سداد برای نیروهایی که سابقه کاری کم دارند جای مناسبی میتواند باشد. افرادی که سابقه کاری متوسط یا بالا دارند لازم هست توانایی خایــــه مالی داشته باشند تا در آنجا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. البته میزان تاثیر این توانایی به مدیر شما هم بستگی دارد که چقدر متقاضی آن باشد. برای تشخیص موثر بودن آن به دانش مدیر خود و همچنین به رفتار مدیر خود با مدیر بالا تر توجه کنین. اگر دانش او اندک است و در زمان روبرو شدن با مدیر بالاتر به خایــــه مالی میپردازد قطعا موثر خواهد بود. برای تشخیص دانش مدیرتان به صحبت های خودتان با او دقت کنید. اگر حرف شما را به خود شما بگوید به احتمال زیاد فسیل است. بطور خلاصه فرهنگ سازمانی سداد از خایـــه مالی، زیرآب زنی و روابط پنهان تشکیل شده است. برای موفقیت ابتدا با خایـــه ها شروع کنین. روابط پنهان بسازید و زیرآب افراد مورد نظر مدیر خود را بزنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
اولش در باغ سبز نشون میدن ❤️🔥: بیمه تکمیلی 😉 صبحانه و ناهار 😋 ایاب و ذهاب 🚴 حقوق بالاتر از اداره کار👌 دو ماه بعد از استخدام: داد و بیداد و ناسزاگویی سرپرست شروع میشه🤬 صبحانه، نون بیار، پنیر و قند و چاییش با شرکت.🤦 شرکت لطف میکنه ناهار میده، نون و نمک شرکت رو خوردی، حق اعتراض نداری.🙎 قراردادی باهات نمیبنده.😣 بیمه با دو ماه تاخیر پرداخت میشه.😤 اضافهکاری پرداخت نمیشه، حقوق هم حداقل اداره کار به همه به یه اندازه پرداخت میشه.😲 بیمه تکمیلی مال کسیه که سه ماه براشون کار کنه، بیشتر از سه ماه نباید کار کنی، یا استعفا میدی یا با تیپ پا پرتت میکنند بیرون.👊
نیروهای خوبی داره حیف از لحاظ مدیریت ضعیف هست و نیروها همش برای خودشیرینی چاپلوسی مدیر رو میکنن
به نظرم بهتره اسم این شرکت یه چیز دیگه بشه، همین اسمش هم آبروریزیه. واقعاً از بدترین جاهایی بود که کار کردم؛ همهچی افتضاحه. مدیرها انگار دیوونهان و رفتاراشون غیرقابلتحمله. انحرافات جنسی هم اینجا حسابی دیده میشه. یه نفر هم تو بخش خدمات هست که کلاً دیوونهست و اوضاع رو بدتر کرده.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
من حدود چهار تا پنج ساله که توی این مجموعه کار میکنم. فضا واقعاً دوستانه و دلنشینه و همکارانم آدمهای خوشرفتار و باحالی هستن. هر سال با شیبی ملایم پیشرفت کردیم؛ هم کیفیت خدمات بالاتر رفته و هم تعداد مشتریها افزایش پیدا کرده، به طوری که کمکم از رقبامون جلو زدیم.
من برای شرکت بازرگانی لاستیک شریفی تجربه کار میکنم یا کردم به عنوان برنامهنویس Go. الان میخواهم با شفافیت بگم که از نظر سطح توسعه فنی این مجموعه خیلی جای کار داره و اگر دنبال محیطی با استانداردهای درست و دقیق هستی، اینجا معمولاً پاسخ نمیده. غالب پروژهها عملاً بسته میشن و به دلیل ترس از خرابکاری، کمتر کسی جرأت میکنه روی کد دست بزنه. ساختار مدیریتی هم به نظر میرسه بیجان و بیهدف؛ میگن که هولوکراسی وجود داره اما واقعاً چنین نیست. برخوردها دوگانه است و بسیاری از تصمیمات تیمی براساس سلیقهی افراد بالادستی اتخاذ میشود. در واقع نوعی دیکتاتوری حزبی در قالبِ دموکراسی نمایان است: یا وارد حلقهی بستهای میشوی یا با تبعیض و رفتارهای متفاوت مواجه میشی. مسئولیتهای منابع انسانی هم به شکل مطلوبی تخصصی نیست و همین امر باعث میشود نیروهای بااستعداد جا به جا شوند و انگیزهها کاهش یابد. خلاصه اینکه فریبِ شوآف و برندینگ در شبکهها را نباید بخوری— از نظر فنی حرفی برای گفتن ندارند و همچنین فرهنگ سازمانی آنها را نمیشود به عنوان نقطهی قوت مطرح کرد.
