تجربه کاری من در این مجموعه به دلیل برخی مشکلات در سطح مدیریت میانی، چندان مثبت نبود. برخی رفتارهای غیرشفاف، تصمیمگیریهای سلیقهای و نبود رویکرد واحد در مدیریت تیم باعث ایجاد نارضایتی در میان کارکنان شده بود. این موضوع باعث میشد افراد در بسیاری از مواقع نسبت به وظایف و انتظارات خود دچار ابهام شوند و همین مسئله به مرور بر عملکرد کلی تیم تأثیر منفی گذاشت و همکاری من را نیز تحت تأثیر قرار داد.
آخرین تجربهها
تجربه کاری من در این مجموعه به دلیل برخی مشکلات در سطح مدیریت میانی، چندان مثبت نبود. برخی رفتارهای غیرشفاف، تصمیمگیریهای سلیقهای و نبود رویکرد واحد در مدیریت تیم باعث ایجاد نارضایتی در میان کارکنان شده بود. این موضوع باعث میشد افراد در بسیاری از مواقع نسبت به وظایف و انتظارات خود دچار ابهام شوند و همین مسئله به مرور بر عملکرد کلی تیم تأثیر منفی گذاشت و همکاری من را نیز تحت تأثیر قرار داد.
تجربه کاری من در این مجموعه به دلیل برخی مشکلات در سطح مدیریت میانی، چندان مثبت نبود. برخی رفتارهای غیرشفاف، تصمیمگیریهای سلیقهای و نبود رویکرد واحد در مدیریت تیم باعث ایجاد نارضایتی در میان کارکنان شده بود. این موضوع باعث میشد افراد در بسیاری از مواقع نسبت به وظایف و انتظارات خود دچار ابهام شوند و همین مسئله به مرور بر عملکرد کلی تیم تأثیر منفی گذاشت و همکاری من را نیز تحت تأثیر قرار داد.
تجربه من در این شرکت نشان میدهد که نبود هماهنگی و شفافیت در سطح سرپرستی میتواند تأثیر قابل توجهی بر روحیه و عملکرد کارکنان داشته باشد. در این مجموعه، برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند ایجاد حاشیه، عدم پیگیری صحیح مشکلات و نبود حمایت کافی از کارکنان باعث شده بود فضای کار از حالت حرفهای فاصله بگیرد. این موضوع در بلندمدت باعث کاهش انگیزه و افزایش فشار روانی در محیط کار شد و ادامه همکاری را برای من دشوار کرد.
تجربه من در این شرکت نشان داد که نقش مدیران میانی تا چه اندازه میتواند در کیفیت فضای کاری تأثیرگذار باشد. در این مجموعه، متأسفانه برخی رفتارهای نادرست در سطح سرپرستی، مانند سوءبرداشت از عملکرد افراد و انتقال ناقص یا اشتباه اطلاعات به مدیریت بالاتر، باعث ایجاد بیاعتمادی و سوءتفاهم میان کارکنان شده بود. این موضوع به مرور زمان موجب کاهش همکاری تیمی و افت روحیه کاری شد و در نهایت شرایط به گونهای پیش رفت که ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه من در این شرکت نشان داد که نقش مدیران میانی تا چه اندازه میتواند در کیفیت فضای کاری تأثیرگذار باشد. در این مجموعه، متأسفانه برخی رفتارهای نادرست در سطح سرپرستی، مانند سوءبرداشت از عملکرد افراد و انتقال ناقص یا اشتباه اطلاعات به مدیریت بالاتر، باعث ایجاد بیاعتمادی و سوءتفاهم میان کارکنان شده بود. این موضوع به مرور زمان موجب کاهش همکاری تیمی و افت روحیه کاری شد و در نهایت شرایط به گونهای پیش رفت که ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه کاری من در این شرکت در مجموع با چالشهایی همراه بود که بخش قابل توجهی از آنها به نحوه مدیریت در سطح سرپرستی برمیگشت. متأسفانه برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند انتقال نادرست اطلاعات، عدم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین اعضای تیم، باعث کاهش هماهنگی و تمرکز کاری شده بود. این وضعیت به مرور زمان محیط کار را فرسایشی کرد و علاوه بر کاهش انگیزه، بر کیفیت انجام وظایف نیز تأثیر گذاشت و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه کاری من در این شرکت در مجموع با چالشهایی همراه بود که بخش قابل توجهی از آنها به نحوه مدیریت در سطح سرپرستی برمیگشت. متأسفانه برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند انتقال نادرست اطلاعات، عدم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین اعضای تیم، باعث کاهش هماهنگی و تمرکز کاری شده بود. این وضعیت به مرور زمان محیط کار را فرسایشی کرد و علاوه بر کاهش انگیزه، بر کیفیت انجام وظایف نیز تأثیر گذاشت و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه کاری من در این شرکت در مجموع با چالشهایی همراه بود که بخش قابل توجهی از آنها به نحوه مدیریت در سطح سرپرستی برمیگشت. متأسفانه برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند انتقال نادرست اطلاعات، عدم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین اعضای تیم، باعث کاهش هماهنگی و تمرکز کاری شده بود. این وضعیت به مرور زمان محیط کار را فرسایشی کرد و علاوه بر کاهش انگیزه، بر کیفیت انجام وظایف نیز تأثیر گذاشت و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
