شرکتی فوق العاده سمی متاسفانه غیر حرفه ای رفتار میکنند و بیمه رو کمتر از حقوق رد میکنند محیط کاری سمی هست متاسفانه روح و روانتون بهم میریزه و..... کارمند رو درک نمیکننند دنبال این هستند حق و حقوق کارمند رو بخورن و یه آب هم روش مثل بچه ها تو تایم صبحانه گیرند تو تایم ناهار گیرند. با کارمندها اصلا صحبت نمیکنند راجب حقوق و مزایا مدیریت ضعیف هست با دوربین کارمند ها رو چک میکنند انقدر گاهی وقتا تماس میخورد که امکان صبحانه رفتن ساعت 8 صبح نبود و یکساعت دیرتر مجبور بودن کارمندا بروند ولی متاسفانه با دوربین چک میکردند و اعلام میکردند چرا فلان کارمند الان رفته صبحانه امکان خندیدن نبود چون جای کارمند ها رو تغییر میدادن حقوق کم حجم کار بالا و کارهایی که میکردی دیده نمیشد یه قدردانی نمیکردند
آخرین تجربهها
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
دیجیپی با تغییرات اخیر در مسیری قرار گرفته که آینده آن را بهشدت تهدید میکند. جابجاییهای گسترده، به حاشیه راندن و جایگزینی مدیران مسلط و باتجربه با افرادی کمتجربه، کم سواد و کممهارت، که اغلب از شرکتهای ناکام و وابسته به یک شرکت رانتی خاص آمدهاند، چشمانداز سازمان را تیره ساخته است. متأسفانه مدیرعامل جدید، بدون داشتن دانش، توان و تجربه کافی در حوزه فینتک، بهجای بهرهگیری از نیروهای متخصص و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت، مقطعی و نمایشی در پیش گرفته است. زمانی که حتی توانایی ارائه یک ساختار سازمانی مناسب وجود ندارد، یا جذب نیروها بر اساس روابط شخصی و خانوادگی صورت میگیرد و فضای سازمان به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و بهینه کاوی امور، صرفاً کاهش هزینهها و نمایشهای سطحی در دستور کار قرار گیرد. نتیجه چنین رویکردی، چیزی جز تضعیف بنیانهای اصلی شرکت فناوری-محور مالی نیست. در این میان، منابع انسانی (اگر بشود اسمش را این گذاشت) نیز بهجای ایفای نقش فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و صیانت از فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفاً دستیار اجرایی مدیرعامل تقلیل یافته است؛ نهادی که به جای آنکه ستون توسعه سازمان باشد، به یکی از عوامل تشدید بحران تبدیل شده است. واقعیت این است که آینده دیجیپی در گرو نوآوری مستمر، رصد مداوم بازار، جلوتر بودن از رقبا و کشف ورتیکال مارکتهای جدید است. در حالیکه در گذشته این شرکت بهواسطه بنیانگذارانش، با وجود اشکالاتی، حداقل در لبه فناوری حرکت میکرد، ادامه مسیر کنونی میتواند آن را به سمت کوچکشدن، ناکارآمد شدن و در نهایت انهدام کامل سوق دهد. هیاتمدیره نیز تاکنون یا به دغدغهها وقعی ننهاده و یا توان و اراده لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعیتی، شایستهتر آن است که در صورت ناتوانی در هدایت، استعفا دهند تا مسیر برای تصمیمگیریهای مؤثرتر باز شود.
بيست دقيقه در اتاق خالي منتظر ماندم تا براي مصاحبه آمدند در حاليكه سر تايم اعلامي خودشان رفته بودم .مصاحبه كننده بطرز بسيار بسيار عجيبي بي سواد بود و از بالا و تحكم آميز رفتار ميكرد. به عنوان مثال وقتي ميگفتم ما بايد به اهداف بيزنيس برسيم با لحن تمسخر آلود ميگفت ux چه ربطي به بيزنيس دارد. وقتي ميگفتم ux ميان رشته اي هست و يكي از اين رشته ها بيزينس است با تمسخر واكنش ميداد. يا مثلا ميگفت ux را در يك تب بمن نشان بده وقتي من از مفاهيم ux مثل هايرآركي صحبت ميكردم با لحن تحكم آميز ميگفت نه مورد اين موارد حرف نزن خود ux را نشان بده. بنده خدا توقع داشت مثل ui يك المان را به اون نشان بدهم و بگم اين ux هست. من قبلا خودم در مصاحبه هاي زيادي به عنوان مصاحبه كننده حضور داشته ام و جالب است كه ايشان از بين هزاران سوال حرفه اي كه ميتوانست بپرسد چون سواد كافي نداشت به پرسيدن سوالات بي ربطي نظير نام استاد دانشگاه من در 20 سال قبل بسنده ميكرد و وقتي ميگفتم يادم نيست با لحن زننده و تحكم آميزي ميگفت من تو را درك نميكنم مگر ميشود كسي يادش نباشد. واقعا همراه اول اين افراد عتيقه و از خودراضي و بيسواد را از كجا آورده است. ميتوانم بگويم بدترين و غير تخصصي ترين و توهين آميز ترين مصاحبه من در طول تمام سالهاي كاري ام بود.
