در این شرکت فضایی ایجاد شده بود که به نظر میرسید قدرت تنها معیار کار است و رفتار مدیران به شکلی اقتدارگرا و خشک بود. کارمندها به صورت تملکگونه با عنوان کار خدماتی دیده میشدند و انگار حق اظهار نظر یا آزادی انتخاب نداشتند؛ گویا انرژی و زمانشان صرف این میشد تا فقط در راستای خواستههای مدیران حرکت کنند. انگیزه یا حمایت لازم از جانب تیم مدیریتی وجود نداشت و در نهایت با فشارهای مکرر، بسیاری از همکاران ترجیح میدادند مسیر خود را عوض کنند یا از شرکت جدا شوند. در چنین شرایطی از ضعف در مدیریت و اختلافهای زوج مدیریتی بهره میبردند تا محیط کار بهطور کلی فشار روحی بالایی به افراد وارد کند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ادعای بالای شرکت در جهت بروز بودن و محیط کاری مناسب کاملا دروغی بیش نیست حقوق ها ۴ یا ۵ ماه دیرتر پرداخت میشه طبق قانون کار قرار داد میبنده بعد یه مبلغ کمی اضافه تر پرداخت میکنه و منت میزاره که حقوق از کف قانون کار بالاتر پرداخت میکنم ولی اون مبلغ بالاتر در اصل بعنوان سنوات حساب میشه خیلی بی حساب کتاب کار میکنن و یه عده انسان بی سواد و کم تجربه بعنوان مدیر و سرپرست قرار داده که کار باهاشون مثل یه کابوس میمونه
دوستان یک نفر نیست که این شرکت رفته باشه و راضی باشه انقدر که ادمای اونجا مریضن، بیکار بمونید ولی همچین تجربه ای رو اضافه نکنید به رزومه کاریتون، حتی همون حقوق کمشون هم برکت نداره، اصلا توان مدیریت کردن و ادب و شخصیت ندارن برای رفتار با کارمندان، این پیام های خوب و خودشون مینویسن چون دیدن اینجا خیلی وضعیتشون بده
وقتی وارد شرکت شدم، احساس کردم فضای کار خیلی دور از انتظاراتم است و واقعا نیاز به نگاهی تازه داشتم. روابط داخل تیم پخش شده بود بین بخشهای مختلف به شکلی نامتوازن و گاه بیاعتماد، به طوری که کارتها و مسئولیتها به نظر میرسید در هم پیچیدهاند. وضعیت گروه مربوط به اتوماسیون و منابع هم به طرز بدبینانهای ارزیابی میشد و از نظر من فسادهای کوچکی در جریان بود که کار را سخت میکرد. گروه مالی اگرچه کمی منظمتر به نظر میرسید اما همچنان نقاط ضعفی داشت و پر از نواقص اجرایی بود. حقوق هم با مقدارهای پایین و ناپایدار کمی از سطح انتظارم پایینتر بود. در کل ادعاهای مطرحشده درباره امکانات و شرایط شرکت با واقعیت مطابقت چندانی نداشتند و من کموبیش احساس یک فاصله میان وعدهها و واقعیتها داشتم. مسیر موفقیت هم به نظر میرسید کمرمق باشد و بیشتر به روالهای قدیمی و گروههای سختجانبی وابسته باشد.
حجم کاری به شدت بالا و فشرده تایم نفس کشیدن بهت نمیدن برای یه آب خوردن یا سرویس رفتن باید به هزارنفر جواب پس بدی بدون اطلاع قبلی اواخر اسفند حدود ۵ ۶ نفر از کارشناسارو تعدیل کردن و گفتن چون بودجه نداریم از امروز لازم نیست بیای سرکار و قراردادت تمدید نمیشه به همین راحتی! اقراردادارو سه ماهه میبندن که هروقت دلشون خواست کلک طرفو بکنن مدیریت درستی هم ندارن و واس همین از هزارنفر باید حرف و بدو بیراه بشنوی
داغون ترین بخش دیجیکالا هست بخش فنیش. از موقعی که همراه اومده که بیشتر گند خورده توش.hr بی سواد و بی اختیار.حقوقای بد مگر اینکه سفارش بشی برای مصاحبهیا معرفیت کنن از جایی.جو مسموم هم که نگم.ما هم مجبوریم فعلا موندیم.
