مدیرای کاریزما پاشونو روی کمر که چه عرض کنم روی گردن بچه ها میزارنو بالا میرن قابل توجه مدیر پروژه های هیچوقت لانچ نشو
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهای از این شرکت دارم که میخوام با بیانی تازه و طبیعی بازگو کنم، بهنویسش طوری که معنا و حال و هوای اصلی حفظ بشه اما کلمات و ساختار کاملا نو باشن. برای انجام کارهای ساده و همیشهخستهکننده، چند نفر جوان استخدام میکنن و مسیر ارتقا شغلی خیلی روشن نیست. فضای کار به شدت ناسالمه و شایعات و حرفهای در جریان زیادن. بهتره دنبال کار تو شرکتهای دولتی یا شبهدولتی تو تبریز باشین مثل موتوژن، تراکتور، پمپیران و سایر شرکتها. در این شرکت، خانمها هم به هیچ عنوان نباید وارد بخش فنی بشن به دلیل مسائل اخلاقی که حرفشون هم شرم داره. در مواقع مشکل، هیچ سازمان رسیدگیکنندهای وجود نداره؛ نه حراست و نه مدیری که پاسخ بده. با این بینظمی داخلی حتی بخش کارگزینی و منابع انسانی هم فعال نیستن. حقوق کارگران فقط یک میلیون بالاتر از حداقل قانونی کاره، با افزودهکاری که باعث میشه خیلیها ازش گلایه کنن. قراردادها دو تا سه ماهه هستن، اما خودشون قراردادو به کارمند نمیدن، برخلاف اکثر شرکتها. امکانات رفاهی هم ندارن، نه سرویس و نه پارکینگ برای خودروهای شخصی. شیوهی پرداخت حق و حقوق اشتغال سختی کار هم اصلا مطابق طبقهبندی مشاغل نیست. در نهایت، از طرف من موفق باشید و به امید پیروزی جوانان ایرانی.
کار مایم الان گیر این بنده خدا حقوردی افتاده که طرف اصلا این کاره نیست. بنده عضو خانواده کاریزمام. سوالم از بچه های بقیه بخش ها هست پردازش، سبد، بیمه، ... شما بگین که الان مدیر شما رو میخوان یه نجار بزارن، گیریم یه نجار نایس و مهربون، آیا برای شما چنین اتفاقی افتاده؟ با چنین فردی چه چالشایی داشتین؟ حالا واقعا با چنین فردی چطوری تا کنیم؟
من خودم توی صرافی کار میکنم و در رفتن مدیر عامل رمزارز سود و زیانی ندارم ولی حالا که دیدم این طوری شده و این قدر سروصداش توی هلدینگ پیچیده گفتم منم نظرمو بی طرفانه بگم. شخص خود من خیلی موافق فحاشی هایی که بعضی از افراد اینجا انجام دادن نیستم. ولی ایشون رو چون طبقه ما میومدن و با بقیه همکاری میکردن میدیدم بسیار آدم متینی بودن و بی حاشیه همیشه دقدقه کار و تیمشون رو داشتن. واقعا چه دلیلی واسه اینکار هست رو ظاهرا حتی بچه های تیم رمزارز نمیدونن. من با یکی از بچه های تیمشون در ارتباط هستم و هفته ای یک دو بار صحبت می کنیم. کلا آدم عجیبی بود مثلا اینکه گفته بود من اتاق جدا نمیرم و مدیر عامل باید وسط بچه ها باشه و فرقی بین ما نیست! الانم شایعه اینکه رفته همراه اول و اونجا مشغول شده. به هر حال امیدوارم دکتر سیری و زارعی پشت ایشون رو بگیرن و نزارن بره.
برای کار در شرکت توسعه زیرساخت مانامهام، اون سالها که من حضور داشتم تجربهای واقعا علیه تداوم کار بود و مدت زمان کوتاهی هم طول کشید. فقط شش ماه کار کردم و از این مدت، دو ماه رو کامل بیفایده دیدم چون حقوق برابر با حداقل حقوق کارمندی بود که کار مهندسی انجام میده و در خود شرکت هم به اندازه دو ماه از من پرداخت کردند. نکته جالب اینجاست که برای انجام کارها لب تاپ خودم رو میآوردم و این هم نوعی قربانیکردن بود تا بتونم کار کنم. الان اگر بخوام رزومه رو بفرستم، نام این شرکت رو بیاعتمادانه کنار میگذارم.
من بیش از 5 سال است در واحدهای فروش و پشتیبانی شرکت پارمیس مشغولم. شرکت پارمیس امروز یکی از شرکت های مطرح در زمینه تولید نرم افزارهای حسابداری و مالی است و در این سال ها علاوه بر مشتریان بزرگی که این شرکت داشته همواره همکاران و مدیران خوبی نیز داشته است. یکی از موارد مهم و قابل توجه برای من این است که همواره شرکت به لحاظ انسانی توجه کاملی به پرسنل داشته است و مثلا خودم و خانواده ام در ایام کرونا حمایت های بی نظیری از شرکت و مدیر مستقیمم خودم داشتم. غیر از کمک مالی حتی در تهیه دارو و بیمارستان نیز در کنارم بودند که هیچگاه فراموش نمی کنم. در مورد عملکرد شرکت توجه به مشتری بیشتر از درآمد برای شرکت مهم است و لذا کارکنان باید مشتری را در اولویت خود قرار دهند. خدا را شکر تاکنون تاخیر در حقوق هم نداشته ایم.
