در مصاحبه با شرکت بینالمللی افق نفت و گاز خاورمیانه رفتار مصاحبهکنندگان بسیار محترمانه بود و با ادب به من برخورد کردند. از جانب آنها سؤالاتی پیرامون حوزه منابع انسانی پرسیده شد و هیچگونه پرسشی خارج از چارچوب حرفهای مطرح نشد. برای من، اهمیت سابقه کاری مرتبط به شدت مشخص بود و نقش کلیدی خود را در فرآیند ارزیابی نشان میداد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
عنوان ارتباط با شرکت به شکل کلی، تجربهای بود که از نظر من در بخش مصاحبههای فنی اندروید شکل گرفت. در مرحله اول، درباره تواناییهایم سؤال شد و چند پرسش هم به ذهنم رسید که پاسخ دادم. از اینکه اهمیت برخی نکات غیر فنی مانند تسلط به رشته کامپیوتر و مباحث درسهای tersebut به چشم میخورد، کمی حس کردم فضای کار به صورت دانشگاهی و با نگاه خاصی ارزیابی میشود. در انتهای جلسه مطرح شد که برایم پروژهای فرستاده میشود تا انجام بدهم، ولی من تصمیم گرفتم آن را ارسال نکنم و دوباره تماس گرفتند و گفتند باید با واحد منابع انسانی صحبت کنم. رفتار منابع انسانی برایم بسیار آزاردهنده بود و جزییات شخصی زیادی از من پرسیدند. در نهایت به نظر میرسید دعوت به کار محتمل است و از من پرسیدند آیا به فضای شرکت با این خصوصیات آشنا هستم، که گفتم آشنا هستم اما فکر میکنم شدت آن چیزی که گفتند خیلی بالاست. توضیح دادند ممکن است به دفتر مرکزی هم بروند و برای خانمها wearing حجاب الزامی باشد و حتی لازم باشد حجاب را در محیط کار هم حفظ کرد و همچنین پیشنهاد کردند در صورت ورود، پوشش کاملتر از قبل داشته باشم و به خاطر این مساله روی بحث پوشش و قیود مذهبی صحبت شد. من گفتم که معتقدم حجاب تأثیری بر کار ندارد و با این دیدگاه موافق نیستند. قرار شد تصمیمی گرفته شود و فردای همان روز دوباره تماس گرفتند تا نظر نهایی را بشنوند و من گفتم قادر به کار در چنین شرایطی نیستم و این تصمیمم را پشیمان نیستم. ضمنا گفتند که مزایای خوبی ارائه میدهند اما حقوق نسبت به رقبا کمتر است. اگر نمیتوانید در فضای مذهبی و خشک کار کنید، انتخاب نکنید. درباره خانمها هم اشاره شد که حجاب برایشان مهم است و در دفاتر مرکزی ممکن است الزام به پوشش خاص وجود داشته باشد و محیط کار از نظر تفکیک جنسیتی نیز مطرح میشود. با این حال، مزایا شرکت بالا بود. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: در محیط کار مذهبی بودن یا حداقل به نظر رساندن چنین حالتی در شرکت.