با سلام به عنوان کسی که بالغ بر یک سال و اندی تو این شرکت کار کردم میتونم بگم یکی از عجیب ترین و سمی ترین محیط کاری بود که تجربه کردم اون زمان مدیر فنی شرکت اقایی به نام ن..وری بود که ادعا میکرد به 16 زبان میتونه برنامه بنویسه اما بعید میدونم میتونست از 1 تا 16 حتی بشماره و به ممد باگ و ممد اکسپشن معروف بود (در حدی که وقتی پای سیستم های بچه ها مینشست همه از سورس های قبلی بک آپ میگرفتند) اگر بهش سلام نمیکردی زیرآبتو میزد اگر در برابرت احساس خطر میکرد زیرآبتو میزد در کل زیرآبتو میزد تا جایی هم که اطلاع دارم در محیط های کاری بعدی موفق نبود و به همین عنوانین از ایشان یاد میشد مدیرعامل و پسرش هم داستان خودشون رو داشتن جنس های دست دوم از چین وارد میکردن، جنس هایی که خود چینی ها رس اونرو کشیده بودن. پسر مدیر عامل ترکیبی از فضولی های زنانه ، خامی های دوران جوانی ، توهمی که همه چیز را میداند و ... خود مدیر عامل شرکت هم یک حس همه دانی که پسر از پدر به ارث برده بود (پسر کو ندارد نشان از پدر) و آن سیاست تفرقه بندار و پادشاهی کن را اجرا میکرد یک حسی بیلگیتس گونه ای هم داشت یا من اینطور برداشت میکردم درکل کار کردن در منشور به این صورت هست شما میتوانید تمام نکات منفی که میتونن مجموعه های مختلف داشته باشند رو یک جا در یک مجموعه تجربه کنید و این برای شما تجربه خوبی خواهد بود
مدیرعامل محترم بانک مسکن تاکی خودتونو به خواب زدین، مدیرعامل گروه مالی بانک مسکن شما چطور! چرا تا کارمندا شون درمیاد همه میگن این شرکت مال دولته! پس دولت کجاس که یه طیف خاص منتصب به یک معاون برکنارشده در بانک دارن خزنده خزنده شرکت رو چپاول میکن و جولان میدن تا دوباره راه بخور بخورشون شروع بشه... آقایون بیدار شین بیدار نگین نگفتین
این که می نویسه عالی فلان بهمان مدیر اونجا که برده داری خیلی دوست داره و اونجا عین زندان ما ها هم برده هستیم خدایی نامردی میکنه و خیلی ناحقی میکنه
من در تجربه ای که دارم، با وجود مسئولیتهای اداری در شرکت گنجینه پاوان، با مشکلات جدی در برخورد با حقوق کارکنان روبهرو شدم و احساس میکردم که برخی افراد از وظایف خود عدول میکنند و حقوق دیگران را پایمال میسازند. به عبارتی، محیطی که من در آن کار میکردم، به شکلی بود که به نظر میرسید فساد و بیتعهدی نسبت به کار و همکاران رایج است و بعضا با احتساب حقوق خلاف، بهرهکشی از جایگاه شغلی و نقض حق الناس دیده میشد. این تجربه برای من تأسفبار بود و باعث شد به دنبال عدالت و پاسخگویی مناسب باشم و از طریق مسیرهای قانونی و اخلاقی پیگیری کنم تا جلوی تضییع حقوق دیگران گرفته شود. در نهایت، به عنوان نتیجهای ناخوشایند از محیطی که در آن حضور داشتم، احساس کردم نیازمند بازنگری و اصلاحات اساسی در ساختار منابع انسانی و فرهنگ سازمانی هستم تا از حفظ حقوق کارکنان و اعتماد میان تیمی حمایت شود.
