در یک شرکت بزرگ با تیمهای زیاد، فضای کار تا حدی راحته اما چند نکته هم وجود دارد که موجب ناراحتی من شد. با وجود امکانات ساختمان و تجهیزات، برخی موارد برای کارمندان آزاردهنده است. من با بعضی محدودیتها مواجه بودم مانند عدم دسترسی مستقیم به اینترنت و فقط از طریق میز اینترنت امکان اتصال به شبکه وجود داشت. فشارکاری بالا هم از دیگر چالشها بود که دستوکارم را دشوار میکرد. از نظر فناوری، فناوریهای ارائهشده برای برنامهنویسی نسبتا قدیمی بودند و بهروز نبودن ابزارها برای من احساس میشد. به نظر میرسید به برنامهنویسان و ابزارهای مدرن اعتماد کافی وجود ندارد و این موضوع کار را سختتر میکرد. پایبندی به تعهدات و قولها در برخی مواقع رعایت نمیشد که به اعتماد بین تیمی آسیب میزند. نبود تیم HR که واقعا به کارمندان و مشکلاتشان رسیدگی کند و احساس درک و همدلی را منتقل کند هم یک نقطه ضعف بود. حقوق و مزایا هم نسبت به بازار کار، کمتر از انتظار من بود. در مجموع، با وجود منابع و ساختمان بزرگ شرکت، نبود دسترسی مناسب به اینترنت، فشارکاری، قدیمی بودن فناوریها، کمبود اعتماد به ابزارهای بهروز، رعایت نشدن تعهدات، نبود یک تیم HR همدل و حقوق پایین، تجربهی من از کار در این مجموعه با دغدغههایی همراه بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بیست و یک سال تجربه در این مجموعه را دارم و با نگاه کلی، ساختار شرکت را خوب و منظم میدیدم. فضای کار محیطی جوان و دوستانه داشت و همواره حس همدلی در میان تیمها بود. اما در مورد حقوق احساس کردم مقدار پرداختها پایین است.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
شروع تجربه من در این شرکت با نگرانی آغاز شد و به دلیل برخی تفاوتها در کار و محیط، تصمیم گرفتم درباره تجربهام صریح باشم تا گرفتار سردرگمیهای مشابه نشوید. مصاحبهها همیشه روشن نبودند و شرح وظایف به طور دقیق توضیح داده نمیشد. در طول کار، با تغییر سمت روبهرو شدم و این موضوع بدون هماهنگی لازم پیش آمد. برای ضمانت، سفتهای به مبلغ سی میلیون تومان دریافت میکردند. پرداخت حقوق و مزایا هم با تاخیر انجام میشد و این مسئله به باور من معمول نبود. محیط کار همراه با حواشی و جوی بود که بیشتر به نظر میرسید از رفتارهای اطراف نشأت میگرفت.
من در شرکت رایانش ابری سپهر تجربهای از کار داشتم که به صورت زیر بود: حقوق با تأخیر زیادی پرداخت میشد و این مسأله selalu آزاردهنده بود. مدیریت شرکت ضعفهای بزرگی داشت و برنامهریزی مناسبی وجود نداشت. با سیستمی کهنه و بهروز نشده کار میکردیم، فشار کاری هم بالاست و انتظار میرفت که هر شش ماه همکاران جدیدی به تیم اضافه و جایگزین شوند.
