کار کردن در یکتانت تجربهای نسبتا دلنشین بود و حس خوبی به من میداد. فضای تیمون جوان بود و میانگین سنی پایین، اما شرکت به رشد و پیشرفت پرسنل اهمیت میداد و تلاش میکرد فرصتهای رشد را برای کارکنان فراهم کند. تنها نکته منفی این تجربه، ساعات کاری نسبتا طولانی بود که با توجه به اینکه شرکت در حال گسترش است، معمولا کار زیاد نیز وجود داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در شرکت پیام افزار پیک آسا حضور داشتم و به مدت هفت سال به عنوان توسعهدهنده فعالیت میکردم. یکی از بهترین دورههای حرفهای عمرم بود؛ فضای صمیمی همکاران، فروتنی مدیران و فرهنگ کاری مثبت شرکت موفق به ایجاد حس خوشایند و انگیزه بالا در من میشد. پروژههای چالشبرانگیز و پرحرارت شرکت همواره حال و هوای خوبی به کار میداد. این تجربه را به others توصیه میکنم.
من سه سال است که با شرکت سیماب تشخیص همکاری میکنم و این مدت با فضای دوستانه و محترمانهای همراه بوده است. رشد فردیام همسو با رشد شرکت بود و حقوقها با افزایش شرکت به کارمندان پرداخت میشد و در برخی مواقع پاداشهایی هم دریافت میکردیم. نقاط قوت: - حقوق منظم و نسبتا مناسب - توجه نسبت به اقشار کارمندی و امکان گفتوگو با مدیران در صورت بروز مشکلات - ارائه ناهار بهصورت رایگان - ساعات کار منعطف نقاط قابل بهبود: - نبود یک فرآیند مشخص و اصولی برای مدیریت پروژهها - کمرنگ بودن همکاری تیمی و هرکس به صورت مستقل و جدا از هم کار میکند - وجود تبعیض بین کارمندان
من با وجود اینکه در این شرکت تجربه کردم، باید به صورت روایتی واقعی و با زبان ساده بیان کنم. در محیط کار، احساس میکردم فضای بازی و حاشیهای زیاد است و رفتارهای نسبتا شبیه به شایعهپراکنی و پشتسرهمی وجود دارد. برخی افراد به جای تمرکز روی کار، به دنبال کنترل و زیرسوال بردن پروژهها و تیمها بودند و این رویکردها احتمالا به تیمها و پروژهها ضربه میزد. مدیران پس از بازنشستگی یا انتقال، اعضای تیم خود را به ناواکو میآوردند و هر کس با نگاه مستقیم به کار دیگران، واکنشهای مختلفی نشان میداد. در نتیجه فضای همکاری کمتر آرام و ساختارمند بود و شخم زدن و نقب زدن به کار دیگران به نوعی عادی به نظر میرسید. با این حال، من تلاش کردم روی کار خود تمرکز کنم و از تجربهها و یادگیریهای فنی بهره ببرم تا بتوانم در پروژههای بکاند نقش موثر ایفا کنم.
در نگاه من، پنتل همچنان خاطرهانگیزترین تجربه کاری باقی میماند. از همان روزهای نخست ملاقات و گفتوگو با مدیران، فهمیدم اینجا جایی است که واقعا به مسیر شغلی و رشد افراد اهمیت میدهند. هرچه گذشت، همکاری با این تیم برای من روشنتر و شیرینتر شد. رفتار صمیمانه و توجهی که از مدیران به مسیر حرفهای و رضایت کارکنانشان نشان داده میشد، در نوع خود بینظیر بود. وقتی رسیدیم به تشکیل تیم بازاریابی، آزادی عمل در زمینه استخدام، حقوق و ساعات کاری و سایر پارامترها آنقدر گسترده بود که نتیجهاش فراتر از استانداردهای معمول شد. با گذر زمان، احساس همدلی و صمیمیت بین اعضا عمیقتر شد و باور کردم پنتل برای هر کدام از افراد، خانهای دوم است که به موفقیتها افتخار میکند و از شکستها پلی برای پیشرفت میسازد. اما با وجود تمام این خوشیها و تجربههای ارزشمند، به دلیل مشکلات شخصی ناگزیر شدم از این جمع جدا شوم و با تلخی فراوان از آن خانواده خارج شوم. برای فردی که جانشین من در تیم بازاریابی میشود آرزوی موفقیت دارم؛ چرا که آیندهای را میبیند که در کنار تیمی با این سطح از تخصص و همدستی، میتواند به بهترینها دست یابد و من افتخار میکنم از دوستی و همکاری با این گروه برخوردار بودهام.
