به خاطر ۱۲ روز جنگ گفتن که درآمد افت کرده و باید تعدیل کنیم ولی بیمه براتون رد میکنیم اونم با لحنی با منت! بیمه مگه نون و آب میشه برای آدم. زمانی که امار استخدام شرکتها اومده پایین و شانسی برای استخدام سریع نیست این کار خیلی بی انصافیه. مگه قبل از جنگ دم از سهم بازار و درآمد میلیاردی نمیزدین! چرا یهو همه پولا تموم شده؟ حداقل یه مهلتی میدادین به ما و یهیو مرخصی بدون حقوق رد نمیکردین
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
یکتانت امروز هیچ شباهتی به یکتانتی که سالها پیش درموردش میشنیدم نداره. قدیما بچه ها آزادی بیان داشتن، فضا صمیمی و سالم بود، اما الان هیچکس جرعت نداره ضد سیستم دیکتاتوری مدیریت و منابع انسانی حرفی بزنه و فقط شاهد گاسیپ هستیم در همه سطوح. از زمانی که ا.ا و تیمش منابع انسانی رو دست گرفتن یک سیستم سرکوبگر و سمی و دیکتاتوری عجیب تو کل یکتانت حاکم شد و همین موضوع اکثر افراد کاردرست و تلنت قدیمی رو فراری داد. خیلی از ادم حسابی های قدیمی و سینیور و کاربلد یکتانت طی یکی دو سال اخیر مجموعه رو ترک کردن و یه سری ادم توخالی جایگزین شدن. مدیرهایی الان توی یکتانت مشغول به کارن که ازار روانی کارمندها روتین کارشونه، مثال بارزش که کل مجموعه خوب میشناسن ن.ا مدیر تیم پرفورمنس هست که توی یکتانت به شلاق زدن نیروهاش معروفه و خیلی هم بهش افتخار میکنه! نکته جالب هم اینه که سمی ترین مدیرها تا زمانی که خوب برای یکتانت بفروشن عزیز دل مدیریت هستن و تقریبا هیچ ارزشی به عنوان آدمیزاد به کارمندها داده نمیشه. تیم های بیزینس یکتانت هیچ نیروی سینیور درست حسابی ای ندارن، چون هیچ سینیوری بیشتر از دو ماه نمیتونه این وضع دیکتاتوری و سمی رو تحمل کنه و زیر ۶ ماه رفتنی هستن. تهش هم بهشون تهمت بی کفایتی میزنن و میگن بخاطر پرفورمنس بد باهاشون خداحافظی کردیم! یکتانت خوراکش رو از نیروهای جونیور و بی تجربه میگیره که حاضرن تحت هر شرایطی کار کنن و با شعارهای الکی انگیزه بگیرن. وضع کثافتی یکتانت رو گرفته و اصلا پیشنهاد نمیکنم کسی واردش بشه. سراسر شعار الکی و ادعا و آزار روحی و روانیه. به خصوص تیم های بیزینس (اکانت و پرفورمنس و CRM) که اگر واردش شدید با سلامت روانتون خداحافظی کنید
باور نمیکنم که یک مصاحبه سه ماه طول بکشد و پس از آن در بخش دیگری از شرکت به کار گمارده شوم که نتیجهاش از دست رفتن کارم بود. قبل از ورود به این شرکت حتما قرارداد را با دقت بخوانید؛ مجموعهای بیهدف و بینظم است و مشخص نیست دقیقا چه کاری از شما انتظار میرود. در طول فرایند مصاحبه هم به اندازه کافی پرسیدم اما پاسخها نامشخص بود. بهطور کلی پایداری و برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و از این شرکت بهعنوان زیرمجموعهای از یک بانک نام برده میشود، اما هیچ نظم و روال دقیق کاری در آن اجرا نمیشود. پیشنهاد میکنم حتما درباره سیاستها و شیوههای کاری سوال کنید و با دقت از شرایط کار و ساعات کار مطلع شوید، چون ساعات کاری میتواند نامشخص باشد و امکان دارد تا ساعات طولانی تا شب با شما همکاری کنند و اصول مشخصی در نحوهی کار رعایت نمیشود.
از مطلب شما بسیار لذت بردم اما الان سیزدهمین دوره در حال برگزاریه و تجربه خودم از دو تا مصاحبه ای که رفتم اینه اصلا مشخص نیست چه چیزی براشون معیاره. از روز های اول ثبت نام که یکی از منتور ها چون تو دانشگاه های تاپ تهران درس نخونده بودم گفت امید نداشته باش تایید بشه رزومه ات. رزومه که تایید شد برای SOC دعوت به مصاحبه شدم و جالبیش اینجاست چند ساعت قبل از مصاحبه تماس گرفتن برای هماهنگی در حالیکه خود رسما تا جایی که من اطلاع دارم از یک روز قبل حداقل هماهنگ میکنن. تو مصاحبه هم سوالات فنی مطرح شد و اصلا سوالی مربوط به مباحث رفتاری و روانشناختی مطرح نشد. باز از منتور پرسیدم برگشت گفت خب موقعیت پایتون رو خیلی خیلی احتمالش کمه که قبول بشی!! گذشت یک هفته و تماس گرفتن برای پایتون گفتن که دعوت به مصاحبه مرحله اول شدم و از یک روز قبل هماهنگ کردن مصاحبه رو به صورت آنلاین! مصاحبه رو انجام دادیم که مباحث رفتاری بود و خیلی زود تموم شد. گذشت چند روزی و روز چهارشنبه تماس گرفتن برای مصاحبه فنی و برای روز شنبه هماهنگ کردن به صورت حضوری و جلسه تو خود ساختمان مرکزی شرکت نقش اول کیفیت(ناک) برگزار شد و جالبتر اینجا بود تو این جلسه که مثلا قرار بود فنی باشه از مباحثی مثل هم اتاقی های خوابگاه و انگیزه و ...... سوال شد اما دریغ از یه سوال فنی که دانش رو بسنجه. من هم تو اون مصاحبه از انگیزه بالای خودم صحبت کردم و چالش های مسیرم رو جوری مطرح کردم که تو ذهن مصاحبه کننده تاثیر منفی نزاره و خیلی جالب بود که یک هفته بعد از مصاحبه جواب اومد که رد شدم:) تو مصاحبه ای که یه سوال فنی پرسیده نشد!