شرکت مهیمن را تجربه کردم وقتی در مسابقات ict challenge یکی از برگزارکنندگان بودم و تیم ما به عنوان یکی از برگزیدگان در آمد. با یک هفته تا مصاحبه، شخصی از سمت شرکت با من تماس گرفت تا بپرسد تمایل به همکاری دارم یا نه. در آن زمان در شرکت دیگری مشغول بودم، اما تصمیم گرفتم برای مصاحبه بیایم و زمان را برای پنجشنبه گذاشتم تا اذیت نشوم. در مرحله اول، فردی که ظاهرا مدیر پروژه بود وارد شد و سوالات فنی زیادی مطرح کرد. در آغاز هیچ اضطرابی نداشتم و هدفم فقط حضور در مصاحبه بود، اما به تدریج فضا تغییر کرد و سعی کردم با دقت به همه سوالات پاسخ دهم. سؤالات شامل جزئیات برنامهنویسی و مباحث مرتبط با داتنت، تخصص من، بود. برخی پرسشها از حد دقیق بودند و نتوانستم با اطمینان پاسخ دهم که کمی من را دچار استرس کرد. نزدیک به لحظهای که با من برخورد میشد، رفتار خانم مصاحبهکننده بسیار خوب و آرام بود و سعی نکرد دانشش را به رخ بکشد. او به من گفت استرس نداشته باشم و لازم نیست حتما به همه سؤالات پاسخ بدهم. این نکته تاحدی آرامش مرا برگرداند و جالب بود که در شرکت مدیر پروژهای خانم است و با توجه به تخصصش به وضوح میفهمید که کارش را میداند. چند روز بعد، برای مصاحبه HR تماس گرفتند و من تصمیم گرفتم شرکت نروم؛ بعدها دیدم رفتن با انگیزه بیدلیل شاید اخلاقی نبود. در نهایت چنین شد که دیگر انگیزهای برای ادامه پروسه نداشتم. قبل از حضور در مصاحبه آمادهبودن کامل و برداشتن سطح انتظار غیرواقعی اهمیت دارد، زیرا ممکن است از برخی مباحثی که فکر میکنید بلدید، سوالی پرسیده نشود. ممکن است از شما سوالهایی درباره سختترین چالشهای برنامهنویسی پرسیده شود یا حتی یک سوال ساده باشد که مسیر رسیدن به نتیجه را بسنجد. اگر به چالش علاقه دارید، این شرکت میتواند گزینه خوبی باشد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: فضای شرکت مذهبی بود و این موضوع برایشان اهمیت داشت.
در مصاحبه کارشناس فروش شرکت مفید، تماس تلفنی از طرف کارگزینی در روز سهشنبه صورت گرفت تا برای روز شنبه هفته بعد جلسه مصاحبه تنظیم شود. هنگام ورود، از من اطلاعات شخصی و حرفهای خواسته شد و راهنمایی شد تا از طریق رایانه به تعدادی پرسش پاسخ دهم؛ پرسشها شامل مشخصات فردی، سوابق تحصیلی و حرفهای و سایر اطلاعات من بود. سپس باید به تعدادی سوال هوش در مدت بیست تا سی دقیقه پاسخ میدادم. پس از پایان این مرحله، برگهای حاوی سوالهای هوش اجتماعی و ارزیابی تواناییها و مهارتهای اجتماعی به من داده شد که باید آنها را پاسخ میدادم. چند دقیقهای منتظر ماندم و مدیر منابع انسانی آمد و درباره ویژگیهای شخصیتی و مهارتهای من سوال کرد، چند موقعیت را توضیح داد و از من خواست نحوه برخورد خود را بیان کنم. در ادامه درباره شغل توضیحاتی داده شد و گفتند از نظر منابع انسانی موقعیت من را تأیید میکنند و اگر با شرایط شغلی همخوانی داشتم برای مصاحبه فنی اقدام خواهیم کرد. من دو یا سه روز فرصت خواستم و پاسخ منفی بود. جالب بود که مصاحبه منابع انسانی در لابی شرکت و در مقابل دید مشتریان برگزار شد؛ مصاحبه منابع انسانی حدود یک ساعت به طول انجامید. حضور آماده برای پاسخ به سوالها با آرامش و صبر و حوصله به نظر من کلیدی بود. پرسیدن سوال توسط مصاحبهکننده در حین جلسه میتواند فشار را کاهش دهد و به کارآمدی مصاحبه کمک کند. ویژگیهای مهمی که برایشان مطرح بود عبارت بودند از رفتار محترمانه و پرسیدن سوالات به شیوهای دقیق.
