شرکتی دارای ساختمان قدیمی که چند نفر آدمو با زور چپوندن تو دهن هم و تو یه اتاق سه در چهار ۱۰ تا میز چیدن و امکان تردد نیست . مثلا شرکت نرم افزاریه که قدیمی ترین سیستم هارو داره و مدام در حال هنگه و نرم افزارش مال صدسال پیشه و کلی مشتری ناراضی داره که زنگ میزنن و از نرم افزار گندشون شکایت میکنن ، حداقل وزارت کار حقوق کارمندای زحمتکشیه که از دل و جون مایه میذارن ، اینا تا سرکوچه هم راپورچی دارن تا سر دربیارن که با کی تو رابطه این و کار و زندگیشونو بابت این موضوع و چک کردن مداوم دوربین کنار میذارن ، دوسه تا ****** لنگه خودشون گذاشتن تو بخش های مدیریت و اکثر افراد تو یه مدت کم استعفا میدن و جونشونو برمیدارن و فرار میکنن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این تجربه برای من تجربهای کاملا ناامیدکننده بود؛ مدیر منابع انسانی هیچ تسلطی نداشت و مدیرعامل نیز اهمیت زیادی به نیروهایش نمیداد. در جاباما احساس میکردم که تنها میمانم با تیمی که وجود دارد و اگر خوششانسی با من همراه شود، میتوانم تحمل قوانین سنگین و فشارهای کاری را با کنم. در آنجا زمان کار معنا ندارد و با فهرستی بیپایان از وظایف روبهرو میشویم که باید انجام شوند؛ ممکن است روزی بیش از دوازده یا سیزده ساعت کار کنم و حتی یک روز مرخصی نیز در دسترس نیست. از آنجایی که قرارداد یا محدودهی زمانی مشخصی برای کار تعریف نشده بود، اصولا حق مرخصی قانونی چندان معنایی نداشت. به نظر من، اگر کسی میخواهد اعصاب و روانش را به چالش بکشد، جاباما را تجربه کند.
اگر میخواید داغون ترین شرکت ممکن کار کنید و گند بزنید به رزومتون حتما تایگر کنید تا روزی هزار بار آرزوی خروج از اون جهنم رو داشته باشید ، اینا تا تو زندگی شخصی تون دخالت نکنن و راجب پوشش و روابطتون نظر ندن ولتون نمیکنن ، یه مشت ****** دور هم جمع شدن شرکت زدن ، که اگه تست اعصاب و روان ازشون بگیرن ****** منابع انسانی ***** نیست چه برسه مدیریت، مدیرعاملشم که ****** پرسنل و داره با دوربین چکشون میکنه ، ازتونم که سفته با مبالغ بالا مطالبه میکنه و با همون تهدیدتون میکنه ، یه فیش حقوقی هم به پرسنل نمیده ، در این حد ******، اگرم یه لحظه گوشی دستتون بگیرید بدو زنگ میزنن که چرا ، خلاصه اینکه از یه فرسخی اینجا هم رد نشید
برای مصاحبه با این شرکت دعوت شدم و قرار بود جلسه راس ساعت شش برگزار بشه. من مثل همیشه زودتر به دفتر رسیدم، اما مشخص شد که باید تا رسیدن به ساعت مقرر صبر کنم و تا زمانی که مسئولان به من نگویند بالا برو، نمیشد جلسه را آغاز کرد. در نهایت با وجود انتظار، در ساعت شش هنوز جلسهای آغاز نشده بود و پس از ده دقیقه پیام دادن که بابت تاخیر عذرخواهی میکنند و به محض تمام شدن جلسه، حتما با من صحبت میکنند. اما تا ساعت یکی بیست هنوز خبری از جلسه نبود و من تصمیم گرفتم پیامی بدهکار بنویسم و به طور یکطرفه حضورم را لغو کنم و شرکت را ترک کردم. در مجموع این تجربه را تحمل کردم تا بفهمم این شرکت تا چه حد نسبت به زمان و حضوری که برای آنها صرف میشود، بیاهمیت است. به نظر من چنین سازمانی برای وقت دیگران ارزش قائل نیست و بهتر است از همکاری با آن پرهیز کرد. همچنین شنیدم که نام شرکت اخیرا از ابر زس به آبالون تغییر پیدا کرده است.
