روابط در شرکت برای من با حس صمیمیت میان تیمی شروع شد و فضای کار واقعا دوستانه بود؛ بیشتر به انجام کار و نتیجهمحوری توجه میکردن و حاشیهها کمتر دیده میشد. اگر مهارت لازم رو داشتی، واقعاً موقعیت مناسبی برای رشد و ترقی وجود داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دو سال اونجا کار کردم. حقوقا کاملاً سلیقهایه؛ هر کس مورد پسندِ مدیرعامل باشه براش افزایش میزنن. مدیران میانی عملاً بیتجربهان و انتخابشون بیشتر با رابطهست تا شایستگی. حقوق هم کمِ کم و معمولاً سر وقت پرداخت نمیشه — اغلب یک ماه عقب میمونیم. خبری از رشد یا آموزش نیست، فقط فشار دارن که سریع کار کنن و عدد تولید بالا بره. وقتی هم در مورد حقوق اعتراض کردم، با یک جمله جمعم کردن: «خدانگهدارت».
شرکت املاک ۲۶ را از نزدیک تجربه کردم و احساساتی که داشتم را برایتان بازگو میکنم. شعارشان درباره شاکر بودن بابت نفس کشیدن در این فضا واقعاً در دل کار میکند اما به حقیقت خیلی نزدیک نیست. مبلغی معادل یک سال حقوق را بهخاطر اینکه میگویم در مجموعهای بینالمللی کار میکنم، از من درخواست میکنند و انگار قراردادشان چنین است. روزانه بیش از ده ساعت و نیم کار میکنم و این خیلی زیاد است. نیروهای جدید آنقدر نیستند که کار تیمی را تقسیم کنند و اغلب کارکنان بهجای استخدام افراد تازه، از میان بستگان و آشنایان خودشان نیرو میآورند؛ فقط کافی است اسامی اعضای هیئتمدیره را ببینی و پروفایلهایشان را مرور کنی تا به حرفم پی ببری. من از دو دانشگاه دولتی معتبر فارغالتحصیل شدهام و در اینجا به فارغالتحصیلان دانشگاههای خصوصی با منطقهای متفاوتی برخورد میکنند. برای درک بهتر اینکه چرا نظرات مثبت آنها ساختگی به نظر میرسد، به لیست کامنتها نگاه کن؛ تقریباً همهشان مربوط به یکی دو ماه اخیر هستند. تازه در بخش مزایا نوشته شده «دسترسی خوب»؛ اما محلهای که مجموعه در آن واقع شده واقعاً دسترسی مناسبی ندارد. برخی نظرات جعلی است و اگر دقت کنی، تفاوتها آشکار میشود.
شرکت اسکیل آپ برای من تجربهای سریع و سطحی بود. به محض ورود، مصاحبه کوتاه و بیجزئیاتی داشتیم و هیچ توضیحی درباره شرکت یا پروژه به من داده نشد. وقتی وارد پروژه شدم، تازه با مجموعهای از فناوریها آشنا شدم و انتظار داشتم راهنمایی کافی دریافت کنم، اما حمایتی وجود نداشت و چند توصیه هم بهنظر اشتباه میآمدند؛ به مرور توضیحاتی که میگرفتم، روشن نبود که اینها اشتباهاند یا بهخاطر کماطلاعی بودهاند. تصمیم گرفتم از شرکت بیرون بروم، چون محیط برایم دیگر قابلتحمل نبود. بدترین بخش وقتی بود که قرار بود جدا شویم و مدیر حتی یک جمله خداحافظی هم نگفت و دلیل ترک من را نپرسید یا برای جلوگیری از تکرار اشتباهات کمکی نکرد. بعد از قطع همکاری هم مدیرعامل من را بلاک کرد. البته برخی ادعا میکنند که همه دوستانه رفتار میکنند، ولی واقعیت چیز دیگری است. با این حال دوستهای خوبی در میان همکارانم داشتم و اگر بخواهم از نکات مثبت بگویم، این است که شرکت نسبتاً بهروز کار میکند و محیط و امکانات نسبتاً مناسبی داشت.
