود دارد، اما در کل تجربه از نظر فرصت یادگیری و رشد مطلوب نیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این مجموعه، جو کار بسیار ناسالم و پرتنش است و احساس میکنم مدیریت رفتارهای کنترلگرانه و بیرحمانهای دارد که با منطق و هماهنگی کمتری همراه است. گزارشهای روزانه کار به شکل مکرر درخواست میشود و این نظارت، فشار زیادی به تیم وارد میکند. محصولاتی که به عنوان نمونه معرفی شدهاند، هنوز از نظر کیفیت در جایگاهی نیستند که انتظار میرود و در سایت شرکت هم به نمایش گذاشته شدهاند؛ به نظر میرسد این پروژهها تا کنون توسط مصرفکنندگان جدی استفاده نشدهاند و آمار نصب آنها عمدتا به شرکتکنندگان در فرآیند مصاحبه نسبت داده میشود. شرکت به طور معمول تبلیغات استخدامی متعددی دارد و از داوطلبان خواسته میشود که اپها را نیز نصب کنند. از سوی دیگر، برخی کامنتهای مثبت در شبکههای اجتماعی به صورت ناشناس منتشر میشود و یکی از وظایف منشی شرکت، ثبت این نظرات است. مراسمی برای کارکنان برگزار میشود، اما جو آن به سختی و نامطلوب است و مدیریت با هدف گرفتن عکس، لبخند اجباری را به لبان کارکنان ناراحت میآورد؛ در هنگام قطع شدن کیک، تنش و اعصابخوردی به اوج میرسد. به نظر میرسد ساختار سازمانی قوام ندارد و همه تصمیمها به طور مستقیم از جانب مدیریت اجرایی میشود. ساعات کاری طولانی است و فشاری که از سوی مدیریت غیرمنصفانه و مداوم وجود دارد، به روان و اعصاب کارکنان فشار میآورد. اگر دنبال تجربه کار در محیطی با فضای کاملا پرتنش و ساختار مدیریتی سخت هستید، فرزان را میتوانید تجربه کنید…
ایجاد محیطی پویا و یک تجربه کارآمد برای من در فراداده رایانه سورنا رقم خورد. در این فضا همکاران با دلسوزی همراهی میکردند و فضای حرفهای شرکت فرصت مناسبی برای رشد فردی و ارتقای مهارتهای تخصصی فراهم میشد. از ویژگیهای مثبت حضور در این مجموعه میتوان به نظم سازمانی، احترام متقابل، تعهد به کیفیت کار و روحیه کار تیمی اشاره کرد که تجربه کاربری من را بهبود بخشید. رهبری مجموعه با رویکردی خردمندانه و برنامهریزی دقیق و پشتیبانی مستمر، انگیزهبخش بود و نقش موثری در افزایش سطح کاری و توسعه حرفهای من ایفا کرد. بیصبرانه از فرصتی که برای همکاری در این محیط سازنده داشتم سپاسگزارم.
سلام دوست عزیز، لازمه چند نکته را شفاف خدمتتان عرض کنم: ۱. درباره صحبتهایی که در مورد مدیران شرکت فرمودید: اشاره کردید برخی مدیران «اخراجی» بودهاند؛ این ادعا نادرست است. تمام مدیران فعلی شرکت افراد باتجربه و باسابقه مدیریتی هستند و هیچکدام سابقه اخراج ندارند. اگر شما سند یا اطلاعات دقیق در این مورد دارید، لطفا به عنوان مدیر منابع انسانی به بنده ارائه کنید تا بررسی شود. اما بیان چنین مواردی بدون هویت مشخص، هم یکطرفه قضاوت کردن است و هم دور از انصاف. ۲. موضوعی که فرمودید “دو ماه از زندگیتان حرام شده”: برای اینکه موضوع را دقیق بررسی کنیم، لطفا مشخص بفرمایید منظور چیست؟ آیا کاری خارج از تخصص شما به شما محول شده؟ آیا انتظاری خارج از شرح وظایف از شما خواسته شده؟ آیا حقوق یا مزایای شما پرداخت نشده؟ اینها مسائل مربوط به حقوق منابع انسانی است و قطعا قابل پیگیری است. در خصوص کارانه نیز دقیقا درست است—جزو حقوحقوق شماست و حتی اگر فقط چند ماه حضور داشتید، در زمان تسویه برای شما پرداخت میشود. اگر فکر میکنید حقی از شما تضییع شده، بفرمایید تا پیگیری کنم؛ و اگر نیاز بود، با هم خدمت مدیرعامل محترم مراجعه خواهیم کرد. ۳. درباره مدیرعامل محترم: به نظر میرسد از سوابق ایشان اطلاع کافی ندارید. تنها با یک جستوجوی ساده میتوانید سوابق قابلتوجه ایشان را مشاهده کنید، از جمله: بیش از ۱۷ سال سابقه مدیریتی در بانک ملت، شرکت یاس ارغوانی، بانک سامان، پردازشگران سامان، شرکت خدمات انفورماتیک و نگاه بانک کارآفرین دکتری هوش مصنوعی از دانشگاه تربیت مدرس (۱۳۹۳) ۱۲ سال سابقه تدریس دانشگاهی و مرتبه دانشیاری و دو سال مدیریت عامل همین شرکت در همین دو سال، شرکتی که چهار سال متوالی زیانده و در آستانه تعطیلی بود، به سوددهی پایدار رسیده و یک تیم قوی، متعهد و متخصص برای بانک شکل گرفته است. چند پروژه بزرگ و ملی نیز انشاءالله تا پایان سال رونمایی خواهد شد. بنابراین بهتر است بدون اطلاعات کامل، درباره دیگران داوری نفرمایید. در نهایت، اگر ابهامی دارید یا موضوعی هست که نیاز به صحبت دارد، در اتاق من به روی شما باز است. بیایید حضوری صحبت کنیم تا سوءتفاهمها برطرف شود و اگر حقی برای شما وجود دارد، حتما پیگیری شود.
