در کنار همکارانم در پروژهها کار میکردم و حضور دوستم کنارم حس همکاری را تقویت میکرد. روزها با هفت ساعت کار آغاز میشد و این زمان، به نظر من مناسب بود. مدیران با تاخیر در ورود یا خروج پرسنل چندان سختگیر نبودند و هدفشان این بود که کارها پیش برود و به موقع جمعبندی شود؛ از این بابت من خوشحال بودم، چون اغلب دیر به شرکت میرسیدم. اما یکی از مشکلات جدی این تجربه، پرداخت بهموقع حقوق بود که با وجود اینکه مبلغ آن پایین بود، باز هم به تعویق میافتاد. وعدههای مربوط به بیمه هم به اجرا درنمیآمد و با شیوع کرونا شرایط همکاری ما را تنگتر کرد و در نهایت منجر به پایان همکاری شد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بهروز اول خیلی اغراق میزنن و بعدش با فشار میخوان کار رو بمونم، اما محیط شرکت هم از مدیرانی پر شده که واقعا شایستهی جایگاه نیستن و همشون به خاطر رانت اونجا بودن. پروژهها در اصلیترینشون فقط از سیستمهای قدیمی پشتیبانی میکنن و هیچ فرصت یا نشانهای از رشد و پیشرفت دیده نمیشه. در همان روز اول وعدههای فریبنده میدن و سپس با تهدید میگویند اگر عقب بیفتم یا گزینهای رو انتخاب کنم ممکنه جلوههای ناخوشایند بیشتری رو تجربه کنم. الان که فرصت صحبت کردن فراهم شده، میخواهم حرفهایی که در دل دارم رو بیان کنم.
با وجود سردرگمی مدیریتی، سه ماه با چند شیفت گوناگون روبهرو شدم و هر هفته مسئولیتهای تازهای به من محول میشد که در آغاز هیچ اشارهای به آنها نبود. پرداختها هم طبق قراردادهای مختلفی که شرکت میگذاشت، انجام نمیشد و حقوق افراد با یک سمت واحد تفاوت داشت. به رغم اینکه قرارداد به سبک وزارت کار بود، به صورت ساعتی پرداخت میشد. در نهایت بدون هیچ مقدمهای همکاری با من قطع شد.
چند روز پیش از طرف مدیر فنی شرکت برای مصاحبه دعوت شدم.وقتی تجربیات کاری و همچنین نمونه کارهامو بهشون گفتم خیلی استقبال کردن و قرار شد شنبه سرکار برم.اولین روز کاری خیلی برام جالب بود مدیر فنی گفت ما بیش از نیم ساعت رو یک باگ وقت نمیزاریم و بعد از نیم ساعت باید گزارش بدین تا تصمیم بدی گرفته بشه!یاد فیلم زاکربرگ (فیسبوک) یا دره سلیکون افتادم که بارها ساعت ها بر رویه باگ کار میکردن و برام خیلی گنگ بود و اصلا درک نکردم!اخر وقت روز اول بهم یک تمپلت .net core دادن و قرار شد من با پترن cqrs برای مدلی که دارم CRUD بزنم بدون هیچ توضیح و نمونه ای!سری اول چون دیدی از پترنی که داشتن نداشتم و خودش هم نبود تصمیم گرفتم به صورت موقت با یک پترن ساده تر برم جلو تا بعدن ریفکتور کنم! همین که کدارو دید سریع ازم خواست باهام صحبت کنیم و گفت اگه یک کاراموز اسخدام میکریم میتونست این کار رو انجام بده و گفت تمام تجربیاتی که گفتم خلاف اون بوده با اینکه نمونه کار هام رو گیتاب بود .بعد همین که اومدیم پایین دیقیقا 15 دقیقه برنامه نویس دیگه بهم یک سمپل داد و یک توضیح و دقیقا با همون سمپل CRUD رو زدم ولی کمی تخصصی تر بگم من در لایه بالاتر که نمیدونستم ! از یک پترن دیگه استفاده کردم که از یک سایت خارجی یاد گرفته بودم و مطمنم بودم اشتبا نیست اونم چون دید مناسبی نداشتم و نمیدونستم خودشون چجوری پیش رفتن اولین روز CRUD رو تا اخر وقت زدم(CRUD رو یک تسک در نظرر بگیرید) فرداش ک امروز بود اومد ندید همشو پاک کرد و با لحن ناجالب گفت باید یکو استخدام کنیم کارای تورو تمیز کنه و ... و ازم خواست دوباره بریم بالا اونجا یکم صحبت کردیم و من گفتم نباید کدارو پاک میکردید و باید قبل پاک کردن چک میکردیم و باهم صحبت میکردیم بعد با هم به نتیجه میرسیدیم !اخرش گفت از فردا نیایین و من با کمال خونسردی گفتم از امروز نمیام و خدا حافظی کردم. چند نکته : من سنیور نبودم و ولی جنیور هم نیستم حتی اونجا گفتم اس کیو ال اشنایی دارم و همه تجربیاتی که داشتم تو گیتاب هست ولی همون روز اول انتظار داشتن بدون هیچ سمپلی دقیقا مث پتررن خودشون پیش برم. اینکه نیم ساعت بیشتر روی یه باگ نمیشه وقت گزاشت واقعن تو کتم نرفت و اینکه اولین روز انتظار داشته باشی تسک بزنی یکم جالب نیس و باید سمپل پروژه رو داشته باشن حداقل دو روز با کدا کار کنی تا دستت بیاد.
