وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۶٬۳۰۲ تجربه منتشرشده – صفحه ۴۱ از ۳۱۶
سورین اندیشه راسا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتکرمان
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
خوب واسه تازه‌کارا، نه حرفه‌ای‌ها

هرگز از دید کاربر تجربه‌کارانه خارج نشدم و می‌خواهم صادقانه بنویسم که اگر دنبال چنین نوع کاری هستید، باید اوضاع را خوب بسنجید. هر جایی هم نقاط مثبت و منفی دارد؛ من بررسی‌ها را خواندم و برخی نکات منفی را که مطرح شده بود، خودم هم دیدم. یکی از نکات مثبت این است که حقوق به موقع پرداخت می‌شود. درباره مدیران نظری ندارم، اما روشن است که برخی برای جذب نیرو تعریف و تمجید می‌کند. مدیریت ثابته و از این رو تغییرات چندان محتمل نیست. اگر تازه‌کارید و می‌خواهید تجربه و درآمد همزمان داشته باشید، می‌تواند وضعیت خوبی باشد؛ اما اگر حرفه‌ای باشید، با این شرایط به تجربه و مبلغی که پیشنهاد می‌شود نمی‌رسید. حتما با همکاران سابق شرکت صحبت کنید، تا تصمیم‌گیری‌تان به‌سختی کمتر باشد.

طراحان فردا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تولید محتوا۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
پاره‌وقت خوب، تمام‌وقت کابوس

همین که پاره‌وقت کار می‌کردم، اوضاع خوب بود و راضی بودم. بعد از اینکه اعلام شد به نیروی تمام‌وقت نیاز است و من قبول کردم، رفتارها تغییر کرد و بی‌احترامی‌ها آغاز شد. حقوق به شدت پایین بود و پرداخت‌ها به هیچ‌وجه منظم نبود؛ گاهی حتی تا بیست و هشت یا بیست و نه ماه تاخیر داشت. وقتی به خاطر این مشکلات از شرکت جدا شدم، هیچ تسویه‌ای انجام نگرفت؛ شش ماه از آن جدایی گذشته و هنوز تسویه نشده‌ام و تقریبا هفت میلیون تومان از من پرداخت نشده است.

برسام پخش نویان
کالای مصرفی و خوراکیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
پشیمونی از سال‌هایی که اینجا بودم

برای من واقعا تجربه‌ای ناخوشایند از اونجا موندگار شده. رفتار مدیران و معاونان اونجا به گونه‌ای بود که احساس می‌کردم موقعیت من و اعتماد بنفسم مرتب در معرض فشار است. آنها با تکیه به رفتارهای محدودکننده و بی‌اخلاقی، سعی می‌کردند اعتمادبه‌نفس کارشناس‌ها را خرد کنند و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم عزت‌نفس آدم‌ها را هدف قرار بدهند. افراد زیادی با پارتی و رانت به مقامات بالا رسیدند، به‌رغم این‌که سابقه کار کارشناسی هم نداشتند، و این فضارو واقعا توی محیط کار سمی می‌کرد. یه بار به شوخی به یکی گفتیم که مهندس است در حالی که واقعا دکتر نبود؛ واکنشش نشان داد چقدر حساس است نسبت به این عنوان‌ها. همیشه هم فشار می‌گذاشتند که مدارک بالاتر بگیریم و بعد با هم بگویند دکتر شدیم و از این حرف‌ها. با این وضع، اگر در تیم‌شان باشی و از ظاهر خوش‌رویی‌ات خوششان بیاید و به زبان خوش‌گفتن بلد باشی، جای خوبی در شرکت پیدا می‌کنی؛ اما اگر واقعا بخواهی به‌عنوان کارشناس باقی بمانی، رشدی نیست جز عذاب و خودخوری.