خیلی عالی هستند هم مدیر شرکت و هم شرایط محیط و پرداخنی ها دوستان و همکاران هم راضی هستند .ارزوی موفقیت دارم براشون اموزش خوب و جو ومحیط را دوست داشتم
با سلام خدمت دوستان عزیز من سابقا اونجا کار میکردم اتفاقات زیادی رو دیدم خوب یا بدش رو قضاوت نمیتونم بکنم فقط خاستم خواهش کنم از قول ما چیزی ننویسین کشغول زمبه نشن دوستان
به سه سال تجربه کاری نیاز دارم و برای تأیید استخدام، درخواست دارم تجربه کارم را برایم فراهم کنید. لطفا ایمیلی با تأییدیه بفرستید تا بتوانم روند ثبتنام را تکمیل کنم. از وقتی که میگذارید سپاسگزارم.
در این شرکت به شدت ناامید شدم و با وجود فشارهای زیادی که تجربه کردم، تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم. مسئول هماهنگی حسابداری که با نامی بحثبرانگیز مطرح بود، تعهد پایینی از خود نشان میداد و گاه وعدههای حقوق را به تعویق میانداخت. فضای کارگاهی پر از سروصدا بود و ارتباطات درون تیمی چندان روان نبود. برخوردها به شکل ضداخلاقی و نادرست مطرح میشد و به نظر میرسید که حقوق کارمندان به خوبی رعایت نمیشود. در چنین محیطی، انتظار میرفت اصول انسانی و روالهای عادلانه بهدرستی اجرا شود، اما این موارد به چشم نمیآمد و احساس میکردم که به حقوق قانونی و شایستهام بیمهری میشود. با وجود بودن شرکت کوچک، تعداد حقوقدهی به کمتر از پانزده نفر بود و سطح نارضایتی در میان همکاران بالا بود. این تجربه برای من درس بزرگی بود و پیشنهاد میکنم دیگران از ورود به چنین وضعیتی خودداری کنند تا تجربه کاری مثبتتر و واقعا حرفهایتری داشته باشند.
من فنلاند زندگی میکنم و امروز ایمیلی دریافت کردم که نظرم رو اینجا قراربدم من تجربه مثبتی از کار در شرکت آکاف داشتم، در طول دوره همکاری هم انتظارشون از من فقط همون تخصص بک اند دولوپر بود نه کانفیگ سرور یا تست یا مدیریت فرانت یا سماریونویسی که به نظرم تو ایران این یه مشکل بود که همه شرکتا انتظار همه کاری از بک اند دارند
شرکتی که تکنولوژی به روزی نداره ولی تیمها و مدیران خوبی داشت و در بازار سرمایه جایگاهش خوب بود ولی از اواسط 1403 که مدیریت عوض شد و افرادی روی کار اومدن که اصلا شناختی نسبت به بازار سرمایه و شرکتهای تک ندارن اوضاع کلا بهمریخته. خیلی از مدیران قدیمی کنار گذاشته شدن و دائما افراد بی تجربه و بی دانش در سمتهای مدیر و مشاور دارن اضافه میشن. نزدیک به نیمی از نیروهای قبلی تو شش ماه اخیر تعدیل-اخراج یا استعفا اجباری شدن. مدیریت جدید با تغییرات مضحک مثلا تغییر عنوان واحدها،تغییر بانک واریز حقوق،تغییر رنگ و لعابها و .... قصد تغییر فرهنگ سازمانی خوب رایان رو دارن. قبلا به نیروها ارزش میدادن و محترمانه برخورد می شد ولی از وقتی اینها اومدن رفتارهای خیلی زشت و متکبرانه و سطح بندی افراد زیاد شده. و دائم در حال تعریف و تمجید از خودی ها و بوق و کرنا کردن عملکرد نداشته شون هستن مخصوصا در لینکدین، انقد که وقت ندارن مسائل کاری رو رفع کنن ولی همیشه فرصت تعریف از خودشون در لینکدین رو دارن. کلا نیروها همه نگران و بین موندن و رفتن مرددن. مثلا مدیر تولید اصلا تو فضای تولید نرم افزار نبوده و هیچ درکی از فرایند تولید نرم افزار نداره و... رایان نیروهایی رو از دست