وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۶٬۲۸۸ تجربه منتشرشده – صفحه ۶ از ۳۱۵
یکتا افروز
تولید و صنایعکرج
تجربه کاری
کاربر ناشناسمشاور SAP۱۷ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
جای خوب واسه رشد توی SAP

برای من که سال‌ها توی این مجموعه حضور داشتم، تجربه واقعی از SAP به من این انتظار را می‌دهد که با نگاه دقیق‌تر بتوان نظر درست داد. در این مدت دیدم که با وجود چالش‌های مشابه سایر جاها، رفته‌رفته اوضاع بهتر شد و واقعاً پیشرفت را لمس می‌کردم. مزیت‌های زیادی داشت، از جمله حقوق به‌موقع و پاداش فصلی، ساعت‌های قابل تنظیم، تیم حرفه‌ای و فضای پویا، برگزاری رویدادها و هدیه‌های مناسبتی، امنیت شغلی و فرصت ارتقا. درباره یادگیری هم بخش اعظم آموزش‌ها مکتوب بود و هم برای هر نفر تازه‌وارد یک منتور با تجربه وجود داشت که مستقیماً کمک می‌کرد. فضای کاری اکنون صمیمی‌تر شده و افراد برون‌گرا هم به جمع اضافه شدند؛ واقعاً جریان دانش در تیم فعال است و جلساتی مشخص برای انتقال تجربیات برگزار می‌شود. اگر دنبال پیشرفت و یادگیری در حوزه SAP هستید، این شرکت یکی از گزینه‌های خوب بازار ایران است چون پروژه‌های متنوعی دارد که رزومه و مهارت‌های شما را تقویت می‌کند. مدیرعامل واقعاً دغدغه‌ی تیم را دارد و تا جای ممکن مشکلات همکاران را پیگیری می‌کند. بدیهی است که آغاز کار ممکن است مانند سایر شرکت‌ها نرخ حقوق کمتری داشته باشد، اما با پیشرفت و توانمندی، حقوق هم افزایش می‌یابد. در کل من این شرکت را پیشنهاد می‌کنم.

تدبیر توسعه سلامت
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱۷ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
محیط آروم و یادگیرنده

مدت چهار سال است که در این مجموعه مشغول به کارم. مدیران با صراحت و صراحت‌بیان رفتار می‌کنند و شفاف بودن کارها را دنبال می‌کنند. پرداخت حقوق همیشه به‌موقع انجام می‌شود و نظم مالی وجود دارد. محیط کار نسبتا آرام و بی‌تنش است. با مواجهه با چالش‌های مختلف در پروژه‌ها، دانش و تجربه‌ام به شکل قابل توجهی افزوده می‌شود. به مشتریان و کیفیت محصول اهمیت زیادی می‌دهند و از این رو این کار را به دوستانم هم پیشنهاد می‌کنم.

تولیپ
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱۷ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
لطفاً نیاین

برای من خیلی سخت بود که توی شرکت تولیپ با چنین فضایی روبه‌رو بشم؛ محیط کار کاملاً مردسالار و با فضای مذهبیِ اغراق‌شده‌ای بود که هر جنبه‌ای از زندگی شخصی‌ام زیر نظر بود و فشار زیادی به وجود می‌آمد. روزها پر از صحبت‌های کنترل‌شده و محدودیت‌های نامشخص بود و حس می‌کردم هر تصمیمی که می‌گیرم زیر ذره‌بین است.

بازرگانی امیر
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱۷ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
واقعاً تجربه‌ی بدی بود

باور کنید برای من هم پذیرش در اینجا همانند بازگشت به مدرسه بود. اولین مرحله با ارائه‌ی مجموعه‌ای از قوانین بیمه شروع می‌شود که اگر چه از نظر من کم‌وکیفش روشن نیست، اما گفتند اگر دوبار قبول نشوی، با تو قطع همکاری می‌کنند و در همان مرحله هم دنبال حاشیه‌سازی و زیرآب زدن هستند. سپس باید تستی در حوزه‌ی SQL بدهی و در نهایت به یک آزمون برنامه‌نویسی می‌روی، اما با استفاده از یک فریم‌ورک قدیمی و مجموعه قوانینِ دست‌ساز که اکثرشان ارتباطی با دنیای واقعِ کدنویسی ندارد و از تو می‌خواهند طبق آنچه گفتند کد بزنی. هر مرحله ممکن است ناگهان گفته شود که برو از دفتر کار خارج شو. فضا هم فوق‌العاده منفی است؛ مدیری که اواخر روز انتظار دارد درباره‌ی عملکرد همکاران گزارش بدهی، و بسیاری از سوال‌هایی که در مصاحبه مطرح می‌شدند، در کار واقعاً به کار نمی‌آیند.

