در شهریور راستی از تمام وجودم اینجا مینویسم که به چشماندازی از شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما نگاه کنم. سالها بود که دنبال محیطی با عزت، شرافت و احترام بودم، اما به جای آن با فضایی پر از بیاعتمادی رو به رو شدم. در ادامه تجربهام را بازگو میکنم: اول جذب میشدی و بعد از آن بین ۱۰ تا ۱۸ اسپرینت کار میکردی تا تسکهای محول شده پیش برود، با این که دسترسیها همیشه محدود بود. نتیجهاش این بود که طی چهار سال هیچ پروژهای از این شرکت بیرون نیامده بود. بهطور مداوم در جای مختلف شرکت وضعیت بالا و پایین دوربینها را میدیدی و نگران امنیت و نظارت دائمی بودی. اضافهکاری وجود داشت اما هیچ پول اضافهای بابتش نمیدادند. حقوق و بیمه هم از چند حساب به صورت نامشخص پرداخت میشد. هیچ توضیح مشخصی برای این روش پرداخت وجود نداشت و این عدم شفافیت همیشگی بود. به هیچ دلیل مشخصی هفته آخر اسفند تعدیل میشدی و وقتی بحث تسویه پیش میآمد، با سردرگمی روبهرو میشدی و باید دنبال حقوق و مزایای خود میگشتی.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما(همون جایی که آگهی میده با کمال وقاحت برای جذب نیرو بعد از یکسال تعدیل میکنه) سمی ترین محل کار هست: هر سال تعدیل نیرو سنگین داره هیچ هیچ امنیت شغلی ندارین وقتی نیرو جذب میکنه حدود یکسال که نیرو براش کار کرد بدون هیچ هیچ هیچ دلیل تعدیل میکنه(تو که ورشکسته شدی غلط میکنی نیرو جذب میکنی که خودت هم میدونی میخوای بعد از یک سال تعدیلش کنی) شرکت ورشکسته شده قرار هست از جردن به سمت پایین تهران جابجا بشه سلطان دروغ و وعده وعید و تعدیل نیرو و بی پولی "تجربه چرا کامنت حقیقت نمیذاری!!!!!!"
شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما(همون جایی که آگهی میده با کمال وقاحت برای جذب نیرو بعد از یکسال تعدیل میکنه) سمی ترین محل کار هست: هر سال تعدیل نیرو سنگین داره هیچ هیچ امنیت شغلی ندارین وقتی نیرو جذب میکنه حدود یکسال که نیرو براش کار کرد بدون هیچ هیچ هیچ دلیل تعدیل میکنه(تو که ورشکسته شدی غلط میکنی نیرو جذب میکنی که خودت هم میدونی میخوای بعد از یک سال تعدیلش کنی) شرکت ورشکسته شده قرار هست از جردن به سمت پایین تهران جابجا بشه سلطان دروغ و وعده وعید و تعدیل نیرو و بی پولی
برای کاریابی بهشون مراجعه کردم قرارداد بستن و ۵۰ میلیون پیش گرفتن. دقیقا بعد از یکسال و نیم زمان بردن یک مصاحبه ترتیب دادن با طرف آلمانی خدا عالم است که مصاحبه واقعی بود یا نه کاری به اون ندارم بعد دقیقا ۳ روز ایمیل دادن که توی مصاحبه رد شدی وباید یه ۵۰ میلیون دیگه واریز کنی تا برات دوباره درخواست کار بفرستیم و مصاحبه جدید بگیریم.شما تو پروسه کار پیدا کردن ممکنه ۱۰تا هم مصاحبه داشته باشی و هر ۱۰ تا رو رد بشی.این کاملا طبیعیه.من خودم تمام رزومه ها مو فرستادم به آلمان چندین مصاحبه گرفتم و در نهایت تونستم یه قرارداد کاری بگیرم فقط این وسط ۵۰ میلیون باخت دادم به این شرکت.از نظر من نه به این شرکت و نه هیچ شرکت کاریابی دیگری نیازی ندارید خودتون همه کارهاتون رو انجام بدید موفق میشید.امثال مثله من زیاد هستن که این مقدار پول رو باخت دادن بخاطر ندانستن و سواستفاده یه سری سودجو شما نفر بعدی نباشید.حرفهایی که روز اول بهتون میزنن همش وعده تو خالیه و جالب اینجاست که خودم افتادم توی پروسه کار پیدا کردم دیدم این شرکت چقدر اطلاعش از نحوه پیدا کردن و کلا شرایط کار و روند پیدا کردن و ویزا شدن برای آلمان بی اطلاع هست
در راستای پاسخگویی به یکی از نیازهای اساسی بانکداری کشور، من در شرکت توسعه خدمات الکترونیکی آدونیس مشغول به کار شدم تا از پشتیبانی و تأمین تجهیزات پرداخت الکترونیکی حمایت کنم. این شرکت با تکیه بر تیمی حرفهای و باتجربه، خدماتی نوین و متنوع را به مشتریان ارائه میدهد؛ خدماتی جامع، تخصصی، یکپارچه و منعطف که با گسترش روزافزون کاربرد تجهیزات پرداخت، همواره در حال توسعه سبد سرویسهای خود است.
