بسیار شرکت خوب و موفقی هست. چند ماه هست که با این شرکت شروع به همکاری کردم. مواردی که این زیر مینویسم رو، یکجا و با هم توی شرکتهای دیگه ندیدم: ۱. ساعات کاری دقیقا ۴۰ ساعت در هفته ۲. پنجشنبهها تعطیل ۳. تماس خارج از ساعات کاری تاحالا نداشتم ۴. پرداخت به موقع (خیلی به موقع) ۵. فضای کاری و امکانات کاری فوق العاده خوب (کامپیوترهای یکدست فوق العاده قوی + مانیتورهای ۳۴ اینچ خمیده) ۶. استفاده از تکنولوژی به روز در انجام پروژهها ۷. بکارگیری ابزارهای مدیریت پروژه و سورس کنترل و رفع بسیاری از چالشهای پروژه که در شرکتهای قبلی شاهدش بودم ۸. مشخص بودن وظایف (اهمیت این موضوع برای من خیلی زیاد هست) ۹. تحقیق و توسعه به اندازه کافی قبل از شروع تسکهای خاص و مدیریت جلسات حرفهای توسط مدیر جلسات (اولین بار توی این شرکت فهمیدم جلسات سودمند هم هستن) ۱۰. اعضای تیم همگی بچههای کارآمدی هستن و واقعا محیط تخصصی و دوستانه هست. ۱۱. اساس کار اعتماد هست. بعنوان مثال اگر ویژگی خاصی در شخصی مشخص بشه، اون فرد مسئولیت هدفمندتری در اون خصوص بهش محول میشه. ۱۲. در ادامه مورد ۱۱، این شرکت نه از من و نه از سایرین، سفته دریافت نکرد قابل ذکر هست که بعد از قضیه کرونا، کارها به صورت ریموت انجام میشه و اگر نیاز بشه کسی حضوری به شرکت مراجعه کنه، هزینه رفت و برگشت رو شرکت بر مبنای اسنپ پرداخت میکنه (ولو اینکه از کرج بیان پرسنل) و همچنین حق ماموریت میده برای اون روز. ضمنا هزینه خرید مودم و بسته ماهانه اینترنت پرسنل رو بعد از ریموت بر عهده گرفته و همچنین، سیستمهای شرکت رو در اختیار پرسنل گذاشته تا از منزل با این سیستمها کار کنن. موارد بالا و چند مورد جزیی دیگه از مواردی هست که این شرکت رو یه شرکت کاملا متمایز بدونم. مسلم هست که نقاط ضعف در همه جا وجود داره و این شرکت هم مستثنی نیست. عموما هم موارد جزیی هست و بنا به تجربه شخصی، با مدیریت فردی صحیح، بسیاری از موارد سریع حل میشه یا به اطلاع برنامهنویسهای ارشد میرسه و رفع میشه (نگفتم؟ تا بالاترین مقام شرکت همه برنامهنویسهای پیشکسوت محصولات شرکت هستن و این خوبه). یه مساله هم که نیاز هست ذکر بشه، بنا به تجربه شخصی، اینه که ابتدای ورود ممکنه حس کنید میکرومنیج وجود داره. اما با بوجود اومدن اعتماد، ده یا پونزده روز این حس بیشتر به طول نمیانجامه. تواناییهای شما که شناخته بشه و به شما اعتماد بشه، اون فضا با فضای مشورتی و رایزنی عوض میشه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در زمان کار در سپید سیستم حس آرامش کاری داشتم و فضای کار نسبتا بیتنش بود. وظیفه من به عنوان بکاندنویس ماموریت داشت و محیطی که برای من فراهم شده بود آرام و بدون فشار زیادی بود. مدیریت تیم به خوبی حضور داشت و از بالا نظارت مؤثری وجود داشت. با وجود شیوع کرونا، امکان دورکاری محدود بود و فقط دو روز در هفته سایر اعضا برای هماهنگی به شرکت میآمدند. مدت کار من حدود یک ماه بود و شرایط تیم و پروژه برای من نسبتا مساعد به نظر میرسید.