با بیش از چندین سال تجربه به عنوان مدیر ارشد در هلدینگ فناوری اطلاعات بانک ایرانزمین - جامپ، در محیطی فعالیت داشتهام که با چالشهای جدی در حوزه فرهنگ سازمانی، ساختار مدیریتی و فرایندهای داخلی روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، تمرکز بر ایجاد نظم در پروژههای بانکداری دیجیتال، بهبود ارتباط میان تیمهای فنی و کسبوکار، نهادینهسازی فرایندهای حرفهای مدیریت محصول و تحول دیجیتال کاملاً شکست خورده است. متأسفانه بخش عمدهای از این ناکامی ناشی از تغییرات مدیریتی در سطح ارشد بانک، عدم شناخت، اعتماد به نفس کاذب، چالشهای ساختاری، ضعف در انسجام تصمیمگیری و نبود تخصص در میان مدیران ارشد بانک و مدیران عامل شرکتهای زیرمجموعه بوده است. هلدینگ بهشدت از نبود مدیران ارشد متخصص در حوزه بانکی و فناوری مالی رنج میبرد. بهویژه پس از جدا شدن قائممقام قبلی بانک، با اینکه همزمان مدیرعامل باتجربه و متخصصی برای هلدینگ منصوب شد، اما پس از گذشت یک سال و با خروج ایشان و اندک نیروهای باسواد، متخصص و سالم باقیمانده، مجموعه بهشدت رو به فروپاشی رفته است. متأسفانه هیئتمدیره ناتوان و کمتجربه و علاوه بر آن هیئت سرپرستی فعلی بانک که کمترین آشنایی با مفاهیم بانکداری دارد، به همراه معاون فناوری اطلاعات که در تنها حوزهای که تخصص ندارد، فناوری اطلاعات است، همگی به این روند اضمحلال دامن زدهاند. در نتیجه، شرکت در معرض خطر جدی انحلال و تاراج سرمایه سهامداران و ذینفعان خود قرار گرفته است.
من ۴ ساله در این شرکت مشغول به کار هستم و تا حالا تو هیچ شرایطی پرداخا حقوق معوق نداشته و همیشه سروقت بوده حقوقمون قبلا خیلی سنتی و دولتی بود اما یکی دو سالی هست که شرایطش فرق کرده و داره از دولتی بودن در میاد به یچه های شرکتی هم داره سمت داده میشه سر جمعش من راضی هستم چون تو این وضعیت برام امنیت شغلی داشتن مهمه چونکه باید مخارج خانوادم رو بدم و اینجا از نظر امنیت شغلی خیلی امنیت داره. شرکت الان داره میره سمت مسیر جدید و اینو میشه از تغییرات فعمید.
این تجربه های خوب ثبت شده در این صفحه فقط کار دختر مدیر عامل (منابع انسانی) هستش اصلا باور نکنید. جو شرکت از سمی بودن گذشته و به سطح رادیواکتیو رسیده. حال بهم زن ترین شرکتی که حتی تصورشو کنید هستش. از بالا تا پایین، از بزرگ تا کوچک همه دنبال زیرآب زدن و ضایع کردن همدیگه هستن.یک درصد از حرف های مدیر عامل قابل اتکا و پذیرش نیست ، با چرب زبونی و قربون صدقه کارشونو پیش میبرن. نرم افزارهایی که به مشتری ها داده میشه همه با رانت و آشنا بازی توسط مدیرعامل فروخته میشه. نرم افزارها به شدت مشکل دار هستن که بعد از تحویل به مشتری توقع معجزه از پشتیبان دارن چون دیگه برنامه نویسیم براشون نمونده.همه برنامه نویسا و پشتیبان هایی که میشد روشون حساب کرد از شرکت فرار کردن و فقط موندن افرادی که ادعا دارن نه علم.سطح حقوق ها با سایر شرکت ها تفاوت عجیب و غریب داره ، هیچ المان مشخصی برای محاسبه حقوق افراد نداره و به دلخواه مدیر به افراد حقوق داده میشه ، هیچ پرداختی سر موقع انجام نمیشه ، موقعیم که پرداخت میشه بالاخره یه جوری از سر و تهش میزنن.امکانات رفاهیم که در حد دستمال کاغذی اونم هر یک ماه یک بسته با غرغر کارمندا، نه وضعیت گرمایش و سرمایش خوبی داره نه آشپزخونه درست و حسابی ، وام یا کمک هزینه هام فقط به نزدیکان مدیرعامل پرداخت میشه انگار بقیه آدم نیستن.خلاصه که اگر ذره ای اعصاب و روان و آرامشتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید.یه مشت فامیل که مالک شرکت هم هستند جمع شدن دور هم فقط در حال بیزینس های شخصی خارج از شرکتشونن و مدیرعاملم که همون مالک اصلیه در حال فشار آوردن به کارمندا و ضایع کردن حقشونه.حتی اگر ثبت این تجربیات باعث بشه یک نفر نجات پیدا کنه من وظیفم انجام دادم. امیدوارم تو بهترین شرکت های تهران که به شدت برای شما و تخصصتون ارزش قائل هستن مشغول به کار بشید و به اجبار در همچین مجموعه هایی که حقوق 6 ماه یکبار با منت پرداخت میکنن نشید. یا حق
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
بسیار برایم جالب است که عزیزانی به هر عنوان سعی در مثبت جلوه دادن فضای کار در این شرکت را دارند، به نظر شما عزیزان این که مبلغی را بدون اطلاع شما و پس از گذشت دو سال به حساب شما واریز کنند چه معنایی جز وجود یک سیستم به شدت کند و بیمار و بی خبر از قوانین کار و تامین اجتماعی دارد؟!!!! به نظر شما این مورد که در این شرکت مدتی مسئول دفتر مدیر عامل افغانستانی باشد و بدون برقراری بیمه تامین اجتماعی کار کند هر زمان که دلش خواست به آبدارخانه برود و مشغول خوردن بیسکویت و آبمیوه ای که با پول شرکت برای برگزاری جلسات خریداری شده است شود درست است؟ و در صورتی که خدماتی بنده خدا مانع از این دزدی او شود او را تهدید کند نشان دهنده فضای کاری صمیمانه است؟!!! به نظر شما این مورد که برای گرفتن یک مساعده می بایستی شنونده درد دل و انتقادهای کارمندانی باشی که هیچ کاری نمی توانی برایشان انجام دهی دردناک نیست؟!!! این که برای گرفتن یک کاردکس کارکرد دو هفته انتظار بکشی شامل کمی تفکر نمی شود؟!!! دوستی نوشته که یک سال برای پیشرفت خودش با شرکت همکاری کرده، این چگونه پیشرفتی بود که استمرار نداشت و ایشان پس از یک سال شرکت را ترک کرد؟!!! موارد بسیار دیگری برای گفتن هست که در این مقال نمی گنجد.