بسیار جالبه، اخراج مدیرعامل شرکت رمزارز چه سر و صدایی کرده و همه ی اعضای تیم پشت مدیرعاملشون دراومدن حمایتش کردن، اینقدر محبوبیت جای تحسین داره. برعکس مدیرعامل شرکت پردازش تبدیل شده به منفورترین شخص شرکت که اگه بخواد بره کارمنداش از نلسون ماندلا جنوبی تا نلسون ماندلا شمالی رو آذین بندی می کنند. ایشون با وعده های دروغ و با لبخند الکی که تحویل میده تبدیل شده به منفورترین. آقای مدیرعامل فکر نکن لبخند میزنی و لبخند پس میگیری نشانه رضایته پشت این لبخندا نفرته به تو و آدم بیسواد دوربرت من بجای ایشون بودم این اتفاق که افتاد شبانه استفعا میدادم و می رفتم.... واقعا خجالت نمی کشه؟ اون کارمند به ظاهر راضی که اومدی میگی هر کی ناراحته دکمه .... بزنه این به مدیرعاملت بگو
وقتی وارد شرکت شدم، تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده بودم و پر از انگیزه بودم. هر چند بهعنوان کارشناس توسعه نرمافزار مشغول به کار بودم، مسئولیتهای زیادی به من واگذار میشد؛ از نامهنگاری و حضور در جلسات با مشتری تا کارهای مرتبط با حملونقل هم جزو وظایفم بود. قرار بود حقوقم طبق قانون کار باشد و پس از سه ماه اضافهشدنش را بدهند، اما پس از پنج ماه که مجموعا حتی یک ماه هم کامل حقوق نگرفته بودم، اعتراض کردم و کار را ترک کردم. پس از نزدیک به نه ماه برای تسویه به شرکت رفتم و با کسریهای عجیب و غریب مواجه شدم و حتی مبلغی بهدو جهت کرایه ماشینم هم کافی نبود. مدیران شرکت سعید فرمان و امور داخلیشان امینی، به نظر من رفتارهای مخدوش و ناپسندی داشتند. به روشی که انتظار نمیرفت، از من و همکاران درخواستهای غیرمنصفانه میکردند و با وجود آگاهی از اینکه حقوقها پرداخت نمیشود، فشارهای غیرمعقولی میآوردند. نقطه اصلی تجربهام این بود که من برای یادگیری برنامهنویسی با پشتکار و تلاش شبانهروزی در اینجا کمک گرفتم، اما هیچکسی از من بهطور مشخص حمایت نکرد و حقوق قانون کارم را هم دریافت نکردم.
با توجه به صحبت های که توی این چند روز توی سایت تجربه نوشته شده در مورد "برکناری ناگهانی آقای کیارش..." مشخص هست که کل هلدینگ کاریزما دچار بی خردی شده. ما تصور میکردیم که فقط توی "پردازش مالی کاریزما" پادگان شده و بی نظمی و بی برنامگی موج میزنه، ولی طبق صحبت دوستان از سایر شرکت های کاریزما مشخصه که "هلدینگ مالی کاریزما" به یک بن بست رسیده که صد البته طبیعی هست چون: - استفاده از مدیران فنی و غیرفنی بی تجربه - عدم وجود هیچ سیاست تشویقی - فضای کاری به شدت سمی و تهمت زنی - اخراج دیرهنگام مدیر HR پردازش مالی کاریزما - عدم تعهد به صحبت ها و دروغ گویی مدیران - پرداخت سابقه بیمه از شرکت های مختلف (هلدینگ - پردازش - سبد گردان و بقیه اش دیگه الله اعلم) - از بین رفتن اعتماد از سمت پرسنل نسبت به مدیران و دکتر "ر" - سیاست بگیر و ببند بلوکه کردن 10 درصد حقوق - پرداخت به شدت پایین نسبت به بازار - عدم وجود سر سوزنی سعه صدر در مدیران (قضیه عکس یه سیب و خیلی موارد دیگه) - وعده وعیدهای دروغین و پوشالی - تحمیل خرید سهام شرکت(که بیشتر بچه مخالفت کردن) البته الان حضرات "دستمال به دست" پیداشون میشه.
مصاحبه کارشناس فروش و پشتیبانی نرم افزار| تجربه خوب از مصاحبه | مصاحبه معمولی | سابقه کار مرتبط: ۲ تا ۱۰ سال | نحوه درخواست: سایتهای کاریابی | دعوت به مصاحبه: یک تا دو هفته | برخورد مصاحبه کننده خوب بود شرایط کاریشون تعطیل کاری و شیفت غیرمنطقی دارند که با حقوقی که بهت میدند غیر منطقی هست.حقوقشون با شرایط کارشون همخوانی نداره.باهمین شرایط شرکتهای رقیب بیشترین حقوق و مزایا دریافت میکنید. و اینکه واقعا جای پیشرفت ندارند. محیطی اروم و مناسبی تو مجموعه دیده نمیشه،احساس میکنی بی نظمی تو کارشون دیده میشه.روحیه تیمی شادابی ندارند.
