وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۸٬۰۹۹ تجربه منتشرشده – صفحه ۳۱ از ۴۰۵
مهر البرز دیاکو
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۱۴ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
یه جای خوب واسه یاد گرفتن

اگر دنبال یادگیری و پذیرش چالش‌هایی تازه هستی، این محیط واقعاً بهت کمک می‌کنه. معمولاً چند پروژه هم‌زمان در دست کاره که باعث می‌شه تو زمان کوتاهی پیشرفت چشمگیری داشته باشی. مدیران حرفه‌ای و قابل‌اعتمادند و فضای کلی شرکت هم هم‌زمان حرفه‌ای و دوستانه است.

کارگزاری بیمه نماد غدیر
بیمهتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسسئو/طراح وب (حدس)۱۴ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
اگه دنبال کارین، مواظب باشین

تجربه من از کار در این شرکت به هیچ وجه رضایت‌بخش نبود و حس می‌کردم وظایفم به شکل ناعادلانه و بی‌ثبات تقسیم می‌شود. وقتی صحبت از کارآموزی پیش می‌آید، انتظارم این بود که دوره آموزشی با احترام و چارچوب مشخص پیش برود، اما واقعاً چند ماه طول می‌کشد تا دقیقاً بدانند دنبال چه کارآموزی هستند و گاهی تا پایان دوره هم به شکل غیرفعال یا با جریمه ادامه می‌دهند تا از کارمزدها یا ساعات اضافه بهره ببرند—حتی تا سی روز اضافه هم معمول می‌شود. در قراردادها هم صراحتاً نوشته نشده بود که پس از کارآموزی حتماً استخدام می‌شوم؛ در نتیجه با افرادی برخورد کردم که چند ماه بی‌کار ماندند و در نهایت حالشان با کارآموز جدید عوض شد. اگر خوش‌شانس بودم و استخدام می‌شدم، باز رفتارهای نامطلوب ادامه داشت. حقوق کم بود و محاسبه‌ها به صورت ساعتی انجام می‌شد؛ اگر روزهای تعطیل وجود داشت، از حقوق کسر می‌شد و در برخی ماه‌ها کاهش به چند میلیون می‌رسید. عیدی و مزایا هم تقریباً وجود نداشت و پرداخت‌ها هم گاهی به موقع نبود و از ده روز به بیست و پنج روز تغییر می‌کرد. فضای شرکت پر از تحقیر و رفتار آزاردهنده است؛ برخی مدیران عصبی و زبان‌دراز هستند و یکی از آن‌ها عادت دارد با فریاد و پرتاب اشیاء یا کنایه‌پردازی به کارمندان حمله کند. جلسات یا فضاهی که در سالن کار با همکاران گپ و خنده می‌زنند، آن‌ها را وادار می‌کنند بیشتر کار کنند و بعد عملکردشان را با سوال‌کردن و سرزنش زیر سوال می‌برند. حتی برای رفتن به سرویس بهداشتی هم با نگاه‌های خشک برخورد می‌کنیم. ساعات رسمی کار چیزی حدود نه و نیم تا نه، با پنجشنبه‌ها هم پنج ساعت، اما در واقع معمولاً روزها حدود یازده تا دوازده ساعت کار می‌کردم و پنج‌شنبه‌ها حدود هشت تا ده ساعت به اضافه‌کاری بدون افزایش حقوق واقعی می‌گذشت. رابطه‌ها در اداره تا سطح بالایی فامیلی است و از مدیرعامل تا مدیر تیم همه با هم نسبت‌های خانوادگی دارند؛ این باعث می‌شود پارتی‌بازی و جاسوسی در دفتر فراگیر باشد و منشی هم در خبرها شریک می‌شود. نکته دیگر اینکه با مشتری‌ها هم رفتار حرفه‌ای مناسب وجود ندارد: قبل از قرارداد قول‌های زیای می‌دهند، اما پس از امضای قرارداد کار با استانداردهای وعده داده‌شده سازگار نیست و پول از مشتری گرفته می‌شود یا به بهانه‌های مختلف اعتماد مشتری را خدشه‌دار می‌کنند—شبیه کلاهبرداری به نظر می‌رسد. در مجموع تجربه کار در اینجا برای من از بردگی با حقوق ناچیز تا تحقیرهای مکرر و مدیریت غیرحرفه‌ای و روش‌های نامطمئن در قرارداد و پرداخت را شامل می‌شود. اگر دنبال محیطی منصفانه و آگاهانه برای کار می‌گردید، توصیه می‌کنم از اینجا دوری کنید.

آذر انرژی خاورمیانه
واردات و صادراتتبریز
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر محصول۱۴ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه و استخدام تو یه استارتاپ

با نخستین گفت‌وگو با یکی از بنیان‌گذاران شروع شد و بیشتر سوال‌ها جنبه شخصی داشت. سپس درباره تجربه‌ها و تخصص‌هایم رفتیم و در پایان فرصتی برای پرسش‌های خودم در نظر گرفتند و با صبر و حوصله به همه پاسخ دادند. در جلسه‌ای جداگون برای بحث‌های فنی دوباره با من صحبت کردند و در نهایت ظرف سه هفته پذیرفته شدم. فضای کاری شرکت نوآورانه و عالی است، اما محیط دفتر کمی آرام و خاموش به نظر می‌رسید و هیجان لازم در آن مشاهده نمی‌شد.

