مصاحبه با شرکت تالاربورس را تجربه کردم و نتیجهاش هم دعوت به کار بود. اول با یک تماس تلفنی آشنا شدم و چند روز بعد به شرکت دعوت شدم؛ آدرس و نقشه را به صورت پیامک دریافت کردم و خیلی خوب بود چون لازم نبود چیزی را یادداشت کنم. نیم ساعت قبل از زمان مصاحبه دوباره برای یادآوری تماس گرفتند. خانمی خوشرفتار از من استقبال کرد و پس از چند دقیقه وارد جلسه شدم. در همان ابتدا، وقتی منتظر بودم، یکی از همکاران از اتاق بیرون آمد و برخورد دوستانهشان، فضای گرم جلسه را تقویت کرد. فضای اتاق مصاحبه مناسب و همراه با رفتار مهربانانه مصاحبهکنندگان بود و همین باعث شد بتوانم با آرامش درباره همه سوالات توضیح بدهم و نکات مثبت و منفی خودم را بازگو کنم. سوالها دقیق بودند و توضیح منظوری که داشتند را به خوبی منتقل میکردند. در ادامه، ابتدا سوالات situational پرسیده شد و سپس تعدادی سوال تخصصی که نسبتا ساده بودند مطرح شد. پس از چند روز تماس گرفتند و از من خواستند یک تست آنلاین را انجام داده و برایشان ارسال کنم؛ در نهایت برای پذیرش تماس گرفتند. فضای شرکت دوستانه است و روابط با احترام برقرار است. در همان دوره، پیشنهاد کار از شرکت دیگری هم داشتم؛ با اینکه آن شرکت از نظر وسعت و مسیر حرفهای بهتر به نظر میرسید، من تصمیم گرفتم پیشنهاد تالار بورس را بپذیرم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از چند مرحله مصاحبه برای کارشناس دیجیتال مارکتینگ با تخفیفان، با تجربهای نسبتا مفصل روبهرو شدم. در گام نخست، مدیر مارکتینگ شرکت با من دیدار کرد و برگههایی به من داد تا اطلاعات فردی، تحصیلی و حرفهایام را بنویسم. سپس حدود بیست تا سی دقیقه گفتگوی حضوری داشتیم و سوالاتی درباره مسیر حرفهای، دورههایی که گذراندهام و خودم را معرفی کردم. در پایان این مرحله تکلیفی به من محول شد: پیدا کردن تعدادی کلمه کلیدی برای ادوردز درباره موضوع هتلهای کیش و ارسالشان تا دو روز بعد. من کار را انجام دادم و به مرحله دوم دعوت شدم. در مرحله دوم با کارشناس دیجیتال مارکتینگ شرکت صحبت کردم که استراتژیهای ادوردز شرکت را توضیح داد و نکاتی به من آموزش دادند. در ادامه یک سوال داشتند که با اکسل باید حل میکردم. مرحله سوم مصاحبه با مدیر عامل شرکت، خانم دانشور بود که درباره حقوق و شرایط کار، نحوه پاداش و سایر مسایل شغلی صحبت شد و پرسشهای شخصیتی متعددی مطرح شد. پس از این مرحله دیگر از شرکت خبری دریافت نکردم و مشخص نشد نتیجه قبولیم چیست. به سوالات تهاجمی مدیران شرکت آماده باشم و با آرامش پاسخ بدهم. از دید من، مهمترین ویژگیای که آنها دنبال میکردند این بود که کسی بتواند کار را بهطور مستقل بپذیرد، خودساخته و برای حل کار برنامهریزی کند و نتیجه را ارائه دهد.
در ابتدای کار، آدم احساس آرامش خوبی داشتم وقتی وارد ساختمان جدید شرکت در سعادتآباد شدم؛ ساختمون متعلق به شرکت رنو بود و خیلی مرتب و شیک به نظر میرسید. طبقه متعلق به تخفیفان هم وضعیت خوبی داشت. در همان روز أول فرم سختی ارائه شد که همونطور که رزومه فرستاده بودیم، پاسخهای لازم را در آن نوشته بودم اما باز هم روی اعصابم رفت. من دیر رسیدم، اما آنها تاخیری نشان ندادند. مصاحبهکننده خانم بود و برخوردش واقعا دوستانه و محترمانه بود. نکتهای که جالب بود این بود که خودش را بهطور کامل معرفی کرد و عنوان شغلیاش را هم گفت که کمتر پیش میآید. تنها مشکل این بود که برایم روشن نبود آیا بهخوبی دارم جواب میدهم و رضایت دارم یا نه. سوالات معمولی پرسید و پاسخ دادن به آنها چندان سخت نبود؛ بیشتر اجازه میداد من صحبت کنم تا خودش صحبت کند. حقوق پیشنهادی به نظر کم میآمد و کارهای زیادی در شرکت وجود داشت، اما به نظر میرسید فضای کار مناسب است. به نظر میرسید در مصاحبه واقعگرا و صادق باشه، و پاسخهای سختی نمیپرسن و نگران نباشم.