تپسل یکی از پیشروترین و به روزترین شبکههای تبلیغاتی ایرانه که از بعد فنی تو ایران رقیب نداره. محل و ساختمان شرکت به روز و مناسبه. روابط بین کارمندان واقعا دوستانه و لذت بخشه. مدتی که اونجا کار کردم برای من یادگیری بالایی داشت و روابط جدیدی هم پیدا کردم. ولی فشار کاری تو بعضی پوزیشنهای کاری خیلی خیلی بالاست و نیاز به ارتباط قوی درون سازمانی و برون سازمانی داره که ممکنه بعضی اوقات سخت باشه و انرژی زیادی بگیره. موردی که خیلی به چشم میاد نبود دپارتمان منابع انسانی در شرکتی با بیش از ۱۰۰ نفر هستش که خیلی عجیبه. همین موضوع درک سلسله مراتب شرکت و روابط طولی و عرضی رو مشکل کرده و مشخص نیست هرکسی تا کجا میتونه دخالت کنه و این موضوع کار رو یه جاهایی خیلی سخت و غیر ممکن میکنه. از طرف دیگه در نبود منابع انسانی شما نمیدونید برای حق و حقوق خودتون سراغ چه کسی رو بگیرید.
شرکت آژانس دیجیتال مارکتینگ دارت را به عنوان کارفرمایی مطرح دیدم که به تدریج فعالیتهاش محدودتر شد و بخشهای مختلفش کوچک یا تعطیل شدند. زمانی که من در این مجموعه بودم، مشکلات مدیریتی به وضوح نمود پیدا میکرد و در همه سطوح کار خود را نشان میداد. حقوق پایه پایین بود و پرداختش به موقع نبود و همیشه نگرانی بابت این موضوع وجود داشت. در تمامی دپارتمانها کارکنان به سرعت با تغییر روبهرو میشدند و همیشه افرادی در حال رفتن یا آمدن بودند که نتیجهاش بینظمی و نبود همکاری تیمی بود. معنای حقوق کارکنان نیز کمرنگ بود و نمیشد نسخهای از قرارداد را به دست آورد. پس از دو سال از خروجم از شرکت، هنوز بخشی از کارکرد من در سامانه تأمین اجتماعی ثبت نشده بود در حالی که حق بیمه و مالیاتش در دوره کاری از حقوق من کسر شده بود. با این وجود، محیط شرکت مدرن و صمیمی به نظر میرسید و جشنهای گروهی به مناسبتهای مختلف برگزار میشد. در آنجا میشد دوستان خوبی پیدا کرد.
در اینجا فرصت رشد برای کارمندانی با انگیزه و اشتیاق وجود دارد و من با دیدن چنین ویژگیهایی در استادبانک احساس تشویق میکردم. این استارتاپ به سرعت در حال گسترش است؛ هم از نظر نیروی انسانی، هم زمینههای فعالیت در شهرهای مختلف، و هم اندازه بازار و مشتریانش. در تیم فضایی گرم و صمیمی حاکم است، به گونهای که همگی احساس نزدیکی و راحتی میکنند و گروه به جدی بودن کار نیز توجه دارد. سطح رفتار حرفهای و احترامآمیز در برخوردهای روزانه مشهود است و تیمی که دارای روحیه مطالعه و تفکر باز است، در آن دیده میشود و حمایتی بودن محیط هم کاملا محسوس است. ساعات کاری مشخصی وجود دارد و نظم روشن کار، همراه با تمرکز بر خروجیهای مطلوب، برای تیم اهمیت بالایی دارد.
همکاران سیستم جای خوبی برای کار کردن هست. معمولا سطح کار بالاست و خیلی چیزی یاد می گیریم ولی ممکنه ساعت کار طولانی هم داشته باشید. اگه عاشق کارتون باشید این موضوع خیلی اذیت کننده نیست چون جو شرکت خوبه و کار حرفه ای انجام می دید. جو دوستانه و سالم و خوبی داره. ولی به نظرم پیشرفت شغلی از جهت مدیر شدن و اینا سخته. صداقت داشتن خیلی با اهمیته و اغلب هم صداقت دارن. مدیریت ارشدش انسان هستند و به کارمندا اهمیت می دن. حقوقش خیلی به موقع هست ولی حقوقش به دو قسمت پایه و کارانه تقسیم می شه که معمولا پایه ها پایینه ولی با کارانه که هر سه ماه یکبار پرداخت می شه جمع دریافتی خوب می شه. مزایایی هم داره مثل ورزش و وام و ...
