در کل روند کار با این شرکت خوب بود. مشاورها به من کمک زیادی کردند و خیلی پیگیر بودن. فقط بعضی وقتها پیش میومد که نیاز داشتم اطلاعات بیشتری در مورد نحوه کار و مراحل داشتم. ولی در نهایت همهچیز روشن و واضح شد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ترجمیک محلی مناسب برای کار نیست، اما چالشهای خاصی هم در آن وجود دارد. فشار کاری گاهی زیاد است و انتظارهای مدیران میتواند استرسزا باشد. برخی پروژهها تکراریاند و فرصتهای خلاقانه کمی فراهم میشود. تسویهها معمولا به موقع انجام میشوند، اما مقدارشان چندان بالا نیست. همچنین ارتباط بین بخشها گاهی ضعیف است که ممکن است سردرگمی ایجاد کند. به طور کلی محیط کار خوب است، هرچند هنوز جای پیشرفت در برخی زمینهها حس میشود.
در یکی از شرکتهای پیشرو در عرصه نفت، گاز و پتروشیمی کار میکردم و تجربهام از حضور در EIED برای من جزء بهترین بخشهای زندگی حرفهایام بوده است. با این حال، نبود پروژههای جدید موجب جابهجایی برخی از مهندسان و همکاران شد و این نکته باعث ناپایداری میشد. نسبت به تعادل بین کار و زندگی اهمیت میدادم و به ارزشهای سازمانی توجه میکردم. مدیرعامل شرکت رفتاری خوب داشت و این ارتباط باعث شد تا به آیندهای روشن با امید نگاه کنم.
کسی میدونه حقوق کارشناس لایه ۲ در آسیاتک چقدره؟۱۷تا شیفت ۱۲ ساعتست مثل این که و این که صحبتی تا به حال در مورد حقوق انجام نشده با من اگر کسی میدونه ممنون میشم بگه
من یه سال در افق کوروش بودم حدود ۶ماه پیش شدم سرپرست که ای کاش نمی شدم حکم من و هرو روز به بهانه ای به تعویق میت اختن تو کار اسمم سرپرست موقع حقوق و مزایا جانشین خلاصه آخر سرهم به خاطر کسری انبار گردانی اخراحم کردم هر وی قسم بخور که نمی دونن چی شده کمک کنید بفهمم می گفتن یا خودت بردی یا پرستات خیانت در امانت کردی ومن به دنبال این هستم که من دزد نیستم و دنبالش را خواهم گرفت به دلیل نداشتن نیرو ساعتهای کار زیاد می موندم عدم تعادل در زندگیم از همه چیم می گذشتم آخر سر هم زدم کردن و نتیجه زحماتمو گذاشتن کف دستم و جلوی عیدی و خقوقمو بستن و شب عیدی هم بیکارم کردن مسپل منطقه و مدیر منابع انسانی هر توهینی که لایق خودشون بود به من کردند کار در افق کوروش یعنی بردگی یعنی استرس یعنی عذاب
تیم مشاورینشون خوب بود و خیلی زود پاسخ میدادن، اما بعضی مراحل میشد که خیلی واضحتر توضیح داده بشه. مثلا وقتی مدارک مختلف رو باید آماده میکردم، بعضی وقتها گیج میشدم. با این حال، در نهایت موفق شدم و از پیگیریهاشون راضی بودم.