داد که تاپ بازار بودن و متاسفانه اینها اصلا نمیدونن یا نمیفهمن که جایگزین کردن افراد فنی در این سطح راحت نیست و یا اصلا براشون مهم نیست شاید اومدن که رایان رو زمین بزنن. واقعا خیل نیروهای فنی که از دست رفت رو نمیشه با 4 تا ادم کم سواد و بی تجربه و 4 تا مشاور خودی جایگزین کرد. پروژه ها تقریبا از هر تیمی که بپرسی داره میخوابه کم کم و چیزی جلو نمیره. ولی ادعای پیشرفت و ... رو دارن. الانم سعی دارن با دور زدن قانون و قول حذف مالیات و افزایش مزایا و ... جلوی سرعت رفتن سایر نیروها رو بگیرن، البته که قصدشون جایگزین کردن کل نیروهای قدیمی با خودی ها هست بعد از اینکه خودی ها با کار آشنا بشن، ولی فکر نمیکردن سرعت خروج نیرو انقد بالا باشه. خدای بالاسرشون جواب حق هایی که خوردن و آزارهایی که دادن رو خواهد داد ، کسانی که با ظاهر سازی و جا نماز آب کشیدن و ادعای خدا پیغمبر و معیار ها و شعارهای که قلبا بهشون باور ندارن یه شرکت به اون بزرگی رو دارن نابود میکنن و نیروهایی که چقد اذیت شدن.
در شرکت آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT با تجربهای کار کردم که نشان میدهد وجود افراد بااستعداد و صبور میتواند چالشها را به فرصت تبدیل کند. در ابتدا نظرات منفی نسبت به برخی همکاران را دیده بودم، اما طی یک سال اخیر دریافتم که این برداشتها غالبا سوءتفاهم بوده است و در حقیقت تواناییها و تعهد افراد برای حل مشکلات، بهخصوص در شرایط سخت، واقعا ملموس و قدردانیبرانگیز است. یکی از همکاران، با صبر و بردباریشان، ثابت کردند که میتوانند با پشتیبانی از تیم، مسائل را به شیوهای موثر برطرف کنند.
به همراهی آقای ******، که به گفتهی من، یکی از استعدادهای برجستهی ایران است، در این مدت با وجود شرایط دشوار ثابت کردند که با صبر و تحمل، میتوانند مشکلات را حل کنند. پیش از این مدت، گاهی دیدگاههای منفی نسبت به ایشان وجود داشت، اما در سال اخیر متوجه شدم که بیشتر اینها سوءتفاهم بوده است.
من کارشناس فروش در این شرکت بودم و اکنون با توجه به تجربهام نظر میدهم. با وجود اینکه فضای آموزشی شرکت عملا تعطیل شده بود، برخی از همکاران با هدف لطمه زدن پیامهای نامشخصی منتشر کردند. در حال حاضر فعالیت اصلی شرکت به سمت توسعه نرمافزارهای کاربردی در حوزه پزشکی متمرکز شده و برای مشتریان اروپایی در سوئد و دانمارک نرمافزارهایی را آماده میکند. اگر کسی مشکلی داشت، با شرکت ارتباط بگیرد؛ اینجا هستیم تا مشکلشان را حل کنیم.
به نظر من، اوضاع داخلی شرکت بهبود لازم داشت و برخوردهای نادرست برخی افراد به اعتبار برند آسیب زد. من بهعنوان مدیر آموزش با نگاهی واقعبینانه میگویم که رفتارهای غیرمسئولانهای از سوی چند نفر از تیم مدیریت منابع انسانی و واحدهای مرتبط وجود داشت که منجر به از دست رفتن اعتماد نسبت به رهبری شد و این امر آسیبهایی به تصویر شرکت وارد کرد. با وجود این مشکلات، من تلاش کردم فرآیندهای آموزشی را بهبود دهم و از طریق برنامههای ارتقای مهارت، در کاهش تأثیر منفی عوامل داخلی گام بردارم. هدف من همواره این بود که فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت و مسئولیتپذیری تقویت شود و برند مجموعه دوباره جایگاه اعتماد مشتریان را پیدا کند.