شرکت جامبد تجربهای پرنویز از شرایط کاری را رقم میزند که از نگاه من به عنوان کارمند تازهوارد و با نگاه صرفا شخصی روایت میکنم. فضای کار در دانشگاهی همه همکاران را به خانوادهای صمیمی تبدیل میکند و این بخش از تجربه برایم مثبت و دلنشین بود، چون همکاران و تیم همواره به عنوان افراد مهربان و همراه دیده شدند. با وجود این، اداره منابع انسانی را از نگاه من تنها به حاشیههای ناراحتکننده و فشارهای غیرمنصفانه میشناسم؛ بهجای تمرکز روی حفظ سرمایه انسانی، بیشتر فضایی برای اذیت و ایجاد سردرگمی ایجاد میشود تا جایی که استعفا به نظر گزینهای راحتتر مینماید. درگیریهای مربوط به قرارداد و حقوق در ابتدای کار، بهخصوص درباره سفته و مبالغ عجیب، تجربهای آزارنده بود. مقایسههای بیپایان با شرکتهای دیگری مثل اسنپ از طرف تیم مقابل، باعث میشد از منظر من محیطی غیرمنصفانه دیده شود. اگر در محیطی با رفتار حرفهایتر و حقوق و مزایای روشن و عادلانه بود، میشد مقایسه را منطقیتر دانست. امنیت شغلی به دلیل نبود قرارداد مشخص چندان وجود ندارد؛ هر زمان که تصمیم بگویند، میتوانند بگویند خداحافظ. قبل از بحران کرونا، حقوق با تاخیر پرداخت میشد و حتی گاهی تا بیست روز عقب میافتاد. اضافهکاری به عنوان عملی پذیرفته میشود اما به واقع حساب نمیشود. هر ماه با کسری حقوق و اشتباههای حسابی اعصاب خردکن همراه است و تلاش برای کم کردن ساعات کاری همواره وجود داشت. سیستم زمانسنجی کاملا انعطافپذیر نیست؛ برای نمونه ورود به صبح زود و خروج به زمانهای دیگر به ازای هر دقیقه کسر کار میخورد، حتی وقتی که منشی مدیرعامل بالای دستگاه قرار دارد و با سرعت کار میکند. در چنین شرایطی، تغییر کوچک زمان خروج به اتفاقی ساده تبدیل به مسئلهای بزرگ میشود. فرهنگ کاری کمی عجیب به نظر میرسد؛ یکی از همکاران برای منشی مدیریت تازهکاری، آزمایشی میگیرند که نشان دهد چگونه مدیریت کار دارد و پذیرش کارمند یا هرکس دیگر بسته به تولید فرضهای خاصی است. هزینههای شرکت نیز به وضوح نشان میدهد که در برخی موارد خساست وجود دارد؛ مثلا استفاده از لوازم سادهای مانند دستمال کاغذی از سوی شرکت به طور مستقیم تامین نمیشود. حقوق و مزایا خارج از چارچوب حقوقی و مزایای مشخصی نیست و پس از بحران کرونا هم پرداخت حقوق اسفند با تاخیر انجام میشد. از پایان سال تا اواسط سال جدید، به نظر میرسید که تنها بخشی از حقوق هر ماه پرداخت میشود و مابقی به تعویق میافتاد. در نهایت، اگرچه فضای انسانی و همدلی در تیم قابل ستایش است، اما مسائل ساختاری و فرایندهای غیرشفاف حقوق و امنیت شغلی را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
شرکت چارتکس را بهجای واقعی تجربهام نازل میکنم: تیم فنی با مشتریان جلسات غیر ضروری میگذاشت و تشویشهایی بیدلیل وجود داشت. به دلیل فشارهای داخلی، هر تصمیم کوچکی برای مدیران توضیح داده میشد و رفتن مرخصی هم مستلزم توضیح دادن دلیلش بود. پرداخت اضافهکاریها به بهانههای مختلف یا بهدلیل بسته نشدن کارها تأیید نمیشد. قوانین داخلی سازمان بهطور دائم تغییر میکردند و در ساعات کاری با وجود تماسهای تلفنی، توضیح دادن پاسخ داده نمیشد چون مدیرعامل ترجیح میداد پول خرج شود و این زمان را صرف صحبت کردن بیهوده میدانست. در محیط کاری، برای رفتن به بیرون یا انجام خریدهای شخصی باید از مدیر برنامهریزی یا مسئول آبدارخانه درخواست میکردی تا برایت خرید انجام بدهد. غذای شرکت پخته میشد و اگر علاقهای به آن نداشتیم یا باید از خانه غذا میآوردیم یا گرسنه میماندیم. محدودیت سختی برای خرید غذا از بیرون وجود داشت؛ در صورت موافقت منشی مدیرعامل، هزینهها از شرکت کسر میشد و ممکن بود حقوق ماههای بعدی کاهش یابد. با این وجود، یکی از نکات مثبت این دوره حضور همکاران فنی با تجربه و با دانش بالاست که در هر زمینهای، چه کاری و چه غیرکاری، راهنماییهای ارزشمندی ارائه میدادند.