پژوهشهای ساختمانی ایران
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسپیک موتوری۱۴ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
پیک‌کشی با قانونِ یه‌طرفه

من چند ماهی به عنوان پیک موتوری در این شرکت کار کردم و تجربه‌ام رو به طور صادقانه می‌نویسم. در ابتدای کار خیلی با نگرانی شروع کردم، اما به مرور فهمیدم که برخلاف برخی اپ‌ها، اینجا امکان نظر دادن سفیرها برای من فعال نبود. وقتی به سطح درآمد مشخصی می‌رسی، با بهانه‌های مختلف جریمه می‌گیری و بدون اینکه خبری بدهند، کسری از درآمد را می‌زنند. اگر کوچک‌ترین اعتراضی بکنی، تهدیدت می‌کنند که حسابت را برای همیشه می‌بندند و حالا دیگر دسترسی‌ای به هیچ جا نداری. به نظر می‌رسد که برایشان سفیر مهم نیست، فقط به فکر سود خودشان هستند و گویی رفتارها را با لحن بسیار قاطع توجیه می‌کنند. افرادی که کامنت مثبت می‌گذارند یا خودشان هستند یا خیلی قابل اعتماد نیستند؛ من هم با چنین رویکردی روبه‌رو شدم. در نتیجه اگر قصد دارید جوانی و انرژی شغلی‌تان در این دوران گرانی از دست برود، این برنامه را گزینه‌ی مناسبی نمی‌بینم. موفق باشید.

داروخانه دکتر عقیقی حاضری
خدمات درمانی، پزشکی و سلامتمشهد
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱۴ مرداد ۱۴۰۵
۴٫۰
تیم گرم و فرصتِ یادگیری

وقتی وارد این مجموعه شدم از همان نگاه اول حس کردم فضای کار با آنچه قبلاً دیدم تفاوت دارد. همکاران باصفا هستند و دائم کمک می‌کنند؛ وجود چنین حمایتی کار را روان‌تر می‌کند و انگیزه را بالا می‌برد. مدیران واقعاً به ایده‌ها و پیشنهادها احترام می‌گذارند و این امر باعث می‌شود احساس کنم حضورم ارزشمند است. برای من اهمیت داشت که تنها انجام وظایفم را بر عهده نگیرم، بلکه در تصمیم‌گیری‌ها هم نقش داشته باشم و اینجا چنین فرصتی فراهم است. به نظر من اینجا صرفاً یک محیط کاری ساده نیست؛ مکانی است که می‌شود یاد گرفت، رشد کرد و با آرامش مسیر حرفه‌ای را پی گرفت و این موضوع برای آینده‌ام نویدبخش است. همچنین به کارآموزها و تازه‌واردها فرصت می‌دهد و تحمل می‌کند تا اشتباه کنن تا در نتیجه یاد بگیرند.

خط طلایی اقیانوس
حمل و نقل، لاجستیک و انبارداریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۱٫۰
مدیریت نالایق

رفتار مدیریت با کارمند ها خیلی نامحترمانه و تحقیرکنندست اگر سلامت روح و روانتون مهمه براتون اینجا نیاین اصلا

اهمیت به دیزاین
محیط غیر حرفه ای
مدیریت ضعیف
آراسب پیشتاز
معماری و عمران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
مدیریت غیر حرفه ای و ضعیف

