برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنتر بود که برخوردی بسیار خوشبرخورد و حمایتگر داشت؛ هیچوقت حس نکردم قصد تخریب یا تحقیر کسی وجود دارد. گفتوگوها بیشتر جنبه فنی پیدا کرد، اما کارِ مربوط به حوزه تخصص من مطابقت چندانی با چیزی که دنبال میکردند نداشت و شیفتها هم با برنامهام همخوانی نداشت. در کل فضا تا حد زیادی آرام بود و لزومی به استرس حس نمیکردم؛ اگر رفتید، راحت باشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من خیلی بهظاهر جذاب نبود که بهخاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبتها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر میرسید بیشتر دنبال افراد همسو و همفکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختیها و شنیدن حرفهای آدمهای کوچک و عقدهای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق بهموقع پرداخت میشد و نهار هم ارائه میدادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکتها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامهنویسها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصتهای کاری فراوان است.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
بصورت شفاف و صادقانه تصمیم گرفتم افتضاح ترین تجربه مصاحبه قرن با این شرکت رو با بقیه اشتراک بزارم تا متضرر نشید ۲ ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتند دفتر مرکزی واقع در اصفهان هست و بعد از مصاحبه اولیه تلفنی و توضیحات مختصر از شرکت قرار به انجام مصاحبه آنلاین با مدیر جذب استخدام اقای م.محمدی گذاشتند مصاحبه با ایشون کمتر از ۵ دقیقه بدون هیچ سوال فنی و تخصصی یا توضیح در مورد شرایط کار شکل گرفت که تعجب کردم ولی تصور کردم باتوجه به رزومه و مهارت هام نیاز به ارزیابی مجدد ندیدن ولی اینطور نبود در اصل دانش لازم رو برای سنجیدن نداشتن بعد از اون مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی داشتم ایشون گرم و صمیمی بودن سپس کلی مدارک شخصی از من گرفتند (در حالی که استخدام هنوز قطعی نبود و اشتباه کردم اعتماد کردم مدارک فرستادم) قرار شد مصاحبه نهایی با مدیر عامل انجام بشه که بعد از مصاحبه به من گفتند همه موافق همکاری هستند فقط می بایست یکبار هم حضوری دفتر اصفهان بیایید تا مدیر عامل ارزیابی نهایی داشته باشن جالب این بود که این دعوتشون بدون در نظر گرفتن هزینه ایاب ذهاب و… بود و میگفتن با خودتونه در حالیکه سایر شرکت های معتبر یا نامعتبر متوجه هستن اگر کسی رو از شهر دیگه با مسافت ۵۰۰ کیلومتری می خوان دعوت کنن تمام هزینه هاش رو پرداخت کنن و این لحظه بود که در مورد این روند غیر اصولی طی شده و ادامه فرایند با این شرکت به فکر فرو رفتم و در نهایت با تردید تصمیم به سفر گرفتم . ۱۰۰۰ کیلومتر رفت برگشت با مخاطرات جاده طی کردم و حضورا با مذیر عامل ملاقات کردم در نهایت تایید نهایی رو دادن و قرار شد مدارک تکمیل کنم بعد از حداقل ۶ مرحله مصاحبه انلاین و حضوری که شامل هزینه و گذشت زمان و نادیده گرفتن سایر موقعیت هام بود مدیر جذب نالایق با من تماس کرفت و با لحن دستوری مدل بازجویی تازه شرایط کار رو رو کرد که روزانه چندساعت اضافه کار اجباری داری ، پنجشنبه ها کاریه ، ماهی یکبار باید بری ماموریت شهرستان فقط با اتوبوس پرواز و تاکسی در کار نیست ، حق نظر در مورد استخدام ها نداری، علاوه بر جذب تشکیل پرونده هم با خودته، از وقتی رسیدی شرکت باید گزارش کار پر کنی هر روز بفرستی ، و هر هفته یکبار باید بیای دفتر اصفهان جلسه !!!!! همون لحظه صحبتش رو قطع کردم و گفتم نمیتونم هر هفته بیام شهرستان و جلسه انلاین شرکت می کنم که گفت نه منم گفتم شرایطی که میگی اصلا برام قابل قبول نیست و چرا این چیزارو الان میگی که کلی زمان و هزینه کردم و روز اول کاملا شرایط دیگه ای بهم اعلام شده بود و… این آدم که