من به مدت دو سال و نیم به صورت مستمر در این شرکت کار کردم و همچنان بهصورت پروژهای با آنها همکاری دارم. تجربهای بسیار مثبت ثبت شده برای من بود؛ ابتدا به عنوان کارآموز جذب شدم و پس از چهار ماه با شرکت قرارداد بستم، از همان روز اول بیمه برای من درج شد و حقوقم با تاخیر معمولا سه تا چهار روز پرداخت میشد. جو کار تیمی و صمیمی بین اعضا بسیار عالی بود و هیچ وقت احساس خستگی یا خستگی کار نکردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به خاطر شیوع کرونا، فرآیند مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد و سوالات ابتدایی خیلی ساده بودند. بعد از آن، منابع انسانی قرارداد سهماههای را برای من امضا کردند. پروژه، یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که قرار بود به جاوا تبدیل شود. در تیم، مدیران غیر فنی و یکی دو نفر با سابقه تحصیلی پایین حضور داشتند؛ یکی از معاونان اداره نیز دارای مدرک فوقدیپلم جغرافیا بود. برای پاسخگویی به سوالات فنی، کسی نبود که به اندازه کافی تسلط داشته باشد؛ معمولا من باید پاسخها را بهطور مکرر به زبانی که یکی از مدیران آشنا بود توضیح میدادم. به نظر میرسید که کار برای افراد اهمیت زیادی ندارد و تقریبا نیمی از انرژی تیم صرف سفارش و واسطهگری فامیلی میشد.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
شرکت بهار سامانه شرق تجربه من در قالب کار Back End بود. اینجا کارهای کوچک میگیرن، بعد چند برنامهنویس خوب جمع میکنن و مدام میگن پروژه دیر میافته و باید سریع تحویل بشه. قرارداد هم که به صورت یک نسخهای تنظیم میکنن و ازم امضا میگیرن تا خیال خودشون راحت بشه. وعدههای فراوان میدن و ظاهرا قولهای زیادی میدن، اما وقتی موعد میرسه، شروع میفروشند و در نهایت پاسخگو نیستن و حقوق و مزایا رو هم پرداخت نمیکنن. خیلی هم ادای دوستیه درمیآورند تا منو به اعتماد دعوت کنند، اما در واقع تنها با وعدهها و دروغ همراهاند.
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم
برای من هیچوقت محیط کاری با این شکل تمایل نداشت؛ در پایان دیدم که نمیتونم اونجا دوام بیارم. مدیرعامل اغلب در کارها دخالت میکنه و فکر میکنه از همه باهوشتر و صالحتر است. اطرافش هم افرادی با رویکردهای متفاوت حضور دارند که هر کدام به نوعی فشار روانی به همکاران وارد میکنند. هیچکس مدت طولانی در آنجا نمیماند، چون واقعا همه میدانند چه وضعیتی درست شده است. در روزهای اول، مدیرعامل سعی میکرد خود را فردی شاد و دوستانه معرفی کند، اما به مرور حقیقت آشکار شد. مراقب باشید.
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
شرکت فالنیک ایران اچ پی تجربهای پر از نکتههای آموزشی بود که با وجود فرصتهای یادگیری، راحتی اخلاقی و سیستم مدیریتی سنتی در آن احساس میشد. در این محیط به نظر میرسید که روابط خانوادگی در رأس کارها قرار دارد و هر بخش مدیر یا مسئول خاصی از همان گروه افراد فامیل است، به گونهای که انتظار میرفت امکان بیان نقد یا اعتراض کمتر شود. حقوق پایه در مقایسه با انتظارها ناچیز بود و زمان زیادی صرف جلسات میشد بدون این که نتیجه قابل توجهی حاصل شود. از نظر منابع انسانی هم بهبود قابل توجهی دیده نمیشد و کارفرمایی سفته یا تضمین با مبلغ بالا برای آغاز همکاری را ارائه میکرد.
