با این شرکت از طریق رویداد استخدامی دانشگاه آشنا شدم و پس از ارسال رزومهام برایشان، در گفتگوی کوتاهی که داشتیم دعوت به مصاحبه شدم. تجربهام از مصاحبه Product Manager بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت پرهام تجربهای بود که با وجود انتظار طولانی تا ورود منابع انسانی به جلسه، ناگفتههای زیادی داشت. مصاحبه از ساعت ۱۰ آغاز شد و من تا تقریبا ۱۱ منتظر ماندم تا منابع انسانی شرکت به من رسیدگی کند و فرم مربوطه را بدهد تا پر کنم. سپس وارد جلسهای شدیم که سه نفر حضور داشتند: مسئول منابع انسانی، مدیر بازاریابی و مدیر توسعه کسبوکار شرکت. در آن جلسه از من سوالات فردی و تحصیلی پرسیدند و پس از آن سوالهایی درباره حوزه کاری شرکت در زمینه وس پرسیدند تا با تواناییها و دیدگاه من آشنا شوند. چند سؤال هم مطرح شد تا سطح تحلیل و توان تخمینی من را بسنجند؛ برای نمونه از من پرسیدند تخمین تعداد افراد ثروتمند در ایران با دارایی بالای ۶۰۰ میلیارد تومان چقدر است یا ارزش برند کاله چقدر برآورد میشود. همچنین درباره سوابق کاری قبلیم، هدفها و مسیر شغلی که برای خودم تصور میکنم سوال شد و در پایان درباره نحوه پرداخت و شرایط کاری صحبت کردیم. در نهایت منابع انسانی توضیح دادند که اگر برای فرصت شغلی انتخاب نشوم، نتیجه نهایی به من اطلاع داده میشود اما تا سه ماه از پیگیری خبری نشده بود. به خودم یادآوری کردم که باید برای مواجهه با سوالات مصاحبهای معمول که از طرف یک مصاحبهگر معمولی مطرح میشود آماده باشم. ویژگیهای مدنظرشان بیشتر از هر چیز این بود که میخواستند با القای این که خیلی حرفهای هستند، فضای مصاحبه را به شکل تهاجمیتر پیش ببرند تا از واکنش من بهرهمند شوند و در پاسخها هم من با کنش نسبتا صریح و مستقیم جواب دادم تا آنها هم واکنشهای بیشتری از خود نشان بدهند.
بعد از تکمیل فرم استخدامی که اطلاعات کلی و هویتی را دربر میگرفت، به دفتر مدیرعامل دعوت شدم و با ایشان مصاحبه کردم. برخورد صمیمی و گرم بود و نسبت به من با احترام رفتار شد. در این جلسه سوالات تخصصی مطرح نشدند و بیشتر جنبههای اخلاقی و رفتاری مد نظر بود. مدیرعامل باور داشت اگر فردی از نظر رفتاری پذیرشپذیر باشد و از سطح توان ذهنی مناسبی برخوردار باشد، با کمی تجربه و گذراندن دورههای تخصصی حین کار میتواند به عضوی از تیم تبدیل شود. دانش بالای مديرعامل و برخورد محترمانهاش از نکاتی بود که بیش از همه جلب توجه میکرد. به تجربه من توصیه میکنم اگر فردی صادق، منطقی و آرام استید، به این شرکت مراجعه کنید؛ محیط آن آرام است و به دلیل تعداد کم پرسنل، افراد میتوانند چندوظیفهای کار کنند و از این بابت انتظار میرود. دنبال پست و مقام نباید باشید چون سلسلهمراتب بهصورت سنتی وجود ندارد. رفتار مدنظرشان از همه چیز برایشان اهمیت دارد. تصمیمگیریها متمرکز است اما فضای لازم برای درخشش و بروز استعدادها فراهم است و مدیرعامل به این نگاهها بها میدهد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از: ادب متانت منطق خلاقیت