در آغاز دورهای که با کمال انگیزه به کدنویسی میپرداختم، مسئولیت من به عنوان برنامهنویس در توسعه خدمات الکترونیکی مشخص بود. متن تجربه نشان میدهد که کار با عناصری تکراری و بیهدف در کد وجود داشت، اما در عین حال میخواهم از این تجربه به عنوان نقطهای برای یادگیری استفاده کنم و به کارگیری رویکردهای مؤثرتر را مدنظر قرار دهم. ظرفی که در آن کار میکردم، برای منفس بهکارگیری مهارتهای فنی و حل مسئله فرصت میداد، هرچند فضای کار، با دادههای نامشخص و رکود در خروجیها همراه بود. من تلاش میکردم تا با تمرکز بر بهبود کارایی، با حداقل خطاها به نتیجه مطلوب برسم و از طریق بازنگریهای مکرر کد، پایداری و قابلیت نگهداری پروژه را ارتقاء دهم. در مجموع، تجربهی من از این موقعیت نشان میدهد که مسیر کار یک برنامهنویس نیازمند صبر، دقت و تعهد به یادگیری مداوم است، تا بتوان در کنار تیم، محصول قابل اعتماد و کارآمدی ارائه کرد.
وقتی با من تماس گرفتن تا پاسخ بده، فهمیدم که این موضوع برایم جدی است و باید به خودم بیفتم. تلاش کردم با دقت به درآمدها نگاه کنم و به جایی برسم که به واقع شیرین باشد. با این حال تا این لحظه هیچکدام از اهداف محقق نشدهاند و نتیجهای که میخواستم، هنوز به دست نیامده است.
من به صورت دورکاری یک صفحه خانه برای شرکت رایان اندیشه نصر طراحی و تحویل دادم. پرداخت برای همان صفحه با تاخیر یک هفته انجام شد و بعد از آن قصد داشتند برای بستن قرارداد تماموقت با من همکاری کنند، اما وقتی متوجه شدم که بابت همان صفحه هم تاخیر وجود دارد، تصمیم به ادامه همکاری نگرفتم. با این وجود چهار مرتبه به محل کارگاه شرکت مراجعه کردم؛ رفتار مدیریتی آنجا بیشتر نشان از سو مدیریت داشت.
بزرگترین پروژه آی تی کشور ینی کارت سوخت رو که زمان مدیرای قبلیش با کلی هزینه احرا شده بود با مدیریت فاجعه بار مدیرای جدیدش به آتیش کشیدن. فاجعه سواد فنی در لایه مدیریت. اونی که گفته ۱۰ ساله اونجاست ینی دانشش ۱۰ ساله جا مونده . ینی یه بی سواده طبق دانش روز آی تی . ینی فقط بلده صبح بره سره مار با ظرف غذا. دمپایی بپوشه . بره تو سف توالت . با همکارا چرت بگه بخنده . ظهر غذاشو بزنه . مثلا جلسه ای بره. بعدم بره خونه. هر اول ماه دیزاستر دارن. کی پی آی معنی نداره . از بیکاری برای گروههای عملیاتی کار جور میکنن تا بیکار نباشن. جدیدا قیافه مدرنکرفتن تولد تبریکمیگن . به زور بگن ما خوشحالیم. ولی شیفت شب نباشه حقوق کارشناساش با رفته گر یکیه . از رو پارتی هم سمت میدن . پسر خاله و خواهر زاده بازی موج میزنه. اغلب مدیراش هم کچلن. خلاصه فاجعه کاریه نرید پیر میشید
به نظرم معاونین متاسفانه اطلاعات دزست به مدیرعامل نمیدن و با خودی رگ بینی و تحقیر دیگران باعث میشن پرسنل خوب استعفا بدن. این خیانت در حق مدیر سازمانه چون به اونها اعتماد کرده
شرکتی دارای ساختمان قدیمی که چند نفر آدمو با زور چپوندن تو دهن هم و تو یه اتاق سه در چهار ۱۰ تا میز چیدن و امکان تردد نیست . مثلا شرکت نرم افزاریه که قدیمی ترین سیستم هارو داره و مدام در حال هنگه و نرم افزارش مال صدسال پیشه و کلی مشتری ناراضی داره که زنگ میزنن و از نرم افزار گندشون شکایت میکنن ، حداقل وزارت کار حقوق کارمندای زحمتکشیه که از دل و جون مایه میذارن ، اینا تا سرکوچه هم راپورچی دارن تا سر دربیارن که با کی تو رابطه این و کار و زندگیشونو بابت این موضوع و چک کردن مداوم دوربین کنار میذارن ، دوسه تا ****** لنگه خودشون گذاشتن تو بخش های مدیریت و اکثر افراد تو یه مدت کم استعفا میدن و جونشونو برمیدارن و فرار میکنن
این تجربه برای من تجربهای کاملا ناامیدکننده بود؛ مدیر منابع انسانی هیچ تسلطی نداشت و مدیرعامل نیز اهمیت زیادی به نیروهایش نمیداد. در جاباما احساس میکردم که تنها میمانم با تیمی که وجود دارد و اگر خوششانسی با من همراه شود، میتوانم تحمل قوانین سنگین و فشارهای کاری را با کنم. در آنجا زمان کار معنا ندارد و با فهرستی بیپایان از وظایف روبهرو میشویم که باید انجام شوند؛ ممکن است روزی بیش از دوازده یا سیزده ساعت کار کنم و حتی یک روز مرخصی نیز در دسترس نیست. از آنجایی که قرارداد یا محدودهی زمانی مشخصی برای کار تعریف نشده بود، اصولا حق مرخصی قانونی چندان معنایی نداشت. به نظر من، اگر کسی میخواهد اعصاب و روانش را به چالش بکشد، جاباما را تجربه کند.