داتین بازم حماسه افریده اومده برای همه رده های شغلی یه ازمونی ترایب داده و رنج نمره مورد قبول را گذاشته و کسی که نتونه نمره مورد قبول رو بگیره کاندید تعدیل میشه .برای ازموناش هم کلی سرفصل داده و کتاب معرفی کرده برای هر رده شغلی بیش از ۳۰،۴۰ تا سرفصل که خودشون کلی زیرمجموعه دارن . کدوم سازمان همچین حرکت مسخره ای می کنه اگر نیرو کارت رو راه نمیندازه بندازش بیرون چرا دهن همه را اسفالت می کنی
توالت شوری بهتر از کار توی واحد شبکه و امنیت شرکت یاس هست . توالتهای پارک والا شرف دارن به کار کردن توی یاس ارغوانی . حالا کسی دوست داره تجربه کنه میتونه امتحان کنه
شرکت آینده کاوان کهکشان نرمافزار را تجربه کردم و در قالب کارشناس تولید با روال مطالبات آشنا شدم. آنها با هدف دور زدن پرداختها اقدام میکنند: پرداختی انجام نمیشود، به شکایت میپردازیم، حکم میگیریم و دادسرا نیز وارد عمل میشود، اما دوباره پرداخت نمیکنند تا حکم مسدودی حساب صادر شود. این چرخه نتیجه مدیریتی ضعیف و ارتباطات ناسالم درون شرکت است. تصویری از احکام تجدیدنظر و مسدودی حساب در دسترس است. تصمیم با شماست.
تنها خواهشی که دارم توی شرکت یاس استخدام نشید . واحد امنیت و شبکه که اصلا وارد نشید . بخدا پشیمون میشید . نه دانش و علم هست نه مدیریت . بدترین واحدش هم شبکه و زیر ساخته که افتضاحه افتضاح.
سلام من در شرکت از فروردین ۱۴۰۳ تا اخر تیرماه ۱۴۰۴ کار کردم و اعتراف میکنم که تو این یک سال همه چی یاد گرفتم که تاحالا بلد نبودم مدیرعامل سخت گیر و منظم و منصفی داره خانمشون که رییس هیات مدیره هستن خیلی تو کارام به من کمک کردن و وقتی اعتمادشونو جلب کنی خیلی همه جوره هواتو دارن من به خاطر دخترم مجبور شدم استعفا بدم ولی همه جوره سعی کردم که تجربیات خودم و به نفر بعدی بدم که به مشکل نخوره هرکس دوست داره تجربه و رزومه کاریش قوی بشه تو این شرکت کار کنه.
در این شرکت نظم و دیسیپلین حرف اول را میزند و همه وظایف به وضوح مشخص و قابل پیگیری است. با این حال، از زیرکار در رفتن و عدم عملکرد مناسب هم به وضوح مشخص میشود و عملکرد خوب هم به خوبی قابل اندازهگیری است؛ چیزی که برای من ارزش دارد اما ممکن است برای برخی دیگر خوشایند نباشد. من از سال نود و نه به عنوان کارشناس تست نرمافزار مشغول به کارم و این تجربه، یکی از تجربههای متعدد من محسوب میشود. درباره حقوق ابتدا شرایط نسبتا ساده است و همتراز با حداقلهای مربوط به موقعیت جونیورهاست، اما پس از اتمام دوره آزمایشی به سطحی میرسد که در اکثر شرکتها هم وجود دارد. مقدار حقوق تا اندازهای به تجربه و سطح کاری فرد بستگی دارد و از آنچه دیدم، منطقی به نظر میرسد. مدیران بالادست به نظر میرسند از یک خانواده باشند، اما واقعا تخصصی، باهوش و قابلاعتماد هستند. بهخصوص مدیر واحد تست که فردی با دیسیپلین بالا و کاریزماتیک است و به خوبی وضع هر کسی را درک میکند. در این مدت با مسائل مقایسه یا توهین برخورد نکردم و با توجه به شخصیتشان مطمئنم چنین رفتارهایی هرگز وجود نداشته یا نخواهد داشت. به دلیل حفظ سلسلهمراتب، من به عنوان کارشناس ارتباط چندانی با مدیر عامل نداشتم، اما بازخوردی که از قائممقام مدیرعامل و سایر مدیران داشتم مثبت و با قدرت بود. مزایا به طور معمول شامل پرداخت بهموقع حقوق و مزایای بیمهای است که از نظر من جزو وظایف شرکت محسوب میشود و برای برخی افراد بهعنوان مزیت تلقی نشده است. با این حال در مواقع بحران، مانند جنگهای اخیر، حقوق حدودا یک هفته زودتر از موعد پرداخت شد و عیدی همواره پیش از فرارسیدن اسفند پرداخت میشد. موقعیتهای دورکاری برای شرایط خاص فراهم بود و هدایا و پاداشها و جشنهای متعددی در طول سال برگزار میشد. در شرایط سخت هر فرد نیز حمایتهای خاصی انجام میشد، گاهی فراتر از وظیفه و با درنظر گرفتن شرایط مالی و قابلیتهای مرخصی طولانی. در کل من تا حد زیادی از این شرکت و فضای کاریاش رضایت دارم و اگر شرایط به همین شکل باقی بماند، واقعا دوست دارم اینجا بمانم. شاید امکان دریافت حقوق بالاتری هم وجود داشته باشد، اما نظم کاری و آرامشی که از آن ناشی میشود برای من ارزشمندتر است.