ارم آرا
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس مهندسی۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
اصلا سمتش نری

آگهیِ مدیریت مهندسی زده بودن ولی آخرش همه رو به‌عنوان کارشناس جذب می‌کنن. اینجا ساختارش خیلی سنتیه و همه‌چی حولِ تولید می‌چرخه؛ عملاً فقط تولید براشون ملاکه. حجم کار خیلی زیاده و هر چی بیشتر تو سالن بگردی و شلوغ‌کاری کنی، مدیر فکر می‌کنه پرفورمنست بهتره — اجازه نمیدن وقت آزاد پشت سیستم کار کنی و اگه کار سیستمی داشته باشی هم زمانت خیلی محدوده، وگرنه از دوربین‌ها زیر ذره‌بینت می‌کنن و توبیحت می‌کنن. توقعاتشون مثل یه سیستم قدیمی و پوسیده‌ست. کلاً کار تو کارخانه رو پیشنهاد نمی‌کنم. فشار کار خیلی رو اپراتورهاست، هم مدام راندمان می‌گیرن هم باید عملکرد ثبت کنن در حالی که حقوق پایینه. سطح نارضایتی بالا بوده و افراد قدیمی کارو به خودشون قفل کردن و اجازه پیشرفت به نیروهای جوان و تازه‌کار در بخش مهندسی نمی‌دن. مدیریت کارخانه هم منفعت‌طلب و تفرقه‌اندازه؛ به‌جای اینکه بین واحدها تعامل درست کنه، دائم بین افراد دعوا بنداز می‌کنه و از این وضعیت لذت می‌بره. خلاصه مدیران ضعیفن، حقوقشون زیادتر از لایق‌شونِ و باعث پسرفت مجموعه می‌شن. محیط کاملاً غیرحرفه‌ایه، کار طولانیه، جلسات بی‌دلیل زیاده و افراد جدید رو برای کم‌کاریِ قدیمی‌ها سرزنش می‌کنن. واقعاً توصیه‌ش نمی‌کنم؛ امیدوارم ظاهر بزرگ و پرطمطراق شرکت کسی رو گول نزنه.

تاجران پولاد افلاک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده فول‌استک۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
جا برای شروع، ولی شلوغ

شرکت تاجران پولاد افلاک فضای کاری نسبتا پرتعداد و پروژه‌محور منو در برگرفته بود؛ اما تصمیم‌گیری‌ها و هماهنگی تیم به‌طور کلی خوب بود و همسویی بین اعضا کاملا محسوس بود. پرداختی‌ها معمولا بدون تاخیر انجام می‌شد و حقوق به‌ندرت با تأخیر مواجه می‌شد. در روند مصاحبه‌ها خبری از سوالات سردرگم‌کننده نبود؛ به نظر می‌رسید مدیران باور دارن که داشتن رزومه پر یا پاسخ‌های دقیق به سوالات دشوار لزوما نشون‌دهنده توانایی واقعی نیست. مثال‌هایی دیدم که افراد با رزومه‌های درخشان از دانشگاه‌های معتبر در عمل خروجی مطلوبی نداشتند و بیش از هر چیز به بازنویسی سیستم و تغییرات سطحی علاقه نشان می‌دادند؛ نتیجه این رفتارها، از دست رفتن فرصت‌ها برای تیم بود. به نظر من اگر دنبال مکانی هستی که با تکنولوژی‌های نوین آشنا بشی و واقعا از اون‌ها برای پیاده‌سازی استفاده کنی، اینجا می‌تونه نقطه‌ی شروع خوبی باشه.

باشگاه ژیوان
فرهنگی و ورزشی
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
حیف عمر رو اینجا تلف کردم

واقعا از اینکه زمانم در اینجا بی‌ثمر گذشت ناراحتم؛ کارها خیلی زیاد بود و حقوق هم کم. فشار کاری بالاست و پاداش تقریبا وجود ندارد. همیشه می‌گفتند ما به شما لطف می‌کنیم و باید بیشتر کار کنید، اما در عمل با سرکوفت‌های متعددی روبه‌رو می‌شدم. وقتی شرایط وخیم شد و تصمیم به رفتن گرفتم، در تسویه از من کسرهای زیادی کردند؛ ابتدا گفتند بیمه تکمیلی دارید، اما در نهایت مبلغ زیادی بابت آن از حقوقم کم شد. امیدوارم همکاران آنجا که هنوز هستند به‌زودی فرصت بهتری برای themselves پیدا کنند. آمین.