تجربه من این بود که کار کردن در این مجموعه از نظر حرفه‌ای و حتی روانی می‌تواند بسیار مشکل ساز باشد نه صرفاً به دلیل حجم کار، بلکه به دلیل ضعف در مدیریت، برنامه‌ریزی، پاسخ‌گویی و فرهنگ سازمانی. یکی از مشکلاتی که برای من بسیار پررنگ بود، این بود که تخصص و عملکرد واقعی نیروها لزوماً مبنای تصمیم‌گیری قرار نمی‌گرفت و در مقابل، برخی مسئولیت‌ها به افرادی سپرده می‌شد که از نظر سابقه و تخصص، تناسب مشخصی با آن جایگاه نداشتند. همچنین برخی افراد به دلیل نسبت فامیلی با مدیرعامل، بدون داشتن تخصص و تجربه کافی در هیئت‌مدیره عضویت داشتند. نتیجه این رویکرد این بود که گاهی ضعف‌های عملکردی افراد یا مشکلات مدیریتی، به جای اینکه در جای درست خود بررسی شوند، به کارکنان منتقل می‌شد. حتی زمانی که تلاش می‌کردی بر اساس مستندات و منطق درباره عملکردت توضیح بدهی، احساس می‌کردی صدایت شنیده نمی‌شود و در برخی موارد با برخوردهای تند، داد زدن یا الفاظ نامناسب مواجه می‌شدی. موضوع سفته این شرایط را برای من جدی‌تر می‌کرد. سفته‌های ضمانت تا حدود ۸ ماه پس از پایان همکاری نزد شرکت باقی می‌ماند. وقتی با منابع انسانی تماس میگرفتی و میگفتی چرا سفته هایم را پس نمی‌دید میگفتن چون شما ترک کار کردید ۸ ماه سفته هاتون اینجا میمونه درصورتی که نحوه قطع همکاری با قطع کردن سیستم کاری ات توسط شرکت انجام شده بود یک روز به شرکت آمدی و متوجه شدی سیستم کاری‌ات دیگر قابل استفاده نیست. وقتی علت را جویا می‌شدی، گفته می‌شد «قرارداد فعال ندارید»، و اتمام همکاری با ترک کار کردن شما صورت نمیگرفت من این فشار روانی را در تمام آن ۸ ماه تجربه کردم و میترسیدم یک روایت دیگه ای که هیچ نقشی در آن نداشتم مثل ترک کار کردن به پای من نوشته شه. و اصلا این فشار روانی و ترس و وحشتی که داشتید برای مجموعه حائز اهمیت نبود و در پیگیری ها بسیار حق به حانب برخورد میکردند . از طرف دیگر، حجم کاری بالا و فوریت مداوم انجام وظایف، فشار زیادی ایجاد می‌کرد. در بسیاری از موارد اضافه‌کاری نیز پرداخت نمی‌شد، در نتیجه، حجم بالای کار یک طرف بود، استرس رساندن کارها در زمان کوتاه یک طرف و دریافت نکردن اضافه‌کاری نیز مسئله دیگری بود. حتی در مواردی، به دلیل مشکلات مالی شرکت، برای تأمین آب دستگاه آب سردکن نیز کارکنان مجبور می‌شدند خودشان به‌صورت جمعی هزینه کنند و آب تهیه کنند. برای من، مشکل فقط «زیاد بودن کار» نبود مسئله این بود که تصمیم‌گیری‌ها گاهی بر مبنای حرف‌ها و روایت‌هایی دروغین افرادی انجام میشد که از نظر من مستند و قابل اتکا نبودند و در مواردی، روایت افراد کم‌تجربه و غیرمتخصص و بسیار آماتور بر توضیحات منطقی و مستند نیروهای متخصص ترجیح داده می‌شد. در چنین شرایطی، دفاع از خودت نیز می‌توانست برایت هزینه داشته باشد تا جایی که در تجربه من، بعد از مطرح کردن دفاع یا اعتراض، حتی دسترسی به سیستم کاری‌ام قطع شد و این رفتار از نظر من غیر حرفه ای بود. ترکیب ضعف مدیریتی، نادیده گرفتن تخصص، برخوردهای غیرحرفه‌ای، انتقال مسئولیت مشکلات مدیریتی به کارکنان، ضعف در مدیریت IT و نگهداری طولانی‌مدت سفته، تجربه‌ای نیست که بتوانم به‌سادگی از کنار آن بگذرم. اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، پیشنهاد می‌کنم قبل از امضای هر چیزی و تحویل هرگونه ضمانت، حتماً درباره فرهنگ سازمانی، شیوه مدیریت، نحوه ارزیابی عملکرد و نحوه دریافت و بازگرداندن سفته‌ها خوب مرز گذاری کنید. تا تجربه من را تجربه نکنید.

اسنپ فود
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناستیم کی اکانت۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۷
مدیریت میکرومنیج و بدون دانش

من حدود دو سال توی این تیم کار کردم. توی این مدت واقعاً جون کندم و صادقانه بگم احساس می‌کردم از مدیر مستقیمم خیلی بیشتر از کار سر درمیارم، ولی هر بار که درخواست ارتقای رتبه یا افزایش حقوق می‌دادیم، با یه بهونه جدید ردش می‌کردن. انگار قرار بود حقوق ما رو از جیب خودشون بدن. محیط کار به‌شدت میکرومنیج بود و مدیرای بالادستی هیچ درک درستی از حجم کار و تسک‌هایی که روی دوش تیم بود نداشتن. خانم «ی.ش» که از کال‌سنتر ایرانسل اومده بودن، عملاً کل فضای اسنپ‌فود رو تبدیل کرده بودن به کال‌سنتر. به نظر من اصلاً شناختی از جنس کار تیم‌ها و نیازهای هر موقعیت شغلی نداشتن و همون مدل مدیریت کال‌سنتر رو می‌خواستن همه جا اجرا کنن. از اون طرف، خانم «ی.ر» با یکی از نیروهای خانم تیم رابطه عاطفی داشتن و متأسفانه جو تیم هم از این موضوع تأثیر می‌گرفت. یعنی واقعاً حس می‌کردیم کیفیت روز کاری ما بستگی داره به اینکه این دو نفر با هم خوب باشن یا نه. اگر رابطه‌شون خوب بود، شرایط برای بقیه هم بهتر بود و اگر بینشون مشکلی پیش می‌اومد، کل تیم باید تاوانش رو می‌داد. به نظرم این اصلاً رفتار حرفه‌ای نبود. یه نیروی دیگه هم آورده بودن که از نظر توانایی واقعاً عملکرد قابل قبولی نداشت، ولی چون با رابطه و پارتی اومده بود، حقوقش از خیلی از آدم‌های باسابقه و زحمتکش تیم بیشتر بود. این حجم از بی‌عدالتی واقعاً اعصاب همه رو خرد کرده بود. در کل، برخورد بعضی از مدیرها با نیروها اصلاً محترمانه نبود. خیلی وقت‌ها با لحن تحقیرآمیز حرف می‌زدن و جوری رفتار می‌کردن که انگار نه همکارشون، بلکه برده‌شون هستی و باید بدون هیچ حرفی فقط دستور اجرا کنی. اگر بخوام تجربه‌م رو توی یه جمله خلاصه کنم، می‌گم کار کردن توی تیم Key Account اسنپ‌فود از نظر روحی یکی از بدترین تجربه‌های کاری من بود. اگر برای اعصاب، آرامش و سلامت روانت ارزش قائلی، قبل از اینکه وارد این تیم بشی، حتماً خوب تحقیق کن و فقط به اسم برند اعتماد نکن.