برای من کار خیلی باحوصلهای نبود اما به هر حال تجربهام را بازگو میکنم تا روشن باشد چگونه پیش رفت. در ابتدا فرم استخدام را پر کردم و سپس مصاحبه فنی آغاز شد. واقعا متأسف بود که به دلیل هماهنگی پایین شرکت، پس از دو ساعت انتظار مدیر انفورماتیک حاضر نشد و من مجبور شدم جلسه را ترک کنم؛ تماس بعدی گرفتند و دوباره هماهنگ شد برای روز بعد، اما همان روز دوم نیز به مدت سی دقیقه بدون توضیح معطل شدم. مرحله فنی به خاطر سطح بیش از حد انتظار یا احتمال بیشازحد صلاحیت رد شد. به طرز عجیبی خود آنان هم دقیق نمیدانستند که دنبال چه سطحی هستند و چه حدی برایشان مطلوب است. در جلسه فنی هیچ پرسشی مطرح نشد زیرا مدیر مربوطه مدیر انفورماتیک یک شرکت غیر نرمافزاری است و دانشی در رابطه با نرمافزار ندارد. پاسخ مصاحبه را هم ارائه نکردند و با پیگیری خودم فهمیدم که رد شدم. با توجه به این که آگهی دوباره تمدید شد، به نظر میرسد تکلیف روشن نیست چون این شرکت نرمافزاری نیست و سطح علمی پایینی دارد و حتی برای تازهکارها هم مناسب به نظر نمیرسد تا به عنوان تجربهای در رزومه ثبت شود. اولویت استخدامیشان بسیار کم بود و به همنفعی صرفا به داشتن شغل میانگارند. ویژگیهای مهمشان هم بیشتر این بود که مدیر انفورماتیک را با سطح دانشتان نترسانند.
برای این تجربه، بار نخست تماس گرفتند و گفتند در روز شنبه با معاون منابع انسانی جلسه داریم و من با پاسخ مثبت قبول کردم؛ قرار شد زمان دقیق را همان روز اعلام کنند. اما هر چه منتظر ماندم خبری نشد و حدود سه هفته بعد دوباره زنگ زدند و این بار زمان دقیق ده و نیم صبح را تأیید کردند. من رأس ساعت ۱۰:۲۰ صبح به شرکت رسیدم و پس از پر کردن فرم طولانی سه صفحهای که در آن حتی شغل مادرم هم پرسیده شده بود، حدود دو ساعت تا نیمه روز کنار دیوار و روی یک نیمکت منتظر ماندم اما باز هم مصاحبهای انجام نشد. دو بار به مسئولان اداریشان گفتم اگر مشکلی هست، بگویند تا من بروم و آنها اصرار کردند که بیشتر بمانم. سرانجام در ساعت ۱۲ و ۳۵ دقیقه یک خانم آمد و به نمایندگی از معاون منابع انسانی عذرخواهی کرد و گفت جلسهی مصاحبه قبلی ایشان طول کشیده و دوباره تماس میگیرند تا جلسهای دیگر هماهنگ شود. من لبخند زدم و با حالتی تأسفبار از آنجا رفتم. برایم عجیب بود که معاون سرمایههای انسانیشان، که قرار بود در جایگاه مدیریتی همکار من باشد، بدون عذرخواهی برخورد میکند و اینکه با افراد سطح پایینتر چنین رفتاری دارند. به هر حال تجربهای بسیار ناامیدکننده و توهینآمیز بود و به هیچکس توصیه نمیکنم که به این سازمان وارد شود. اصلا پیشنهادی ندارم که برایشان وقت بگذارید.
