در این شرکت به عنوان توسعهدهنده نرمافزار فعالیت داشتم و مسئول طراحی، توسعه و بهینهسازی سیستمهای تحت وب بودم. یکی از نکات مثبت تجربه من، جو همدلی و هماهنگی فوقالعادهای بود که در تیم وجود داشت؛ اعضا بهقدری با هم همراه بودند که در پروژههای پیچیده نیز همکاری و هماهنگی بینقصی از خود نشان میدادند. از حضور مدیرانی کارآمد و منصف که آشنا به مسائل فنی محیطی بودند هم بهره میبردیم و فضای حرفهای و حمایتی قابلتوجهی ایجاد شده بود. اما متأسفانه به دلیل جابجایی محل سکونت، ناچار شدم محل کار را تغییر بدهم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای این شرکت یک تجربه مصاحبه را به شکل تازه و طبیعی بازنویسی میکنم، طوری که معنا و لحن اصلی حفظ شود اما عبارتها و ساختار به طور قابل توجهی نو شود. به مصاحبهای با شرکت داده پردازی ایران رفتم و به عنوان توسعهدهنده ارشد داتنت دعوت شدم. در روز مصاحبه، سه برگ آچار و خودکاری به من دادند تا حدود چهل و پنج سوال را روی کاغذ حل کنم و کد را هم روی همان کاغذ بنویسم. در بخش مصاحبه، بخشی از کار با تیم منابع انسانی بود که دویست و چهلم سوال را برای تکمیل به من ارائه کردند. پس از گذشت یک ماه، پیامکی برای من فرستادند با این مضمون که آقای … گرامی، با احترام اطلاع داده میشود که شما موفق به گذراندن آزمون فنی و مصاحبه منابع انسانی شدهاید و استخدام شما در مرحله صدور مجوز استخدام توسط مدیرعامل در دست بررسی است. از شکیبایی شما کمال تشکر را دارم و معاونت نیروی انسانی و تامین زنجیره این پیام را ارسال کرده است. الان هشت ماه است که خبری در کار نیست و واقعا نمیدانم آیا مشکلی وجود دارد یا فرصتها به تعویق افتادهاند. آیا ممکن است وضعیت را روشن کنید؟
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش....
آقا یا خانم داتین شما مریضی که مدام توی لینکدین پست استخدام میذاری و توی جلسات مصاحبه این دلقک بازی مدیراتون دارن!!! بابا خجالت بکشین حال بهم زنگ هستین دقیقا مشخص شد هست که چرا هکرا داتبن هدف گرفتن چون یه مشت مدیر بیسواد الدنگ و ... اونجا نشستن دوستان اصلا برای این شرکت افتضاح و معلوم الحال رزومه ندین که شخصیت خودتون پایین میارین
شرکت علی بابا شهره شهر هست به خاطر تعدیل نیروهاش. همین 2 ماه پیش با افتخار 45 درصد نیروهاش تعدیل کرده! باید گل بگیرن در همچین شرکتی رو. جالب که مدیراشون اتفاقی براشون نمیافته
در حال حاضر من به عنوان کسی که سابقهای در شرکت دارم، تجربه متفاوتی را از مسیر یکی از مدیران طی کردهام. مدیر عامل فعلی که سابقهای از روابط عمومی و مخبر بودن دارد، روزگاری به عنوان منشی آغاز کرده بود و بعدها به این جایگاه رسید. او حالا مدیریت شرکت را بر عهده گرفته و حتی صاحب یک آرایشگاه هم شده است. رزومهاش را که میبینم، متوجه میشوم که هنوز چندان تجربه یا تخصص مشخصی ندارد. با این حال برخی از همکاران از ایدهها و نگاههایش ابراز علاقه میکنند، هرچند اکثر اوقات فکر میکنم ایدههایش تکراری است و جای بهبود دارد. بحث به کارگیری هوش مصنوعی هم در حال افزایش است و به نظر میرسد بعضی وظایف ساده اما مهم را میتواند برای افراد بیدردسرتر کند؛ اما به خاطر خودمان باید به دنبال کار و توسعه فردی باشیم و به جای وابستگی به چنین روندهایی، روی پیشرفت شخصیمان تمرکز کنیم.