اصلا نه رفتار و نه علم و نه دانش جذب استخدام داشت هیچ جوابی نداد مطمعنم از این شگرد استفاده می کنن تا آدم ها رو فریب بدن طرف ناچارا قبول کنه چون اگه اول میگفت هیچچچچ فرد باتجربه حتی کسایی که تازه میخوان بیان تو این فیلد شرایط مسخرشو قبول نمی کنن و بعد پیگیری کردم همکاران خودشون هم تایید کردند ایشون اصلا صلاحیت این شغل رو نداره و هرکی باهاش کار میکنه داره استعفا میده و سوابق قبلیش محدود پراکنده تو شرکت های اجر پزی و… بوده و نصف من سابقه کار داشت و مطمعنم یک دهم من تخصص نداشت و بعید میدونم حتی توانایی صحبت در مورد شغل خودش رو داشته باشه و نمیدونم چجوری با چه روشی اومده اون شرکت البته تازه اونجا استخدام شده و مطمعنم زیاد دووم نمیاره اینارو گفتم قبل از هر تصمیمی با اطلاع باشین تا مثل من نقره داغ نشین اصلا توصیه نمی کنم جای بشدت غیر حرفه ای
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
دقیقاً حقوق کف قانون کار بهت میدن بعد میگن پشت لیستی بقیشو میدیم همونم اونقدر اذیتت میکنن بعد با منت میدن محیط خاله زنکی تیم سازی علیه هم نگم برات نری که حالت بد میشه
چی بگم افتضاح حقوقامونو با 4 ماه تاخیر پرداخت میکردن بیمه هامونو رد نکردن نرخ خروج بالا نرخ جابجایی بالا
آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیههارو کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست میکرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر میکرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون میکرد، حتی بی دلیل توهین هم میکرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.
شرکت خوبی نیست.افراد در حال جاسوسی از همدیگر هستن. آدم رو گس لایت میکنن. به خصوص خود مدیر البته با همکاری همسرش.
شرکت ماکسیم یکی از سمی ترین محیط های کاری رو دارد_ من شرکتهای مختلف و زیادی کار کردم و واقعا محیطی غیر حرفه ای تر و سمی تر از ماکسیم ندیدم_ مدیریت به شدت آماتور و غیر حرفه ای _ ساعت کاری زیاد _ کنترل لحظه به لحظه با دوربین_ تایم کاری زیادی _ عدم امکان استفاده از مرخصی ساعتی - امنیت شغلی صفر قرارداد ها یکماه یه یکماه تمدید می شه و راحت اخراجت میکنن هیچ مزایایی نداری جز حقوقت
در این کارگاه به ظاهر حرفهای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی میشود و با ورود به شرکت تازهوارد حس میکنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبهرو میشوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار میماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار میگذارند. پروژهها پُر از کدی بینظم و بدون داکیومنت فنی قابلاستفادهاند و هیچکس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم میآوردند به جای بحث تخصصی، با توجیههای بیربط پاسخ میدهند یا میگویند یادگیری از طریق مهارتهای کتابی فرق دارد. رفتوآمد سادهای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه میکنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بیرحمانه برخورد میکنند و به مرور از هر بهانهای کسر میکنند. مدیرشان بیادب و بیتفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آنها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.
مدت سه سال در اینجا کار کردم و در نهایت احساس کردم حقوقم واقعاً پایین است و مزایایی هم دریافت نمیکردم. اولین جلسه مصاحبهشان به ظاهر جذاب بود، اما فکر میکنم نباید به حرفهایشان خیلی اعتماد کرد. منابع انسانی بهشدت ضعف دارد و مشکلات اداری زیادی وجود دارد. برای تسویهی حساب باید صبر کرد و معمولاً این فرایند بین شش ماه تا یک سال طول میکشد. هیچ فرصت روشن برای پیشرفت وجود ندارد و انگار هیچ چیزی اضافه نمیشود. احساس میکنم با کمترین حقوق و بدون مزایا زمانم را هدر دادم. به نظر من این شرکت باید آخرین گزینه برای انتخاب کار باشد.