درکل رفتار بعضی از تیمهای استخدامی زیرسوال است و من از این تجربه انتظار حرفهایتری داشتم. برخورد اولیه با من خیلی سادهانگارانه بود: تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه وقتی تعیین میکنیم، گفتم باشه. بعد گفتند فردا ساعت دو خوب است؛ من هم قبول کردم و در پیامک همان زمان را تأیید کردند. اما همان روز، پیام آمد که هستی؟ من گفتم که بهتر است برنامهریزی دقیقتر باشد و نسخه سایت و ایمیل و لینک میتینگ هم از قبل فرستاده شود تا پروسه منظمتر باشد. از طرف مقابل کمی بیاحترامی احساس کردم و توضیح دادم که سیستم فعلی دیجیتال مارکترها به این بینظمیها عادت کرده و بهخاطر فشارها و کمبود بودجه، ارتباطات گاهی ناهموار است. همچنان که با هم صحبت میکردیم، دیدم شخص مقابل سیستم اسکایپ را روشن کرده اما مکالمه بهطور ناگهانی قطع شد و دیگر نتوانستیم ادامه بدهیم. آن طرف مقابل هم نمیدانست چه بگوید و من هم در حالت سردرگمی بودم. به نظر میرسید که تنها سوالهای سطحی میپرسیدند و هیچ توضیح یا تمهید خاصی ارائه نمیشد. در نهایت فرصت را از دست دادم و احساس کردم که این افراد با وجود بحران کووید، بودجه و حس اینگونه تیمها آسیبپذیر است و ممکن است استانداردهای لازم را رعایت نکنند. نتیجه این تجربه به نظرم نشانهای بود از این که خودروهای استارتاپی در بحران کرونا شاید بهطور واقعی ارزیابی نشوند و همچنان منابع و زمان من تلف میشود. امیدوارم در آینده کرونا به پایان برسد تا واقعیت عملکرد بعضی از استارتاپها مشخصتر شود.
در هر زمان به یاد دارم که مرحله نهایی مصاحبه برای من با مصاحبهکننده نهایی بود و متأسفانه رفتار او بسیار بیادب، بیوقت و بیملاحظه بود. مسئول اداری هم ظاهرا برای خودش پنج دقیقه اهمیت قائل میشد و اگر من با هماهنگی قبلی پنج دقیقه دیر میکردم، احتمال کنسل شدن زمان مصاحبه وجود داشت. اما طرف مقابل در زمانهای عجیبی مانند ۱۱:۱۱، ۹:۴۵ یا ۱۴:۵۵ برای مصاحبه وقت میگذاشت و مدت مصاحبه را بین ده تا پانزده دقیقه میگنجاند. با وجود حضور بهموقع من در محل، معمولا دو تا سه ساعت انتظار میکشیدم تا بتوانم حتی ده دقیقه هم با مصاحبهکننده صحبت کنم. این اتفاق دو روز پیاپی تکرار شد و مسئولان فقط عذرخواهی کردند، که هیچ فایدهای برای من نداشت. از این رو، به دلیل اعتماد به زمانبندی ارکید فارمد، موقعیتهای دیگر را از دست دادم و برخی از شرکتها را کنسل یا انصراف دادم. واقعیت این است که این شرکت از نظر ظاهری جذاب بهنظر میرسد، ولی در نخستین موضوعات با ضعفهای جدی روبهرو است. تجربه کار با چنین سازمانی نشان داده است که رفتار افراد ناکارآمد زمینههای خسارتها و پشیمانیهای جدی را برای فرد جویای کار فراهم میکند و برخی از افراد به دلیل نبود مسئولیتپذیری و بیوقتشناسی از این سازمان فاصله گرفتهاند.
صبح اول چهاردست و پا نشسته بودم که یک سری سوال تستی هوش ارائه شد و گفتن باید طی بیست دقیقه پاسخ بدهی. مصاحبه فنی آن روز اجرا نشد چون فرد متخصص قرار بود حضور نداشته باشد. تنها مدیرعامل شرکت درباره سابقه کارم و اینکه کار گذشتهام با چه فناوریها و فریمورکهایی بود، پرسید. در کل برخوردشان آدابمند بود و برخورد حرفهای نشان میدادند. نتیجه مصاحبه را گفتند دو روز بعد مشخص میشود، اما حالا بیش از یک روز است که خبری ندارم و نمیدانم چه verdictی میآید. از نظر مسافت هم محل شرکت نسبتا دور بود و در مرکز شهر نبود. گفتند چند تا سوال را برای مطالعه با خودت بردار و برو.