مهراتبیان طب و سازه
خدمات درمانی، پزشکی و سلامتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس تحقیق و توسعه۸ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
خاطرات تلخ واحد تحقیق و توسعه

در ابتدا باید بگویم که وقتی صفحه را دیدم، فهمیدم دوستان و همکاران سابق نظراتشون رو گذاشتن و من هم خواستم تجربه‌ام را بنویسم تا کمی از این حال خارج شوم. قرار نبود به خاطر یادآوری خاطرات تلخ بیافتم، اما نشد که نشد. همان‌طور که واحد تحقیق و توسعه تازه شکل می‌گرفت، تیم نسبتا کم بود و خیلی‌ها تازه کار را شروع کرده بودند. به خاطر دارم دو نفر به جمع اضافه شدند؛ یکی رییس نرم‌افزار و دیگری رییس ایسیو. با حمایت بی‌حد و حصر مدیر تحقیق و توسعه و پول‌هایی که دریافت کردند، خیلی سریع اوضاعشان تغییر کرد: خانه‌ای در تهران خریدند، هر روز لباس‌های نو می‌پوشیدند و ظاهرا تغییرات زیادی در زندگی‌شان رقم خورد که به‌طور واضح دیده می‌شد. رئیس نرم‌افزار را هیچ‌وقت نادیده نمی‌گرفتم که پشت میز بنشیند و ساعات پرکار بگذرانند؛ بیشتر وقتش صرف چاپلوسی به مدیر و گرفتن امتیاز و پول می‌شد تا کار فنی. رئیس دوم ای‌سی‌یو هم با ترفندها و کلک‌هایش توانست جای رئیس قبلی را بگیرد و بعد با فشارها و زد و بندها باعث فروپاشی تیم شد. در نهایت هم گفتند بهتر است استعفا بدهی تا به‌طور رسمی اخراج نشوی — لطفی ویژه از طرف مدیر! این دو نفر عملا باعث فرار و اخراج چند نفری از تیم شدند؛ قرارداد من را به سه ماه کاهش دادند و در نهایت کنار گذاشتم. جالب اینکه رئیس نرم‌افزار را فردی مؤمن و نمازخوان نشان می‌دادند، اما انصاف و حق و ناحق برایش معنا نداشتند. انگار بهش یاد نداده بودند دینداری فقط به قضا و نماز نیست. هیچ‌وقت آن بداخلاقی‌هایی که این دو نفر نسبت به من و بقیه داشتند را فراموش نمی‌کنم و نمی‌بخشم. این جماعت با بندبازی و پارتی و آویزون شدن از مدیر، کل واحد تحقیق و توسعه را مخدوش کردند؛ همیشه حس تبعیض وجود داشت و انگار فقط نوچه‌های مدیر اهمیت داشتند. به امید این بود که معاونت محصول بتواند این مجموعه را جمع کند، اما در عمل فقط رییس ای‌سی‌یو را وادار کردند تا برود و رئیس نرم‌افزار همچنان ماند. بعد از تقریبا ده سال کار در این واحد، فهمیدم مدیریت ما بی‌تجربه و با ادعاها بوده و خسته شده بودم از ترس اخراج در هر لحظه. به همین دلیل خودم را نجات دادم و از مجموعه جدا شدم. حال که مهاجرت کردم و در شرکت‌های خارجی کار می‌کنم، تازه فهمیدم مدیر درست چه‌طور است و رییس گروه به چه معناست؛ دریافتم آنچه داشتیم فاصله زیادی با استانداردهای صحیح داشت. با وجود همه بدی‌های آنجا، یک نکته مفید بود: فهمیدم چگونه شارلاتان‌ها را به‌خوبی بشناسم و ازشان فاصله بگیرم و همین فاصله گرفتن برایم آرامش ایجاد کرد.

مبنا رایانش هوشمند
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس سینیور۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
زیر ذره‌بین همیشگی