وقتی با این شرکت همکاری کنم، در هر شرایطی میتونم کار رو پیش ببرم. حضورش رو خیلی ارزشمند نمیدونم و زمان گذاشتن روی بررسیش رو زاید میبینم.
شرکت وب جوان را تجربه کردم که دفتر کوچیک و بدون تابلو داشت و در ساختمانی قدیمی و نسبتا فراموششده اداره میشد؛ فضای کاری به شکل خانوادگی بود و اعضای خانوادهاش در کار دخیل بودند. آنها با نام پارس پال شروع به کار میکردند اما به دلیل مشکلات قانونی فعالیتشان محدود شد و با نام ارین پال باز هم به دنبال راهاندازی مجدد پارس پال بودند. واقعا متاسفم برای کسانی که از این خدمات استفاده میکنند و نمیدانند چه نتیجهای ممکن است در پی داشته باشد. فضای کاری هم مثل خانه به نظر میرسید؛ تیمی کوچک و با روابط خانوادگی که گاهی به نظر میرسد از مسیر درست دور میشوند. من از نگاه کارمند، متوجه شدم که مدیریت نمیتواند به درستی از حقوق اولیه کارکنان دفاع کند و به نظر میرسید نظارت کافی وجود ندارد. گاهی رفتارهای غیرحرفهای و تنشهایی بین اعضا دیده میشد و پایاننامهای مشخص برای کار از ابتدا تا انتها وجود نداشت. برای دریافت پایهترین حق و مزایای کار، بهنظر میرسید باید به اداره کار مراجعه کرد چون برخی مسئولان با نواقص رفتاری روبهرو بودند و تمایل چندانی برای پرداخت حق و حقوق کارکنان نشان نمیدادند و سعی میکردند به هر ترتیبی از زیر بار پرداخت فرار کنند. - مدیریت ناکارآمد و اخلاق کاری نامناسب؛ تیمی که هماهنگی و کار گروهی را به خوبی درک نمیکرد. - جو کار ناخوشایند و بیبرنامه؛ نبود رویکرد مشخص برای از ابتدا تا انتها رساندن یک پروژه با برنامهریزی منظم. - کمترین توجه به جزئیات برای اداره شرکت و رفتار با افراد. - سیستمی که بهطور مداوم نظارت دارد اما کارمندان احساس میکنند پایان ساعت کاری بهخوبی مدیریت نمیشود و توضیح روشن یا منطق واضحی وجود ندارد. - افرادی که به نوعی از مردم سوءاستفاده میکردند و به نظر میرسید به هر قیمتی دنبال منفعتاند. - صرفهجویی افراطی در هزینهها و بیتوجهی به ارزش نیروی کار. بعد از چند سال تجربه، به نظر میرسید این شرکت از پایهترین اصول حرفهای و احترام به حقوق کارمندان دور است و حتی حقوق اداره کار را هم بهدرستی رعایت نمیکردند. در نهایت تصمیم گرفتم برای حفظ حقوقم به مراجع مربوطه مراجعه کنم.
در یکی از کارهای سابقم، با شرکت کوچکی روبهرو شدم که رفتار مناسبی با کارمندان نداشت و حتی کوچکترین نکتهها درباره حقوق و وظایف کارمندی برایشان روشن نبود. برای گرفتن حقوق و مزایمم مجبور شدم از اداره کار کمک بگیرم و پیگیری کنم.