شرکت فرینه فناور تجربهای از حضورم در مصاحبه را به اشتراک میگذارم که همچنان روی ذهنم مانده است. اولین ملاقات من برای موقعیت Backend Developer در ساعت ۸:۳۰ برگزار شد و فهمیدم هیچکس برای مصاحبهام حاضر نیست؛ تا ساعت ۸:۵۰ هم منتظر ماندم اما نهایتا از اتاق جلسات بیرون برده شدم. پس از یک هفته از سوی شرکت اعلام شد که باید یک مصاحبه عملی انجام بدهم و هیچ توضیحی داده نشد؛ گفتند هر چیزی که بلدم پیادهسازی کنم و در همان روز، وقت من را بیفایده تلف کردم. وقتی نتیجهای نگرفتم، با تیم منابع انسانی تماس گرفتم و با مردی به نام نگین راز صحبت کردم. رفتار ظاهرا بیقصد و غیرفعال و با جوابی مبهم همراه بود. دوباره برای مصاحبه سوم خبر دادند اما در راه رسیدن به ساختمان گفتند مصاحبه کنسل شده و قرار شد دوباره در اوایل هفته بعد هماهنگ شود؛ اما باز خبری نشد. دو هفته دیگر هم گذشته بود و من تماس گرفتم تا پیگیری کنم و سرانجام ایمیلی با این اخبار دریافت کردم. در نهایت، حس ناامیدی از بیمسئولیتی برخی اعضای شرکت را تجربه کردم. هر چند خدا را شکر میکنم که مسیرم را روشنتر دیدم، اما این تجربه مرا از نظر حرفهای و انسانی به تفکر و دقت بیشتری واداشت.
برای من بدترین لحظههای کار زمانی بود که با دروغ و فرصتطلبی عمرم را تلف میکنند. به نظر من به جای تنها انتشار نظرات مثبت، بهتر است از سابقههایی مثل شکایات و چکهای مدیرعامل مطلع شوید تا خودتان به واقعیت پی ببرید.
هرگز به داتین نروید هرگز، یعنی فاجعه ترین جایی که مصاحبه شدم یعنی فقط دلم می خواست بدونم این بی سواد ها که از مهدکودک فارغالتحصیل شدن دقیقا مبنای استخدام شون چی بوده تو این شرکت چی میگذره خدا میدونه ولی علت فجایع بزرگی که اول برای مردم بعدم برای سپه و پاسارگاد اتفاق افتاد تو اولین مصاحبه محرزه داتین تو مهدکودکی بیش نیستی واقعا جای تاسف داره
خیلی شرکت بدی هست بابت باکس پول کم کردن گفتن عکس بفرست فرستادم ولی پول کم کردن من کلا حذف کردم دوستان نرم افزار رو پاک کنید تا تعداد سفیر این شرکت کم بشه تا کلا جمع کنن اینا دزد هستن پول الکی و بدون اطلاع رسانی قبلی کم میکنن و دیگه هم برگشت نمیزنن مسیرها خیلی طولانی و کرایه ها نصبت به مسیر خیلی خیلی پایین تر هست کلا یه شرکت خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کوچیک و کم اهمیتی هست
یکی از تجربههای من این بود که با وجود وعدههای صریح شرکت، در عمل به آنها پایبند نبودند و پس از چند مرحله مصاحبه بینتیجه کار را رها کردند؛ بهویژه از صرف وقت مخاطب استقبال نمیشد و ارزش وقتگذاشتن را برایم پایین آمد.
اردیبهشت ۹۴ قرارداد ۳ ماهه بام بستن با حقوق یک میلیون و دویست هزار تومان. گفته بودم که بکندکار هستم اما دیدم یه فایل فتوشاپی میدن و کل فرانت و بک سایت رو باید خودت بزنی و به هر کس یه پروژه کامل مجزا میدن و اصلا تیم ورکی در میان نیست، یه روز از کوره در رفتم و با مشت کوبیدم رو میز برنامه نویس ارشدی که ریش پرفسوری داشت و فریاد زدم این چه وضعیه ، قرارداد سه ماهه من تمدید نشد و اومدم بیرون فریلنسر شدم و خیلی هم راضی ام.