در این شرکت فضایی ایجاد شده بود که به نظر میرسید قدرت تنها معیار کار است و رفتار مدیران به شکلی اقتدارگرا و خشک بود. کارمندها به صورت تملکگونه با عنوان کار خدماتی دیده میشدند و انگار حق اظهار نظر یا آزادی انتخاب نداشتند؛ گویا انرژی و زمانشان صرف این میشد تا فقط در راستای خواستههای مدیران حرکت کنند. انگیزه یا حمایت لازم از جانب تیم مدیریتی وجود نداشت و در نهایت با فشارهای مکرر، بسیاری از همکاران ترجیح میدادند مسیر خود را عوض کنند یا از شرکت جدا شوند. در چنین شرایطی از ضعف در مدیریت و اختلافهای زوج مدیریتی بهره میبردند تا محیط کار بهطور کلی فشار روحی بالایی به افراد وارد کند.
ادعای بالای شرکت در جهت بروز بودن و محیط کاری مناسب کاملا دروغی بیش نیست حقوق ها ۴ یا ۵ ماه دیرتر پرداخت میشه طبق قانون کار قرار داد میبنده بعد یه مبلغ کمی اضافه تر پرداخت میکنه و منت میزاره که حقوق از کف قانون کار بالاتر پرداخت میکنم ولی اون مبلغ بالاتر در اصل بعنوان سنوات حساب میشه خیلی بی حساب کتاب کار میکنن و یه عده انسان بی سواد و کم تجربه بعنوان مدیر و سرپرست قرار داده که کار باهاشون مثل یه کابوس میمونه
دوستان یک نفر نیست که این شرکت رفته باشه و راضی باشه انقدر که ادمای اونجا مریضن، بیکار بمونید ولی همچین تجربه ای رو اضافه نکنید به رزومه کاریتون، حتی همون حقوق کمشون هم برکت نداره، اصلا توان مدیریت کردن و ادب و شخصیت ندارن برای رفتار با کارمندان، این پیام های خوب و خودشون مینویسن چون دیدن اینجا خیلی وضعیتشون بده
وقتی وارد شرکت شدم، احساس کردم فضای کار خیلی دور از انتظاراتم است و واقعا نیاز به نگاهی تازه داشتم. روابط داخل تیم پخش شده بود بین بخشهای مختلف به شکلی نامتوازن و گاه بیاعتماد، به طوری که کارتها و مسئولیتها به نظر میرسید در هم پیچیدهاند. وضعیت گروه مربوط به اتوماسیون و منابع هم به طرز بدبینانهای ارزیابی میشد و از نظر من فسادهای کوچکی در جریان بود که کار را سخت میکرد. گروه مالی اگرچه کمی منظمتر به نظر میرسید اما همچنان نقاط ضعفی داشت و پر از نواقص اجرایی بود. حقوق هم با مقدارهای پایین و ناپایدار کمی از سطح انتظارم پایینتر بود. در کل ادعاهای مطرحشده درباره امکانات و شرایط شرکت با واقعیت مطابقت چندانی نداشتند و من کموبیش احساس یک فاصله میان وعدهها و واقعیتها داشتم. مسیر موفقیت هم به نظر میرسید کمرمق باشد و بیشتر به روالهای قدیمی و گروههای سختجانبی وابسته باشد.
حجم کاری به شدت بالا و فشرده تایم نفس کشیدن بهت نمیدن برای یه آب خوردن یا سرویس رفتن باید به هزارنفر جواب پس بدی بدون اطلاع قبلی اواخر اسفند حدود ۵ ۶ نفر از کارشناسارو تعدیل کردن و گفتن چون بودجه نداریم از امروز لازم نیست بیای سرکار و قراردادت تمدید نمیشه به همین راحتی! اقراردادارو سه ماهه میبندن که هروقت دلشون خواست کلک طرفو بکنن مدیریت درستی هم ندارن و واس همین از هزارنفر باید حرف و بدو بیراه بشنوی
داغون ترین بخش دیجیکالا هست بخش فنیش. از موقعی که همراه اومده که بیشتر گند خورده توش.hr بی سواد و بی اختیار.حقوقای بد مگر اینکه سفارش بشی برای مصاحبهیا معرفیت کنن از جایی.جو مسموم هم که نگم.ما هم مجبوریم فعلا موندیم.