با وجود اینکه شرایط همکاری به خاطر مشکلات شخصی خودم فراهم نبود، گفتگویی با مدیر منابع انسانی این مجموعه داشتم و تجربهای مثبت از برخورد و نگاه حرفهای او نسبت به تیم و پتانسیل افراد کسب کردم. برخورد ایشان با پرسنل و توجه به توانمندیهای هر فرد خیلی خوب بود و امیدوارم مجموعه همچنان مسیر رو به جلویی را در پیش بگیرد. در نهایت به دلیل عدم توافق بر سر میزان حقوق درخواستی، امکان همکاری میسر نشد. صداقت را محور کار قرار بده و درباره روحیات و علاقههای شغلیم نیز صادقانه صحبت کردم.
شرکت تخفیفان را تجربه کردم در جلسه مصاحبه کارشناس جذب و استخدام. خیلی معذرتخواهی کردم چون زمانبندی تأخیر داشتم. برای آغاز کار، توضیح دادم سوابقم، کارهایی که انجام دادم و دلیل درخواست برای این شغل را بیان کردم. سوالاتی که مطرح شد سطحی بود و انتظار میرفت پاسخهایم دقیق باشد، اما احساس کردم جواب به اندازهای که داوران میخواهند تحلیل میکنند، نیست. یکی از سوالات عجیب این بود که کجا مصاحبه رفتم و وقتی گفتم، پاسخ دادن که از شرکت خاصی است و برای ما فراموش نکن، ما تخفیفانیم! این رفتار تا حدی غیر حرفهای بود. نکته دیگر این بود که آگهی شغل، کارشناس جذب و استخدام را نشان میداد اما واقعا انتظاراتشان با آنچه دیدم متفاوت بود. با این تفاصیل، از کار کنار گذاشته شدم و گفتند الان به توانمندی من نیاز ندارند، به صورت ساده و غیر حرفهای. همچنین ایمیلی ناهموار از طرف رئیس ارسال شد و دلیل دقیق برای عدم پذیرش ارائه نشد. به نظر من شاید دلیل این باشد که برند شرکت در حال حاضر در ذهن مخاطبان به شکل بیمعنا و سطحی مطرح شده و تیم منابع انسانی هم به نظر میرسد ضعف داشته باشد.
برای مصاحبهای فنی دعوت شدم و نتیجهاش برایم رضایتبخش بود. سابقهی تیم اندروید در شرکت قبلم، حرفهایی از رفتنشان زد که نفر بعدی جایگزینشان میشود. در طول گفتوگو، نوع سوالات، چالشها و واکنشها به صحبتهایم حس مثبتی منتقل کرد؛ به گونهای که احترام و آگاهی از جزئیات تواناییهایم را در همان لحظه نشان داد، گرچه اکنون اینجا کنار گذاشته میشوم و قرار است نفر بعدی کار را ادامه دهد.
مصاحبه برای مرکز تماس با مدیر منابع انسانی و مدیرعامل مجموعه برگزار شد. ابتدا خودم را معرفی کردم و سوابق کاریام را بیان کردم و در ادامه پرسشهای تخصصی مطرح شد. در مجموع روند مصاحبه نسبتا خوب بود و انتظارهایم را برآورده کرد.
قبول نکردن دلیل واضحی بهم اعلام نکردن. اما همین که گفتن نمیخوان هم خوب بود خیلیا اینم نمیگن. حدود یک ساعت صحبت کردیم، کسی که برای مصاحبه انتخاب کرده بودن تجربه اولش بود و توی فیلد مورد نظر تجربه ای نداشت. طبیعتا از لحاظ فنی خیلی نمی تونست ارزیابی کنه از لحاظ اخلاقی هم خوش برخورد بودن هم اچ ار هم مصاحبه کننده.