در این مجموعه کار کردهام و سالهاست در سمت بکاند کار میکنم. حدود یک دهه تجربه دارم و تاکنون شرکتی مثل این را ندیدهام که در تمامی جنبهها آنقدر حرفهای باشد. سیستم به گونهای طراحی شده که کوچکترین فشار فکری یا کاری بر تیم فنی وارد نمیشود و میتوانید با خیال راحت به پیشبرد کارهایتان بپردازید.
برای من دیدار جایی بود که دو سال از زندگی حرفهایام را در آن گذراندم. مدیرعامل این شرکت با تیزهوشی و تخصص بالا به ارزش و رفاه تیمش اهمیت میدهد و برخوردش با کارمندان همیشه محترمانه است. فضای شرکت پر از فرصتهای رشد است و هر روز با آموزش و حس خوب همراه میشدم. مطلعام که اخیرا سرمایهگذار جذب کردهاند و این احتمالا میتواند شرایط بهتری را برای همکاران فراهم کند.
به عنوان یکی از افرادی که تو این شرکت در حال کار هست باید بگم که فضای کاری کاملا دوستانه و خوب هست. تعامل مدیریت تیم با نیروهاش تو سطح بالایی هست و امکانات و تجهیزاتی که یه نیروی کاری نیاز داره رو در اختیارش قرار میدن. تیم های مختلفی تو شرکت هست و من با نیروهای تیم های مختلف هم ارتباط گرفتم و واقعا از لحاظ دانش و اطلاعات در سطح بالایی قرار دارن و بهتون این تضمین رو میدم که اگه باهاشون ارتباط بگیرید سرعت پیشرفتتون خیلی زیاد میشه. اینجا جایی هست که شما میتونید خیلی چیز های جدید یاد بگیرید و کلی چیز باحال تجربه کنید. فضا کاملا صمیمی و دوستانه هست و اون فشار و استرس کاری که تو شرکت های دیگه به خصوص استارتاپی ها ممکنه داشته باشید رو اینجا ندارید. از لحاظ امکانات رفاهی هم که اینجا صبحانه و خوراکی رایگان داره. البقه قبلا ناهار هم داشته که به خاطر کرونا لغو شده. حقوق ها به موقع پرداخت میشه. کلا در یه کلمه بگم فضا دوستانه هست.