رسا نگاره راوک
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند دارالترجمه۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
دفتر ترجمه‌ای با مدیریتِ کوته‌فکر

هرگاه به روزهای کاری‌ام در این شرکت فکر می‌کنم، بیش از هر چیز تضاد بین کار ترجمه‌ام و ذهنیت مدیریت آنجا به خاطرم می‌آید. مدیری که مجموعه را می‌چرخاند هیچ نگاه استراتژیک یا انسانی‌ای از خود نشان نمی‌داد؛ هدفش صرفاً گذران روزگار بود، نه نگهداشت نیرو یا رشد کسب‌وکار. کار در آن محیط مثل گذاشتن یک سازه‌ی مستحکم روی زمینِ باتلاقی بود؛ با پروژه‌های حساس و زمان‌بندی‌های فشرده سروکار داشتیم، اما مدیر و تیمِ بالادست بیش از هر چیز درگیر بحث‌های سطحی و صرفه‌جویی‌های ساده بودند—مثلاً کم‌کردن چای یا حساب کردن هزینه‌ی یک بطری آب یا یک بسته‌دستمال. در حالی که ما می‌خواستیم کارِ درست را تحویل بدهیم، آنها فقط درباره‌ی امور کم‌اهمیت و روزمره بحث می‌کردند. بدترین بخش، عدالتِ سیستماتیک بود: پرداخت‌ها پایین و همیشه با تاخیر یا بهانه انجام می‌شدند. شنیدن تمجیدهای مدیر در حالی که خودش فِرِنگ سفارش می‌داد، به واقع زخم را نمک می‌زد. بیمه‌ها هم به درستی و به‌طور اصولی اجرا نمی‌شدند و این نشان می‌داد که حقوق قانونی پرسنل برایشان ارزشی ندارد. فضای فرهنگِ آزاردهنده و فشار روانی تبدیل به ابزارِ مدیریتی شده بود؛ رفتارهای تحقیرآمیز و تحمیل فشار بی‌دلیل، شیوه‌ی رایج اداره کردن بود. در حالی که سودِ کارهای ما به جیب صاحب‌کار می‌رفت، محیط کار به جای آنکه محلی برای رشد باشد، به زندانِ فکری تبدیل شده بود. این دوره برایم درسِ بزرگی داشت: فهمیدم تفاوتِ «صاحب‌کار» با «مدیر» چیست. حالا که از آن فضای ناسالم فاصله گرفته‌ام، خوشحال‌ام، اما واقعاً برای همکارانی که هنوز آنجا مانده‌اند، ناراحتم.

مهد کودک نارنج
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس برنامه‌ریزی فروش۱۳ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه خوب، حقوق نشد

برای مصاحبه‌ی نخست، فرم مشخصاتی پر کردم و یک صفحه سوال هوش و ریاضی هم در اختیارم گذاشتن که باید در بیست و پنج دقیقه پاسخ می‌دادم. برخورد با افراد مصاحبه‌کننده خیلی خوب بود و پاسخ‌ها به سوال‌های مربوط به شغل با صبر و صداقت ارائه شد. فضای شرکت آرام و مرتب به نظر می‌رسید و پر از نیروهای جوان بود. تنها نکته این بود که در مورد حقوق به توافق نرسیدیم.

کیش دکور
املاک و مستغلاتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکمک انباردار۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
از دست رفتن یه آدم خوب

شرکت کیش دکور برای من تجربه‌ای بود که با وجود برخی ناهمگونی‌ها، نکات مثبتی هم داشت. وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولان انبار را از دست داده‌اند، واقعاً حس بی‌نظیری داشتم. با وجود اینکه در جاهای مختلف تجربه کار داشتم، این فرد همیشه با لبخند greet می‌کرد و هیچ‌وقت انرژی من را منفی نمی‌کرد. همکاری کنار او برایم لذت‌بخش بود و ازش چیزهای زیادی آموختم. متأسفم از اینکه مدیران بخش انبار به کارایی و لیاقت توجه کافی نمی‌کنند؛ به نظر می‌رسد شرکت به دست آدم‌هایی نامناسب افتاده و این وضعیت باعث فرسودگی شده است. تنها دل‌تنگی‌ام از دست دادن آن مسئول است و امیدوارم هر کجا که باشد موفق باشد.