در یک فضای کاری سرد و بیروح کار میکردم؛ جایی که مدیریت نه تنها حمایتی نبود بلکه نسبت به پرسنل بیتفاوت بود و رفتار مدیران بسیار به چشم میخورد. مدیرعامل بیش از هر چیز به کارکنان توجهی ندارد و با نگاه تملکی به افراد برخورد میشود. این شرکت بیشتر شبیه یک بنگاه خانوادگی است و اکثر مدیران واحدهای مختلف با هم نسبت فامیلی دارند، پس پشت گرمی خاصی وجود دارد. استفاده از مرخصی واقعا دشوار است و معمولا با سختگیری همراه میشود. در بحران کرونا مدیرعامل توصیه کرد هرکس مرخصی گرفت دیگر به کار برنگردد، و به نحوی ساده با اخراج دستهجمعی روبهرو میشوید؛ گاهی روزی که به محل کار میروید، با برخوردی صریح از کار اخراج میشوید. در فرهنگ کاری اینجا دروغگویی و زیرابزنی تبدیل به عادتی رایج شده است. با این حال حقوق معمولا به موقع پرداخت میشد.
برای ورود به بازار کار شرکت درسا را تجربهای مفید میدانم، اما همراه با هشدارهایی که لازم است به آنها توجه کنم. شرکت درسا محیطی است که میتواند برای یادگیری و ورود به حرفه به کار بیاید، اما همان اندازه که درسا باشید، ممکن است بخشهایی از زندگیتان تحت تاثیر قرار بگیرد. جو کار با حضور افرادی که روابط شخصی را فراتر از چارچوب کاری میبینند تا حدی نامطلوب شده است و این جو بر فضای کار اثر میگذارد. برخی از همکاران تنها با داشتن رابطه به موقعیت میرسند و این موضوع با مشکلات جدی در بخشهای مختلف کار همراه میشود. نکته مثبت این است که از ابتدای کار مدیران انتظار بالایی دارند و شما باید تا نهایت توان خود تلاش کنید، حتی اگر حقوق گذشته یا تأخیرهای پرداخت وجود داشته باشد. اعتراض کنید و بگویند که قرارداد امضا کردهاید، اما گاهی اوقات آنچه پولی که وعده داده میشود نیست، را میفهمید. جایی که قراردادها نیز گاهی با اعداد و ارقام متفاوت مطرح میشود. نکته جالب این است که مدیرعامل برای کمدادن حقوق و تعدیل هزینهها، از ابزارهای مدیریتی مختلف استفاده میکند؛ گاهی میگوید نگرش مدیریتی جدیدی داریم و اضافهکاری را حذف میکند، گاهی هم میگوید شرکت به تأمین نیروهای ثابت نیازی ندارد تا حقوق پرداختی پایین بیاید. در شش ماه اول سال گاهی به نظر میرسد حقوق پرداخت نمیشود و معلوم نیست درآمد شرکت به کجا میرود؛ از طرفی سفرهای خارجی مدیرعامل همچنان پیوسته است. کارمند یا نیروی انسانی کمترین ارزش را برای شرکت دارد و حقوق و فیالجمله مزایای لازم را به آنها نمیدهند. در این شرکت هر کسی که نشان از پشتکار و جدیت بیشتری دارد، احتمال پیشرفت بیشتری مییابد. در نهایت باید بگویم مراقب آینده و زندگیتان باشید و از بودن در این شرکت به نحوی که به شما آسیب برساند، پرهیز کنید.