سلام.سر ساعتی که قرار بود مصاحبه بشم آماده شدم و با کمی تاخیر جلسه به صورت اسکایپی شروع شد.در همون شروع شوکه شدم چون کسی میخواست مصاحبه کنه که ازم رزومه خواسته بود و سابقه کار خودش هنوز ۲ سال هم نشده بود!!! سوال اولش این بود که آیا با حوزه بازار سرمایه آشنایی داری؟ آیا فعالیتی هم داری؟ چون اگه قراره تو شرکت ما همکاری داشته باشیم باید تعهد بدی که فعالیتی نداشته باشی. سوال بعدی درمورد سابقه تحصیلی از دبیرستان تا الان رو پرسید و معدلم رو. سوالات بعدی که ازم پرسید اینا بودن: ۱) اسم کتاب زندگیت رو چی میزاری؟ ۲) اوقات فراغتت رو چطوری میگذرونی؟ ۳) چی خوشحالت میکنه حتی کوچیک ترین چیز هم باشه بگو؟ ۴) چه ویژگی داری که بین دوستات بیشتر درموردش میگن؟ ۵) آخرین مطلبی که درمورد منابع انسانی یادگرفتی؟ ۶) به کدوم بخش منابع انسانی بیشتر علاقه مندی؟ ۷) اهل دخانیات هستی؟ ۸) لباس رنگ خاصی رو میپوشی؟ اگه رنگ خاصی هست بگو ۹) کتاب غیر درسی چی مطالعه میکنی؟ اینا سوالاتی بودن که تو مدت تقریبا ۲۰ دقیقه ازم پرسیده شد و در آخر تشکر کرد بابت حضورم و اینکه تا یه هفته دیگه نتیجه مصاحبه اعلام خواهد شد و در صورت پذیرفته شدن برای مصاحبه حضوری دعوت میکنن. حالا برا من چندتا سوال هست که در نظر سنجی بعداز مصاحبه هم که از طرف شرکت ارسال شده بود همینارو پرسیدم و انتقاد کردم.اول در مورد خود فرد مصاحبه کننده هست که آیا همین فرد مصاحبه کننده رو ارزیابی کردن و ایشون رو فرد شایسته و لایقی برای مصاحبه میدونن؟ در حالی که هنوز خود مصاحبه کننده تجربه مفید آنچنانی نداره که بخواد به عنوان فرد حرفه ای مصاحبه کنه!! قطعا جوابش خیر هست!! چون نوع سوالاتش و نحوه برخوردش کاملا مشخص بود شایسته این کار نیست! آیا شاخصی و مدلی برای انجام مصاحبه شایستگی محور داره؟! با کدوم معیار الان من رد یا تایید میشم؟ اینکه کتاب زندگیم x یا y باشه از کجا میتونه شایسته بودن یا نبودن کارجو رو تعیین کنه؟ مگه من برای پوزیشن منابع انسانی درخواست نداده بودم؟ کدوم سوالش دانش و توانمندی من رو در مورد پوزیشن مورد نظر میتونه سنجش کنه؟!! اینا سوالاتی هست که میخوام ببینم از طرف شرکت کسی میتونه جوابگو باشه! تنها منم نیستم که در این شرکت با چنین سوالاتی مواجه شده، دوستان منم که مصاحبه شده رفته بودن همچین سوالاتی پرسیده بودن!!! در ادامه میخوام عین متنی که بعداز ۷ روز از مصاحبه برام فرستاده شده در اینجا قرار بدم: با سلام
روی کارگزاری مفید برای من مصاحبهای جالب بود. در روز مصاحبه، ابتدا فرم آنلاین را در لپتاپم پر کردم و سپس به سوالهای هوش نسبتا دشوار پاسخ دادم. بعد از آن جلسه با واحد منابع انسانی به صورت رو در رو برگزار شد و پرسشها بیشتر جنبهی عمومی داشتند. فضای مصاحبه آرام و گفتوگویی بود و استقبال خوبی از من شد. برای تیم استخدام، داشتن دانش مالی مناسب و تجربه مرتبط اهمیت زیادی داشت.