فکر میکنم بهترین کار اینه که قبل از ورود به هر پروژه قرارداد رسمی داشته باشم. کارهای غیررسمی و قول وقرارهای دستنویس، معمولاً دردسر میسازند و خیلی وقتها منو وسط کار معطل میگذارد؛ پس با جدی و حرفهای برخورد کردن، از اکثر مشکلات جلوگیری میکنم. قبل از آغاز کار جلسهای برای معرفی و هماهنگی ترتیب بدهیم تا همه بدون سردرگمی منابع و وظایف را درک کنند. از همان روز اول مشخص میکنم که هرکس چه مسئولیتی دارد و کارها را با استارت روشن میکنم. همچنین همه مراحل و فعالیتها را مستند میکنم تا هیچ چیز گُم نشود و پیگیریها راحت باشد.
شرکت مهدکودک شادلین تجربهای عالی برای من بود؛ بهقدری که بسیاری از کامنتها را که دیدم، بیشتر از خصومتهای شخصی به نظر نمیرسید. در این مجموعه روی صحت اطلاعات و رضایت مشترکها خیلی تأکید میشد و ماهیانه آزمون داشتیم و یکی از شاخصهای حقوقی، رضایت مشتری بود، پس نظر مشترک واقعاً برایمان مهم بود. سیستم تلفنی هزینه تماس را مشخص میکرد و من موظف بودم در حین مکالمه هزینه را یادآوری کنم و از طرفِ مشترک سوال کنم که آیا مایل است ادامه بدهد یا خیر. تمام اصول از پایه آموزش داده میشد و همکاران مشاورِ بسیار بااطلاعی آنجا حضور داشتند؛ همین امروز هم خیلی از دوستانم همانجا هستند و این روال همچنان اجرا میشود. پیش از آن اعتمادبهنفس صحبتکردن را بهندرت داشتم، اما کاری که در آنجا انجام دادم واقعاً به من کمک کرد تا اعتمادم به صحبت با افراد بالا برود و اکنون راحتتر با دیگران ارتباط برقرار میکنم. مدیران از میان مشاوران قدیمی انتخاب میشدند، فضا دوستانه و خودمانی بود و برای افراد مستحق فرصت رشد وجود داشت. تا دو ماه پیش در آنجا بودم و تا روز پایانی تسویهحساب کردم و هیچ مشکلی پیش نیامد.
کارکن این شرکت از وضع فعلی خیلی ناراضیام و معتقدم اوضاع واقعاً به هم ریخته است. فرآیندها و تحویل پروژهها نقصهای زیادی دارند و تیمها با هم درگیرند. مدیران میانی اعتماد لازم از بالادستیها ندارند و بالعکس نفرات بالا هم از کار دپارتمانهای میانی راضی نیستند؛ نتیجه این است که رابطهها بیشتر با سیاست و جناحبندی گره خورده است. روابط شخصی تا حدی باز است که اگر افشا شود، احتمال دارد یکی از طرفین بر اساس سیاستهای شرکت کنار گذاشته شود. هر کس از جای خودش بلند میشود و برایش دپارتمانی میسازد و بعد برایش نیاز درست میکند؛ برای مثال دپارتمان اجایل را یکی از عجیبترینها میدانم؛ عملاً فعالیتی انجام نمیدهد و هر مسئلهای هم که مطرح میشود، روبهرو با این پاسخاند که از دست ما خارج است. جلسات بازنگری هم فقط شکل ظاهری تغییرات را نشان میدهند و جرات اجرای تغییر واقعی را ندارند. جالب است که هرکسی با این دپارتمان کار نکند، به نظر میرسد وضعیت بهتری دارد و پروژهها هم روند بهتری پیدا میکند. تعدادی از افراد هم فقط ادعا میکنند و خروجی مشخصی ارائه نمیدهند. در نهایت خروجی تیمها قابل دفاع نیست و پروژهای وجود ندارد که از آن بهعنوان موفقیت یاد کنیم. بهنوعی شرکت تبدیل شده به منبعی برای سود برخی مدیران، و بالادستیها از این وضع بهره میبرند. اگر دنبال کار جدی نیستی و دوست داری فضای تفریحی را پیش بگیری، جای مناسبی است.