مدت دو سال و نیم که در آنجا به عنوان پشتیبان کار میکردم، تجربه خوبی نبود. شرکت با مدیریتی نسبتا خانوادگی اداره میشود و اکثر افراد شرکت به دلیل رابطه مدیر با خانواده یا بستگان او به کار گرفته میشوند؛ حدود هشتاد درصد کارکنان از این فرصتها بهره میبرند. این وضعیت برای مدیر مزایا زیادی دارد و باعث بینظمی و امتیازدهی برخوردهای خانوادگی در کارها شده است؛ افراد بدون سابقه یا تخصص تجربهشده را، حتی در سنین پایینتر، فقط به خاطر رابطه استخدام میکنند. خود شما تصور کنید وارد مدرسه ابتدایی میشوید. از نظر فنی هم سطح تخصصی اکثر کارکنان پایین است؛ حتی مدیر شرکت ادعای دانشی بودن دارد، اما باقی اعضای خانواده یا بستگان او تا این حد جدی گرفته نمیشوند. واقعا برای آنان ارزش خاصی قائل نیستند و بهخصوص نسبت به نیروی غیرآشنا ۲۰ درصدی هم چنگی به دل نمیزنند. در دورهای که من حضور داشتم، چرخ شرکت با افرادی که در دهههای ۹۷ تا ۱۴۰۰ بااستعداد بودند اما به دلیل مشکلات متعدد مجبور به ترک شدند، به حرکت در میآمد. نرمافزارهای شرکت جز یک نرمافزار حسابرسی که پشتیبانی مناسب ندارد، همگی کرک شده و بهعنوان نرمافزارهای بومی فروخته میشوند؛ تجربههایی از قبیل فرستهای ایمیلی هم در آن وجود دارد که ممکن است امنیتی هم نباشد و حتی سابقه افشا و هک شدن اطلاعات را داراست. فضای کار هم به شدت سمی است؛ نمونهای از رفتار مدیران، بازی با فضای صمیمی و شیوههای زیراب زنی است و برای یک مرخصی ساده باید کل مسائل شخصیام را توضیح بدهم تا اجازه مرخصی بدهند. حقوق و مزایا به نحو چشمگیری کمتر از استانداردهای رایج شرکتهای ایرانی است و آسایش و حق و حقوق کارکنان به شکل جدی ضایع میشود.
مدیر بودم و سه سالی میشود که کار را با پرداخت سرمایهام آغاز کردم تا برای ما برنامهای بنویسند. مشخص نیست کجا کپی شده یا به هر حال کار دزدی دارد انجام میشود. میگویند پشتیبانی ندارند و اگر باگی وجود دارد، نمیخواهند یا نمیتوانند آن را رفع کنند. با اینکه از همان ابتدا تا الان باگهای متعددی گزارش شده، پاسخ مشخصی دریافتی نمیکنم و این موضوع از وقتی پول دادهام ادامه پیدا کرده است، در حالی که پیش از این و پس از این ماجرا نیز تجربههای مشابهی وجود داشته است. اکنون قصد داریم با هم متحد شویم و از طریق شکایت پیگیر مطالباتمان شویم؛ زیرا آیا واقعا ما پول را دزدیدهایم که به گروهی بیسوادی که از بابت کار بینظم و بیعلاقه هستند بدهیم تا برای ما کار کنند؟ با همت جمعی به دنبال یک راه حل هستیم تا حق خود را بگیریم.
من دو مرحله مصاحبه رو پشت سر كذاشتم وهنوز به من خبر ندادند ولى مصاحبه ها خيلى دوستانه و خوب بركزار شد، مصاحبه اول كلا آشنايى بود و مصاحبه دوم در مورد سطح زبان انكليسى بود و براى مصاحبه سوم كفتند تسكى به من داده ميشه كه بايد با هوض مصنوعى پياده سازى كنم .
بعد از سالها کار و تجربه در این شرکت، متأسفانه باید بگویم هیچوقت مثل امروز اینقدر احساس ناامیدی، بیاعتمادی و بیانگیزگی نداشتهام. سوءمدیریتهای مداوم، تصمیمهای پشتپرده، پنهانکاری، و نبود شفافیت باعث شده فضای شرکت به شدت تیره و پر از ابهام شود. دیگر نه به تصمیمها اعتماد داریم، نه به آینده شغلی خودمان در این مجموعه. روزبهروز شایعات بیشتر میشوند، اما هیچ پاسخ روشنی از مدیریت داده نمیشود. چیزی که بیشتر از همه آزاردهنده است، این است که دیده نمیشویم؛ نه صدایمان شنیده میشود، نه زحماتمان به چشم میآید، و نه تفاوتها و تواناییهای فردی ما اهمیتی دارد. انگیزه کار کردن در این فضا به حداقل رسیده و بسیاری از همکارانم فقط برای گذران روزها اینجا ماندهاند. اگر هرچه زودتر تغییری در نگاه مدیریتی و رویکرد کلان شرکت اتفاق نیفتد، هم سرمایه انسانی از بین خواهد رفت، هم اعتبار سازمان
متوجه شدم که شرکت به دلیل حضور نزدیکان و پارتیبازی اداره میشود و بهنظر میرسد هیچ ارتباطی با تخصص و شایستگی ندارد. اکنون هم موضوعاتی از جمله احتمال انحلال شرکت و کاهش موقعیتهای شغلی وجود دارد و گرایش به اخراجها دیده میشود. به نظر میرسد که مدیر مالی با رفتار تند و ناپایدار روحی روبهرو است و حقوق پایه برای همه کارمندها در نظر گرفته میشود بدون تغییر یا افزایش قابل توجه. ساختار مدیریتی ضعیف است و اکثر تصمیمها به سود منافع شخصی و پورسانت مدیران گرفته میشود.