دوست داشتم فرصتی دست بده تا از طریق آگهی کار در سایت کار پیدا کنم و رزومهام را ارسال کنم. یک روز بعد از ارسال رزومه متوجه شدم برای مصاحبه تایید شدم و با من تماس گرفتند؛ گفتند شرکت ارکید فارمد هستم و حوزه فعالیت ما در زمینه مارکتینگ علمی داروهای ایرانی است. دنبال نیرویی برای دستیار منابع انسانی میگردند تا تماسها و ایمیلها را مدیریت کند، نامهنگاری انجام دهد و مقداری هماهنگیهای دیگر را انجام دهد. حقوق اعلامشده سه میلیون دویست هزار بود. در آگهی ذکر نشده بود که تجربه کاری مهم است، فقط تأکید شده بود که علاقه به حوزه منابع انسانی خیلی حائز اهمیت است و باید تا حدودی با ورد و اکسل آشنا باشی، پیگیر، دقیق و دارای روابط عمومی خوب باشی. برای مصاحبه دقیقا ساعت مقرر رسیدم، مرا به طبقه اول واحد منابع انسانی راهنمایی کردند و یک خانم جوان با لبخند به سمت من آمد و مرا به اتاق مسئول جذب و استخدام هدایت کرد. پرسیدند که از تجارب کاریام بگویم و جزئیاتش را ارائه دهم. گفتم که تجربه مشخصی در این حوزه ندارم، اما تا اندازهای با وظایف آن آشنا هستم. درباره واحد منابع انسانی شرکتشان توضیح دادند که از سطح ابتدایی کار را شروع میکنید و با پشتکار و علاقه خود، پس از یکی دو سال به سطح بالاتر میروید؛ وظایف هر فرد بهوضوح تعریف شده است و کارهای ثابت مشخصی وجود دارد که باید هر کس انجام بدهد. حجم کار بالا است و باید سریع، دقیق و پویا بود تا کار بهموقع انجام شود. از اشتیاقم به حوزه منابع انسانی خوشحال شدند و نشان دادم که به این مسیر علاقهمندم. در نهایت گفتند که سه مرحله مصاحبه داریم و نتیجه هر مرحله ظرف حداکثر چهلوه eightساعت از طریق ایمیل اعلام میشود؛ اما کمتر از چهلوهشت ساعت بعد ایمیل آمد و گفتند پذیرش نیستم. من دارای مدرک لیسانس و ارشد از دانشگاههای سراسری هستم، نسبتا با آفیس آشنا، روابط عمومی قوی، برخورد خوش، آراسته بودن پوششام همسو با استانداردهای شرکت بود، و مرتب، منظم، دقیق، پیگیر و صبور و واقعا علاقهمند به حوزه منابع انسانی بودم. دلیلم برای ناراحتی این بود که این فرصت ممکن بود برای من که واقعا به HR علاقه دارم مناسب باشد. ما جوانها در مسیر جستوجوی کار، دورانهای تحصیل معتبر را پشت سر گذاشتهایم و حالا تجربه کاری چندانی نداریم، اما انگیزه و اشتیاق زیادی برای رشد داریم. از کارفرماها میخواهم تا کمی به ما فرصت بدهند، از ما حمایت کنند و مطمئن باشند نتیجه مثبتش را خواهند دید. به دنبال افرادی که صرفا مانند ربات کار میکنند تا حقوق ماهانهشان را بگیرند، نباشید؛ اینگونه افراد به رشد و موفقیت شرکت کمکی نمیکنند.
برای مصاحبه بکاند در ارکید فارمد به نظرم برخورد ساده و مستقیم بود، اما فضایش کمی خشک و سرد به نظر میرسید. ورود من کند شد چون باید با نگهبانی و واحد منابع انسانی هماهنگ کنم و در نهایت به طبقهی مربوطه رسیدم. مسئول منابع انسانی با من خوشوباشی کرد و یک تبلت در اختیارم گذاشت تا اطلاعات رزومهام را دوباره وارد کنم. قبلش یک تست شخصیتشناسی آنلاین هم داشتیم که اجرای آن جالب بود. بعد از تکمیل فرم، با همان فرد منابع انسانی به طبقهای دیگر رفتیم تا مصاحبهی فنی آغاز شود. پس از مدت کوتاهی، اتاقی پیدا شد، دو صندلی چیدند و جلسه آغاز شد. خودم را معرفی کردم اما به نظرم مصاحبهکننده روی حرفهای من چندان تمرکز نکرد و بیشتر به رزومه نگاه میکرد و از روی آن نکات را میپرسید و گاه توضیح میداد که برخی کلمات چه معنایی دارند. جو مصاحبه نسبتا کوتاه و ساده بود؛ سه پرسش مطرح شد که یکیشان را نتوانستم پاسخ بدهم و احساس کردم مصاحبهکننده چندان تمایلی به ادامه ندارد. در پاسخ به سوالات مربوط به شرکت، پاسخهایش خیلی مختصر و محدود بود و در نهایت مصاحبه ختم شد. به هر شرکتی برای مصاحبه رفتن توصیه نمیکنم و بهتر است پیش از حضور، دربارهی شرکت تحقیق کنید. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، را نتوانستم به خوبی درک کنم.