در ابتدای کار، وقتی رزومه را ارسال کردم، ظرف یک روز با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ورودی ساختمان قدیمی و فرسوده بود و همان لحظه ذوق من کمی تحلیل رفت. رفتار پرسنل خوب بود، اما راهنماییشان کاملاً ناکافی بود و بین واحدها دچار سردرگمی میشدم. خود مصاحبهگر برخوردی خوشرو داشت اما به نظر میرسید در حوزه آیتی تخصص چندانی نداشت؛ سوالها سطحی و غیرحرفهای بود و هیچ سوال فنیای مطرح نشد. درباره حقوق هم پیشنهادشان واقعاً پایین بود؛ همان مقدار حقوق یک تحلیلگر کارآموز بود در حالی که من سابقه و دستاوردهای تحریمی بالاتری داشتم. در همان ملاقات گفتند پذیرش شدی و پرسیدند چه زمانی میتوانی شروع کنی، اما با آن حقوق موافق نبودم. در مسیر به چند نفر از کارکنان هم گفتم که احساس نابرابری حقوق وجود دارد و از جنبههای مختلفی نسبت به جایگاه و کارهای انجامشده گلایه داشتند. به نظر من برای تازهکارها یا کسانی که میخواهند با جدیت وارد محیطی تازه شوند، شاید مناسب باشد، اما برای افراد با سابقه تجربهشده توصیه نمیکنم.
شبکهی تماس با من برقرار شد و زمانهای کاری شرکت را از ۸ تا ۱۶ و از شنبه تا پنجشنبه اعلام کردند؛ یعنی به طور عملی بیش از ۴۴ ساعت در هفته کار بود. در گفتوگوی تلفنی روی این نکته تأکید کردند که بیمه تأمین اجتماعی جزو مزایای شرکت است و اینکه بیمه تکمیلی سه ماه پس از آغاز به کار فعال میشود. این نوع جملات را باید از همان ابتدا با احتیاط دید، چون بیمه تأمین اجتماعی حق قانونی کارگران است و نباید تنها بهعنوان مزیت تبلیغاتی مطرح شود. کنجکاو شدم و رفتم برای مصاحبه، اما رفتار مدیر منابع انسانی شرکت را نمیتوانستم تحمل کنم؛ او سعی داشت باورهای مذهبی خودش را به زور به من القا کند و سوالهای خیلی شخصی و بیربط میپرسید. از تجربهام در برابر چنین رفتارهایی در شرکتها واقعاً پشیمانم.
در این مجموعه احساس فشار روحی زیادی داشتم و از نظر روانی با مشکلاتی روبهرو شدم. هیچ فرصتِ رشد واقعی وجود ندارد و تبلیغاتشان در شبکههای اجتماعی فریبکارانه به نظر میرسد؛ واقعیت کار با چیزی که نشان میدهند تفاوتهای زیادی دارد. نرخ خروج کارکنان بالا است و رفتن افراد به سرعت اتفاق میافتد. ارتقاءها هم غیرمعمول و برخلاف انتظار پیش میآید؛ معمولاً به افراد کمسواد داده میشود تا ضعفِ مدیران و معاونها به چشم نیاید و تهدیدی هم احساس نشود. در نهایت، افراد باسواد و حرفهای نمیتوانند در چنین وضعیتی بمانند و به سطحی از رشد برسند.
توصیه میکنم. پروژه ی با کیفیت و ارزشمند. همکاری با افراد حرفه ای. امنیت شغلی نسبتا خوب. معایب خودش رو هم داره ولی فرصت خوبیه برای تجربه کردن.