در اینجا تصمیم دارم با صداقت بیشتری از تجربهام بگویم و از تصمیمی که گرفتم پشیمان نشوم. عملکرد ضعیف مدیریتی در شرکت به وضوح مشهود است و تنها نکته مثبت، حضور در فضای بازیهای رایانهای است که شاید برای برخی جذاب باشد. به دوستانی که قصد پیوستن به این شرکت دارند، توصیه میکنم که بیشتر تحقیق کنند و جوانب مختلف را بسنجند؛ فرقی نمیکند چند مدت بیکار ماندهاید، همچنان باید ریسکهای موجود را جدی بگیرید. با مدیران هم دیدگاههای قبلیمان را در میان گذاشتیم اما نتیجهای که انتظار داشتیم حاصل نشد. متشکر از همراهیتان.
تجربهای که دارم را با گروه جوهر رقم زدم و جزو بهترین دورههای کاریام بود. این تیم واقعا منظم است و رفتار حرفهای مدیر مجموعه برایم بسیار دلنشین و محترمانه بود.
شرکت والکس برای من تجربهای فوقالعاده بود؛ از نخستین روز فضای کاری و فرهنگ شرکت به خوبی با من همسو شد و حس کردم جای مناسبی برای رشد است. طی مدت حضورم در آنجا رضایت داشتم و اگر فرصت شغلی دیگری در این مجموعه به وجود بیاید، بیتردید از آن استفاده میکنم.
دو سالی را در سئو اسمارت سپری کردم و این شرکت را محیطی فوقالعاده میدانم؛ امنیت شغلی در آن بهطور چشمگیری بالا بود و واقعا از این بابت خوشحال بودم. متأسفانه به دلیل مهاجرت از ایران ناچار شدم همکاری را قطع کنم.
برای سه سال همکار بودم و تجربهی پشت سر گذاشتهام از اونجا خیلی مثبت بود. فضای کاری فوقالعادهای داشتیم و جو صمیمی حاکم بود؛ هیچوقت رابطهای خشک بین مدیر و همکاران احساس نمیکردم و همه با هم رفیق بودیم. تیم یکپارچه و باهمدلی بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. محیط کار هم شرایط خوبی داشت. مدیرعامل بهواقع انسان بااخلاقی بود و قائممقام ایشان هم با نگرانی کامل به همه چیز رسیدگی میکرد تا مشکلی پیش نیاید و بچهها بتوانند بدون دغدغه کار کنند.
به نظرم آشنایی با تیمی با انگیزه و حرفهای از بزرگترین نعمتهای تجربهام بوده است. من بیش از دو سال است که در آژانس خلاقیت ل حضور دارم و با اولین روزها حس کردم به کجا پیوستهام؛ تیمی که با اشتیاق به کارها نگاه میکنه و من هم با خوشذوقی به جمعشون اضافه شدم. از همان ابتدا مشخص بود که از همکارانم رضایت دارم و با آخرین فناوریهای روز کار را آغاز کردم. برای مدتی نخست چون سطح دانشم از آن چیزی نبود که پروژهها نیاز داشت، مجبور شدم بیشتر مطالعه کنم؛ اما تیم نه تنها مشکلی با این وضعیت نداشت، بلکه تشویقم کرد و حمایتم کرد. یکی از بهترین لحظات کاری من توی این شرکت این بود که هر پروژه طراحی کاملا متفاوتی داشت و با هر کدام چالش تازهای روبهرو میشدم. همین تنوع انگیزهام را برای کار بیشتر میکرد. جو تیم خیلی دوستانه است و اصل سوال پرسیدن یا بلد نبودن یک موضوع باعث شرمندگی نمیشود؛ بهراحتی راهنمایی میشویم و این حس، برای من خیلی ارزشمند است. شاید به نظر ساده بیاید، اما واقعا خیلی از تیمها اینگونه نیستند. از جنبههای مهم دیگر، داشتن همکاران حرفهای است که روی مسیر یادگیری و پیشرفت من تاثیر زیادی گذاشتهاند و انگیزهام را برای بهرهگیری از منابع آموزشی بالا بردهاند. همراه با لحظات شادی و جو گروهی، جلسات تیمی گاهی با لحظ سبکتر پیش میرود تا جو کار را همچنان لذتبخش نگه دارد. در کل تجربهام از این محیط بسیار خوب بوده؛ تنها نکتهای که تا کنون به چشمم آمده، اینکه حقوق کمی کمتر از انتظارم بوده است.