ریحا شرقی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارآموز / همکار پروژه‌ای۱۷ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
کارآموزی که حال داد

به جرات می‌تونم بگم تجربهٔ کاریم با اون تیم خیلی مثبت بود. فضای کار نه تنها دوستانه و گرم بود، بلکه جو مصاحبه‌شون هم آرام و منصفانه بود و هیچ فشاری احساس نمی‌کردم. دو ماه کارآموزی گذروندم و چیزهای زیادی یاد گرفتم؛ الان هم به‌صورت پروژه‌ای با شرکت همکاری می‌کنم و از این همکاری راضی‌ام. واقعاً از همه‌شون سپاسگزارم.

آیتانیش
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۷ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
مدیر منابع انسانی بی ادب

یکی از بدترین تجربه‌های کاری من، کار کردن در یک شرکت کوچک بود؛ جایی که متأسفانه مدیر منابع انسانی بیشتر از اینکه نقش «منابع انسانی» داشته باشد، خودش را مسئول کنترل و تحت فشار گذاشتن کارکنان می‌دانست. بی‌احترامی در مکالمه، لحن تحقیرآمیز، برخورد از بالا به پایین و بی‌توجهی به شرایط کارکنان، کم‌کم تبدیل به بخشی از فرهنگ شرکت شده بود. در چنین محیطی اگر درباره یک مشکل کاری صحبت می‌کردی، به‌جای اینکه حرفت شنیده شود، احساس می‌کردی داری برای خودت دردسر درست می‌کنی. اگر درباره حق و حقوقت سؤال می‌کردی، به‌جای پاسخ منطقی، با رفتاری سرد و تند مواجه می‌شدی. تلخ‌تر از همه این بود که ظاهراً کوچک بودن شرکت تبدیل شده بود به بهانه‌ای برای نبودن ساختار، نبود شفافیت و نادیده گرفتن شأن نیروی انسانی. من یاد گرفتم که کوچک بودن شرکت هیچ ایرادی ندارد؛ کوچک بودن نگاه مدیریتی است که مشکل ایجاد می‌کند. منابع انسانی قرار است پناهگاه ارتباط بین کارمند و سازمان باشد، نه جایی برای ایجاد ترس، تحقیر و فشار. شاید یک شرکت کوچک باشد، اما آدم‌هایی که در آن کار می‌کنند، کوچک نیستند. احترام به نیروی انسانی، هزینه نیست؛ حداقل استاندارد یک محیط کاری سالم است.

دیجی کار
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند فروش۱۷ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
گرو گرفتن شناسنامه با دروغ و غیر قانونی

گرو گرفتن شناسنامه بزور و غیر قانونی یکی از بدترین تجربه‌هایی که در محیط کاری داشتم، مربوط به این شرکت بود که در زمان شروع همکاری، شناسنامه و یک فقره سفته با مبلغ سنگین به‌عنوان تضمین دریافت کرد. مسئله فقط گرفتن تضمین نبود؛ مسئله این بود که وقتی زمان پایان همکاری و تسویه حساب رسید، برای استرداد مدارک و سفته با امروز و فردا کردن مواجه شدم. مدرکی که باید در زمان مناسب و بدون دردسر به صاحبش بازگردانده می‌شد، عملاً تبدیل به ابزاری برای ایجاد فشار شد. تلخ‌تر از همه اینکه در ماه آخر همکاری، با وجود انجام وظایف و تعهدات کاری، مبلغ دریافتی و وضعیت حقوق و بیمه مطابق انتظار من پیش نرفت و همین موضوع، در کنار نگه‌داشتن مدارک و سفته، احساس بسیار بدی از بی‌اعتمادی و بی‌احترامی به وجود آورد. به نظر من، رابطه کاری باید بر پایه قرارداد شفاف، اعتماد متقابل و رعایت حقوق دو طرف شکل بگیرد، نه با نگه‌داشتن مدارک هویتی و ایجاد نگرانی بابت سفته‌ای که مبلغ آن تناسبی با حقوق و شرایط واقعی همکاری ندارد. اگر شرکتی برای شروع همکاری به تضمین نیاز دارد، می‌تواند شرایط، علت دریافت تضمین، مبلغ، نحوه استفاده و زمان استرداد آن را شفاف و مکتوب مشخص کند. حتی در راهنمای حقوقی مرتبط با سفته‌های ضمانت استخدام نیز بر تعیین شرایط استفاده و گرفتن رسید تأکید شده است. تجربه من یک درس ساده داشت: هیچ‌وقت صرفاً به وعده شفاهی «بعداً پس می‌دیم» اعتماد نکنید. برای هر مدرک یا سفته‌ای که تحویل می‌دهید، رسید کتبی و مشخصات کامل داشته باشید و شرایط استرداد را از ابتدا مکتوب کنید. چون پایان همکاری، دقیقاً همان زمانی است که معلوم می‌شود یک مجموعه چقدر به حرف‌هایی که روز اول درباره احترام به نیروی انسانی می‌زد پایبند است.