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنتر بود که برخوردی بسیار خوشبرخورد و حمایتگر داشت؛ هیچوقت حس نکردم قصد تخریب یا تحقیر کسی وجود دارد. گفتوگوها بیشتر جنبه فنی پیدا کرد، اما کارِ مربوط به حوزه تخصص من مطابقت چندانی با چیزی که دنبال میکردند نداشت و شیفتها هم با برنامهام همخوانی نداشت. در کل فضا تا حد زیادی آرام بود و لزومی به استرس حس نمیکردم؛ اگر رفتید، راحت باشید.
برای من خیلی بهظاهر جذاب نبود که بهخاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبتها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر میرسید بیشتر دنبال افراد همسو و همفکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختیها و شنیدن حرفهای آدمهای کوچک و عقدهای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق بهموقع پرداخت میشد و نهار هم ارائه میدادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکتها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامهنویسها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصتهای کاری فراوان است.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
بصورت شفاف و صادقانه تصمیم گرفتم افتضاح ترین تجربه مصاحبه قرن با این شرکت رو با بقیه اشتراک بزارم تا متضرر نشید ۲ ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتند دفتر مرکزی واقع در اصفهان هست و بعد از مصاحبه اولیه تلفنی و توضیحات مختصر از شرکت قرار به انجام مصاحبه آنلاین با مدیر جذب استخدام اقای م.محمدی گذاشتند مصاحبه با ایشون کمتر از ۵ دقیقه بدون هیچ سوال فنی و تخصصی یا توضیح در مورد شرایط کار شکل گرفت که تعجب کردم ولی تصور کردم باتوجه به رزومه و مهارت هام نیاز به ارزیابی مجدد ندیدن ولی اینطور نبود در اصل دانش لازم رو برای سنجیدن نداشتن بعد از اون مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی داشتم ایشون گرم و صمیمی بودن سپس کلی مدارک شخصی از من گرفتند (در حالی که استخدام هنوز قطعی نبود و اشتباه کردم اعتماد کردم مدارک فرستادم) قرار شد مصاحبه نهایی با مدیر عامل انجام بشه که بعد از مصاحبه به من گفتند همه موافق همکاری هستند فقط می بایست یکبار هم حضوری دفتر اصفهان بیایید تا مدیر عامل ارزیابی نهایی داشته باشن جالب این بود که این دعوتشون بدون در نظر گرفتن هزینه ایاب ذهاب و… بود و میگفتن با خودتونه در حالیکه سایر شرکت های معتبر یا نامعتبر متوجه هستن اگر کسی رو از شهر دیگه با مسافت ۵۰۰ کیلومتری می خوان دعوت کنن تمام هزینه هاش رو پرداخت کنن و این لحظه بود که در مورد این روند غیر اصولی طی شده و ادامه فرایند با این شرکت به فکر فرو رفتم و در نهایت با تردید تصمیم به سفر گرفتم . ۱۰۰۰ کیلومتر رفت برگشت با مخاطرات جاده طی کردم و حضورا با مذیر عامل ملاقات کردم در نهایت تایید نهایی رو دادن و قرار شد مدارک تکمیل کنم بعد از حداقل ۶ مرحله مصاحبه انلاین و حضوری که شامل هزینه و گذشت زمان و نادیده گرفتن سایر موقعیت هام بود مدیر جذب نالایق با من تماس کرفت و با لحن دستوری مدل بازجویی تازه شرایط کار رو رو کرد که روزانه چندساعت اضافه کار اجباری داری ، پنجشنبه ها کاریه ، ماهی یکبار باید بری ماموریت شهرستان فقط با اتوبوس پرواز و تاکسی در کار نیست ، حق نظر در مورد استخدام ها نداری، علاوه بر جذب تشکیل پرونده هم با خودته، از وقتی رسیدی شرکت باید گزارش کار پر کنی هر روز بفرستی ، و هر هفته یکبار باید بیای دفتر اصفهان جلسه !!!!! همون لحظه صحبتش رو قطع کردم و گفتم نمیتونم هر هفته بیام شهرستان و جلسه انلاین شرکت می کنم که گفت نه منم گفتم شرایطی که میگی اصلا برام قابل قبول نیست و چرا این چیزارو الان میگی که کلی زمان و هزینه کردم و روز اول کاملا شرایط دیگه ای بهم اعلام شده بود و… این آدم که اصلا نه رفتار و نه علم