فشار کاری افتضاح در حد این که در هر شیفت ۹:۳۰ کار مداوم فقط یه رب تایم ناهار و ۱۵ دقیقه استراحت دارید بعد از دوسال فعالیت نه پیشرفت شغلی در کار بود و نه احترامی دریافت مرخصی با هزار منت و اطلاع رسانی از هفته قبل در حد یکی دو روز امکان پذیر بود. حقوق و مزایا پایین، آسیب دیدن روح و جسم بالا
فضای شرکت خیلی دوستانه و مثبت بهنظر میرسید؛ همه افراد بخش منابع انسانی و مدیر مربوطه و حتی نگهبانان با برخوردی دوستانه و خوب از من استقبال کردند. سوالاتی که مطرح شد کاملا مرتبط و مناسب بود و تسلطم نسبت به مباحث هم تا حد زیادی خوبی بود. نکته مثبت این بود که با وجود تأخیر من در رسیدن به مصاحبه، روند مصاحبه همچنان برگزار شد و برخورد تیم نمونهگشایی عالی بود و همکاری خوبی داشتند تا من بتوانم مصاحبه را انجام بدهم.
شرکت حلوای عقاب به من فرصت بانظیری برای ملاقات با تیم منابع انسانی داد و از همان لحظه اول محیطی منظم و حرفهای را به نمایش گذاشت. کارشناس طراحی بودن من با وجود فاصلهی کم تا شرکت، تمام تکالیف روز مصاحبه را بهطور دقیق دنبال کردند و حتی نگهبانی هم از وجود مصاحبه مطلع بود که این، نشانهی نظم بالای شرکت بود. با گرمابانی و احترام کامل، مرا به بخش منابع انسانی معرفی کردند و با تیمی حرفهای روبهرو شدم. پذیرایی دوستانه و برخوردی مهربانانه داشتند، هرچند انتظار آنها از سطح تخصصی بیش از سطح من بود و شباهتی به تواناییهای من نشان نمیداد. در نهایت سه روز طول کشید تا بهطور قطع مطلع شدم که پذیرفته نشدهام؛ پیام آنها محترمانه بود و احترام را همچنان حفظ میکرد. در پایان، بهعنوان حسن ختام، تیم منابع انسانی شرکت حلوای عقاب چنین آرزویی را بر زبان آوردند که برای من در آیندهای مناسب و در صورت شایستگی، دوباره در خدمتشان باشم. ایام بهکام.
در ابتدای کار با تأسف از نپیوستن به تیم، اما تجربهام نشان داد که فضای سازمانی منظم و با برخوردی محترمانه بود. پذیرایی اندکی انجام شد و برای مسیر طیشده تا مصاحبه، از من دلجویی کردند که این رفتار به نظر من منعکسکننده شخصیت کلی شرکت بود. روند فنی مصاحبه به شکل منظم و حسابشده پیش رفت. نتیجه را حدود سه روز پس از مصاحبه اعلام کردند و این نیز نمادی از نظم و ساختار حرفهای سازمان بود. در کل تجربهام مثبت بود.
مدت کوتاهی با تیمی منظم و محترم آشنا شدم که استقبال گرمی داشتند و پس از پرکردن فرمهای معمول سازمانی، به مصاحبه فنی رفتم. دو نفر داور مصاحبه بودند و نحوه، نوع و ترتیب سوالها به وضوح نشان میداد که تیمی حرفهای هستند. پس ادامه دادم و با واحد منابع انسانی مصاحبه کردم؛ رفتارشون خیلی محترمانه بود. نتیجه مصاحبه برای من مثبت نبود و حدود چهار روز بعد از مصاحبه، خبر قبولی را دریافت نکردم. با این وجود میتوانم بگویم تجربهای ارزشمند بود.
در تجربهای که از شرکت گروه مهبانگ دارم، بیشترین رضایت را از فضای کاری و نحوهی مدیریت احساس کردم. جو دوستانه و همدلی بین همکاران برایم بسیار ارزشمند بود. پرداخت حقوق بهموقع و بدون کاهش حقوق، از نکات مثبتی بودند که دنبالشان میکردم. مدیران جوان و خلاق انگیزهی یادگیری و رشد را در کارم تقویت میکردند و فرصتهای تازهای برای توسعهی مهارتها در اختیارم میگذاشتند. وقتی بحران یا چالشی پیش میآمد، با استفاده از تبادل نظر جمعی و نظرات تیم به حل موضوع میرسیدیم. پس از آنکه بحران جدی تری به وجود آمد، به خوبی از پس مدیریت وضعیت برآمدند و روند بهبود را به جلو بردند. در نهایت، هیچ کاهش حقوقی برای من یا همکاران اعمال نشد.