سلام با عنوان فروشنده فروشگاه قرار با استخدام با حقوق خوب و اوکی شد اما بعد از اینکه شروع به کار کردیم متاسفانه با کار های خدماتی از قبیل تی کشیدن و تمیز کردن روبه رو شدیم که متاسفانه در پرستیژ کاری من نیست و بلافاصله استعفا دادم به هیچ وجه سمت عنوان شغلی فروشنده نرید به هیچ وجه!!!
یه عده بیسواد با سیستم اداری بسته و خاکستری. افتضاح.حقوق عقب جلو میشه.احترام معنی نداره.هیچی از اجایل نمیدونن.تخصص ندارن مشتریاشون فقط چندتا جای دولتی هستن.اصلا نمیتونن مشتری شرکت خصوصی جذب کنن.سواد فنی و مدیریتی درست حسابی ندارند.
شرکت به شدت مافیایی، تازه به دوران رسیده ، اصلا شایسته سالاری معنی نمیده ،رفتار ارباب رعیتی ، ویترینی تو خالی و توهم جهانی شدن. مدیرعامل داغون که اصلا هیچ آشنایی با فیلد کاری شرکت نداره، منابع انسانی بشدت دروغگو ، قرارداد شما رو دست خودتون نمیدن ، موقع تسویه چند ماه طول میکشه تا حقتونو بگیرید. اینقدر زود به زود پرسنل استعفا میدان که برای اینکه اذیت کنند ، چک و سفته و تعهد میگیرند که موقع تسویه حسابی اذیت کنند. خلاصه اگه برای وقت و سلامتی تون ارزش قایل هستید دور این شرکت رو خط بکشید.
واقعا دیگه تحمل این وضعیت رو ندارم. اون پسره که توی جلسه گفت همهمون باید آخر ماه استعفا بدیم، حرفش دقیقا همون چیزی بود که توی دلم بود. ولی نمیدونم چرا، جرأت نکردم حمایتمو علنی کنم. حالا که فکرشو میکنم، عذاب وجدان دارم. ما نباید اجازه بدیم اینا هر کاری که دلشون میخواد با ما بکنن. به نظرم باید ایستادگی کنیم و نشون بدیم که ما هم حقوقی داریم. این بهترین راهه که صدامون شنیده بشه.
این یک سالو خورده ای که من توی رمزارز کار می کنم همیشه برام عجیب بود که چرا کاریزما اینقدر پر از مشکلات هست ولی توی رمزارز خبری نیست و همه چی رو رواله حالا که کیا*** اما*** رفته کم کم میفهمم داستان چیه مثلا از این تعجب میکردم که تو پردازش با چه منطقی اومدن حقوق خود آدما رو 10% اش رو دادن دست مدیر میانی ها در حالی که ما اینجا حقوق دلاری می گیریم واقعا کیا*** اما*** هوامونو داشت اما تراژدی این که حالا که رفتش امروز خبراش از هلدینگ اومد که حقوق دلاری پر! و دیگه خبری از حقوق دلاری نیست این یکسال رو من حقوق دلاری می گرفتم و تورم روی حقوقم تاثیری نداشت الان تکلیف چیه واقعا یک شرکتی که همه چیزش درست بود رو خراب کردین رفت دکتر علی*** تیم*** که به خودت میگی مدیر عامل هلدینگ حالا به خودت که نمیتونم بگم ولی اینجا که میتونم میگم که رید*** و آبم قطه واقعا هر چی بگی کمه من اول سال آفر خیلی بهتر داشتم و فقطبخاطر حرفای کیا*** اما*** اومدم رمزارز حالا اونم از دست رفته و من موندم و حوضم لعن*** خدا بهتون
بی نظم ترین شرکت کل جهان اصلا وارد این شرکت نشید کلا اداری ها بی سوادن و با پارتی استخدام شدن جو شرکت کل پارتی و رشوه خوریه هیچ کس به حرف تون گوش نمیده و شرایط بسیار سخت داره واسه استخدام که هزینه بره و ضامن هم سخت میگیرن...بعد استخدام کار خوب و محصولات خوب و مشتری های خوب رو میدن به پیمانکار آذری زبان شما هم باید محصولات چرت و پرت بفروشید واسه بقالی هایی که پیمانکار پارتی دار باشون قهره یا تح تح کوچه های باریک شهر هستن....خلاصه از فاز میهن بیاید بیرون پرداخت حقوق هم دروغ و افتضاح در چند مرحله و خرید اجباری پرسنل از دیلی مارکت