آیتانیش
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
شرکت کوچک با مدیر منابع انسانی کوته فکر

مدتی رو از روی اجبار با این خانم مدیر منابع انسانی کار کردیم که پر از عقده بود گاهی در یک شرکت، مشکل از کمبود نیروی متخصص نیست؛ مشکل از مدیری است که تحمل نیروی متخصص را ندارد. مدیر منابع انسانی قرار است آدم‌ها را بشناسد، استعدادها را کشف کند، انگیزه ایجاد کند و بین منافع سازمان و کارکنان تعادل برقرار کند؛ نه اینکه اتاقش را به محلی برای قدرت‌نمایی، تحقیر و اثبات برتری شخصی تبدیل کند. مدیری که از نیروی توانمند می‌ترسد، معمولاً به‌جای رشد دادن او، سعی می‌کند کوچکَش کند. مدیری که نگاهش کوتاه است، آدم‌ها را بر اساس توانایی و شایستگی نمی‌سنجد؛ بر اساس میزان فرمان‌برداری‌شان قضاوت می‌کند. و مدیر منابع انسانی‌ای که خودش را بالاتر از کارکنان می‌بیند، فراموش کرده که عنوان «مدیر» مجوز رفتار غیرحرفه‌ای نیست. کوته‌بینی مدیریتی دقیقاً از جایی شروع می‌شود که مدیر فکر می‌کند هرکس از او بهتر، باسوادتر یا باتجربه‌تر باشد، تهدید است. سازمان حرفه‌ای جایی نیست که همه از مدیر بترسند؛ جایی است که مدیر بتواند آدم‌های قوی‌تر از خودش را جذب کند، رشد دهد و حفظ کند. اگر یک مدیر منابع انسانی به‌جای ساختن اعتماد، ترس می‌سازد؛ به‌جای کشف استعداد، استعدادها را سرکوب می‌کند؛ و به‌جای حل مسئله، از جایگاهش برای کوچک کردن دیگران استفاده می‌کند، شاید وقت آن رسیده باشد که خود سازمان یک سؤال جدی از خودش بپرسد: چه کسی قرار است منابع انسانیِ منابع انسانی را مدیریت کند؟ چون بزرگ‌ترین هزینه یک شرکت همیشه حقوق کارکنان نیست؛ گاهی نگه‌داشتن یک مدیر نالایق، گران‌تر از از دست دادن ده‌ها نیروی توانمند تمام می‌شود.