اولش بگم اونی که نوشته «خوبه» مطمئناً از خودِ مجموعهاس. اینجا فضای شدیدی جنسیتزدهست؛ منابع انسانی رو مثل ربات میبینن و حدود ۶۰٪ پرسنل HR بهخاطر فشار عصبی و رفتارای زننده فرار میکنن. بقیهم فقط برای یه پول ناقابل موندهن. هر چقدر هم حرفهای باشی، باز هم ازت راضی نمیشن و طوری باهات رفتار میکنن که انگار لطف کردن که جذب و نگهت داشتن. با خانمها برخوردشون وحشتناکه؛ از پوشش و حجاب گرفته تا هر نوع ارتباط کاری، همهجا زیر نظرند که نکنه یه سلام و علیک ساده هم دردسر بشه — واقعاً مثل پادگان اداره میکنن. بهت میگن رو صندلی درست بشین، چیزی روی میز نذار، راه نرو... یه جور دیوانهخونهست. معمولاً کارمندها رو با دستکاری سیستم میندازن وسط فشار مشتری و آخرش هم حقوق خیلی کم و با کلی منت میدن. امنیت شغلی صفره؛ کار کردن اینجا پر از استرسه چون حتی اگر خوب هم کار کنی ماهی چندبار بهت اخطار میدن و دائماً میگن جایگزینات زیاده. یه بخش به اسم تضمین کیفیت دارن که دائم روشهای خاصی برا حرفزدن با مشتری تحمیل میکنه؛ دایره واژگیتو محدود میکنن و اگر نمرهشون پایین بیاد حسابتو میرسونن. هیچ جا برای اعتراض وجود نداره؛ اگه انتقاد کنی دیگه کارتو تمومه. اختیار تصمیمگیری نداری، عدد و رقمایی رو بهعنوان عملکرد گذاشتن که یا باید خیلی بالاتر از انتظار باشی یا جریمه میشی. هر آموزشی که میزارن، باید امتحان هم بدی؛ یعنی انقدر سخت میگیرن که انگار دانشگاهه. رفتار با خانمها رو هم دیگه لازم نیست بگم؛ رنگ لباسی که میپوشی باید مشکی باشه، موهات نباید معلوم باشه، حتی سلام یه همکار آقا رو جواب ندی بهتره. ساختارِ جدا کردن طبقات مردها و زنها هم افتضاحه. در کنارش، آقایون تو ارتباط با بیرون خیلی راحتن و کلی هماهنگ میشن، داخل هم همکارای پاچهخوار و زیرآبزن زیاد داریم. خلاصه اینکه اگه آرامش و سلامت روان برات مهمه، مخصوصاً اگر زن هستی، وارد این سازمان نشو. از من نصیحت پذیرا باش یا نه، خودت بهتر میفهمی.
مدت تقریباً یک سال است که در این شرکت مشغول به کارم. فضای کاری نسبتاً خوب است؛ همکاران با ادب و حرفهایاند و سطح فنی تیم بالا است و درک مسائل به سختی عقب میافتد. تعادل بین کار و زندگی به خوبی رعایت میشود و این جا پنجمین محل کار من بوده و واقعاً از حضورم راضیام. تنها نکتهای که به آن اشاره میکنم، پایین بودن بازه حقوقی است که میتواند بهبود پیدا کند.