برای مصاحبهای که با شرکت ارکید فارمد داشتم، خیلی حرفهای و با ظرافت برگزار شد و در نهایت فهمیدم که واقعا سطح بالای تخصصی در این فضا وجود دارد. آغاز ارتباط از طریق یکی از اعضای داخل شرکت در لینکدین بود و بعد از حدود ده دقیقه گفتوگو، دعوت به مصاحبه شد. برخورد اولیه با مسیر حرفهای و محترمانه بود و شمارهام را کامل گرفتند؛ بعد با واحد منابع انسانی همان روز تماس گرفتند و با همان لحن دوستانه به گفتوگو پرداختند. برای اوایل هفته بعد، زمان مصاحبه تعیین شد. ورودی به ساختمان خوشساخت و لابی باکلاس بود و نگهبان با فردی که قرار بود مصاحبه را انجام دهد تماس گرفت. بعد از چند دقیقه مرا به اتاق مصاحبه دعوت کردند. فضای شرکت بهجز شیک بودن، کمی پرسروصدا بود که کار من در زمان ناهار کمی دشوار کرد، اما مصاحبهکننده با روی خوش از این موضوع عذرخواهی کرد و به صحبت ادامه داد. مصاحبهکننده با برخوردی حرفهای و شادیآمیز آغاز کرد؛ با وجود این که گمان میکردم سن او بیشتر باشد، اما سطح تجربهاش در حوزه VOIP کاملا واضح بود و سوالاتش به صورت کیسمحور و نسبتا دشوار مطرح میشد. من هم سعی کردم به تعدادی از پرسشها پاسخ بدهم. در پایان، پیرامون تجهیزات و مسئولیتهای شغلی صحبت شد و برگهای با چند سوال هوش نشان دادند؛ عنوانی که گفتند مربوط به استدلال است، اما واقعا احساس کردم ماهیتش هوش است. آنها تقریبا مدت هفتاد و پنج دقیقه برای حل این بخش در نظر گرفته بودند، اما من با کمتر از سی دقیقه کارم را تمام کردم. نکته جالب این بود که در حین کار از من پذیرایی شد و دو بار پرسیدند که چیزی لازم دارم یا نه. در کل اگر بخواهم نتیجه بگیرم، تجربهی حرفهای بودن این مجموعه را پس از کنار هم گذاشتن سوالات هوش و کار با تجهیزات فناوری بهخوبی حس کردم و باورم نمیشد چنین فضایی در ایران هم وجود داشته باشد. از همان آغاز که تیم استخدام به دنبال جذب نیرو بود تا برخورد نگهبان و تیم مصاحبه، همگی حرفهای به نظر میرسیدند و محیط تا حد زیادی شیک بود. نکته جالب این بود که پیش از رفتنم پیشنهاد داده شد تست کیس علمی را ایمیل کنند و برای سه روز فرصت بگذارم تا پاسخ دهم. وقتی آن تست را فرستادند، سخت بود و پاسخ را نتوانستم ارائه کنم؛ اما بعد از چهار روز ایمیل رد درخواستم را دریافت کردم که طبیعی به نظر میرسید چون پاسخ را برایشان ارسال نکرده بودم. در نهایت، به این نتیجه رسیدم که شرکتهایی با تیمهای مجرب و فراتر از انتظار وجود دارند و شرایط برای مصاحبه با سطح بالا از نظر من آموزنده بود.