برای من اول از همه خوب بنظر نمیرسید. تجربهام از مصاحبه DevOps Engineer در کارگزاری مفید را اینطور روایت میکنم: مصاحبه اول با حضور دو نفر از تیم فنی و تیم کسبوکار برگزار شد. سوالها بیشتر درباره کارهای فعلیای بود که انجام میدادم و علت تمایلم برای تغییر موقعیت شغلی را میپرسیدند. سوالات فنی سطحی بود و فقط در حد تعریف سرویس، اما به مرور به سمت مسائل مبتنی بر سناریو رفت. در کل، احساس مثبتی نسبت به مصاحبه نخست نداشتم و فقط منتظر وضعیت بودم تا نتیجه مشخص شود. پس از حدود یک تا دو هفته تماس گرفتند و گفتند برای همان پوزیشن در بخش دیگری از شرکت، تواناییهای من مناسبتر است و بیشتر به فناوریهای مربوط به DevOps نزدیک میشد. مصاحبه دوم نیز روندی مشابه اول داشت و باز هم سوالهای فنی مطرح شد. با اینکه در صحبتهاشان عبارتی از عجله برای جذب نیرو به چشم میخورد، روند مصاحبه و فرایندها بسیار کند بود. در نهایت از طریق سایت جابایجا رزومهام رد شد و توضیح مشخصی داده نشد. پیشنهاد میکنم در نظر بگیرید که این فرصت در اولویتهای من در این دوره نبود.
روز مصاحبه با این شرکت را به صورتی متفاوت و با حال و هوای تازه روایت میکنم. در تماس اولیه، ازم پرسیدن که آیا برای مصاحبه آمادهام یا نه و من هم با اشتیاق پاسخ مثبت دادم. گفتند برای ارسال آدرس تماس میگیرند و تا آخرین لحظه هم دقیق نمیدانستم با چه کسی مصاحبه دارم و هدفش روشن بود یا نه، که برای یک شرکت بزرگ ذهنم را مشغول کرد و انتظار داشتند ایمیلی دریافت کنم اما این اتفاق نیافتاد. وقتی وارد ساختمان شدم، حدود بیست دقیقه صرف پیدا کردن فرد مناسب شد تا با من مصاحبه کند، در حالی که نگهبانی تنها کارش دنبال فردی بود که قرار است با من گفتگو کند. در نهایت داخل اتاقی دو نفر وارد شدند و فرآیند مصاحبه و مراحل آن را توضیح دادند، اما خودشان را به طور صریح معرفی نکردند و نمیدانم چرا. یکی از آنها در تیم اندروید بود و من مطمئن نبودم چه نقشی داشت. سوالات مطرحشده عموما کلی بودند و چیزی خیلی جزئی مطرح نمیشد؛ نکته خاصی در مورد خود componentهای اندروید مطرح نشد. در عوض درباره dagger، Rx، و طراحی الگوها سؤالاتی پرسیدند. بهطور کلی مسیر مشخصی برای ارزیابی من نداشتند، با این حال با رفتار محترمانه و خوبی از من پذیرایی کردند و این بخش را بهتر از انتظار بود.
برای ثبت رزومه در سایت شرکت مفید، اگر حداقل شرایط را داشتم دعوت به مصاحبه شدم و این تجربه را از نزدیک طی کردم. اولین مرحله، ارسال رزومه بود و در صورتی که شرایط لازم وجود داشت، برای مصاحبه دعوت میشدم. در آزمون اولیه به صورت الکترونیک از من سوالاتی مطرح شد و اطلاعات کلیام وارد سیستم شد؛ پس از آن هم مجموعهای پرسش وجود داشت تا ویژگیهای شخصیام را بسنجند و پاسخها روی کاغذ نوشته شد. مرحله بعدی همان روز مصاحبه با مدیر منابع انسانی بود که سوالاتش نسبتا ساده بود اما چالشبرانگیز هم بود؛ توصیه میشد صادقانه پاسخ بدهم. پس از آن با مدیر بخشی که قرار بود در آن بخش مشغول شوم مصاحبه کردم؛ این مصاحبه نسبت به قبلیها تخصصیتر بود. اگر بتوانم مراحل قبلی را با موفقیت پشت سر بگذارم، دوباره با من تماس میگرفتند تا مصاحبه نهایی با رئیس هیئت مدیره تنظیم شود؛ رئیس هیئت مدیره نیز واقعا فرد خوشبرخورد و دوستداشتنی بود. این شرکت واقعا محیطی پر از افراد با شخصیتهای خوشقلب جمع کرده است و تجربهاش ارزشمند است، حتی اگر فقط برای مصاحبه باشد. آنچه برایشان اهمیت داشت عبارت بود از: صداقت، تعهد کاری و سختکوشی.