من تجربهای کاملا ناخوشایند از شرکت فرازما دارم و میخواهم آن را به شکل منسجم و طبیعی بازگو کنم. از روز اول دنبال موقعیت بهتری بودم اما به دلیل محدودیتهای مالی ناچار شدم بمانم. پرداختها دیر انجام میشد و به طور منظم صحت تخصیص任务ها رعایت نمیشد. در برابر رفتاری نامناسب از مدیرعامل مواجه شدم که نگاه جنسیتی به همکاران خانم داشت و فحاشی و بیاحترامی در جلسات عادی بهنظر میرسید. هیچ اعتماد واقعی به استخدام نقشهای تخصصی مانند حسابدار یا مدیر پروژه وجود نداشت و همه کارها را بهتنهایی انجام میدادم. روزانه مدیرعامل با بیانات مداوم دربارهی پیشینة تسکها و وضعیت کار، فشار روانی زیادی ایجاد میکرد؛ گاهی توضیح داده میشد که تسکی وجود ندارد یا برای فرد دیگری است یا قبلا اطلاعرسانی شده است، اما این نکتهها اغلب فرار میشدند. مزایای قانونی مانند بیمه و قرارداد یکساله زیر سؤال رفت و حقوق خرداد پرداخت نشد. عیدی، سنوات و پاداش هم پرداخت یا تسویه نمیشد و من با همه اینها بهطور رسمی شکایت کردم. شرکت بهطور پیوسته در حال استخدام بود زیرا هیچکس دوام نمیآورد. فردی ادعا میکرد که ۱۵ سال سابقه در شرکت دارد، اما واقعا من تنها هشت ماه آنجا بودم و تنها یکی دو ماه زودتر از من آمده بود؛ تعدیلهای زمان جنگ و سایر خروجهای همکاران نشان میداد که بسیاری از افراد ترک کردهاند. متأسفانه در هر توافقی که در روز مصاحبه انجام میشد، مدیرعامل عباراتی را مینوشت و سپس تغییر میداد و میگفت که چنین سخنی هرگز نگفته است. با وجود تمیز بودن خروجی کار، مدیرعامل میگفت کار نکردهام و این فشارها ادامه داشت. شوخیها و فحاشیهای بیدلیل در جلسات همواره وجود داشت و حتی ملکی که ذکرش بهدست فراموشی رفته بود را برای فروش نگه میداشتند. پیشنهاد میکنم دیدگاهها و تجربههای کاربران درباره فرازما را در گیتهاب هم مرور کنید تا صحت برخی موارد را بسنجید.
مدت پنج سال است که در این شرکت حضور دارم و تجربهام از کار در شرکت گسترش فناوریهای نوین را به صورت حرفهای با شما درمیان میگذارم. به این باور نیستم که همهچیز بینقص است؛ مثل هر سازمانی نقاط ضعف و قوتی دارد و نظراتی که میخوانم بهطور کامل منعکسکننده واقعیت نیستند، بلکه گاه رنگورای غرضورزی دارند. با این حال حقوقها بهموقع پرداخت میشوند و وضعیت مالی شرکت نسبتا خوب است. وقتی در روزهای بحرانی برایمان وظیفهای در محل کار بود، شرکت برای ما کارت رستوران تامین میکرد تا از حضورمان در ساعات کاری پاداش بگیریم. از این منظر اقدامهای حضور در میدان، ارزشآفرین و قدردانیکننده بودهاند. برخی مدیران ممکن است در سطح فنی قوی نباشند و برخی نگاه دولتی به کارها داشته باشند، اما با وجود اینها اوضاع رو به بهتر رفتن است و تغییرات مثبتی در حال رخ دادن است. اداره پشتیبانی اداری از سال ۱۴۰۳ سطح رفاهی را برای کارکنان افزایش داده است. از نظر من و همکاران، وامهای شرکت نیز بهخوبی ارائه میشود.
گسترش فناوری های نوین شرکتی که اسمش به پشتوانه اسم بانک کشاورزی بزرگ و قشنگه. پرسنل حرفه ایی و خوبی داره ولی مدیریت ... رئیس منابع انسانی (هم زمان رییس اداره مهندسی نرم افزار) خانم مریض و عقده ایی، با ۳۵ سال سابقه کار دولتی و با اینکه مریضه و مشکل جسمی داره ولی قصد بازنشست شدن نداره، به همراه یه دختر بی سواد و چاپلوس که در بدترین شرایط شرکت استفعا داد و رفت و وقتی شرایط اوک شد برگشت با حقوق چند برابر اونم به واسطه رفاقت با خانم رییس منابع انسانی. جالبه که به تازگی شده رییس واحد. اول سال ۱۴۰۳ با سمت کارشناس رفت بعد از ۳ ماه با سمت مدیرگروه برگشت الانم بعد از ۹ ماه شد رییس واحد. این اگر پارتی بازی و حق خوری نیست پس چیه؟ از زبان خودش شنیدم که تعریف میکرد؛ 《اومدم تولد خانم رییس رو تبریک بگم، قرارداد رو گذاشت جلوم و گفت هر مبلغی دوست داری تو قرارداد بنویس و از اول ماه بیا سر کار. 》 مدیران ارشد بانک، مدیر عامل محترم بانک کشاورزی شما که انسان شریف و دردکشیده ایی هستی چرا به داد پرسنل شرکت زیرمجموعه بانک نمی رسید؟! رییس هییت مدیره شرکت فردی بی ادب و بد دهن که رسما فحش می دهد و توهین میکند با ۳۹ سال سابق کار دولتی کماکان قصد بازنشست شدن ندارد. دقیقا یه سفره ایی از بیت المال پهنه و یسری دلشون نمیاید از سفره کنار بکشن. شرفتون کجاست؟ آه این همه آدم که حقشون رو میخورید یه جا بدجوری چوب میشه تو سرتون. مدیر عامل محترم شرکت که واقعا انسانی با شخصیت و خوش برخورد هستند ولی متاسفانه در دست خانم رییس منابع انسانی و آقای رییس هییت مدیره اسیر شده و از خود اختیاراتی ندارد. خلاصه بگم تو این شرکت اگر به رییسمنابع انسانی و و اون دختر چاپلوس جاسوس نزدیک باشید وضعتون خوبه. خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.
من تجربه خوبی داشتم و چیزای زیادی از همکاران خوبم یاد گرفتم ،به نظر من محیط بسیار صمیمی و یک دلی وجود داشت هر زمان مشکل فنی داشتم همه سعی کردند کمکم کنند و ارزوی موفقیت دارم
مدتی در این شرکت کار میکردم و تا حد زیادی برای کار کردن خودم رو به خرج میﮐردم، اما فضای تصمیمگیری ضعیف و سیاستهای ناکارآمد مدیران واحد باعث شد افراد بیتجربه و کمصلاحیت به کار گرفته شوند. بار کاری سنگین بود اما حقوق نسبتا مناسب بود. محیط کار پر از حاشیههای غیرکاری است و بیشتر وقتها به جای تمرکز روی وظایف، درگیریها و جو روانی ایجاد میکردند که آرامش و تمرکز تیم را از بین میبرد. منابع انسانی هم توجه کافی به مسائل نیروی کار نشان نمیدهد. امیدوارم تیم منابع انسانی انتخاب بهتری داشته باشد و فضا را بهطور کلی بسامان بدهد، چون این رفتارها میتواند افراد خوب را از شرکت برانگیزد.