هلدینگ بسیار ضعیف با پوسته بیرونی و ظاهری بسیار شیک و از درون مثل میوه ای خراب و پلاسیده.حقوق ها دیر امنیت شغلی صفر مدیریت افتضاح فورس کاری همیشه تعادل بین زندگی و کاری منفی 100.جزو بدترین تجربه های کاریم بود.از لحاظ تخصصی هر چقدر بی سواد تر باشید بیشتر به چشم میاید.به شدت خاله زنک بازی و زیرآب زنی.انقدر افتضاحه که در جنگ 12 روزه زبان زد شد تو اینستا بابت حقوق ندادن و اخراج یکماهه بدون حقوق کارمندان. اگر واقعا اعصاب و روانتون رو دوست دارید چنین جایی کار نکنید.آدمهای با تخصص بالا رو اخراج میکنن و آدمهایی که چاپلوس هستن رو نگه میدارن با کمترین تخصص.مزایای خاصی نداره نه بسته معیشتی نه هدایا یدونه پزشک سازمانی دارن یدونه روانشناس حقوقتون هم از برج 6 که میشه 4 قسطه میدن هر ماه هیچ برنامه ای رو زندگیتون نخواهید داشت بنده بعنوان شخصی که 4 سال اونجا کار کردم میگم
خیلی دروغ میگن و آدمو سر کار میذارن. مخصوصا بخش مالی خیلی آدمو دست به دست میکنه تا جایی که ببینن میشه پولتو نمیدن. پول خیلی از کارگرای بی زبونشون رو هم ندادن کارگرایی که پیگیر باشن هم بخش مالی میپیچونه
مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
با تشکر از مدیریت محترم مجموعه در ابتدا که به نظرم تو حوزه خودشون تلاششون رو برای یک محیط کاری هم برای کارمند هم برای مشتری فراهم کردن - اما به نظرم نکته های منفی مجموعه قابل توجه هست : روال کاری و سیستمی اصلا ندارن و خیلی سنتی کار میکنن همین باعث میشه میزان کار به درستی اندازه گیری نشه مدیر های اصلی دید کاملی به پروموت شدن ها استخدام ها و حفظ نیروهای متخصص ندارن . مدیر های میانی اصلا تخصص لازم رو ندارن کلا سلیقه ای هست کاراشون از پروسه جذب بگیرید تا ارتقا یا حفظ و نگهداشت نیرو - شرکت عملا چیزی به اسم نیروی انسانی نداره و روال پرداختیه اضافه کاری شبکاری تعطیل کاری اصلا رعایت نمیشه . تیمکشی و یاربندی به صورت کاملا مشهودی دیده میشه و به نظرم تلخ ترین جاش اینه وقتی همکاران به هر دلیلی قطع همکاری میکردن جو شروع میکرد بد گویی از نیرو و در مورد عدم کفایتش که این حرفا پشت سر من هم بود ، خوب این باعث میشه که شما همیشه دید بدی داشته باشید و بی اعتمادی موج بزنه در کل به نظر بها دادن به یکسری مدیران یا سرپرست های میانی تو شرکت های کوچیک همیشه باعث آسیب های جدی به مجموعه و نیرو هست نظر های تعریف تمجیدی فیک نمیزارم اما در راس کار مثل اول جمله ام باز هم مدیران ارشد و بنیان گذاران مجموعه تشکر میکنم چون به نظرم آدم حسابی و خیلی محترم هستن در کل خلاصه بخوام بگم اگر کار اولی هستید و تجربه اول کاریتون هست میتونید روی اینجا برای یک مدت خیلی کوتاه حساب کنید نه خیلی
مدیریت بسیار ضعیف و خاله زنک، عفت کلام ندارن، پرداختی ها خوبه ولی از لحاظ روانی بسیار تو چالش هستی و در نهایت بعنوان نیروی بی لیاقت و به درد نخور باهات برخورد میکنن، بنظرم هدر دادم عمر و زندگیه اونجا کار کردن،، اولش متوجه نیستی ولی به مرور میفهمی و اینکه جای پیشرفت نداره چون مدیران خودشونو خییلی بالاتر از همه میدونن
تجربه کاری من در این مجموعه چیزی نبود که انتظار داشتم. من حدود چند ماهی میشه که این مجموعه رو ترک کردم اما چیزی که برای من بسیار آزاردهنده بود، نوع برخورد و رفتار مدیرعامل (م.م.