مصاحبه برای موقعیت DevOps Engineer خیلی خوب پیش رفت. محل مصاحبه در دفتر مرکزی بود که خیابان آفریقا بالاتر از دنیا کودک ذکر شده بود و گفتند که سرویس سنتر جای دیگری است. برای مصاحبه فنی دو نفر با من تماس اسکایپ گرفتند. در آغاز یکی از مصاحبهکنندگان سوالاتی دربارهی آیندهنگری و برنامههای مهاجرت داشتم و اینکه چرا قصد جدا شدن از شرکت فعلیم را دارم. پس از آن فرد دیگری با تجربه و اطلاعات مناسب چند سوال مختلف پرسید. بیشتر تمرکز پرسشها روی Ansible، Kubernetes و مفاهیم مرتبط با کوبر بود. اگر احساس میکنید دانشتان کامل نیست، پیشنهاد میکنم قبل از مصاحبه مطالعه کنید. سوالات بهطور مفهومی بودند و گاهی نیاز به چالش فکری داشتند. رفتار تیم مصاحبهکنندهها عالی بود. فضای شرکت در دفتر مرکزی ظاهرا بیشتر مردانه بود و اشاره شد که در پستهای مرتبط با سرویس سنتر هم خانمها حضور دارند.
من برای موقعیت شغلی کارشناس روابط عمومی رزومه فرستادم و بعد از دو هفته سردبیر خبرگزاری که در اون کار میکردم بهم گفت رزومه در کارگزاری مفید رد شده. در واقع به جای اینکه با من تماس بگیرند با مدیر شرکتی که در اون کار میکردم تماس گرفتند و بدون اطلاع و اجازه من درباره من تحقیق کردند. این رفتار غیر حرفهای غیر مسئولانه برای من به شدت گران تمام شد.
سه جلسه مصاحبه داشتیم. مصاحبه اول با سرپرست فروش که بسیار فرد خوش برخورد و محترمی بود و تعامل صمیمانه ای داشت. سوالات کلی درباره سابقه کارم پرسید و توضیحات مفصلی درباره پوزیشن داد. جلسه دوم فقط تست های مختلف دادم و فرم های طولانی پر کردم. یه تست هوش داشت که خیلی به ریاضی وابسته بود و کمی سخت! جلسه سوم با مدیر منابع انسانی برگزار شد که ایشون هم بسیار به جزئیات سوال میپرسید از مدل شخصیت و خانواده و دلایل انتخاب شغل و… . به سوالات من هم خیلی شفاف پاسخ میداد. در آخر هم همون روزی که قرار بود جواب بدن ایمیل زدن و نتیجه رو اعلام کردن فضای “مفید” خیلی راحت و صمیمی بنظر میومد. برای افرادی که کار در فضای مختلط (خانم و آقا) اهمیت میدن باید بگم که مفید هیچ خانمی استخدام نمیکنه و یجورایی “مرد-کده” حساب میشه! نیاز نیست ظاهر و پوشش رسمی برای مصاحبه داشته باشید ولی خب تاثیر میذاره
در نهایت فهمیدم که برای پوزیشن شارژینگ، ابتدا با مدیر بخش مربوطه از طریق اسکایپ صحبت کردم و درباره سابقه کاری و مهارتهایم سوال شد؛ از سابقهها، تجربیات تخصصی و نرمافزارهای بهکار رفته در مسیر شغلیم صحبت شد و درباره حداقل حقوق مورد انتظار هم صحبت کردند. همچنین پرسیدند که دستاوردهای تخصصی که در رزومه نوشتم تا چه حد با واقعیت همخوانی دارد و گفتند در صورت قبولی، مرحلهای با حضور منابع انسانی خواهیم داشت. دو هفته بعد منابع انسانی تماس گرفت و جلسه با آنها حدود یک ساعت و نیم طول کشید. از دلیل انتخاب دیپلم ریاضی و تغییر رشته به IT تا علت خروج از شرکت فعلی و قبلی، دلیل انتخاب مبین نت و اینکه در زمان جستجوی کار دنبال چه عنوانهای شغلی بودم، همگی مطرح شد. گفتند این جلسه فقط آشنایی کلی بوده و وارد فاز سوالات شخصیتشناسی نشدیم؛ اگر نتیجه نهایی مثبت بود، برای مصاحبه بعدی با من تماس میگرفتند. با وجود اینکه نتیجه نهایی هنوز مشخص نبود، از برخورد مصاحبهکنندگان و سوالاتشان رضایت داشتم و حس خوب از هر دو نفر گرفتم. برای این فرصت باید حتما روی شغلی که رزومهاش را فرستادهام، مطال مطالعه و آمادگی کامل داشتم.