من براب مصاحبه شغلی رفته بودم، اتفاقا دعوت به همکاریم شدم. ولی بعد دعوت به مصاحبه لینک استخدامب که تو جاب ویژن دادن محو شده بود. شرکت کاملا بی نظمی بود، هرج و مرج بالایی درش دیده میشد. و نکته قابل توجهای که دیدم این بود برای یک هفته ازمایشی رفتن ازم کارت شناسایی میخواستن که بزارم پیششون خوب من برام ازمایش میخواستم برم ببینم محیط دوست دارم یا خیر برام غیر منطقی بود درخواستتون. طبق نظرات منفی درست گفتن قراردادها بالا دو سال هستش. سفته مبلغ بالا میخوان و درب ورود و خروج کنترل شده است یعنی اجازه خروج دست مدیریت کنترل دوربین بشدت بالاست حقوق وزارت کاری کامنتا منفی واقعا واقعیت داره منو که نجات داد برای گرفتن تصمیم درست. اصلا تردید نکنید بیکار بمونید بهتر از انتخاب غلط هستش. ضعف مدیریتی از ابتدا ورود به شرکت دیده میشه و خودنمایی میکنه. یعنی من که ادم خیلی صبوری هستم عاشق محیط های چالش برانگیز نقطه مثبتی تو این شرکت دریافت نکردم که خودمو قانع کنم انتخاب درستی هستش برای همکاری. به تجربه دیگران احترام بزارید و درست انتخاب کنید. موفق و پیروز باشید
در اینجا با فضای پرانگیزه و خلاقی روبهرو میشدم. من از ابزارهای بهروز و فناوریهای تازه برای تولید محصولاتی باکیفیت استفاده میکردم و این نوآوریها حس مثبتی به کار روزانهام میداد. فضای کار به گونهای بود که همکاران برای بهبود محصولها احساس مسئولیت میکردند و دغدغه کیفیت را به طور مشترک پیگیری میکردند. شرکت کوچک اما با چالشهای فنی جدی من را به یادگیری سریع وادی میکرد.
من بیش از یک سال در شرکت دی رایانه نوین به عنوان کارشناس فروش فعالیت کردم. دلایل زیادی برای نارضایتی داشتم؛ از کاهش حقوق گرفته تا رفتارهای برخوردی که با خندهام سر کار ساده به حساب میآوردند و با تذکرهای سریع روبهرو میشدم. اگر تصمیم به استعفا میگرفتم یا از شرایط ناراضی بودم، معمولا به سرعت به آن اشاره میشد و در برابر ترک کار فشارها افزایش مییافت و گاهی هم برای جلوگیری از خروج، از من شکایت میکردند تا خسارت مطالبه کنند.
در یه تصمیم سخت کاری، من فهمیدم که نظرات سایت بدون وجود هیچ فیلتر و اعتبارسنجیای، قابل اعتماد نیستن و این موضوع میتونه ریسکزا باشه. من تا حالا تصور میکردم اینجا محتوایی که منتشر میشه، شاید به کار بگیره، اما تجربهام نشون داد که این نوع محتوا بیشتر منبع ترس و تردید ایجاد میکنه تا فرصتها رو حفظ کنه. درک میکنم که توی بازار پر رقابت و با دشواریهای درآمدزایی، شرکتها از کارکنانشون حمایت میخواهند و اختلافاتی که مطرح میشن، اغلب جنبههای شخصی دارن نه نمایانگر بد بودن کل مجموعه. با این وجود، وجود نداشتن نظارت و بررسی روی مطالب باعث میشه هر چیزی به سرعت منتشر بشه و این کارایی که انتظار دارم از یه مرجع معتبر نباشه. در نتیجه تصمیم گرفتم به جای تکیه بیش از حد به چنین سایتی، دقیقتر و محتاطتر بررسی کنم تا از تصمیمگیری دقیقتری برخوردار باشم. من هم مثل خیلیها در ابتدای کار تحت تأثیر نظرات نادرست قرار گرفتم اما تجربهام نشون داد که نتیجهاش فقط ضرر بود و بهتره با منطق و تجربههای واقعی پیش رفت. بنابراین با آرامش بیشتری و نگاه واقعبینانهتری به ماجرا نگاه میکنم و سعی میکنم تصمیمهایم رو با دقت بیشتری بگیرم.