دیجی کار
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
رویا فروشی

این شرکت محصول شما را نمی خرد و فقط با تولید کننده های قدیمی خودشان کار می کنند- فریب رویا فروشی را نخورید. «دستگاه زودبازده»؛ یا کسب‌وکار زودباور؟ یک دستگاه می‌خرند، چند عکس از خط تولید نشان می‌دهند، چند عدد بزرگ برای درآمد ماهانه روی کاغذ می‌نویسند و بعد به شما می‌گویند: «با این دستگاه ماهی فلان‌قدر درآمد داشته باش!» اما یک سؤال ساده وجود دارد: مشتری کجاست؟ اگر قرار بود صرفاً با خرید یک دستگاه پولدار شویم، امروز به‌جای کارآفرین، میلیون‌ها صاحب دستگاه داشتیم! واقعیت تلخ این است که در بعضی مدل‌های فروش، چیزی که به مشتری فروخته می‌شود دستگاه نیست؛ رؤیای پولدارشدن است. از ظرفیت تولید حرف می‌زنند، اما از فروش واقعی نه. از درآمد حرف می‌زنند، اما از هزینه واقعی تولید نه. از سود می‌گویند، اما هزینه مواد اولیه، برق، نیروی انسانی، تعمیرات، بسته‌بندی، حمل‌ونقل، بازاریابی، خواب سرمایه و برگشتی کالا را کنار می‌گذارند. روی کاغذ می‌گویند: تولید × قیمت فروش = سود اما در دنیای واقعی: تولید بدون مشتری = انبار پر از محصول و دستگاه بدون بازار = سرمایه‌ای که خاک می‌خورد. بعضی‌ها دستگاه می‌فروشند و برای توجیه خرید، یک «کسب‌وکار» هم روی کاغذ تحویل می‌دهند! اما کسب‌وکار واقعی با بازار، مشتری، مزیت رقابتی، حاشیه سود و جریان نقدی ساخته می‌شود؛ نه با یک دستگاه براق و یک فایل محاسباتی پر از اعداد امیدوارکننده. قبل از اینکه کسی بگوید: «این دستگاه ماهی ۱۰۰ میلیون سود می‌دهد» فقط یک سؤال بپرسید: «۱۰ مشتری واقعی که همین امروز محصول من را با این قیمت می‌خرند، کجا هستند؟» اگر جواب این سؤال مبهم است، مراقب باشید. چون ممکن است شما قرار نباشد تولیدکننده و کارآفرین شوید؛ ممکن است فقط قرار باشد آخرین خریدار دستگاه باشید. دستگاه را می‌شود فروخت؛ اما بازار را نمی‌شود با وعده ساخت. سود را نمی‌شود تبلیغ کرد؛ سود باید در بازار واقعی اتفاق بیفتد. قبل از خرید دستگاه، بازار را بخرید؛ نه رؤیا را.

تولیدی و پخش می سی نی
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس پشتیبانی۱۶ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
تیم‌ها جدا شدن، اوضاع بهتره

در حال حاضر با شرکت سی نی مشغولم و تغییراتی که اعمال شده واقعاً بهبود محسوسی ایجاد کرده است. فضای کار قبلاً خیلی فشرده بود، اما اکنون تیم فروش و پشتیبانی از بخش فنی جدا شده‌اند و شرایط کار بهتر شده است. تنها نکته‌ای که با این شرکت داشتم، وجود داشت و بقیه موارد به‌نظر من اهمیتی ندارد.

فست فود مت ویچ
غذا و رستوران‌ها
تجربه کاری
کاربر ناشناستولید محتوا — فریلنسر (دورکار)۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۳٫۰
شروع خوب، آخرش پول ندادن

برای یک مجموعه کترینگ دورکاری مشغول به تولید محتوا شدم و اولین برخورد با شرکت با ارتباطی حرفه‌ای آغاز شد. پس از فرستادن رزومه، همان روز با من تماس گرفتند و شرایط قرارداد را با احترام توضیح دادند: انجام کارهای عمومی تا هشتصد کلمه با قیمت هر مقاله بیست و پنج هزار تومان. چند توصیفی کوتاه را تحویل دادم و روال کار را شروع کردم. اما وقتی یک مقاله طولانی و تخصصی فرستادند، به صرفه نبود که روی چنین کار سنگینی با نرخ تعیین‌شده صرف زمان کنم. در همان لحظه فایل پی‌دی‌اف ارسالی را دیدم که نوشته بود دستمزدها قرار است تغییر کند و متوجه شدم آنچه در مصاحبه گفته بودند، کاملاً با واقعیت همخوانی ندارد. از من خواستند پول را پرداخت کنم تا همکاری ادامه یابد، من هم پاسخ دادم که دیگر ادامه نمی‌دهم. با این حال آن‌ها قول پرداخت را پیگیری نکردند و مدت‌ها وعده می‌دادند. یک روز دوباره با من تماس گرفتند، وقتی خودم را معرفی کردم، طرف مقابل با لحن لودگی گفت صدایم واضح نیست. بحث کردیم و او گفت این موضوع ربطی به او ندارد و شماره تماسشان تغییر کرد و موضوع به پایان رسید. واقعاً تجربه‌ای ناخوشایند و حس کردم با پیامدهای دروغین روبه‌رو شده‌ام و از اعتماد به نام آن شرکت پشیمان شدم.