با وجود اینکه رزومهام را از طریق سایتهای کاریابی فرستاده بودم، دوهفته بعد برای جلسه معرفی رفتم و درون جلسهای دو ساعته باهاشون درباره شرکت و قوانین مربوط به حقوق و وزارت کار توضیح دادند؛ در کل اوضاع جلسه خوب بود. هفته بعد برای مصاحبه رفتم. سوالات فنی مربوط به شبکه خیلی ساده بود و از من درباره نحوه پاسخگویی به مشتریها پرسیدند. سه نفر در مصاحبه حضور داشتند: یکی از بخش جذب و استخدام، یکی رئیس کل مرکز تماس و دیگری رئیس مرکز کار. ابتدا از من خواستند خودم را معرفی کنم و سوالاتی با محوریت چرا مبین نت را انتخاب کردی و چرا کامپیوتر خواندهای پرسیدند. سپس رئیس کل خودشان را با نقش مشتری جای میگذارد و هر لحظه پاسخها را سختتر میکرد. با وجود این، در کل فرآیند خوب بود و فقط چند سوال شبکهای مطرح شد. مدیرانشان خیلی خوشبرخورد بودند؛ شرکت بزرگ است و به طور کلی حس خوبی منتقل میکرد. بعد از قبولی در مصاحبه باید دو هفته آموزش ببینیم، هم به مباحث شبکه و هم به نحوه پاسخگویی اختصاص دارد. فرقی ندارد از چه سطحی باشی، باید دوره را بگذرانی و در پایان آن دوره آزمون برگزار میشود؛ اگر قبول شوی استخدامیها انجام میشود و گرنه که هیچ. من هنوز دوره را تمام نکردهام اما به طور کلی شرکت خوبی است. روزهای کار در این شرکت معادل نه تا شبانهروز کار میکنید و دو روز هم استراحت دارید. حتما سایت شرکت را بررسی کنید؛ اگر بتوانید تعرفهها را حفظ کنید، بهتر است و سعی کنید حرفی برای گفتن داشته باشید. تسلط به مفاهیم پایه شبکه هم مهم است. از دوستان یا اطرافیانتان که در کال سنتر کار میکنند کمک نخواهید تا نحوه پاسخگویی را بهتون بگویند. به طور کلی احساس میکنم هرچه مصاحبه نسبتا ساده بود، مرحله بعدی یعنی دوره آموزشی سختتر باشد (نمیدانم دقیقا). ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت عبارت بودند از: مثبت بودن و توانایی خوب صحبت کردن.