سالها تجربهام در این شرکت به من نشان داد که مدیریت طراحی تیم چگونه میتواند افق کیفی پروژهها را بالا ببرد، زیرا سطح کارها واقعا از استانداردهای برتر کشور پیروی میکند. مدت سه سال در این مجموعه به عنوان مهندس نرمافزار و مدیر طراحی فعالیت کردم و از دید من کیفیت تیم محبوب و بالاست و پروژههایی که انجام میشوند، بهطور واقعی جزو بهترینها در ایران به حساب میآیند.
در محیطی با جو بهظاهر دوستانه کار میکردم اما واقعیت این بود که حرفهای به نظر نمیرسیدند و فضای کاری بیش از اندازه غیرحرفهای بود. مدیران به جای تمرکز روی توسعه و بهرهوری، بیشتر دنبال این بودند که بیشترین استفاده را از نیروها ببرند. تعادل بین کار و زندگی اساسا وجود نداشت و زندگی برای کار کنار گذاشته میشد. اغلب با فشار برای رسیدگی به سیستمهای معیوب در ساعات ناپایدار مثل نیمهشب بیدارمان میکردند و هیچ وقت فرصت آرامش نبود. کار روی هم تلنبار میشد و فرصت استراحت نداشتیم. از نظر فنی هم شرایط مناسبی برای یادگیری وجود نداشت. اگر هم زمانی برای یادگیری میماند، معمولا مدیران از بهروزرسانیهای جدید استقبال نمیکردند و با عناوینی مانند اینکه این فناوری بیارزش است، مخالفت میکردند و در نهایت مجبور میشدیم با همان روشهای قدیمی پیش برویم. ساعات کاری هم دقیقا از ۹ تا ۶ تعریف شده بود، اما با وجود روال شبانه که گاهی تا ساعات پایانی شب ادامه داشت.
باورم سخته اما خیلی سریع فهمیدم که محیط کار این شرکت به دردسرهایی بیحساب میانداخت. من در حدود پنج ماه با سامانه هوشمند ایجاب همکاری کردم و حالا تجربهم را بازگو میکنم. اول اینکه فردی که به عنوان مسئول منابع انسانی با من مصاحبه کرد و من را استخدام نمود، یک ماه پس از استخدام از شرکت رفت و عجیب این که نام من را هم در سوابق کاریاش ثبت نکرد. دوم اینکه جز دو ماه اول، یعنی مرداد و شهریور نودنه-nine، هیچگاه حقوقها بهموقع پرداخت نشد و در مهر همان سال نفر دوم منابع انسانی هم ناگهان شرکت را ترک کرد. در طول یک هفته هم به طور ناگهانی نفر جدیدی استخدام شد و گفتند که این فرد بعدا مدیر منابع انسانی خواهد بود. سوم اینکه بعد از این اتفاقات فهمیدیم که بیمه تنها برای دو ماه مرداد و شهریور پرداخت شده است. چهارم اینکه در آذرماه وقتی پیگیر حقوق آبان بودیم، میگفتند مدیران هنوز حقوق مهرشان را هم نگرفتهاند. پنجم اینکه از هفته دوم آذر استعفا دادم و کارهای مربوط به پروژهها و صندوقهای سایه را به فرد جدید سپردم، اما هنوز تسویه من انجام نشده بود. ششم اینکه وقتی درباره سفتهها پیگیری میکنم، میگویند میتوانی شش ماه پس از تسویه دریافت کنی و خود تسویه هم انجام نمیشود.
من محیطی دوستانه و در عین حال حرفهای را تجربه کردم که برای کارآموزها با انگیزه یادگیری و ارتقای مهارتها فضای مناسبی فراهم میکند. نکتههای مثبت کار در این شرکت شامل مشارکت دادن افراد در اجرای وظایف اصلی و تشویق به حضور در پروژهها بود که مسیر رشد و پیشرفت را هموار میکرد. یکی از ویژگیهای خوب اینجا، ارائه ساعات کاری شناور بود که امکان برنامهریزی بهتری برای پیگیری سایر فعالیتها میداد. همکاری با همتیمیهای باتجربه و انتقال دانش و تجربهی آنها به طور مستقیم فرصت منحصر به فردی بود که به ویژه برای کسانی که در ابتدای مسیر حرفهایشان هستند، ارزشمند مینماید.
ایدههای من درباره این شرکت خیلی روشن نبود؛ احساس میکردم سازمانی بیثبات و بیساختار است. حقوقی که میدادند پایین بود و فضا برای ارائه ایده یا خلاقیت در کار کمتر دیده میشد؛ وضعیت غالبا خشک و غیرپویا به نظر میرسید. به طور کلی، شاید با یک ماه کار کردن هم بتوان گفت کمترین تعادل را داشت.
