برای مصاحبه شغلی حسابدار سفارشات خارجی به شرکت سوپرپایپ اینترناشنال رفتم و با یک خانم مصاحبهکننده برخورد کردم. تماس گرفتند و چند زمان مختلف معرفی کردند تا در نهایت یکی را برای حضور در مصاحبه انتخاب کنم. ارسال لوکیشن هم به صورت پیامک و هم ایمیل بود. کارکنان پذیرش، بهخصوص نگهبان، خیلی مهربان و محترمانه رفتار کردند. نگهبان قبل از اینکه من معرفی شوم، نامم را گفت و از ورودم خوشآمد گفت که واقعا برای من جالب بود. بعدا فهمیدم که هماهنگی نام و زمان حضور با نگهبانی انجام میشود. شرایط کمی ناخوش بود؛ فرم استخدام طولانی بود و اتاقی که من مصاحبه در آن داشتم سرد بود و امکان تغییر درجه تهویه وجود نداشت. صدای بلند طبقه مصاحبه هم آزاردهنده بود. مصاحبهگر دقیقا سر وقت آمد و ابتدا روند مصاحبه را توضیح داد. گفت که اول یک مصاحبهای شخصی انجام میشود، سپس درباره شرکت صحبت میکنیم و در پایان، من هر سوالی داشتم بپرسم. من هم همین کار را کردم. واقعا از اینکه از پرسشهای شخصی مانند دلیل جدایی از همسرم خودداری شد، قدردانی کردم؛ این تفاوت با دیگران بود. در ادامه درباره همهچیز شرکت صحبت شد؛ نکات مثبت و منفی را مطرح کردند و اگر به چالشی برخورم، با من صریح برخورد نمودند. برای نمونه گفتند که سفته میگیرند و من مشکلی با این موضوع ندارم. برخورد روشن و صادقانهشان برایم جالب بود. شرکت قدیمی با سابقهای خوب است و مزایای آن نسبت به شرکتهای خصوصی بهتر به نظر میرسد. فعلا منتظر پاسخایشانم و در عین حال گزینههای دیگر هم بررسی میکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
هزینههای حقوق با ساعات کار سنجیده میشود و واقعا کم است؛ در نتیجه با وجود ساعات طولانی کار، فرصت انجام سایر کارها را به من نمیدهد. شرکت در محلهای نسبتا دور از شهر و در داخل شهرک صنعتی پرنده واقع شده است. فقط نام آن را مشخص کردهام.
برای من مشخص نیست که رئیس شرکت به طور جدی مرتکب فساد بوده یا نه؛ اما این تجربه میگوید که برخی رفتارها و قراردادهای پیمانکاری شرکت با شک و تردید همراه است و مواضع مالی و اخلاقی در این روابط قابل سؤال است. من ترجیح میدهم تجربه را به شیوهای بازنویسی کنم که لحن انتقادی کاربر حفظ شود اما هیچ ادعای مطلق کیفری یا غیرقانونی به صورت صریح مطرح نگردد و جملات به صورت بیطرفانه بازگو شوند. من به عنوان نویسنده تجربه را چنین بازنویسی میکنم: به نظر من مدیرعامل به شکلی گرفته در برف ایستاده و بهتر است قدری دور تا دورش را بررسی کند تا مشخص شود چه مسائلی در قراردادهای پیمانکاری و پروژههایش وجود دارد، از زمان دقیق و مکان قراردادها تا افراد مرتبط با آنها. به خاطر این شرایط، دغدغههای مالی و اخلاقی در این حوزه روشن میشود و به نظر میرسد که همه جوانب کار نیازمند نظارت بیشتر است.
دوست دارم از شرکت کاریزما تشکر کنم برای همراهی و همدلی بیوقفه در دوران جنگ و دورکاری، و برای درک شرایط سخت و پرداخت بهموقع حقوق. چنین تجربهای از بابت همدلی و پشتکار همیشه در ذهنم ماندگار است.
شرکت همه رو تعدیل کرده (مرخصی سه ماهه بدون حقوق). همه دارند شکایت میکنند یا صبر کردند حقوق اسفندشون رو بگیرند بعد شکایت کنند. هر کس شک داره یه سر اداره کار بزنه بپرسه. ویزیتورها حقوق ثابت حذف شده. صدامون به زودی بیشتر در میاد.