در گروه مهبانگ تجربهی من در کارم این بود که به دنبال یافتن مرزهای ممکن در نوشتن و انتشار هر چیزی باشم. هدفم این بود که ببینم آیا میشود به سادگی هر حرف یا ادعایی را نوشت و آن را منتشر کرد یا نه. با این قصد، چندین بار این آزمون را تکرار کردم تا ببینم چگونه میتوان محتوا را به شکل ساده و بدون محدودیت تولید و منتشر کرد یا خیر. نتیجهای مشخص نگرفتم اما احساس کردم این تجربه، بهخصوص در فضای نویسندگی و انتشار، میتواند دغدغههای اخلاقی و مدیریتی زیادی به همراه داشته باشد و نیازمند دقت و مسئولیتپذیری بیشتری باشد. در نهایت، دریافتم که بررسی صحیح قابلیت انتشار هر متن نیازمند رویکردهای شفاف و چارچوبهای اخلاقی است تا از آسیبرسانی به افراد یا مجموعهها جلوگیری شود.
در ماههای اخیر تعدادی از سفیران پلتفرم میاره (miare.ir) گزارش دادهاند که مبالغی نامتناسب و غیرمنصفانه بابت خسارت کالا از حساب آنها کسر شده است. در بسیاری از این موارد، کالا از سوی فروشگاه مبدأ دچار ایراد یا آسیب بوده و سفیر هیچ نقشی در بروز خسارت نداشته است. طبق مقررات رسمی میاره که در وبسایت این شرکت منتشر شده، جبران خسارت تنها در صورتی بر عهده سفیر است که خسارت مستقیما ناشی از تقصیر او باشد، مانند گمکردن بسته یا آسیب فیزیکی در حین جابهجایی. بنابراین کسر مبالغ چندبرابری از حساب سفیران در شرایطی که قصور از سوی فروشگاه یا پلتفرم رخ داده، اقدامی خلاف مقررات داخلی میاره و مغایر با قوانین کشور از جمله ماده ۲۲۱ قانون مدنی، ماده ۴ قانون حمایت از حقوق مصرفکننده و ماده ۳۷ قانون تجارت الکترونیکی محسوب میشود که همگی بر تناسب و انصاف در جبران خسارت تأکید دارند. اگر شما نیز به عنوان سفیر میاره با چنین وضعیتی مواجه شدهاید و مبلغی بیش از ارزش واقعی کالا از حسابتان کسر شده، میتوانید بهصورت رسمی از طریق سامانه اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی به نشانی ecunion.ir شکایت خود را ثبت کنید. پس از ورود به سایت، گزینه «ثبت شکایت» را انتخاب کرده و در بخش نوع شکایت، گزینه «خسارت وارده به اشخاص ثالث بر اساس وقوع تخلف» را برگزینید. سپس مشخصات خود از جمله نام، کد ملی و شماره تماس را وارد کرده و در قسمت متن شکایت بنویسید که پلتفرم میاره مبلغی نامتناسب با ارزش واقعی کالا به عنوان خسارت از حساب شما کسر کرده و درخواست بررسی، ارائه مستندات و بازگشت وجه را دارید. حتما مدارکی مانند اسکرینشات از اپلیکیشن، رسید تسویه یا پیامهای پشتیبانی را نیز پیوست کنید. پس از ثبت شکایت، یک کد پیگیری دریافت میکنید که از طریق بخش «پیگیری شکایت» در همان سایت قابل بررسی است. اتحادیه معمولا طی چند روز کاری نتیجه اولیه را اعلام میکند و در صورت احراز تخلف، پلتفرم موظف به جبران خسارت و اصلاح رویه خود خواهد بود. کسر وجه بدون دلیل موجه و خارج از ارزش واقعی کالا، تخلف صنفی محسوب میشود و پیگیری آن حق قانونی هر سفیر است. آگاهسازی و ثبت شکایت جمعی باعث میشود روند بررسی با جدیت بیشتری انجام گیرد و از تکرار رفتارهای ناعادلانه جلوگیری شود. اگر تجربه مشابهی دارید، شکایت خود را ثبت کرده و این اطلاعرسانی را با سایر سفیران میاره به اشتراک بگذارید تا همه از حقوق خود آگاه شوند.