یکی از نکات قابل توجه در تجربه کاری من در این شرکت، وجود مشکلات ارتباطی در سطح سرپرستی بود. نبود مدیریت صحیح در انتقال اطلاعات و برخوردهای بعضاً غیرحرفهای باعث ایجاد فضای کاری پرتنش شده بود. این شرایط در بلندمدت باعث کاهش رضایت شغلی و تصمیم به پایان همکاری شد. یکی از نکات قابل توجه در تجربه کاری من در این شرکت، وجود مشکلات ارتباطی در سطح سرپرستی بود. نبود مدیریت صحیح در انتقال اطلاعات و برخوردهای بعضاً غیرحرفهای باعث ایجاد فضای کاری پرتنش شده بود. این شرایط در بلندمدت باعث کاهش رضایت شغلی و تصمیم به پایان همکاری شد.
تجربه من در این شرکت نشان داد که نبود مدیریت درست در سطح سرپرستی میتواند کل فضای کاری را تحت تأثیر قرار دهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیه باعث کاهش انگیزه تیم شده بود و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود. تجربه من در این شرکت نشان داد که نبود مدیریت درست در سطح سرپرستی میتواند کل فضای کاری را تحت تأثیر قرار دهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیه باعث کاهش انگیزه تیم شده بود و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه من در این شرکت نشان داد که نبود مدیریت درست در سطح سرپرستی میتواند کل فضای کاری را تحت تأثیر قرار دهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیه باعث کاهش انگیزه تیم شده بود و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود. تجربه من در این شرکت نشان داد که نبود مدیریت درست در سطح سرپرستی میتواند کل فضای کاری را تحت تأثیر قرار دهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیه باعث کاهش انگیزه تیم شده بود و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه من نشان داد که یک مدیر میانی ضعیف میتواند کل محیط کار را تخریب کند. در این شرکت، رفتارهای نادرست سرپرست باعث شد فضای سالمی برای کار وجود نداشته باشد و همکاری من پایان پیدا کند. تجربه من نشان داد که یک مدیر میانی ضعیف میتواند کل محیط کار را تخریب کند. در این شرکت، رفتارهای نادرست سرپرست باعث شد فضای سالمی برای کار وجود نداشته باشد و همکاری من پایان پیدا کند.
در این مجموعه، به جای ارزیابی عملکرد واقعی، تحت تأثیر گزارشهای نادرست یکی از سرپرستان قرار گرفتم. فضای کاری پر از تنش بود و در نهایت این شرایط به قطع همکاری من انجامید. در این مجموعه، به جای ارزیابی عملکرد واقعی، تحت تأثیر گزارشهای نادرست یکی از سرپرستان قرار گرفتم. فضای کاری پر از تنش بود و در نهایت این شرایط به قطع همکاری من انجامید.
تجربه کاری من در این شرکت به شدت تحت تأثیر رفتار یکی از سرپرستان بخش قرار گرفت. متأسفانه این فرد با ایجاد فضای ناسالم، بیاعتمادی و حاشیهسازی مداوم، محیط کار را برای بسیاری از کارکنان دشوار کرده بود. برخوردهای دوگانه، انتقال نادرست اطلاعات به مدیریت و ایجاد سوءتفاهم بین همکاران، از جمله مسائلی بود که به مرور باعث تضعیف روحیه تیم شد. به جای تمرکز بر کار و پیشرفت، انرژی زیادی صرف مسائل حاشیهای و تنشهای غیرضروری میشد. در نهایت، مجموعه این شرایط به گونهای پیش رفت که منجر به قطع همکاری من با شرکت شد، در حالی که احساس میکنم این تصمیم بیش از آنکه بر اساس عملکرد واقعی باشد، تحت تأثیر فضای ایجاد شده توسط این سرپرست بوده است. امیدوارم مدیریت چنین مجموعههایی توجه بیشتری به رفتار و عملکرد مدیران میانی داشته باشند، چرا که نقش بسیار مهمی در سلامت محیط کار و حفظ نیروهای توانمند دارند.