سلام هنوز تو این شرکت مشغول هستم مثل هر شرکت دیگری خوب و بد خودشو دارد ولی چیزی که از کامنت ها متوجه شدم این هستش که بیشتر کامنت ها مسائل و مشکلات شخصی هست که فرد چون نمیتونسته مشکل شخصیش رو حل بکنه و دچار ناکامی شده از این سایت کمک گرفته که رفتار تلافی جویانه خودش را به نمایش بگذارد آگاه باشیم و وارد بازی خصمانه و تلافی جویانه افراد باهم نشیم و تصمیم درست را بگیریم ممنون از شما
در این شرکت احساس میکنم با تبعیض روبهرو هستم و فضا بیشتر از یک محیط کار حرفهای به نظر نمیرسد. مدیران برخی از مهارتهای مدیریتی لازم را ندارند و جو کار به شدت ناسالم است. حقوق پایه پایین است و امکانات رفاهی هم در سطح مطلوبی فراهم نمیشود. به نیروهای شرکت حتی محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته است هم ارائه میشود. با این وجود، از گول نام آن خودداری کنید.
سلام حدود ۹ماه به اجبار به دلیل مشکلات مالی و شخصی در شرکت آروا مشغول به کار بودم این سازمان یک عمده فروشی هستش که به واسطه پول و روابط به شرکت تبدیل شده اصلا مدیریت صحیح و hrوجود نداره و مدیران بسیار کوتوله اجازه نمیدن که شما مسیر درست و روند درست رو در شرکت داشته باشه چه برسه بخوای به بقیه هم این رویه رو یاد بدی از مدیر فروش ایران تا مدیران مناطق اصلا سواد درست حسابی ندارن و بسیار تجربی و کوچه بازاری فروش و مشتری رو میبینن اصلا چیزی به عنوان احترام به شما گذاشته نمیشه فقط اونجا میتونید دوستان همدرد پیدا کنید که دنبال موقعیت هستن که جدا بشن از سازمان
خب نمیدونم از کجا شروع کنم به کجا وصل کنم ولی بیایین خلاصش کنیم سالهاس تو این شرکت کار کردم و کوچکترین ارزش و احترامی برام قائل نشد و این نه فقط مختص من بلکه مختص نزدیک 2000 هزار نفر پرسنلی که دارن شده شاید بپرسین چرا موندی تو شرکتی که 4 ماه حقوق عقب افتاده داره مدیرای ارشد بیخود و بی عرضه وجود داره و الان که شرایط جنگی شده بیمه و حقوق ثابت و حذف کرده جوابش بی عرضگی من و بقیه هست شاید امیدواری پوشالی که درست میشه و ... ولی چی درست میشه ؟ ذات خراب مدیر عامل ؟ بی سوادی و بی مسئولیت های معاونت ها ؟ نه هیچی درست نشد هیچی درست نمیشه ولی اینجا میگم ما واقعا خسته ایم خدا اول و آخر همتون و لعنت کنه که انقدر حرومزاده و بی وجود و منفعت طلب و مادر جنده این واقعا خدا لعنتتون کنه
برای من تجربهای ناخوشایند بود که تصمیم گرفتم بازگو کنم تا شاید دیگران از ادامه کار در این شرکت منصرف شوند. حدودا شش تا هفت ماه به طور کامل در این شرکت فعالیت داشتم، اگرچه نقش مستقیم داخل شرکت نداشتم و به عنوان نماینده چیدمان بودم. نخست از مصاحبه استخدامی بگویم که پرسشها خیلی بیربط و بیمزه بود. پس از آن رفتار با پرسنل را بررسی کنید: برخوردها تحقیرآمیز و سطح کلاس رفتاری پایین بود. امیدوارم این نوشته بتواند همفکری کسی را تغییر دهد و از پیوستن به این شرکت صرفنظر کند، مخصوصا اگر برای ارزشهای شخصی خودش اهمیت قائل است. حتی به نظر من اگر به قوت روزی هم محتاج بودم، نباید در این شرکت کار میکردم، چون در مجموعه افرادی وجود دارند که رفتارهای نامناسب و تند دارند. نکتهای جالب و مضحک هم این است که یکی از برندهای این مجموعه مای لیدی است که معمولا شناخته میشود، اما برخلاف برند، رفتار و عمل کارکنان، بهویژه به صورت زنان همکار، آنطور که باید، حرفهای نیست. بهطور کلی توصیه نمیکنم.