کلینیک دندان پزشکی لبخند رویایی
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس ارشد بودجه و برنامه‌ریزی۱۳ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ای که کلی گیج‌کننده بود

دعوت کردن برای مصاحبه واسه پوزیشنِ کارشناس ارشد بودجه و برنامه‌ریزی. ته‌‌همون گفتن دو تا پوزیشن دارن، یکی کارشناس یکی ارشد، من هم از اول گفتم کارشناس رو قبول ندارم و اگر برا ارشد هست دوباره وقت بذارید. برا جلسه دوم تماس گرفتن و رفتم؛ همکارها همون‌جا گیج بودن و معلوم نبود مسئول مصاحبه کیه. خودِ مصاحبه‌کننده هیچ خودشونو معرفی نکردن که از کدوم واحدن (اداریه یا مالیه) و رگباری سوالای بی‌ربط پرسیدن. از مدل سوالا که معلوم شد انگار دنبال بیزینس کنترلر هستن نه برنامه‌ریزی و بودجه، یعنی اصلاً مشخص نبود چی دارن مصاحبه می‌گیرن. طرز برخورد و ادای سوال پرسیدن کاملاً غیرحرفه‌ای بود و اصلاً راضی‌م نکرد. راستی، سه سال پیش هم برای یه مصاحبه رفته بودم و روز مصاحبه فهمیدم آشناهای یکی از مدیرها تایید شده بودن و از من مصاحبه فقط یه جور نمایش گرفتن، حسابداری جلوه دادنشون به جای حسابرسی؛ انگار واحدها و پوزیشن‌ها رو درست تفکیک نکرده بودن.

شرکت بازرگانی اتانول ایران
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسهمکار دورکار۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
راضی از دورکاری

دو سال است که به صورت دورکاری با این مجموعه همکاری می‌کنم و از حضور در این تیم رضایت کامل دارم. مدیران تیم با برخوردی دوستانه و حمایتی همواره راهنمایی‌های لازم را ارائه می‌دهند تا کار به شکل روان و بدون دردسر پیش برود. از این بابت از آن‌ها سپاسگزارم.

لامپ نور
تولید و صنایع
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده اندروید۱۳ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
خلاصه‌ مصاحبه اندروید

برای مصاحبه با شرکت لامپ نور تصمیم گرفتم رزومه‌ام را از طریق سایت ارسال کنم. بعد از دو روز یک تک‌تسک ایمیلی دریافت کردم که شامل یک PDF بود؛ در آن پروژه و معیارهای ارزیابی مثل تمیزی و خوانایی کد، الگوهای طراحی، معماری، استفاده درست از گیت، رابط و تجربه کاربری مشخص شده بود و برای تکمیل آنها حداکثر هفت روز وقت داده بودند. من ظرف پنج روز کار را تحویل دادم و پس از آن با من تماس گرفتند و برای مصاحبه تنظیم شد. در جلسه اول دو نفر مصاحبه‌کننده حضور داشتند؛ یکی سطح حرفه‌ای بالا داشت و دیگری تجربه‌ی کمتری داشت، اما هر دو برخورد عالی داشتند. سوالات متنوعی پرسیدند: الگوریتم و ساختار داده، سوال‌های رایج اندروید مانند تفاوت RecyclerView و ListView که به جزئیات می‌رفتند، مباحث مربوط به پرفورمنس و Memory Leak، و چند تا سوال طراحی UI که با ماژیک فرم‌هایی کشیدند و از من خواستند توضیح بدهم چطور طراحی می‌کنم. سوال‌های الگوریتمی هم بود ولی بیشتر تمرکز روی نحوهٔ تفکر من بود؛ از جمله اینکه چطور HashMap کار می‌کند و پیاده‌سازی‌اش را توضیح بدهم. تقریباً یک هفته بعد برای مصاحبه دوم دعوت شدم که در آن باید کد بزنم. چهار تسکی که داشتم شامل یافتن و رفع Memory Leak، پیاده‌سازی کش به سبک Offline-First، طراحی رابط کاربری و رفع یک باگ بود. به‌طور کلی معمولی بودند از نظر فنی، اما برخی سوال‌ها عمیق‌تر و مفهومی بود و هدف اصلی تحلیل مسئله بود. قرار بود یک هفته بعد نتیجه را اعلام کنند، اما از آنجایی که با شرکت دیگری هم توافق اولیه داشتم، از آنها درخواست کردم زودتر نتیجه بدهند. فردای همان مصاحبه دوم تماس گرفتند و جلسه‌ای برای ارائه آفر تنظیم شد.

استارتاپ مکس بکس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
کار تو یه شرکت واقعاً سمی