وقتی وارد شرکت شدم یک برگه تخصصی روی میز بود که باید به آن پاسخ میدادم و سپس به اتاق سرپرست ابزار دقیق رفتم تا سوالات تخصصی را از من بپرسد؛ در مواردی پاسخ نمیدانستم و ایشان با حوصله توضیح دادند. همچنین برخی سوالات روانشناختی هم مطرح شد، مثل اینکه استرسی هست یا نه. مصاحبه نزدیک به دو ساعت طول کشید و پیش از آن هم نیم ساعتی به سوالات کتبی پاسخ داده بودم. از ظهر تا سه بعد از ظهر آنجا بودم و برای من ناهار هم سفارش شد. برخورد منشی و سرپرست خیلی خوب بود. تقریبا یک ماه و نیم بعد برای مصاحبه مرحله دوم با مدیر منابع انسانی تماس گرفتند. در این مرحله شصت سوال روانشناختی همراه با پاسخهای کامپیوتری را ارائه کردم و پس از آن با مدیر منابع انسانی گفتوگو کردم که سوالات جالبی داشت. از جمله اینکه اگر شرکت را به خانه ببری یا با دوستانت به بیرون بروی، فیلمی که دیدهای و در ذهن تو مانده، دلیل ممکن است چرا همکاران با تو همکاری نکنند، ویژگی خوب و بدی که دیگران از تو میشناسند و غیره؛ همچنین توضیح دادند که یک مصاحبه انگلیسی و تخصصی هم وجود خواهد داشت اما در مرحله سوم به من فرصت ندادند. پس از یک هفته با کمیته استخدام و مدیران مصاحبهای دیگر داشتیم. سه نفر برای مرحله سوم انتخاب شدند و به نوبت وارد اتاق شدند. کمیته شامل چهار نفر بود. از من درباره خودم، سوابقم و دلیل ترک شغل قبلیم پرسیده شد؛ در کل رفتار چهار نفر خیلی خوب بود. پس از گذشت یک هفته و عدم دریافت پاسخ، پیگیری کردم و گفتند فرد دیگری را انتخاب کردهاند و از اینکه با من همکاری نکردند پوزش دادند و برخوردشان محترمانه بود. متوجه شدم آن فرد انتخابی تخصص اتوماسیون قویتری داشته است.
با وجود اینکه مسیر مصاحبه سه مرحلهای بود، نتیجه به شکل ناگوریهای پایان پیدا کرد و من همچنان در حال بررسی فرصتهای دیگر بودم. در گام اول با مسئول منابع انسانی ملاقات کردم که نسبتا ساده بود، گام دوم با مسئول شعب سختتر بود و در نهایت در حضور مدیرعامل و مسئول منابع انسانی جلسهای برگزار شد. در هر سه مرحله سوالاتی مربوط به روانشناسی، بانکداری و رشته تحصیلی مطرح میشد و انتظار میرفت به آنها پاسخ مناسب داده شود. پس از موفقیت در هر سه مرحله، وارد دورههای آموزشی شدیم، اما پس از سه ماه و شرکت در کلاسها و آزمون، اعلام شد که با استخدام من موافقت نشده است. به رغم این، غالبا با من تماس نگرفتند و من پیگیر ماجرا شدم تا بفهمم چه اتفاقی افتاده بود. به نظر میرسد فرآیند کار به این شکل است که باید از طرف شما پذیرفته شوید تا استخدامی صورت بگیرد. مهارت درک مسائل تخصصی بانکی در اولویت است و این به علاوه، هماهنگی با سلیقه مدیران بانک اهمیت دارد. ویژگیهای مورد توجهشان شامل ظاهر مناسب و پوشش رسمی بود.
در مصاحبه اول، از من برای ارزیابیهای روانشناختی و هوشی بهره میبردند که طبق آزمونی بود که از همان ابتدای کار میدادند. مرحله بعدی سوالها جنبه تخصصی تر پیدا میکرد و گاهی سوالات مربوط به زندگی شخصی هم ترکیب میشد که کار را دشوار میکرد. در مرحله نهایی هم با مدیرعامل گاهی ملاقات داشتم که واقعا سخت بود. پیش از ورود به دوره کارآموزی، دورههای بانکی و مباحث مرتبط برگزار میگردید تا با فضای کار بانکی آشنا بشم. نکتهای که خیلی به چشم میخورد این بود که با لباس مناسب، رفتار موقر و متین انتظار داشتند.