خیلی شرکت خوبیه من ازش فقط تعریف شنیدم رفتار دوستانه کارمندا باهم و تیم قوی این شرکت فوق العادست و همچنین کارشون خیلی قویه و تمرکزشون روی پیشرفتشونه✨✨🤍 امیدوارم بتونن به درجات بالایی برسن وهمیشه موفق باشن
سرپرست واحد منابع انسانی بی ادب و وحشیه رفتارش با هیچکس خوب نیست به همه توهین میکنه زیراب میزنه تو تمام واحدا زیراب میزنه فقط دنبال حاشیه میگرده تنها یه دوستم بیشتر نداره اونم چون اروم و ساکته باهاش دووم اورده خیلی رفتاراش غیرعادیه باهمه دعوا داره همرو تو واحدای مختلف میخواد اخراج کنه و مدیرشم این اجازرو بهش داده که باهرکس هرطور میخواد رفتار کنه خیلی از بالا به همه نگاه میکنه خواهش میکنم نسبت به این موضوع پیگیری کنید کل شرکت بخاطر این ادم پر از حاشیه شده همه واحدارو به هم میریزه بین واحدا اختلاف میندازه
من یک ماهه که در این شرکت مشغول به کار شدم و اولش به دلیل خوندن کامنت های این سایت میخواستم اصلا برای مصاحبه نرم ولی بعد چون اسم برندشون معتبر بود برای رزومه ام، گفتم میرم و در نهایت از اسمش برای ساخت رزومه استفاده میکنم دیگه الان اگه بخوام نظرم رو بگم، واقعا شرایط انقدری که اینجا نوشته میشه بد نیست، فضا کاملا دوستانه و با اخلاق است (البته هر واحد مجزاست و قابل تعمیم به واحدهای دیگه ی شرکت نیست)، به شدت فضای خوبی برای یادگیری به افراد کارآموز داده میشه و من از اینکه بدون تجربه اینجا رو انتخاب کردم راضیم. مشکلش از دید من یکی ساعت کاری در روز پنجشنبه است که خیلی از شرکت ها تعطیلن و دومی هم حقوقه که با ۲ ماه و خورده ای، نزدیک ۳ ماه تاخیر پرداخت میشه ولی برای من که کارآموز بودم، این واقعا مشکل جدی ای نبود، حالا شاید برای یک آدم با سابقه مشکل جدی ای به حساب بیاد. در باره این سایت هم من واقعا خوشبین نیستم چون خیلی من رو ترسوند از این شرکت، بعد رفتم چک کردم دیدم کامنت سایر شرکت هایی که براشون رزومه فرستاده بودم هم اصلا خوب نیست مثل همراه مکانیک و سن ایچ... الان که وارد شرکت شدم به نظرم منطقیه انقدر کامنت بد، چون وقتی انقدر نیروها زیادن خب بالاخره این تعداد آدم ناراضی هم پیدا میشه دیگه در هر صورت من خودم هم در آینده احتمالا از این شرکت میام بیرون اگر پیشنهاد خوبی پیدا کنم ولی به عنوان یک کارآموز شرایط شرکت برام خوبه و تاثیرش تو رزومه ام هم زیاده.
من وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولین انبار عبیدی، آقای عبادی، به سادگی کنار گذاشته شده، واقعا شوکه شدم. با نیروهای مختلف شرکتها کار کردم، اما هر بار که او میدید، لبخند مینشست روی صورتش و انرژی منفی از هیچکس نمیگرفت. از همکاری با او لذت بردم و ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم، ولی حیف که مدیران انبار عبیدی به کارایی توجهی ندارند. شرکت عبیدی به دست افراد دیگری افتاده و نگرانیها هم زیاد شده؛ فقط برای آقای عبادی اعم از هر جا که باشد آرزوی موفقیت دارم.