مجموعه خیلی ضعیفی هست با مدیریت خیلی غیر محترم که برای تفریح پرسنل رو آزار میده و بیمه ها و پرداختی ها همیشه مشکل داره. تجربه کاری من در این مجموعه متأسفانه چندان رضایتبخش نبود. مهمترین مشکل، عدم پرداخت منظم حقوق و مزایا بود که در برخی موارد با تأخیرهای طولانی همراه میشد. این موضوع باعث ایجاد فشار و نگرانی زیادی برای کارکنان میشود. همچنین مسئله بیمه از دیگر نکات منفی این مجموعه است. با وجود اینکه بیمه از حقوق اولیه هر کارمند محسوب میشود، اما در اینجا بهدرستی به آن توجه نشده است.
من شهر لبنیات بودم شرکت بزرگ و واقعا بی نظمیه برا استخدام کلی ازت سفته تضامین حضوری امضای الکترونیکی آزمایشات و ... که کلی هزینه داره و باید از خونوادت یکی رو ببری ضمانت و در آخرش به راحتی هر وقت خاستن میندازنت بیرون یعنی امنیت شغلی صفر مطلق فامیل بازی و پارتی بازی موج میزنه یکسری آدم عقده ای شدن مدیر که دوس دارن تو سرت بزنن و نزارن بالا بری حقوق بسیار پایین هر ماه عیدی سنوات تسویه میشه و اولش گولت میزنن که حقوق بالا میدیم بعد میفهمی با عیدی سنواتت حساب کردن نهار و صبحونه رایگانه برا من که سرویس نداشت مرخصی بهت نمیدن اخر سال هم میسوزه و پولی بابتش نمیگیری بیمه تکمیلی بدرد نخور و افتضاح
برنامه شون خیلی قدیمی . تیم برنامه نویسی رو دادن به کسی که سواد نداره. افرادی که این واحد و تیم را ترک کردن به دلیل مسائل اخلاقی بوده(خانمها که اکثرشون این برنامه نویس محترم چشمی بهشون داشته البته کسی پا میداد پاداشهای خوبی میداد بهش!! الانم یه خانم کنارش که هیچی از برنامه نویسی نمیدونه اما چون دوست دخترش نگهش داشته )، مسائل مالی اهم از حقوق و پاداش هیچ شفافیتی نداره،ترفیع هم تقریبا غیر ممکنه مگر(اگر خانم باشی با ایشون عشق و حال کنی، آقا باشی نقش خرابکار، زیر آب زن، دورو. حالا شاید اقا باشی و کارای غیراصولی ایشون رو انجام بدی نگهت داره) خلاصه برای آدم نرمال ، سالم پیشرفتی وجود نداره!!!
محیط بشدت بی نظم سمی و مدیریت ضعیف دانشجوهای ترم های پایین شریف و تهران و فارغ التحصیلای ضعیف رو میارن کار کنن براشون که بعدا بتونن بگن شرکت جمعی از دانشجویان شریفه ! همه فقط دارن میدون ولی به کجا معلوم نیست. با کلی رانت و دغل بازی پروژه های ملی رو میگیرن و با ضعفها و بیسوادی ای که دارن میخوان ببرن جلو عاشق اینن ادای شرکتهای های تک رو دربیارن. مثلا همینطوری که از مسجد و دعا اومدن توی شرکت بگن راستی شما آتوریته نداری با من نگوشیت کنی راجع به این فرادی که صورت گرفته هر کسی ظاهرا یکاری داره میکنه ولی معلوم نیست چی همه کارها بزن بره جلو هست یعنی وقتی دوماه بعد برگردی سراغش یا نصف تیم نیستن یا یادشون نیست چکار کردن. چون اسمشون بد در رفته اولش کلی خودشون رو خوب نشون میدن تا جذبت کنن ولی بعد از چند ماه میبنی توی چه باتلاقی افتادی و موقع خروج کمتر از حداقل حقوق رو بعد از یکسال بهت میدن و توی هیچی باهات همکاری نمیکنن. هر روز مینیمم ۳ نفر در حال خداحافظی از شرکت هستند و مدیر عامل ومدیران هم در حال سخنرانی و ادا هستند بیشتر تا شرکتداری هر لحظه هم ممکنه بگن از فردا نیا رفتارشون یجوریه که دوست دارن بقیه رو مسخره وتحقیر کنن و خودشون رو متخصص نشون بدن