من مدت کوتاهی تو کرفس مشغول کار بودم، مصاحبه خیلی سریع پیش رفت و تقریبا چیز زیادی از شرکت و پروژه بهم نگفتن، یه صحبت کوتاه کردیم بعد گفتن بیا. من وسط یک پروژه نسبتا بزرگ وارد شرکت شدم و بیشتر تکنولوژی هایی که استفاده میکردن هم برام جدید بود و طبیعتا نیاز داشتم کسی راهنماییم کنه. متاسفانه چنین چیزی وجود نداشت و یک سری راهنمایی های بسیار غلطی هم وجود داشت در حدی که بعد از یه مدت کار کردن نمیدونستم این رفتارها عمدیه یا غیر عمدی. خودم مطرح کردم که دوست دارم بیام بیرون از شرکت و بهترین تصمیم زندگیم بود چون محیطش به شدت برام غیر قابل تحمل شده بود. بدترین قسمت همکاریمون اما اونجایی بود که خب تصمیم بر این شد که از هم خداحافظی کنیم و مدیر مجموعه حتی زحمت نداد یه صحبت پایانی داشته باشه یا حتی علت رو جویا بشه، البته نه اچ آر و نه کس دیگه اصلا تمایلی نداشتن علت رو جویا بشن و سعی کنن در آینده این خطارو انجام ندن. مدیر عامل بعد از قطع همکاری بلاکمم کرد =)))))) البته خیلی ادعاشون میشه ما خیلی صمیمی هستیم و... پ. ن: من دوست های خوبی تو کرفس دارم و قطعا درباره بچه های کرفس این حرفارو نزدم. از خوبی های شرکتم بخوام بگم خیلی آپدیت هستن و محیط شرکت خیلی خوبه و امکانات خوبی داره.
به نظر من بزرگترین کاستی این شرکت نبود توجه کافی به منابع انسانی است. اگر پروژهها بهاندازهی کافی کارکنان را راضی نکنند، نتیجه مطلوبی به دست نمیآید و در نهایت منجر به از دست دادن نیروها خواهد شد.
در اوایل حضورم در کیان دیجیتال، با توقعاتی آرام و بیدغدغه وارد شدم، اما به مرور اوضاع رنگی متفاوت به خود گرفت. وقتی قرارداد اولیه را امضا میکردی، گیر افتادن در محیطی را حس میکردی که تا زمانی که آنها بخواهند نمیشود ازش خارج شد. در روزهای نخست وعدههایی مانند سهام، پاداش و امثالهم مطرح میشد تا انگیزه را حفظ کنند، اما وقتی متوجه شدم این وعدهها برای همهی نفرات قبلی هم بوده و فقط برای گول زدن افراد طراحی شده، یا وقتی فهمیدم شرکت برای رفتن کارکنان از طریق شکایت و تهدید به توقیف اموال عمل میکند، جو به کلی عوض میشد. از آن پس احساس میکردی به بردهای تبدیل شدهای که اگر بخواهی خروج کنی، باید هر کاری را که میگویند انجام بدهی. نکتهای که باید بدانید این است که شرکت حتی دلیل مشخصی برای تعیین حقوق سال آینده در انتهای سال ارائه نمیدهد، چون قراردادها با بندهای حقوقی پیچیدهای همراه هستند که شما را به خدمت آنها میچسباند. اگر تصمیم دارید به کیان دیجیتال بروید، فقط از خودتان بپرسید چرا قدیمیترین عضو تیم فنی دو سال است که آنجا حضور دارد و بالاتر از او هم دیگران نیستند. بعد از چند ماه هرکس متوجه میشود در چه وضعیتی قرار گرفته است، اما برای فرار باید معمولا یک تا دو سال صبور بمانی تا شاید اجازه خروج بدهند. نکتهای مهم این است که کیان دیجیتال و شرکت پردازش اطلاعات مالی مبنا هر دو متعلق به همان مجموعهاند و قراردادی که گفتم درباره هر دو شرکت هم صدق میکند؛ پس فریب تغییر اسم از کیان دیجیتال به مبنا را نخورید. همچنین مراقب باشید با پیشنهادهای ظاهر دوستانه از سوی تیم منابع انسانی کیان گول نخورید؛ امضای قرارداد به معنای پایان مواجهه با روی خوش و ورود به فضای واقعی و جدیتری است.
در سه ماهی که در بخش مالی کار میکردم، با تجربهای نسبتا چالشبرانگیز روبهرو شدم. ساختار داخلی شرکت ضعیف بود و فضای کار بهطور ناخوشایندی شکل بردگی داشت. ساعات کاری فراتر از حد معمول بود و دلیلش این بود که شرکت وعدهای مثل صبحانه میداد. در کل، توصیه نمیکنم تجربهی کار در اینجا را دنبال کنم.