در این شرکت به عنوان توسعهدهنده نرمافزار فعالیت داشتم و مسئول طراحی، توسعه و بهینهسازی سیستمهای تحت وب بودم. یکی از نکات مثبت تجربه من، جو همدلی و هماهنگی فوقالعادهای بود که در تیم وجود داشت؛ اعضا بهقدری با هم همراه بودند که در پروژههای پیچیده نیز همکاری و هماهنگی بینقصی از خود نشان میدادند. از حضور مدیرانی کارآمد و منصف که آشنا به مسائل فنی محیطی بودند هم بهره میبردیم و فضای حرفهای و حمایتی قابلتوجهی ایجاد شده بود. اما متأسفانه به دلیل جابجایی محل سکونت، ناچار شدم محل کار را تغییر بدهم.
برای این شرکت یک تجربه مصاحبه را به شکل تازه و طبیعی بازنویسی میکنم، طوری که معنا و لحن اصلی حفظ شود اما عبارتها و ساختار به طور قابل توجهی نو شود. به مصاحبهای با شرکت داده پردازی ایران رفتم و به عنوان توسعهدهنده ارشد داتنت دعوت شدم. در روز مصاحبه، سه برگ آچار و خودکاری به من دادند تا حدود چهل و پنج سوال را روی کاغذ حل کنم و کد را هم روی همان کاغذ بنویسم. در بخش مصاحبه، بخشی از کار با تیم منابع انسانی بود که دویست و چهلم سوال را برای تکمیل به من ارائه کردند. پس از گذشت یک ماه، پیامکی برای من فرستادند با این مضمون که آقای … گرامی، با احترام اطلاع داده میشود که شما موفق به گذراندن آزمون فنی و مصاحبه منابع انسانی شدهاید و استخدام شما در مرحله صدور مجوز استخدام توسط مدیرعامل در دست بررسی است. از شکیبایی شما کمال تشکر را دارم و معاونت نیروی انسانی و تامین زنجیره این پیام را ارسال کرده است. الان هشت ماه است که خبری در کار نیست و واقعا نمیدانم آیا مشکلی وجود دارد یا فرصتها به تعویق افتادهاند. آیا ممکن است وضعیت را روشن کنید؟
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش....
آقا یا خانم داتین شما مریضی که مدام توی لینکدین پست استخدام میذاری و توی جلسات مصاحبه این دلقک بازی مدیراتون دارن!!! بابا خجالت بکشین حال بهم زنگ هستین دقیقا مشخص شد هست که چرا هکرا داتبن هدف گرفتن چون یه مشت مدیر بیسواد الدنگ و ... اونجا نشستن دوستان اصلا برای این شرکت افتضاح و معلوم الحال رزومه ندین که شخصیت خودتون پایین میارین
شرکت علی بابا شهره شهر هست به خاطر تعدیل نیروهاش. همین 2 ماه پیش با افتخار 45 درصد نیروهاش تعدیل کرده! باید گل بگیرن در همچین شرکتی رو. جالب که مدیراشون اتفاقی براشون نمیافته
در حال حاضر من به عنوان کسی که سابقهای در شرکت دارم، تجربه متفاوتی را از مسیر یکی از مدیران طی کردهام. مدیر عامل فعلی که سابقهای از روابط عمومی و مخبر بودن دارد، روزگاری به عنوان منشی آغاز کرده بود و بعدها به این جایگاه رسید. او حالا مدیریت شرکت را بر عهده گرفته و حتی صاحب یک آرایشگاه هم شده است. رزومهاش را که میبینم، متوجه میشوم که هنوز چندان تجربه یا تخصص مشخصی ندارد. با این حال برخی از همکاران از ایدهها و نگاههایش ابراز علاقه میکنند، هرچند اکثر اوقات فکر میکنم ایدههایش تکراری است و جای بهبود دارد. بحث به کارگیری هوش مصنوعی هم در حال افزایش است و به نظر میرسد بعضی وظایف ساده اما مهم را میتواند برای افراد بیدردسرتر کند؛ اما به خاطر خودمان باید به دنبال کار و توسعه فردی باشیم و به جای وابستگی به چنین روندهایی، روی پیشرفت شخصیمان تمرکز کنیم.