شرکت نوین چرم هم مثل بسیاری از شرکت های بزرگی که این روزا با توجه به شرایط اقتصادی دغدغه مند هستن دچار رکود شده اما همینقدر میتونم بگم دورنگری این شرکت باعث شد حتی یک نفر رو در زمان بحران جنگ تعدیل نکنه و نسبت به افرادش مسئول باشه این تجربیاتی که مینویسن یا افرادی که اسیبی به شرکت وارد کردن و شرکت اخراجشون کرده یا شرایطشون به شرکت نمیخورده دوست عزیزی که میگه از کرج اومده و بهش گفتن اشتباه شده قطعا نخواستن مستقیم بگن مشکل جسمی یا روانی یا چیزی وجود داره که تو رزومه دیده نمیشد و حتی ممکنه تو رزومه سن نوشته نشده باشه و وقتی تشریف اوردن متوجه این مورد شدن من یکسال افتخار همکاری با شرکت رو داشتم از ابتداش که در خصوص دیر کرد حقوق گفتن خودم تصمیم گرفتم برای پیشرفت خودم قبول کنم روابط افراد در صورتی که خود افراد هم انرژی و هم راستا با بقیه باشند پذیرفته میشن مثل تمامی شرکت ها جو مسموم در صورتی که تازه وارد شروع به مسموم کردنش کنه پیش میاد درست مثل بقیه لطفا کمی تفکر
به جز پول و حقوق و مزایا تقریباً این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریباً هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملاً نمایشی است.
اوایل که من شروع بکار کردم ودکتر یزدی مدیر عامل بودند، همه چی درست و مرتب بود. بعد از ایشون هیچی دیگه سرجاش نبود. پرداختی ها به موقع است، مزایا از جمله وام بانکی و دریافتی های متعدد هست اما هیچکدومش به کار کردن توی محیط سمی و خاله زنک نمیارزه. از مدیر منابع انسانی و گروهش فقط دوری کنید، اینقدر که این قشر بی سواد بی تربیت و غیر حرفه ای رفتار میکنند. اون یوسفی و حاج رحمیی و مهدی زاده، بی شرف ترین آدم هایی هستن که ممکنه یک روز توی زندگیتون باهاشون روبرو بشید.
فقط کتک کاری نداشتیم تو این شرکت که الان اونم داریم ۸ ساله تو این شرکت هستم از سر ناچاری فقط روح و روانم اگه بررسی شه اون موقع که اومدم سالم الان دیوانه زنجیری. امروز فهمیدم یکی از بچه های قدیمی که ادمین اتوماسیون بوده یه کارمند جدید و تا سرحد مرگ کتک زده و بعدش گفته خودزنی بوده 😡. به خدا این شرکت پر از روانیه منم یکیشون، تورو خدا نیاین. با اون بنده خدا همکار جدید هم قطع همکاری کردن اخه باندبازی و پارتی بازی تا کجا تورد خدا اگه واسه روانتون ارزش قایلین نیاید بهسازان، همین تعداد روح و روان داغون کافیه ..
ناواکو شرکت نرم افزاری بانک مسکن است منتها از نظر نرم افزاری از 10 در حد 2 می باشد چون تیم برنامه نویسان معاونت نرم افزار بسیار ضعیف و فسیل هستند و در واقع همگی قبلا پشتیبان بودن بعد برنامه نویسی PL/SQL و کمی NET. بصورت ابتدایی و غیر حرفه ای یاد گرفتند و یک سیستم هایی تولید کردن که خیلی زیر سطح استاندارد ایران هست که البته بانک مسکن هم بانک خوب و مدرن و به روزی نیست! یعنی ناواکو و بانک مسکن به هم میان. در واقع اکثر نیروها جز تعداد معدودی با سفارش از بانک به این شرکت وارد شده اند و دارن حقوق مفت می گیرن البته آدم های شایسته و کاری و خوب هم در ناواکو وجود دارد .... الان هم که مدیر عامل جدید ناواکو و مدیر بانک مسکن همه افراد مسن بازنشسته و دوستان خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کرده و دور هم خوش هستن دیگه .... امیدوارم در آینده افراد متخصص و شایسته وارد ناواکو بشن که البته خیلی بعیده .... البته گمان نمی کنم سایر شرکت های دولتی هم بهتر از این باشند!