در این مجموعه، من به عنوان کارشناس فروش مشغول به کار بودم و فضای کاری آن را بسیار دوستانه و امن میدیدم. مدیریان جوان مجموعه را اداره میکنند و این رویکرد موجب شده حضور کارکنان حس تعلق و انگیزه بیشتری داشته باشند. یکی از نکات مثبت، پرداخت منظم حقوق بود؛ علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش نیز دریافت میکردیم که به بهبود انگیزه و رضایت شغلی کمک میکرد.
متشکریم که تجربه تان را به اشتراک گذاشتید. در شرکت آرمان ما به بازخوردهای کارکنان، چه در دوره آزمایشی و چه پس از آن، اهمیت می دهیم و همواره تلاش میکنیم محیطی منصفانه و حرفه ای برای همه اعضای تیم فراهم کنیم.احترام به تفاوت های فردی و دوری از هرگونه تبعیض، بخشی از ارزش های اصلی ماست و ایجاد حس تبعیض یا تقسیم بندی «خودی و ناخودی» چیزی نیست که مورد تایید فرهنگ سازمانی ما باشد. اگر احساس کردید این ارزش ها در طول همکاری رعایت نشده، خوشحال میشویم جزئیات بیشتری از تجربه خود را بصورت مستقیم با واحد منابع انسانی در میان بگذارید تا بتوانیم اقدامات لازم را انجام دهیم. هدف ما فراهم کردن محیطی است که همه اعضای تیم در آن احساس احترام و ارزشمندی داشته باشند. به هرحال، انتخاب مسیر شغلی حق هر فرد است و امیدواریم در ادامه راه، تجربیات بهتری داشته باشد.
تمام نظرات مثبتی که اینجا نوشته میشه کار همون خانمه،حتی از طرف منابع انسانی نظر مینویسه،حتی اگه به تاریخ و ساعت نگاه کنید میبینید چقدر ناشیانه این کار را انجام میده متاسفانه دو ماه از زندگیمو حرام کسی کردم که اولین سابقه مدیریتی شه و از دو شرکت قبلیش هم اخراج شده و از همه بدتر مدیر عاملی با دو سال سابقه مدیریتی هست که شدیدا پشتیبان این دختره دلیلش بماند برای چه،فقط تو دو ماهی که من بودم پنج نفر از تیم این خانم استعفا دادند در کل سال آمارش بیاد خیلی جالب میشه،خانم ما محترم به جای اینکه بیای اینجا نظر مثبت راجع به خودت بدی بهتره رفتار بیمارگونه خودتو اصلاح کنی اوضاع به جوریه مدیرعامل با اسم منابع انسانی میاد اینجا نظر میده دیگه پی به عمق فاجعه ببرید،کارانه من که جزو حقوقم هست و ندادن
وقتی برای پارس دیتا تصمیم گرفتم کار کنم، فکر میکردم محیطی ساده و امن برای یادگیری هست اما به سرعت متوجه شدم شرایط خیلی متفاوت است. شرکت نسبتا کوچک بود و با بیست تا سی نفر کارمند در ابتدای کار به نظر میرسید؛ اما مشکلات زیادی توی اداره و روابط داخلی وجود داشت. در ابتدا فهمیدم که مدیریت سطح بالایی به نظر غیرشفاف میآمد و رفتارهای غیر حرفهای هم دیده میشد. جو کارگاهی به شدت نسبت به حضور زنان و مردان تفاوت داشت و به رغم وجود دو همکار آقا، باقی کارکنان اغلب با تغییرات مکرر و ترک واحد روبهرو میشدند. قراردادی که امضا میکردیم، اذعان میکرد که باید مدت مشخصی کار کنیم و اگر تصمیم به ترک بگیریم باید با پیامدهایی مانند از دست دادن بخش از حقوق یا مزایا مواجه شویم. با این حال، بسیاری از همکاران بدون پایبندی به قرارداد، شرکت را ترک میکردند. فضای کاری تا حد زیادی ناسالم و غیررایج بود و گفته میشد در بخش لابی، صحبتهای نامناسب و رفتارهای جنسی بین برخی افراد شنیده میشود. علاوه بر این، حقوق به طور منظم پرداخت نمیشد و مزایا هم وجود نداشت. وضعیت فنی و تخصصی تیم هم رضایتبخش نبود و به نظر میرسید که برخی از تکنسینها تخصص کافی یا مدرک فنی متناسب ندارند. به نظر میرسید که سایت شرکت از سالهای قبل بهروز نشده و این موضوع