م) با خانمها، بود. در طول مدتی که در این مجموعه بودم، مواردی دیدم که از نظر من کاملاً خارج از چارچوب حرفهای یک محیط کاری بود. صدا زدنهای غیرضروری، ایجاد موقعیتهایی برای تعامل بدون دلیل کاری، نگاههای معذبکننده در زمان صحبت کردن، و مطرح کردن سؤالهایی درباره مسائل شخصی مثل ظاهر و تغییرات فردی که هیچ ارتباطی با وظایف کاری نداشت، باعث ایجاد حس ناراحتی و ناامنی میشد. موضوع فقط تجربه شخصی من نبود؛ در صحبتهایی که با خانمهای مجموعه نیز داشتم، متوجه شدم آنها هم تجربهها و احساسات مشابهی درباره نوع برخورد و رفتارهای خارج از چارچوب حرفهای مطرح میکنند چیزی که برای بنده عجیب است این بود که با وجود واحد حراست و کلی قوانین و آییننامههای رنگارنگ، هیچکس انگار حاضر نیس درباره رفتارهای مدیرعامل به اصطلاح محترم حرفی بزنه. این در حالیست که همه معاونین و مدیران کاملا به این موضوع آگاهی دارن و در موردش حرف میزنن و میخندن، اما کسی حاضر نیس مسئولیتی قبول کنه و گزارشی دراین خصوص بده البته کسی جرات نداره و هرکسی ام جرات داشته الان اونجا نیس و با مجموعه خداحافظی کرده. حتی این آقا در این صنعت نیز با نام های مختلف و مرتبط با این موضوع لقب گرفته. چند بار هم بین کارکنان زمزمه شده بود که قبلاً هم اعتراضهایی مطرح شده، اما نتیجهای نداشته است. انگار تا وقتی اتفاقی خیلی جدی و غیرقابل انکار نیفتد، هیچکس قرار نیست واکنشی نشان بدهد. همین سکوت، از خود رفتارها ترسناکتر بود؛ چون به همه این پیام را میداد که اگر اعتراضی هم داشته باشی، احتمالاً کسی صدایت را نخواهد شنید. حدود دو سه سال پیش نیز در همین سایت تجربه ای من باب این موضوع ثبت شد که متاسفانه به ناحق حذف گردید البته همون زمان هم مدیرعامل با اجبار کردن مدیران ارشد خانم نسبت به ارائه کامنت های مثبت سعی در حذف و پنهان کردن این موضوع را داشت که خوب چون اون بندگان خدا چاره ای نداشتند مجبور به ارائه کامنت شدن. الان هم احتمالا بعد این کامنت مجدد همین کار رو انجام بده تناقض تلخ ماجرا این است که این اقا با نمایش چهرهای مذهبی و اخلاقمدار هر عمل ناشایستی رو که میخواد انجام میده. امیدوارم ویکی تجربه این تجربه رو مثل تجربه سایر دوستان در امیدپی حذف نکنه
من چند سال در این شرکت کار کردم، اولین چیزی که بعد از یه مدت به چشم میاد در شرکت عدم امنیت شغلی است،قرارداد ها یکماهه و راحت بدون دلیل خاصی قطع همکاری میکنن، مورد بعدی تایم کاری طولانی از ساعت ۸صبح تا ۶ بعد از ظهر ، امکان گرفتن مرخصی ساعتی نیست و هر زمان خواستی خروج از شرکت برا حتی یک ساعت داشته باشی باید تیکت جابجایی ساعت کاری ثبت کنی و هم زمان خارج از شرکت حالا هر چند ساعت شد رو جبران کنی و در شرکت بمونی و یا از تایم استراحت یک ساعته طی روزت استفاده کنی، مدیریت به شدت ضعیف و آماتور ، محیط کار در ظاهر دوستانه ولی در واقعیت کوچکترین کارت رو و حرفت رو در محیط شرکت منتقل میکنن به مدیریت ، مزایا هیچی جز حقوقت،دائما با دوربین چک میشی، دوره آموزشی خسته کننده و طولانی قبل از شروع کار، دائما عملکرد کاری ات چک میشه و بابت اشتباه جریمه میشی
من به عنوان یک برنامهنویس پایگاهداده در ونزیا نیل کار میکردم و از روز اول تا پایان همکاری، مجموعهای از قوانین داخلی که روی کاغذ ثبت شده بود را تجربه کردم. قراردادها عموماً موقته و سهماههای که دارم در طولش با مدیر دپارتمان تأیید تمدید یا لغو میشود؛ حقوق و مزایا طبق قوانین کار و تأمین اجتماعی پرداخت میشود و غیبت یا مرخصی در سهماه ابتدایی میتواند مدت قرارداد را طولانیتر کند. ساعات کار معمولاً شنبه تا سهشنبه از هشت تا هفده و چهارشنبه تا شانزده است و پنجشنبهها تعطیل است؛ ورود صبح بین هشت تا ۸:۱۵ تداخلی ندارد و بازههای شناوری وجود دارد که برای اکثر واحدها ۸:۰۰ تا ۸:۳۰ و برای تیم محصول از شبها تا صبح ۱۱ امکان دارد. اگر از این بازه استفاده کنی، باید همان روز جبران کنی یا به ازای آن کسر حقوق میخوری. حضور و خروج با کارت ساعت یا سامانه ثبت میشود و هر اصلاحی هم باید توسط مدیر تأیید شود. ناهار را باید خودت تهیه کنی و فقط ناهارخوری وجود دارد و نیم ساعت زمان ناهار جزو ساعات کاری