در این شرکت کار کاملا هیئتی جلو میره. موازیکاریِ همکارانتون قراره جلوی چابکی شما رو بگیره. مدیرعاملش یه دیکتاتور تمامعیاره که با برندینگ مخفیش میکنه. امکان نداره کاری با دلایل کارشناسی انجام بدید و مدیرعاملش با دلایل سلیقهای، کیفیت اون کار رو بیاره پایین تا شما پررو نشید و فکر نکنید کارتون خوب بوده. مدیران میانی ابر آروان اکثرا بیرون از تیمشون خیلی خوشاخلاقن ولی با اعضای تیم مثل سادیستها برخورد میکنن. توی ابر آروان ممکنه روزی بیشتر از ۱۰ ساعت کار کنین ولی بهتون بگن چرا کار نمیکنی. موقع مصاحبه بدون شک تفتیش عقیده انجام میدن تا ببینن مثل اونا در مورد مسائل غیرکاری فکر میکنین یا نه! بعد از گذشت دو ماه یهو میبینید شرح وظایف شما کاملن تغییر کرده و وقتی میرید اعتراض میکنید، با شما قطع همکاری میکنن. بعد از قطع همکاری، خودشون دوباره به شما پروژه پیشنهاد میدن، یعنی هدف از قزع همکاری، موقتیکردن همکاری با شما هست! در مدل پروژهای، بدحساب هستن و خلفوعده میکنن و توی کارای پروژهای هم دخالت زیادی میکنن که منجر به این میشه هر کاری رو حداقل سه بار انجام بدید. در کل ابر آروان نمونهی یک برندینگ توخالی هستش که بهزودی چهرهی واقعیش بر همه روشن میشه. در کل ابر آروان فقط حقوقش از متوسط حقوق بقیه جاها یه کم بالاتره که به تحقیرهای شدیدشون اصلا نمیارزه.
من با CTO این شرکت مصاحبه کردم. نمیدونم هنوز ایشون اونجا هست یا نه چون ۲ سال پیش بود. فقط در همین حد بگم که به من که فرانت اند دولوپر هستم سعی داشت بگه React از Vue خیلی بهتره و چرا دارن ازش استفاده میکنن :)) چرا چون من بهش گفتم هر روز یه فریم ورک جدید میاد بیرون و هایپ انتخاب فریم ورک جدید همیشه هست. ۱. پیشنهاد میکنم با کسی که هنوز درگیر مقایسه و انتخاب فریم ورک هست اون هم در سمت CTO کار نکنید چون براتون مشکل ساز میشه. ۲. پیشنهاد میکنم با شرکتی که بجای گرفتن تست فنی، سوالات فنی رو بصورت گفتاری میپرسن همکاری نکنید. میگن show me the code , words are bullshit ۳. پیشنهاد میکنم با مدیری که نگاه بالا به پایین داره و دنبال گرفتن مچ شما هست همکاری نکنید.
به طاقچه رفتم و تجربه گستردهای در کنار تیمی حرفهای نوشتم که رفتار سازمانیشان برایم بهخوبی قابلتحسین بود. این شرکت که بخشی از مجموعه حصینه است، مدت کوتاهی خدمت کردم و پس از آن تصمیم به جداشدن گرفتم. طاقچه امکانات متنوعی برای کارمندانش در نظر میگرفت از جمله معرفی به بانکها برای کارت اعتباری، وام و حساب جاری که از این جهت مزایای قابل توجهی داشت. بعد از شیوع کرونا، کارها به سرعت به سمت دورکاری رفت و اعتمادی که به نیروهایش میداد برای من، با پانزده سال تجربه در شرکتهای مختلف و گاه نامآشنا، واقعا تحسینبرانگیز بود. بخش منابع انسانی، هرچند متعلق به کل مجموعه حصینه بود، اما بهخوبی نیازهای اعضای طاقچه را برطرف میکرد و همیشه در دسترس بود. مدیریت طاقچه همواره در حال بهبود بود و به خوبی مسیر پیشرفت را دنبال میکرد. با وجود اینکه سطح فنی تیمی که من در آن بودم کوچک بود، اما با سرعت در حال بروزرسانی فناوریها به سمت فناوریهای روز بود و من به موفقیت آیندهشان اطمینان دارم. از دیگر مزایا میتوان به حضور آشپزخانه، سالن سرو غذای اختصاصی، کافه و حتی پلی استیشن اشاره کرد که جذابیت کار را دوچندان میکرد. این تجربه برای من واقعا بهترین دوره کاری بود و میخواهم اضافه کنم که مدیران ارشد طاقچه واقعا انسانهای بافهم و با تجربهای بودن که در مدت حضورم هیچ نکتهی منفیای از آنها ندیدم.