شرکت مبنا رایانش هوشمند را تجربه کردم و در نقش برنامه‌نویس ارشد کار کردم. یک بار مدیرم مدام رو میزش نزدیک بود و از فاصله‌ی نزدیک نگاه می‌کرد که دقیقا چه کاری انجام می‌دهم. حتی وقتی یکی از هم‌تیمی‌ها در چت شرکت پیام می‌فرستاد، نام فرد را می‌خواند. شب لایوی داشتیم که کمکی نبود و تصمیم گرفتم از دوستم کمک بگیرم؛ وقتی گوشی‌ام را درآوردم تا پیامی بنویسم، او به وضوح روی گوشی‌ام خیره بود؛ این رفتارش چندین بار تکرار شد و ناچار شدم از افراد خارج از شرکت کمک بگیرم چون هم‌همکاران داخل شرکت کمکی نمی‌کردند. هم‌کار دیگری هم بود که دو سال زودتر از من آمده بود؛ به من اجازه‌ی استفاده از سیستم مناسب را نمی‌دادند و از سیستم کند مشترک ما هم استفاده می‌کرد. این خانم در سابقه‌ی خانوادگی‌ش طلاق را تجربه کرده بود و به نظر می‌رسید امتیازی به او داده می‌شد؛ سرپرستش به طرز صحبتش گفت: «تو این پنج سال کار کردی یا نه؟» به گونه‌ای که انگار حضور زودترش بی‌اثر بوده است. کارها بر گردن ما می‌افتاد و انگار همه چیز باید از روی دوش ما برداشته می‌شد. او با لحن تند درباره‌ی همکاران صحبت می‌کرد و چند نفر اطرافش را جمع کرده بود؛ برخی‌شان به رفتارش خوش‌بین به نظر می‌رسیدند و حفظش را ترجیح می‌دادند. رفتارهای این مدیر و برخی همکاران واقعا آزاردهنده و مشخص بود و فضای کار را سخت می‌کرد.

شکوفا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس / نیروی فنی۸ تیر ۱۴۰۵
۳٫۰
آب باریکه برای شروع

شکوفا برای من تجربه‌ای بود که با وجود همه‌ی معایبش، گاهی چیزهای مفیدی هم آموختم. در لحظه‌های آغاز کار، با یک حقوق ثابت ماهانه روبه‌رو می‌شدم و اگر دنبال گذران روزمره و دست‌کم گرفتن فشار روی پروژه بودم، اینجا می‌توانستم از این حقوق استفاده کنم و نتیجه‌ی پروژه را خیلی به‌دنبالش نخواهم گرفت. اگر قصد داشتم زمانم را با کارهای جانبی مثل سرمایه‌گذاری یا خرید و فروش سهام و خودرو و ملک بگذرانم، محیط از این نظر برایم مناسب بود چون امکان کار با حقوق ثابت وجود داشت و فشاری برای رسیدن به نتیجه‌ی پروژه حس نمی‌کردم. همچنین فرصت داشتند که تعادل نسبتا خوبی بین کار و زندگی برقرار کنم و اگر دوست داشتم، می‌توانستم بدون نگرانی از وقفه‌های کاری به بعضی کارهای شخصی‌ام برسنم. نقاط ضعف به شدت دیده می‌شدند. مدیریت یا خیلی ضعیف بود یا وجودا وجود داشت اما تأثیر کمی داشت. بخش فنی بالادست نسبت به تکنولوژی‌های جدید مقاومت نشان می‌داد و تمایلی به پذیرش تغییرات فنی یا کارهای غیرروتین نشان نمی‌دادند. پروسه‌ی ارتقا شغلی به‌طور روشن و شفاف نبود و گاهی مدیران پروژه به‌طور غیردقیق یا با انگیزه‌های سیاسی برخورد می‌کردند. نیروی فنی با تجربه‌ای که به‌روزرسانی‌های تکنولوژی را دنبال کند به‌طور گسترده وجود نداشت و اغلب تجربه‌ها مربوط به دوران‌های قدیمی بود. سطح دسترسی به اینترنت و امکان دسترسی به محیط production محدود بود و تنها برنامه‌های از پیش‌تعیین‌شده اجازه نصب یا استفاده داشتند. فرایندها و کاغذبازی‌ها بالا بود و حتی برخوردهای سابق به‌جای بهبود، به سمت نگه‌داشتن روال‌های قدیمی می‌رفت. برنامه‌ای که برای چه کسانی مناسب است: اگر هدفتان راه‌اندازی کسب‌وکار خودتان است و فقط یک آب باریکه‌ی مالی می‌خواهید تا کارتان شکل بگیرد، اینجا می‌تواند گزینه‌ای مناسب باشد. اگر دنبال توسعه‌ی حرفه‌ای نیستید و برایتان دستاوردی واضح و مفید چندان اهمیت ندارد، شاید دوام آوردن در این محیط برایتان آسان باشد. اگر دوست دارید در فضاهای سیاسی و نمایش توانایی‌ها حضور داشته باشید، احتمالا در اینجا بتوانید دوام بیاورید و از برخی جنبه‌ها چیزهایی یاد بگیرید برای نمایش خودتان. ضمن اینکه همه‌ی افراد در این مجموعه مثل هم نیستند و تجربه‌های متفاوتی وجود دارد.