از طرف کاربران هم گزارش میشد. مدیریت فنی مجموعه به چشم من کمتر به عنوان یک تیم حرفهای IT دیده میشد و ارتباطات برقرار شده با سایر اعضا پرتنش بود. گاهی اختلاف نظرها با کاربران یا کارمندان در محیط کار به مشاجره میکشید و این موضوع کار را برای باقی افراد دشوار میکرد. شنیده میشد که شرکت با رفتن افراد، حقوقی را پرداخت نمیکند یا به تعویق میاندازد و برخی اوقات با قید و حمایت از ترک کار، افراد را تحت فشار قرار میدهد. در کل، وجود نیروی متخصص کافی به نظر نمیرسید و با توجه به پرداختها و فرصتهای یادگیری، به نظر میرسید بیشتر به سمت حفظ نیرو از طریق فشار روانی یا تهدید حرکت میکرد تا سرمایهگذاری واقعی روی توسعه حرفهای افراد. از نظر من، پیشنهاد کار در چنین محیطی برای کسی که به دنبال تجربه و یادگیری واقعی است، تصمیم بهموقع و دقیق میطلبد. به شخصه توصیه نمیکردم که دوباره به این شرکت بیایم، زیرا تجربهام نشان داد که فرصت یادگیری رایگان یا بدون تعهد وجود ندارد و مسائل حقوقی و اخلاقی متعددی در آنجا مطرح است.
وقتی تصمیم گرفتم از شرکت ماموت جدا شوم تا به سازمانی دیگر بپیوندم، متوجه شدم امنیت شغلی در اینجا وجود ندارد و با اینکه فرصت پیشرفت هست، شایستهسالاری به چشم نمیخورد. در این تیم بیاعتمادی و بیانصافی رایج است و ممکن است از هر چیزی بهانهای برای زیرسوال بردن دیگران پیدا شود. برای افرادی که فعلا بیکار هستند، ممکن است اخراج هم بشوند و در نهایت چیزی را از دست نخواهند داد.
بی جهت وبدون دلیل مستندجریمه میکندبدون اینکه پاسخگو باشند فکرمیکنم این هم راه درآمدجدیدی برای اسنپ شده. برخودشان غیرمنصافانه وبرده داری میباشد
به نظر من این شرکت با سیاستهای مدیریتی ضعیفی اداره میشود و مشکلات از همان جا آغاز میشود. مدیریتی که به شکل میکرومنیج عمل میکند، فضای کار را تبدیل به محیطی نگرانیآور کرده است. در اکثر بخشها دوربینهای مداربسته وجود دارد و مدیران دائما در حال رصد هستند تا هر رفتار کوچکی را زیر نظر بگیرند؛ و بارها هم شنیده شده که به کارمندها بازخواست یا حتی بهطور ناگهانی از آنها خواسته میشود فردا سر کار نباشند. تعریف «شناوری» برای اینجا به شکل کوتاه و بیثانیهای است، به طوری که موقع دادن حقوق، تصمیمگیری به حال و روز مدیر بستگی دارد و اگر او حالش خوب نباشد، حقوق واریز نمیشود و برای این رفتار توضیحی ارائه نمیشود. برخی کارکنان نیز به دلیل همین روحیه آشفته، حقوقشان با تاخیر پرداخت میشود تا به نوعی اذیت شوند. قراردادهای اجراییشان به شدت بیتعهد و بدقول است؛ استراحتی برای کارمندان درنظر گرفته نمیشود و باید دائما وضعیت کاری خود را به شکلی نامنی نمایش دهید. ما از اینجا فرار کردیم و به شما هم پیشنهاد میکنم به سلامت ذهن و اعصاب خود فکر کنید و اگر به دنبال محیطی آرام و قابل اعتماد هستید، اینجا جای مناسبی نیست. در اینجا فقط اعصابخوردی وجود دارد؛ از همان ابتدا خوب بهنظر میرسند، اما با گذشت یک ماه کار تمام میشود.
من تجربهای ناخوشایند از مرکز ادصاب دارم. با وجود تلاشهایی که برای کار روی پروژههای بکاند داشتم، فرایندها و رفتار شرکت به هیچ وجه حرفهای نبود و از نظر من سوءاستفادهها و سوء-management زیادی وجود داشت. به نظر من باید برای رسیدگی به این وضع، یک شکایت جامع علیه شرکت و مدیرانش مطرح کرد و از رفتارهای نامناسب آنها صحبت نمود. شرمآور است که چنین الگوهایی از برخورد را دیدم. ادصاب از دید من به شدت غیرقابلقبول است.