درود من مدت کوتاهی همکاری داشتم با کاربین، ولی تو همین مدت با پروندههای مختلف از کشورای مختلف آشنا شدم. برای کسی که دنبال تجربه تو این فیلده، خوبه. موفق باشید.
این شرکت اصلا از نظر فرهنگی جای خوبی نیست. تمامی مواردی که به عنوان عیب انتخاب می کنم این شرکت رو در بد بودن تایید می کند. متأسفانه مرجع اداری که به فسادها رسیدگی کنه وجود ندارد. یک مثال میزنم که متوجه بشید. تصور کنید مدیرعامل یک زیرمجموعه از شوهرش طلاق بگیره و مهریه رو هم تمام و کمال بگیرد و شوهر خوبش را بپیچاند و برود با مدیرعامل کامکار ازدواج کند. من به نظرم کامکار دست دوم بازه و شرکتش به شدت مزخرفه.کاش پدرش ادبش میکرد. فساد اداری بدی تو این شرکت هست.
اگر میخواید داغون ترین شرکت ممکن کار کنید و گند بزنید به رزومتون حتما تایگر کنید تا روزی هزار بار آرزوی خروج از اون جهنم رو داشته باشید ، اینا تا تو زندگی شخصی تون دخالت نکنن و راجب پوشش و روابطتون نظر ندن ولتون نمیکنن ، یه مشت ****** دور هم جمع شدن شرکت زدن ، که اگه تست اعصاب و روان ازشون بگیرن ****** منابع انسانی ***** نیست چه برسه مدیریت، مدیرعاملشم که ****** پرسنل و داره با دوربین چکشون میکنه ، ازتونم که سفته با مبالغ بالا مطالبه میکنه و با همون تهدیدتون میکنه ، یه فیش حقوقی هم به پرسنل نمیده ، در این حد ******، اگرم یه لحظه گوشی دستتون بگیرید بدو زنگ میزنن که چرا ، خلاصه اینکه از یه فرسخی اینجا هم رد نشید
برای مصاحبه با این شرکت دعوت شدم و قرار بود جلسه راس ساعت شش برگزار بشه. من مثل همیشه زودتر به دفتر رسیدم، اما مشخص شد که باید تا رسیدن به ساعت مقرر صبر کنم و تا زمانی که مسئولان به من نگویند بالا برو، نمیشد جلسه را آغاز کرد. در نهایت با وجود انتظار، در ساعت شش هنوز جلسهای آغاز نشده بود و پس از ده دقیقه پیام دادن که بابت تاخیر عذرخواهی میکنند و به محض تمام شدن جلسه، حتما با من صحبت میکنند. اما تا ساعت یکی بیست هنوز خبری از جلسه نبود و من تصمیم گرفتم پیامی بدهکار بنویسم و به طور یکطرفه حضورم را لغو کنم و شرکت را ترک کردم. در مجموع این تجربه را تحمل کردم تا بفهمم این شرکت تا چه حد نسبت به زمان و حضوری که برای آنها صرف میشود، بیاهمیت است. به نظر من چنین سازمانی برای وقت دیگران ارزش قائل نیست و بهتر است از همکاری با آن پرهیز کرد. همچنین شنیدم که نام شرکت اخیرا از ابر زس به آبالون تغییر پیدا کرده است.