گرما سرما سازه
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسنیروی تازه‌کار۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۳٫۰
پول نیست، رفاقت هست

تصور می‌کنم اولین تجربه کاری‌ام از شرکت گرما سرما سازه را با این حس گذراندم که اوضاع مالی شرکت نامتعادل بود و حقوق‌ها به موقع پرداخت نمی‌شد. عیدی، مزایا یا سنوات وجود نداشتند و فرصت‌های ارتقا یا پیشرفت هم تقریباً غیرقابل دست‌یابی بود. با این حال فضای نسبتاً دوستانه‌ی شرکت تا حدی دلگرم‌کننده بود و به عنوان تجربه‌ی ابتدایی کار، برای من قابل قبول به نظر می‌رسید.

ایزی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناسعضو تیم۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۳٫۰
سخت ولی جذاب

در این محیط کاری، عضوی از تیم بودم و حدوداً یک سال و نیمی را آنجا سپری کردم. تجربه‌ام هم پر از دشواری و هم علاقه‌انگیز بود؛ به خاطر این که سازمان کاملاً عمل‌گرا و پرتحرک بود و باید همواره آماده می‌بودم، و از طرفی کار با مدیران با تجربه برایم جذاب بود. خیلی از همکاران هم احساس مشابهی داشتند. مسیر پیش رفتن دشوار بود و نیازمند صبر و مقاومت بود. در دو سال اخیر مجموعه با سرعت زیادی رشد کرد که بالطبع با چالش‌هایی همراه شد: نیروهای جدید و توانمند به تیم اضافه شدند و برخی افراد با وجود تلاش سازمان نتوانستند همگام با رشد پیش بروند و از مجموعه جدا شدند. با وجود تمام سختی‌ها و چالش‌ها، حضور در این تیم برای من بسیار موثر و پربار بود.

ای لند
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیبروجرد
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند و فرانت۱۶ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
تیم خوب، مدیریت کلاً مشکل داشت

در شرکت ای لند، شش ماه به عنوان بک‌اند و فرانت‌اند کار کردم. تیم ما و مدیر مستقیم واقعاً خوب و صمیمی بودند و هم‌سویی خوبی باهم داشتیم تا کارها رو درست پیش ببریم. نظرات بالادستی‌ها چندان با دنیای برنامه‌نویسی همسو نبود و مدیران ارشد هم دید فنی نسبت به نرم‌افزار نداشتند. بیمه فقط به‌طور پایه پرداخت می‌شد. در ابتدای کار قرارداد جدی به من ارائه نشد و با اینکه روی این موضوع پافشاری کردم، نتیجه‌ای نگرفتم و ترجیح دادم ادامه ندهم. اضافه‌کاری زیادی نبود و ساعات کاری را رعایت می‌کردیم؛ پنج‌شنبه‌ها تعطیل بودیم و کار سنگینی هم در آن زمان نداشتیم. پس از نقل مکان دفتر مجموعه به مکان دیگری، بسیاری از همکاران برنامه‌نویس رفتند. به نظر من می‌شد فضایی کوچک‌تر یا فضای اختصاصی‌تری برای برنامه‌نویس‌ها در نظر گرفت.

خیریه متوسلین به امام رضا(ع)
رسانه و انتشارات
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس / تیم فنی۱۶ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
مهندس، حقوق پیک موتوری