به خاطر ۱۲ روز جنگ گفتن که درآمد افت کرده و باید تعدیل کنیم ولی بیمه براتون رد میکنیم اونم با لحنی با منت! بیمه مگه نون و آب میشه برای آدم. زمانی که امار استخدام شرکتها اومده پایین و شانسی برای استخدام سریع نیست این کار خیلی بی انصافیه. مگه قبل از جنگ دم از سهم بازار و درآمد میلیاردی نمیزدین! چرا یهو همه پولا تموم شده؟ حداقل یه مهلتی میدادین به ما و یهیو مرخصی بدون حقوق رد نمیکردین
یکتانت امروز هیچ شباهتی به یکتانتی که سالها پیش درموردش میشنیدم نداره. قدیما بچه ها آزادی بیان داشتن، فضا صمیمی و سالم بود، اما الان هیچکس جرعت نداره ضد سیستم دیکتاتوری مدیریت و منابع انسانی حرفی بزنه و فقط شاهد گاسیپ هستیم در همه سطوح. از زمانی که ا.ا و تیمش منابع انسانی رو دست گرفتن یک سیستم سرکوبگر و سمی و دیکتاتوری عجیب تو کل یکتانت حاکم شد و همین موضوع اکثر افراد کاردرست و تلنت قدیمی رو فراری داد. خیلی از ادم حسابی های قدیمی و سینیور و کاربلد یکتانت طی یکی دو سال اخیر مجموعه رو ترک کردن و یه سری ادم توخالی جایگزین شدن. مدیرهایی الان توی یکتانت مشغول به کارن که ازار روانی کارمندها روتین کارشونه، مثال بارزش که کل مجموعه خوب میشناسن ن.ا مدیر تیم پرفورمنس هست که توی یکتانت به شلاق زدن نیروهاش معروفه و خیلی هم بهش افتخار میکنه! نکته جالب هم اینه که سمی ترین مدیرها تا زمانی که خوب برای یکتانت بفروشن عزیز دل مدیریت هستن و تقریبا هیچ ارزشی به عنوان آدمیزاد به کارمندها داده نمیشه. تیم های بیزینس یکتانت هیچ نیروی سینیور درست حسابی ای ندارن، چون هیچ سینیوری بیشتر از دو ماه نمیتونه این وضع دیکتاتوری و سمی رو تحمل کنه و زیر ۶ ماه رفتنی هستن. تهش هم بهشون تهمت بی کفایتی میزنن و میگن بخاطر پرفورمنس بد باهاشون خداحافظی کردیم! یکتانت خوراکش رو از نیروهای جونیور و بی تجربه میگیره که حاضرن تحت هر شرایطی کار کنن و با شعارهای الکی انگیزه بگیرن. وضع کثافتی یکتانت رو گرفته و اصلا پیشنهاد نمیکنم کسی واردش بشه. سراسر شعار الکی و ادعا و آزار روحی و روانیه. به خصوص تیم های بیزینس (اکانت و پرفورمنس و CRM) که اگر واردش شدید با سلامت روانتون خداحافظی کنید
باور نمیکنم که یک مصاحبه سه ماه طول بکشد و پس از آن در بخش دیگری از شرکت به کار گمارده شوم که نتیجهاش از دست رفتن کارم بود. قبل از ورود به این شرکت حتما قرارداد را با دقت بخوانید؛ مجموعهای بیهدف و بینظم است و مشخص نیست دقیقا چه کاری از شما انتظار میرود. در طول فرایند مصاحبه هم به اندازه کافی پرسیدم اما پاسخها نامشخص بود. بهطور کلی پایداری و برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و از این شرکت بهعنوان زیرمجموعهای از یک بانک نام برده میشود، اما هیچ نظم و روال دقیق کاری در آن اجرا نمیشود. پیشنهاد میکنم حتما درباره سیاستها و شیوههای کاری سوال کنید و با دقت از شرایط کار و ساعات کار مطلع شوید، چون ساعات کاری میتواند نامشخص باشد و امکان دارد تا ساعات طولانی تا شب با شما همکاری کنند و اصول مشخصی در نحوهی کار رعایت نمیشود.
از مطلب شما بسیار لذت بردم اما الان سیزدهمین دوره در حال برگزاریه و تجربه خودم از دو تا مصاحبه ای که رفتم اینه اصلا مشخص نیست چه چیزی براشون معیاره. از روز های اول ثبت نام که یکی از منتور ها چون تو دانشگاه های تاپ تهران درس نخونده بودم گفت امید نداشته باش تایید بشه رزومه ات. رزومه که تایید شد برای SOC دعوت به مصاحبه شدم و جالبیش اینجاست چند ساعت قبل از مصاحبه تماس گرفتن برای هماهنگی در حالیکه خود رسما تا جایی که من اطلاع دارم از یک روز قبل حداقل هماهنگ میکنن. تو مصاحبه هم سوالات فنی مطرح شد و اصلا سوالی مربوط به مباحث رفتاری و روانشناختی مطرح نشد. باز از منتور پرسیدم برگشت گفت خب موقعیت پایتون رو خیلی خیلی احتمالش کمه که قبول بشی!! گذشت یک هفته و تماس گرفتن برای پایتون گفتن که دعوت به مصاحبه مرحله اول شدم و از یک روز قبل هماهنگ کردن مصاحبه رو به صورت آنلاین! مصاحبه رو انجام دادیم که مباحث رفتاری بود و خیلی زود تموم شد. گذشت چند روزی و روز چهارشنبه تماس گرفتن برای مصاحبه فنی و برای روز شنبه هماهنگ کردن به صورت حضوری و جلسه تو خود ساختمان مرکزی شرکت نقش اول کیفیت(ناک) برگزار شد و جالبتر اینجا بود تو این جلسه که مثلا قرار بود فنی باشه از مباحثی مثل هم اتاقی های خوابگاه و انگیزه و ...... سوال شد اما دریغ از یه سوال فنی که دانش رو بسنجه. من هم تو اون مصاحبه از انگیزه بالای خودم صحبت کردم و چالش های مسیرم رو جوری مطرح کردم که تو ذهن مصاحبه کننده تاثیر منفی نزاره و خیلی جالب بود که یک هفته بعد از مصاحبه جواب اومد که رد شدم:) تو مصاحبه ای که یه سوال فنی پرسیده نشد!