الان شما نگاه کنید آخر سالی رییس نرم افزار چه شو مسخره ای راه انداخت، یه نظر سنجی برگزار کرد دو سوم نرم افزاریا شرکت کردن (یک سوم شرکت نکردن) براشم مهم نبود که یه سری که از قضا ناراضی ها هستن شرکت نکردن. هدف چی بود ببینه چند درصد منتقدها جرات میکنن نظرشون و با جسارت بنویسن و اینکه یه آمار بگیره ببینه اینایی که اینجا پست میذارن آیا در بین نرم افزاری ها هستن یا نه! و خلاصه یه ته تویی در بیاره ببینه چه خبره. بعدشم یه شو مسخره تر راه انداخت نشستن با کارشناس مسئولا خوندن! نه نتیجه خاصی داشت نه اتفاق خاصی افتاد. فقط خواست ببینه اوضاع از چه قراره و چه میزان متهم و مورد تهدید هست. هیچ کدوم از محتوایی که نوشته شد ذره ای اهمیت نداشت. آقا این واحد خود خود سیرکه! خیلی خودتون اذیت نکنید.
کسی که پست قبل من و نوشته فرد منتفعی هست که تلاش میکنه ادای آدمای دلسوز و در بیاره و سعی در انکار وجود مشکلات داره. اگه ذره ای با آنالیز داده آشنا بود این حرف و نمیزد. وقتی یک مجموعه ای از انتقادات اون هم به شکل تکرار پذیر در مورد اشخاص و مافیای خاص در یک شرکت ثبت میشه و از طرف دیگه افراد دیگه ای (غیر شما) وجودش و انکار نمیکنن، معنی اش اینه که مشکلات مطرح شده به شکل جدی وجود داره. فقط افراد بر اساس روحیه، کاراکتر و میزان آسیبی که دیدن به اشکال گوناگون احساسشون رو بروز میدن. اما اصل داستان که به شدت مورد نقد هست سر جاشه. پس تلاش نکن خوش خدمتی کنی، این داده ها هر چی بیشتر بشه خود به خود بدون نیاز به ممیزی خاصی قابل غربال کردن هست. در ضمن شرکتی که نگران از دست دادن نیروی انسانی اش هست، حداقل یه اقدام مفید در این زمینه میکنه و یه ترتیب اثری به این شرایط نابسامان میده که اینطور افراد متخصص سرخورده و دلسرد نشن و اینجا رو ترک نکنن. اتفاقا من از کسانی که تصمیم به اومدن به این مجموعه دارن دعوت میکنم که حتما بیان. بیان از نزدیک ببینن که نظرات ثبت شده با واقعیت اختلاف چندانی نداره. چه بسا چیزهایی خواهند دید که خیلی ها ملاحظه میکنن و ثبتش نمیکنن. البته این چیزی نیست که به این شرکت محدود بشه، همه جا هست. فقط اینجا بیشتر از بقیه جاها جا نماز آب میکشن. والسلام
من براب مصاحبه شغلی رفته بودم، اتفاقا دعوت به همکاریم شدم. ولی بعد دعوت به مصاحبه لینک استخدامب که تو جاب ویژن دادن محو شده بود. شرکت کاملا بی نظمی بود، هرج و مرج بالایی درش دیده میشد. و نکته قابل توجهای که دیدم این بود برای یک هفته ازمایشی رفتن ازم کارت شناسایی میخواستن که بزارم پیششون خوب من برام ازمایش میخواستم برم ببینم محیط دوست دارم یا خیر برام غیر منطقی بود درخواستتون. طبق نظرات منفی درست گفتن قراردادها بالا دو سال هستش. سفته مبلغ بالا میخوان و درب ورود و خروج کنترل شده است یعنی اجازه خروج دست مدیریت کنترل دوربین بشدت بالاست حقوق وزارت کاری کامنتا منفی واقعا واقعیت داره منو که نجات داد برای گرفتن تصمیم درست. اصلا تردید نکنید بیکار بمونید بهتر از انتخاب غلط هستش. ضعف مدیریتی از ابتدا ورود به شرکت دیده میشه و خودنمایی میکنه. یعنی من که ادم خیلی صبوری هستم عاشق محیط های چالش برانگیز نقطه مثبتی تو این شرکت دریافت نکردم که خودمو قانع کنم انتخاب درستی هستش برای همکاری. به تجربه دیگران احترام بزارید و درست انتخاب کنید. موفق و پیروز باشید
در اینجا با فضای پرانگیزه و خلاقی روبهرو میشدم. من از ابزارهای بهروز و فناوریهای تازه برای تولید محصولاتی باکیفیت استفاده میکردم و این نوآوریها حس مثبتی به کار روزانهام میداد. فضای کار به گونهای بود که همکاران برای بهبود محصولها احساس مسئولیت میکردند و دغدغه کیفیت را به طور مشترک پیگیری میکردند. شرکت کوچک اما با چالشهای فنی جدی من را به یادگیری سریع وادی میکرد.