شرکت خیریه متوسلین به امام رضا علیه‌السلام را تجربه کردم، و می‌خواهم با نگاهی آلوده به احساسات و بدون فیلتر، وضع را بیان کنم. اول اینکه تیم فنی با وجود پروژه‌های خوب، موقعیت حقوقی و مزایای مناسب را به دست نمی‌آورد و فشار کار بی‌وقفه روی تیم برنامه‌نویسی می‌افتد. نگرانی اصلی این است که تولید، تاخیرها و فشارها به عهدهٔ همان تیم می‌افتد، در حالی که پاداش‌ها و امتیازات جای دیگر می‌روند. به نظر می‌رسد بخش منابع انسانی و خدمات، وضعیتی نسبتاً آسوده دارند؛ برخی افراد حقوق و مزایای بهتری دریافت می‌کنند و نیازی به تلاش روزمره‌ی فنی‌ها احساس نمی‌شود. خدمات آن‌ها به شکل غیررسمی وارد اتاق تیم فنی می‌شود، استراحت می‌کنند و گاه پاهایشان را روی میز می‌گذارند. اگر فنی‌ها بخواهند به مدیران اعتراض کنند، رئیس غالباً ترجیح می‌دهد موضوع را از مسیر نیروهای مشابه یا منابع انسانی پیگیری کند. به طور کلی حمایت ملموسی از تیم فنی وجود ندارد، فرصت ارتقا تقریبی نیست و تسهیلات و وام‌ها بیشتر به مدیران و بخش‌های دیگر اختصاص می‌یابد. حقوق به گونه‌ای است که برخی افراد حتی توانایی تعمیر موتور یا ماشین خود را ندارند و برای تامین هزینه‌های ماهانه مجبور می‌شوند پروژه‌های جانبی بگیرند تا اجاره و قسط‌ها پرداخت شود. در نهایت، هرچند عنوان مهندس را به کار می‌برند اما شرایط حقوقی و تسهیلات شبیه کارگرانی است که با فعالیت‌های پیک موتوری مشغولند.

دومینو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۶ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
تجربهٔ تلخ کار تو یه مجموعه

دو شرکت دومینو را تجربه کردم و همان ابتدای کار مشکلات زیادی را دیدم که ممکن است آینده‌ی کاری دیگران را هم درگیر کند. در فرایند استخدام، در مصاحبه وعده‌ای می‌دهند که وقتی حقوق را دریافت می‌کنی، واقعاً با آن مطابقت ندارد و عموماً عددی که گفته می‌شود پایین‌تر است و گاهی عیدی و سنوات هم به آن اضافه نمی‌شود. وقتی سوال می‌کنی، پاسخ می‌دهند که انتظاراتی که مطرح شده بود، برآورده نشده است. بر سر تسویه‌ی پایان کار هم وضع مشابه است؛ اگر قصد خروج داشته باشی، در بهترین حالت شاید ماه آخر را هم نگیرند و شنیده‌ام تنها یکی دو نفر توانسته‌اند تسویه کامل بگیرند. مسیر شغلی و جابه‌جایی هم به دشواری می‌گذرد؛ اکثر کسانی که وارد می‌شوند، کمتر از یک ماه می‌مانند و اگر سه چهار ماه بمانند، به عنوان کارمند قدیمی شناخته می‌شوند. در واقع هیچ مسیر روشنی برای رشد وجود ندارد زیرا تصمیم‌گیری‌ها و کارها به سلیقه و دستور مدیرعامل گره می‌خورد، حتی در زمینه‌هایی که تخصصی هم ندارند. مسئله‌ی سفته هم برقرار است؛ در ورود از هر کس سفته می‌گیرند و پس از حدود یک سال هنوز برنگردانده است. هم‌زمان با این‌ها تداخل با زندگی شخصی هم وجود دارد؛ انتظار می‌رود بعد از ساعات کاری یا آخر هفته هم تماس بگیرند و کار بخواهند. ساعات کاری طولانی است، غذای ناهار کم‌حجم است و حقوق هم به این دلیل کم می‌شود، و مرخصی‌ها نیز به‌راحتی داده نمی‌شود. به طور خلاصه وضعیت از همان روزهای اول روشن است و به نظر می‌رسد بهتر است به دنبال فرصت دیگری باشی تا وقتت را بیهوده صرف نکرده باشی.

صخره سنگی فرزین
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۱۶ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
برای تازه‌کارا خوبه، برای پیشرفت نه

وقتی وارد شرکت شدم فکر می‌کردم مکانی خوب برای آموختن است، مخصوصاً برای کسایی که سابقه‌ای ندارند. اما اگر هدف رشد و پیشرفتی برای خودت است، توصیه نمی‌کنم به رفتن به اینجا فکر کنی. با تغییر مدیریت از مدتی قبل، اوضاع کاملاً تغییر کرد؛ تازه عده‌ای مدیر آمدند که پیش‌تر بازنشستهٔ سازمان‌های دولتی بودند و واقعاً تخصص لازم را در عمل ندارند و این باعث بهم ریختگی تیم شد. من هم بیشتر وقت را روی محصول تازه صرف کردم که خروجی یا دستاورد مشخصی نداشت. به نظر می‌رسید مدیران ارشد بیشتر دنبال زمان‌کشی‌اند تا پرداخت حقوق؛ جلسات روزانه اوضاع را بهتر نمی‌کردند و خروجی ملموسی نبود. به‌نظر من مشکل اصلی در نبود تخصص کافی در سطح مدیریت بود و واقعاً دیگر تمایلی به بازگشت ندارم؛ یکبار تجربه‌اش برای من کافی بود.