شرکت تهویه را تجربه کردم و به واقعیتهای تلخی از کار در چنین فضایی برخوردم. اوایل فکر میکردم امنیت شغلی وجود دارد، اما خیلی زود متوجه شدم که روابط خانوادگی بر همه چیز سایه میاندازد و گاه ترجیح میدهند به افراد فامیل امتياز بدهند تا به دیگران. حقوق هم بهطور منظم و عادلانه پرداخت نمیشود و گاهی حتی به موقع پرداخت نشده است. در محیطی که درآمدها پایین است، فشارهای خانوادگی و جدیتهای کمخطر بابت مزایا تبدیل به خوراک روزمره میشود؛ از جمله این که جایزهها یا نوشیدنیهای رایگان هم به شکل محدود و غیرمنصفانه ارائه میشود. تماسها با تیم به صورت گسترده خانوادگی است و صدای داد وزندگی در محیط کار شنیده میشود؛ مسائلی که به نظر من ریشههای رفتاری و مدیریتی نامطلوبی دارند. کارها به اندازه زیاد و با انتظاراتی غیرمنصفانه انجام میشود و از نیروهای بدون تشکرات کافی و بدون قدردانی مداوم انتظار دارند که هر طور شده کار را به پایان برسانند. به نظر میرسد برخی همکاران از موقعیت خود سوءاستفاده میکنند و با وجود ادعاهای بزرگ، نتایج واقعی چندان قابل دفاع نیست. در داخل مجموعه، ارتباطات به گونهای است که گمان میبرند با رانتی یا پشتیبانیهای خانوادگی میتوانند اوضاع را کنترل کنند. از لحاظ مدیریتی، قدیمیترین نیروها همچنان مدت طولانیای است که مدت زیادی نیستند و این نشان میدهد که ساختار شرکت خیلی پویاست نیست. حقوق روزانه به صورت دورهای پرداخت میشود و گاهی سابقهای از پرداخت بهموقع وجود ندارد. از طرفی، صحبت از نیروهای دارای ادعاهای اخلاقی یا دینی هم گویای سطوح بالای تنش و فشار است. حجم کار بالاست و از نظر من مسائل مربوط به رفتارهای طلبکارانه در بین برخی افراد مشاهده میشد. فضای کار بیشتر به سمت صرفهجویی در هزینهها و تمرکز بر جذب نیروهای فامیل با مزایا غیرمتوازن میرفت. حتی سرویس رفت و آمد هم به نظر میرسید که بیشتر برای خانوادهها و آشنایان باشد تا برای تیم کارآمد. تعهد سه ساله هم در کنار این مسائل، به نظر من بیشتر شبیه زنجیر باشد تا امنیت شغلی واقعی؛ به طوری که تاوان کوتاهی در آینده با خود بدهی، و این به اعتماد بین کارمند و کارفرما ضربه میزند. خوشبختانه تا الان از آنجا جدا شدم و به دنبال محیطی با شفافیت و انصاف بهتر هستم.
این شرکت اصلا از نظر فرهنگی جای خوبی نیست. تمامی مواردی که به عنوان عیب انتخاب می کنم این شرکت رو در بد بودن تایید می کند. متأسفانه مرجع اداری که به فسادها رسیدگی کنه وجود ندارد. یک مثال میزنم که متوجه بشید. تصور کنید مدیرعامل یک زیرمجموعه از شوهرش طلاق بگیره و مهریه رو هم تمام و کمال بگیرد و شوهر خوبش را بپیچاند و برود با مدیرعامل کامکار ازدواج کند. من به نظرم کامکار دست دوم بازه و شرکتش به شدت مزخرفه.کاش پدرش ادبش میکرد. فساد اداری بدی تو این شرکت هست.
در این شرکت دسترسی به حقوق منظم و مزایا وجود ندارد و حتی حقوقها دیر پرداخت میشود. در یکی از کارگاهها با بخشهایی مثل فرزکاری سیانسی روبهرو هستم و فضای کار مثل پادگان است، همچنین نمیتوان گوشی همراه آورد. سرویس رفتوآمد هم جای کمی دارد و باید تا خود شرکت بایستی ایستاده باشید. تغذیه در اول کار بدون توضیح هزینهای دارد؛ پس از استخدام مشخص میشود که هر روز برای غذا حدود سی تومان باید پرداخت کنید و اگر در مرخصی بروید یا به موقع مراتب را اطلاع ندهید، با جریمهای مانند بیست و پنج تومان یا در برخی موارد هشتاد تومان مواجه میشوید و هزینه غذاتان هم کاهش مییابد. ساعات کاری طولانی است و پنجشنبهها ظاهرا تعطیل است اما از شما میخواهند بیایید؛ اگر قصد دارید اینجا شرکت کنید، به حرفهای من اعتماد نکنید.