و نه دانش جذب استخدام داشت هیچ جوابی نداد مطمعنم از این شگرد استفاده می کنن تا آدم ها رو فریب بدن طرف ناچارا قبول کنه چون اگه اول میگفت هیچچچچ فرد باتجربه حتی کسایی که تازه میخوان بیان تو این فیلد شرایط مسخرشو قبول نمی کنن و بعد پیگیری کردم همکاران خودشون هم تایید کردند ایشون اصلا صلاحیت این شغل رو نداره و هرکی باهاش کار میکنه داره استعفا میده و سوابق قبلیش محدود پراکنده تو شرکت های اجر پزی و… بوده و نصف من سابقه کار داشت و مطمعنم یک دهم من تخصص نداشت و بعید میدونم حتی توانایی صحبت در مورد شغل خودش رو داشته باشه و نمیدونم چجوری با چه روشی اومده اون شرکت البته تازه اونجا استخدام شده و مطمعنم زیاد دووم نمیاره اینارو گفتم قبل از هر تصمیمی با اطلاع باشین تا مثل من نقره داغ نشین اصلا توصیه نمی کنم جای بشدت غیر حرفه ای
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
دقیقاً حقوق کف قانون کار بهت میدن بعد میگن پشت لیستی بقیشو میدیم همونم اونقدر اذیتت میکنن بعد با منت میدن محیط خاله زنکی تیم سازی علیه هم نگم برات نری که حالت بد میشه
چی بگم افتضاح حقوقامونو با 4 ماه تاخیر پرداخت میکردن بیمه هامونو رد نکردن نرخ خروج بالا نرخ جابجایی بالا
آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیههارو کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست میکرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر میکرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون میکرد، حتی بی دلیل توهین هم میکرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.
شرکت خوبی نیست.افراد در حال جاسوسی از همدیگر هستن. آدم رو گس لایت میکنن. به خصوص خود مدیر البته با همکاری همسرش.
شرکت ماکسیم یکی از سمی ترین محیط های کاری رو دارد_ من شرکتهای مختلف و زیادی کار کردم و واقعا محیطی غیر حرفه ای تر و سمی تر از ماکسیم ندیدم_ مدیریت به شدت آماتور و غیر حرفه ای _ ساعت کاری زیاد _ کنترل لحظه به لحظه با دوربین_ تایم کاری زیادی _ عدم امکان استفاده از مرخصی ساعتی - امنیت شغلی صفر قرارداد ها یکماه یه یکماه تمدید می شه و راحت اخراجت میکنن هیچ مزایایی نداری جز حقوقت
در این کارگاه به ظاهر حرفهای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی میشود و با ورود به شرکت تازهوارد حس میکنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبهرو میشوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار میماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار میگذارند. پروژهها پُر از کدی بینظم و بدون داکیومنت فنی قابلاستفادهاند و هیچکس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم میآوردند به جای بحث تخصصی، با توجیههای بیربط پاسخ میدهند یا میگویند یادگیری از طریق مهارتهای کتابی فرق دارد. رفتوآمد سادهای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه میکنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بیرحمانه برخورد میکنند و به مرور از هر بهانهای کسر میکنند. مدیرشان بیادب و بیتفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آنها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.
مدت سه سال در اینجا کار کردم و در نهایت احساس کردم حقوقم واقعاً پایین است و مزایایی هم دریافت نمیکردم. اولین جلسه مصاحبهشان به ظاهر جذاب بود، اما فکر میکنم نباید به حرفهایشان خیلی اعتماد کرد. منابع انسانی بهشدت ضعف دارد و مشکلات اداری زیادی وجود دارد. برای تسویهی حساب باید صبر کرد و معمولاً این فرایند بین شش ماه تا یک سال طول میکشد. هیچ فرصت روشن برای پیشرفت وجود ندارد و انگار هیچ چیزی اضافه نمیشود. احساس میکنم با کمترین حقوق و بدون مزایا زمانم را هدر دادم. به نظر من این شرکت باید آخرین گزینه برای انتخاب کار باشد.