دوستانه اما واقعگرا، من توی شرکت تجارت الکترونیک امن موج چنین تجربهای داشتم. حقوق پایه خیلی پایین بود و هرکسی هرکاری که دلش میخواست بدون هماهنگی با مسئول مربوطه انجام میداد. محیط کار صمیمی بود اما برنامهریزی خیلی ضعیف بود و پروژههای زیادی بدون نقشه مشخص در حال اجرا بود. یک دفعه میگفتند از فردا ساعت نه صبح باید همهچیز را به صورت دمو نشان بدهند و فیچرهای جدیدی اضافه شود. در بحث حقوق، هیچ ساز و کاری برای سطحبندی وجود نداشت و به همان مقداری که به کارمندی با سابقه کم و آموزشدهنده میرسید، به نفر دارای تجربه و تخصص بالا همان میزان میدادند. معمولا حقوق خانمها کمتر از همتایانشان بود، حتی اگر لول بالایی داشتند. سنوات و مزایای پایان قرارداد هم نبود و اگر من قبل از پایان قرارداد استعفا میکردم، هیچ چیزی به من تعلق نمیگرفت.
با من تماس گرفتن روز شنبه و برای دوشنبه وقت مصاحبه ست شد (بصورت آنلاین) ، در روز و ساعت مقرر حاضر شدم ولی کسی نیومد برای مصاحبه!! ، بعد 10 دقیقه تماس گرفتم کسی جواب نداد و بیخیال شدم و کلا از روم اومدم بیرون. بعد دیدم نیم ساعت قبل از زمان مصاحبه ایمیل زدن که جلسه مصاحبه کنسله و بعدا با شما تماس میگیریم برای تنظیم جلسه دوباره!!! حتی زحمت ندادن به خودشون که یه زنگ بزنن و آدم رو معطل نکنن!!! یا حداقل اگه ایمیل میزنی زودتر بزن نه نیم ساعت قبلش که ممکنه من نبینم. بعد یک هفته دوباره تماس گرفتن که دوباره جلسه ست کنن که منم گفتم علاقه ای به همکاری ندارم.
من حدود هفت تا هشت سال در گروه پیوست فعالیت کردم؛ هم به عنوان کارشناس پشتیبانی و هم به عنوان برنامهنویس در واحد نرمافزار. محیط بخش پشتیبانی دوستانه بود اما حاشیههای زیادی وجود داشت و فشار کار نسبت به نیروهای موجود همیشه بالا بود، طوری که اختلافنظرهای همکاران حول کار هم بار منفی ایجاد میکرد. با وجود این، روابط دوستانهای که شکل گرفته بود را نمیشد نادیده گرفت؛ این حاشیهها که به نظر میرسید از جانب مدیریت باید مدیریت شوند، روی این روابط تأثیر منفی میگذاشت. بر عکس پشتیبانی، بخش نرمافزار که من در آن کار میکردم، پویا و کمحاشیه بود. مدیران این واحد، بهویژه مدیر تولید، دانشمند، با اخلاق و حرفهای بودند و وقتی مشکلاتی بین تیم یا با دیگر همکاران پیش میآمد، ابتدا با مدیر تولید مطرح میکردیم تا راه حلی ارائه دهند که واقعا مسئله حل شود و اعضای تیم اذیت نشوند. تیمی باکفایت و با دانش بالا وجود داشت و کارهای تخصصی و سطح بالایی انجام میشد؛ بهرغم محدودیتهایی که بر سر استفاده از فناوریهای تازه وجود داشت، طراحی و ساختار برنامهها از نظر من عالی بود و محیطی مناسب برای یادگیری و پیشرفت برنامهنویسها به شمار میرفت. در شرکت پیوست هم تجربههای مثبت و هم چالشهایی داشتم؛ اگر کسی قصد همکاری بهعنوان برنامهنویس دارد، شاید بهتر باشد یک تا دو سال در این شرکت بماند. زمانی که با این شرکت همکاری میکردم، حقوقها نسبتا پایین بود و یکی از دلایل ترک کار هم به همین موضوع مربوط میشد؛ اما فعلا اطلاعی از وضعیت جدید ندارم و شاید بهبود یافته باشد.