بدترین تجربه زندگیم بدترین تجربه و بدترین سال از سالهای عمرم بود ظالمترین انسانهای دنیا تو این شرکت هستند مدیرعامل یک آدم که کاملا دو رو هست و ظاهر و باطنش اصلا یکی نیست اگر خدا شناس هستی حرفم رو باور کن قائم مقام مدیرعامل که برادرشه به خداوندی خدا خود یزیده هرکسی اینجا کار کنه مشکلات روحی و روانی پیدا میکنه دیدم کسی رو که از فریاد ترسناک قائم مقام رو سرش بیهوش شد و دندونهاش شکست و با آمبولانس بردنش هر یک ساعت صدای فریاد مدیرعامل و قائم مقام رو سر پرسنل بلنده چندین روانپزشک سازمانی گرفتن شاید صدای بلندشون رو تونستن کم کنن ولی تخریب شخصیت کردن پرسنل براشون لذت بخشه و هیچ وقت هیچ وقت از این کار دست بر نمیدارن برادر مدیرعامل حاضره هرکاری بکنه تا مشکلات اساسی شرکت به گوش مدیرعامل نرسه به چشم خودم دیدم که دو تا مدیر سر برنامه غلطه واحد برنامه ریزی تا برخورد فیزیکی هم رفتن اما اصلا نگذاشتن که مدیر عامل بفهمه تو کارخانه چه افتضاحاتی هست و واحد برنامه ریزیشون چقدر کثیف کار میکنه نمیگذارند صدا به اون بالایی برسه خدامیدونه فقط آدمهایی که چشماشون رو رو حقایق ببندن و کتمان حقایق کنن و برادر مدیر عامل رو چاپلوسی و تایید کنن میتونن تو این شرکت کارکنن
محیطی غیرحرفه ای دارند ،ساعات کارشون نسبت به حقوقی که پیشنهاد میکنند ارزش نداره. آموزش واحدشون خیلی ضعیفه،یدونه نرم افزار دارند اونم فک میکنم نسخه عمومی که خودمم تو شرکتی کار میکردم همونو طی سه هفته بهت یاد میدن اونم فشرده ،اما انواع صنف های مختلفم دارند که اصلا برای اونا زمانی برات نمیزارن باید بری خودت یاد بگیری.خودم احساس کردم اصلا براشون نیرو مهم نیست که چطوری یاد بگیرن فقط میخوان بیای بشینی اینجا تلفن جواب بدی بری😂.امکان پیشرفت واحدشون خیلی ضعیفه.یعنی مثل اینکه براساس سابقس به تواناییت توجه نمی کنند،از نظر مدیریت و زیرمجموعشون تیمی خیلی ضعیفی دارند که بازم میگم اصلا توجه به نیروهاشون تو مجموعشون ندیدم .خلاصه برای اینکه یه سال بیای بری خوبه😑
خلاصه اش اینکه خدا نسیب گرگ بیابون نکنه بعد از مصاحبه و قبولی و ورود به شرکت مثل بچه مدرسه ای ها باید بری امتحان بدی3 تا امتحان داری یسری قوانین بیمه ای میدن بخونی دوبار قبول نشی باید خداحافظی کنی تو امتحانش هم دنبال زیربقل مار هستن بعدش باید بری امتحان sql بدی و در آخر هم امتحان برنامه نویسی می گیرن که یه سری قوانین اختراعی تو یه فریمورک داغون قدیمی که خیلی هم افتخار می کنن بهش بهت می دن و باید با استفاده از اون قوانین برنامه رو بنویسی و هیچ ربط به برنامه نویسی نداره خلاصه تو هر مرحله ممکنه که بهت بگن خداحافظ درنهایت هم محیطی بسیار سمی داره جوری که مدیر پروژه آخر وقت انتظار داره بری پیشش و گزارش عملکرد اعضای دیگه گروه بدی که کی چطور کار کرده و در کل هم هیچ چیزی از سوالاتی که تو مصاحبه ازت پرسیدن تو کار نیاز نداری
به نام انصاف و عدالت، با احترام، من به عنوان یکی از کارکنان شرکت نیک اختر کیش، نسبت به اقدامات اخیر هیئت مدیره در برکناری کیارش.ا از سمت مدیریت عامل، ابراز نگرانی و اعتراض میکنم. این تصمیم، که به نظر میرسد بدون مشورت کافی و شفافیت لازم اتخاذ شده است، میتواند پیامدهای جدی برای ثبات و آینده شرکت داشته باشد. و به نظر می رسد ضربات جبران ناپذیری به توان مدیریتی و پایداری تیم فعلی وارد می کند. به عنوان یک فرد که چندین سال در این صنعت کار کرده و به پیشرفت شرکت کمک کردهام، از شما میخواهم که دلایل این تصمیم را به طور کامل و با دقت بررسی کنید و از هرگونه تصمیمگیری عجولانه که ممکن است به اعتبار و ارزشهای کاریزما آسیب بزند، خودداری نمایید. ما به عنوان بخشی از این مجموعه، حق داریم که در جریان تصمیماتی که میتواند بر آینده ما و شرکت تأثیر بگذارد، قرار بگیریم. من خواستار یک توضیح شفاف و مسئولیتپذیری کامل از سوی هیئت مدیره به خصوص دکتر ع، دکتر ت و خانم ط مدیر منابع انسانی هلدینگ هستم.