فضا در این شرکت به شدت غیر حرفهای است و ارزش افراد بیدلیل پایین میآید. ارتقاءها هم به شکل غیر حرفهای و بدون مسیر روشن انجام میشود و با وجود ظاهر منظم، واقعا پیشرفت معقولی وجود ندارد.
لعنت به اسنپ که برده داری نوین هست با حقوق 16 تومن و ی هزینه اسنپ500 تومن ده برابر از شما کار میکشن اشناهاشونو اون دخترای که بهشون حال میدنو گذاشتن شیفت صبح و خوب اونای که حرف گوش نکنن میندازن شب نصف شب مسافر فحشت بده حق اعتراض نداری راننده فحش بده باید خفه شی نامه بهت نمیدن اینقدر اذیتت میکنن خودت خارج شی
من تجربهای ناخوشایند از کار در یک شرکت ارائه میدهم که به نظر میرسد با ملاحظات قانونی و رفتاری نامطلوبی روبهرو بوده است. در این مجموعه، از من سفتهای گرفته شد و بدون رضایتمندی اجرا شد و حتی ده میلیون تومان به زور از من دریافت کردند. برای پیگیریها و مشاوره حقوقی، با وکیل مریم ترابی تماس گرفتم. شرکت، به نظر من، از مدیرانی کمالگرای بیپروای خانوادگی تشکیل شده بود و این رفتارها من را نگران کرد.
از وقتی وارد نبض افزار شدم، احساس کردم تبعیض شدیدی بین کارکنان وجود دارد. برای انجام حتی کار سادهای هم، باید صورتجلسات و نامههای بیارزش نوشته شود. مدیریتی که با سواد نیست و به نظر سفارشی میآیند، فضای کار را به شدت ناسالم کردهاند. این شرکت ارزش واقعی برای کار من قائل نمیشود و حضور در آن به هیچ وجه دانش یا تجربهای به من اضافه نمیکند؛ فقط کارهای فرسایشی تکراری انجام میدهم.
در دورهی همکاریام با این شرکت، فضایی سالم، حرفهای و باکیفیت را تجربه کردم و ارزش زیادی برایم داشت. از نقاط قوتش میتوان به رعایت استانداردهای کاری، نظم تیمی و محیط دوستانه اشاره کرد. کار با تیم فراخود تجربهای آموزنده و گرانقدر بود.
همواره به این نتیجه میرسم که هر شرکتی هم مزایا دارد و هم محدودیتها. با توجه به تفاوتهای شخصیتی، برداشتها از این شرکت میتواند گوناگون باشد. از نظر من نباید انتظار داشت که سازمانی کاملا بالغ و بینقص در همه زمینهها باشد. در کل، جنبههای مثبت و منفی شرکت را با هم میسنجم و نتیجهگیری نهایی من مثبت است. کسانی که تمایل به رشد دارند، فرصت پیشرفت هم برای خودشان و هم برای شرکت فراهم میکنند.
شرکت خدمات انفورماتیک را تجربه کردم با گرهای بزرگ از بیتجربگی در مدیریت فناوری اطلاعات. مدتی است که از کمکاری مدیر فناوری اطلاعات رنج میبریم؛ به خاطر نبود دانش لازم در زمینه فناوری اطلاعات و صرفا آشنایی با کابلکشی و Ping، وظیفه مدیریت IT به فردی سپرده شده که سابقهای در این حوزه ندارد. او به همراه چند همکار بیدقت خود را مسئول گروه کرده و در نتیجه تعداد زیادی از همکاران با تجربه و توانمند از شرکت جدا میشوند. اکنون بسیاری از سامانهها و سرورهای داخلی از دسترس خارج شدهاند و به دلیل عدم فاصلهگیری مناسب از سوی مدیر جدید، اطلاعرسانی لازم به ذینفعان انجام نمیشود. رفتارها و روالهای رسیدگی به رخدادها و طرحهای بازیابی فاجعه برای او کاملا آشنا نیست و چنین مدیریتی در چنین شرکت بزرگی قابل قبول نیست.
در این شرکت بودن تجربهای بود که نشان میداد فضای کار به شدت پویا و پرتنش است و رفتارها تفاوت زیادی با انتظارها دارد. منابع انسانی را بیاحترام و همدست میبینم که به همکاران فشار میآورند و پشتسر هم نظر میگذارند. عقدههای مدیریتی به وضوح در برخورد با کارشناسان دیده میشود و محیط کار به هیچ وجه آرام و مساعد نیست.