روزهایم را با اعتمادی نسبتا کم به مصاحبههای استفاده شده در این حوزه سپری کردم؛ اما این تجربه برای من خیلی متفاوت بود. اولا با من تماسی گرفتند و گفتند رزومهام را در ایران تلنت دیدهاند و دوست دارند با من همکاری کنند. از شرکت و مهارتهای لازم گفتند و حضور در مصاحبه را تایید کردند تا مجددا در موعدی دیگر تماس بگیرند. روز مصاحبه با مدیر فناوری اطلاعات همان شرکت جلسهای داشتم که حدود یک ساعت طول کشید و همزمان مشاور فناوری اطلاعات هم شرکت را به هر دو ما معرفی کرد و صحبت کرد. همه چیز به نظر خوب میآمد تا اینکه مدیر آیتی بیان کرد یک شرکت دیگر هم باید با من گفتوگو کند و در هفته جاری با من تماس خواهند گرفت. اما سه هفته گذشت و خبری نشد؛ از طریق مدیر آیتی همان مجموعه پیگیر شدم و گفت نمیداند چرا طول کشید و بررسی میکند. یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند هنوز از آن شرکت خبری نشده و اگر پوزیشن دیگری برایم پیش آمد باید بروم و منتظر پاسخ نباشم. رفتارشان حرفهای نبود و به من احساس داده میشد که عمیقا قصد دارند درباره شرکتی که در آن کار میکنم اطلاعات جمعآوری کنند و آن مصاحبه صرفا جنبه فرمال داشت و بیمحتوا بود. از رفتار آن شرکت و شیوه کارشان پوزش میخواهم.
برایم روشن بود که مدیر فروش و بازاریابی بیش از هر چیز رفتار درست و برخورد مناسب را ملاک قرار میدهد. در طول دو جلسه مصاحبه با احترام و دقت برخورد شد و حتی با وجود این که در نهایت به دلیل کمبود تجربه در حوزه آسانسور پذیرفته نشدم، روند مصاحبه برایم تجربه مثبتی بود. به نظر من مدیران مجموعه دقیقا میدانستند دنبال چه چیزی میگردند و این نکته را به خوبی منتقل کردند. برای دوستانم آرزوی موفقیت دارم.
شرکت گروه مهبانگ را در مصاحبهای برای موقعیت کارشناس برندینگ کارفرما دیدم و با وجود نداشتن پروفایل تخصصی، رزومهام را همراه با توضیح کوتاهی از خود برای آنها فرستادم. در عرض دو تا سه روز به من تماس گرفتند و نکته جالب این بود که برای یکی از پوزیشنهایی که در سایت اعلام نشده بود، رزومهام را تطبیق دادند و برای من فرصت مصاحبه پیشنهاد کردند. خیلی برایم جالب بود که چقدر به رزومه اهمیت میدهند و برای موقعیت شغلیای که هنوز آگهی آن منتشر نشده بود، مصاحبه میفرستند. مصاحبه با مدیرعامل شرکت بود که برخوردی صمیمی، تأثیرگذار و توأم با تواضع داشتند و من خیلی احساس آرامش میکردم. حدود یک و نیم ساعت درباره کارهایی که در دانشگاه انجام داده بودم و دیدگاه کلیام نسبت به کار و چالشهای مرتبط صحبت کردیم. اطلاعات عمومی درباره ایشان هم برایم بسیار جذاب بود و دیدگاهم نسبت به شرکت را به طور کلی تحت تأثیر قرار داد. نحوه نگاهشان به منابع انسانی و فرایندهای سازمانی هم برایم خیلی خوشایند بود و حس کردم این حوزه پتانسیل یادگیری و تجربههای ارزشمندی را در اختیار افراد باهوش میگذارد. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند و اعلام کردند که پذیرفته شدهام؛ زمان جلسه ارائه پیشنهاد (offer) را با هم مشخص کردیم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.