داتین بازم حماسه افریده اومده برای همه رده های شغلی یه ازمونی ترایب داده و رنج نمره مورد قبول را گذاشته و کسی که نتونه نمره مورد قبول رو بگیره کاندید تعدیل میشه .برای ازموناش هم کلی سرفصل داده و کتاب معرفی کرده برای هر رده شغلی بیش از ۳۰،۴۰ تا سرفصل که خودشون کلی زیرمجموعه دارن . کدوم سازمان همچین حرکت مسخره ای می کنه اگر نیرو کارت رو راه نمیندازه بندازش بیرون چرا دهن همه را اسفالت می کنی
توالت شوری بهتر از کار توی واحد شبکه و امنیت شرکت یاس هست . توالتهای پارک والا شرف دارن به کار کردن توی یاس ارغوانی . حالا کسی دوست داره تجربه کنه میتونه امتحان کنه
شرکت آینده کاوان کهکشان نرمافزار را تجربه کردم و در قالب کارشناس تولید با روال مطالبات آشنا شدم. آنها با هدف دور زدن پرداختها اقدام میکنند: پرداختی انجام نمیشود، به شکایت میپردازیم، حکم میگیریم و دادسرا نیز وارد عمل میشود، اما دوباره پرداخت نمیکنند تا حکم مسدودی حساب صادر شود. این چرخه نتیجه مدیریتی ضعیف و ارتباطات ناسالم درون شرکت است. تصویری از احکام تجدیدنظر و مسدودی حساب در دسترس است. تصمیم با شماست.
تنها خواهشی که دارم توی شرکت یاس استخدام نشید . واحد امنیت و شبکه که اصلا وارد نشید . بخدا پشیمون میشید . نه دانش و علم هست نه مدیریت . بدترین واحدش هم شبکه و زیر ساخته که افتضاحه افتضاح.
سلام من در شرکت از فروردین ۱۴۰۳ تا اخر تیرماه ۱۴۰۴ کار کردم و اعتراف میکنم که تو این یک سال همه چی یاد گرفتم که تاحالا بلد نبودم مدیرعامل سخت گیر و منظم و منصفی داره خانمشون که رییس هیات مدیره هستن خیلی تو کارام به من کمک کردن و وقتی اعتمادشونو جلب کنی خیلی همه جوره هواتو دارن من به خاطر دخترم مجبور شدم استعفا بدم ولی همه جوره سعی کردم که تجربیات خودم و به نفر بعدی بدم که به مشکل نخوره هرکس دوست داره تجربه و رزومه کاریش قوی بشه تو این شرکت کار کنه.
در این شرکت نظم و دیسیپلین حرف اول را میزند و همه وظایف به وضوح مشخص و قابل پیگیری است. با این حال، از زیرکار در رفتن و عدم عملکرد مناسب هم به وضوح مشخص میشود و عملکرد خوب هم به خوبی قابل اندازهگیری است؛ چیزی که برای من ارزش دارد اما ممکن است برای برخی دیگر خوشایند نباشد. من از سال نود و نه به عنوان کارشناس تست نرمافزار مشغول به کارم و این تجربه، یکی از تجربههای متعدد من محسوب میشود. درباره حقوق ابتدا شرایط نسبتا ساده است و همتراز با حداقلهای مربوط به موقعیت جونیورهاست، اما پس از اتمام دوره آزمایشی به سطحی میرسد که در اکثر شرکتها هم وجود دارد. مقدار حقوق تا اندازهای به تجربه و سطح کاری فرد بستگی دارد و از آنچه دیدم، منطقی به نظر میرسد. مدیران بالادست به نظر میرسند از یک خانواده باشند، اما واقعا تخصصی، باهوش و قابلاعتماد هستند. بهخصوص مدیر واحد تست که فردی با دیسیپلین بالا و کاریزماتیک است و به خوبی وضع هر کسی را درک میکند. در این مدت با مسائل مقایسه یا توهین برخورد نکردم و با توجه به شخصیتشان مطمئنم چنین رفتارهایی هرگز وجود نداشته یا نخواهد داشت. به دلیل حفظ سلسلهمراتب، من به عنوان کارشناس ارتباط چندانی با مدیر عامل نداشتم، اما بازخوردی که از قائممقام مدیرعامل و سایر مدیران داشتم مثبت و با قدرت بود. مزایا به طور معمول شامل پرداخت بهموقع حقوق و مزایای بیمهای است که از نظر من جزو وظایف شرکت محسوب میشود و برای برخی افراد بهعنوان مزیت تلقی نشده است. با این حال در مواقع بحران، مانند جنگهای اخیر، حقوق حدودا یک هفته زودتر از موعد پرداخت شد و عیدی همواره پیش از فرارسیدن اسفند پرداخت میشد. موقعیتهای دورکاری برای شرایط خاص فراهم بود و هدایا و پاداشها و جشنهای متعددی در طول سال برگزار میشد. در شرایط سخت هر فرد نیز حمایتهای خاصی انجام میشد، گاهی فراتر از وظیفه و با درنظر گرفتن شرایط مالی و قابلیتهای مرخصی طولانی. در کل من تا حد زیادی از این شرکت و فضای کاریاش رضایت دارم و اگر شرایط به همین شکل باقی بماند، واقعا دوست دارم اینجا بمانم. شاید امکان دریافت حقوق بالاتری هم وجود داشته باشد، اما نظم کاری و آرامشی که از آن ناشی میشود برای من ارزشمندتر است.