یکی از شگردهای مدیر آر اندی این بود که به محض دریافت ایمیل استعفا یهویی باهات خوب میشد و پس از چند برخورد گرم باهات جلسه میذاشت و سعی میکرد با تعریف بحث های جنسی و شوخی های آلوده به الفاظ رکیک، فش دادن به آخوندها و ... فضا را صمیمی کند و تهش دلت را خالی کند. تا با در معذوریت قرار دادن ایشان، اطمینان حاصل کند که فرد مستعفی در مصاحبه خروج از شرکت فیدبک منفی به مدیریت ارشد و یا HR ارائه نمی کند. یادم هست با من هم چنین جلسه ای ترتیب داد و وقتی با ری اکشن سرد من مواجه شد سریع بحث رو عوض کرد و شروع کرد به سوال پرسیدن که چرا از مملکت داری می ری و ... چیزی یک لحظه در آن جلسه شخصیت ریاکار و هزار چهره ایشان را برام ترسیم می کرد رفتار واغظ گونه این آقا بود که جملاتش این مضمون رو داشت که تو اشتباه می کنی و باید بمونی به مملکتت خدمت کنی. اون روزها پیامک ها و پیام های جنسیتی و درخواست ملاقات خارج شرکت این آقا با منشی اسبق خودش لو رفته بود و این پیام دست به دست برخی از نیروهای سخت افزار و نرم افزار داشت می چرخید. این که این آدم هرزه خودش را در اون سطحی میدید مرا نصحیت کند چیزی بود که بشدت اذیتم می کرد. اگرچه هنوز هم که هنوزه این پیام ها و پیامک ها رو تو گروه تلگرامی که اون موقع با بعضی از بچه ها ایجاد کرده بودیم دارم چندین بار خواستم هرزه گیش را به رویش بیارم و بگویم که امثال شماهایید گند میزنید به مملکت ولی رعایت اخلاق باعث می شد که بی خیال شوم. این بشر طوری از خدمت به مملکت صحبت می کرد که خودش از سر خصومت های شخصی و کینه توزانه باعث و بانی اخراج و استعفای بسیاری از نیروهای متخصص می شد که جزئیات ش رو بقیه نوشتند. بعضی وقت ها یهویی به خودش چند روز مرخصی میداد و کلا غیب می شد یا چند روز مانده به عید کرونا می گرفت و شرکت نمیومد. هر چند که نبودش در مجموعه هم خیلی تاثیری نداشت. حالا بماند در مدتی که در این مجموعه مشغول بودم چندین بار برای دریافت یه وام ناچیز به این بشر رجوع کرده بودم و هردفعه به بهانه های مختلف منو پیچونده بود و حتی یک قدم مثبت برای ایجاد انگیزه در اون روزهای سخت زندگیم برنداشت. در حالی که برای نفرات خودش مثل رئیس ای سی یو وام های آنچنانی میگرفت. با همه این تفاسیر اون موقع که من استعفا دادم فکر نمی کردم کروز چنین فرد مریض و بی اخلاق و ناآشنا با مدیریت را تا الان نگه دارد. بعضی از نظرات رو هم میخوندم متوجه شدم که هنوز کثافت کاری های این آقا ادامه دارد و ظاهرا تغییری در مدیریت مجموعه ایجاد نشده است. اینکه دوستان در اینجا نظراتشان را می نویسند خیلی خوب است ولی وقتی می بینن مدیریت ارشد تصمیمی برای برکناری آن ندارد، میتوانین این فیدبک ها و مسائل اخلاقی را با رسانه ای کردن، درج کامنت در صفحات پربازدید مدیاهای مختلف، ارسال ایمیل به ارگان هایی که برای بازدید می آیند (مثل نمایندگان مجلس، معاونت علمی دانش بنیان) و ... توجه سایرین را بر این موضوعات متمرکز کنند تا اثر بخشی لازم را داشته باشن. مدیا ها می تواند برخی از خبرگزاری ها، لینکداین و ... باشد. خیلی از این مدیاها در قسمت تماس شون نحوه ارتباط و دریافت اطلاعات رو ذکر کرده اند و می توانید از قدرت آنها نیز استفاده کنید. چنین چیزی در خارج هم خیلی عرف می باشد و الا کارفرما می تواند هر بلایی را سر کارمند و کارگر در بیاورد. یادم هست که چند سال پیش در صفحه لینکداین یه مصاحبه ای در قالب ویدیو کلیپ از این آقا و چند نفر دیگر منتشر کردند ولی به خاطر حجم زیاد کامنت های منفی که عمدتا از طرف نیروهای قدیمی تحقیق و توسعه بود مجبور شدند کلیپ رو حذف کنند. امیدوارم که تلاش هایتان به نتیجه برسد و به حق و حقوقتان برسید
قلمرو کارم رو از توضیحات دقیق تجربهام برمیدارم و با نگاهی تازه بازنویسی میکنم. در طول این سالها امنیت شغلی خوبی داشتم و فقط دو همکار رو دیدم که شرکت بهشون گفت نه، و آن عدم پاسخ از طرف خودشان بود. کار ما در حوزه ارائه خدمات پخش زنده و vod بود، و گرچه شاید هیجانانگیزترین تجربه نباشد، اما نسبتا خوب بود. فرصتهای یادگیری و پیشرفت در شرکت برای من باز بود و محل کار هم مناسب و خوب ارزیابی میشد.