با سلام به عنوان کسی که بالغ بر یک سال و اندی تو این شرکت کار کردم میتونم بگم یکی از عجیب ترین و سمی ترین محیط کاری بود که تجربه کردم اون زمان مدیر فنی شرکت اقایی به نام ن..وری بود که ادعا میکرد به 16 زبان میتونه برنامه بنویسه اما بعید میدونم میتونست از 1 تا 16 حتی بشماره و به ممد باگ و ممد اکسپشن معروف بود (در حدی که وقتی پای سیستم های بچه ها مینشست همه از سورس های قبلی بک آپ میگرفتند) اگر بهش سلام نمیکردی زیرآبتو میزد اگر در برابرت احساس خطر میکرد زیرآبتو میزد در کل زیرآبتو میزد تا جایی هم که اطلاع دارم در محیط های کاری بعدی موفق نبود و به همین عنوانین از ایشان یاد میشد مدیرعامل و پسرش هم داستان خودشون رو داشتن جنس های دست دوم از چین وارد میکردن، جنس هایی که خود چینی ها رس اونرو کشیده بودن. پسر مدیر عامل ترکیبی از فضولی های زنانه ، خامی های دوران جوانی ، توهمی که همه چیز را میداند و ... خود مدیر عامل شرکت هم یک حس همه دانی که پسر از پدر به ارث برده بود (پسر کو ندارد نشان از پدر) و آن سیاست تفرقه بندار و پادشاهی کن را اجرا میکرد یک حسی بیلگیتس گونه ای هم داشت یا من اینطور برداشت میکردم درکل کار کردن در منشور به این صورت هست شما میتوانید تمام نکات منفی که میتونن مجموعه های مختلف داشته باشند رو یک جا در یک مجموعه تجربه کنید و این برای شما تجربه خوبی خواهد بود
مدیرعامل محترم بانک مسکن تاکی خودتونو به خواب زدین، مدیرعامل گروه مالی بانک مسکن شما چطور! چرا تا کارمندا شون درمیاد همه میگن این شرکت مال دولته! پس دولت کجاس که یه طیف خاص منتصب به یک معاون برکنارشده در بانک دارن خزنده خزنده شرکت رو چپاول میکن و جولان میدن تا دوباره راه بخور بخورشون شروع بشه... آقایون بیدار شین بیدار نگین نگفتین
این که می نویسه عالی فلان بهمان مدیر اونجا که برده داری خیلی دوست داره و اونجا عین زندان ما ها هم برده هستیم خدایی نامردی میکنه و خیلی ناحقی میکنه
من در تجربه ای که دارم، با وجود مسئولیتهای اداری در شرکت گنجینه پاوان، با مشکلات جدی در برخورد با حقوق کارکنان روبهرو شدم و احساس میکردم که برخی افراد از وظایف خود عدول میکنند و حقوق دیگران را پایمال میسازند. به عبارتی، محیطی که من در آن کار میکردم، به شکلی بود که به نظر میرسید فساد و بیتعهدی نسبت به کار و همکاران رایج است و بعضا با احتساب حقوق خلاف، بهرهکشی از جایگاه شغلی و نقض حق الناس دیده میشد. این تجربه برای من تأسفبار بود و باعث شد به دنبال عدالت و پاسخگویی مناسب باشم و از طریق مسیرهای قانونی و اخلاقی پیگیری کنم تا جلوی تضییع حقوق دیگران گرفته شود. در نهایت، به عنوان نتیجهای ناخوشایند از محیطی که در آن حضور داشتم، احساس کردم نیازمند بازنگری و اصلاحات اساسی در ساختار منابع انسانی و فرهنگ سازمانی هستم تا از حفظ حقوق کارکنان و اعتماد میان تیمی حمایت شود.