همونطوری که هر شرکتی نکات مثبت و همینطور منفی داره، این شرکت هم از این قائده مستثنا نیست نکات مثبت شرکت • شرکت دانش بنیانه و سابقه فعالیت قابل قبولی داره • محیط شرکت بیشتر شبیه استارتاپه • همکاران در کل ادم های خوبی هستن • فشار کاری و استرس مستقیم زیادی وارد نمیشه • در زمینه ی مرخصی و زمان بندی انعطاف پذیرن • سخت گیری افراطی در انجام کار وجود نداره • با وجود توقعات بالا معمولا ادم های اسون گیرین و فضای خیلی سخت و نظامی ندارن نکات منفی شرکت • کارها بیشتر انفرادیه تا تیمی • برنامه ریزی مشخص و اصولی وجود نداره • کمیت مهم تر از کیفیته، فقط انجام شدن کار اهمیت داره • سطح فنی شرکت پایینه • کار باکیفیت و تلاش بیشتر دیده نمیشه • تلاش برای ارائه خروجی حرفه ای ارزش گذاری نمیشه • این فضا باعث بی انگیزگی و عدم رشد فنی افراد میشه • مهارت های ارتباطی (نه لزوما حرفه ای) اولویت بالاتری نسبت به توان فنی دارن • قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه • با اینکه شرکت کوچیکه، حاشیه و چنددستگی وجود داره • حقوق ها پایینه • در طول یکسال ۷ نفر استعفا دادن که خب برای شرکتی که کلا ۲۰ نفر نیرو داره زیاد جالب نیست جمعبندی نهایی • اگر سیستم مدیریتی اصلاح شه، • اگر جلوی جو سمی، تبعیض و چندگانگی گرفته شه، • و اگر رشد فنی و کیفیت کار (نه فقط انجام شدن تسک) اهمیت پیدا کنه، این شرکت میتونه جای بسیار بهتری برای کار باشه در حال حاضر اما، برای افرادی که به رشد حرفهای، کیفیت و عدالت سازمانی اهمیت میدن، گزینهی مناسبی نیست. امیدوارم که در آینده موفقتر عمل کنن
این شرکت یه مجموعه خانوادگی با مدیریت ضعیفه. رفتار مدیریت حرفهای نیست و بهجای تمرکز روی رشد شرکت، بیشتر درگیر کنترل، حاشیه و ایجاد تنشه. حتی دوربین های شرکت هم مدام چک میشن و کارمندها حس میکنن همیشه زیر نظرن. جو شرکت کاملاً سمیه.تقریباً هر ماه یه حاشیه یا دعوای جدید پیش میاد. فضای زیر آب زنی و بی اعتمادی کاملاً حس میشه و در بعضی برخوردهای مدیریت با همکاران خانم هم مرزبندی حرفهای رعایت نمیشه. تو کمتر از دو سال، ۱۴ نفر از شرکت رفتن. اون هم تو شرکتی که معمولاً به زور ۱۰ نفر کارمند داره. این آمار خودش گویای شرایط مجموعه هست. از نظر فنی هم شرکت به شدت ضعیفه و بعد از مدتی حس میکنی داری پسرفت میکنی. با این حال خودشون رو با شرکتهایی مثل گوگل مقایسه میکنن :) حقوق هم نسبت به شرایط کاری بسیار پایینه. در کل، کار کردن اینجا از نظر روحی و ذهنی واقعاً فرسایشی و انرژی بره.
به یه مجموعه تماس گرفتم و با یک خانم صحبت کردم تا بپرسم کارمند اداری لازم دارن یا نه. خیلی سریع گفتن نیازی به نیرو ندارن. بعد یعنی وقتی رفتم سایتهای کاریابی رو دیدم، آگهی کارمند اداری رو اونجا دیدم اما حتی یک بار هم رشمو نگرفتن. این برخورد رو نمیفهمم؛ من فقط میخواستم رزومهمو بفرستنم.
به واقعیتِ تجربهام زمانی رسیدم که دیدم این محیط چقدر انتظارهای کاذب میآورد. شرکت را خیلی زود با فضای آرامبخشِ ظاهریش اشتباه گرفتم، اما متوجه شدم که تعادل برقرار نیست و استرس در هر گوشهای موج میزند. هدفها و قوانین داخلی، بیشتر به فشار و کنترل میماند تا به کارِ تیمی و پیشرفت فردی. مدیران گاه با سؤالات تکراری به دنبال حفظ کنترلاند و یکی از مدیران کمکار به نظارهی دوربینها مینشینَد و پشتِ سرِ همکاران داستانسازی میکند. تنها جایی که میشد کمی آرامش پیدا کرد، سروصدای تویی دستشویی بود که به نظر میرسید فضای امنتری نسبت به محیط کار دارد. مزایا خیلی کم است و حقوق با توقعها همخوانی ندارد، برخوردها گاه نا مناسب است و ارزشگذاریِ مشخصی برای پرسنل وجود ندارد. از همان ابتدا شعارها و اتاقهای نمایشِ روز اول به مرور روشن میشود و واقعاً همه چیز نمایشی است.