به نظر من شرکت ارکید فارمد گزینهی نسبتا جالبی بود، اما روند مصاحبه خیلی طولانی و خستهکننده به نظر میرسید. قبل از مصاحبه فنی، یک جلسه حدود چهل دقیقهای داشتیم که در آن به سوالهای مرتبط با تکنولوژیهای بهروز، سوالات تحلیلی ریاضی و هوش، و همچنین چند سؤال درباره ترندهای جدید کامپیوتر پرداختم. سپس مصاحبه فنی با مدیر بخش مربوطه صورت گرفت که سوالاتش دقیقا با وظایف شغلی درخواستی مرتبط بود. در اردیبهشت و به دلیل شیوع کرونا، مصاحبه فنی دوم برگزار شد؛ این مرحله درباره طراحی دیتابیس، ایجاد جداول، اجرای کوئریها، ساخت یک data warehouse و نهایتا طراحی داشبورد و تعیین سطح دسترسیها بود که پس از انجام، مدیر پروژه به صورت آنلاین بازبینی کرد. پس از آن، فرآیند به مرحلهی منابع انسانی رسید و یک آزمون هوش دیگر نیز در این مرحله برگزار شد. در ادامه، با مدیر IT شرکت هم مصاحبهای داشتیم. به طور کلی، تعداد مراحل بررسی برای این موقعیت زیاد و طولانی بود و برخی از مراحل مثل آزمون هوش، به اندازهی لازم با موقعیت تطبیق نداشتند. با وجود اینها، به نظر میرسید که شرکت محیط نسبتا خوبی ارائه میدهد؛ هرچند که روند مصاحبه طولانی است و از همان روز اول توضیح دادند که برخی کارها از سطح بخش درخواستشده به پشتیبانی و توسعه محول میشود که نیازمند صبر و صبوری است.
روز مصاحبه برای کارشناس شبکه با شرکت ارکید فارمد به یک تجربه متفاوت تبدیل شد. مصاحبهکننده علاوهبر دانش بالا، بسیار نکتهسنج و سؤالساز بود و حتی به کوچکترین جزییات مثل حرکت پاها هم توجه میکرد و از من خواست آرامش خودم را حفظ کنم. با وجود این، او برخوردی گرم و صمیمی داشت و همین باعث شد اضطراب من خیلی زود از بین برود. این سبک مصاحبه تا به حال با من تجربه نشده بود و از فضای شرکت و تجهیزاتی که در ظاهر دیده میشد، حدس میزدم تیم بیشتری به بهروز بودن فناوریها اهمیت میدهد. سه روز پس از مصاحبه ایمیل پذیرش یا رد دریافت کردم و خوشحال نبودم چرا که محیط کار را برای رشد خودم بسیار مناسب میدیدم. با این حال مشخص بود که شانس قبولی من کم است چون مصاحبهکننده گفت که جایگاه برای بررسی سختافزارهای فایروال نیاز به تقویت دارد و حتی پیشنهاد کرد از کجا و چگونه منابع را برای شروع مطالعه پیگیری کنم.
مصاحبه من انلاین بود و من با واتس اپ با مسئول مصاحبه ، مصاحبه کردم . خوش برخورد بود ولی خیلی سوال پرسیدن . یعنی از هر دری پرسیدن . یه سری چیزا رو پرسیدن که شاید اصلا لازم نباشه بدونی و بدون دونستن اونها هم کارت به راحتی پیش میره . اینجوری بگم که در حد ۱۰۰ میپرسن ولی چیزی که در واقع میخوان شاید ۶۰ – ۷۰ باشه. کلا همه جا همینجوریه . کلا باید با اعتماد به نفس بری جلو وگرنه قافیه رو میبازی
بعد از سه روز ارسال رزومه از طریق سایت کاریابی با تماس گرفته شد.گفتند ۴ مرحله مصاحبه دارند و نتیجه تا ۴۸ ساعت ایمیل میشه.روند مصاحبه ها طولانی بود و بین هر مصاحبه بیش از یک هفته زمان میبرد که در صورت قبولی تو اون مرحله ایمیل اطلاع رسانی ارسال نشد و تماس میگرفتند برای مرحله بعدی.روی سروقت حاضر شدن خیلی تاکید داشتند که در صورت تاخیر بدون توجه به کیفیت مصاحبه رد میشین .(درحالیکه خودشان به موقع ایمیل اطلاع رسانی نمیفرستادن!!!!!!!!!!) سه مرحله اول پذیرفته شدم و مرحله آخر رد شدم .۱۰ روز بعد ایمیل ریجکشن ارسال کردند. درکل در مصاحبه های آنلاین که دو مرحله بود زمان کمتر و برخورد عالی داشتند ولی دو مصاحبه حضوری برخورد خوبی نداشتند نگاه از بالا به پایین داشتند و تاکید کردند شخصیت متناسب با اونجارو استخدام میکنند و دانش فنی براشون اهمیتی نداره! با اینکه دو مصاحبه فنی داشت ولی هیچ سوال تخصصی در زمینه دیجیتال مارکتینگ نپرسیدند. از نظر مسیر برای من رفت و آمد سختی داشت که وقتی برای مصاحبه حضوری رفتم دو دل بودم که اگه قبول شدم برم یا نه ! ولی در کل شرکت مرتب و شیکی بود و به نظرم فرصت خوبی برای کسی که بخواد پیشرفت کنه داره ، چون سابقه کار هم واسشون زیاد مهم نیست.ولی خیلی ادعا دارند و درحد ادعاشون نیستند .