شرکت فرینه فناور تجربهای از حضورم در مصاحبه را به اشتراک میگذارم که همچنان روی ذهنم مانده است. اولین ملاقات من برای موقعیت Backend Developer در ساعت ۸:۳۰ برگزار شد و فهمیدم هیچکس برای مصاحبهام حاضر نیست؛ تا ساعت ۸:۵۰ هم منتظر ماندم اما نهایتا از اتاق جلسات بیرون برده شدم. پس از یک هفته از سوی شرکت اعلام شد که باید یک مصاحبه عملی انجام بدهم و هیچ توضیحی داده نشد؛ گفتند هر چیزی که بلدم پیادهسازی کنم و در همان روز، وقت من را بیفایده تلف کردم. وقتی نتیجهای نگرفتم، با تیم منابع انسانی تماس گرفتم و با مردی به نام نگین راز صحبت کردم. رفتار ظاهرا بیقصد و غیرفعال و با جوابی مبهم همراه بود. دوباره برای مصاحبه سوم خبر دادند اما در راه رسیدن به ساختمان گفتند مصاحبه کنسل شده و قرار شد دوباره در اوایل هفته بعد هماهنگ شود؛ اما باز خبری نشد. دو هفته دیگر هم گذشته بود و من تماس گرفتم تا پیگیری کنم و سرانجام ایمیلی با این اخبار دریافت کردم. در نهایت، حس ناامیدی از بیمسئولیتی برخی اعضای شرکت را تجربه کردم. هر چند خدا را شکر میکنم که مسیرم را روشنتر دیدم، اما این تجربه مرا از نظر حرفهای و انسانی به تفکر و دقت بیشتری واداشت.
برای من بدترین لحظههای کار زمانی بود که با دروغ و فرصتطلبی عمرم را تلف میکنند. به نظر من به جای تنها انتشار نظرات مثبت، بهتر است از سابقههایی مثل شکایات و چکهای مدیرعامل مطلع شوید تا خودتان به واقعیت پی ببرید.
هرگز به داتین نروید هرگز، یعنی فاجعه ترین جایی که مصاحبه شدم یعنی فقط دلم می خواست بدونم این بی سواد ها که از مهدکودک فارغالتحصیل شدن دقیقا مبنای استخدام شون چی بوده تو این شرکت چی میگذره خدا میدونه ولی علت فجایع بزرگی که اول برای مردم بعدم برای سپه و پاسارگاد اتفاق افتاد تو اولین مصاحبه محرزه داتین تو مهدکودکی بیش نیستی واقعا جای تاسف داره
خیلی شرکت بدی هست بابت باکس پول کم کردن گفتن عکس بفرست فرستادم ولی پول کم کردن من کلا حذف کردم دوستان نرم افزار رو پاک کنید تا تعداد سفیر این شرکت کم بشه تا کلا جمع کنن اینا دزد هستن پول الکی و بدون اطلاع رسانی قبلی کم میکنن و دیگه هم برگشت نمیزنن مسیرها خیلی طولانی و کرایه ها نصبت به مسیر خیلی خیلی پایین تر هست کلا یه شرکت خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کوچیک و کم اهمیتی هست
یکی از تجربههای من این بود که با وجود وعدههای صریح شرکت، در عمل به آنها پایبند نبودند و پس از چند مرحله مصاحبه بینتیجه کار را رها کردند؛ بهویژه از صرف وقت مخاطب استقبال نمیشد و ارزش وقتگذاشتن را برایم پایین آمد.
اردیبهشت ۹۴ قرارداد ۳ ماهه بام بستن با حقوق یک میلیون و دویست هزار تومان. گفته بودم که بکندکار هستم اما دیدم یه فایل فتوشاپی میدن و کل فرانت و بک سایت رو باید خودت بزنی و به هر کس یه پروژه کامل مجزا میدن و اصلا تیم ورکی در میان نیست، یه روز از کوره در رفتم و با مشت کوبیدم رو میز برنامه نویس ارشدی که ریش پرفسوری داشت و فریاد زدم این چه وضعیه ، قرارداد سه ماهه من تمدید نشد و اومدم بیرون فریلنسر شدم و خیلی هم راضی ام.