در شهریور راستی از تمام وجودم اینجا مینویسم که به چشماندازی از شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما نگاه کنم. سالها بود که دنبال محیطی با عزت، شرافت و احترام بودم، اما به جای آن با فضایی پر از بیاعتمادی رو به رو شدم. در ادامه تجربهام را بازگو میکنم: اول جذب میشدی و بعد از آن بین ۱۰ تا ۱۸ اسپرینت کار میکردی تا تسکهای محول شده پیش برود، با این که دسترسیها همیشه محدود بود. نتیجهاش این بود که طی چهار سال هیچ پروژهای از این شرکت بیرون نیامده بود. بهطور مداوم در جای مختلف شرکت وضعیت بالا و پایین دوربینها را میدیدی و نگران امنیت و نظارت دائمی بودی. اضافهکاری وجود داشت اما هیچ پول اضافهای بابتش نمیدادند. حقوق و بیمه هم از چند حساب به صورت نامشخص پرداخت میشد. هیچ توضیح مشخصی برای این روش پرداخت وجود نداشت و این عدم شفافیت همیشگی بود. به هیچ دلیل مشخصی هفته آخر اسفند تعدیل میشدی و وقتی بحث تسویه پیش میآمد، با سردرگمی روبهرو میشدی و باید دنبال حقوق و مزایای خود میگشتی.
شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما(همون جایی که آگهی میده با کمال وقاحت برای جذب نیرو بعد از یکسال تعدیل میکنه) سمی ترین محل کار هست: هر سال تعدیل نیرو سنگین داره هیچ هیچ امنیت شغلی ندارین وقتی نیرو جذب میکنه حدود یکسال که نیرو براش کار کرد بدون هیچ هیچ هیچ دلیل تعدیل میکنه(تو که ورشکسته شدی غلط میکنی نیرو جذب میکنی که خودت هم میدونی میخوای بعد از یک سال تعدیلش کنی) شرکت ورشکسته شده قرار هست از جردن به سمت پایین تهران جابجا بشه سلطان دروغ و وعده وعید و تعدیل نیرو و بی پولی "تجربه چرا کامنت حقیقت نمیذاری!!!!!!"
شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما(همون جایی که آگهی میده با کمال وقاحت برای جذب نیرو بعد از یکسال تعدیل میکنه) سمی ترین محل کار هست: هر سال تعدیل نیرو سنگین داره هیچ هیچ امنیت شغلی ندارین وقتی نیرو جذب میکنه حدود یکسال که نیرو براش کار کرد بدون هیچ هیچ هیچ دلیل تعدیل میکنه(تو که ورشکسته شدی غلط میکنی نیرو جذب میکنی که خودت هم میدونی میخوای بعد از یک سال تعدیلش کنی) شرکت ورشکسته شده قرار هست از جردن به سمت پایین تهران جابجا بشه سلطان دروغ و وعده وعید و تعدیل نیرو و بی پولی
برای کاریابی بهشون مراجعه کردم قرارداد بستن و ۵۰ میلیون پیش گرفتن. دقیقا بعد از یکسال و نیم زمان بردن یک مصاحبه ترتیب دادن با طرف آلمانی خدا عالم است که مصاحبه واقعی بود یا نه کاری به اون ندارم بعد دقیقا ۳ روز ایمیل دادن که توی مصاحبه رد شدی وباید یه ۵۰ میلیون دیگه واریز کنی تا برات دوباره درخواست کار بفرستیم و مصاحبه جدید بگیریم.شما تو پروسه کار پیدا کردن ممکنه ۱۰تا هم مصاحبه داشته باشی و هر ۱۰ تا رو رد بشی.این کاملا طبیعیه.من خودم تمام رزومه ها مو فرستادم به آلمان چندین مصاحبه گرفتم و در نهایت تونستم یه قرارداد کاری بگیرم فقط این وسط ۵۰ میلیون باخت دادم به این شرکت.از نظر من نه به این شرکت و نه هیچ شرکت کاریابی دیگری نیازی ندارید خودتون همه کارهاتون رو انجام بدید موفق میشید.امثال مثله من زیاد هستن که این مقدار پول رو باخت دادن بخاطر ندانستن و سواستفاده یه سری سودجو شما نفر بعدی نباشید.حرفهایی که روز اول بهتون میزنن همش وعده تو خالیه و جالب اینجاست که خودم افتادم توی پروسه کار پیدا کردم دیدم این شرکت چقدر اطلاعش از نحوه پیدا کردن و کلا شرایط کار و روند پیدا کردن و ویزا شدن برای آلمان بی اطلاع هست
در راستای پاسخگویی به یکی از نیازهای اساسی بانکداری کشور، من در شرکت توسعه خدمات الکترونیکی آدونیس مشغول به کار شدم تا از پشتیبانی و تأمین تجهیزات پرداخت الکترونیکی حمایت کنم. این شرکت با تکیه بر تیمی حرفهای و باتجربه، خدماتی نوین و متنوع را به مشتریان ارائه میدهد؛ خدماتی جامع، تخصصی، یکپارچه و منعطف که با گسترش روزافزون کاربرد تجهیزات پرداخت، همواره در حال توسعه سبد سرویسهای خود است.