برای من تجربه استخدام در این شرکت به شکل خیلی خوب و بدون استرس بود. خیلی زود با من تماس گرفتند و بعد از ارسال رزومه، برای هماهنگی مصاحبه دو تاریخ و زمان پیشنهادی ارائه شد و امکان پیشنهاد دیگری هم وجود داشت. جلسه اول با سرپرست تیم برگزار شد و درباره سوابق کاریام سوال شد؛ توضیحاتم را به شکل کامل ارائه دادم و فضای گفتوگو نسبتا دوستانه بود. سپس مسئول منابع انسانی مراجعه کرد تا درباره شرکت و عملکردش توضیح بدهد. در جلسه دوم با مدیر فنی، فضایی صمیمی حاکم بود و یک بازنگری تحلیلی از سوابق من و آینده مسیر حرفهایام ارائه شد؛ در مورد تکنولوژیهای روز هم صحبت کردیم. پس از آن دوباره با همکاران منابع انسانی جلسه داشتم تا برآوردهای حقوقی را بشنوم و نظر من را بپرسم. قرار شد پس از جمعبندی، پیشنهاد نهایی ارسال شود. جو همهجا آرام و مهربان بود و امروز اولین روز کاری من در این شرکت است.
در ابتدای مصاحبه فرمهایی داده بودند که تمام رزومهام را دوباره در آنها وارد کنم و پس از آن سه دور آزمون واحد از واحد منابع انسانی درخواست شد که کامل کنم؛ بیش از چهل دقیقه طول کشید. بعضی سوالات بیربط بود مثل اینکه هفته قبل سردرد داشتید یا نه و غیره. پرینتر به لپتاپ وصل نمیشد و چهارساعته معطل بودم تا کسی که نمیدانم سمتشان چیست مشکل را حل کند؛ هر قدر هم همکارشان گفت لطفا این را بررسی کنید، توجهی نمیشد و فقط با دست خودشان رفتار میکردند. واقعا بینظم به نظر میرسیدند. مصاحبه هم حدود چهل تا پنجاه دقیقه طول کشید و سوال فنی خاصی مطرح نشد. مدیر منابع انسانی با لطافت رفتار میکرد اما مدیر فناوری رفتاری نسبتا نامطلوب داشت؛ به دیوار خیره بود، دستها و پاها را تکان میداد و مدام به گوشی خود چشم میدوخت. راستش اگر خودم رزومهام را ارسال نکرده بودم معلوم نبود رفتارشان چگونه بود. آنها خودشان هم سوال میپرسیدند و وقتی داشتم توضیح میدادم، خیلی وسط حرفم میپریدند. اصرار زیادی داشتند نشان بدهند اینجا فقط ایشان رئیسی است و هیچ کس دیگری حق حرف زدن ندارد. به عنوان نمونه میگفتند باید شش صبح اینجا حاضر باشی و یا تا هر زمان که کار ادامه دارد بمانید؛ مدیریتی که به نظر میرسید پادگانی است. همه دنبال نیرویی بودند که طولانیمدت بماند و ایشان هم در همان اول میگفتند دو سال دیگر که بروید، کلی کار یاد میگیرید؛ اگر من کار را دوست ندارم یا انجام نمیدهم، اینجا چنین کارهایی وجود ندارد. احساس من این بود که نیروها همواره باید سکوت و چشمبهراه باشند و به حرفها پاسخ ندهند. تعادل بین کار و زندگی در این شرکت ارزش چندانی ندارد؛ کارکنانشان هم تا هفت یا هشت شب میماندند و احساس میکردم اضافهکاری اجباری است. به طور کلی توصیه نمیکنم.