راهی که باهاش برای من روشن شد این بود که به محتوای اینجا اعتماد زیادی نکرد و بهتره قبل از قضاوت پشت هر سخنی رو بررسی کنیم. در بازار پرسنگین امروز و با مشکلات درآمدزایی، اگر جای شرکتها بودم، راهکاری برای حفظ سرمایه انسانی و حمایت از نیروهایم پیدا میکردم چون منابع انسانی مثل سرمایهم رو تشکیل میدن. معمولا اختلافاتی که مطرح میشه جنبهی شخصی داره و الزامی نیست به معنی بد بودن کل مجموعه باشه. واقعیت اینه که این سایت بیش از اینکه کمکی کنه، ممکنه منجر به ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها بشه. اگر فکر میکنی چون هر نظری میتونه منتشر بشه، مکان خوبی میتونه باشه، باید بگم که تصور اشتباهی داری؛ چون هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود نداره و همهچی بهمحض انتشار پخش میشه. بیایم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من در آغاز تحتتأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهم از اون تأثیر، جز ضرر نتیجهای نداشت. بیایید با هوشیاری تصمیم بگیریم.
من سه سال است که برای فکور به عنوان برنامهنویس کار میکنم و در این مدت با چالشهای زیادی رو به رو شدم. در ابتدای ورود با تغییرات گسترده تیم مواجه بودیم اما بعدا افراد حرفهای بیشتری به شرکت آمدند و جو کار آرامتر و دوستانهتر شد؛ تا به حال هیچکس استعفا نداده است. حقوقها در ابتدای سال تغییر کردهاند و امسال به شکل قابل توجهی بهبود یافتهاند. برای مناسبتهای مختلف چون تولد، روز زن و مرد و شب یلدا پاداش و هدایا دریافت کردهایم. یکی از مزایا، پرداخت بهموقع حقوق است و مدیر فنی شرکت هم کاملا منظم و حرفهای رفتار میکند. از نقاط ضعف میتوانم بگویم که وقتی کارمنی استعفا میدهد، تسویه حقوق آخرین ماه او انجام میشود.
دوست عزیزی که داری نظرات این سایت رو میخونی، تا حالا فکر کردی میشه به محتوای اینجا که نه ممیزی داره و نه اعتبارسنجی، اعتماد کرد؟! قبل از هر قضاوتی، یه لحظه خودتو بذار جای این شرکتها. تو این شرایط سخت بازار و مشکلات درآمدزایی، اگه جای اونا بودی چیکار میکردی؟ فکر نمیکنی بیشتر نظراتی که اینجا نوشته شده، ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ واقعیت اینه که تو هر کسبوکاری، منابع انسانی مثل سرمایهاش میمونه. پس منطقیه که یه شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولاً حالت شخصی دارن، نه لزوماً نشونه بد بودن کل اون مجموعه. راستش، محتوای این سایت بیشتر از اینکه کمکی کنه، باعث ترس، تردید و از دست دادن فرصتها میشه. اگه فکر میکنی این سایت چون اجازه میده هر نظری منتشر بشه، جای خوبیه، باید بگم سخت در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب نداره و هر چیزی همون لحظه منتشر میشه. یکم منطقیتر نگاه کنیم... من خودم اوایل تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهم از این تحت تأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نشد. بیاییم عاقلانهتر تصمیم بگیریم.