ایت پرینت
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند سابق۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
کاش هرگز اونجا استخدام نشده بودم

دو سالی می‌شود که از شرکت خارج شدم و هنوز تسویه‌حسابم را نگرفته‌ام. پیگیرم ولی فایده ندارد و هر روز نامه‌نگاری می‌کنم اما خبری نمی‌شود. وقتی آن موقع از شرکت بیرون آمدم نرخ دلار چقدر بود و الان چند؟ واقعا رفتارشان انصاف ندارد. من هیچ موقعی تاخیر نداشتم و حالا می‌خواهم حقم را بگیرم و پاسخ بدهند؛ مصرف اعصاب و تحملم تمام شده، و دلم می‌خواهد پاسخ واحد و روشن دریافت کنم.

فن آوران امن یاشار
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس منابع انسانی۷ تیر ۱۴۰۵
۱٫۵
مدیرعامل سمی

این شرکت واقعا خوب نیست، اصلا منابع انسانی نمیدونن یعنی چی. یه مدیرعامل گذاشتن اونجا به اسم آقای ایران پرست که به شدت نگاه از بالا به پایین داره و بلد نیست چجوری رفتار کنه. اصلا توصیه نمیکنم کار توی این شرکت رو

بیمه
مدیریت ضعیف
بهینه پردازان ریزموج صنعت
مخابرات و ارتباطات (تلکام)تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس نرم افزار۷ تیر ۱۴۰۵
۴٫۳
مدیریت خوب سازمانی

به‌طور کلی تجربه مثبتی از همکاری با این شرکت داشتم. فضای کاری مناسب است و فرصت خوبی برای یادگیری، رشد و انجام پروژه‌های جدید و چالش‌برانگیز فراهم می‌کند. یکی از نقاط قوت شرکت، عدم وجود میکرومنیجمنت و اعتمادی است که به اعضای تیم داده می‌شود. در دوره‌ای که من در شرکت حضور داشتم، مدیریت بخش پروژه با چالش‌هایی همراه بود، اما خوشبختانه این موضوع در ادامه برطرف شد(با رفتن ایشون). همچنین مدیرعامل فردی حرفه‌ای، خوش‌برخورد و قابل احترام است که این موضوع تأثیر مثبتی بر فرهنگ سازمانی شرکت دارد.(واقعا باعث افتخارم بود بودن در کنار این عزیز) در مجموع، همکاری با این شرکت را به افرادی که به دنبال محیطی برای رشد و کسب تجربه هستند، توصیه می‌کنم

گروه صنایع گیتی پسند
تولید و صنایعاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۷ تیر ۱۴۰۵
۱٫۳
بی عدالتی

شرکت گیتی پسند زمانی یکی از موفق‌ترین مجموعه‌های صنعتی شهر ما بود. بنیان‌گذارش، مردی پرتلاش و عادل بود؛ کسی که کارگرانش را به اسم می‌شناخت و باور داشت ستون اصلی شرکت، همین نیروهای زحمتکش‌اند. اما با فوت ناگهانی او، همه‌چیز آرام‌آرام تغییر کرد. مدیریت به دست هیئت‌مدیره‌ای افتاد که بیشتر از آن‌که دغدغه تولید داشته باشند، درگیر اعداد و نمودارها بودند، چشمهایشان را به روی فسادها بسته بودند و هیچ‌کس دیگر صدای کارگران را نمی‌شنید. اولین موج تعدیل نیرو که آمد، همه شوکه شدند؛ قدیمی‌ترین و وفادارترین کارکنان با چند سر عائله، یکی‌یکی اخراج شدند، آن هم به بهانه بهینه‌سازی هزینه‌ها. در همین میان، عجیب‌ترین چیز این بود که بعضی‌ نیروهای فاسد و سوء استفاده گر نه‌تنها حذف نشدند، بلکه بیشتر هم دیده شدند. سرپرستی در دفتر تهران به نام م.ص که همه ی افراد کارخانه از مدیران تا کارگران از بی‌انضباطی و سوءاستفاده‌هایش خبر داشتند، همچنان در جایگاهش باقی ماند. زمزمه‌هایی در شرکت می‌چرخید؛ از مأموریت‌های کاری عجیبی که بیشتر شبیه سفرهای تفریحی بودند. او با یکی از کارمندان نزدیکش، که رابطه‌ای غیرحرفه‌ای با او داشت، به اسم مأموریت به این شهر می آمد و بارها کارکنان شرکت آنها را در یک اتاق مشترک هتل با هم می دیدند و جالبتر اینکه هزینه‌ها را شرکت پرداخت میکرد و تمامی خط قرمز های بنیان گذار شرکت را رد کرده بود در حالی که شرکت و مدیران اصلی به ظاهر مذهبی هستند ولی چشم هایشان را روی چنین فسادهای اخلاقی امثال م.ص بسته بودند. هیچ‌کس جرأت اعتراض به فساد او نداشت. هرکس حرفی می‌زد، فردای آن روز اسمش در لیست خروجی‌ها دیده می‌شد. کارخانه هنوز کار می‌کرد، دستگاه‌ها روشن بودند، اما روحی در آن جریان نداشت. دیگر خبری از همدلی، انگیزه یا افتخار نبود. کارگران باقی‌مانده فقط برای حقوق آخر ماه سر کار می‌آمدند، نه برای ساختن آینده. و واقعیت همین بود؛ شرکتی که زمانی با ارزش‌ها ساخته شده بود، حالا زیر سایه بی‌عدالتی و فساد امثال این سرپرست، فقط پوسته‌ای از گذشته‌اش را حفظ کرده بود...