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
ادعای بالای شرکت در جهت بروز بودن و محیط کاری مناسب کاملا دروغی بیش نیست حقوق ها ۴ یا ۵ ماه دیرتر پرداخت میشه طبق قانون کار قرار داد میبنده بعد یه مبلغ کمی اضافه تر پرداخت میکنه و منت میزاره که حقوق از کف قانون کار بالاتر پرداخت میکنم ولی اون مبلغ بالاتر در اصل بعنوان سنوات حساب میشه خیلی بی حساب کتاب کار میکنن و یه عده انسان بی سواد و کم تجربه بعنوان مدیر و سرپرست قرار داده که کار باهاشون مثل یه کابوس میمونه
برای مصاحبه شغلی حسابدار سفارشات خارجی به شرکت سوپرپایپ اینترناشنال رفتم و با یک خانم مصاحبهکننده برخورد کردم. تماس گرفتند و چند زمان مختلف معرفی کردند تا در نهایت یکی را برای حضور در مصاحبه انتخاب کنم. ارسال لوکیشن هم به صورت پیامک و هم ایمیل بود. کارکنان پذیرش، بهخصوص نگهبان، خیلی مهربان و محترمانه رفتار کردند. نگهبان قبل از اینکه من معرفی شوم، نامم را گفت و از ورودم خوشآمد گفت که واقعا برای من جالب بود. بعدا فهمیدم که هماهنگی نام و زمان حضور با نگهبانی انجام میشود. شرایط کمی ناخوش بود؛ فرم استخدام طولانی بود و اتاقی که من مصاحبه در آن داشتم سرد بود و امکان تغییر درجه تهویه وجود نداشت. صدای بلند طبقه مصاحبه هم آزاردهنده بود. مصاحبهگر دقیقا سر وقت آمد و ابتدا روند مصاحبه را توضیح داد. گفت که اول یک مصاحبهای شخصی انجام میشود، سپس درباره شرکت صحبت میکنیم و در پایان، من هر سوالی داشتم بپرسم. من هم همین کار را کردم. واقعا از اینکه از پرسشهای شخصی مانند دلیل جدایی از همسرم خودداری شد، قدردانی کردم؛ این تفاوت با دیگران بود. در ادامه درباره همهچیز شرکت صحبت شد؛ نکات مثبت و منفی را مطرح کردند و اگر به چالشی برخورم، با من صریح برخورد نمودند. برای نمونه گفتند که سفته میگیرند و من مشکلی با این موضوع ندارم. برخورد روشن و صادقانهشان برایم جالب بود. شرکت قدیمی با سابقهای خوب است و مزایای آن نسبت به شرکتهای خصوصی بهتر به نظر میرسد. فعلا منتظر پاسخایشانم و در عین حال گزینههای دیگر هم بررسی میکنم.
هزینههای حقوق با ساعات کار سنجیده میشود و واقعا کم است؛ در نتیجه با وجود ساعات طولانی کار، فرصت انجام سایر کارها را به من نمیدهد. شرکت در محلهای نسبتا دور از شهر و در داخل شهرک صنعتی پرنده واقع شده است. فقط نام آن را مشخص کردهام.
برای من مشخص نیست که رئیس شرکت به طور جدی مرتکب فساد بوده یا نه؛ اما این تجربه میگوید که برخی رفتارها و قراردادهای پیمانکاری شرکت با شک و تردید همراه است و مواضع مالی و اخلاقی در این روابط قابل سؤال است. من ترجیح میدهم تجربه را به شیوهای بازنویسی کنم که لحن انتقادی کاربر حفظ شود اما هیچ ادعای مطلق کیفری یا غیرقانونی به صورت صریح مطرح نگردد و جملات به صورت بیطرفانه بازگو شوند. من به عنوان نویسنده تجربه را چنین بازنویسی میکنم: به نظر من مدیرعامل به شکلی گرفته در برف ایستاده و بهتر است قدری دور تا دورش را بررسی کند تا مشخص شود چه مسائلی در قراردادهای پیمانکاری و پروژههایش وجود دارد، از زمان دقیق و مکان قراردادها تا افراد مرتبط با آنها. به خاطر این شرایط، دغدغههای مالی و اخلاقی در این حوزه روشن میشود و به نظر میرسد که همه جوانب کار نیازمند نظارت بیشتر است.
دوست دارم از شرکت کاریزما تشکر کنم برای همراهی و همدلی بیوقفه در دوران جنگ و دورکاری، و برای درک شرایط سخت و پرداخت بهموقع حقوق. چنین تجربهای از بابت همدلی و پشتکار همیشه در ذهنم ماندگار است.
شرکت همه رو تعدیل کرده (مرخصی سه ماهه بدون حقوق). همه دارند شکایت میکنند یا صبر کردند حقوق اسفندشون رو بگیرند بعد شکایت کنند. هر کس شک داره یه سر اداره کار بزنه بپرسه. ویزیتورها حقوق ثابت حذف شده. صدامون به زودی بیشتر در میاد.