سلام من دو سال در انبار دیجی کالا کار کردم متاسفانه مجبور بودم کار کنم چون پولشو لازم داشتم و باید بگم که بدترین دو سال زندگیم بود من در قسمت های مختلف انبار کار کردم از جمع آوری بگیر تا بسته بندی یه چیزی توی همشون مشترکه و اون دائما سرپا بودن هستش و آمار ساعتی توی مخی هر روز وقتی میومدم خونه پاهام و کمرم درد میکرد واقعا خسته کننده بود حقوق ناچیز بود و حتی ناهار هم نمیدادن خودمون باید غذا میاوردیم همش یه پونزده دقیقه تایم چایی داشتیم یاد اون روزا میفتم بغض میکنم حتی تعریف کردنش هم برام سخته من نمیدونم اخه چرا دو سال اونجا موندم ! شاید تنها دلیلش وجود دختر ها بودش بنظرم مدیریت شرکت از قصد دخترای بی حجاب رو ریختن اونجا که پسرا تحریک بشن بیان سرکار این اشتباه رو نکنید و اصلا سمت دیجی کالا نرید فقط به درد کسی میخوره که به اخر خط رسیده و چاره ی دیگه ای نداره برای خودتون ارزش قائل بشید اینم بگم هم موقع ورود به انبار هم موقع خروج حراست شمارو میگرده و تحقیر میشید واسه یه دستشویی هم باید صف وایسید نکنید اقا نکنید اینکارو سمت انبار دیجی کالا نرید موفق باشید
سلام دوستان اصلا به نظرات مثبت توجه نکنید... نهایتا بعد از یک الی 3 ماه متوجه میشید چه اشتباه بزرگی رو مرتکب شدید. توی واریز به شدت ضعیف عمل میکنن و بهونه های الکی میارن تا حقوق رو ندن و یا کمتر بدن و چون شرکت توی ترکیه اس و قرارداد محکمی باهاتون ندارن و کاملا میتونن دور بزننتون و نهایت هم کسی با حقوق کمتر راضی بشه کار کنه شما رو هرچند متخصص باشید میزارن کنار و من اوایل فکر میکردم کسانی که از شرکت میرن بیرون واقعا کار تحویل نمیدن و میزارنشون کنار و اونموقع هم یادم هست که حقوق های اون هایی که میگفتن نیان رو دیگه نمیدادن/ واقعا اگر آگهی استخدامشون رو دیدید فقط فرار کنید چون خودتون خیلی زود به حرف من میرسید کار نکردن بهتر از کار کردن تو این شرکت هست
من فقط دوستان خوبی اونجا پیدا کردم، زیاد نمی تونم از مزایاش بگم چون تقریبا مزیتی برام نداشت واقغا فقط آموزش هایی که کار کرده بودن ( صاحب آموزش ها همه رفته بودن از شرکت) خوب بودش
شرکت خدمات انفورماتیک امروز فاصله زیادی با دوران طلایی و اقتدار سابق خود دارد و کاهش سرمایه اجتماعی و انگیزه کارکنان در سراسر سازمان مشهود است. تصمیمات اخیر عمدتاً شتابزده، بدون تحلیل اثرات راهبردی و ارزیابی ریسک سازمانی گرفته شدهاند، که باعث ناکارآمدی سیستمیک و کاهش انسجام سازمانی شده است. نباید به ساختارهای تثبیتشده و موفق سالهای گذشته دست زده شود؛ ایجاد مدیریتهای جدید الزماً کار درستی نیست و میتواند تعادل داخلی، سرمایه شناختی و ثبات سازمانی را تضعیف کند. تغییرات شتابزده و مدیریتهای جدید میتوانند موجب **کاهش تعهد سازمانی**، تضعیف انگیزه، افزایش ریسک خروج نیروهای کلیدی و تخریب سرمایه انسانی شوند. برای اصلاح واقعی، نیاز است یک نظرسنجی سازمانی جامع و کمّی برگزار شود تا شاخصهای کلیدی مانند موارد زیر ارزیابی شوند: رضایت شغلی و انگیزه کارکنان فشار محیط کار و سلامت روان سازمانی تحلیل نتایج این نظرسنجی میتواند مبنای طراحی اقدامات اصلاحی راهبردی و تحول سازمانی پیشرفته باشد، شامل: کاهش استرس و ارتقای سلامت روان سازمانی افزایش بهرهوری و کارایی سازمانی از طریق بهبود فرآیندها و تصمیمگیری راهبردی اگر شرکت تمرکز خود را روی نقاط قوت ساختار قدیمی حفظ کند و اصلاحات مبتنی بر دادههای واقعی و اصول مدیریت پیشرفته انجام دهد، میتواند دوباره پیشرو در خاورمیانه شود و اقتدار و مشروعیت سابق خود را بازگرداند.
از وقتی به این شرکت پیوستم، حس کردم محیط کاری متفاوتی رو تجربه میکنم. جو تیمی صمیمی و همکاری بین همکاران باعث میشه کارها راحتتر پیش بره و آدم با انرژی بیشتری کار کنه. مدیریت هم به ایدهها و پیشنهادها اهمیت میده و همین باعث میشه حس کنی حضورت ارزشمنده. برای من این موضوع خیلی مهمه که بتونم در کنار انجام وظایف، در تصمیمها هم سهمی داشته باشم. در کل، این شرکت برای من فقط محل کار نیست، جاییه که میشه یاد گرفت، پیشرفت کرد و با آرامش مسیر شغلی رو ادامه داد. همین موضوع باعث میشه نسبت به آینده کاری خودم امیدوارتر باشم. به کارآموز و افراد تازه کار فرصت رشد میده و ریسک خطاهای اونارو میپذیره.