مدیرای کاریزما پاشونو روی کمر که چه عرض کنم روی گردن بچه ها میزارنو بالا میرن قابل توجه مدیر پروژه های هیچوقت لانچ نشو
من تجربهای از این شرکت دارم که میخوام با بیانی تازه و طبیعی بازگو کنم، بهنویسش طوری که معنا و حال و هوای اصلی حفظ بشه اما کلمات و ساختار کاملا نو باشن. برای انجام کارهای ساده و همیشهخستهکننده، چند نفر جوان استخدام میکنن و مسیر ارتقا شغلی خیلی روشن نیست. فضای کار به شدت ناسالمه و شایعات و حرفهای در جریان زیادن. بهتره دنبال کار تو شرکتهای دولتی یا شبهدولتی تو تبریز باشین مثل موتوژن، تراکتور، پمپیران و سایر شرکتها. در این شرکت، خانمها هم به هیچ عنوان نباید وارد بخش فنی بشن به دلیل مسائل اخلاقی که حرفشون هم شرم داره. در مواقع مشکل، هیچ سازمان رسیدگیکنندهای وجود نداره؛ نه حراست و نه مدیری که پاسخ بده. با این بینظمی داخلی حتی بخش کارگزینی و منابع انسانی هم فعال نیستن. حقوق کارگران فقط یک میلیون بالاتر از حداقل قانونی کاره، با افزودهکاری که باعث میشه خیلیها ازش گلایه کنن. قراردادها دو تا سه ماهه هستن، اما خودشون قراردادو به کارمند نمیدن، برخلاف اکثر شرکتها. امکانات رفاهی هم ندارن، نه سرویس و نه پارکینگ برای خودروهای شخصی. شیوهی پرداخت حق و حقوق اشتغال سختی کار هم اصلا مطابق طبقهبندی مشاغل نیست. در نهایت، از طرف من موفق باشید و به امید پیروزی جوانان ایرانی.
کار مایم الان گیر این بنده خدا حقوردی افتاده که طرف اصلا این کاره نیست. بنده عضو خانواده کاریزمام. سوالم از بچه های بقیه بخش ها هست پردازش، سبد، بیمه، ... شما بگین که الان مدیر شما رو میخوان یه نجار بزارن، گیریم یه نجار نایس و مهربون، آیا برای شما چنین اتفاقی افتاده؟ با چنین فردی چه چالشایی داشتین؟ حالا واقعا با چنین فردی چطوری تا کنیم؟
من خودم توی صرافی کار میکنم و در رفتن مدیر عامل رمزارز سود و زیانی ندارم ولی حالا که دیدم این طوری شده و این قدر سروصداش توی هلدینگ پیچیده گفتم منم نظرمو بی طرفانه بگم. شخص خود من خیلی موافق فحاشی هایی که بعضی از افراد اینجا انجام دادن نیستم. ولی ایشون رو چون طبقه ما میومدن و با بقیه همکاری میکردن میدیدم بسیار آدم متینی بودن و بی حاشیه همیشه دقدقه کار و تیمشون رو داشتن. واقعا چه دلیلی واسه اینکار هست رو ظاهرا حتی بچه های تیم رمزارز نمیدونن. من با یکی از بچه های تیمشون در ارتباط هستم و هفته ای یک دو بار صحبت می کنیم. کلا آدم عجیبی بود مثلا اینکه گفته بود من اتاق جدا نمیرم و مدیر عامل باید وسط بچه ها باشه و فرقی بین ما نیست! الانم شایعه اینکه رفته همراه اول و اونجا مشغول شده. به هر حال امیدوارم دکتر سیری و زارعی پشت ایشون رو بگیرن و نزارن بره.
برای کار در شرکت توسعه زیرساخت مانامهام، اون سالها که من حضور داشتم تجربهای واقعا علیه تداوم کار بود و مدت زمان کوتاهی هم طول کشید. فقط شش ماه کار کردم و از این مدت، دو ماه رو کامل بیفایده دیدم چون حقوق برابر با حداقل حقوق کارمندی بود که کار مهندسی انجام میده و در خود شرکت هم به اندازه دو ماه از من پرداخت کردند. نکته جالب اینجاست که برای انجام کارها لب تاپ خودم رو میآوردم و این هم نوعی قربانیکردن بود تا بتونم کار کنم. الان اگر بخوام رزومه رو بفرستم، نام این شرکت رو بیاعتمادانه کنار میگذارم.
من بیش از 5 سال است در واحدهای فروش و پشتیبانی شرکت پارمیس مشغولم. شرکت پارمیس امروز یکی از شرکت های مطرح در زمینه تولید نرم افزارهای حسابداری و مالی است و در این سال ها علاوه بر مشتریان بزرگی که این شرکت داشته همواره همکاران و مدیران خوبی نیز داشته است. یکی از موارد مهم و قابل توجه برای من این است که همواره شرکت به لحاظ انسانی توجه کاملی به پرسنل داشته است و مثلا خودم و خانواده ام در ایام کرونا حمایت های بی نظیری از شرکت و مدیر مستقیمم خودم داشتم. غیر از کمک مالی حتی در تهیه دارو و بیمارستان نیز در کنارم بودند که هیچگاه فراموش نمی کنم. در مورد عملکرد شرکت توجه به مشتری بیشتر از درآمد برای شرکت مهم است و لذا کارکنان باید مشتری را در اولویت خود قرار دهند. خدا را شکر تاکنون تاخیر در حقوق هم نداشته ایم.