من توی فرم استخدام، حقوق پیشنهادی رو یه مقدار بالاتر از وزارت کار نوشته بودم. زمانی که برای مصاحبه رفتم، مدیرمون گفت تو فعلا با حقوق وزارت کار بیا، هر دو ماه سنجیده میشی و به حقوقت اضافه میشه. باید بگم همهی این حرفها کشک بود و هیچ مبلغی اضافه نشد. اکثر قدیمیهای این شرکت یا خودشون استعفا دادن و یا پارسال تعدیلشون کردن. جالبه که اسمش اینه ناشر بینالمللی هستش، ولی نمیدونم چرا کسانی رو استخدام میکنن که علاوهبر اینکه سابقه کار ندارن و حتی دورهی ویراستاری رو هم نگذروندن، حداقلها رو هم نمیدونن. طرف اومده نشسته اونجا و حتی نمیدونست کلمهی "تغییر" یه دونه "ی" داره یا دو تا! اگر با پارتی و آشنا برید اونجا نونتون تو روغنه، کار هم نکردید هیچ ایرادی نداره، همکارانتون حمالی شما رو میکنن. اگر دوست دارید اونجا بمونید، باید پاچهخواری سرپرست رو بکنید و اگر دوست دارید سرپرست بشید، باید با کسانی که به آقای جوکار نزدیک هستن، رابطهی صمیمانهای داشته باشید! جالبه که آقای جوکار گفتند دانشجو استخدام نکنید، ولی مدیران یواشکی با منابع انسانی هماهنگ میکنن و راحت روزهای کاری دانشجوها رو تغییر میدن. اگر دیدید همکارتون دانشجو هستش و موقع امتحانهاش دو ماه دو ماه میآد توی واحد درس میخونه، حق اعتراض ندارید، چون پارتیش کلفته و شما تنها کاری که باید بکنید، کارهای ایشون رو باید انجام بدید و ایشون حقوق مفتش رو اول ماه بگیره. حرف هم بزنی متهم میشی به بهونه آوردن برای از زیر کار در رفتن. فضا پر از زیرآبزنی و خالهزنکبازی هستش؛ جلوت لبخند میزنن و پشت سرت صفحه میذارن. کل ساعت کاری حواسشون به بقیه هست و زیر نظر دارنشون و توی کار همه سرک میکشن. البته افرادی هم اونجا هستن که واقعا کار میکنن و کارشون رو هم درست انجام میدن، ولی اونها تبدیل شدن به آدمهای سردرگم و دلسرد که نه میتونن از اونجا برن و نه میتونن این وضع رو تحمل کنن. گاج سال گذشته برای سالروز تاسیس شرکت یه مراسم گرفته بود در حد جشن عروسی، با کلی بریز و بپاش. اون مدیری که خارج از کشور بود با ما تماس ویدیویی گرفت و کلی وعده و وعید داد که میخوان کارشون رو گسترش بدن و اصلا تعدیل نیرو ندارن، ولی از ماه آبان شروع کردن دونهدونه تعدیل کردن و هر دو ماه یه عده رو انداختن بیرون. اگر با پارتی و آشنا وارد اونجا شدید، خوش به حالتون. اما اگر سابقه کار دارید و کارتون رو دوست دارید، وارد همچین جایی نشید. چون اصلا براشون مهم نیست که شما چه کارهایی انجام دادید و کجاها کار کردید. در حد یه نیروی صفر باهاتون برخورد میکنن و اگر هم بخواید به قول خودشون کار اضافه انجام بدید، برخورد بدی باهاتون میکنن. این رو هم بگم که این سازمان هیچ برنامهی خاصی برای پیشرفت نداره و هر سال یه عنوان جدید به کتابهاش اضافه میشه. شش ماه اول سال روزهای جمعه اضافهکار اجباری هستش، البته بعضی نورچشیها میتونن اکثر اوقات از زیر کار در برن و مسافرتهاشون رو مرتب برن. خلاصه که اگر برای وقت و اعصابتون ارزش قائل هستید، پیشنهاد میکنم این شرکت رو جزو گزینههاتون نذارید، چون وارد اونجا که بشید، چیزهایی میبینید که بعد از دو ماه شما رو تبدیل به یه آدم افسرده و بیانگیزه میکنه.