در آغاز دورهای که با کمال انگیزه به کدنویسی میپرداختم، مسئولیت من به عنوان برنامهنویس در توسعه خدمات الکترونیکی مشخص بود. متن تجربه نشان میدهد که کار با عناصری تکراری و بیهدف در کد وجود داشت، اما در عین حال میخواهم از این تجربه به عنوان نقطهای برای یادگیری استفاده کنم و به کارگیری رویکردهای مؤثرتر را مدنظر قرار دهم. ظرفی که در آن کار میکردم، برای منفس بهکارگیری مهارتهای فنی و حل مسئله فرصت میداد، هرچند فضای کار، با دادههای نامشخص و رکود در خروجیها همراه بود. من تلاش میکردم تا با تمرکز بر بهبود کارایی، با حداقل خطاها به نتیجه مطلوب برسم و از طریق بازنگریهای مکرر کد، پایداری و قابلیت نگهداری پروژه را ارتقاء دهم. در مجموع، تجربهی من از این موقعیت نشان میدهد که مسیر کار یک برنامهنویس نیازمند صبر، دقت و تعهد به یادگیری مداوم است، تا بتوان در کنار تیم، محصول قابل اعتماد و کارآمدی ارائه کرد.
وقتی با من تماس گرفتن تا پاسخ بده، فهمیدم که این موضوع برایم جدی است و باید به خودم بیفتم. تلاش کردم با دقت به درآمدها نگاه کنم و به جایی برسم که به واقع شیرین باشد. با این حال تا این لحظه هیچکدام از اهداف محقق نشدهاند و نتیجهای که میخواستم، هنوز به دست نیامده است.
من به صورت دورکاری یک صفحه خانه برای شرکت رایان اندیشه نصر طراحی و تحویل دادم. پرداخت برای همان صفحه با تاخیر یک هفته انجام شد و بعد از آن قصد داشتند برای بستن قرارداد تماموقت با من همکاری کنند، اما وقتی متوجه شدم که بابت همان صفحه هم تاخیر وجود دارد، تصمیم به ادامه همکاری نگرفتم. با این وجود چهار مرتبه به محل کارگاه شرکت مراجعه کردم؛ رفتار مدیریتی آنجا بیشتر نشان از سو مدیریت داشت.
بزرگترین پروژه آی تی کشور ینی کارت سوخت رو که زمان مدیرای قبلیش با کلی هزینه احرا شده بود با مدیریت فاجعه بار مدیرای جدیدش به آتیش کشیدن. فاجعه سواد فنی در لایه مدیریت. اونی که گفته ۱۰ ساله اونجاست ینی دانشش ۱۰ ساله جا مونده . ینی یه بی سواده طبق دانش روز آی تی . ینی فقط بلده صبح بره سره مار با ظرف غذا. دمپایی بپوشه . بره تو سف توالت . با همکارا چرت بگه بخنده . ظهر غذاشو بزنه . مثلا جلسه ای بره. بعدم بره خونه. هر اول ماه دیزاستر دارن. کی پی آی معنی نداره . از بیکاری برای گروههای عملیاتی کار جور میکنن تا بیکار نباشن. جدیدا قیافه مدرنکرفتن تولد تبریکمیگن . به زور بگن ما خوشحالیم. ولی شیفت شب نباشه حقوق کارشناساش با رفته گر یکیه . از رو پارتی هم سمت میدن . پسر خاله و خواهر زاده بازی موج میزنه. اغلب مدیراش هم کچلن. خلاصه فاجعه کاریه نرید پیر میشید
به نظرم معاونین متاسفانه اطلاعات دزست به مدیرعامل نمیدن و با خودی رگ بینی و تحقیر دیگران باعث میشن پرسنل خوب استعفا بدن. این خیانت در حق مدیر سازمانه چون به اونها اعتماد کرده
شرکتی دارای ساختمان قدیمی که چند نفر آدمو با زور چپوندن تو دهن هم و تو یه اتاق سه در چهار ۱۰ تا میز چیدن و امکان تردد نیست . مثلا شرکت نرم افزاریه که قدیمی ترین سیستم هارو داره و مدام در حال هنگه و نرم افزارش مال صدسال پیشه و کلی مشتری ناراضی داره که زنگ میزنن و از نرم افزار گندشون شکایت میکنن ، حداقل وزارت کار حقوق کارمندای زحمتکشیه که از دل و جون مایه میذارن ، اینا تا سرکوچه هم راپورچی دارن تا سر دربیارن که با کی تو رابطه این و کار و زندگیشونو بابت این موضوع و چک کردن مداوم دوربین کنار میذارن ، دوسه تا ****** لنگه خودشون گذاشتن تو بخش های مدیریت و اکثر افراد تو یه مدت کم استعفا میدن و جونشونو برمیدارن و فرار میکنن
این تجربه برای من تجربهای کاملا ناامیدکننده بود؛ مدیر منابع انسانی هیچ تسلطی نداشت و مدیرعامل نیز اهمیت زیادی به نیروهایش نمیداد. در جاباما احساس میکردم که تنها میمانم با تیمی که وجود دارد و اگر خوششانسی با من همراه شود، میتوانم تحمل قوانین سنگین و فشارهای کاری را با کنم. در آنجا زمان کار معنا ندارد و با فهرستی بیپایان از وظایف روبهرو میشویم که باید انجام شوند؛ ممکن است روزی بیش از دوازده یا سیزده ساعت کار کنم و حتی یک روز مرخصی نیز در دسترس نیست. از آنجایی که قرارداد یا محدودهی زمانی مشخصی برای کار تعریف نشده بود، اصولا حق مرخصی قانونی چندان معنایی نداشت. به نظر من، اگر کسی میخواهد اعصاب و روانش را به چالش بکشد، جاباما را تجربه کند.