ده سال عمر و جوونی مو اونجا دادم آخرش بخاطر سلیقه سرپرست اخراج شدم بدون دلیل سرپرستی که بخاطر دختر انصاف و عدالت رو کنار گذاشت هول یعنی شرکتی که برای من که ده سال زندگی و جوونی مو اونجا دادم ارزش قائل نیست چه برسه به بقیه پرسنل برده داری نوین
شرکتی فوق العاده سمی متاسفانه غیر حرفه ای رفتار میکنند و بیمه رو کمتر از حقوق رد میکنند محیط کاری سمی هست متاسفانه روح و روانتون بهم میریزه و..... کارمند رو درک نمیکننند دنبال این هستند حق و حقوق کارمند رو بخورن و یه آب هم روش مثل بچه ها تو تایم صبحانه گیرند تو تایم ناهار گیرند. با کارمندها اصلا صحبت نمیکنند راجب حقوق و مزایا مدیریت ضعیف هست با دوربین کارمند ها رو چک میکنند انقدر گاهی وقتا تماس میخورد که امکان صبحانه رفتن ساعت 8 صبح نبود و یکساعت دیرتر مجبور بودن کارمندا بروند ولی متاسفانه با دوربین چک میکردند و اعلام میکردند چرا فلان کارمند الان رفته صبحانه امکان خندیدن نبود چون جای کارمند ها رو تغییر میدادن حقوق کم حجم کار بالا و کارهایی که میکردی دیده نمیشد یه قدردانی نمیکردند
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
دیجیپی با تغییرات اخیر در مسیری قرار گرفته که آینده آن را بهشدت تهدید میکند. جابجاییهای گسترده، به حاشیه راندن و جایگزینی مدیران مسلط و باتجربه با افرادی کمتجربه، کم سواد و کممهارت، که اغلب از شرکتهای ناکام و وابسته به یک شرکت رانتی خاص آمدهاند، چشمانداز سازمان را تیره ساخته است. متأسفانه مدیرعامل جدید، بدون داشتن دانش، توان و تجربه کافی در حوزه فینتک، بهجای بهرهگیری از نیروهای متخصص و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت، مقطعی و نمایشی در پیش گرفته است. زمانی که حتی توانایی ارائه یک ساختار سازمانی مناسب وجود ندارد، یا جذب نیروها بر اساس روابط شخصی و خانوادگی صورت میگیرد و فضای سازمان به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و بهینه کاوی امور، صرفاً کاهش هزینهها و نمایشهای سطحی در دستور کار قرار گیرد. نتیجه چنین رویکردی، چیزی جز تضعیف بنیانهای اصلی شرکت فناوری-محور مالی نیست. در این میان، منابع انسانی (اگر بشود اسمش را این گذاشت) نیز بهجای ایفای نقش فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و صیانت از فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفاً دستیار اجرایی مدیرعامل تقلیل یافته است؛ نهادی که به جای آنکه ستون توسعه سازمان باشد، به یکی از عوامل تشدید بحران تبدیل شده است. واقعیت این است که آینده دیجیپی در گرو نوآوری مستمر، رصد مداوم بازار، جلوتر بودن از رقبا و کشف ورتیکال مارکتهای جدید است. در حالیکه در گذشته این شرکت بهواسطه بنیانگذارانش، با وجود اشکالاتی، حداقل در لبه فناوری حرکت میکرد، ادامه مسیر کنونی میتواند آن را به سمت کوچکشدن، ناکارآمد شدن و در نهایت انهدام کامل سوق دهد. هیاتمدیره نیز تاکنون یا به دغدغهها وقعی ننهاده و یا توان و اراده لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعیتی، شایستهتر آن است که در صورت ناتوانی در هدایت، استعفا دهند تا مسیر برای تصمیمگیریهای مؤثرتر باز شود.
بيست دقيقه در اتاق خالي منتظر ماندم تا براي مصاحبه آمدند در حاليكه سر تايم اعلامي خودشان رفته بودم .مصاحبه كننده بطرز بسيار بسيار عجيبي بي سواد بود و از بالا و تحكم آميز رفتار ميكرد. به عنوان مثال وقتي ميگفتم ما بايد به اهداف بيزنيس برسيم با لحن تمسخر آلود ميگفت ux چه ربطي به بيزنيس دارد. وقتي ميگفتم ux ميان رشته اي هست و يكي از اين رشته ها بيزينس است با تمسخر واكنش ميداد. يا مثلا ميگفت ux را در يك تب بمن نشان بده وقتي من از مفاهيم ux مثل هايرآركي صحبت ميكردم با لحن تحكم آميز ميگفت نه مورد اين موارد حرف نزن خود ux را نشان بده. بنده خدا توقع داشت مثل ui يك المان را به اون نشان بدهم و بگم اين ux هست. من قبلا خودم در مصاحبه هاي زيادي به عنوان مصاحبه كننده حضور داشته ام و جالب است كه ايشان از بين هزاران سوال حرفه اي كه ميتوانست بپرسد چون سواد كافي نداشت به پرسيدن سوالات بي ربطي نظير نام استاد دانشگاه من در 20 سال قبل بسنده ميكرد و وقتي ميگفتم يادم نيست با لحن زننده و تحكم آميزي ميگفت من تو را درك نميكنم مگر ميشود كسي يادش نباشد. واقعا همراه اول اين افراد عتيقه و از خودراضي و بيسواد را از كجا آورده است. ميتوانم بگويم بدترين و غير تخصصي ترين و توهين آميز ترين مصاحبه من در طول تمام سالهاي كاري ام بود.