با وجود این که از نظر من مجموعهای با فضای نامربوط به اصول حرفهای است، واقعیت اینکه در اینجا با رانت و پارتی کارها پیش میرود را به شکل صریح لمس کردم. از رستوران تا بازرسی و حتی خطوط تولید، همه جا به نظر میرسد که تصمیمها بیشتر بر پایهٔ ارتباطات و سهمها گرفته میشود تا قابلیت و عملکرد واقعی. در بخش پروژه هم مدیران اجرایی به نظر میرسد هر زمان که درصدی از سهمها مشخص نشود، فرد را کنار میگذارند؛ چنین رفتارهایی وضعیتی غیرمنصفانه ایجاد میکند. فضای کار برای زنان نیز مناسب ارزیابی نمیشود و فساد در بخشهای مختلف به چشم میخورد.
در جایگاهی بهعنوان طراح، دو سال در یک مجموعه فعالیت کردم و مثل هرجا هم با چالشها و هم با مزیتها روبهرو بودم. از نکات مثبت این شرکت، قدمت بالا و رویکرد دائمی به پیشرفتهبودن است؛ از منظر فنی پیگیرند و تلاش میکنند فرهنگ کاریشان را بهبود دهند. مدیریتی قویت بهخصوص مدیرعامل وجود دارد که واقعاً میدانند چه میکنند و این خود بزرگترین نقطه قدرت است. نکتهی منفی هم اینکه جلسات زیادی برگزار میکنند و گاهی این امر برای من آزاردهنده میشود. در مجموع تجربهای مثبت و خوب بود.
هر چند سالی رو با گروه نرمافزاری پیمودهام و تجربهای نسبتاً مثبت ازش گرفتم. فضای کار حرفهای بود و نظم مجموعه قابل دفاعی داشت. مسئولیتها روشن و مشخص بود و رفتار همکاران با احترام و ادب همراه بود. از نظر یادگیری هم موقعیت خوبی وجود داشت؛ بهخصوص اگر به پیگیری خودت ادامه بدی. پروژهها متنوع بودند و همین تنوع، با چالشهای مختلف روبهرو میکرد و فرصت یادگیری میداد. حقوق و مزایا نسبت به بازار در سطح معقولی بود، هرچند همیشه جای بهبود وجود دارد. در کل تجربه مفیدی بود؛ هم از نظر تخصصی و هم در کار گروهی پیشرفتم. اگر دنبال محیطی نسبتاً پایدار با تیمی قدرتمند میگردی، این مجموعه ارزش بررسی دارد.
به خاطر تجربهی کارم در این شرکت احساس ناامیدی زیادی داشتم و میخواهم با صدای روشنتری بگویم که فضای کار اونجا چطور بود. هیچکس اطرافم رضایت نداشت و احترام هم به چشم نمیآمد؛ اعتماد کردن به همکار یا مدیر کار سادهای نبود. اگر دنبال پیشرفت، اعتبار حرفهای یا حفظ آرامش روانی هستید، اینجا جایی برای شما نیست. حقوق پایین بود و افزایش حقوق تقریبا وجود نداشت؛ و در پایان ماه، پساندازی هم باقی نمیماند. در ساعات کاری رفتار مدیران خیلی بیاحترامی بود و برخی هم با اشک ریختن مجبور میشدند از کار بیرون بروند یا استعفا بدهند؛ پس از آن هم نه حقوقی پرداخت میشد و نه سفتهای که داده بودند پس میگشت. بسیاری از همکاران برای دریافت پولهایشان باید شکایت میکردند. تقابلها و درگیریها فراوان بود و حتی ماموران گاهی برای بررسی موضوعات به محل کار میآمدند.
شرکت رامونا آی او تی تجربهای پر هیجان در ابتدای راهاندازی داشت و تا مدتی پس از اتفاقات مربوط به ریبرند هم برای یادگیری و کار تیمی جای خوبی به نظر میرسید. اما با تغییر مدیران ارشد، جو حاکم به سمت رفاقت و پارتیبازی رفت و منابع انسانی هم همیشه کمکارایی نشان میداد. حقوقها کمتر از میانگین بازار بود، سیستمها ناکارآمد بودند، محیط کار آرامی نبود و مزایای مشخصی هم وجود نداشت. تا حدود یک سال پیش به خاطر فرصتهای یادگیری زیاد و تیم حرفهای، به دوستانم توصیه میکردم به کار در این مجموعه فکر کنند، اما با تعدیل حدود دویست نفر و سکوت درباره این موضوع، دیگه باورِ آینده و ارزشِ داشتن حصار و ثبات در اینجا برای کسی که به دنبال رشد است، کمرنگ شد. این فاصلهای است که از شرکتی که ادعا میکند «ما یک خانوادهایم» انتظار دارم: در زمان بحران، مدیران باید از حقوقهای بالای خود بگذرند تا شرکت مجبور نشود نیروها را اخراج کند.