سلام هنوز تو این شرکت مشغول هستم مثل هر شرکت دیگری خوب و بد خودشو دارد ولی چیزی که از کامنت ها متوجه شدم این هستش که بیشتر کامنت ها مسائل و مشکلات شخصی هست که فرد چون نمیتونسته مشکل شخصیش رو حل بکنه و دچار ناکامی شده از این سایت کمک گرفته که رفتار تلافی جویانه خودش را به نمایش بگذارد آگاه باشیم و وارد بازی خصمانه و تلافی جویانه افراد باهم نشیم و تصمیم درست را بگیریم ممنون از شما
در این شرکت احساس میکنم با تبعیض روبهرو هستم و فضا بیشتر از یک محیط کار حرفهای به نظر نمیرسد. مدیران برخی از مهارتهای مدیریتی لازم را ندارند و جو کار به شدت ناسالم است. حقوق پایه پایین است و امکانات رفاهی هم در سطح مطلوبی فراهم نمیشود. به نیروهای شرکت حتی محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته است هم ارائه میشود. با این وجود، از گول نام آن خودداری کنید.
سلام حدود ۹ماه به اجبار به دلیل مشکلات مالی و شخصی در شرکت آروا مشغول به کار بودم این سازمان یک عمده فروشی هستش که به واسطه پول و روابط به شرکت تبدیل شده اصلا مدیریت صحیح و hrوجود نداره و مدیران بسیار کوتوله اجازه نمیدن که شما مسیر درست و روند درست رو در شرکت داشته باشه چه برسه بخوای به بقیه هم این رویه رو یاد بدی از مدیر فروش ایران تا مدیران مناطق اصلا سواد درست حسابی ندارن و بسیار تجربی و کوچه بازاری فروش و مشتری رو میبینن اصلا چیزی به عنوان احترام به شما گذاشته نمیشه فقط اونجا میتونید دوستان همدرد پیدا کنید که دنبال موقعیت هستن که جدا بشن از سازمان
خب نمیدونم از کجا شروع کنم به کجا وصل کنم ولی بیایین خلاصش کنیم سالهاس تو این شرکت کار کردم و کوچکترین ارزش و احترامی برام قائل نشد و این نه فقط مختص من بلکه مختص نزدیک 2000 هزار نفر پرسنلی که دارن شده شاید بپرسین چرا موندی تو شرکتی که 4 ماه حقوق عقب افتاده داره مدیرای ارشد بیخود و بی عرضه وجود داره و الان که شرایط جنگی شده بیمه و حقوق ثابت و حذف کرده جوابش بی عرضگی من و بقیه هست شاید امیدواری پوشالی که درست میشه و ... ولی چی درست میشه ؟ ذات خراب مدیر عامل ؟ بی سوادی و بی مسئولیت های معاونت ها ؟ نه هیچی درست نشد هیچی درست نمیشه ولی اینجا میگم ما واقعا خسته ایم خدا اول و آخر همتون و لعنت کنه که انقدر حرومزاده و بی وجود و منفعت طلب و مادر جنده این واقعا خدا لعنتتون کنه
برای من تجربهای ناخوشایند بود که تصمیم گرفتم بازگو کنم تا شاید دیگران از ادامه کار در این شرکت منصرف شوند. حدودا شش تا هفت ماه به طور کامل در این شرکت فعالیت داشتم، اگرچه نقش مستقیم داخل شرکت نداشتم و به عنوان نماینده چیدمان بودم. نخست از مصاحبه استخدامی بگویم که پرسشها خیلی بیربط و بیمزه بود. پس از آن رفتار با پرسنل را بررسی کنید: برخوردها تحقیرآمیز و سطح کلاس رفتاری پایین بود. امیدوارم این نوشته بتواند همفکری کسی را تغییر دهد و از پیوستن به این شرکت صرفنظر کند، مخصوصا اگر برای ارزشهای شخصی خودش اهمیت قائل است. حتی به نظر من اگر به قوت روزی هم محتاج بودم، نباید در این شرکت کار میکردم، چون در مجموعه افرادی وجود دارند که رفتارهای نامناسب و تند دارند. نکتهای جالب و مضحک هم این است که یکی از برندهای این مجموعه مای لیدی است که معمولا شناخته میشود، اما برخلاف برند، رفتار و عمل کارکنان، بهویژه به صورت زنان همکار، آنطور که باید، حرفهای نیست. بهطور کلی توصیه نمیکنم.