در تجربهام از این شرکت حس بدی نسبت به فضای مصاحبه داشتم و به این نتیجه رسیدم که باید از رفتن به آنجا اجتناب کنم. در مصاحبه با مدیر منابع انسانی و یکی از همکاران فعلا شاغل در همان بخش، حال و هوای سنگین و برخوردی پایینبهبالا تجربه کردم. مدیر منابع انسانی نگاه تحقیرآمیزی داشت و همکاران تحت امرش رفتارشان به گونهای بود که تحمل حضور آنها در اطرافشان سخت میکرد. روزی که برای استخدام رفتم، افراد زیادی برای تسویهحساب و پایان همکاری آمده بودند، اما آنجا به من گفتند برای استخدام باید ضمانت و سفته ارائه دهم. در مرحله دوم آزمون، کارمندی با سمت آقا مسئول تستهای اکسل و حضور و غیاب رفتار توهینآمیز داشت و با وجود اینکه میدانست مشکل از سیستم قدیمیشان است، به جای پذیرش واقعیت، تقصیر را به من نسبت میداد و رفتار با من به گونهای بود که حس میکردم از سطح تحصیلات و شعور بالایی برخوردارند در حالی که به نظر من سطح سواد و رفتارشان بسیار پایین بود. به طور کلی پیشنهاد میکنم برای حفظ عزت نفس و احترام خودتان، یا دستکم بررسی دقیق فضای کار قبل از تصمیمگیری، از رفتن به این شرکت صرفنظر کنید؛ ممکن است پشیمان شوید.
شرکت حلوای عقاب برای من تجربهایواره بود. مصاحبه برای کارشناس بازاریابی و تحقیقات بازار خیلی سخت آغاز شد؛ ابتدا تماس تلفنی گرفتند و از من خواستند طرحی برایشان آماده کنم تا در مصاحبه حضوری که فقط دو ساعت بعد از تماس بود، به همراه ببرم. طول نکشید شمار معطلی زیاد تا مسئول منابع انسانی به همراه تیم به جلسه برسند. سه نفر در اتاق حضور داشتند و به طور مداوم با گوشیهایشان صحبت میکردند، تلفن میرفت و افراد با سرعت از کنار هم رد میشدند. در حدود هشتاد درصد سوالها را پاسخ دادم اما گفتند تجربه ندارم و اگر بخواهم چیزی یاد بگیرم و پیشرفت کنم، اینجا جای خوبی برای آن است اما نه برای من. به طور صریح نگفتند چه، اما برداشت من این بود که نه برای ماست. حتی تماس من را هم نگرفتند و دلیل رد شدن را توضیح ندادند. با وجود اینکه رشته و سابقه کارم مرتبط بود و زبان انگلیسی هم بلد بودم، وقت من فقط تلف شد.
نسبت به تجربهای که داشتم، میخواهم بگویم در مصاحبه کیفیت شرکت حلوای عقاب با فرمهای زیادی رو به رو شدم و پاسخدهیهای اولیه چندان امیدوار کننده نبود. در حین جلسه، سوالات تخصصی مطرح شد اما به نظر من شیوه بیان و آمادگی کافی نبود و انتظار داشتم که به من بگویند آماده باشم. پس از مصاحبه هم خبری از خبر نهایی نشد و وقتی تماس نگرفتند، خودم پیگیر شدم تا دلیل رد شدن را بدانم، اما پاسخی دریافت نکردم. به طور کلی احساس کردم شرکتهای ایرانی اغلب به تجربیات یک نفر با سابقه اماکته کمتری، به جای توجه به تجربه طولانی افراد، نگاه میکنند و این نکته ناخوشایند بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.