کار کردن در یکتانت تجربهای نسبتا دلنشین بود و حس خوبی به من میداد. فضای تیمون جوان بود و میانگین سنی پایین، اما شرکت به رشد و پیشرفت پرسنل اهمیت میداد و تلاش میکرد فرصتهای رشد را برای کارکنان فراهم کند. تنها نکته منفی این تجربه، ساعات کاری نسبتا طولانی بود که با توجه به اینکه شرکت در حال گسترش است، معمولا کار زیاد نیز وجود داشت.
در شرکت پیام افزار پیک آسا حضور داشتم و به مدت هفت سال به عنوان توسعهدهنده فعالیت میکردم. یکی از بهترین دورههای حرفهای عمرم بود؛ فضای صمیمی همکاران، فروتنی مدیران و فرهنگ کاری مثبت شرکت موفق به ایجاد حس خوشایند و انگیزه بالا در من میشد. پروژههای چالشبرانگیز و پرحرارت شرکت همواره حال و هوای خوبی به کار میداد. این تجربه را به others توصیه میکنم.
من سه سال است که با شرکت سیماب تشخیص همکاری میکنم و این مدت با فضای دوستانه و محترمانهای همراه بوده است. رشد فردیام همسو با رشد شرکت بود و حقوقها با افزایش شرکت به کارمندان پرداخت میشد و در برخی مواقع پاداشهایی هم دریافت میکردیم. نقاط قوت: - حقوق منظم و نسبتا مناسب - توجه نسبت به اقشار کارمندی و امکان گفتوگو با مدیران در صورت بروز مشکلات - ارائه ناهار بهصورت رایگان - ساعات کار منعطف نقاط قابل بهبود: - نبود یک فرآیند مشخص و اصولی برای مدیریت پروژهها - کمرنگ بودن همکاری تیمی و هرکس به صورت مستقل و جدا از هم کار میکند - وجود تبعیض بین کارمندان
من با وجود اینکه در این شرکت تجربه کردم، باید به صورت روایتی واقعی و با زبان ساده بیان کنم. در محیط کار، احساس میکردم فضای بازی و حاشیهای زیاد است و رفتارهای نسبتا شبیه به شایعهپراکنی و پشتسرهمی وجود دارد. برخی افراد به جای تمرکز روی کار، به دنبال کنترل و زیرسوال بردن پروژهها و تیمها بودند و این رویکردها احتمالا به تیمها و پروژهها ضربه میزد. مدیران پس از بازنشستگی یا انتقال، اعضای تیم خود را به ناواکو میآوردند و هر کس با نگاه مستقیم به کار دیگران، واکنشهای مختلفی نشان میداد. در نتیجه فضای همکاری کمتر آرام و ساختارمند بود و شخم زدن و نقب زدن به کار دیگران به نوعی عادی به نظر میرسید. با این حال، من تلاش کردم روی کار خود تمرکز کنم و از تجربهها و یادگیریهای فنی بهره ببرم تا بتوانم در پروژههای بکاند نقش موثر ایفا کنم.
در نگاه من، پنتل همچنان خاطرهانگیزترین تجربه کاری باقی میماند. از همان روزهای نخست ملاقات و گفتوگو با مدیران، فهمیدم اینجا جایی است که واقعا به مسیر شغلی و رشد افراد اهمیت میدهند. هرچه گذشت، همکاری با این تیم برای من روشنتر و شیرینتر شد. رفتار صمیمانه و توجهی که از مدیران به مسیر حرفهای و رضایت کارکنانشان نشان داده میشد، در نوع خود بینظیر بود. وقتی رسیدیم به تشکیل تیم بازاریابی، آزادی عمل در زمینه استخدام، حقوق و ساعات کاری و سایر پارامترها آنقدر گسترده بود که نتیجهاش فراتر از استانداردهای معمول شد. با گذر زمان، احساس همدلی و صمیمیت بین اعضا عمیقتر شد و باور کردم پنتل برای هر کدام از افراد، خانهای دوم است که به موفقیتها افتخار میکند و از شکستها پلی برای پیشرفت میسازد. اما با وجود تمام این خوشیها و تجربههای ارزشمند، به دلیل مشکلات شخصی ناگزیر شدم از این جمع جدا شوم و با تلخی فراوان از آن خانواده خارج شوم. برای فردی که جانشین من در تیم بازاریابی میشود آرزوی موفقیت دارم؛ چرا که آیندهای را میبیند که در کنار تیمی با این سطح از تخصص و همدستی، میتواند به بهترینها دست یابد و من افتخار میکنم از دوستی و همکاری با این گروه برخوردار بودهام.