مدت دو سال و نیم که در آنجا به عنوان پشتیبان کار میکردم، تجربه خوبی نبود. شرکت با مدیریتی نسبتا خانوادگی اداره میشود و اکثر افراد شرکت به دلیل رابطه مدیر با خانواده یا بستگان او به کار گرفته میشوند؛ حدود هشتاد درصد کارکنان از این فرصتها بهره میبرند. این وضعیت برای مدیر مزایا زیادی دارد و باعث بینظمی و امتیازدهی برخوردهای خانوادگی در کارها شده است؛ افراد بدون سابقه یا تخصص تجربهشده را، حتی در سنین پایینتر، فقط به خاطر رابطه استخدام میکنند. خود شما تصور کنید وارد مدرسه ابتدایی میشوید. از نظر فنی هم سطح تخصصی اکثر کارکنان پایین است؛ حتی مدیر شرکت ادعای دانشی بودن دارد، اما باقی اعضای خانواده یا بستگان او تا این حد جدی گرفته نمیشوند. واقعا برای آنان ارزش خاصی قائل نیستند و بهخصوص نسبت به نیروی غیرآشنا ۲۰ درصدی هم چنگی به دل نمیزنند. در دورهای که من حضور داشتم، چرخ شرکت با افرادی که در دهههای ۹۷ تا ۱۴۰۰ بااستعداد بودند اما به دلیل مشکلات متعدد مجبور به ترک شدند، به حرکت در میآمد. نرمافزارهای شرکت جز یک نرمافزار حسابرسی که پشتیبانی مناسب ندارد، همگی کرک شده و بهعنوان نرمافزارهای بومی فروخته میشوند؛ تجربههایی از قبیل فرستهای ایمیلی هم در آن وجود دارد که ممکن است امنیتی هم نباشد و حتی سابقه افشا و هک شدن اطلاعات را داراست. فضای کار هم به شدت سمی است؛ نمونهای از رفتار مدیران، بازی با فضای صمیمی و شیوههای زیراب زنی است و برای یک مرخصی ساده باید کل مسائل شخصیام را توضیح بدهم تا اجازه مرخصی بدهند. حقوق و مزایا به نحو چشمگیری کمتر از استانداردهای رایج شرکتهای ایرانی است و آسایش و حق و حقوق کارکنان به شکل جدی ضایع میشود.
مدیر بودم و سه سالی میشود که کار را با پرداخت سرمایهام آغاز کردم تا برای ما برنامهای بنویسند. مشخص نیست کجا کپی شده یا به هر حال کار دزدی دارد انجام میشود. میگویند پشتیبانی ندارند و اگر باگی وجود دارد، نمیخواهند یا نمیتوانند آن را رفع کنند. با اینکه از همان ابتدا تا الان باگهای متعددی گزارش شده، پاسخ مشخصی دریافتی نمیکنم و این موضوع از وقتی پول دادهام ادامه پیدا کرده است، در حالی که پیش از این و پس از این ماجرا نیز تجربههای مشابهی وجود داشته است. اکنون قصد داریم با هم متحد شویم و از طریق شکایت پیگیر مطالباتمان شویم؛ زیرا آیا واقعا ما پول را دزدیدهایم که به گروهی بیسوادی که از بابت کار بینظم و بیعلاقه هستند بدهیم تا برای ما کار کنند؟ با همت جمعی به دنبال یک راه حل هستیم تا حق خود را بگیریم.
من دو مرحله مصاحبه رو پشت سر كذاشتم وهنوز به من خبر ندادند ولى مصاحبه ها خيلى دوستانه و خوب بركزار شد، مصاحبه اول كلا آشنايى بود و مصاحبه دوم در مورد سطح زبان انكليسى بود و براى مصاحبه سوم كفتند تسكى به من داده ميشه كه بايد با هوض مصنوعى پياده سازى كنم .
بعد از سالها کار و تجربه در این شرکت، متأسفانه باید بگویم هیچوقت مثل امروز اینقدر احساس ناامیدی، بیاعتمادی و بیانگیزگی نداشتهام. سوءمدیریتهای مداوم، تصمیمهای پشتپرده، پنهانکاری، و نبود شفافیت باعث شده فضای شرکت به شدت تیره و پر از ابهام شود. دیگر نه به تصمیمها اعتماد داریم، نه به آینده شغلی خودمان در این مجموعه. روزبهروز شایعات بیشتر میشوند، اما هیچ پاسخ روشنی از مدیریت داده نمیشود. چیزی که بیشتر از همه آزاردهنده است، این است که دیده نمیشویم؛ نه صدایمان شنیده میشود، نه زحماتمان به چشم میآید، و نه تفاوتها و تواناییهای فردی ما اهمیتی دارد. انگیزه کار کردن در این فضا به حداقل رسیده و بسیاری از همکارانم فقط برای گذران روزها اینجا ماندهاند. اگر هرچه زودتر تغییری در نگاه مدیریتی و رویکرد کلان شرکت اتفاق نیفتد، هم سرمایه انسانی از بین خواهد رفت، هم اعتبار سازمان
متوجه شدم که شرکت به دلیل حضور نزدیکان و پارتیبازی اداره میشود و بهنظر میرسد هیچ ارتباطی با تخصص و شایستگی ندارد. اکنون هم موضوعاتی از جمله احتمال انحلال شرکت و کاهش موقعیتهای شغلی وجود دارد و گرایش به اخراجها دیده میشود. به نظر میرسد که مدیر مالی با رفتار تند و ناپایدار روحی روبهرو است و حقوق پایه برای همه کارمندها در نظر گرفته میشود بدون تغییر یا افزایش قابل توجه. ساختار مدیریتی ضعیف است و اکثر تصمیمها به سود منافع شخصی و پورسانت مدیران گرفته میشود.