فکر میکنم بهترین کار اینه که قبل از ورود به هر پروژه قرارداد رسمی داشته باشم. کارهای غیررسمی و قول وقرارهای دستنویس، معمولاً دردسر میسازند و خیلی وقتها منو وسط کار معطل میگذارد؛ پس با جدی و حرفهای برخورد کردن، از اکثر مشکلات جلوگیری میکنم. قبل از آغاز کار جلسهای برای معرفی و هماهنگی ترتیب بدهیم تا همه بدون سردرگمی منابع و وظایف را درک کنند. از همان روز اول مشخص میکنم که هرکس چه مسئولیتی دارد و کارها را با استارت روشن میکنم. همچنین همه مراحل و فعالیتها را مستند میکنم تا هیچ چیز گُم نشود و پیگیریها راحت باشد.
شرکت مهدکودک شادلین تجربهای عالی برای من بود؛ بهقدری که بسیاری از کامنتها را که دیدم، بیشتر از خصومتهای شخصی به نظر نمیرسید. در این مجموعه روی صحت اطلاعات و رضایت مشترکها خیلی تأکید میشد و ماهیانه آزمون داشتیم و یکی از شاخصهای حقوقی، رضایت مشتری بود، پس نظر مشترک واقعاً برایمان مهم بود. سیستم تلفنی هزینه تماس را مشخص میکرد و من موظف بودم در حین مکالمه هزینه را یادآوری کنم و از طرفِ مشترک سوال کنم که آیا مایل است ادامه بدهد یا خیر. تمام اصول از پایه آموزش داده میشد و همکاران مشاورِ بسیار بااطلاعی آنجا حضور داشتند؛ همین امروز هم خیلی از دوستانم همانجا هستند و این روال همچنان اجرا میشود. پیش از آن اعتمادبهنفس صحبتکردن را بهندرت داشتم، اما کاری که در آنجا انجام دادم واقعاً به من کمک کرد تا اعتمادم به صحبت با افراد بالا برود و اکنون راحتتر با دیگران ارتباط برقرار میکنم. مدیران از میان مشاوران قدیمی انتخاب میشدند، فضا دوستانه و خودمانی بود و برای افراد مستحق فرصت رشد وجود داشت. تا دو ماه پیش در آنجا بودم و تا روز پایانی تسویهحساب کردم و هیچ مشکلی پیش نیامد.
کارکن این شرکت از وضع فعلی خیلی ناراضیام و معتقدم اوضاع واقعاً به هم ریخته است. فرآیندها و تحویل پروژهها نقصهای زیادی دارند و تیمها با هم درگیرند. مدیران میانی اعتماد لازم از بالادستیها ندارند و بالعکس نفرات بالا هم از کار دپارتمانهای میانی راضی نیستند؛ نتیجه این است که رابطهها بیشتر با سیاست و جناحبندی گره خورده است. روابط شخصی تا حدی باز است که اگر افشا شود، احتمال دارد یکی از طرفین بر اساس سیاستهای شرکت کنار گذاشته شود. هر کس از جای خودش بلند میشود و برایش دپارتمانی میسازد و بعد برایش نیاز درست میکند؛ برای مثال دپارتمان اجایل را یکی از عجیبترینها میدانم؛ عملاً فعالیتی انجام نمیدهد و هر مسئلهای هم که مطرح میشود، روبهرو با این پاسخاند که از دست ما خارج است. جلسات بازنگری هم فقط شکل ظاهری تغییرات را نشان میدهند و جرات اجرای تغییر واقعی را ندارند. جالب است که هرکسی با این دپارتمان کار نکند، به نظر میرسد وضعیت بهتری دارد و پروژهها هم روند بهتری پیدا میکند. تعدادی از افراد هم فقط ادعا میکنند و خروجی مشخصی ارائه نمیدهند. در نهایت خروجی تیمها قابل دفاع نیست و پروژهای وجود ندارد که از آن بهعنوان موفقیت یاد کنیم. بهنوعی شرکت تبدیل شده به منبعی برای سود برخی مدیران، و بالادستیها از این وضع بهره میبرند. اگر دنبال کار جدی نیستی و دوست داری فضای تفریحی را پیش بگیری، جای مناسبی است.