بلواندیپی برای من تجربهای نامطلوب بود، جایی که نظم کار از بین میرفت و پرداخت حقوق با تاخیر انجام میشد. اضافهکاری به صورت عادی تعریف نمیشد و حقوق آنها محاسب نمیشد. مدیران نشان از بیکفایتی و سودجویی داشتند. اگر سطح سواد، تخصص و خلاقیت داشته باشی، باید بدونی که در بلواندپی به عنوان نیروی زائد و مزاحم شناخته میشوی. مخصوصا اگر راستگو و صادق نباشی؛ در چنین شرایطی برایت داستانهایی میسازنند که از داستانهای هری پاتر هم تخیلیتر به نظر میرسد. از طرفی اگر علاقهای به کار نداری و تخصصی هم نداری و زبانت چرب و نرم و شیادانه است، اینجا به احتمال زیاد موفق میشوی. در دورهای، افرادی وجود داشتند که در مدت شش ماه از کارنانشی به سمت مدیر داخلی رسیدند.
به من وعدههای زیادی میدهند اما وقتی استخدام میشویم این وعدهها به دردی نمیخورد و پیوسته ادامه پیدا میکند؛ پاداش، تعطیلی، دورکاری، مرخصی، تجهیزات و هر چیزی که به ذهن برسد، همگی به شکل وعده باقی میماند. مدیریت دید گستردهای ندارد و بهطور مشخص رفتار کنترلی و فضولانه در تمام تیمها مشاهده میشود. شرکت بدون مالکیت مشخص است: خودشان ادعا میکنند مدیرعامل دارند اما سرمایهگذاران در مسائل فنی هم دخالت میکنند. لازم نیست برای ناراضی بودن کار کنید تا به شما گفته نشود، به صورت پیشفرض از شما ناراضیاند؛ حتی اگر وظایف شما کامل انجام شده باشد، باز هم مقصر دانستن کارکنان رایج است. به فکر سلامتی و آزادی ذهن کارمندان نیستند و هیچ تفاوتی نمیکند کجا باشید یا حتی مریض باشید، قطعا تماس خواهند گرفت چون برای احترامی قائل نیستند. نتیجه این رفتارها این است که احتمالا ترجیح میدهم بیکار بمانم. تنها نکته مثبت شرکت، تیم فنی با انگیزه و پر از استعداد است که متأسفانه اکثر اعضایش استعفا دادهاند و تیم فنی جدیدی جایگزین شده است.
در نخستین نگاه، فضای ژاکت برایم محیطی دوستانه بود اما واقعیت کمی متفاوت پیش رفت. مدیرعامل شرکت کسی بود که سابقه مدیریتی قابل توجهی نداشت و صرفا یکی از اعضای قدیمی مجموعه را به عنوان رهبر اجرایی معرفی کرده بودند. او در مسائل فنی دخالت میکرد و اغلب نظرهای فنی را مستقیم مطرح میکرد، به گونهای که تیمهای برنامهنویسی احساس میکردند نمیتوانند آزادانه کارشان را انجام بدهند. تلاش مدیریت این بود تا بین اعضا تنش ایجاد کند و به نوعی جو همدلی در تیم را مخدوش کند، اما در عمل نتوانست نظر مساعدی در این زمینه به دست بیاورد. با وجود این، فضا تا حدی دوستانه باقی ماند. از لحاظ تعادل بین کار و زندگی، شرایط چندان مناسب به نظر نمیرسید و به صورت غیرمنتظرهای ممکن بود مدیرعامل به طور شخصی با افراد تماس بگیرد، که این مسأله برای من در اکثر مواقع تجربهای منفی بود. به طور کل، جایگاهی که به عنوان محیط کار شناخته میشد، یکی از بدترین تجربههای کاری من بود.
به روز بودن همواره اولویت مدیران این مجموعه است و آنها با اشتیاق به آموزش خودشان و تیم اتکا میکنند. من تجربهای داشتم از مدیریتی که در کارهای ریز دخالت نمیکند و به اعتماد کامل به کارکنان اهمیت میدهد. برای هر مشکلی سعی میکردند اخلاقیترین و انسانمحورترین گزینه را پیش بکشند تا به نتیجه برسند. فضای همکارانه و همکاری دوستانه به خوبی در اینجا صدایش به گوش میرسید و اعضا با یکدیگر رابطهای حمایتی داشتند. از نکات مثبت، برنامهریزی منظم برای ایجاد تعاملات گروهی بود؛ به طور منظم در طول هفته تیم با هم در فعالیتهایی مانند ورزشهای تیمی شرکت میکردند.