شرکت رستافن را ترک میکنم چون در نهایت متوجه شدم حقوقم آنقدر نيست که وعدههای اولیه را به ذهن بسپارم. در فرآیند مصاحبه، قولهای زیادی داده میشود، اما با تورم و تغییرات ساعت کاری شناور، فاصله بین قولها و واقعیت بسیار زیاد است. در تیمهای فنی تحقیقات یا تولید، مدیران پاییندستی با رفتارهای بیادبانه و توهینآمیز برخورد میکنند و فضای کار به شکل اربابرعایتی است که همکاران زیر دست را بهنوعی تحت فشار قرار میدهد. فضای همدلی برای همکاری و رشد کم است و برای کسانی که دنبال پیشرفت هستند، معمولا با محدودیتهای زیادی مواجه میشوید و گاه مجبور میشوید فراتر از ساعات کاری کار کنید. در شرایط خاص کشور، امنیت شخصی هم کمی زیر سؤال میرود. شرکت بخشی از هزینههای ناهار را میدهد و میانوعده هم ارائه میکند که خوب است، اما پاداش و سود تنها به برخی تعلق میگیرد و برای کارمندای رده پایین ناچیز است. بیمه تکمیلی هم وجود دارد، اما در کل تجربه از نظر فرصت یادگیری و رشد مطلوب نیست.
در این مجموعه، جو کار بسیار ناسالم و پرتنش است و احساس میکنم مدیریت رفتارهای کنترلگرانه و بیرحمانهای دارد که با منطق و هماهنگی کمتری همراه است. گزارشهای روزانه کار به شکل مکرر درخواست میشود و این نظارت، فشار زیادی به تیم وارد میکند. محصولاتی که به عنوان نمونه معرفی شدهاند، هنوز از نظر کیفیت در جایگاهی نیستند که انتظار میرود و در سایت شرکت هم به نمایش گذاشته شدهاند؛ به نظر میرسد این پروژهها تا کنون توسط مصرفکنندگان جدی استفاده نشدهاند و آمار نصب آنها عمدتا به شرکتکنندگان در فرآیند مصاحبه نسبت داده میشود. شرکت به طور معمول تبلیغات استخدامی متعددی دارد و از داوطلبان خواسته میشود که اپها را نیز نصب کنند. از سوی دیگر، برخی کامنتهای مثبت در شبکههای اجتماعی به صورت ناشناس منتشر میشود و یکی از وظایف منشی شرکت، ثبت این نظرات است. مراسمی برای کارکنان برگزار میشود، اما جو آن به سختی و نامطلوب است و مدیریت با هدف گرفتن عکس، لبخند اجباری را به لبان کارکنان ناراحت میآورد؛ در هنگام قطع شدن کیک، تنش و اعصابخوردی به اوج میرسد. به نظر میرسد ساختار سازمانی قوام ندارد و همه تصمیمها به طور مستقیم از جانب مدیریت اجرایی میشود. ساعات کاری طولانی است و فشاری که از سوی مدیریت غیرمنصفانه و مداوم وجود دارد، به روان و اعصاب کارکنان فشار میآورد. اگر دنبال تجربه کار در محیطی با فضای کاملا پرتنش و ساختار مدیریتی سخت هستید، فرزان را میتوانید تجربه کنید…
ایجاد محیطی پویا و یک تجربه کارآمد برای من در فراداده رایانه سورنا رقم خورد. در این فضا همکاران با دلسوزی همراهی میکردند و فضای حرفهای شرکت فرصت مناسبی برای رشد فردی و ارتقای مهارتهای تخصصی فراهم میشد. از ویژگیهای مثبت حضور در این مجموعه میتوان به نظم سازمانی، احترام متقابل، تعهد به کیفیت کار و روحیه کار تیمی اشاره کرد که تجربه کاربری من را بهبود بخشید. رهبری مجموعه با رویکردی خردمندانه و برنامهریزی دقیق و پشتیبانی مستمر، انگیزهبخش بود و نقش موثری در افزایش سطح کاری و توسعه حرفهای من ایفا کرد. بیصبرانه از فرصتی که برای همکاری در این محیط سازنده داشتم سپاسگزارم.