در اینجا تصمیم دارم با صداقت بیشتری از تجربهام بگویم و از تصمیمی که گرفتم پشیمان نشوم. عملکرد ضعیف مدیریتی در شرکت به وضوح مشهود است و تنها نکته مثبت، حضور در فضای بازیهای رایانهای است که شاید برای برخی جذاب باشد. به دوستانی که قصد پیوستن به این شرکت دارند، توصیه میکنم که بیشتر تحقیق کنند و جوانب مختلف را بسنجند؛ فرقی نمیکند چند مدت بیکار ماندهاید، همچنان باید ریسکهای موجود را جدی بگیرید. با مدیران هم دیدگاههای قبلیمان را در میان گذاشتیم اما نتیجهای که انتظار داشتیم حاصل نشد. متشکر از همراهیتان.
تجربهای که دارم را با گروه جوهر رقم زدم و جزو بهترین دورههای کاریام بود. این تیم واقعا منظم است و رفتار حرفهای مدیر مجموعه برایم بسیار دلنشین و محترمانه بود.
شرکت والکس برای من تجربهای فوقالعاده بود؛ از نخستین روز فضای کاری و فرهنگ شرکت به خوبی با من همسو شد و حس کردم جای مناسبی برای رشد است. طی مدت حضورم در آنجا رضایت داشتم و اگر فرصت شغلی دیگری در این مجموعه به وجود بیاید، بیتردید از آن استفاده میکنم.
دو سالی را در سئو اسمارت سپری کردم و این شرکت را محیطی فوقالعاده میدانم؛ امنیت شغلی در آن بهطور چشمگیری بالا بود و واقعا از این بابت خوشحال بودم. متأسفانه به دلیل مهاجرت از ایران ناچار شدم همکاری را قطع کنم.
برای سه سال همکار بودم و تجربهی پشت سر گذاشتهام از اونجا خیلی مثبت بود. فضای کاری فوقالعادهای داشتیم و جو صمیمی حاکم بود؛ هیچوقت رابطهای خشک بین مدیر و همکاران احساس نمیکردم و همه با هم رفیق بودیم. تیم یکپارچه و باهمدلی بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. محیط کار هم شرایط خوبی داشت. مدیرعامل بهواقع انسان بااخلاقی بود و قائممقام ایشان هم با نگرانی کامل به همه چیز رسیدگی میکرد تا مشکلی پیش نیاید و بچهها بتوانند بدون دغدغه کار کنند.
به نظرم آشنایی با تیمی با انگیزه و حرفهای از بزرگترین نعمتهای تجربهام بوده است. من بیش از دو سال است که در آژانس خلاقیت ل حضور دارم و با اولین روزها حس کردم به کجا پیوستهام؛ تیمی که با اشتیاق به کارها نگاه میکنه و من هم با خوشذوقی به جمعشون اضافه شدم. از همان ابتدا مشخص بود که از همکارانم رضایت دارم و با آخرین فناوریهای روز کار را آغاز کردم. برای مدتی نخست چون سطح دانشم از آن چیزی نبود که پروژهها نیاز داشت، مجبور شدم بیشتر مطالعه کنم؛ اما تیم نه تنها مشکلی با این وضعیت نداشت، بلکه تشویقم کرد و حمایتم کرد. یکی از بهترین لحظات کاری من توی این شرکت این بود که هر پروژه طراحی کاملا متفاوتی داشت و با هر کدام چالش تازهای روبهرو میشدم. همین تنوع انگیزهام را برای کار بیشتر میکرد. جو تیم خیلی دوستانه است و اصل سوال پرسیدن یا بلد نبودن یک موضوع باعث شرمندگی نمیشود؛ بهراحتی راهنمایی میشویم و این حس، برای من خیلی ارزشمند است. شاید به نظر ساده بیاید، اما واقعا خیلی از تیمها اینگونه نیستند. از جنبههای مهم دیگر، داشتن همکاران حرفهای است که روی مسیر یادگیری و پیشرفت من تاثیر زیادی گذاشتهاند و انگیزهام را برای بهرهگیری از منابع آموزشی بالا بردهاند. همراه با لحظات شادی و جو گروهی، جلسات تیمی گاهی با لحظ سبکتر پیش میرود تا جو کار را همچنان لذتبخش نگه دارد. در کل تجربهام از این محیط بسیار خوب بوده؛ تنها نکتهای که تا کنون به چشمم آمده، اینکه حقوق کمی کمتر از انتظارم بوده است.