شرکت افرا چوب سبز ایرانیان را تجربهای نامتعارف میدانم که در شروع کار برایم جالب بود اما به مرور چنان آزاردهنده شد که تصمیم گرفتم از آن خارج شوم. مدیریت بهطور ناگهانی تصمیم میگرفت و جلسات طولانی بدون فایده به وجود میآورد. رفتار یکطرفه بخشهای حسابداری و منابع انسانی به ضرر کارکنان بود و اختلافنظرهای مدیرعامل میان تیم به من هم گفته میشد پشت سرت حرفهایی دربارهام زده میشد. دخالت مدیرعامل در کوچکترین کارها هم دیده میشد و پروژهها به نتیجه نمیرسیدند. هرچقدر قابلیت بیشتری از من نشان میدادم، تاثیری در جایگاه یا حقوقم نمیگرفت؛ من با عنوان دیجیتال مارکتر وارد بودم اما وظایف طراحی سایت و کارهای دیگر هم به من محول میشد، اما هیچکس حتی تشکری هم نمیکرد. در بهترین حالت، تنها کارهای ساده و روتین انجام میشدند و کارهای خوب دیده نمیشدند. گاهی تا دو نیمهشب از خانه کار میکردم اما رفتار با من بسیار ناامیدکننده بود. کارمندانی هم بودند که تخصصی نداشتند اما به خاطر برخی رفتارهاشان پیشرفت میکردند. خلاصه اینکه سعی میکردند ادای شرکتهای سیلیکون ولی را درآورند اما نتیجهای غیرواقعی میدادند.
با سلام دوستان کار این شرکت این هست که میره تو مناقصه ها قیمت پرت میده و مناقصه رو بنده میشه که بگه من جاهای بزرگ کار کردم این قیمت پرت دادن باعث میشه که حقوق کارمندا رو دیر میده خیلی رو گرفتن سفته حساس هستند و فقط یه رسید بهتون میدن و داخل قراردادتون بهش اشاره نمیکنند،و الان که بیشتر از چهار ماه هست قرارداد من تموم شده همچنان سفته رو بهم نمیدن بارها شده بود حقوق کم میریختن و باید کلی پیگیری میکردیم تا ما بقیش رو بریزن یا اینکه حقوقارو جابجا میریختن یا برای یکی که از شرکت رفته بود ریخته بودن...این مساله در مورد لیست بیمه هم تکرار می شد،مثلا تو یکی دیگه از پروژه هایی که برداشته بودن بعد از 9 ماه هنوز حقوق کارمندای اون پروژه رو نداده بودند
در این شرکت هیچ سرمایهگذاری وجود ندارد و تصمیمات به شکل بزرگنمایی و با رویکردهای بلندپروازانه گرفته میشود. پرداختهای بیمه الزامی بهموقع انجام نمیشود و حقوق هم خیلی بهوقت پرداخت نمیشود. مسیر رشد شغلی مشخصی وجود ندارد و در صورت لزوم، جایگزینی سریع جایگزین شما میشود. تجربه مدیریتی کافی نبود و ترجیحا توصیه میشود به یک شرکت بزرگ پیوسته یا کسبوکار خودتان را راهاندازی کنید.