هرگز بدون فیلتر کردن این محتوا وارد قضاوت نمیشم و سعی میکنم تجربهام را به زبان خودم و با نگاهی بیطرف بیان کنم. در دورهای که فضای بازار سخت بود و درآمدزایی برای شرکتها چالشزا میشد، اگر جای این سازمان بودم، پاسخ من به مشکلات، حمایت از تیم و حفظ منابع انسانی بود. به نظرم اغلب آنچه اینجا منتشر میشود، حاصل دلخوریها یا تجربههای شخصی افراد است و کمتر نمایانگر عملکرد کل مجموعه است. انسانها مثل سرمایهی ارزشمندی برای هر کسبوکاریاند و من فکر میکنم شرکتها باید از کارکنانشان پشتیبانی کنند تا فضای کار سالمی حفظ شود. متأسفانه خیلی از اختلافها بیشتر جنبه شخصی دارند تا اینکه نشانی از بد بودن تیم کار باشد. حقیقتش این است که محتوای این سایت بیشتر ترس و تردید ایجاد میکند تا فرصتهای تازه را باز کند. اگر کسی فکر میکند چون هر نظری میتواند منتشر شود، پس جای امنی است، باید بگویم این برداشت نادرست است؛ هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر چیزی به سرعت منتشر میشود. برای درک بهتر ماجرا، بهجای تعصب و هیجان، مناظرهای منطقی را ترجیح میدهم. ابتدای کار من هم تحت تأثیر این نظرات بودم، اما تجربهام از اثر آنها برای من جز ضرر چیزی نداشت. پس از تجربه، تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری پیش بروم و با دید بازتری درباره مسائل تصمیم بگیرم. بیاییم با هم هوشیارانهتر رفتار کنیم و تصمیمهایمان را با درکی واقعی و منصفانه بسازیم.
بهترین نکتهای که از کار با نایزک به ذهنم میرسد، همکارانی هستند که با آنها همکاری میکنم؛ از لحاظ اخلاقی و حرفهای واقعا عالیاند و حضور دورکاری هم مزیتی قابل توجه محسوب میشود. با این حال از جنبه مدیریتی اوضاع چندان مطلوب نیست و به نظرم در این شرکت کسی واقعا به بهبود شرایط توجه میکند یا اقدام جدی برای بهتر شدن انجام میدهد. تصمیمهای ناگهانی و بدون بررسی، پیامدهای ناخوشایندی به دنبال دارند.
میفهمیدم که تا کنون برای دستاندرکاران اپلیکیشن بیش از بیستوپنج میلیارد تومان هزینه شده است؟ این هزینه اصلا بهصرفه است؟ تا کی قرار است چنین روندی ادامه پیدا کند؟ کسی که از این وضعیت بیخبر است، همینجا بیاید و توضیح بدهد. با هم صحبت میکنیم تا مشخص شود که در رویاها زندگی میکنید.
مدت کوتاهی قبل برای مصاحبه به این شرکت رفتم و قصد دارم تجربهام را با شما به اشتراک بگذارم. ورود با فرم استخدامی آغاز شد و مثل خیلی از شرکتها آن را تکمیل کردم. اما دو اتفاق برایم خیلی جلب توجه کرد: اول اینکه در حین تکمیل فرم، دو نفر از کارمندان زن که به نظر میرسید تازهکار هستند، به جای اینکه آموزش ببینند، به همکاران دیگر توهین و تحقیر میکردند و این صحنه جلوی من اتفاق افتاد که تازه برای مصاحبه آمده بودم. بعد خانمی از طبقه بالا آمدند و من را به واحد دیگری برای مصاحبه بردند؛ رفتارشان با من محترمانه و مناسب بود. خودکاری که برای تکمیل فرم در اختیارم گذاشته بودند را با خودم به واحد دیگر بردم و پس از مصاحبه همانجا گذاشتم. هنگام خروج از شرکت در طبقه پایین به واحد اداری گفتند که خودکاری را که با خود بردهام تحویل دهم و بروم، اما گفتند مشکلی نیست برگردم و بیاورم تا تحویل بدهم. من از این رفتارها خیلی تعجب کردم و احساس کردم یا هدف از بردن خودکار بود یا بین همکارانشان بحثی وجود داشت. به طور کلی شرایط داخلی شرکت را دوست نداشتم و پر از حاشیه و چالش بود.