اهمیت نیروی انسانی تقریبا زیر ۱۰ درصده،ادمایی که سواد زیادی ندارن ولی دلبری رو بهتر بلد هستن پیشرفت می کنن تقریبا هیچ مزایای خاصی نداره و حقوقت رو میدن اگر از اول با حقوق خوب وارد شده باشی خوبه وگرنه لاک پشتی حرکت می کنی امنیت شغلیت بستگی به مدیر پروژه داره و اینکه ازت خوشش بیاد یا نه🙂
در شرکت ایمن دابا پارسیان، مدتی است که تصمیمها بر پایهی تجربههای افراد پر حاشیه پایهریزی میشود و تعدادی پروژه هم از تحقق نتیجهی مطلوب باز میمانند. به نظر من اینجا فقط یک بستر گسترده است که میشود از آن بهره برد.
وقتی به اونجا رسیدم، حس خوبی داشتم و از کار کردن در شرکت رضایت داشتم؛ بهخصوص از مدیر فنی فوقالعادهشون، حسام، تعریف میکردم. با این حال در کل، مدیریت مجموعه چندان کارآمد نبود و گاهی اتفاقهای ناخوشایند و تاریک پیش میآمد. در نهایت با انباشته شدن مسائل، ما با تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو شدیم؛ پرداخت حقوق هم با تاخیرهای چندین ماهه مواجه میشد که خیلی اذیتم کرد.
در تیمی کار میکردم که اکثر مشکلات از نبود برنامهریزی و مدیریت کمتجربه ناشی میشد. با وجود اینکه گروه فنی کوچک و صمیمی بود و همین دوستی بین اعضا به وجود آمده بود، گاهی به خاطر بینظمی و کمدستور بودن کارها، کارها به نحوهای سطحی انجام میشد. چندین نفر برای پوزیشنهای مختلف کارآموز جذب شدند و اکثرشان به نتیجه مشخصی نرسیدند. نکته ناراحتکننده این بود که روابط عاطفی بین برخی اعضا شکل میگرفت و این مسئله روی فضای کاری تاثیر منفی میگذاشت. به نظر من این نتیجه از مدیریت بیتجربه میآید که باید جلو چنین مواردی را در محیط کار گرفت و اجازه نداد فضای همسویی و شایعهپراکنی غالب شود. فرصتهای رشد در مجموعه وجود داشت، اما فاکتورهایی مانند رفیقبازی و جلب اعتماد سریعتر از تلاش فردی به نتیجه میرسیدند. فضای کار خیلی دوستانه و مثبت بود و به مناسبتهای مختلف جوایزی به اعضای تیم اهدا میشد. نکته دیگری که ممکن است برای برخی girls تیم فنی مهم باشد این است که پوشش رسمی برای خانمهای تیم فنی الزامی نبود، در حالی که برای سایر بانوان مجموعه پوشش رسمی مانتو و مقنعه مورد نیاز بود.
من در پردازش نگار راشین تجربهای به عنوان برنامهنویس داشتم. توازن بین زندگی شخصی و کار در اینجا چندان ساده نیست؛ نه اینکه دائم من را به کار کشانند، اما با فضای کار شدیدا علاقهمند میشوی و این حس را میفهمی. در مجموعه، به نقدهای فنی با دقت پاسخ داده میشود و هر بازخوردی پیگیری میشود. فضایی فوقالعاده شاد، پرانرژی و مدیری با اخلاق و سیاستهای مشخص داشتم. حقوق و مزایای شرکت نسبتا پاییناند و بسته به بودجهاند؛ برنامهها بهطور معمول نیروهای قابلاعتماد با حقوقی متعادل را جذب میکنند و از نیروهای سختکوش و تازهوارد استقبال خوبی میشود. حضور نیروهای حرفهای هم به چشم میخورد و جمعیت شرکت عمدتا جوان و پر انرژی است. تنها نکتهای که برخی از همکاران نمیتوانند با آن کنار بیایند، شوخیهای شرکت است که گاهی سنگین میشود اما به مرز دیوانگی نمیرساند و در نهایت لذتبخش است. در کنار کار، سرگرمیهایی مثل پلیاستیشن، فوتبال دستی، تایم ناهار انعطافپذیر، دارت و بیلیارد هم در دسترس بود.