فضای خوبی داره. اصن گیر نیستن. کلاس بخوای بری هزینه اشو میدن مجموعا تو مخی نداره و کسی مثه شمر بالاسرت نیست. میتونی پیشنهادت توسعه ای هم بدی
اوکیه. مرتبط با رشته تحصیلیم هست. نکته ی مهم و خیلی خوب اینکه باشگاه ورزشی داره . یک سری دوره آموزشی هم معاونت علمی برگزار میکنه که اگه تمایل داشته باشیم میتونیم شرکت کنیم. من چندتاشو شرکت کردم و مفید بود
دوستان اگر از این شرکت اومدید بیرون بلافاصله برید اداره ی کار حق و حقوقتون رو طلب کنید. و الا انقدر چیزای مختلف میزنن به حسابتون که حق و حقوقتون رو بی خیال بشید. اصلا مشکل از شما نیست به این جمله خیلی دقت کنید.
قالب تیمی ما در تدبیر کیش نسبت به بسیاری از شرکتها تفاوت دارد؛ تقریبا دو سال را با تمام فراز و نشیبهایش در اینجا سپری کردم. برخی همکارها که رفتند یا رفتند، واقعا دیگران را در ذهن به خاطر میآورند، اما وقتی شرکت از حضورشان کلاه میگرفت، تنها پشیمانی میدیدند و ما میماندیم با تجربیاتی که به دست آوردیم. در اینجا احساس همدلی و همراهی واقعی وجود دارد و تیم به شکل یک خانواده عمل میکند. کارهای ما حرفهای و چالشبرانگیز است و به همین دلیل به هر کسی که وارد میشود، به شرطی که بتواند با پروژهها همگام شود، فرصت ماندن داده میشود. آن دسته از همکارانی که از شرکت جدا شدند و عذرشان خواسته شد، دقیقا همان زمانی که خبر رفتنشان را شنیدیم، بسیاری از اعضا با دیدی مثبت به آینده نگاه کردند و فقط چند نفر که به دلایل شخصی جدا شدند برای ما ناراحتی داشت. به طور کلی بحثهای بیربط درباره فضای کاری و ضد و نقیضها برایمان فقط شوخی و تفنن ایجاد کرده است.
من تجربه مصاحبه با این سازمان داشتم، مصاحبه کاملا غیر حرفه ای بود و چند تا سوالی پرسیده شد که دور از ادب و اخلاق و کار حرفه ای بود.مصاحبه ای نزدیک به یک ساعت با سوال های خیلی بی خود و اکثر سوال ها غیر مرتبط با محیطی بسیار خشک و دولتی طوری و متاسفانه توقع کارزیاد و اضافه کاری اجباری با حقوق پایین داشتند.