تجربه کاری من در این مجموعه به دلیل برخی مشکلات در سطح مدیریت میانی، چندان مثبت نبود. برخی رفتارهای غیرشفاف، تصمیمگیریهای سلیقهای و نبود رویکرد واحد در مدیریت تیم باعث ایجاد نارضایتی در میان کارکنان شده بود. این موضوع باعث میشد افراد در بسیاری از مواقع نسبت به وظایف و انتظارات خود دچار ابهام شوند و همین مسئله به مرور بر عملکرد کلی تیم تأثیر منفی گذاشت و همکاری من را نیز تحت تأثیر قرار داد.
تجربه کاری من در این مجموعه به دلیل برخی مشکلات در سطح مدیریت میانی، چندان مثبت نبود. برخی رفتارهای غیرشفاف، تصمیمگیریهای سلیقهای و نبود رویکرد واحد در مدیریت تیم باعث ایجاد نارضایتی در میان کارکنان شده بود. این موضوع باعث میشد افراد در بسیاری از مواقع نسبت به وظایف و انتظارات خود دچار ابهام شوند و همین مسئله به مرور بر عملکرد کلی تیم تأثیر منفی گذاشت و همکاری من را نیز تحت تأثیر قرار داد.
تجربه کاری من در این مجموعه به دلیل برخی مشکلات در سطح مدیریت میانی، چندان مثبت نبود. برخی رفتارهای غیرشفاف، تصمیمگیریهای سلیقهای و نبود رویکرد واحد در مدیریت تیم باعث ایجاد نارضایتی در میان کارکنان شده بود. این موضوع باعث میشد افراد در بسیاری از مواقع نسبت به وظایف و انتظارات خود دچار ابهام شوند و همین مسئله به مرور بر عملکرد کلی تیم تأثیر منفی گذاشت و همکاری من را نیز تحت تأثیر قرار داد.
تجربه من در این شرکت نشان میدهد که نبود هماهنگی و شفافیت در سطح سرپرستی میتواند تأثیر قابل توجهی بر روحیه و عملکرد کارکنان داشته باشد. در این مجموعه، برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند ایجاد حاشیه، عدم پیگیری صحیح مشکلات و نبود حمایت کافی از کارکنان باعث شده بود فضای کار از حالت حرفهای فاصله بگیرد. این موضوع در بلندمدت باعث کاهش انگیزه و افزایش فشار روانی در محیط کار شد و ادامه همکاری را برای من دشوار کرد.
تجربه من در این شرکت نشان داد که نقش مدیران میانی تا چه اندازه میتواند در کیفیت فضای کاری تأثیرگذار باشد. در این مجموعه، متأسفانه برخی رفتارهای نادرست در سطح سرپرستی، مانند سوءبرداشت از عملکرد افراد و انتقال ناقص یا اشتباه اطلاعات به مدیریت بالاتر، باعث ایجاد بیاعتمادی و سوءتفاهم میان کارکنان شده بود. این موضوع به مرور زمان موجب کاهش همکاری تیمی و افت روحیه کاری شد و در نهایت شرایط به گونهای پیش رفت که ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه من در این شرکت نشان داد که نقش مدیران میانی تا چه اندازه میتواند در کیفیت فضای کاری تأثیرگذار باشد. در این مجموعه، متأسفانه برخی رفتارهای نادرست در سطح سرپرستی، مانند سوءبرداشت از عملکرد افراد و انتقال ناقص یا اشتباه اطلاعات به مدیریت بالاتر، باعث ایجاد بیاعتمادی و سوءتفاهم میان کارکنان شده بود. این موضوع به مرور زمان موجب کاهش همکاری تیمی و افت روحیه کاری شد و در نهایت شرایط به گونهای پیش رفت که ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه کاری من در این شرکت در مجموع با چالشهایی همراه بود که بخش قابل توجهی از آنها به نحوه مدیریت در سطح سرپرستی برمیگشت. متأسفانه برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند انتقال نادرست اطلاعات، عدم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین اعضای تیم، باعث کاهش هماهنگی و تمرکز کاری شده بود. این وضعیت به مرور زمان محیط کار را فرسایشی کرد و علاوه بر کاهش انگیزه، بر کیفیت انجام وظایف نیز تأثیر گذاشت و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه کاری من در این شرکت در مجموع با چالشهایی همراه بود که بخش قابل توجهی از آنها به نحوه مدیریت در سطح سرپرستی برمیگشت. متأسفانه برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند انتقال نادرست اطلاعات، عدم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین اعضای تیم، باعث کاهش هماهنگی و تمرکز کاری شده بود. این وضعیت به مرور زمان محیط کار را فرسایشی کرد و علاوه بر کاهش انگیزه، بر کیفیت انجام وظایف نیز تأثیر گذاشت و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه کاری من در این شرکت در مجموع با چالشهایی همراه بود که بخش قابل توجهی از آنها به نحوه مدیریت در سطح سرپرستی برمیگشت. متأسفانه برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند انتقال نادرست اطلاعات، عدم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین اعضای تیم، باعث کاهش هماهنگی و تمرکز کاری شده بود. این وضعیت به مرور زمان محیط کار را فرسایشی کرد و علاوه بر کاهش انگیزه، بر کیفیت انجام وظایف نیز تأثیر گذاشت و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