مدت کوتاهی که در ماورا کار میکردم تجربهای بود که با تمام فشارها و چالشها همراه شد. مدیریت ناکافی، رفتارهای غیر حرفهای از طرف برخی از مسئولان داخلی و حجم کار بسیار بالا از جمله نکات منفیای بود که با آن روبهرو شدم؛ حقوق هم نسبت به کارهای انجامشده کم بود و امکان استفاده از مرخصی به سختی فراهم میشد. فضا به نوعی دیکتاتوری بود و استرس و فشار کاری در سطح بالایی بود. نکته دیگر این است که زمانی که تصمیم به جدایی از شرکت میگرفتم، معمولا سنوات و مزایا به سهولت پرداخت نمیشد و برخی از مدیران در ازای خروج، امضاهایی میطلبیدند که تمامی حقوق و سنوات را پس از آن به نفع شرکت جا بگذارم. امیدوارم این تجربه برای سایرین مفید باشد.
من در شرکت مدیا همراه ارتباطات تجربه کردم و میخواهم با صداقت بگویم شرایط کار تا حد زیادی دشوار بود. با وجود این که کارفرما نسبت به نیروها رفتار کنترلشده و سلطهآمیز داشت، یک دسته از همکاران هم وجود داشتند که فشار روحی زیادی به بقیه وارد میکردند و باعث ایجاد اضطراب و نگرانی میشدند. ساعات کار هم واقعا طولانی بود و بهطور جدی بیوقفه بود. ۲۴ ساعته بودن فشار زیادی روی من و دیگر همکاران میوارد.
شرکت پایانههای دادهای نوین تجربهای پر از وعدههای دروغین و کمبود شفافیت بود. از همون روز اول فهمیدم که برای پیوستن به تیم، قولهایی فراتر از واقعیت داده میشد و به شکل فریبندهای بزرگنمایی میکردند. محل کار دقیقا با تصوراتم تفاوت داشت: به جای محیطی مناسب، یک واحد قدیمی در مرکز شهر بود که امکانات ناچیزی داشت و هفتهها فقط یک بار خدماتی به نظافت میپرداخت. همیشه گفته میشد که بهزودی به ساختمانی بهتر منتقل میشویم، اما این وعده به حقیقت نپیوست. وقتی رسیدم، قول اعطای وام به پرسنل را شنیدم، اما پس از ورود مشخص شد وام تنها پس از شش ماه و با اولویتبندی دلخواه مسئولان در اختیار پرسنل قرار میگیرد. این گونه از شفاف نبودن حکمفرمایی در شرکت به یک روال تبدیل شده بود. واحدها با یکدیگر در کشمکش به سر میبردند و به طرز روشنفکری در جلسات انتظار میرفت که هیچ پرسش فنی مطرح نشود. تجربه کار در این مجموعه فاقد تعریف مشخصی بود و انتقال تجربه به شکل سازندهای صورت نمیگرفت. برای قراردادها سفته میگرفتند و حتی پس از خروج از شرکت مدت طولانی بازپرداخت نمیشد. همچنین هیچ نسخهای از قرارداد در اختیار من قرار نگرفت. دوره آزمایشی شرکت سه ماهه بود.
ما در هوش ماندگار شایا تجربهای کاری به عنوان برنامهنویس داشتم. از نظر رفتار و صمیمیت بین همکاران چیزی کم نظیر بود و این جو درون سازمانی واقعا دلگرمکننده بود. فشار کار بالا نبود و آرامش کارکنان نسبتا مطلوب بود، همین عامل باعث میشد کار کردن لذتبخش باشد. حقوق پرداختی نسبتا مناسب بود و با وجود بهبودهایی که در طول زمان اتفاق افتاد، انصافا قابل قبول بود. در عین حال، نقاط ضعفی هم وجود داشت؛ مدیریت شرکت به نظر من قابل بهبود بود و این جای کار داشت. با این حال، پیشرفت شرکت به خوبی پیگیری میشد و در نتیجه آیندهای روشن برای تیم به نظر میرسید. حقوق به موقع و با بهبودهای اخیر در بخشهایی از دوره کاری، مزیتهایی بود که توجهام را جلب کرد.
مدیریت شرکت و واحد منابع انسانی بسیار ضعیف هستند هیچ پیشرفت مناسبی چه از لحاظ مالی چه از لحاظ فنی در این شرکت بدست نمیاید بعد از شش سال سابقه مدیر و سطح فنی واحد بسیار پسرفت کرد و حاشیه و خاله زنک بازی بیشتر از کار دیدم. مدیران بیشتر از هرچیزی دنبال منافع شخصی خود میز و صندلی خود هستند هیچ برنامه ای شرکت ندارد و فقط روز را به شب میرساند
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.