بسیار جالبه، اخراج مدیرعامل شرکت رمزارز چه سر و صدایی کرده و همه ی اعضای تیم پشت مدیرعاملشون دراومدن حمایتش کردن، اینقدر محبوبیت جای تحسین داره. برعکس مدیرعامل شرکت پردازش تبدیل شده به منفورترین شخص شرکت که اگه بخواد بره کارمنداش از نلسون ماندلا جنوبی تا نلسون ماندلا شمالی رو آذین بندی می کنند. ایشون با وعده های دروغ و با لبخند الکی که تحویل میده تبدیل شده به منفورترین. آقای مدیرعامل فکر نکن لبخند میزنی و لبخند پس میگیری نشانه رضایته پشت این لبخندا نفرته به تو و آدم بیسواد دوربرت من بجای ایشون بودم این اتفاق که افتاد شبانه استفعا میدادم و می رفتم.... واقعا خجالت نمی کشه؟ اون کارمند به ظاهر راضی که اومدی میگی هر کی ناراحته دکمه .... بزنه این به مدیرعاملت بگو
وقتی وارد شرکت شدم، تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده بودم و پر از انگیزه بودم. هر چند بهعنوان کارشناس توسعه نرمافزار مشغول به کار بودم، مسئولیتهای زیادی به من واگذار میشد؛ از نامهنگاری و حضور در جلسات با مشتری تا کارهای مرتبط با حملونقل هم جزو وظایفم بود. قرار بود حقوقم طبق قانون کار باشد و پس از سه ماه اضافهشدنش را بدهند، اما پس از پنج ماه که مجموعا حتی یک ماه هم کامل حقوق نگرفته بودم، اعتراض کردم و کار را ترک کردم. پس از نزدیک به نه ماه برای تسویه به شرکت رفتم و با کسریهای عجیب و غریب مواجه شدم و حتی مبلغی بهدو جهت کرایه ماشینم هم کافی نبود. مدیران شرکت سعید فرمان و امور داخلیشان امینی، به نظر من رفتارهای مخدوش و ناپسندی داشتند. به روشی که انتظار نمیرفت، از من و همکاران درخواستهای غیرمنصفانه میکردند و با وجود آگاهی از اینکه حقوقها پرداخت نمیشود، فشارهای غیرمعقولی میآوردند. نقطه اصلی تجربهام این بود که من برای یادگیری برنامهنویسی با پشتکار و تلاش شبانهروزی در اینجا کمک گرفتم، اما هیچکسی از من بهطور مشخص حمایت نکرد و حقوق قانون کارم را هم دریافت نکردم.
با توجه به صحبت های که توی این چند روز توی سایت تجربه نوشته شده در مورد "برکناری ناگهانی آقای کیارش..." مشخص هست که کل هلدینگ کاریزما دچار بی خردی شده. ما تصور میکردیم که فقط توی "پردازش مالی کاریزما" پادگان شده و بی نظمی و بی برنامگی موج میزنه، ولی طبق صحبت دوستان از سایر شرکت های کاریزما مشخصه که "هلدینگ مالی کاریزما" به یک بن بست رسیده که صد البته طبیعی هست چون: - استفاده از مدیران فنی و غیرفنی بی تجربه - عدم وجود هیچ سیاست تشویقی - فضای کاری به شدت سمی و تهمت زنی - اخراج دیرهنگام مدیر HR پردازش مالی کاریزما - عدم تعهد به صحبت ها و دروغ گویی مدیران - پرداخت سابقه بیمه از شرکت های مختلف (هلدینگ - پردازش - سبد گردان و بقیه اش دیگه الله اعلم) - از بین رفتن اعتماد از سمت پرسنل نسبت به مدیران و دکتر "ر" - سیاست بگیر و ببند بلوکه کردن 10 درصد حقوق - پرداخت به شدت پایین نسبت به بازار - عدم وجود سر سوزنی سعه صدر در مدیران (قضیه عکس یه سیب و خیلی موارد دیگه) - وعده وعیدهای دروغین و پوشالی - تحمیل خرید سهام شرکت(که بیشتر بچه مخالفت کردن) البته الان حضرات "دستمال به دست" پیداشون میشه.
مصاحبه کارشناس فروش و پشتیبانی نرم افزار| تجربه خوب از مصاحبه | مصاحبه معمولی | سابقه کار مرتبط: ۲ تا ۱۰ سال | نحوه درخواست: سایتهای کاریابی | دعوت به مصاحبه: یک تا دو هفته | برخورد مصاحبه کننده خوب بود شرایط کاریشون تعطیل کاری و شیفت غیرمنطقی دارند که با حقوقی که بهت میدند غیر منطقی هست.حقوقشون با شرایط کارشون همخوانی نداره.باهمین شرایط شرکتهای رقیب بیشترین حقوق و مزایا دریافت میکنید. و اینکه واقعا جای پیشرفت ندارند. محیطی اروم و مناسبی تو مجموعه دیده نمیشه،احساس میکنی بی نظمی تو کارشون دیده میشه.روحیه تیمی شادابی ندارند.