کلینیک دندانپزشکی آفاق
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس نرم افزار۱۶ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
جو دوستانه ولی تجربه کاری چندان خوب نبود

فضای کار در کلینیک آفاق برای من خیلی خوب نبود، با این حال همکاران همدل و صمیمی بودند و کار با تیم برایم راحت بود.

محیط دوستانه و صمیمی
تجربه حرفه‌ای چندان خوبی نبود
دریمایز
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناسادمین۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۲
بدحسابی شدید، جریمه‌های غیرقانونی و محیط کاری پرفشار و توهین‌آمیز

همکاری با مجموعه Dreamise یکی از بدترین تجربیات کاری من بود که متأسفانه تبعات روانی و مالی سنگینی به همراه داشت. ​مدیریت این مجموعه با سوءاستفاده از شرایط دورکاری، کنترلی وسواس‌گونه و استرس‌زا روی نیروها داشت. توقع داشتند که در تمام ساعات آنلاین باشید و برای کوچک‌ترین تاخیر در پاسخگویی، نیروها را به جریمه‌های مالی سنگین تهدید می‌کردند. ​علاوه بر این، ادبیات مدیریت کاملاً غیرحرفه‌ای و تحقیرآمیز بود؛ ایشان بارها با منت نهادن و زیر سوال بردن زحمات تیم، ادعا می‌کردند که «نیروهای ایران سختی نمی‌کشند» و رفتارهایی کاملاً دور از شان حرفه‌ای (از جمله پیام‌های نامتعارف و خارج از چارچوب) داشتند. ​از نظر مالی نیز وضعیت فوق‌العاده اسف‌بار است. حقوق‌ها دائماً با تاخیر پرداخت می‌شد و در حال حاضر با گذشت بیش از چند ماه از پایان همکاری، هنوز مطالبات و دستمزد من را پرداخت نکرده‌اند و روزهای بسیار سختی را به خاطر این بدحسابی تجربه کردم. ​به هیچ عنوان همکاری با این مجموعه را پیشنهاد نمی‌کنم؛ چون نه تنها حق‌الزحمه شما با بدهکاری و تاخیر مواجه می‌شود، بلکه از نظر روانی نیز تحت فشار و رفتارهای غیرحرفه‌ای قرار خواهید گرفت.

دریمایز
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناستیم محتوا۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
محیط کاری کاملاً سمی، استثماری و رفتارهای غیرحرفه‌ای مدیریت

تجربه همکاری من با شرکت دریمایز یکی از آسیب‌زاترین تجربیات شغلی‌ام بود. ​مدیریت این مجموعه با برگزاری جلسات مداوم، فضایی پر از استرس و تحقیر ایجاد کرده بود که در آن نیروها—به‌ویژه بخش محتوا و مدیران—دائماً مورد بولی قرار می‌گرفتند. رفتار مدیریت تأثیر بسیار بدی روی بدنه تیم گذاشته و محیطی پر از زیرآب‌زنی، استرس و عدم اعتماد متقابل ایجاد کرده است علاوه بر این، رویکرد ایشان در جذب، تمرکز بر همکاران خانمِ جوان بود تا بتوانند شرح وظایف نامشخص و فشار کاری سنگین را به آن‌ها تحمیل کنند. ​رفتارهای شخصی و غیرحرفه‌ای مثل ارسال پیام‌های نامتعارف و پاک کردن بعدی آن‌ها، امنیت روانی محیط را کاملاً از بین برده بود. از نظر مالی نیز با عدم ثبت قرارداد شفاف و تاخیرهای تعمدی در پرداخت حقوق، سعی در نگه‌داشتن اجباری نیروها برای انجام کار بیشتر داشتند. ​کار در این مجموعه را به دلیل آسیب شدید به سلامت روان و عدم رعایت حقوق مالی و انسانی، به هیچ عنوان پیشنهاد نمی‌کنم.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.