شرکت گلرنگ سیستم یکی از بخشهای گروه صنعتی گلرنگ است و حدود پنجاه نفر از کارکنان را در خود جای میدهد؛ این مجموعه بهنوعی بزرگترین هلدینگ خصوصی ایران به شمار میرود و برای آگاهی از زمینههای کاری هلدینگ میتوانید به وبسایت آن مراجعه کنید. این شرکت برای مدیریت نیازهای نرمافزاری و سختافزاری هلدینگ شکل گرفته و فروش نرمافزار یا سرویس به خارج از مجموعه ندارد. امنیت شغلی بالا و نگاه بلندمدت از ویژگیهای آن است. حقوق بهطور معمول در سطح بازار است و به صورت معمولی پرداخت میشود. وعدهی ناهار رایگان است و در صورت نیاز تجهیزات، تأمین آن به عهده شرکت است و مشکلی از بابت تأمین مالی وجود ندارد. محل کار در طبقات دوم و سوم برج گلرنگ کنار پارک ساعی است و طراحی آن بسیار حرفهای و شیک است. یکی از بزرگترین معایبش نبود ساختار مشخص در سطح شرکتهای فناوری اطلاعات است که ممکن است در ابتدای کار شما را گیج کند؛ ممکن است در هر هفته چند جلسه برگزار شود. برای افراد با تجربه که میخواهند تجربههایشان را به دیگران منتقل کنند گزینهی نسبتا مناسبی است، اما برای افراد کمتجربه توصیه نمیکنم زیرا یافتن کار در شرکتهای دیگر ممکن است دشوار شود. اینجا الزاما با آخرین فناوریهای حوزه آیتی کار نمیکنند و صرفا به گزینههایی گرایش دارند که نیازشان را برطرف کند. بخشهای مختلف این مجموعه هر کدام با دیدگاهی متفاوت اداره میشوند و نمیتوان یک نظر واحد درباره کل شرکت داشت؛ قبل از تصمیمگیری حتما از طریق لینکدین با افرادی که در بخش مربوط به درخواست شما کار میکنند، مشورت کنید. در مجموع کار در هلدینگ گلرنگ بهعنوان شرکتی با آرزوها و اهداف بلند، تجربهای مثبت است، اما درباره حوزه آیتی باید از شرایط کاری همان بخش اطلاعات کامل دریافت کرد. کل هلدینگ زیر نظر مدیر کل دکتر مهدی فضلی اداره میشود که نسبت به پرسنل زیرمجموعه کمکهای مادی و معنوی زیادی انجام میدهد و کار کردن برای ایشان ارزشمند است.
قبل از ورود به شرکت داتین ساختمان ناهید شرقی از شنیدههایی نسبت به غرور و خودمحوری کارکنان آنجا مطلع بودم، اما انتظار داشتم واحد پشتیبانی هم این فضا را نداشته باشد. با وجود همهی مزایا و بزرگی شرکت، در واحد پشتیبانی احساس حرفهای بودن کمتری دیدم و به نظر میرسید مشکلات مالی اثر مستقیمی روی وضعیت روحی و اعصاب تیم دارد. به نظر میرسد حقوق در قالب یک مذاکره و الگوهای مشخص تعیین نمیشود.
من در شرکت پردازش اطلاعات مالی پارت با عنوان توسعهدهنده iOS کار میکردم. یکی از نکات مثبت شرکت، سادگی ساختار و روان بودن کارهاست و فضای کاری آن فوقالعاده دوستانه است. علاوه بر این، از جدیدترین فناوریها استفاده میشود و تیم از افراد متخصص و همراهیگر با مدیران همدل برخوردار است.
در این شرکت کوچک و با رویکرد مدیریتی سنتی کار میکردم و تجربهای نسبتا سخت بود. حقوق گاهی تا یکی دو ماه تأخیر داشت و بیمه هم با حداقل سطح ارائه میشد. کار زیادی داشتیم و معمولا بهنوعی با کارهای پروژهای جورواجور درگیر بودیم. با فناوریهای قدیمی و منسوخ کار میکردیم و انتظار پایداری و بهروز بودن نمیرفت. برخورد مدیریت شرکت نیز حرفهای نبود و فاصله زیادی با انتظارهای حرفهای داشت. هیچ مزایای جانبی قابل توجهی ارائه نمیشد.
در این شرکت پنج سال کار کردم و به دلیل تفکیک وظایف مدیرعامل از صاحب شرکت، تصمیمگیریها اغلب طولانی میشد. همچنین نکتهای که وجود داشت این بود که برخی از همکاران با سواد پایین و توانمندی کمتر، به دلیل چاپلوسی نسبت به صاحب شرکت، در جایگاههای کلیدی قرار میگرفتند و نقشهای متعددی را بر عهده میگرفتند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.