در شرکت رایا دیار سیستم با من مواجههای پر تناقض داشتم که در نهایت به نتیجهای ناخوشایند رسید. برای من روشن شد که منابع به راحتی هدر میروند و تیم مدیریتی تجربه و آمادگی لازم را ندارد. کارها بیشتر به شکل آزمایشی و خطا انجام میشود و ثبات تصمیمات سازمانی وجود ندارد. این موضوع باعث بلاتکلیفی دائم نیروها شده بود و انعطاف لازم برای برنامهریزی بلندمدت نبود. ارتباطات کاری بر پایه دوستدوستی و روابط خانوادگی شکل میگرفت و گویی مدیریت شرکت در قالبی مافیایی عمل میکرد. جلسات بیثمر و زیادی برگزار میشد که نتیجهای جز اتلاف وقت نداشت. تقسیم کار به طور واضح بین افراد وجود نداشت و هر کس بخشهای مختلف کار را به طرق گوناگون در اختیار میگرفت. ارزیابی عملکرد کارکنان نیز به صورت ناعادلانه و سلیقهای انجام میشد و حقوق بعضی افراد مشخص افزایش مییافت در حالی که کارکنان عادی همچنان ثابت میماندند. به عنوان نمونه، با فرصتهایی مانند شیوع کرونا مدیران از طریق تعدیلها به کارکنان مخالف یا منتقد ضربه میزدند و این امکان وجود داشت که نیروهای تازهنفس به سادگی تعدیل یا اخراج شوند و این تغییرات غالبا بدون اطلاع قبلی و از طریق ایمیل در ساعات پایانی شب به اطلاع میرسید. اگر مسیری که طی این مدت تجربه کردم را دقیقتر بسنجید، احتمالا تنها با یک ماه کار در این شرکت میتوانید واقعیات مشابه را به چشم ببینید. در صورت پذیرفته شدن این ریسک، توصیه میکنم یا از کار قبلی فاصله نگیرید تا به نتیجه برسید و یا طرح جانبی دیگری در ذهن داشته باشید تا آمادگی مواجهه با احتمالات باقی بماند.
کار کردن در شرکت دانمارکی لین لینکینگ را قطعا به کسی پیشنهاد نمی کنم ولی در کل تجربه جالبی خواهد بود. دفتر اصلی این شرکت در یکی از روستا های دانمارک مستقر است. این شرکت نیروهای ایرانی را به دلیل هزینه ارزان استخدام میکند. نیروهای ایرانی این شرکت به صورت ریموت در اصفهان در یک محیط کار اشتراکی مشغول به کار هستند. رنج حقوقی شرکت از 3 تا 4 میلیون تومان می باشد. نکات مثبت: مکالمات روزمره به زبان انگلیسی می باشد هزینه ناهار تا مبلغ 25 هزار تومان توسط شرکت پوشش داده می شود نکات منفی: محیط شرکت به شدت سمی و غیر حرفه ای است. خبرچینی، زیرآب زدن، حسادت و رقابت امر عادی می باشد. مدیریت بی ثبات و عدم ثبات شغلی: هرگونه مخالفت و انتقاد به کادر مدیریت منجر به اخراج می شود. در سال 97 از پنج برنامه نویس 3 نفر اخراج و کل تیم مارکتینگ استعفا دادند. تکنولوژی های مورد استفاده در این شرکت بسیار قدیمی و غیر کاربردی می باشد. فرهنگ انتقاد ناپذیری مدیریت فنی به شدت ضعیف و فاقد دانش لازم برای هدایت پروژه شرکت می باشد. استفاده از روش های غیر مرسوم و منسوخ شده در بسیاری از موارد اجباری می باشد پروژه شرکت بدون ساختار و به صورت spaghetti code است. کار کردن روی پروژه طاقت فرسا و پر استرس می باشد قرارداد ها به صورت ساعتی می باشد و هیچگونه تعطیلی و مرخصی را شامل نمی شود
برای من تجربه کار در ایرانیکارت به عنوان وبنویس بود. با وجود اینکه مدت محدودی اونجا بودم، نکتههایی که تجربیتم رو شکل داد، رو صادقانه با شما درمیون میذارم. فضای کار تا حد زیادی همدلی و همکاری رو میطلبه و اکثر همکاران به هم کمک میکردن؛ دستگاه مراجعه به مشتری وجود نداشت و ورود و خروج به شرکت بسیار ساده بود. محل کار هم دسترسی مناسبی داشت. اما نکات منفی زیادی هم وجود داشت. با توجه به عنوان شغل، هر کس انتظار داشت نقش خودش رو خوب بشناسه اما ساختار شرکت به صورت تخت بود و حس وجود مدیر مشخص کمتر بود؛ این موجب سردرگمی میشد. از