یکی از نکات قابل توجه در تجربه کاری من در این شرکت، وجود مشکلات ارتباطی در سطح سرپرستی بود. نبود مدیریت صحیح در انتقال اطلاعات و برخوردهای بعضاً غیرحرفهای باعث ایجاد فضای کاری پرتنش شده بود. این شرایط در بلندمدت باعث کاهش رضایت شغلی و تصمیم به پایان همکاری شد. یکی از نکات قابل توجه در تجربه کاری من در این شرکت، وجود مشکلات ارتباطی در سطح سرپرستی بود. نبود مدیریت صحیح در انتقال اطلاعات و برخوردهای بعضاً غیرحرفهای باعث ایجاد فضای کاری پرتنش شده بود. این شرایط در بلندمدت باعث کاهش رضایت شغلی و تصمیم به پایان همکاری شد.
تجربه من در این شرکت نشان داد که نبود مدیریت درست در سطح سرپرستی میتواند کل فضای کاری را تحت تأثیر قرار دهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیه باعث کاهش انگیزه تیم شده بود و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود. تجربه من در این شرکت نشان داد که نبود مدیریت درست در سطح سرپرستی میتواند کل فضای کاری را تحت تأثیر قرار دهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیه باعث کاهش انگیزه تیم شده بود و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه من در این شرکت نشان داد که نبود مدیریت درست در سطح سرپرستی میتواند کل فضای کاری را تحت تأثیر قرار دهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیه باعث کاهش انگیزه تیم شده بود و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود. تجربه من در این شرکت نشان داد که نبود مدیریت درست در سطح سرپرستی میتواند کل فضای کاری را تحت تأثیر قرار دهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیه باعث کاهش انگیزه تیم شده بود و در نهایت ادامه همکاری برای من امکانپذیر نبود.
تجربه من نشان داد که یک مدیر میانی ضعیف میتواند کل محیط کار را تخریب کند. در این شرکت، رفتارهای نادرست سرپرست باعث شد فضای سالمی برای کار وجود نداشته باشد و همکاری من پایان پیدا کند. تجربه من نشان داد که یک مدیر میانی ضعیف میتواند کل محیط کار را تخریب کند. در این شرکت، رفتارهای نادرست سرپرست باعث شد فضای سالمی برای کار وجود نداشته باشد و همکاری من پایان پیدا کند.
در این مجموعه، به جای ارزیابی عملکرد واقعی، تحت تأثیر گزارشهای نادرست یکی از سرپرستان قرار گرفتم. فضای کاری پر از تنش بود و در نهایت این شرایط به قطع همکاری من انجامید. در این مجموعه، به جای ارزیابی عملکرد واقعی، تحت تأثیر گزارشهای نادرست یکی از سرپرستان قرار گرفتم. فضای کاری پر از تنش بود و در نهایت این شرایط به قطع همکاری من انجامید.
تجربه کاری من در این شرکت به شدت تحت تأثیر رفتار یکی از سرپرستان بخش قرار گرفت. متأسفانه این فرد با ایجاد فضای ناسالم، بیاعتمادی و حاشیهسازی مداوم، محیط کار را برای بسیاری از کارکنان دشوار کرده بود. برخوردهای دوگانه، انتقال نادرست اطلاعات به مدیریت و ایجاد سوءتفاهم بین همکاران، از جمله مسائلی بود که به مرور باعث تضعیف روحیه تیم شد. به جای تمرکز بر کار و پیشرفت، انرژی زیادی صرف مسائل حاشیهای و تنشهای غیرضروری میشد. در نهایت، مجموعه این شرایط به گونهای پیش رفت که منجر به قطع همکاری من با شرکت شد، در حالی که احساس میکنم این تصمیم بیش از آنکه بر اساس عملکرد واقعی باشد، تحت تأثیر فضای ایجاد شده توسط این سرپرست بوده است. امیدوارم مدیریت چنین مجموعههایی توجه بیشتری به رفتار و عملکرد مدیران میانی داشته باشند، چرا که نقش بسیار مهمی در سلامت محیط کار و حفظ نیروهای توانمند دارند.