سلام به همه دوستان. تجربهام از همکاری با بهپرداز همراه سامانه اول، پیمانکاری که پروژههای همراه اول رو دست میگیره، رو میخواهم به زبان خودم و به شکل یه روایت تازه بنویسم. معاونت کنترل کیفیت اون سازمان که الان به کانادا مهاجرت کرده، بهنظر من فردی تازهکار و چاپلوس بوده؛ بهدلیل اینکه باور داشت موفقیتی در این سطح نداشته، با تکیه بر روابط و همزبان نبودن، به این سمت رسیده بود. این معاونت کیفیت شامل واحدهای کنترل پروژه، کنترل کیفیت، تضمین کیفیت و پرتفولیو میشد. فشار کاری تیم تست بهشدت بالا بود و به گونهای بود که اگر خانوادهای داشتیم، باید از پروژه کنار میکشیدیم. همان زمان، سیستم تیکتینگ و مدل آبشاری باعث میشد برای کارهای ساده دو ساعت صرف شود و تسترها مجبور میشدند تا پایان شب کار را آماده کنند. برای پیشبرد کار، برخی تیمها و واحدهای پشتیبانی را مرتب مزاحمت میکردند و به نوعی نقش هماهنگی بیجا را میکشیدند. از گفتههای دوستانم، لیدر تیم تست بهطور عادلانه کارها را بین اعضا تقسیم نمیکرد و گاهی از روی روابط عمل میکرد؛ با ظاهر خود را مسئول میدانست اما اغلب بیانگیزه و بیکار بود. تیم کنترل پروژه، که بیشتر اعضایش خانم بودند، خواهر مدیر عامل هم در اینجا حضور داشت و بهطور مداوم در کارها دخالت میکرد. مدیر مربوطه هم از طریق زیرآب زدن مدیر قبلی و با استفاده از ارتباطات به این پست رسیده بود و بیکفایتیاش به چشم میآمد؛ با وجود ظاهر خوب و شعارهای مثبت، به لحاظ کارکرد هیچوقت نتوانست عملکرد مطلوبی ارائه دهد. مدیر بخش نصبهای شب هم تازهواردی ترکتبار بود که با استفاده از روابط، به این جایگاه رسیده بود و از سطح مدیریتی لازم خیلی فاصله داشت. زبانش را کنار گذاشته بود و رفتارش بهخوبی با محیط مدیریتی همخوانی نداشت. خانواده و آشنایان هم در بخشهای مختلف شرکت از جمله زیرساخت، کنترل پروژه و شرکت وابسته به بهسا حضور داشتند و به واسطهی روابط از موقعیتها استفاده میکردند. بهطور کلی، از نظر پرداخت حقوق، بهموقع بودن، بیمه و مزایا، بهسا نسبت به شرکتهای خصوصی وضعیت نسبتا خوبی داشت؛ اما از منظر رشد فنی و پیشرفت حرفهای در سطح متوسط یا پایین باقی میماند و جو حرفهای در آن غالب نبود.
کار در این شرکت دشوار است، اما از طرفی برخی افراد با فرار از کار و کمکاری، تقصیرها را گردن شرکت میاندازند. پارس حیات را به عنوان یک شرکت بینالمللی میبینم که سرمایهگذاری خارجی را در کشور ارزشمند میدانم و معتقدم قدر دانستن این فرصت لازم است. با این حال برخی ضعفها و کمکاریهای افراد با نسبت دادن آنها به شرکت دنبال میشود. هر کس اگر با انگیزه و منظم و وقتشناس باشد و روی کار خود تمرکز کند، حتما در نقشش موفق خواهد بود. از طرفی ارسال پیام در مجموعه برای همه بیاهمیت به نظر میرسد، زیرا برخی جوانان به دلیل بیکاری با مشکلاتی روبهرو هستند و دلسرد شدنشان از کار فزاینده است. کاری که در محیط کار انجام میشود برای برخی مانند خدمت سربازی است؛ کسانی که وظیفهشناس هستند از این تجربه بهره میبرند، اما برای کسانی که بیانگیزه و بینظم هستند، کار سخت و آزاردهنده میشود.
این موارد خوب که مینوسه رو مدیرعامل مینویسه توروخدا گول نخورید خیلی داغون در باغ سبز نشون میده میری میبینی جهنم نه مرخصی داره نه رفتار درست میبینی از مدیرعامل کامل نامردند توروخدا اسیر این شرکت های سمی نشیدهیچ مزایا نداره نه ناهار نه کارانه توی 2تا پارت حقوق میده که مالیات نده
تجربه خوبی دارم، باعت رشدم شد و چیزای جدیدی یاد گرفتم، مشکلات هم بوده. بطور میانگین خوبه و بیمه و حقوقش منظمه، گاهی هم یه چیزایی میدن... هر کسی یه سلیقه ای داره اما من برام نزدیکی و رفت و آمد مهم بود و راضی ام تجربه کاری زیادی نداشتم و اینجا جذب شدم الان دوسال شده... نظرم برای افراد جدید که میخوان بیان ثبت کردم، بد نیست و طبق تعریفی که از بقیه شرکت های شنیدم مثل بقیه جاهاست.