درود من مدت کوتاهی همکاری داشتم با کاربین، ولی تو همین مدت با پروندههای مختلف از کشورای مختلف آشنا شدم. برای کسی که دنبال تجربه تو این فیلده، خوبه. موفق باشید.
این شرکت اصلا از نظر فرهنگی جای خوبی نیست. تمامی مواردی که به عنوان عیب انتخاب می کنم این شرکت رو در بد بودن تایید می کند. متأسفانه مرجع اداری که به فسادها رسیدگی کنه وجود ندارد. یک مثال میزنم که متوجه بشید. تصور کنید مدیرعامل یک زیرمجموعه از شوهرش طلاق بگیره و مهریه رو هم تمام و کمال بگیرد و شوهر خوبش را بپیچاند و برود با مدیرعامل کامکار ازدواج کند. من به نظرم کامکار دست دوم بازه و شرکتش به شدت مزخرفه.کاش پدرش ادبش میکرد. فساد اداری بدی تو این شرکت هست.
اگر میخواید داغون ترین شرکت ممکن کار کنید و گند بزنید به رزومتون حتما تایگر کنید تا روزی هزار بار آرزوی خروج از اون جهنم رو داشته باشید ، اینا تا تو زندگی شخصی تون دخالت نکنن و راجب پوشش و روابطتون نظر ندن ولتون نمیکنن ، یه مشت ****** دور هم جمع شدن شرکت زدن ، که اگه تست اعصاب و روان ازشون بگیرن ****** منابع انسانی ***** نیست چه برسه مدیریت، مدیرعاملشم که ****** پرسنل و داره با دوربین چکشون میکنه ، ازتونم که سفته با مبالغ بالا مطالبه میکنه و با همون تهدیدتون میکنه ، یه فیش حقوقی هم به پرسنل نمیده ، در این حد ******، اگرم یه لحظه گوشی دستتون بگیرید بدو زنگ میزنن که چرا ، خلاصه اینکه از یه فرسخی اینجا هم رد نشید
برای مصاحبه با این شرکت دعوت شدم و قرار بود جلسه راس ساعت شش برگزار بشه. من مثل همیشه زودتر به دفتر رسیدم، اما مشخص شد که باید تا رسیدن به ساعت مقرر صبر کنم و تا زمانی که مسئولان به من نگویند بالا برو، نمیشد جلسه را آغاز کرد. در نهایت با وجود انتظار، در ساعت شش هنوز جلسهای آغاز نشده بود و پس از ده دقیقه پیام دادن که بابت تاخیر عذرخواهی میکنند و به محض تمام شدن جلسه، حتما با من صحبت میکنند. اما تا ساعت یکی بیست هنوز خبری از جلسه نبود و من تصمیم گرفتم پیامی بدهکار بنویسم و به طور یکطرفه حضورم را لغو کنم و شرکت را ترک کردم. در مجموع این تجربه را تحمل کردم تا بفهمم این شرکت تا چه حد نسبت به زمان و حضوری که برای آنها صرف میشود، بیاهمیت است. به نظر من چنین سازمانی برای وقت دیگران ارزش قائل نیست و بهتر است از همکاری با آن پرهیز کرد. همچنین شنیدم که نام شرکت اخیرا از ابر زس به آبالون تغییر پیدا کرده است.