سالها تجربهام در این شرکت به من نشان داد که مدیریت طراحی تیم چگونه میتواند افق کیفی پروژهها را بالا ببرد، زیرا سطح کارها واقعا از استانداردهای برتر کشور پیروی میکند. مدت سه سال در این مجموعه به عنوان مهندس نرمافزار و مدیر طراحی فعالیت کردم و از دید من کیفیت تیم محبوب و بالاست و پروژههایی که انجام میشوند، بهطور واقعی جزو بهترینها در ایران به حساب میآیند.
در محیطی با جو بهظاهر دوستانه کار میکردم اما واقعیت این بود که حرفهای به نظر نمیرسیدند و فضای کاری بیش از اندازه غیرحرفهای بود. مدیران به جای تمرکز روی توسعه و بهرهوری، بیشتر دنبال این بودند که بیشترین استفاده را از نیروها ببرند. تعادل بین کار و زندگی اساسا وجود نداشت و زندگی برای کار کنار گذاشته میشد. اغلب با فشار برای رسیدگی به سیستمهای معیوب در ساعات ناپایدار مثل نیمهشب بیدارمان میکردند و هیچ وقت فرصت آرامش نبود. کار روی هم تلنبار میشد و فرصت استراحت نداشتیم. از نظر فنی هم شرایط مناسبی برای یادگیری وجود نداشت. اگر هم زمانی برای یادگیری میماند، معمولا مدیران از بهروزرسانیهای جدید استقبال نمیکردند و با عناوینی مانند اینکه این فناوری بیارزش است، مخالفت میکردند و در نهایت مجبور میشدیم با همان روشهای قدیمی پیش برویم. ساعات کاری هم دقیقا از ۹ تا ۶ تعریف شده بود، اما با وجود روال شبانه که گاهی تا ساعات پایانی شب ادامه داشت.
باورم سخته اما خیلی سریع فهمیدم که محیط کار این شرکت به دردسرهایی بیحساب میانداخت. من در حدود پنج ماه با سامانه هوشمند ایجاب همکاری کردم و حالا تجربهم را بازگو میکنم. اول اینکه فردی که به عنوان مسئول منابع انسانی با من مصاحبه کرد و من را استخدام نمود، یک ماه پس از استخدام از شرکت رفت و عجیب این که نام من را هم در سوابق کاریاش ثبت نکرد. دوم اینکه جز دو ماه اول، یعنی مرداد و شهریور نودنه-nine، هیچگاه حقوقها بهموقع پرداخت نشد و در مهر همان سال نفر دوم منابع انسانی هم ناگهان شرکت را ترک کرد. در طول یک هفته هم به طور ناگهانی نفر جدیدی استخدام شد و گفتند که این فرد بعدا مدیر منابع انسانی خواهد بود. سوم اینکه بعد از این اتفاقات فهمیدیم که بیمه تنها برای دو ماه مرداد و شهریور پرداخت شده است. چهارم اینکه در آذرماه وقتی پیگیر حقوق آبان بودیم، میگفتند مدیران هنوز حقوق مهرشان را هم نگرفتهاند. پنجم اینکه از هفته دوم آذر استعفا دادم و کارهای مربوط به پروژهها و صندوقهای سایه را به فرد جدید سپردم، اما هنوز تسویه من انجام نشده بود. ششم اینکه وقتی درباره سفتهها پیگیری میکنم، میگویند میتوانی شش ماه پس از تسویه دریافت کنی و خود تسویه هم انجام نمیشود.
من محیطی دوستانه و در عین حال حرفهای را تجربه کردم که برای کارآموزها با انگیزه یادگیری و ارتقای مهارتها فضای مناسبی فراهم میکند. نکتههای مثبت کار در این شرکت شامل مشارکت دادن افراد در اجرای وظایف اصلی و تشویق به حضور در پروژهها بود که مسیر رشد و پیشرفت را هموار میکرد. یکی از ویژگیهای خوب اینجا، ارائه ساعات کاری شناور بود که امکان برنامهریزی بهتری برای پیگیری سایر فعالیتها میداد. همکاری با همتیمیهای باتجربه و انتقال دانش و تجربهی آنها به طور مستقیم فرصت منحصر به فردی بود که به ویژه برای کسانی که در ابتدای مسیر حرفهایشان هستند، ارزشمند مینماید.
ایدههای من درباره این شرکت خیلی روشن نبود؛ احساس میکردم سازمانی بیثبات و بیساختار است. حقوقی که میدادند پایین بود و فضا برای ارائه ایده یا خلاقیت در کار کمتر دیده میشد؛ وضعیت غالبا خشک و غیرپویا به نظر میرسید. به طور کلی، شاید با یک ماه کار کردن هم بتوان گفت کمترین تعادل را داشت.