وقتی وارد مجموعه شدم، در کلام اولیه منابع انسانی همه چیز خوب و پویا به نظر میرسید؛ از وجود چندین استارتآپ صحبت میکردند و اینکه رشد و یادگیری توی محیط وجود دارد. اما از همان روزهای آغازین متوجه شدم که تعیین نکردن قرارداد رسمی از سوی کارفرما اولویت دارد و بعد هم دنبال این بودند که سفتهای بگیرند. در نهایت با قراردادی دوماهه کار را آغاز کردم که بیان میکرد تابع قوانین وزارت کار نیست و باید هر ماه بیست و سه تا بیست و دو یا بیست و سه ساعت کار کنم—حتی در ایامی که تعطیل بوده، موظف بودم تا پایان ساعات مقرر به فعالیت ادامه دهم. اگر در وسط ماه اعلام میکردند دیگر نیازی به حضور نیست، انتظار دریافت حقوق کامل را نمیبردم؛ هرچند اصل قانونی میگوید چیز دیگری است. در طول این دو ماه هم خبری از بیمه نبود و اغلب قبل از پایان قرارداد، قطع همکاری میکردند و جایگزین میکردند. به طور خلاصه باید به نوع قرارداد دقت میکردم تا گرفتار وضعیتی استثمارگونه نشوم.
مدیری دروغگو و بسیار حسود. مانع پیشرفت و بسیار مایکرومنیجمنت. از روز نخست ورود به شرکت قول بیمه دادن و هرگز بیمه نکردن و بخاطر اینکه فهمیدن شرکت های مشابه درخواست مصاحبه به من دادند، قراردادم رو یکطرفه نقض کردند. هرگز حتی یک روز اجازه استفاده از مرخصی هام رو ندادند.
برای من خیلی سریع مشخص شد که استخدام به عنوان برنامهنویس بکاند تماموقت فقط روی کاغذ بود. در جلسه استخدام چیزی نگفتن که حقوق توافقشده عیدی یا پاداش هم شامل میشود، اما بعداً فهمیدم اضافهکاری اساساً پرداخت نمیشود. چندبار از ما خواستن حتی در روزهای تعطیل بیایم سر کار بدون پرداخت اضافی، و در طی دو هفته تعطیلی کرونا گفتن بیایید ولی به کسانی که نخواستند، صریحاً گفتند دیگر نیایید. از دیدشون چون حقوق بالا میدهند، چیزهای دیگر را لازم نمیبینند. قراردادمان یکساله بود با شرط یک ماه، اما بعد از دو ماه بدون دلیل مشخصی گفتند بیرون برو. هیچوقت اینجا را به کسی توصیه نمیکنم.
از همان ابتدای ورود به شرکت احساس میکردم که چیزی در اینجا درست نیست: خارج از فضای خصوصی بودن ادعا میشود اما واقعاً دولتی رفتار میکند. جو کاری پر از فشار و پشتپازدن است و به هر کسی که دنبال کار حرفهای است، با شروط ناگفتهای روبهرو میشود. گاهی با نامههای نامعتبر و اتهامات بیپایه، به بازرسیها و اعتراضهای مالی میپردازند. تیم حفاظت هم بهطور مستقل عمل میکند و ممکن است رفتارهایی غیرمنصفانه با افراد انجام دهند؛ دفعاتی در بخشها حضور پیدا کردند و در مورد مسائل پوشش و حجاب حرف و بحث به وجود آوردند. ساختمان محدود است و فضاها کوچکاند، در حالی که برخی اتاقهای حفاظت کوچکتر را به کار گرفتهاند و با رفتارهای نظارت شدید و پیگیریهای مداوم، مثل فرمان دادن برای کارهای ساده ایجاد فشار میشود. بهطور کلی رفتارها سطحی است، با کلیگویی و ترکیبی از بیسوادی و بیکلاسی؛ در مجموع وضعیت تأسفبار به نظر میرسد.