سلام با عنوان فروشنده فروشگاه قرار با استخدام با حقوق خوب و اوکی شد اما بعد از اینکه شروع به کار کردیم متاسفانه با کار های خدماتی از قبیل تی کشیدن و تمیز کردن روبه رو شدیم که متاسفانه در پرستیژ کاری من نیست و بلافاصله استعفا دادم به هیچ وجه سمت عنوان شغلی فروشنده نرید به هیچ وجه!!!
یه عده بیسواد با سیستم اداری بسته و خاکستری. افتضاح.حقوق عقب جلو میشه.احترام معنی نداره.هیچی از اجایل نمیدونن.تخصص ندارن مشتریاشون فقط چندتا جای دولتی هستن.اصلا نمیتونن مشتری شرکت خصوصی جذب کنن.سواد فنی و مدیریتی درست حسابی ندارند.
شرکت به شدت مافیایی، تازه به دوران رسیده ، اصلا شایسته سالاری معنی نمیده ،رفتار ارباب رعیتی ، ویترینی تو خالی و توهم جهانی شدن. مدیرعامل داغون که اصلا هیچ آشنایی با فیلد کاری شرکت نداره، منابع انسانی بشدت دروغگو ، قرارداد شما رو دست خودتون نمیدن ، موقع تسویه چند ماه طول میکشه تا حقتونو بگیرید. اینقدر زود به زود پرسنل استعفا میدان که برای اینکه اذیت کنند ، چک و سفته و تعهد میگیرند که موقع تسویه حسابی اذیت کنند. خلاصه اگه برای وقت و سلامتی تون ارزش قایل هستید دور این شرکت رو خط بکشید.
واقعا دیگه تحمل این وضعیت رو ندارم. اون پسره که توی جلسه گفت همهمون باید آخر ماه استعفا بدیم، حرفش دقیقا همون چیزی بود که توی دلم بود. ولی نمیدونم چرا، جرأت نکردم حمایتمو علنی کنم. حالا که فکرشو میکنم، عذاب وجدان دارم. ما نباید اجازه بدیم اینا هر کاری که دلشون میخواد با ما بکنن. به نظرم باید ایستادگی کنیم و نشون بدیم که ما هم حقوقی داریم. این بهترین راهه که صدامون شنیده بشه.
این یک سالو خورده ای که من توی رمزارز کار می کنم همیشه برام عجیب بود که چرا کاریزما اینقدر پر از مشکلات هست ولی توی رمزارز خبری نیست و همه چی رو رواله حالا که کیا*** اما*** رفته کم کم میفهمم داستان چیه مثلا از این تعجب میکردم که تو پردازش با چه منطقی اومدن حقوق خود آدما رو 10% اش رو دادن دست مدیر میانی ها در حالی که ما اینجا حقوق دلاری می گیریم واقعا کیا*** اما*** هوامونو داشت اما تراژدی این که حالا که رفتش امروز خبراش از هلدینگ اومد که حقوق دلاری پر! و دیگه خبری از حقوق دلاری نیست این یکسال رو من حقوق دلاری می گرفتم و تورم روی حقوقم تاثیری نداشت الان تکلیف چیه واقعا یک شرکتی که همه چیزش درست بود رو خراب کردین رفت دکتر علی*** تیم*** که به خودت میگی مدیر عامل هلدینگ حالا به خودت که نمیتونم بگم ولی اینجا که میتونم میگم که رید*** و آبم قطه واقعا هر چی بگی کمه من اول سال آفر خیلی بهتر داشتم و فقطبخاطر حرفای کیا*** اما*** اومدم رمزارز حالا اونم از دست رفته و من موندم و حوضم لعن*** خدا بهتون
بی نظم ترین شرکت کل جهان اصلا وارد این شرکت نشید کلا اداری ها بی سوادن و با پارتی استخدام شدن جو شرکت کل پارتی و رشوه خوریه هیچ کس به حرف تون گوش نمیده و شرایط بسیار سخت داره واسه استخدام که هزینه بره و ضامن هم سخت میگیرن...بعد استخدام کار خوب و محصولات خوب و مشتری های خوب رو میدن به پیمانکار آذری زبان شما هم باید محصولات چرت و پرت بفروشید واسه بقالی هایی که پیمانکار پارتی دار باشون قهره یا تح تح کوچه های باریک شهر هستن....خلاصه از فاز میهن بیاید بیرون پرداخت حقوق هم دروغ و افتضاح در چند مرحله و خرید اجباری پرسنل از دیلی مارکت