سلام دوست عزیز، لازمه چند نکته را شفاف خدمتتان عرض کنم: ۱. درباره صحبتهایی که در مورد مدیران شرکت فرمودید: اشاره کردید برخی مدیران «اخراجی» بودهاند؛ این ادعا نادرست است. تمام مدیران فعلی شرکت افراد باتجربه و باسابقه مدیریتی هستند و هیچکدام سابقه اخراج ندارند. اگر شما سند یا اطلاعات دقیق در این مورد دارید، لطفا به عنوان مدیر منابع انسانی به بنده ارائه کنید تا بررسی شود. اما بیان چنین مواردی بدون هویت مشخص، هم یکطرفه قضاوت کردن است و هم دور از انصاف. ۲. موضوعی که فرمودید “دو ماه از زندگیتان حرام شده”: برای اینکه موضوع را دقیق بررسی کنیم، لطفا مشخص بفرمایید منظور چیست؟ آیا کاری خارج از تخصص شما به شما محول شده؟ آیا انتظاری خارج از شرح وظایف از شما خواسته شده؟ آیا حقوق یا مزایای شما پرداخت نشده؟ اینها مسائل مربوط به حقوق منابع انسانی است و قطعا قابل پیگیری است. در خصوص کارانه نیز دقیقا درست است—جزو حقوحقوق شماست و حتی اگر فقط چند ماه حضور داشتید، در زمان تسویه برای شما پرداخت میشود. اگر فکر میکنید حقی از شما تضییع شده، بفرمایید تا پیگیری کنم؛ و اگر نیاز بود، با هم خدمت مدیرعامل محترم مراجعه خواهیم کرد. ۳. درباره مدیرعامل محترم: به نظر میرسد از سوابق ایشان اطلاع کافی ندارید. تنها با یک جستوجوی ساده میتوانید سوابق قابلتوجه ایشان را مشاهده کنید، از جمله: بیش از ۱۷ سال سابقه مدیریتی در بانک ملت، شرکت یاس ارغوانی، بانک سامان، پردازشگران سامان، شرکت خدمات انفورماتیک و نگاه بانک کارآفرین دکتری هوش مصنوعی از دانشگاه تربیت مدرس (۱۳۹۳) ۱۲ سال سابقه تدریس دانشگاهی و مرتبه دانشیاری و دو سال مدیریت عامل همین شرکت در همین دو سال، شرکتی که چهار سال متوالی زیانده و در آستانه تعطیلی بود، به سوددهی پایدار رسیده و یک تیم قوی، متعهد و متخصص برای بانک شکل گرفته است. چند پروژه بزرگ و ملی نیز انشاءالله تا پایان سال رونمایی خواهد شد. بنابراین بهتر است بدون اطلاعات کامل، درباره دیگران داوری نفرمایید. در نهایت، اگر ابهامی دارید یا موضوعی هست که نیاز به صحبت دارد، در اتاق من به روی شما باز است. بیایید حضوری صحبت کنیم تا سوءتفاهمها برطرف شود و اگر حقی برای شما وجود دارد، حتما پیگیری شود.
در این مجموعه، من به عنوان کارشناس فروش مشغول به کار بودم و فضای کاری آن را بسیار دوستانه و امن میدیدم. مدیریان جوان مجموعه را اداره میکنند و این رویکرد موجب شده حضور کارکنان حس تعلق و انگیزه بیشتری داشته باشند. یکی از نکات مثبت، پرداخت منظم حقوق بود؛ علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش نیز دریافت میکردیم که به بهبود انگیزه و رضایت شغلی کمک میکرد.
متشکریم که تجربه تان را به اشتراک گذاشتید. در شرکت آرمان ما به بازخوردهای کارکنان، چه در دوره آزمایشی و چه پس از آن، اهمیت می دهیم و همواره تلاش میکنیم محیطی منصفانه و حرفه ای برای همه اعضای تیم فراهم کنیم.احترام به تفاوت های فردی و دوری از هرگونه تبعیض، بخشی از ارزش های اصلی ماست و ایجاد حس تبعیض یا تقسیم بندی «خودی و ناخودی» چیزی نیست که مورد تایید فرهنگ سازمانی ما باشد. اگر احساس کردید این ارزش ها در طول همکاری رعایت نشده، خوشحال میشویم جزئیات بیشتری از تجربه خود را بصورت مستقیم با واحد منابع انسانی در میان بگذارید تا بتوانیم اقدامات لازم را انجام دهیم. هدف ما فراهم کردن محیطی است که همه اعضای تیم در آن احساس احترام و ارزشمندی داشته باشند. به هرحال، انتخاب مسیر شغلی حق هر فرد است و امیدواریم در ادامه راه، تجربیات بهتری داشته باشد.
تمام نظرات مثبتی که اینجا نوشته میشه کار همون خانمه،حتی از طرف منابع انسانی نظر مینویسه،حتی اگه به تاریخ و ساعت نگاه کنید میبینید چقدر ناشیانه این کار را انجام میده متاسفانه دو ماه از زندگیمو حرام کسی کردم که اولین سابقه مدیریتی شه و از دو شرکت قبلیش هم اخراج شده و از همه بدتر مدیر عاملی با دو سال سابقه مدیریتی هست که شدیدا پشتیبان این دختره دلیلش بماند برای چه،فقط تو دو ماهی که من بودم پنج نفر از تیم این خانم استعفا دادند در کل سال آمارش بیاد خیلی جالب میشه،خانم ما محترم به جای اینکه بیای اینجا نظر مثبت راجع به خودت بدی بهتره رفتار بیمارگونه خودتو اصلاح کنی اوضاع به جوریه مدیرعامل با اسم منابع انسانی میاد اینجا نظر میده دیگه پی به عمق فاجعه ببرید،کارانه من که جزو حقوقم هست و ندادن