در ابتدای کار، وقتی رزومه را ارسال کردم، ظرف یک روز با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ورودی ساختمان قدیمی و فرسوده بود و همان لحظه ذوق من کمی تحلیل رفت. رفتار پرسنل خوب بود، اما راهنماییشان کاملاً ناکافی بود و بین واحدها دچار سردرگمی میشدم. خود مصاحبهگر برخوردی خوشرو داشت اما به نظر میرسید در حوزه آیتی تخصص چندانی نداشت؛ سوالها سطحی و غیرحرفهای بود و هیچ سوال فنیای مطرح نشد. درباره حقوق هم پیشنهادشان واقعاً پایین بود؛ همان مقدار حقوق یک تحلیلگر کارآموز بود در حالی که من سابقه و دستاوردهای تحریمی بالاتری داشتم. در همان ملاقات گفتند پذیرش شدی و پرسیدند چه زمانی میتوانی شروع کنی، اما با آن حقوق موافق نبودم. در مسیر به چند نفر از کارکنان هم گفتم که احساس نابرابری حقوق وجود دارد و از جنبههای مختلفی نسبت به جایگاه و کارهای انجامشده گلایه داشتند. به نظر من برای تازهکارها یا کسانی که میخواهند با جدیت وارد محیطی تازه شوند، شاید مناسب باشد، اما برای افراد با سابقه تجربهشده توصیه نمیکنم.
شبکهی تماس با من برقرار شد و زمانهای کاری شرکت را از ۸ تا ۱۶ و از شنبه تا پنجشنبه اعلام کردند؛ یعنی به طور عملی بیش از ۴۴ ساعت در هفته کار بود. در گفتوگوی تلفنی روی این نکته تأکید کردند که بیمه تأمین اجتماعی جزو مزایای شرکت است و اینکه بیمه تکمیلی سه ماه پس از آغاز به کار فعال میشود. این نوع جملات را باید از همان ابتدا با احتیاط دید، چون بیمه تأمین اجتماعی حق قانونی کارگران است و نباید تنها بهعنوان مزیت تبلیغاتی مطرح شود. کنجکاو شدم و رفتم برای مصاحبه، اما رفتار مدیر منابع انسانی شرکت را نمیتوانستم تحمل کنم؛ او سعی داشت باورهای مذهبی خودش را به زور به من القا کند و سوالهای خیلی شخصی و بیربط میپرسید. از تجربهام در برابر چنین رفتارهایی در شرکتها واقعاً پشیمانم.
در این مجموعه احساس فشار روحی زیادی داشتم و از نظر روانی با مشکلاتی روبهرو شدم. هیچ فرصتِ رشد واقعی وجود ندارد و تبلیغاتشان در شبکههای اجتماعی فریبکارانه به نظر میرسد؛ واقعیت کار با چیزی که نشان میدهند تفاوتهای زیادی دارد. نرخ خروج کارکنان بالا است و رفتن افراد به سرعت اتفاق میافتد. ارتقاءها هم غیرمعمول و برخلاف انتظار پیش میآید؛ معمولاً به افراد کمسواد داده میشود تا ضعفِ مدیران و معاونها به چشم نیاید و تهدیدی هم احساس نشود. در نهایت، افراد باسواد و حرفهای نمیتوانند در چنین وضعیتی بمانند و به سطحی از رشد برسند.
توصیه میکنم. پروژه ی با کیفیت و ارزشمند. همکاری با افراد حرفه ای. امنیت شغلی نسبتا خوب. معایب خودش رو هم داره ولی فرصت خوبیه برای تجربه کردن.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.