با بیش از چندین سال تجربه به عنوان مدیر ارشد در هلدینگ فناوری اطلاعات بانک ایرانزمین - جامپ، در محیطی فعالیت داشتهام که با چالشهای جدی در حوزه فرهنگ سازمانی، ساختار مدیریتی و فرایندهای داخلی روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، تمرکز بر ایجاد نظم در پروژههای بانکداری دیجیتال، بهبود ارتباط میان تیمهای فنی و کسبوکار، نهادینهسازی فرایندهای حرفهای مدیریت محصول و تحول دیجیتال کاملاً شکست خورده است. متأسفانه بخش عمدهای از این ناکامی ناشی از تغییرات مدیریتی در سطح ارشد بانک، عدم شناخت، اعتماد به نفس کاذب، چالشهای ساختاری، ضعف در انسجام تصمیمگیری و نبود تخصص در میان مدیران ارشد بانک و مدیران عامل شرکتهای زیرمجموعه بوده است. هلدینگ بهشدت از نبود مدیران ارشد متخصص در حوزه بانکی و فناوری مالی رنج میبرد. بهویژه پس از جدا شدن قائممقام قبلی بانک، با اینکه همزمان مدیرعامل باتجربه و متخصصی برای هلدینگ منصوب شد، اما پس از گذشت یک سال و با خروج ایشان و اندک نیروهای باسواد، متخصص و سالم باقیمانده، مجموعه بهشدت رو به فروپاشی رفته است. متأسفانه هیئتمدیره ناتوان و کمتجربه و علاوه بر آن هیئت سرپرستی فعلی بانک که کمترین آشنایی با مفاهیم بانکداری دارد، به همراه معاون فناوری اطلاعات که در تنها حوزهای که تخصص ندارد، فناوری اطلاعات است، همگی به این روند اضمحلال دامن زدهاند. در نتیجه، شرکت در معرض خطر جدی انحلال و تاراج سرمایه سهامداران و ذینفعان خود قرار گرفته است.
من ۴ ساله در این شرکت مشغول به کار هستم و تا حالا تو هیچ شرایطی پرداخا حقوق معوق نداشته و همیشه سروقت بوده حقوقمون قبلا خیلی سنتی و دولتی بود اما یکی دو سالی هست که شرایطش فرق کرده و داره از دولتی بودن در میاد به یچه های شرکتی هم داره سمت داده میشه سر جمعش من راضی هستم چون تو این وضعیت برام امنیت شغلی داشتن مهمه چونکه باید مخارج خانوادم رو بدم و اینجا از نظر امنیت شغلی خیلی امنیت داره. شرکت الان داره میره سمت مسیر جدید و اینو میشه از تغییرات فعمید.
این تجربه های خوب ثبت شده در این صفحه فقط کار دختر مدیر عامل (منابع انسانی) هستش اصلا باور نکنید. جو شرکت از سمی بودن گذشته و به سطح رادیواکتیو رسیده. حال بهم زن ترین شرکتی که حتی تصورشو کنید هستش. از بالا تا پایین، از بزرگ تا کوچک همه دنبال زیرآب زدن و ضایع کردن همدیگه هستن.یک درصد از حرف های مدیر عامل قابل اتکا و پذیرش نیست ، با چرب زبونی و قربون صدقه کارشونو پیش میبرن. نرم افزارهایی که به مشتری ها داده میشه همه با رانت و آشنا بازی توسط مدیرعامل فروخته میشه. نرم افزارها به شدت مشکل دار هستن که بعد از تحویل به مشتری توقع معجزه از پشتیبان دارن چون دیگه برنامه نویسیم براشون نمونده.همه برنامه نویسا و پشتیبان هایی که میشد روشون حساب کرد از شرکت فرار کردن و فقط موندن افرادی که ادعا دارن نه علم.سطح حقوق ها با سایر شرکت ها تفاوت عجیب و غریب داره ، هیچ المان مشخصی برای محاسبه حقوق افراد نداره و به دلخواه مدیر به افراد حقوق داده میشه ، هیچ پرداختی سر موقع انجام نمیشه ، موقعیم که پرداخت میشه بالاخره یه جوری از سر و تهش میزنن.امکانات رفاهیم که در حد دستمال کاغذی اونم هر یک ماه یک بسته با غرغر کارمندا، نه وضعیت گرمایش و سرمایش خوبی داره نه آشپزخونه درست و حسابی ، وام یا کمک هزینه هام فقط به نزدیکان مدیرعامل پرداخت میشه انگار بقیه آدم نیستن.خلاصه که اگر ذره ای اعصاب و روان و آرامشتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید.یه مشت فامیل که مالک شرکت هم هستند جمع شدن دور هم فقط در حال بیزینس های شخصی خارج از شرکتشونن و مدیرعاملم که همون مالک اصلیه در حال فشار آوردن به کارمندا و ضایع کردن حقشونه.حتی اگر ثبت این تجربیات باعث بشه یک نفر نجات پیدا کنه من وظیفم انجام دادم. امیدوارم تو بهترین شرکت های تهران که به شدت برای شما و تخصصتون ارزش قائل هستن مشغول به کار بشید و به اجبار در همچین مجموعه هایی که حقوق 6 ماه یکبار با منت پرداخت میکنن نشید. یا حق
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
بسیار برایم جالب است که عزیزانی به هر عنوان سعی در مثبت جلوه دادن فضای کار در این شرکت را دارند، به نظر شما عزیزان این که مبلغی را بدون اطلاع شما و پس از گذشت دو سال به حساب شما واریز کنند چه معنایی جز وجود یک سیستم به شدت کند و بیمار و بی خبر از قوانین کار و تامین اجتماعی دارد؟!!!! به نظر شما این مورد که در این شرکت مدتی مسئول دفتر مدیر عامل افغانستانی باشد و بدون برقراری بیمه تامین اجتماعی کار کند هر زمان که دلش خواست به آبدارخانه برود و مشغول خوردن بیسکویت و آبمیوه ای که با پول شرکت برای برگزاری جلسات خریداری شده است شود درست است؟ و در صورتی که خدماتی بنده خدا مانع از این دزدی او شود او را تهدید کند نشان دهنده فضای کاری صمیمانه است؟!!! به نظر شما این مورد که برای گرفتن یک مساعده می بایستی شنونده درد دل و انتقادهای کارمندانی باشی که هیچ کاری نمی توانی برایشان انجام دهی دردناک نیست؟!!! این که برای گرفتن یک کاردکس کارکرد دو هفته انتظار بکشی شامل کمی تفکر نمی شود؟!!! دوستی نوشته که یک سال برای پیشرفت خودش با شرکت همکاری کرده، این چگونه پیشرفتی بود که استمرار نداشت و ایشان پس از یک سال شرکت را ترک کرد؟!!! موارد بسیار دیگری برای گفتن هست که در این مقال نمی گنجد.