وقتی برای پارس دیتا تصمیم گرفتم کار کنم، فکر میکردم محیطی ساده و امن برای یادگیری هست اما به سرعت متوجه شدم شرایط خیلی متفاوت است. شرکت نسبتا کوچک بود و با بیست تا سی نفر کارمند در ابتدای کار به نظر میرسید؛ اما مشکلات زیادی توی اداره و روابط داخلی وجود داشت. در ابتدا فهمیدم که مدیریت سطح بالایی به نظر غیرشفاف میآمد و رفتارهای غیر حرفهای هم دیده میشد. جو کارگاهی به شدت نسبت به حضور زنان و مردان تفاوت داشت و به رغم وجود دو همکار آقا، باقی کارکنان اغلب با تغییرات مکرر و ترک واحد روبهرو میشدند. قراردادی که امضا میکردیم، اذعان میکرد که باید مدت مشخصی کار کنیم و اگر تصمیم به ترک بگیریم باید با پیامدهایی مانند از دست دادن بخش از حقوق یا مزایا مواجه شویم. با این حال، بسیاری از همکاران بدون پایبندی به قرارداد، شرکت را ترک میکردند. فضای کاری تا حد زیادی ناسالم و غیررایج بود و گفته میشد در بخش لابی، صحبتهای نامناسب و رفتارهای جنسی بین برخی افراد شنیده میشود. علاوه بر این، حقوق به طور منظم پرداخت نمیشد و مزایا هم وجود نداشت. وضعیت فنی و تخصصی تیم هم رضایتبخش نبود و به نظر میرسید که برخی از تکنسینها تخصص کافی یا مدرک فنی متناسب ندارند. به نظر میرسید که سایت شرکت از سالهای قبل بهروز نشده و این موضوع از طرف کاربران هم گزارش میشد. مدیریت فنی مجموعه به چشم من کمتر به عنوان یک تیم حرفهای IT دیده میشد و ارتباطات برقرار شده با سایر اعضا پرتنش بود. گاهی اختلاف نظرها با کاربران یا کارمندان در محیط کار به مشاجره میکشید و این موضوع کار را برای باقی افراد دشوار میکرد. شنیده میشد که شرکت با رفتن افراد، حقوقی را پرداخت نمیکند یا به تعویق میاندازد و برخی اوقات با قید و حمایت از ترک کار، افراد را تحت فشار قرار میدهد. در کل، وجود نیروی متخصص کافی به نظر نمیرسید و با توجه به پرداختها و فرصتهای یادگیری، به نظر میرسید بیشتر به سمت حفظ نیرو از طریق فشار روانی یا تهدید حرکت میکرد تا سرمایهگذاری واقعی روی توسعه حرفهای افراد. از نظر من، پیشنهاد کار در چنین محیطی برای کسی که به دنبال تجربه و یادگیری واقعی است، تصمیم بهموقع و دقیق میطلبد. به شخصه توصیه نمیکردم که دوباره به این شرکت بیایم، زیرا تجربهام نشان داد که فرصت یادگیری رایگان یا بدون تعهد وجود ندارد و مسائل حقوقی و اخلاقی متعددی در آنجا مطرح است.
وقتی تصمیم گرفتم از شرکت ماموت جدا شوم تا به سازمانی دیگر بپیوندم، متوجه شدم امنیت شغلی در اینجا وجود ندارد و با اینکه فرصت پیشرفت هست، شایستهسالاری به چشم نمیخورد. در این تیم بیاعتمادی و بیانصافی رایج است و ممکن است از هر چیزی بهانهای برای زیرسوال بردن دیگران پیدا شود. برای افرادی که فعلا بیکار هستند، ممکن است اخراج هم بشوند و در نهایت چیزی را از دست نخواهند داد.
بی جهت وبدون دلیل مستندجریمه میکندبدون اینکه پاسخگو باشند فکرمیکنم این هم راه درآمدجدیدی برای اسنپ شده. برخودشان غیرمنصافانه وبرده داری میباشد
به نظر من این شرکت با سیاستهای مدیریتی ضعیفی اداره میشود و مشکلات از همان جا آغاز میشود. مدیریتی که به شکل میکرومنیج عمل میکند، فضای کار را تبدیل به محیطی نگرانیآور کرده است. در اکثر بخشها دوربینهای مداربسته وجود دارد و مدیران دائما در حال رصد هستند تا هر رفتار کوچکی را زیر نظر بگیرند؛ و بارها هم شنیده شده که به کارمندها بازخواست یا حتی بهطور ناگهانی از آنها خواسته میشود فردا سر کار نباشند. تعریف «شناوری» برای اینجا به شکل کوتاه و بیثانیهای است، به طوری که موقع دادن حقوق، تصمیمگیری به حال و روز مدیر بستگی دارد و اگر او حالش خوب نباشد، حقوق واریز نمیشود و برای این رفتار توضیحی ارائه نمیشود. برخی کارکنان نیز به دلیل همین روحیه آشفته، حقوقشان با تاخیر پرداخت میشود تا به نوعی اذیت شوند. قراردادهای اجراییشان به شدت بیتعهد و بدقول است؛ استراحتی برای کارمندان درنظر گرفته نمیشود و باید دائما وضعیت کاری خود را به شکلی نامنی نمایش دهید. ما از اینجا فرار کردیم و به شما هم پیشنهاد میکنم به سلامت ذهن و اعصاب خود فکر کنید و اگر به دنبال محیطی آرام و قابل اعتماد هستید، اینجا جای مناسبی نیست. در اینجا فقط اعصابخوردی وجود دارد؛ از همان ابتدا خوب بهنظر میرسند، اما با گذشت یک ماه کار تمام میشود.