من حدود ۷ ماهه که توی این شرکت فعالیت میکنم شرکت کوچیکه ولی پروژه های خیلی خوبی انجام میده توی پرداخت حقوق نسبتا منظمه و همکارای خوبی هم دارم از مزایاش هم اینه که ناهار میده و دسترسی به شرکت هم با وسایل نقلیه عمومی راحته
در اینجا تجربهای تازه بود برای من که قبلا چنین وضعی را تجربه نکرده بودم؛ بیعمل بودن منجر به برخورد شدید و ناسزا میشد و من مجبور به سکوت بودم. قرارداد مشخصی برای استفاده مجدد از کار یا پایان کار وجود ندارد. بینظمی و نبود هماهنگی در سطح مدیریت بهوضوح دیده میشد و حتی با وجود وجود روابط خانوادگی در مجموعه، از من انتظار پاسخگو بودن میرفت در حالی که برخوردها معمولا توهینآمیز و دشوار بود. به طوری که ضعف مدیریتی به اندازهای واضح بود که میگفتی امکان فشار روانی و استرس بالا وجود دارد. اگر در حال حاضر شاغل نبودم، احتمالا کار نکردن را ترجیح میدادم و بهتر است از ورود به چنین فضایی خودداری کنم.
برای مصاحبه دعوت میشویم و بعد از آن میگویند جلسهای داریم. من برای مصاحبه حضوری زمان گذاشتم و هزینهها را صرف کردم؛ به من گفتند با من به صورت تلفنی صحبت میشود، اما در نهایت تماس نگرفتند و واقعا پوزش میخواهم. بهتر است وقتی برای مصاحبه زمان میگذاریم، مطمئن باشند که جلسهای وجود ندارد.
در مصاحبهای که داشتم، بخش جذب و استخدام شرکت اسنپ گروسری خیلی سرزنده نبود. فردی که مسئول این بخش بود رفتار حرفهای چندان مناسبی از خودش نشان نمیداد و به نظر میرسید خیلی روی خودش پافشاری دارد. پرسشها طوری طراحی میشد که انگار فقط میخواهد سطح آگاهی خودش را با نشان دادن دانش ادعاییاش بسنجند. وقتی من توضیح میدادم، به سرعت میخواست همان لحظه حرف مرا قطع کند و ادعا میکرد که این سوالها را منابع انسانی میدانند و من اطلاعی از آنها ندارم. سوال دیگری که مطرح کردم هم به نظر میرسید نامربوط یا غیر روشن باشد و پاسخ درستی از او دریافت نکردم و با رویکردی برتر از من میخواست که سوالی نپرسم. به نظر من بعضی سوالها دربارهی ظاهر و جذبهی فرد مطرح میشدند و پاسخ مناسبی هم داده نمیشد. برخورد ایشان گاهی بیادبانه و غیرحرفهای به نظر میرسید.
در نگاه من، هر شرکتی نقاط ضعف و قوتی داره، اما اینجا فضایی آرام و منظم دیدم. مدیران شرکت با تواضع، پرستیژ و سطح دانش بالا کار میکنن و رفتار حرفهای دارن. تنها نقطهضعف قابلتوجه مربوط به بخش مالی و اداری است که باید سریعتر رفع بشه؛ به نظر من ظاهر شرکت از کارکرد این واحدها شکل میگیره، بهخصوص در زمینه بیمه تکمیلی که چندین بار درخواست کردم اما ترتیب اثر داده نشد. هر درخواست دیگهای از این واحد اگر خیلی طول میکشه یا به طور کل انجام نمیشه تا وقتی که مستقیم به مدیریت مراجعه کنم تا او به واحد مربوطه دستور بده، که این وضع مناسبی نيست. از نظر حقوق و مزایا، پرداخت بسته به کیفیت کار هر فرد مشخص میشه و با وجود اینکه همه چیز از طریق مدیریت نهایی میشه، نظر من این بود که این روند با توافق من با مدیریت پیش رفت و در این خصوص مطابق با مصاحبه عمل شد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.