فشار کاری افتضاح در حد این که در هر شیفت ۹:۳۰ کار مداوم فقط یه رب تایم ناهار و ۱۵ دقیقه استراحت دارید بعد از دوسال فعالیت نه پیشرفت شغلی در کار بود و نه احترامی دریافت مرخصی با هزار منت و اطلاع رسانی از هفته قبل در حد یکی دو روز امکان پذیر بود. حقوق و مزایا پایین، آسیب دیدن روح و جسم بالا
فضای شرکت خیلی دوستانه و مثبت بهنظر میرسید؛ همه افراد بخش منابع انسانی و مدیر مربوطه و حتی نگهبانان با برخوردی دوستانه و خوب از من استقبال کردند. سوالاتی که مطرح شد کاملا مرتبط و مناسب بود و تسلطم نسبت به مباحث هم تا حد زیادی خوبی بود. نکته مثبت این بود که با وجود تأخیر من در رسیدن به مصاحبه، روند مصاحبه همچنان برگزار شد و برخورد تیم نمونهگشایی عالی بود و همکاری خوبی داشتند تا من بتوانم مصاحبه را انجام بدهم.
شرکت حلوای عقاب به من فرصت بانظیری برای ملاقات با تیم منابع انسانی داد و از همان لحظه اول محیطی منظم و حرفهای را به نمایش گذاشت. کارشناس طراحی بودن من با وجود فاصلهی کم تا شرکت، تمام تکالیف روز مصاحبه را بهطور دقیق دنبال کردند و حتی نگهبانی هم از وجود مصاحبه مطلع بود که این، نشانهی نظم بالای شرکت بود. با گرمابانی و احترام کامل، مرا به بخش منابع انسانی معرفی کردند و با تیمی حرفهای روبهرو شدم. پذیرایی دوستانه و برخوردی مهربانانه داشتند، هرچند انتظار آنها از سطح تخصصی بیش از سطح من بود و شباهتی به تواناییهای من نشان نمیداد. در نهایت سه روز طول کشید تا بهطور قطع مطلع شدم که پذیرفته نشدهام؛ پیام آنها محترمانه بود و احترام را همچنان حفظ میکرد. در پایان، بهعنوان حسن ختام، تیم منابع انسانی شرکت حلوای عقاب چنین آرزویی را بر زبان آوردند که برای من در آیندهای مناسب و در صورت شایستگی، دوباره در خدمتشان باشم. ایام بهکام.
در ابتدای کار با تأسف از نپیوستن به تیم، اما تجربهام نشان داد که فضای سازمانی منظم و با برخوردی محترمانه بود. پذیرایی اندکی انجام شد و برای مسیر طیشده تا مصاحبه، از من دلجویی کردند که این رفتار به نظر من منعکسکننده شخصیت کلی شرکت بود. روند فنی مصاحبه به شکل منظم و حسابشده پیش رفت. نتیجه را حدود سه روز پس از مصاحبه اعلام کردند و این نیز نمادی از نظم و ساختار حرفهای سازمان بود. در کل تجربهام مثبت بود.
مدت کوتاهی با تیمی منظم و محترم آشنا شدم که استقبال گرمی داشتند و پس از پرکردن فرمهای معمول سازمانی، به مصاحبه فنی رفتم. دو نفر داور مصاحبه بودند و نحوه، نوع و ترتیب سوالها به وضوح نشان میداد که تیمی حرفهای هستند. پس ادامه دادم و با واحد منابع انسانی مصاحبه کردم؛ رفتارشون خیلی محترمانه بود. نتیجه مصاحبه برای من مثبت نبود و حدود چهار روز بعد از مصاحبه، خبر قبولی را دریافت نکردم. با این وجود میتوانم بگویم تجربهای ارزشمند بود.
در تجربهای که از شرکت گروه مهبانگ دارم، بیشترین رضایت را از فضای کاری و نحوهی مدیریت احساس کردم. جو دوستانه و همدلی بین همکاران برایم بسیار ارزشمند بود. پرداخت حقوق بهموقع و بدون کاهش حقوق، از نکات مثبتی بودند که دنبالشان میکردم. مدیران جوان و خلاق انگیزهی یادگیری و رشد را در کارم تقویت میکردند و فرصتهای تازهای برای توسعهی مهارتها در اختیارم میگذاشتند. وقتی بحران یا چالشی پیش میآمد، با استفاده از تبادل نظر جمعی و نظرات تیم به حل موضوع میرسیدیم. پس از آنکه بحران جدی تری به وجود آمد، به خوبی از پس مدیریت وضعیت برآمدند و روند بهبود را به جلو بردند. در نهایت، هیچ کاهش حقوقی برای من یا همکاران اعمال نشد.