بدترین شرکتی که تو کابوستون بتونین ببینین همکاران سیستم هست . کمترین حقوق دریافتی - اضافه کار ندارید . پاداش رو باید گذاشت در کوزه و از اب ان میل کرد . واقعا برای من که 3 ماه همکاری در همکاران سیستم کرج رو داشتم واقعا دلم میخواد از سوابق بیمه ام راهی داشت و پاک کنم . اگر مهندس نرم افزار هستید یا شبکه تخصص دارید به هیچ عنوان قدم در همکاران سیستم نگذارید . تا 7 و 8 شب سر کار .بدون نهار . بدون هیچ چیزی
من 20 دقیقه در لابی منتظر مصاحبه شدم و بعد 10 دقیقه در اتاق کنفرانس. یک خانمی اومد پایین و جلوی من با منشی شروع به دعوا کرد. بعد همون خانم اومد تو و مصاحبه رو شروع کرد، چند دقیقه بعد یکی دیگه اومد بدون هماهنگی و دست آخر یک آقای به شدت بی ادب وارد شد و پرسید واسه چی اومده؟ که یکی از خانم ها توضیح داد. یکی دو تا سوال ابتدایی با لحن چاله میدونی پرسید و من بعد من گفتم سوالاتون غیر حرفه ایه و جواب نمیدم و اومدم بیرون. اما حالم از مدل بی ادبانه و به شدت وقت ناشناسیشون بهم خورد. اینجوری قورباغه هم نمیتونید استخدام کنید.
از اینکه وقت خودم رو در این شرکت هدر دادم بسیار متاسفم. بیشتر انرژی و وقت شما صرف یادگیری فریم ورک قدیمی و پیچیده و پر از اشکال شرکت میشه . دائم به باگ های ناشی از فریم ورک و تولز شرکت میخورید . در طی روز زمان زیادی رو فقط صرف گت و بیلد تغیرات تولز میخورد آخرش هم با خطا مواجه می شوید. بیشتر نیروها تا جایی که بتونن دروغ میگن که دیگران رو مقصر جلوه بدن. علت اصلی هم این هست که کلا سیاست شرکت به دنبال مقصر میگرده و بس. این تنها چیزیه که مدیران شرکت دنبالش میگردن.
به شدت کوتوله پرور هستند. از نظر مدیران ارشد شرکت ، کلا به تعداد انگشت شمار برنامه نویس برای شرکت کافی هست . بقیه باید در حد تایپیست باقی بمونن و کارهای بقیه رو کپی پیست کنند. یک framework به شدت دست و پا گیر دارد که فقط عده بسیار محدودی ازش سر در میارن و وای به حال برنامه نویس اگه کارش به این موارد گیر کنه. چون به این راحتیا جواب نمیگیرید.
متاسفانه شرکت ادصاب همیشه حقوق را با حداقل 2.5 الی 3 ماه تاخیر پرداخت میکنه(به این موضوع هم افتخار میکنند) فضای کاری بسیار کثیف و نامرتب و قدیمی عدم رعایت سلامت افراد چون افتخار مدیران شرکت این هست که غذا در 5 دقیقه میخورند تکنولوژی های بسیار قدیمی از ابتدا شما مجبور به قرارداد چند ساله میکنند بیمه تکمیلی ندارند فضای اشتراک دانش و سرگرمی که رویاست(حتی کره صبحانه مدیریت توسط پرسنل تهیه میشد) فضای فکری مدیران کاملا فسیل شده است سیستم های کامپیوتری قدیمی و زغال سنگی فقط چایی رایگان میدن (قند هم خودتون باید ببرید)
من در این شرکت ۴ ۵ سالی کار کردم اول اینکه همش قانون و ساعت کار تغییر میکرد و یه روز میگفتن ۶ صبح یه روز ۷یه روز ۸ بیایید سرکار دوم بعد یکی دوسال وام میدن بهتون اونم ۵۰ تا ۱۰۰ تومن و چندتا ضامن باید معرفی کنی سوم پروسه استخدام ۳ماه زمان میبره و تکلیفت معلوم نیست تا لحظه آخر چهارم محل شرکت تغییر میکرد یهروز میرفتن سعادت آباد یه روز مطهری یه روز توپخونه پنجم مزایا و حقوق دستکاری میشد به فناوین مختلف ششم مدیر عامل در ۵ سالی که اونجا بودم ۶ بار عوض شد و بخور بخور بشدت بالا بود هفتم تنها خوبی این شرکت اینه که چون خرتووخر بود میتونستی کار نکنی هشتم بعد ۲ سال تسویه پول سنوات میدن و باید با شکایت پولت رو بگیری نهم در شرکتهای بانکی کمترین مزایا و امکانات رو داره دهم موقع تسویه حساب وام رو به حالت عادی برمیگردونن و باید قسط ۳ ۴ برابری بدی خلاصه شرایط کار در این شرکت افتضاح هست
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.