خیلی عالی هستند هم مدیر شرکت و هم شرایط محیط و پرداخنی ها دوستان و همکاران هم راضی هستند .ارزوی موفقیت دارم براشون اموزش خوب و جو ومحیط را دوست داشتم
با سلام خدمت دوستان عزیز من سابقا اونجا کار میکردم اتفاقات زیادی رو دیدم خوب یا بدش رو قضاوت نمیتونم بکنم فقط خاستم خواهش کنم از قول ما چیزی ننویسین کشغول زمبه نشن دوستان
به سه سال تجربه کاری نیاز دارم و برای تأیید استخدام، درخواست دارم تجربه کارم را برایم فراهم کنید. لطفا ایمیلی با تأییدیه بفرستید تا بتوانم روند ثبتنام را تکمیل کنم. از وقتی که میگذارید سپاسگزارم.
در این شرکت به شدت ناامید شدم و با وجود فشارهای زیادی که تجربه کردم، تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم. مسئول هماهنگی حسابداری که با نامی بحثبرانگیز مطرح بود، تعهد پایینی از خود نشان میداد و گاه وعدههای حقوق را به تعویق میانداخت. فضای کارگاهی پر از سروصدا بود و ارتباطات درون تیمی چندان روان نبود. برخوردها به شکل ضداخلاقی و نادرست مطرح میشد و به نظر میرسید که حقوق کارمندان به خوبی رعایت نمیشود. در چنین محیطی، انتظار میرفت اصول انسانی و روالهای عادلانه بهدرستی اجرا شود، اما این موارد به چشم نمیآمد و احساس میکردم که به حقوق قانونی و شایستهام بیمهری میشود. با وجود بودن شرکت کوچک، تعداد حقوقدهی به کمتر از پانزده نفر بود و سطح نارضایتی در میان همکاران بالا بود. این تجربه برای من درس بزرگی بود و پیشنهاد میکنم دیگران از ورود به چنین وضعیتی خودداری کنند تا تجربه کاری مثبتتر و واقعا حرفهایتری داشته باشند.
من فنلاند زندگی میکنم و امروز ایمیلی دریافت کردم که نظرم رو اینجا قراربدم من تجربه مثبتی از کار در شرکت آکاف داشتم، در طول دوره همکاری هم انتظارشون از من فقط همون تخصص بک اند دولوپر بود نه کانفیگ سرور یا تست یا مدیریت فرانت یا سماریونویسی که به نظرم تو ایران این یه مشکل بود که همه شرکتا انتظار همه کاری از بک اند دارند
شرکتی که تکنولوژی به روزی نداره ولی تیمها و مدیران خوبی داشت و در بازار سرمایه جایگاهش خوب بود ولی از اواسط 1403 که مدیریت عوض شد و افرادی روی کار اومدن که اصلا شناختی نسبت به بازار سرمایه و شرکتهای تک ندارن اوضاع کلا بهمریخته. خیلی از مدیران قدیمی کنار گذاشته شدن و دائما افراد بی تجربه و بی دانش در سمتهای مدیر و مشاور دارن اضافه میشن. نزدیک به نیمی از نیروهای قبلی تو شش ماه اخیر تعدیل-اخراج یا استعفا اجباری شدن. مدیریت جدید با تغییرات مضحک مثلا تغییر عنوان واحدها،تغییر بانک واریز حقوق،تغییر رنگ و لعابها و .... قصد تغییر فرهنگ سازمانی خوب رایان رو دارن. قبلا به نیروها ارزش میدادن و محترمانه برخورد می شد ولی از وقتی اینها اومدن رفتارهای خیلی زشت و متکبرانه و سطح بندی افراد زیاد شده. و دائم در حال تعریف و تمجید از خودی ها و بوق و کرنا کردن عملکرد نداشته شون هستن مخصوصا در لینکدین، انقد که وقت ندارن مسائل کاری رو رفع کنن ولی همیشه فرصت تعریف از خودشون در لینکدین رو دارن. کلا نیروها همه نگران و بین موندن و رفتن مرددن. مثلا مدیر تولید اصلا تو فضای تولید نرم افزار نبوده و هیچ درکی از فرایند تولید نرم افزار نداره و... رایان نیروهایی رو از دست