من تجربه‌ام را درباره استارتاپ مکس بکس این‌طور توضیح می‌دم که هیچ‌وقت از گفتن حقیقت نمی‌ترسم؛ هرچند ممکنه به دردسر بیفته، اما باید واقعیت رو بگم. یا شرکت خودش رو درست می‌کنه یا من جلوی دیگران رو می‌گیرم تا بیایند اینجا و تجربه‌ی تلخ بکِشن—هر دو حالت به نفع همشکن می‌شود. این جا به‌هیچ‌وجه جای خوبی نبود؛ فریب هیچ چیزی را نخورید، چون خیلی‌ها دروغگو و بی‌فرهنگ‌اند. به‌زبان ساده، کسب‌وکار خانوادگی‌ای هستند که از کارمندها برای رسیدن به اهدافشان استفاده می‌کنند. اگر زیاد کار کنید، حقوق کم می‌گیرید و مثلِ تابعِ دست‌ورنمایان، به‌عنوان «نیروی ایده‌آل» محسوب می‌شوید. وقتی قصد رفتن دارید، از شما تعهد می‌گیرند که در شبکه‌های اجتماعی چیزی نگویید. آدم‌های اطرافتان معمولاً یکی دو هفته یا یک ماه آمده‌اند و بعد رفته‌اند؛ حتی تاریخ ترک خودتان هم مشخص نیست و می‌گویند کارت تا دو هفته دیگر تمام است. اینجا سنوات و اضافه‌کاری معنایی ندارد. به شما می‌گویند باید نه ساعت در روز بمانید؛ اگر کمتر بمانید برخورد می‌کنند و اگر بخواهید بعد از نه ساعت خانه بروید، معمولاً اجازه نمی‌دهند. برای اضافه‌کاری هم پولی داده نمی‌شود. اگر با دستورات وقیحانه مخالفت کنید و بخواهید حق‌تان را بگیرید، خیلی سریع می‌گویند خداحافظ. متأسفانه شرکت به‌شکل عجیبی دنبال جذب نیروهای دختر است؛ از نگاه مدیران بی‌فرهنگ، دخترها نیروهای ارزان و فرمانبردار به حساب می‌آیند. برای روز زن به‌عنوان هدیه، فقط یک گل و یک سکه می‌دهند و برای روز مرد حتی تبریک هم نگفتند. پروسه‌های فنی و فلوها خیلی ضعیف‌اند، بچگانه و بیمارگونه هستند. مثلاً سرویس پرواز داخلی پس از تست به‌عنوان آماده به‌پردازش منتقل شد و هیچ‌کس توجه نکرد که کاربران از آن استفاده می‌کنند. سه روز گذشت تا متوجه شدند سرویس سه روزه به حال خودش رها شده و کاربران ازش استفاده می‌کنند. مدیر فنی شرکت واقعاً بداخلاق، دروغگو، مغرور و پرادعاست و خیلی از مشکلات از او ناشی می‌شود. یک بار دیتابیس شرکت به‌شکل عجیبی پاک شد؛ حدود دو ساعت شرکت عملاً غیرفعال شد. مسئول بازیابی داده‌ها به دست فرد تازه‌واردی سپرده شد که تجربه‌ای نداشت و خوشبختانه یکی از دیتابیس‌ها دو ساعت قبل بکاپ داشت. در مورد صحبت‌های تیم دواپس دربارهٔ شعبده‌بازی‌های مدیر فنی بهتر است از نزدیکانشان بپرسید. اوایل هر فصل قول پاداش می‌دادند؛ یک فصل سختی می‌کشیدی و بعد می‌گفتند چه کسی گفته حق پاداش داری؟ فصل بعد دوباره همان حرف تکرار می‌شد. حتی وقتی به هدف می‌رسی و خبری از توجیه نیست، می‌گویند تا یک ماه دیگر پرداخت می‌کنیم؛ بعد از یک ماه دوباره می‌گویند یک ماه دیگر. این تا حدی ادامه پیدا می‌کند که یا فراموش می‌کنی یا خسته می‌شوی. پاداش پاییز سال ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۲ هنوز پرداخت نشده بود.

آزمایشگاه مشرق زمین
استاندارد و کنترل‌کیفیت
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
دو سال تو جایی که آدمو نگه می‌دارن با سفته

اگه می‌خوای واقعاً بفهمی چطور آدم می‌تونه کلی خیال باطل درباره خودش داشته باشه، یه سر به این شرکت بزن تا بفهمی حسابی اشتباه می‌کردی. اگه پروفایل‌های شبکه‌های اجتماعی کارمندای سابق رو نگاه کنی، تقریباً هیچ‌کس نیست که با دل خوش از اونجا رفته باشه. دو نفر اونجا ثابت موندن، بقیه هر چی زودتر رفتن و همشون ناراضی بودن. من دو سال اونجا موندم و با کلی تقلا تونستم بیام بیرون — یکی از همون «غیرممکن»هایی که اول گفتم. دلیلش هم سفته‌هایی بود که اول کار از آدم می‌گرفتن تا نتونی راحت بری. آخرش من هم قیدشون رو زدم و گفتم هر چی، سفته‌ام آزاد :)) یه چند تا مثال بزنم شاید واضح‌تر شه: اون موقع‌ها که دانشگاه مثلاً می‌خواست از یه برنامه‌نویس درجه‌یک بگه، اسم منو می‌آوردن و من پر از این تصورات بودم. دو سال پیش با حقوق ۴ میلیون قبول شدم و خوشحال بودم. گفتن حقوق هر ماه پانزدهم واریز می‌شه؛ یه بار بیستم واریز شد ولی به من ندادن و گفتن هنوز یک ماهت کامل نشده، منطقی به نظر اومد صبر کردم. بعد از پنجاه روز کار با اضافه‌کاری زیاد — چون اصلاً عادت نداشتم ساعت پنج برم خونه — دیدم فقط ۳۷۰۰ گرفتم. اون مبلغ عملاً شامل عیدی، پاداش، نیم‌روز مرخصی و یه عالمه «آپشن» بود، یعنی اون ۴ تومن به اون شکل نبود. بعد هم از حقوق، یه مبلغ بابت مالیات و بیمه کم شده بود که عملاً پرداخت نمی‌شد. اول کار که میری می‌گی اشتباه شده، بعدش می‌بینی مدیرعامل خیلی بلده آدمو پیچوند و گیج کنه و دیر به دیر قضایا روشن می‌شه. جو اداره هم واقعاً عصبانی‌کننده بود: دوربین کنترل بود، حتی مانیتور هاتم کنترل می‌شد. اولش نمی‌خواستم باور کنم ولی وقتی بهت تیکه می‌ندازن که «تو اون سایت میری، تو سایت شرکت هم میری!» یا جلوی رفت‌و‌آمد و استراحتت رو می‌گیرن، تازه می‌فهمی چقدر فشار روانی زیاده. همین باعث می‌شه از کارت زده بشی و فقط منتظر ساعت پنج بمونی، ولی دوبار و سه‌بار که این رفتارها تکرار شه، فوراً بازخواست می‌شی. خسته، ناامید و گاهی عصبی می‌شی و دلت می‌خواد بری که تازه بازی سفته و گرفتن دستمزد عقب‌افتاده شروع می‌شه. حقوق‌ها با بیش از بیست روز تاخیر میاد و عملاً دو ماه آخر رو هم نمی‌گیری. من در سال دوم قرار بود شیش تومن بگیرم که با کسورات می‌شد حدود پنج و نیم تا پنج هشتصد. دو ماه سنوات هم طلب داشتم که جمعاً می‌شد حدود بیست‌وچهار تومن؛ آخرش قیدشون رو زدم و رفتم. سفته‌هام هنوز پیششونه. موقع گرفتن حقوق یه برگه میذارن جلوته می‌گن امضا کن که «تسویه» شدی، یعنی عیدی و سنواتت هم حساب شده و عملاً دستت به جایی بند نیست. شکایت کردن هم عملاً کار سختیه. دیگه خسته‌ام از این قضایا. بقیه‌اش رو از کارمندای قبلی تو پروفایل‌ها بپرسید. موفق باشید.