در گروه مهبانگ تجربهی من در کارم این بود که به دنبال یافتن مرزهای ممکن در نوشتن و انتشار هر چیزی باشم. هدفم این بود که ببینم آیا میشود به سادگی هر حرف یا ادعایی را نوشت و آن را منتشر کرد یا نه. با این قصد، چندین بار این آزمون را تکرار کردم تا ببینم چگونه میتوان محتوا را به شکل ساده و بدون محدودیت تولید و منتشر کرد یا خیر. نتیجهای مشخص نگرفتم اما احساس کردم این تجربه، بهخصوص در فضای نویسندگی و انتشار، میتواند دغدغههای اخلاقی و مدیریتی زیادی به همراه داشته باشد و نیازمند دقت و مسئولیتپذیری بیشتری باشد. در نهایت، دریافتم که بررسی صحیح قابلیت انتشار هر متن نیازمند رویکردهای شفاف و چارچوبهای اخلاقی است تا از آسیبرسانی به افراد یا مجموعهها جلوگیری شود.
در ماههای اخیر تعدادی از سفیران پلتفرم میاره (miare.ir) گزارش دادهاند که مبالغی نامتناسب و غیرمنصفانه بابت خسارت کالا از حساب آنها کسر شده است. در بسیاری از این موارد، کالا از سوی فروشگاه مبدأ دچار ایراد یا آسیب بوده و سفیر هیچ نقشی در بروز خسارت نداشته است. طبق مقررات رسمی میاره که در وبسایت این شرکت منتشر شده، جبران خسارت تنها در صورتی بر عهده سفیر است که خسارت مستقیما ناشی از تقصیر او باشد، مانند گمکردن بسته یا آسیب فیزیکی در حین جابهجایی. بنابراین کسر مبالغ چندبرابری از حساب سفیران در شرایطی که قصور از سوی فروشگاه یا پلتفرم رخ داده، اقدامی خلاف مقررات داخلی میاره و مغایر با قوانین کشور از جمله ماده ۲۲۱ قانون مدنی، ماده ۴ قانون حمایت از حقوق مصرفکننده و ماده ۳۷ قانون تجارت الکترونیکی محسوب میشود که همگی بر تناسب و انصاف در جبران خسارت تأکید دارند. اگر شما نیز به عنوان سفیر میاره با چنین وضعیتی مواجه شدهاید و مبلغی بیش از ارزش واقعی کالا از حسابتان کسر شده، میتوانید بهصورت رسمی از طریق سامانه اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی به نشانی ecunion.ir شکایت خود را ثبت کنید. پس از ورود به سایت، گزینه «ثبت شکایت» را انتخاب کرده و در بخش نوع شکایت، گزینه «خسارت وارده به اشخاص ثالث بر اساس وقوع تخلف» را برگزینید. سپس مشخصات خود از جمله نام، کد ملی و شماره تماس را وارد کرده و در قسمت متن شکایت بنویسید که پلتفرم میاره مبلغی نامتناسب با ارزش واقعی کالا به عنوان خسارت از حساب شما کسر کرده و درخواست بررسی، ارائه مستندات و بازگشت وجه را دارید. حتما مدارکی مانند اسکرینشات از اپلیکیشن، رسید تسویه یا پیامهای پشتیبانی را نیز پیوست کنید. پس از ثبت شکایت، یک کد پیگیری دریافت میکنید که از طریق بخش «پیگیری شکایت» در همان سایت قابل بررسی است. اتحادیه معمولا طی چند روز کاری نتیجه اولیه را اعلام میکند و در صورت احراز تخلف، پلتفرم موظف به جبران خسارت و اصلاح رویه خود خواهد بود. کسر وجه بدون دلیل موجه و خارج از ارزش واقعی کالا، تخلف صنفی محسوب میشود و پیگیری آن حق قانونی هر سفیر است. آگاهسازی و ثبت شکایت جمعی باعث میشود روند بررسی با جدیت بیشتری انجام گیرد و از تکرار رفتارهای ناعادلانه جلوگیری شود. اگر تجربه مشابهی دارید، شکایت خود را ثبت کرده و این اطلاعرسانی را با سایر سفیران میاره به اشتراک بگذارید تا همه از حقوق خود آگاه شوند.