شرکت نوین چرم هم مثل بسیاری از شرکت های بزرگی که این روزا با توجه به شرایط اقتصادی دغدغه مند هستن دچار رکود شده اما همینقدر میتونم بگم دورنگری این شرکت باعث شد حتی یک نفر رو در زمان بحران جنگ تعدیل نکنه و نسبت به افرادش مسئول باشه این تجربیاتی که مینویسن یا افرادی که اسیبی به شرکت وارد کردن و شرکت اخراجشون کرده یا شرایطشون به شرکت نمیخورده دوست عزیزی که میگه از کرج اومده و بهش گفتن اشتباه شده قطعا نخواستن مستقیم بگن مشکل جسمی یا روانی یا چیزی وجود داره که تو رزومه دیده نمیشد و حتی ممکنه تو رزومه سن نوشته نشده باشه و وقتی تشریف اوردن متوجه این مورد شدن من یکسال افتخار همکاری با شرکت رو داشتم از ابتداش که در خصوص دیر کرد حقوق گفتن خودم تصمیم گرفتم برای پیشرفت خودم قبول کنم روابط افراد در صورتی که خود افراد هم انرژی و هم راستا با بقیه باشند پذیرفته میشن مثل تمامی شرکت ها جو مسموم در صورتی که تازه وارد شروع به مسموم کردنش کنه پیش میاد درست مثل بقیه لطفا کمی تفکر
به جز پول و حقوق و مزایا تقریباً این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریباً هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملاً نمایشی است.
اوایل که من شروع بکار کردم ودکتر یزدی مدیر عامل بودند، همه چی درست و مرتب بود. بعد از ایشون هیچی دیگه سرجاش نبود. پرداختی ها به موقع است، مزایا از جمله وام بانکی و دریافتی های متعدد هست اما هیچکدومش به کار کردن توی محیط سمی و خاله زنک نمیارزه. از مدیر منابع انسانی و گروهش فقط دوری کنید، اینقدر که این قشر بی سواد بی تربیت و غیر حرفه ای رفتار میکنند. اون یوسفی و حاج رحمیی و مهدی زاده، بی شرف ترین آدم هایی هستن که ممکنه یک روز توی زندگیتون باهاشون روبرو بشید.
فقط کتک کاری نداشتیم تو این شرکت که الان اونم داریم ۸ ساله تو این شرکت هستم از سر ناچاری فقط روح و روانم اگه بررسی شه اون موقع که اومدم سالم الان دیوانه زنجیری. امروز فهمیدم یکی از بچه های قدیمی که ادمین اتوماسیون بوده یه کارمند جدید و تا سرحد مرگ کتک زده و بعدش گفته خودزنی بوده 😡. به خدا این شرکت پر از روانیه منم یکیشون، تورو خدا نیاین. با اون بنده خدا همکار جدید هم قطع همکاری کردن اخه باندبازی و پارتی بازی تا کجا تورد خدا اگه واسه روانتون ارزش قایلین نیاید بهسازان، همین تعداد روح و روان داغون کافیه ..
ناواکو شرکت نرم افزاری بانک مسکن است منتها از نظر نرم افزاری از 10 در حد 2 می باشد چون تیم برنامه نویسان معاونت نرم افزار بسیار ضعیف و فسیل هستند و در واقع همگی قبلا پشتیبان بودن بعد برنامه نویسی PL/SQL و کمی NET. بصورت ابتدایی و غیر حرفه ای یاد گرفتند و یک سیستم هایی تولید کردن که خیلی زیر سطح استاندارد ایران هست که البته بانک مسکن هم بانک خوب و مدرن و به روزی نیست! یعنی ناواکو و بانک مسکن به هم میان. در واقع اکثر نیروها جز تعداد معدودی با سفارش از بانک به این شرکت وارد شده اند و دارن حقوق مفت می گیرن البته آدم های شایسته و کاری و خوب هم در ناواکو وجود دارد .... الان هم که مدیر عامل جدید ناواکو و مدیر بانک مسکن همه افراد مسن بازنشسته و دوستان خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کرده و دور هم خوش هستن دیگه .... امیدوارم در آینده افراد متخصص و شایسته وارد ناواکو بشن که البته خیلی بعیده .... البته گمان نمی کنم سایر شرکت های دولتی هم بهتر از این باشند!