محسوب میشود؛ تازهواردها معمولاً جای پارک ندارند. حقوق تا چهاردهم یا پانزدهم هر ماه واریز میشود و ممکن است به دلیل وصول مطالبات کمی تأخیر داشته باشد. امکان درخواست پیشپرداخت تا هشتاد درصد حقوق وجود دارد و در دوره آزمایشی هم مساعده قابل استفاده است. همه کارکنان از روز اول تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند و امکان استفاده از بیمههای تکمیلی وجود دارد؛ شرکت پس از دو سال همکاری، هزینه بیمه تکمیلی را برای کارمند اصلی، همسر و یک فرزند تقبل میکند. هر تغییری در اطلاعات پرسنلی باید به واحد منابع انسانی اطلاع داده شود. دسترسی به پروندههای پرسنلی و فیش حقوقی از طریق سامانه داخلی است و شمارههای همراه نیز در سامانه برای سایر همکاران در دسترس است. رفتار در محیط کار باید مودبانه و منظم باشد؛ پوشش عمومی پذیرفته است اما ملاقات با مشتریان پوشش دقیقتری میطلبد و لوگوی شرکت باید روی لباس باشد. استعمال دخانیات در داخل شرکت ممنوع است و ایجاد رابطهای که به کار لطمه بزند، میتواند منجر به اقدام انضباطی شود. در برخورد با مشتریان و حضور در محل مشتریان، رفتار رسمیتر لازم است؛ باید به موقع حاضر بود و محدودیتهایی در پوشش و حتی حمل اسناد وجود دارد. اگر موضوعی در محل مشتری مطرح شد که مربوط به کارت نیست، باید سریعاً آن را به واحد مربوطه منتقل کنی و اینکه بگویی این وظیفه من نیست برای مشتری قابل پذیرش نیست. مرخصی استحقاقی سالانه طبق قانون کار است و برای درخواست باید روزانه حداقل از چهل و هشتمانین ساعت قبل اقدام کنی. فقط نه روز از مرخصی سال قبل قابل انتقال به سال بعد است و سایر ایام در تسویه بازخرید میشود. مرخصی بدون حقوق پس از تمام شدن مرخصی استحقاقی با موافقت مدیر دپارتمان امکانپذیر است. ماموریتها قوانین خاصی دارند: کمکهزینهها بر اساس واحد پایه محاسبه میشود و تغییرات سالانه ممکن است؛ برای ماموریتهای روزانه پیشپرداخت وجود دارد و فاکتورها پس از بازگشت باید تحویل داده شوند. سفرهای بیش از پنجاه کیلومتر یا اقامت شبانه بهعنوان روزانه محاسبه میشود و معمولاً برای ماموریتهای روزانه یک بلیط برای هر نفر تامین میشود، و استفاده از وسیله غیرعمومی ممکن است هزینه تفاوت را بر عهده تو بگذارد. آموزشهای اجباری وجود دارد و برخی کلاسها—even اگر تعطیل باشند—کارت
شرکت همسو نکتهی اصلی جذاب برای من را رشد پیوسته و بهبود همهجانبه تعبیر میکند. همین میل به حرکت است که اجازه میدهد دیدگاههای افراد شنیده شود و تلاشهای تیم واقعاً دیده و قدردانی شود. تیمی ترکیبی و پرانرژی است؛ جوانان کنار چند نفر با تجربه جمع شدهاند. اگر دنبال محیطی استارتاپی هستی که با سرعت یاد بگیری و پیش بروی، محل مناسبی میتواند باشد. اما اگر دنبال سازمانی منسجم با فرآیندهای دقیق، چارچوبهای از پیش تعریفشده و نقشههای شغلی مشخصی هستی، شاید شرکتهای بزرگتر گزینه بهتری باشند. در کل مجموعه استارتاپی است؛ با این حال واقعاً تلاش میشود استانداردها بالا نگه داشته شوند.
در آغاز کار وارد این مجموعه شدم و بهعنوان کارآموز فرصت حضور پیدا کردم. فرآیند مصاحبه آرام و دوستانه بود و کسی که با من گفتوگو کرد، برخوردی گرم و بدون استرس داشت. در طول سهماهه اول به تیم بازاریابی ملحق شدم؛ تیمی که همدلی و همکاری برایش اولویت است. فردی که مسئول آموزش بود با حوصله و دانش بالا همه چیز را گامبهگام توضیح میداد و برای پیشرفتم تا حد امکان انرژی میگذاشت. با پایان دوره، همکاری به صورت تماموقت رسمی آغاز شد. در این چهار ماه متوجه شدم فرصتهای رشد زیادی وجود دارد و همتیمیها و مدیران در مسیر من را تشویق و کمک میکنند؛ تنها کافی است انگیزه و تلاش داشته باشم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.