بهاران صنعت ایرانیان ویرا
تولید و صنایع
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس فیزیک۱۳ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
چطور مصاحبه کارشناس فیزیکو گذروندم

برای مصاحبه‌ی شغلی فیزیک با شرکت بهاران صنعت ایرانیان ورا، با وجود اینکه فضای استخدامی رسمی بود، من از تجربه‌ام چیزهای آموزنده‌ای گرفتم. برخورد کارشناس منابع انسانی خوش‌برخورد و سوالات گسترده بودند: در ابتدای کار بیشتر به روحیه، کار تیمی، برنامه‌ریزی کارها و ارزش‌های سازمانی پرداختند. حدوداً یک ماه بعد مرحله‌ی تخصصی‌تر آغاز شد که کاملاً فنی بود و به فرایندهای تولید، تست‌های محصول و کار کارشناسی مرتبط می‌شد. افراد مصاحبه‌کننده حرفه‌ای و محترم بودند و جلسات به صورت جداگانه در مکان‌های متفاوتی برگزار شد؛ محیط هر منطقه رسمی و پرسنل نماینده، جدی و همه‌جا دست‌به‌کار دیده می‌شدند. از تجربه‌ام takeaway این بود که با اعتمادبه‌نفس وارد شویم و اگر دوباره سوالی مطرح شد، همان پاسخ قبلی را داده و توضیحات بیشتری ارائه کنیم، همچنین برای شانش عنوان شغلی که درخواست دادیم کاملاً آماده باشیم تا به همه‌ی پرسش‌ها پاسخ بدهیم. نکته‌ی دیگری که برایشان مهم بود، رفتار و شخصیت است؛ از پوشش و راه رفتار تا شیوه صحبت‌کردن را هم ارزیابی می‌کنند.

رادابزار
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
محلِ خوب برای وقت‌گذرونی، ولی...

به نظر من وقتی وارد شرکت می‌شوی، ظاهرش مرتب به نظر می‌رسد اما در واقع بیشتر شبیه مکانی برای وقت‌کشی است. اگر دنبال حقوق ثابت، پیشرفت علمی یا توسعه مهارت نباشی و بتوانی با افرادی با سطح ادعا و دانش پایین کنار بیایی، شاید بتوانی از محیط کمی رضایت خام داشته باشی. با این حال، حقوق معمولاً با تاخیر پرداخت می‌شود و معمولاً حدود چهل تا پنجاه روز تأخیر دارد و نمی‌توان انتظار یادگیری زیادی داشت. از طرفی دستمزد نسبت به برخی جاهای دیگر خوب است و در پایان سال اگر ارتباط‌سازی و چاپلوسی کرده باشی، پاداشی هم می‌دهند. واحد منابع انسانی فعال نیست و تعداد مدیران بالا است؛ به ازای هر کارمند تقریبا یک مدیر وجود دارد که اکثرشان از نظر علمی مناسب نیستند، هرچند بینشان چند نفر باسواد هم پیدا می‌شود.

صنایع ارتباطی آوا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناستوسعه نرم افزار۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
فرایند خروج نامناسب

تا جایی که من دیده‌ام، بیشتر افرادی که قصد خروج از این مجموعه را داشته‌اند، با ناراحتی و پس از تحمل رفتارهای نامناسب از آنجا رفته‌اند. در بسیاری از موارد نیز سنوات کارکنان پرداخت نمی‌شود و هنگام تسویه، برخورد مناسبی با آن‌ها صورت نمی‌گیرد. در زمان عقد قرارداد از شما سفته دریافت می‌کنند و به دلیل شرایط خاص مجموعه، در صورت بروز اختلاف نمی‌توانید مانند یک شرکت معمولی از طریق اداره کار پیگیری کنید و باید شکایت خود را از مسیر هیئت مربوط به همان مجموعه انجام دهید. همین موضوع باعث شده است که برخی مدیران احساس کنند می‌توانند بدون پاسخ‌گویی، هر رفتاری با کارکنان داشته باشند. در ابتدای همکاری معمولاً برخوردها بسیار خوب و دوستانه است، اما زمانی که از شرایط خسته می‌شوید و تصمیم به رفتن می‌گیرید، رفتار واقعی و روی دیگر مجموعه را مشاهده خواهید کرد.