سلام من دو سال در انبار دیجی کالا کار کردم متاسفانه مجبور بودم کار کنم چون پولشو لازم داشتم و باید بگم که بدترین دو سال زندگیم بود من در قسمت های مختلف انبار کار کردم از جمع آوری بگیر تا بسته بندی یه چیزی توی همشون مشترکه و اون دائما سرپا بودن هستش و آمار ساعتی توی مخی هر روز وقتی میومدم خونه پاهام و کمرم درد میکرد واقعا خسته کننده بود حقوق ناچیز بود و حتی ناهار هم نمیدادن خودمون باید غذا میاوردیم همش یه پونزده دقیقه تایم چایی داشتیم یاد اون روزا میفتم بغض میکنم حتی تعریف کردنش هم برام سخته من نمیدونم اخه چرا دو سال اونجا موندم ! شاید تنها دلیلش وجود دختر ها بودش بنظرم مدیریت شرکت از قصد دخترای بی حجاب رو ریختن اونجا که پسرا تحریک بشن بیان سرکار این اشتباه رو نکنید و اصلا سمت دیجی کالا نرید فقط به درد کسی میخوره که به اخر خط رسیده و چاره ی دیگه ای نداره برای خودتون ارزش قائل بشید اینم بگم هم موقع ورود به انبار هم موقع خروج حراست شمارو میگرده و تحقیر میشید واسه یه دستشویی هم باید صف وایسید نکنید اقا نکنید اینکارو سمت انبار دیجی کالا نرید موفق باشید
سلام دوستان اصلا به نظرات مثبت توجه نکنید... نهایتا بعد از یک الی 3 ماه متوجه میشید چه اشتباه بزرگی رو مرتکب شدید. توی واریز به شدت ضعیف عمل میکنن و بهونه های الکی میارن تا حقوق رو ندن و یا کمتر بدن و چون شرکت توی ترکیه اس و قرارداد محکمی باهاتون ندارن و کاملا میتونن دور بزننتون و نهایت هم کسی با حقوق کمتر راضی بشه کار کنه شما رو هرچند متخصص باشید میزارن کنار و من اوایل فکر میکردم کسانی که از شرکت میرن بیرون واقعا کار تحویل نمیدن و میزارنشون کنار و اونموقع هم یادم هست که حقوق های اون هایی که میگفتن نیان رو دیگه نمیدادن/ واقعا اگر آگهی استخدامشون رو دیدید فقط فرار کنید چون خودتون خیلی زود به حرف من میرسید کار نکردن بهتر از کار کردن تو این شرکت هست
من فقط دوستان خوبی اونجا پیدا کردم، زیاد نمی تونم از مزایاش بگم چون تقریبا مزیتی برام نداشت واقغا فقط آموزش هایی که کار کرده بودن ( صاحب آموزش ها همه رفته بودن از شرکت) خوب بودش
شرکت خدمات انفورماتیک امروز فاصله زیادی با دوران طلایی و اقتدار سابق خود دارد و کاهش سرمایه اجتماعی و انگیزه کارکنان در سراسر سازمان مشهود است. تصمیمات اخیر عمدتاً شتابزده، بدون تحلیل اثرات راهبردی و ارزیابی ریسک سازمانی گرفته شدهاند، که باعث ناکارآمدی سیستمیک و کاهش انسجام سازمانی شده است. نباید به ساختارهای تثبیتشده و موفق سالهای گذشته دست زده شود؛ ایجاد مدیریتهای جدید الزماً کار درستی نیست و میتواند تعادل داخلی، سرمایه شناختی و ثبات سازمانی را تضعیف کند. تغییرات شتابزده و مدیریتهای جدید میتوانند موجب **کاهش تعهد سازمانی**، تضعیف انگیزه، افزایش ریسک خروج نیروهای کلیدی و تخریب سرمایه انسانی شوند. برای اصلاح واقعی، نیاز است یک نظرسنجی سازمانی جامع و کمّی برگزار شود تا شاخصهای کلیدی مانند موارد زیر ارزیابی شوند: رضایت شغلی و انگیزه کارکنان فشار محیط کار و سلامت روان سازمانی تحلیل نتایج این نظرسنجی میتواند مبنای طراحی اقدامات اصلاحی راهبردی و تحول سازمانی پیشرفته باشد، شامل: کاهش استرس و ارتقای سلامت روان سازمانی افزایش بهرهوری و کارایی سازمانی از طریق بهبود فرآیندها و تصمیمگیری راهبردی اگر شرکت تمرکز خود را روی نقاط قوت ساختار قدیمی حفظ کند و اصلاحات مبتنی بر دادههای واقعی و اصول مدیریت پیشرفته انجام دهد، میتواند دوباره پیشرو در خاورمیانه شود و اقتدار و مشروعیت سابق خود را بازگرداند.
از وقتی به این شرکت پیوستم، حس کردم محیط کاری متفاوتی رو تجربه میکنم. جو تیمی صمیمی و همکاری بین همکاران باعث میشه کارها راحتتر پیش بره و آدم با انرژی بیشتری کار کنه. مدیریت هم به ایدهها و پیشنهادها اهمیت میده و همین باعث میشه حس کنی حضورت ارزشمنده. برای من این موضوع خیلی مهمه که بتونم در کنار انجام وظایف، در تصمیمها هم سهمی داشته باشم. در کل، این شرکت برای من فقط محل کار نیست، جاییه که میشه یاد گرفت، پیشرفت کرد و با آرامش مسیر شغلی رو ادامه داد. همین موضوع باعث میشه نسبت به آینده کاری خودم امیدوارتر باشم. به کارآموز و افراد تازه کار فرصت رشد میده و ریسک خطاهای اونارو میپذیره.
ده سال عمر و جوونی مو اونجا دادم آخرش بخاطر سلیقه سرپرست اخراج شدم بدون دلیل سرپرستی که بخاطر دختر انصاف و عدالت رو کنار گذاشت هول یعنی شرکتی که برای من که ده سال زندگی و جوونی مو اونجا دادم ارزش قائل نیست چه برسه به بقیه پرسنل برده داری نوین