مجموعه خیلی ضعیفی هست با مدیریت خیلی غیر محترم که برای تفریح پرسنل رو آزار میده و بیمه ها و پرداختی ها همیشه مشکل داره. تجربه کاری من در این مجموعه متأسفانه چندان رضایتبخش نبود. مهمترین مشکل، عدم پرداخت منظم حقوق و مزایا بود که در برخی موارد با تأخیرهای طولانی همراه میشد. این موضوع باعث ایجاد فشار و نگرانی زیادی برای کارکنان میشود. همچنین مسئله بیمه از دیگر نکات منفی این مجموعه است. با وجود اینکه بیمه از حقوق اولیه هر کارمند محسوب میشود، اما در اینجا بهدرستی به آن توجه نشده است.
من شهر لبنیات بودم شرکت بزرگ و واقعا بی نظمیه برا استخدام کلی ازت سفته تضامین حضوری امضای الکترونیکی آزمایشات و ... که کلی هزینه داره و باید از خونوادت یکی رو ببری ضمانت و در آخرش به راحتی هر وقت خاستن میندازنت بیرون یعنی امنیت شغلی صفر مطلق فامیل بازی و پارتی بازی موج میزنه یکسری آدم عقده ای شدن مدیر که دوس دارن تو سرت بزنن و نزارن بالا بری حقوق بسیار پایین هر ماه عیدی سنوات تسویه میشه و اولش گولت میزنن که حقوق بالا میدیم بعد میفهمی با عیدی سنواتت حساب کردن نهار و صبحونه رایگانه برا من که سرویس نداشت مرخصی بهت نمیدن اخر سال هم میسوزه و پولی بابتش نمیگیری بیمه تکمیلی بدرد نخور و افتضاح
برنامه شون خیلی قدیمی . تیم برنامه نویسی رو دادن به کسی که سواد نداره. افرادی که این واحد و تیم را ترک کردن به دلیل مسائل اخلاقی بوده(خانمها که اکثرشون این برنامه نویس محترم چشمی بهشون داشته البته کسی پا میداد پاداشهای خوبی میداد بهش!! الانم یه خانم کنارش که هیچی از برنامه نویسی نمیدونه اما چون دوست دخترش نگهش داشته )، مسائل مالی اهم از حقوق و پاداش هیچ شفافیتی نداره،ترفیع هم تقریبا غیر ممکنه مگر(اگر خانم باشی با ایشون عشق و حال کنی، آقا باشی نقش خرابکار، زیر آب زن، دورو. حالا شاید اقا باشی و کارای غیراصولی ایشون رو انجام بدی نگهت داره) خلاصه برای آدم نرمال ، سالم پیشرفتی وجود نداره!!!
محیط بشدت بی نظم سمی و مدیریت ضعیف دانشجوهای ترم های پایین شریف و تهران و فارغ التحصیلای ضعیف رو میارن کار کنن براشون که بعدا بتونن بگن شرکت جمعی از دانشجویان شریفه ! همه فقط دارن میدون ولی به کجا معلوم نیست. با کلی رانت و دغل بازی پروژه های ملی رو میگیرن و با ضعفها و بیسوادی ای که دارن میخوان ببرن جلو عاشق اینن ادای شرکتهای های تک رو دربیارن. مثلا همینطوری که از مسجد و دعا اومدن توی شرکت بگن راستی شما آتوریته نداری با من نگوشیت کنی راجع به این فرادی که صورت گرفته هر کسی ظاهرا یکاری داره میکنه ولی معلوم نیست چی همه کارها بزن بره جلو هست یعنی وقتی دوماه بعد برگردی سراغش یا نصف تیم نیستن یا یادشون نیست چکار کردن. چون اسمشون بد در رفته اولش کلی خودشون رو خوب نشون میدن تا جذبت کنن ولی بعد از چند ماه میبنی توی چه باتلاقی افتادی و موقع خروج کمتر از حداقل حقوق رو بعد از یکسال بهت میدن و توی هیچی باهات همکاری نمیکنن. هر روز مینیمم ۳ نفر در حال خداحافظی از شرکت هستند و مدیر عامل ومدیران هم در حال سخنرانی و ادا هستند بیشتر تا شرکتداری هر لحظه هم ممکنه بگن از فردا نیا رفتارشون یجوریه که دوست دارن بقیه رو مسخره وتحقیر کنن و خودشون رو متخصص نشون بدن