اول بعد ۲۰ دقیقه منتظر موندن تو سالن یه فرم دادن که سوالات کاملا شخصی پرسیده بودن دوتا سوال هم علمی تخیلی بود، ظاهرا خلاقیت بخش نیروی انسانی بعد راهنمایی کردن به یه باکس که هرکس توش یکاری میکرد از غذا خوردن و غیبت تا کار مارکتینگ محیط شرکت کلا شلوغ و بی نظم تو مصاحبه سوالاتی که به هیچ عنوان ارتباطی به پوزیشن نداشت پرسیدن، بیشتر دنبال سوالی بودن که انگار میخوان مچ بگیرن
بعد از ثبت درخواست، خیلی سریع باهام تماس گرفتن و گفتن فلان روز بیاید برای مصاحبه. دفتر شرکت توی یه ساختمان نوساز نزدیک ونک بود. رفتم بالا و یه آقایی فرم داد و پر کردم. ده دقیقه منتظر موندم تا اون آقا برگشت، فرم رو گرفت و تا یه اتاق راهنماییم کرد. گفت منتظر باشید خانم فلانی (اسمش یادم نمیاد) بیان و مصاحبه شروع بشه. جالبه که توی آگهی شغلی اصلا، به هیچ وجه در مورد لزوم تسلط بر SEO چیزی ذکر نشده بود و ایشون در بدو ورود گفتن سئو بلدی؟ گفتم برای محتواگذاری که سئو لازم نیست! شما هم که نگفته بودید. گفت نه لازمه. ممنون که اومدید! بعد گفتن دوست دارید توی بخش پشتیبانی باشید؟ گفتم بله، تجربه خوبیه. گفتن صبر کنید من هماهنگ کنم! رفتن و دیگه برنگشتن تا ده دقیقه بعد که اون آقا اومدن و گفتن باهاتون تماس میگیریم! بیشتر وقت تلف کردن بود. فضای شلوغ و درهم شرکت و سبک رفتاری کارمندها و مدیران هم طوری بود که به نظر میرسید خیلی قابل تحمل نیست و کسی که اهل کار باشه و دنبال تجربه، خیلی دوام نمیاره.
یه فرم دادن که پر کنم که مثه همه فرمای دیگه بود. سوالای کلیشه ای و کلی پرسیدن. اصلا سوالای تخصصی و فنی نپرسیدند چون فرد مصاحبه کننده کارمند اداری منابع انسانی بود و احتمالا در مراحل بعدی قرار بود مصاحبه تم تخصصی تری بگیره. ساختمونی که تخفیفان توش بود مثل یه خونه بود و من هی فکر میکردم که اشتباه اومدم. همین موضوع اولش زد توی ذوقم چون تصورم از تخفیفان یه سازمان درست و حسابی بود. البته داخلش رو شبیه یه آفیس درست کرده بودند
مرحله اول مصاحبه حضوری بود که بهم گفته بودن لپ تاپ ببرم که یه تست کوتاه اونجا انجام بدم. سوالای تخصصی پرسیدن و تکنولوژیهایی که کار کرده بودم یا لازم بود توضیح دادم. در پایان یه کد جاوایی کوتاه ازم خواستن که بزنم و همونجا کد زدنم رو دیدن.
مرحله اول مصاحبه من به صورت فنی انجام شد. سوالات در حوزه مربوطه پرسیده شد و به نظرم مناسب بود. مرحله سوم مصاحبه منابع انسانی بود که سوالات پیرو سابقه من، دلیل جابهجایی و انگیزه و شخصی بود که به نظرم خوب و متعادل بودن. مرحله دوم مصاحبه من تست فنی بود که ارسال کردن و انجام دادم، تست به نسبت راحت و مناسبی برای این مرحله بود. من خیلی طولانی کردم ارسالش رو اما مدام پیگیری کردن تا فرستادم روال مصاحبه مناسب و بدون فرآیند و پیچیدگی خاصی بود. فرم رزومه کمی طولانی بود که به نظرم با صبر باید پر کرد. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به موقع بودن، سختکوشی و مسوولیت پذیری بعضی سوالات هم بود که متوجه نشدم چرا پرسیدن
در شرکت طبیعت سبز پارس کهن با وجود احساس سردی اولیه، فرآیند مصاحبه برای کارشناس کارگزینی را پشت سر گذاشتم، اما نتیجهاش چندان مطلوب نبود. ابتدا با فردی بسیار جدی و عبوس روبهرو شدم؛ پرسشهای مطرحشده بیشتر از حوزه منابع انسانی بود تا مربوط به کارگزینی که درخواست دادهبودم. تجربه به نظرم خوشایند نبود و به ندرت به بحث وارد میشد. کاش روند مصاحبه کمی دوستانهتر بود و مشخص میشد چرا با وجود رزومه قوی من، از ورود به مرحله بعد صرفنظر شد. رفتار مصاحبهکننده هم گاهی غیرمنطقی به نظر میرسید، بهطور مثال از من خواسته شد تا ماسک را بردارم تا او را ببینم که شاید ظاهر برایشان ملاک بود. به هر حال نتیجهای که گرفتم نشان داد که در آن ملاقات ظاهر اثرگذار بوده است.
برای آشنایی اول یکی مصاحبه برگزار شد و بعد از آن تسکی برای ارزیابی تواناییهایم فرستاده شد و در نهایت مصاحبهای درباره همان تسک انجام شد تا نتیجه اعلام شود. در تمام مراحل برخورد مصاحبهکنندگان با احترام و صمیمیت بود و این رفتار به طور محسوسی از ایجاد استرس جلوگیری میکرد و همه چیز بسیار خوب پیش رفت.