نرم افزاری داتیس آرین قشم
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۶ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در نرم افزاری داتیس آرین قشم

من چند سالی است که در شرکت داتین مشغول به کارم و تجربه‌ام را به اشتراک می‌گذارم. اینجا برایم یک محیط بسیار نامناسب است و از مدیریت احتمالا کم‌سواد و بی‌تجربه رنج می‌بریم. امنیت شغلی ندارد و روند کار به شکل فاجعه‌باری افتضاها به نظر می‌رسد. پروژه‌ای که در دست دارم مربوط به ویپاد است که به باور من جزو نامطلوب‌ترین بانک‌های ایران محسوب می‌شود؛ با این حال خود تیم از ویپاد استفاده نمی‌کند چون خیلی خوب می‌دانیم موضوع چیست. وجود رانت، پول‌شویی، دزدی و حتی فریب کاربران در عملکرد مجموعه حس می‌شود. مدیران سطحی‌اند و مانند مدیران مهدکودک رفتار می‌کنند. رئیس جدید ویپاد با بی‌ثباتی مدیریتی و بی‌تقوایی در کار، فساد و بی‌نظمی را به چشم می‌بینم و باور دارم سواد بانکی هم ندارند. آن‌ها به راحتی افراد را کنار می‌گذارند و از زیر دست‌هایشان، کارشناسان و کاربران، به بدترین شکل رفتار می‌کنند.

انرژی یار
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسقائم مقام مدیرعامل۴ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۱٫۲
معاون اداری بی تربیت و الفاظ رکیک و ناموسی می دهد

سلام و ادب مدیرعامل بسیار انسان خوب و با اخلاق، فقط متأسفانه مبتلا به بیماری پارانوئید (بی اعتمادی افراطی) هستند معاون اداری مجموعه بسیار بی نزاکت و هتاک به خانواده پرسنل هستند

پارس دیتا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۳ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
کارشناس فروش

در این شرکت مدت کوتاهی کارکردم و به مرور فهمیدم که حقوق و مزایای من به طور منظم پرداخت نمی‌شود و اخبار مربوط به تعطیلات و سایر مزایا هم چندان شفاف نبود. وقتی تصمیم به جدا شدن گرفتم، گفته شد باید سه ماه قبل از ترک اطلاع بدهم تا حقوقم کامل پرداخت شود. شرکت به تدریج ورشکسته شده و تیم فنی به دو نفر کاهش یافته است. در باره عملکرد داخلی و فضاهای کاری، شنیده‌هایی وجود داشت اما نمی‌توانم با قاطعیت درباره صحتشان صحبت کنم. به دلیل تأخیرهای مکرر در پرداخت حقوق و شرایط کاری نامطلوب، به دیگران پیشنهاد نمی‌کنم، مخصوصا برای کسانی که وضعیت خانوادگی خاصی دارند.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.