داد که تاپ بازار بودن و متاسفانه اینها اصلا نمیدونن یا نمیفهمن که جایگزین کردن افراد فنی در این سطح راحت نیست و یا اصلا براشون مهم نیست شاید اومدن که رایان رو زمین بزنن. واقعا خیل نیروهای فنی که از دست رفت رو نمیشه با 4 تا ادم کم سواد و بی تجربه و 4 تا مشاور خودی جایگزین کرد. پروژه ها تقریبا از هر تیمی که بپرسی داره میخوابه کم کم و چیزی جلو نمیره. ولی ادعای پیشرفت و ... رو دارن. الانم سعی دارن با دور زدن قانون و قول حذف مالیات و افزایش مزایا و ... جلوی سرعت رفتن سایر نیروها رو بگیرن، البته که قصدشون جایگزین کردن کل نیروهای قدیمی با خودی ها هست بعد از اینکه خودی ها با کار آشنا بشن، ولی فکر نمیکردن سرعت خروج نیرو انقد بالا باشه. خدای بالاسرشون جواب حق هایی که خوردن و آزارهایی که دادن رو خواهد داد ، کسانی که با ظاهر سازی و جا نماز آب کشیدن و ادعای خدا پیغمبر و معیار ها و شعارهای که قلبا بهشون باور ندارن یه شرکت به اون بزرگی رو دارن نابود میکنن و نیروهایی که چقد اذیت شدن.
در شرکت آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT با تجربهای کار کردم که نشان میدهد وجود افراد بااستعداد و صبور میتواند چالشها را به فرصت تبدیل کند. در ابتدا نظرات منفی نسبت به برخی همکاران را دیده بودم، اما طی یک سال اخیر دریافتم که این برداشتها غالبا سوءتفاهم بوده است و در حقیقت تواناییها و تعهد افراد برای حل مشکلات، بهخصوص در شرایط سخت، واقعا ملموس و قدردانیبرانگیز است. یکی از همکاران، با صبر و بردباریشان، ثابت کردند که میتوانند با پشتیبانی از تیم، مسائل را به شیوهای موثر برطرف کنند.
به همراهی آقای ******، که به گفتهی من، یکی از استعدادهای برجستهی ایران است، در این مدت با وجود شرایط دشوار ثابت کردند که با صبر و تحمل، میتوانند مشکلات را حل کنند. پیش از این مدت، گاهی دیدگاههای منفی نسبت به ایشان وجود داشت، اما در سال اخیر متوجه شدم که بیشتر اینها سوءتفاهم بوده است.
من کارشناس فروش در این شرکت بودم و اکنون با توجه به تجربهام نظر میدهم. با وجود اینکه فضای آموزشی شرکت عملا تعطیل شده بود، برخی از همکاران با هدف لطمه زدن پیامهای نامشخصی منتشر کردند. در حال حاضر فعالیت اصلی شرکت به سمت توسعه نرمافزارهای کاربردی در حوزه پزشکی متمرکز شده و برای مشتریان اروپایی در سوئد و دانمارک نرمافزارهایی را آماده میکند. اگر کسی مشکلی داشت، با شرکت ارتباط بگیرد؛ اینجا هستیم تا مشکلشان را حل کنیم.
به نظر من، اوضاع داخلی شرکت بهبود لازم داشت و برخوردهای نادرست برخی افراد به اعتبار برند آسیب زد. من بهعنوان مدیر آموزش با نگاهی واقعبینانه میگویم که رفتارهای غیرمسئولانهای از سوی چند نفر از تیم مدیریت منابع انسانی و واحدهای مرتبط وجود داشت که منجر به از دست رفتن اعتماد نسبت به رهبری شد و این امر آسیبهایی به تصویر شرکت وارد کرد. با وجود این مشکلات، من تلاش کردم فرآیندهای آموزشی را بهبود دهم و از طریق برنامههای ارتقای مهارت، در کاهش تأثیر منفی عوامل داخلی گام بردارم. هدف من همواره این بود که فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت و مسئولیتپذیری تقویت شود و برند مجموعه دوباره جایگاه اعتماد مشتریان را پیدا کند.