من تجربهای ناخوشایند از مرکز ادصاب دارم. با وجود تلاشهایی که برای کار روی پروژههای بکاند داشتم، فرایندها و رفتار شرکت به هیچ وجه حرفهای نبود و از نظر من سوءاستفادهها و سوء-management زیادی وجود داشت. به نظر من باید برای رسیدگی به این وضع، یک شکایت جامع علیه شرکت و مدیرانش مطرح کرد و از رفتارهای نامناسب آنها صحبت نمود. شرمآور است که چنین الگوهایی از برخورد را دیدم. ادصاب از دید من به شدت غیرقابلقبول است.
فضا در این شرکت به شدت غیر حرفهای است و ارزش افراد بیدلیل پایین میآید. ارتقاءها هم به شکل غیر حرفهای و بدون مسیر روشن انجام میشود و با وجود ظاهر منظم، واقعا پیشرفت معقولی وجود ندارد.
لعنت به اسنپ که برده داری نوین هست با حقوق 16 تومن و ی هزینه اسنپ500 تومن ده برابر از شما کار میکشن اشناهاشونو اون دخترای که بهشون حال میدنو گذاشتن شیفت صبح و خوب اونای که حرف گوش نکنن میندازن شب نصف شب مسافر فحشت بده حق اعتراض نداری راننده فحش بده باید خفه شی نامه بهت نمیدن اینقدر اذیتت میکنن خودت خارج شی
من تجربهای ناخوشایند از کار در یک شرکت ارائه میدهم که به نظر میرسد با ملاحظات قانونی و رفتاری نامطلوبی روبهرو بوده است. در این مجموعه، از من سفتهای گرفته شد و بدون رضایتمندی اجرا شد و حتی ده میلیون تومان به زور از من دریافت کردند. برای پیگیریها و مشاوره حقوقی، با وکیل مریم ترابی تماس گرفتم. شرکت، به نظر من، از مدیرانی کمالگرای بیپروای خانوادگی تشکیل شده بود و این رفتارها من را نگران کرد.
از وقتی وارد نبض افزار شدم، احساس کردم تبعیض شدیدی بین کارکنان وجود دارد. برای انجام حتی کار سادهای هم، باید صورتجلسات و نامههای بیارزش نوشته شود. مدیریتی که با سواد نیست و به نظر سفارشی میآیند، فضای کار را به شدت ناسالم کردهاند. این شرکت ارزش واقعی برای کار من قائل نمیشود و حضور در آن به هیچ وجه دانش یا تجربهای به من اضافه نمیکند؛ فقط کارهای فرسایشی تکراری انجام میدهم.
در دورهی همکاریام با این شرکت، فضایی سالم، حرفهای و باکیفیت را تجربه کردم و ارزش زیادی برایم داشت. از نقاط قوتش میتوان به رعایت استانداردهای کاری، نظم تیمی و محیط دوستانه اشاره کرد. کار با تیم فراخود تجربهای آموزنده و گرانقدر بود.
همواره به این نتیجه میرسم که هر شرکتی هم مزایا دارد و هم محدودیتها. با توجه به تفاوتهای شخصیتی، برداشتها از این شرکت میتواند گوناگون باشد. از نظر من نباید انتظار داشت که سازمانی کاملا بالغ و بینقص در همه زمینهها باشد. در کل، جنبههای مثبت و منفی شرکت را با هم میسنجم و نتیجهگیری نهایی من مثبت است. کسانی که تمایل به رشد دارند، فرصت پیشرفت هم برای خودشان و هم برای شرکت فراهم میکنند.
شرکت خدمات انفورماتیک را تجربه کردم با گرهای بزرگ از بیتجربگی در مدیریت فناوری اطلاعات. مدتی است که از کمکاری مدیر فناوری اطلاعات رنج میبریم؛ به خاطر نبود دانش لازم در زمینه فناوری اطلاعات و صرفا آشنایی با کابلکشی و Ping، وظیفه مدیریت IT به فردی سپرده شده که سابقهای در این حوزه ندارد. او به همراه چند همکار بیدقت خود را مسئول گروه کرده و در نتیجه تعداد زیادی از همکاران با تجربه و توانمند از شرکت جدا میشوند. اکنون بسیاری از سامانهها و سرورهای داخلی از دسترس خارج شدهاند و به دلیل عدم فاصلهگیری مناسب از سوی مدیر جدید، اطلاعرسانی لازم به ذینفعان انجام نمیشود. رفتارها و روالهای رسیدگی به رخدادها و طرحهای بازیابی فاجعه برای او کاملا آشنا نیست و چنین مدیریتی در چنین شرکت بزرگی قابل قبول نیست.
در این شرکت بودن تجربهای بود که نشان میداد فضای کار به شدت پویا و پرتنش است و رفتارها تفاوت زیادی با انتظارها دارد. منابع انسانی را بیاحترام و همدست میبینم که به همکاران فشار میآورند و پشتسر هم نظر میگذارند. عقدههای مدیریتی به وضوح در برخورد با کارشناسان دیده میشود و محیط کار به هیچ وجه آرام و مساعد نیست.