من توی فرم استخدام، حقوق پیشنهادی رو یه مقدار بالاتر از وزارت کار نوشته بودم. زمانی که برای مصاحبه رفتم، مدیرمون گفت تو فعلا با حقوق وزارت کار بیا، هر دو ماه سنجیده میشی و به حقوقت اضافه میشه. باید بگم همهی این حرفها کشک بود و هیچ مبلغی اضافه نشد. اکثر قدیمیهای این شرکت یا خودشون استعفا دادن و یا پارسال تعدیلشون کردن. جالبه که اسمش اینه ناشر بینالمللی هستش، ولی نمیدونم چرا کسانی رو استخدام میکنن که علاوهبر اینکه سابقه کار ندارن و حتی دورهی ویراستاری رو هم نگذروندن، حداقلها رو هم نمیدونن. طرف اومده نشسته اونجا و حتی نمیدونست کلمهی "تغییر" یه دونه "ی" داره یا دو تا! اگر با پارتی و آشنا برید اونجا نونتون تو روغنه، کار هم نکردید هیچ ایرادی نداره، همکارانتون حمالی شما رو میکنن. اگر دوست دارید اونجا بمونید، باید پاچهخواری سرپرست رو بکنید و اگر دوست دارید سرپرست بشید، باید با کسانی که به آقای جوکار نزدیک هستن، رابطهی صمیمانهای داشته باشید! جالبه که آقای جوکار گفتند دانشجو استخدام نکنید، ولی مدیران یواشکی با منابع انسانی هماهنگ میکنن و راحت روزهای کاری دانشجوها رو تغییر میدن. اگر دیدید همکارتون دانشجو هستش و موقع امتحانهاش دو ماه دو ماه میآد توی واحد درس میخونه، حق اعتراض ندارید، چون پارتیش کلفته و شما تنها کاری که باید بکنید، کارهای ایشون رو باید انجام بدید و ایشون حقوق مفتش رو اول ماه بگیره. حرف هم بزنی متهم میشی به بهونه آوردن برای از زیر کار در رفتن. فضا پر از زیرآبزنی و خالهزنکبازی هستش؛ جلوت لبخند میزنن و پشت سرت صفحه میذارن. کل ساعت کاری حواسشون به بقیه هست و زیر نظر دارنشون و توی کار همه سرک میکشن. البته افرادی هم اونجا هستن که واقعا کار میکنن و کارشون رو هم درست انجام میدن، ولی اونها تبدیل شدن به آدمهای سردرگم و دلسرد که نه میتونن از اونجا برن و نه میتونن این وضع رو تحمل کنن. گاج سال گذشته برای سالروز تاسیس شرکت یه مراسم گرفته بود در حد جشن عروسی، با کلی بریز و بپاش. اون مدیری که خارج از کشور بود با ما تماس ویدیویی گرفت و کلی وعده و وعید داد که میخوان کارشون رو گسترش بدن و اصلا تعدیل نیرو ندارن، ولی از ماه آبان شروع کردن دونهدونه تعدیل کردن و هر دو ماه یه عده رو انداختن بیرون. اگر با پارتی و آشنا وارد اونجا شدید، خوش به حالتون. اما اگر سابقه کار دارید و کارتون رو دوست دارید، وارد همچین جایی نشید. چون اصلا براشون مهم نیست که شما چه کارهایی انجام دادید و کجاها کار کردید. در حد یه نیروی صفر باهاتون برخورد میکنن و اگر هم بخواید به قول خودشون کار اضافه انجام بدید، برخورد بدی باهاتون میکنن. این رو هم بگم که این سازمان هیچ برنامهی خاصی برای پیشرفت نداره و هر سال یه عنوان جدید به کتابهاش اضافه میشه. شش ماه اول سال روزهای جمعه اضافهکار اجباری هستش، البته بعضی نورچشیها میتونن اکثر اوقات از زیر کار در برن و مسافرتهاشون رو مرتب برن. خلاصه که اگر برای وقت و اعصابتون ارزش قائل هستید، پیشنهاد میکنم این شرکت رو جزو گزینههاتون نذارید، چون وارد اونجا که بشید، چیزهایی میبینید که بعد از دو ماه شما رو تبدیل به یه آدم افسرده و بیانگیزه میکنه.