خیلی شرکت خوبیه من ازش فقط تعریف شنیدم رفتار دوستانه کارمندا باهم و تیم قوی این شرکت فوق العادست و همچنین کارشون خیلی قویه و تمرکزشون روی پیشرفتشونه✨✨🤍 امیدوارم بتونن به درجات بالایی برسن وهمیشه موفق باشن
سرپرست واحد منابع انسانی بی ادب و وحشیه رفتارش با هیچکس خوب نیست به همه توهین میکنه زیراب میزنه تو تمام واحدا زیراب میزنه فقط دنبال حاشیه میگرده تنها یه دوستم بیشتر نداره اونم چون اروم و ساکته باهاش دووم اورده خیلی رفتاراش غیرعادیه باهمه دعوا داره همرو تو واحدای مختلف میخواد اخراج کنه و مدیرشم این اجازرو بهش داده که باهرکس هرطور میخواد رفتار کنه خیلی از بالا به همه نگاه میکنه خواهش میکنم نسبت به این موضوع پیگیری کنید کل شرکت بخاطر این ادم پر از حاشیه شده همه واحدارو به هم میریزه بین واحدا اختلاف میندازه
من یک ماهه که در این شرکت مشغول به کار شدم و اولش به دلیل خوندن کامنت های این سایت میخواستم اصلا برای مصاحبه نرم ولی بعد چون اسم برندشون معتبر بود برای رزومه ام، گفتم میرم و در نهایت از اسمش برای ساخت رزومه استفاده میکنم دیگه الان اگه بخوام نظرم رو بگم، واقعا شرایط انقدری که اینجا نوشته میشه بد نیست، فضا کاملا دوستانه و با اخلاق است (البته هر واحد مجزاست و قابل تعمیم به واحدهای دیگه ی شرکت نیست)، به شدت فضای خوبی برای یادگیری به افراد کارآموز داده میشه و من از اینکه بدون تجربه اینجا رو انتخاب کردم راضیم. مشکلش از دید من یکی ساعت کاری در روز پنجشنبه است که خیلی از شرکت ها تعطیلن و دومی هم حقوقه که با ۲ ماه و خورده ای، نزدیک ۳ ماه تاخیر پرداخت میشه ولی برای من که کارآموز بودم، این واقعا مشکل جدی ای نبود، حالا شاید برای یک آدم با سابقه مشکل جدی ای به حساب بیاد. در باره این سایت هم من واقعا خوشبین نیستم چون خیلی من رو ترسوند از این شرکت، بعد رفتم چک کردم دیدم کامنت سایر شرکت هایی که براشون رزومه فرستاده بودم هم اصلا خوب نیست مثل همراه مکانیک و سن ایچ... الان که وارد شرکت شدم به نظرم منطقیه انقدر کامنت بد، چون وقتی انقدر نیروها زیادن خب بالاخره این تعداد آدم ناراضی هم پیدا میشه دیگه در هر صورت من خودم هم در آینده احتمالا از این شرکت میام بیرون اگر پیشنهاد خوبی پیدا کنم ولی به عنوان یک کارآموز شرایط شرکت برام خوبه و تاثیرش تو رزومه ام هم زیاده.
من وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولین انبار عبیدی، آقای عبادی، به سادگی کنار گذاشته شده، واقعا شوکه شدم. با نیروهای مختلف شرکتها کار کردم، اما هر بار که او میدید، لبخند مینشست روی صورتش و انرژی منفی از هیچکس نمیگرفت. از همکاری با او لذت بردم و ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم، ولی حیف که مدیران انبار عبیدی به کارایی توجهی ندارند. شرکت عبیدی به دست افراد دیگری افتاده و نگرانیها هم زیاد شده؛ فقط برای آقای عبادی اعم از هر جا که باشد آرزوی موفقیت دارم.