من مدت کوتاهی تو کرفس مشغول کار بودم، مصاحبه خیلی سریع پیش رفت و تقریبا چیز زیادی از شرکت و پروژه بهم نگفتن، یه صحبت کوتاه کردیم بعد گفتن بیا. من وسط یک پروژه نسبتا بزرگ وارد شرکت شدم و بیشتر تکنولوژی هایی که استفاده میکردن هم برام جدید بود و طبیعتا نیاز داشتم کسی راهنماییم کنه. متاسفانه چنین چیزی وجود نداشت و یک سری راهنمایی های بسیار غلطی هم وجود داشت در حدی که بعد از یه مدت کار کردن نمیدونستم این رفتارها عمدیه یا غیر عمدی. خودم مطرح کردم که دوست دارم بیام بیرون از شرکت و بهترین تصمیم زندگیم بود چون محیطش به شدت برام غیر قابل تحمل شده بود. بدترین قسمت همکاریمون اما اونجایی بود که خب تصمیم بر این شد که از هم خداحافظی کنیم و مدیر مجموعه حتی زحمت نداد یه صحبت پایانی داشته باشه یا حتی علت رو جویا بشه، البته نه اچ آر و نه کس دیگه اصلا تمایلی نداشتن علت رو جویا بشن و سعی کنن در آینده این خطارو انجام ندن. مدیر عامل بعد از قطع همکاری بلاکمم کرد =)))))) البته خیلی ادعاشون میشه ما خیلی صمیمی هستیم و... پ. ن: من دوست های خوبی تو کرفس دارم و قطعا درباره بچه های کرفس این حرفارو نزدم. از خوبی های شرکتم بخوام بگم خیلی آپدیت هستن و محیط شرکت خیلی خوبه و امکانات خوبی داره.
به نظر من بزرگترین کاستی این شرکت نبود توجه کافی به منابع انسانی است. اگر پروژهها بهاندازهی کافی کارکنان را راضی نکنند، نتیجه مطلوبی به دست نمیآید و در نهایت منجر به از دست دادن نیروها خواهد شد.
در اوایل حضورم در کیان دیجیتال، با توقعاتی آرام و بیدغدغه وارد شدم، اما به مرور اوضاع رنگی متفاوت به خود گرفت. وقتی قرارداد اولیه را امضا میکردی، گیر افتادن در محیطی را حس میکردی که تا زمانی که آنها بخواهند نمیشود ازش خارج شد. در روزهای نخست وعدههایی مانند سهام، پاداش و امثالهم مطرح میشد تا انگیزه را حفظ کنند، اما وقتی متوجه شدم این وعدهها برای همهی نفرات قبلی هم بوده و فقط برای گول زدن افراد طراحی شده، یا وقتی فهمیدم شرکت برای رفتن کارکنان از طریق شکایت و تهدید به توقیف اموال عمل میکند، جو به کلی عوض میشد. از آن پس احساس میکردی به بردهای تبدیل شدهای که اگر بخواهی خروج کنی، باید هر کاری را که میگویند انجام بدهی. نکتهای که باید بدانید این است که شرکت حتی دلیل مشخصی برای تعیین حقوق سال آینده در انتهای سال ارائه نمیدهد، چون قراردادها با بندهای حقوقی پیچیدهای همراه هستند که شما را به خدمت آنها میچسباند. اگر تصمیم دارید به کیان دیجیتال بروید، فقط از خودتان بپرسید چرا قدیمیترین عضو تیم فنی دو سال است که آنجا حضور دارد و بالاتر از او هم دیگران نیستند. بعد از چند ماه هرکس متوجه میشود در چه وضعیتی قرار گرفته است، اما برای فرار باید معمولا یک تا دو سال صبور بمانی تا شاید اجازه خروج بدهند. نکتهای مهم این است که کیان دیجیتال و شرکت پردازش اطلاعات مالی مبنا هر دو متعلق به همان مجموعهاند و قراردادی که گفتم درباره هر دو شرکت هم صدق میکند؛ پس فریب تغییر اسم از کیان دیجیتال به مبنا را نخورید. همچنین مراقب باشید با پیشنهادهای ظاهر دوستانه از سوی تیم منابع انسانی کیان گول نخورید؛ امضای قرارداد به معنای پایان مواجهه با روی خوش و ورود به فضای واقعی و جدیتری است.
در سه ماهی که در بخش مالی کار میکردم، با تجربهای نسبتا چالشبرانگیز روبهرو شدم. ساختار داخلی شرکت ضعیف بود و فضای کار بهطور ناخوشایندی شکل بردگی داشت. ساعات کاری فراتر از حد معمول بود و دلیلش این بود که شرکت وعدهای مثل صبحانه میداد. در کل، توصیه نمیکنم تجربهی کار در اینجا را دنبال کنم.