من تجربهای کاملا ناخوشایند از شرکت فرازما دارم و میخواهم آن را به شکل منسجم و طبیعی بازگو کنم. از روز اول دنبال موقعیت بهتری بودم اما به دلیل محدودیتهای مالی ناچار شدم بمانم. پرداختها دیر انجام میشد و به طور منظم صحت تخصیص任务ها رعایت نمیشد. در برابر رفتاری نامناسب از مدیرعامل مواجه شدم که نگاه جنسیتی به همکاران خانم داشت و فحاشی و بیاحترامی در جلسات عادی بهنظر میرسید. هیچ اعتماد واقعی به استخدام نقشهای تخصصی مانند حسابدار یا مدیر پروژه وجود نداشت و همه کارها را بهتنهایی انجام میدادم. روزانه مدیرعامل با بیانات مداوم دربارهی پیشینة تسکها و وضعیت کار، فشار روانی زیادی ایجاد میکرد؛ گاهی توضیح داده میشد که تسکی وجود ندارد یا برای فرد دیگری است یا قبلا اطلاعرسانی شده است، اما این نکتهها اغلب فرار میشدند. مزایای قانونی مانند بیمه و قرارداد یکساله زیر سؤال رفت و حقوق خرداد پرداخت نشد. عیدی، سنوات و پاداش هم پرداخت یا تسویه نمیشد و من با همه اینها بهطور رسمی شکایت کردم. شرکت بهطور پیوسته در حال استخدام بود زیرا هیچکس دوام نمیآورد. فردی ادعا میکرد که ۱۵ سال سابقه در شرکت دارد، اما واقعا من تنها هشت ماه آنجا بودم و تنها یکی دو ماه زودتر از من آمده بود؛ تعدیلهای زمان جنگ و سایر خروجهای همکاران نشان میداد که بسیاری از افراد ترک کردهاند. متأسفانه در هر توافقی که در روز مصاحبه انجام میشد، مدیرعامل عباراتی را مینوشت و سپس تغییر میداد و میگفت که چنین سخنی هرگز نگفته است. با وجود تمیز بودن خروجی کار، مدیرعامل میگفت کار نکردهام و این فشارها ادامه داشت. شوخیها و فحاشیهای بیدلیل در جلسات همواره وجود داشت و حتی ملکی که ذکرش بهدست فراموشی رفته بود را برای فروش نگه میداشتند. پیشنهاد میکنم دیدگاهها و تجربههای کاربران درباره فرازما را در گیتهاب هم مرور کنید تا صحت برخی موارد را بسنجید.
مدت پنج سال است که در این شرکت حضور دارم و تجربهام از کار در شرکت گسترش فناوریهای نوین را به صورت حرفهای با شما درمیان میگذارم. به این باور نیستم که همهچیز بینقص است؛ مثل هر سازمانی نقاط ضعف و قوتی دارد و نظراتی که میخوانم بهطور کامل منعکسکننده واقعیت نیستند، بلکه گاه رنگورای غرضورزی دارند. با این حال حقوقها بهموقع پرداخت میشوند و وضعیت مالی شرکت نسبتا خوب است. وقتی در روزهای بحرانی برایمان وظیفهای در محل کار بود، شرکت برای ما کارت رستوران تامین میکرد تا از حضورمان در ساعات کاری پاداش بگیریم. از این منظر اقدامهای حضور در میدان، ارزشآفرین و قدردانیکننده بودهاند. برخی مدیران ممکن است در سطح فنی قوی نباشند و برخی نگاه دولتی به کارها داشته باشند، اما با وجود اینها اوضاع رو به بهتر رفتن است و تغییرات مثبتی در حال رخ دادن است. اداره پشتیبانی اداری از سال ۱۴۰۳ سطح رفاهی را برای کارکنان افزایش داده است. از نظر من و همکاران، وامهای شرکت نیز بهخوبی ارائه میشود.
گسترش فناوری های نوین شرکتی که اسمش به پشتوانه اسم بانک کشاورزی بزرگ و قشنگه. پرسنل حرفه ایی و خوبی داره ولی مدیریت ... رئیس منابع انسانی (هم زمان رییس اداره مهندسی نرم افزار) خانم مریض و عقده ایی، با ۳۵ سال سابقه کار دولتی و با اینکه مریضه و مشکل جسمی داره ولی قصد بازنشست شدن نداره، به همراه یه دختر بی سواد و چاپلوس که در بدترین شرایط شرکت استفعا داد و رفت و وقتی شرایط اوک شد برگشت با حقوق چند برابر اونم به واسطه رفاقت با خانم رییس منابع انسانی. جالبه که به تازگی شده رییس واحد. اول سال ۱۴۰۳ با سمت کارشناس رفت بعد از ۳ ماه با سمت مدیرگروه برگشت الانم بعد از ۹ ماه شد رییس واحد. این اگر پارتی بازی و حق خوری نیست پس چیه؟ از زبان خودش شنیدم که تعریف میکرد؛ 《اومدم تولد خانم رییس رو تبریک بگم، قرارداد رو گذاشت جلوم و گفت هر مبلغی دوست داری تو قرارداد بنویس و از اول ماه بیا سر کار. 》 مدیران ارشد بانک، مدیر عامل محترم بانک کشاورزی شما که انسان شریف و دردکشیده ایی هستی چرا به داد پرسنل شرکت زیرمجموعه بانک نمی رسید؟! رییس هییت مدیره شرکت فردی بی ادب و بد دهن که رسما فحش می دهد و توهین میکند با ۳۹ سال سابق کار دولتی کماکان قصد بازنشست شدن ندارد. دقیقا یه سفره ایی از بیت المال پهنه و یسری دلشون نمیاید از سفره کنار بکشن. شرفتون کجاست؟ آه این همه آدم که حقشون رو میخورید یه جا بدجوری چوب میشه تو سرتون. مدیر عامل محترم شرکت که واقعا انسانی با شخصیت و خوش برخورد هستند ولی متاسفانه در دست خانم رییس منابع انسانی و آقای رییس هییت مدیره اسیر شده و از خود اختیاراتی ندارد. خلاصه بگم تو این شرکت اگر به رییسمنابع انسانی و و اون دختر چاپلوس جاسوس نزدیک باشید وضعتون خوبه. خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.
من تجربه خوبی داشتم و چیزای زیادی از همکاران خوبم یاد گرفتم ،به نظر من محیط بسیار صمیمی و یک دلی وجود داشت هر زمان مشکل فنی داشتم همه سعی کردند کمکم کنند و ارزوی موفقیت دارم
مدتی در این شرکت کار میکردم و تا حد زیادی برای کار کردن خودم رو به خرج میﮐردم، اما فضای تصمیمگیری ضعیف و سیاستهای ناکارآمد مدیران واحد باعث شد افراد بیتجربه و کمصلاحیت به کار گرفته شوند. بار کاری سنگین بود اما حقوق نسبتا مناسب بود. محیط کار پر از حاشیههای غیرکاری است و بیشتر وقتها به جای تمرکز روی وظایف، درگیریها و جو روانی ایجاد میکردند که آرامش و تمرکز تیم را از بین میبرد. منابع انسانی هم توجه کافی به مسائل نیروی کار نشان نمیدهد. امیدوارم تیم منابع انسانی انتخاب بهتری داشته باشد و فضا را بهطور کلی بسامان بدهد، چون این رفتارها میتواند افراد خوب را از شرکت برانگیزد.