بدترین تجربه زندگیم بدترین تجربه و بدترین سال از سالهای عمرم بود ظالمترین انسانهای دنیا تو این شرکت هستند مدیرعامل یک آدم که کاملا دو رو هست و ظاهر و باطنش اصلا یکی نیست اگر خدا شناس هستی حرفم رو باور کن قائم مقام مدیرعامل که برادرشه به خداوندی خدا خود یزیده هرکسی اینجا کار کنه مشکلات روحی و روانی پیدا میکنه دیدم کسی رو که از فریاد ترسناک قائم مقام رو سرش بیهوش شد و دندونهاش شکست و با آمبولانس بردنش هر یک ساعت صدای فریاد مدیرعامل و قائم مقام رو سر پرسنل بلنده چندین روانپزشک سازمانی گرفتن شاید صدای بلندشون رو تونستن کم کنن ولی تخریب شخصیت کردن پرسنل براشون لذت بخشه و هیچ وقت هیچ وقت از این کار دست بر نمیدارن برادر مدیرعامل حاضره هرکاری بکنه تا مشکلات اساسی شرکت به گوش مدیرعامل نرسه به چشم خودم دیدم که دو تا مدیر سر برنامه غلطه واحد برنامه ریزی تا برخورد فیزیکی هم رفتن اما اصلا نگذاشتن که مدیر عامل بفهمه تو کارخانه چه افتضاحاتی هست و واحد برنامه ریزیشون چقدر کثیف کار میکنه نمیگذارند صدا به اون بالایی برسه خدامیدونه فقط آدمهایی که چشماشون رو رو حقایق ببندن و کتمان حقایق کنن و برادر مدیر عامل رو چاپلوسی و تایید کنن میتونن تو این شرکت کارکنن
محیطی غیرحرفه ای دارند ،ساعات کارشون نسبت به حقوقی که پیشنهاد میکنند ارزش نداره. آموزش واحدشون خیلی ضعیفه،یدونه نرم افزار دارند اونم فک میکنم نسخه عمومی که خودمم تو شرکتی کار میکردم همونو طی سه هفته بهت یاد میدن اونم فشرده ،اما انواع صنف های مختلفم دارند که اصلا برای اونا زمانی برات نمیزارن باید بری خودت یاد بگیری.خودم احساس کردم اصلا براشون نیرو مهم نیست که چطوری یاد بگیرن فقط میخوان بیای بشینی اینجا تلفن جواب بدی بری😂.امکان پیشرفت واحدشون خیلی ضعیفه.یعنی مثل اینکه براساس سابقس به تواناییت توجه نمی کنند،از نظر مدیریت و زیرمجموعشون تیمی خیلی ضعیفی دارند که بازم میگم اصلا توجه به نیروهاشون تو مجموعشون ندیدم .خلاصه برای اینکه یه سال بیای بری خوبه😑
خلاصه اش اینکه خدا نسیب گرگ بیابون نکنه بعد از مصاحبه و قبولی و ورود به شرکت مثل بچه مدرسه ای ها باید بری امتحان بدی3 تا امتحان داری یسری قوانین بیمه ای میدن بخونی دوبار قبول نشی باید خداحافظی کنی تو امتحانش هم دنبال زیربقل مار هستن بعدش باید بری امتحان sql بدی و در آخر هم امتحان برنامه نویسی می گیرن که یه سری قوانین اختراعی تو یه فریمورک داغون قدیمی که خیلی هم افتخار می کنن بهش بهت می دن و باید با استفاده از اون قوانین برنامه رو بنویسی و هیچ ربط به برنامه نویسی نداره خلاصه تو هر مرحله ممکنه که بهت بگن خداحافظ درنهایت هم محیطی بسیار سمی داره جوری که مدیر پروژه آخر وقت انتظار داره بری پیشش و گزارش عملکرد اعضای دیگه گروه بدی که کی چطور کار کرده و در کل هم هیچ چیزی از سوالاتی که تو مصاحبه ازت پرسیدن تو کار نیاز نداری
به نام انصاف و عدالت، با احترام، من به عنوان یکی از کارکنان شرکت نیک اختر کیش، نسبت به اقدامات اخیر هیئت مدیره در برکناری کیارش.ا از سمت مدیریت عامل، ابراز نگرانی و اعتراض میکنم. این تصمیم، که به نظر میرسد بدون مشورت کافی و شفافیت لازم اتخاذ شده است، میتواند پیامدهای جدی برای ثبات و آینده شرکت داشته باشد. و به نظر می رسد ضربات جبران ناپذیری به توان مدیریتی و پایداری تیم فعلی وارد می کند. به عنوان یک فرد که چندین سال در این صنعت کار کرده و به پیشرفت شرکت کمک کردهام، از شما میخواهم که دلایل این تصمیم را به طور کامل و با دقت بررسی کنید و از هرگونه تصمیمگیری عجولانه که ممکن است به اعتبار و ارزشهای کاریزما آسیب بزند، خودداری نمایید. ما به عنوان بخشی از این مجموعه، حق داریم که در جریان تصمیماتی که میتواند بر آینده ما و شرکت تأثیر بگذارد، قرار بگیریم. من خواستار یک توضیح شفاف و مسئولیتپذیری کامل از سوی هیئت مدیره به خصوص دکتر ع، دکتر ت و خانم ط مدیر منابع انسانی هلدینگ هستم.