مصاحبهای که داشتم به نحوی پویا و با حضور افراد با شخصیت برگزار شد و فضایش برای من جذاب بود؛ در طول جلسه هیچ احساس اضطراب یا ترسی تجربه نکردم. اعضای تیم مصاحبه از نظر شخصیتی قدرتمند بودند و در برخی لحظهها نحوه عملکردشان با نمایش یک تفکر الگوریتمی روشن همراه بود که هم سخت بود و هم جالب. ارزیابی مهارتهای فرانتاند را به خوبی انجام دادند و نکات کلیدی مورد توجهشان برای من روشن شد. به نظر من مواردی که برایشان ارزشمند بود اینها بودند: ۱- تواضع ۲- اخلاقمداری ۳- عدم برخورد بالا به پایین ۴- تمایل به یادگیری خودبهخودی ۵- کتابخوان بودن
مصاحبهای تلفنی با مدیر منابع انسانی آغاز شد و پس از آن، جلسهای حضوری با حضور مدیرعامل، عضو هیئت مدیره و مدیر منابع انسانی ترتیب پیدا کرد که هر دو مسیر به شکل بسیار مؤثری پیش رفتند. در روند پرسشها به رعایت حقوق دو طرف کارفرما و کارمند توجه شده بود و این احترام به اصول حرفهای حس خوبی به من منتقل کرد. همکاری با تیمی اینچنینی برای من مایه افتخار است.
به طور کلی در نهایت احساس کردم تیم حرفهای بودنش را از پرسشها میشد فهمید، هرچند مصاحبهها طولانی، سخت و چالشبرانگیز بودند اما به خاطر فرصت شغلی محتمل، تا حدی طبیعی به نظر میرسید. سوالهای پرسیده شده دست کم از نظر من روشن بود و نکته مثبتی که به خصوص برایم دلگرمکننده شد این بود که از سوالات شخصی غیرمرتبط با کار پرسیده نشد. در خیلی از جلسات، برخی سوالها بود که به نظرم هدف از آنها مشخص نبود و گاهی حیرتم را برمیانگیخت. من سه مصاحبه داشتم: یک مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی، سپس جلسهای با مدیر محصول و منابع انسانی به همراه یک تسک، و در نهایت جلسهای دیگر با مدیر محصول و مدیرعامل. رفتارها دوستانه و محترمانه بود، هرچند فرآیند مصاحبه طولانی بود و چالشبرانگیز. با توجه به موقعیت پیشنهادی، این سطح از سختی تا حدی طبیعی به نظر میرسید.
برای مصاحبه پشتیبان نرمافزار در همکاران سیستم، حس ناامیدی و سردرگمی داشتم. روند سوالات به گونهای بود که گویا وسط اتاق بازجویی نشستهام؛ جواب که میدادم باز هم پرسش میکردند و تکرار میشد. در حین پر کردن فرم، فردی از خود شرکت با من تماس گرفت و گفت رزومهام را فرستادم. با توجه به جو گفتوگو، به نظر میرسید که شاید در رزومه به معدل گیر بدهند، و منشی هم توضیح داد که شاید روزی بیایم تا تیم استخدام با افراد همکاری کند تا در مراحل اولیه دچار مشکل نشوند. فکر میکردم شرکتهای بزرگ دیگر به آشنابازی هم اهمیت نمیدهند، اما آن سوالات آزاردهنده بیشتر تمرکز روی همکاری بلندمدت را نشان میداد. با این وجود، به صراحت پاسخ دادم. نکتهای که توصیه میکنم از آن استفاده کنید این است که در مصاحبهها بگویید به دنبال همین شغل هستید و ثابت نیستید که به هر شرایطی علاقه دارید؛ صادق نباشید در کل.
به خاطر میخواستم در مصاحبه کارشناس پشتیبانی، یک تجربه را به سبک خودم بیان کنم. همون روز، مدیر منابع انسانی شرکت هم بود و هم سرپرست تیم پشتیبانی. یکی از سوالهایش این بود که چرا با پدرم همکاری نمیکنم و چند تا نکته درباره پدرم و بازار کار رشتهام مطرح کرد، در حالی که من مدام دلیل میآوردم و هنوز راضی نمیشد و به شخصیت و زندگی خانوادگی خیلی ورود میکرد و بدون آشنایی کافی دربارهشون نظر میداد. از طرفی مدیر پشتیبانی هم نتیجهای از صحبتها نمیگرفت و به حرف زدن خیلی مسلط نبود نمیدانم چگونه مدیر پشتیبانی شده بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.