فناوری های پیشرفته تبادل امن (فپتا)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تست نفوذ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۸
فناوری‌های کلاه‌برداری پیشرفته

در طول همکاری‌ام با این مجموعه، با شیوه‌ای از مدیریت مواجه شدم که آن را فاقد شفافیت، مسئولیت‌پذیری و احترام به حقوق کارکنان می‌دانم. پس از جنگ، بسیاری از شرکت‌ها اگرچه به دلیل مشکلات مالی ناچار به تعدیل نیرو شدند، اما دست‌کم وضعیت خود را صریح و روشن اعلام کردند و حقوق، مزایا، عیدی و سنوات کارکنان را تسویه نمودند. در این شرکت اما مسیر دیگری انتخاب شد: به کارکنان گفته شد دو ماه صبر کنند تا قراردادهای جدید با افزایش حقوق ارائه شود. این وعده در عمل محقق نشد، اما باعث شد پروژه‌ها تا مرحله‌ی تحویل پیش بروند و کار شرکت متوقف نشود. پس از تحویل کارها، پیام عملی مدیریت روشن بود: شرایط همان است که هست؛ اگر نمی‌پذیرید، می‌توانید همکاری را قطع کنید. ما حدود چهار ماه پس از آغاز سال جدید، همچنان حقوق سال قبل را دریافت می‌کردیم؛ بدون قرارداد جدید و بدون تعیین تکلیف روشن درباره‌ی شرایط همکاری. در ماه‌های پایانی نیز وضعیت بیمه برای ما شفاف نبود. دریافت فیش حقوقی و جزئیات پرداخت‌ها هم به‌سادگی ممکن نبود و پیگیری‌ها معمولاً با تأخیر یا پاسخ‌های مبهم مواجه می‌شد. نتیجه‌ی چنین روندی این است که کارکنان برای مستندسازی سابقه‌ی کاری و پیگیری حقوق قانونی خود با مشکل روبه‌رو می‌شوند. در محیط شرکت، کدهای اموال روی میزها، صندلی‌ها و تجهیزات، نام «صاافتا» و «صاایران» را نشان می‌داد. با وجود این نشانه‌ها، درباره‌ی ساختار سازمانی، وابستگی‌ها و وضعیت حقوقی مجموعه توضیح روشن و شفافی به کارکنان داده نمی‌شد. فرهنگ حاکم بر محیط کار نیز به‌شدت کنترل‌گر بود. دوربین‌ها صرفاً نقش حفاظتی نداشتند؛ فضای عمومی کار به شکلی بود که کارکنان دائماً احساس می‌کردند رفتار، گفت‌وگو و حتی جزئی‌ترین حرکاتشان زیر نظر است. چنین فضایی، اعتماد، ابتکار عمل و امنیت روانی را از محیط کار می‌گیرد. در آزمایشگاه، دو نفر نقش پررنگی در شکل‌دادن به این فضا داشتند. آقای ایزدی، مدیر امنیت، رویکردی کاملاً تجاری و سودمحور داشت و تصمیم‌ها و برخوردهای او عمدتاً از دریچه‌ی هزینه، درآمد و منفعت شرکت دیده می‌شد؛ حتی در مواردی که موضوع مستقیماً به شرایط انسانی و حرفه‌ای کارکنان مربوط بود. در سوی دیگر، آقای خسروانی به‌عنوان سرپرست، سبک مدیریتی بسیار سخت‌گیرانه و کنترل‌محوری داشت. برخوردهای او اغلب حالت نظارت دائمی، ایرادگیری‌های فرسایشی و اعمال اقتدار در جزئی‌ترین مسائل را پیدا می‌کرد. حاصل این دو رویکرد، محیطی بود که بیشتر یادآور ساختارهای انضباطی مدرسه است تا یک مجموعه‌ی حرفه‌ای و تخصصی. از منظر فنی نیز، محدودیت‌ها جدی بود. اینترنت شبکه به‌طور کامل قطع شده بود و این مسئله، فارغ از توجیهات امنیتی، دسترسی نیروهای فنی به منابع آموزشی، مستندات، ابزارها و مسیرهای یادگیری روز را محدود می‌کرد. هم‌زمان، تمایل محسوسی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت، بهبود تجهیزات یا ارتقای فضای کار دیده نمی‌شد. جمع‌بندی من این است که این مجموعه شاید برای فردی که در ابتدای مسیر شغلی خود قرار دارد، یک تجربه‌ی هشداردهنده باشد؛ تجربه‌ای که کمک می‌کند خیلی زود نشانه‌های نبود شفافیت، مدیریت کنترل‌گر، وعده‌های غیرعملیاتی و فرهنگ سازمانی فرساینده را تشخیص دهد. اما برای کسی که به دنبال رشد حرفه‌ای، ثبات شغلی، احترام متقابل و یک محیط کاری سالم است، انتخاب مناسبی به نظر نمی‌رسد.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.