ابتدای صبح هیچوقت مطمئن نبودم دقیقا باید چه کاری انجام بدم. این تجربه برای من نبود و به نظر میرسید سایر برنامهنویسها هم تجربه مشابهی داشتن، هرچند بخشهایی مانند خرید و حسابداری از این مشکل مستثنا بودن. مدیریت در خارج از شرکت مستقر بوده و این باعث بروز چنین وضعیتی میشد؛ اگر خود-مدیریتی وجود نداشت، احتمالا با چالش روبهرو میشدید. اگر دوست دارید در طول روز یک کار سبک داشته باشید، این شغل میتونه مناسب باشه؛ اما از لحاظ رشد و یادگیری در شغل هیچ چشماندازی وجود نداره. به عبارتی نکته منفی اصلی، نبود برنامهریزی و چشمانداز مشخص برای توسعه شغلی بود. وقتی برای مصاحبه رفتم، حتی خودشون هم نمیدانستند دقیقا دنبال چه نیرویی هستند! نکته منفی بعدی برخورد سرد برخی از همکاران بود که با فضای کاری اینچنینی کمی غیرمنطقی به نظر میرسید. با این حال برخی دوستان واقعا با مهربانی رفتار میکردند. همچنین حضور دوربین در اتاق برنامهنویسها، وجود کارمند غیر برنامهنویس در همان اتاق که با توجه به نوع کارش با سایر کارکنان ارتباط کلامی دارد، برای برنامهنویها مزاحمت ایجاد میکرد. نکته منفی دیگر سیستم سرمایشی نامناسب بود و پنجره باز بود که با توجه به دید خیابان شلوغ چهار باغ روی تمرکز اثر میگذاشت. اگر به گرما یا سرما حساسید، حتما این مسأله را در نظر بگیرید. در پایان، رتبهبندی افراد بر اساس مهارت واقعیشان نبود؛ برای مثال مدیر تیم برنامهنویسی تقریبا کمترین دانش را داشت در حالی که مسئولیت مدیریتی زیادی هم به عهده نمیگرفت. بعد از این دوره تصمیم گرفتم ادامه ندم، چون برای من رشد در کار اهمیت داشت و تجربهی کار در شرکتهای مشابه و درجا زدن رو قبلا تجربه کرده بودم. سپاس.
توماکس جایی نیست که من بتونم برای انسانها اختیار قائل بشم. تجربهام از تولید محتوا با توماکس رو در یک پست طولانی در لینکدین نوشتم و توصیه میکنم مطالعه کنید. برای پیدا کردنش، کلمه توماکس رو در بخش Content لینکدین سرچ کنید.
در محیطی گرم و صمیمی و با حس دوستی، به کار خود ادامه میدادم.
در یک فضای کار استارتاپی کاملا پویا کار میکنم و نقش من با همفکری گروهی و تقسیم کار مشخص میشود.
به عنوان مهندسی نرمافزار، مسئولیت افزودن و بهروزرسانی محصولات را در سایت دکانچه بر عهده داشتم.
در این شرکت احساس آرامش زیادی دارم و میتونم با اعتماد به نفس کامل کار کنم.
با وجود تیم دوستانه و صمیمی، سرمایهگذار بیشتر به جنبههای بازاری و وعدههای بیپایان میپرداخت. از آنجا که ورودمان به بازار با تأخیری مواجه شد و هر لحظه فیچری تازه به محصول اضافه میشد، در نهایت شرکت به مسیر نامعلومی رفت و منحل شد. یکی از نکات مثبت، یافتن دوستان حرفهای جدید بود که تجربه خوب من در این مدت را شکل داد.
در این شرکت پنج سال تجربه کار داشتم و میخواهم از تجربهام صریح بگویم. محیط کار به شدت کنترل میشود؛ صحبت کردن در محل کار به طور کامل ممنوع است و رفت وآمد با همکاران هم محدود است. سیستمها تحت نظارت کاملاند و در برابر پشت سر هم دوربین وجود دارد. زندگی شخصی من نیز تحت نظر بود و احساس میکردم باید همیشه در اختیار شرکت باشم. مسئولیتهای من مشخص شده نبودند و گاهی به نظر میرسید که چارچوب وظیفهها نامشخص است. با فناوریهایی که قدیمی محسوب میشوند، مثل دلفی ۷، ناچار بودم کار کنم. قرارداد کاری ملموسی به من ارائه نمیشد و گاهی سفته یا نگرانیهای مالی به وجود میآمد. پرداخت حقوق همواره به تاخیر میافتاد یا کمتر از انتظار بود و مزایا و بیمه و سایر حقوق به شکل قابل توجهی ارائه نمیشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.