شرکت تهویه را تجربه کردم و به واقعیتهای تلخی از کار در چنین فضایی برخوردم. اوایل فکر میکردم امنیت شغلی وجود دارد، اما خیلی زود متوجه شدم که روابط خانوادگی بر همه چیز سایه میاندازد و گاه ترجیح میدهند به افراد فامیل امتياز بدهند تا به دیگران. حقوق هم بهطور منظم و عادلانه پرداخت نمیشود و گاهی حتی به موقع پرداخت نشده است. در محیطی که درآمدها پایین است، فشارهای خانوادگی و جدیتهای کمخطر بابت مزایا تبدیل به خوراک روزمره میشود؛ از جمله این که جایزهها یا نوشیدنیهای رایگان هم به شکل محدود و غیرمنصفانه ارائه میشود. تماسها با تیم به صورت گسترده خانوادگی است و صدای داد وزندگی در محیط کار شنیده میشود؛ مسائلی که به نظر من ریشههای رفتاری و مدیریتی نامطلوبی دارند. کارها به اندازه زیاد و با انتظاراتی غیرمنصفانه انجام میشود و از نیروهای بدون تشکرات کافی و بدون قدردانی مداوم انتظار دارند که هر طور شده کار را به پایان برسانند. به نظر میرسد برخی همکاران از موقعیت خود سوءاستفاده میکنند و با وجود ادعاهای بزرگ، نتایج واقعی چندان قابل دفاع نیست. در داخل مجموعه، ارتباطات به گونهای است که گمان میبرند با رانتی یا پشتیبانیهای خانوادگی میتوانند اوضاع را کنترل کنند. از لحاظ مدیریتی، قدیمیترین نیروها همچنان مدت طولانیای است که مدت زیادی نیستند و این نشان میدهد که ساختار شرکت خیلی پویاست نیست. حقوق روزانه به صورت دورهای پرداخت میشود و گاهی سابقهای از پرداخت بهموقع وجود ندارد. از طرفی، صحبت از نیروهای دارای ادعاهای اخلاقی یا دینی هم گویای سطوح بالای تنش و فشار است. حجم کار بالاست و از نظر من مسائل مربوط به رفتارهای طلبکارانه در بین برخی افراد مشاهده میشد. فضای کار بیشتر به سمت صرفهجویی در هزینهها و تمرکز بر جذب نیروهای فامیل با مزایا غیرمتوازن میرفت. حتی سرویس رفت و آمد هم به نظر میرسید که بیشتر برای خانوادهها و آشنایان باشد تا برای تیم کارآمد. تعهد سه ساله هم در کنار این مسائل، به نظر من بیشتر شبیه زنجیر باشد تا امنیت شغلی واقعی؛ به طوری که تاوان کوتاهی در آینده با خود بدهی، و این به اعتماد بین کارمند و کارفرما ضربه میزند. خوشبختانه تا الان از آنجا جدا شدم و به دنبال محیطی با شفافیت و انصاف بهتر هستم.
این شرکت اصلا از نظر فرهنگی جای خوبی نیست. تمامی مواردی که به عنوان عیب انتخاب می کنم این شرکت رو در بد بودن تایید می کند. متأسفانه مرجع اداری که به فسادها رسیدگی کنه وجود ندارد. یک مثال میزنم که متوجه بشید. تصور کنید مدیرعامل یک زیرمجموعه از شوهرش طلاق بگیره و مهریه رو هم تمام و کمال بگیرد و شوهر خوبش را بپیچاند و برود با مدیرعامل کامکار ازدواج کند. من به نظرم کامکار دست دوم بازه و شرکتش به شدت مزخرفه.کاش پدرش ادبش میکرد. فساد اداری بدی تو این شرکت هست.
در این شرکت دسترسی به حقوق منظم و مزایا وجود ندارد و حتی حقوقها دیر پرداخت میشود. در یکی از کارگاهها با بخشهایی مثل فرزکاری سیانسی روبهرو هستم و فضای کار مثل پادگان است، همچنین نمیتوان گوشی همراه آورد. سرویس رفتوآمد هم جای کمی دارد و باید تا خود شرکت بایستی ایستاده باشید. تغذیه در اول کار بدون توضیح هزینهای دارد؛ پس از استخدام مشخص میشود که هر روز برای غذا حدود سی تومان باید پرداخت کنید و اگر در مرخصی بروید یا به موقع مراتب را اطلاع ندهید، با جریمهای مانند بیست و پنج تومان یا در برخی موارد هشتاد تومان مواجه میشوید و هزینه غذاتان هم کاهش مییابد. ساعات کاری طولانی است و پنجشنبهها ظاهرا تعطیل است اما از شما میخواهند بیایید؛ اگر قصد دارید اینجا شرکت کنید، به حرفهای من اعتماد نکنید.
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
ادعای بالای شرکت در جهت بروز بودن و محیط کاری مناسب کاملا دروغی بیش نیست حقوق ها ۴ یا ۵ ماه دیرتر پرداخت میشه طبق قانون کار قرار داد میبنده بعد یه مبلغ کمی اضافه تر پرداخت میکنه و منت میزاره که حقوق از کف قانون کار بالاتر پرداخت میکنم ولی اون مبلغ بالاتر در اصل بعنوان سنوات حساب میشه خیلی بی حساب کتاب کار میکنن و یه عده انسان بی سواد و کم تجربه بعنوان مدیر و سرپرست قرار داده که کار باهاشون مثل یه کابوس میمونه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.