کار را با یادآوری این تجربه شروع میکنم که دو سال استقرار در این مجموعه برای من با فشار کاری و کمبود آرامش همراه بود. در طول این مدت، به مدت تقریبا بیوقفه و به شکل روزانه، شش تا هفت روز هفته کار میکردم و به گونهای بود که گویی پایان مشخصی وجود ندارد. استرسهای مداومی همراه من بود و هر روز پس از رفتن به خانه هم با همان فشار روبهرو بودم؛ هیچ قدردانی قابلتوجهی هم دریافت نمیشد و مزایا همیشه به سمت مدیران میرفت. تعطیلات هم بهنوعی برای ارائه طرحها و ایدههایی برای مدیران بیبرنامه مورد استفاده قرار میگرفت. قبلاً وعده افزایش حقوق ۲۵درصد پس از یک سال داده شد تا شکاف حقوقی با بازار کاهش یابد، اما آن وعده هرگز عملی نشد و وقتی موضوع را پیگیری کردم، گفتند اگر از کارشان ناراضی هستم، میتوانم بروم. ارزیابی عملکرد به ابزاری برای فشار مدیران تبدیل شده بود و بحث نگهداشت و منابع انسانی بیشتر به شعار میماند تا به واقعیت. رویههای مدیریتی از سطوح بالاتر به نسبت به کارمندان میرفت و رفتارها بهطور شدید بالا به پایین و توهینآمیز بود. نتیجه این رفتارها، ترک many از همکاران و کاهش انگیزه در تیم بود؛ اصلیترین دلیل خروج، رفتارهای مافوق و نبود تعادل بین کار و زندگی بود. اضافهکاری اجباری هم بهطور عملی جزئِ حقوق محسوب میشد. فضای سازمانی بهطور قابل توجهی قلدرمآبانه بود و ورود از طریق روابط اغلب به جای تلاش تخصصی جواب میداد. افراد با رفتارهای آزاردهنده بر انگیزه بقیه فشار میآوردند و من نیز به دلیل ادامه این رفتارها و از دست دادن همتیمها، تصمیم به ترک گرفتم. حتی پس از تحویل کامل کارها و مطرحکردن مسئله با مدیریت ارشد، همچنان مانعتراشی برای صدور نامه حسن انجام کار و پرداختها وجود داشت. خلاصه اینکه اگر آرامش برایتان ارزش دارد، فرصت مصاحبه در اینجا را از دست ندهید و یا حداقل با آمادگی بیشتری به این محیط وارد شوید.
شرکت پردازش های هوشمند ناوش آریا را برای مدت کوتاهی تجربه کردم و واقعاً ناراحتم از نحوهٔ برخورد و فرآیندهاش. از همان ابتدای کار با فشارهای مالی روبهرو بودم؛ شرکت تعهداتی مطرح میکرد و به آنها پایبند نبودند و تسویهٔ حقوق هم درست انجام نمیشد. در روزهای پایانی استخدام، به دنبال پرداخت حقوق رفتیم اما با وجود تعهداتی که شرکت ادعا میکرد، به تعهدات خود عمل نکردند و با برخورد نامناسب در صورت اشتباه روبهرو میشدیم. ناهار و برخی مزایا را با کسر از حقوق جبران میکردند تا نشان دهند تعهد مالی ندارند. در مورد تحویل کار هم سختگیری زیادی داشتند، اما وقتی خودشون اشتباهاتی داشتند، به تعهدات عمل نمیکردند. در دو سال اخیر، چندین نفر از همکاران آمدند و رفتند که ضعف مدیریتی را نشان میداد، بهنظر میرسید فقط افرادی که رابطه یا خویشاوندی داشتند میتوانستند دوام بیاورند. همکاران ما هم در نهایت از اجرایینشدن تعهدات مالی گلایه داشتند و بسیاری ناراضی بودند.
روزها تا وقتی که از این شرکت جدا شدم، همیشه با احساس نارضایتی همراه بود. در نگاه من، فضای کار همواره پر از بیاعتمادی و فشار است و این جو به شدت روی کیفیت کار تاثیر میذاره. معتقدم در این کشور تبعیض و سهمیهبندی وجود داره و همین مسئله اینجا هم به شکل بارزی دیده میشه. مدیران و مسئولانی که به نظر میرسه تخصص لازم رو ندارند، باز هم تصمیمات کلیدی میگیرند و این عدم کارآمدی به وضوح محسوسه. واقعاً جای تأسفه که تعداد زیادی از افراد واجد شرایط و متخصص، به دلیل رفاقتها و عادات غیر شفاف از مسیر درست کنار گذاشته میشن.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.