الان شما نگاه کنید آخر سالی رییس نرم افزار چه شو مسخره ای راه انداخت، یه نظر سنجی برگزار کرد دو سوم نرم افزاریا شرکت کردن (یک سوم شرکت نکردن) براشم مهم نبود که یه سری که از قضا ناراضی ها هستن شرکت نکردن. هدف چی بود ببینه چند درصد منتقدها جرات میکنن نظرشون و با جسارت بنویسن و اینکه یه آمار بگیره ببینه اینایی که اینجا پست میذارن آیا در بین نرم افزاری ها هستن یا نه! و خلاصه یه ته تویی در بیاره ببینه چه خبره. بعدشم یه شو مسخره تر راه انداخت نشستن با کارشناس مسئولا خوندن! نه نتیجه خاصی داشت نه اتفاق خاصی افتاد. فقط خواست ببینه اوضاع از چه قراره و چه میزان متهم و مورد تهدید هست. هیچ کدوم از محتوایی که نوشته شد ذره ای اهمیت نداشت. آقا این واحد خود خود سیرکه! خیلی خودتون اذیت نکنید.
کسی که پست قبل من و نوشته فرد منتفعی هست که تلاش میکنه ادای آدمای دلسوز و در بیاره و سعی در انکار وجود مشکلات داره. اگه ذره ای با آنالیز داده آشنا بود این حرف و نمیزد. وقتی یک مجموعه ای از انتقادات اون هم به شکل تکرار پذیر در مورد اشخاص و مافیای خاص در یک شرکت ثبت میشه و از طرف دیگه افراد دیگه ای (غیر شما) وجودش و انکار نمیکنن، معنی اش اینه که مشکلات مطرح شده به شکل جدی وجود داره. فقط افراد بر اساس روحیه، کاراکتر و میزان آسیبی که دیدن به اشکال گوناگون احساسشون رو بروز میدن. اما اصل داستان که به شدت مورد نقد هست سر جاشه. پس تلاش نکن خوش خدمتی کنی، این داده ها هر چی بیشتر بشه خود به خود بدون نیاز به ممیزی خاصی قابل غربال کردن هست. در ضمن شرکتی که نگران از دست دادن نیروی انسانی اش هست، حداقل یه اقدام مفید در این زمینه میکنه و یه ترتیب اثری به این شرایط نابسامان میده که اینطور افراد متخصص سرخورده و دلسرد نشن و اینجا رو ترک نکنن. اتفاقا من از کسانی که تصمیم به اومدن به این مجموعه دارن دعوت میکنم که حتما بیان. بیان از نزدیک ببینن که نظرات ثبت شده با واقعیت اختلاف چندانی نداره. چه بسا چیزهایی خواهند دید که خیلی ها ملاحظه میکنن و ثبتش نمیکنن. البته این چیزی نیست که به این شرکت محدود بشه، همه جا هست. فقط اینجا بیشتر از بقیه جاها جا نماز آب میکشن. والسلام
من براب مصاحبه شغلی رفته بودم، اتفاقا دعوت به همکاریم شدم. ولی بعد دعوت به مصاحبه لینک استخدامب که تو جاب ویژن دادن محو شده بود. شرکت کاملا بی نظمی بود، هرج و مرج بالایی درش دیده میشد. و نکته قابل توجهای که دیدم این بود برای یک هفته ازمایشی رفتن ازم کارت شناسایی میخواستن که بزارم پیششون خوب من برام ازمایش میخواستم برم ببینم محیط دوست دارم یا خیر برام غیر منطقی بود درخواستتون. طبق نظرات منفی درست گفتن قراردادها بالا دو سال هستش. سفته مبلغ بالا میخوان و درب ورود و خروج کنترل شده است یعنی اجازه خروج دست مدیریت کنترل دوربین بشدت بالاست حقوق وزارت کاری کامنتا منفی واقعا واقعیت داره منو که نجات داد برای گرفتن تصمیم درست. اصلا تردید نکنید بیکار بمونید بهتر از انتخاب غلط هستش. ضعف مدیریتی از ابتدا ورود به شرکت دیده میشه و خودنمایی میکنه. یعنی من که ادم خیلی صبوری هستم عاشق محیط های چالش برانگیز نقطه مثبتی تو این شرکت دریافت نکردم که خودمو قانع کنم انتخاب درستی هستش برای همکاری. به تجربه دیگران احترام بزارید و درست انتخاب کنید. موفق و پیروز باشید
در اینجا با فضای پرانگیزه و خلاقی روبهرو میشدم. من از ابزارهای بهروز و فناوریهای تازه برای تولید محصولاتی باکیفیت استفاده میکردم و این نوآوریها حس مثبتی به کار روزانهام میداد. فضای کار به گونهای بود که همکاران برای بهبود محصولها احساس مسئولیت میکردند و دغدغه کیفیت را به طور مشترک پیگیری میکردند. شرکت کوچک اما با چالشهای فنی جدی من را به یادگیری سریع وادی میکرد.