در این شرکت تجربه کاری به عنوان Backed Developer را دارم. مدیرانی که با آنها برخورد داشتم اغلب غیرمنصفانه رفتار میکردند و چند نفر از آنها به نظر برادران برهانی و شخصی با نام حسینی شباهت داشتند؛ اخیرا هم از مدیر برنامهنویسی دیگر چیزی را که به ذهنم نمیرسد یادم نیست اما برای او شکایتی ارائه دادم و همچنان پولم را نگرفتهام. به بهانه شیوع کرونا از کار اخراج یا تعدیل شدند و احساس بیاحترامی در محیط کار مشهود بود؛ بیمه ما به طور کامل واریز نشد. پس از آن شرکت حدود بیستپنج فروردین بازگشایی شد اما برای برخی از همکاران تا حدود پانزده روز بیمه پرداخت نشد. در کل، رفتار مدیران اماکن مختلف به نظر میرسید که به سود کارگران نیست و گمان میکردم کسانی که بیمه تکمیلی دریافت میکردند، سپس همهچیز را کاهش دادند.
سلام به همه دوستان هموطن، من تصمیم دارم تجربهام را با هیجان و صداقت بیان کنم تا دوباره گول صحت و سقم ادعاها را بخورید یا نه. وقتی درباره کلینیک ایران نوین صحبت میشود، من در اهواز، استان خوزستان، کاشت مو انجام دادهام و حاضر نیستم هیچ نتیجهای را بدون سند و مدرک زیر سوال ببرم یا به تبلیغی بیپشتوانه بسنده کنم. برای من خیلی روشن است که قبل از اقدام، از نظر خودم تحقیقات کاملا دقیقی انجام دادم و نتیجهای که گرفتم واقعا رضایتبخش بود. من با کمال شفافیت میگویم که اعتماد من به این کلینیک بیش از هر جای دیگری است و به نظر من واقعا تفاوتهایی وجود دارد که با بررسی دقیق میتوان به آنها پی برد. از این رو، به هیچ عنوان به توصیههای بدون منبع یا نظرات ناشناس بیاعتقاد نیستم و معتقدم اگر کسی هم قصد مقایسه دارد باید با مدارک و تصاویر پیش و پس از کاشت بسنجید. من مدارک مرتبط را دارم و آمادهام توضیحات یا تصاویر را با هر کسی که نیاز دارد به اشتراک بگذارم تا همگان به حقیقت برسند. همچنین من با وجود هر شایعهای که در بعضی جاها مطرح میشود، همچنان به نتیجه و تجربه خودم پایبندم و معتقد هستم که تحقیقات دقیق، بهترین راهنمای ما است تا در انتخاب درست سرمایهگذاری کنیم. هرگز فراموش نکنید که کاشت مو صرفا یک برگشت به ظاهر نیست و نیاز به بررسی دقیق دارد تا دید درستی از نتیجه نهایی حاصل شود. اگر مایل بودید برای بررسی منبع و صحت مطالب، میتوانید خودتان تصاویر قبل و بعد از عمل را ببینید و نظر بدهید. در پایان، تنها چیزی که میخواهم بگویم این است که من از تجربهام راضیام و به این نتیجه رسیدهام که این کلینیک را نسبت به جای دیگری ترجیح میدهم و توصیهام این است که همه با تحقیق کامل تصمیم بگیرند.
بهسختی راضی میخواهم بگویم که تجربهام از کار با این دارالترجمه ناامیدکننده بود. بابت کارم مقدار مناسب رو پرداخت نمیکردند و ارزش تلاش من را به اندازهای که باید بهعنوان مترجم قائل نبودند. به شدت از همکاری با چنین مجموعهای اجتناب کنید.
در کل روند کار با این شرکت خوب بود. مشاورها به من کمک زیادی کردند و خیلی پیگیر بودن. فقط بعضی وقتها پیش میومد که نیاز داشتم اطلاعات بیشتری در مورد نحوه کار و مراحل داشتم. ولی در نهایت همهچیز روشن و واضح شد.
ترجمیک محلی مناسب برای کار نیست، اما چالشهای خاصی هم در آن وجود دارد. فشار کاری گاهی زیاد است و انتظارهای مدیران میتواند استرسزا باشد. برخی پروژهها تکراریاند و فرصتهای خلاقانه کمی فراهم میشود. تسویهها معمولا به موقع انجام میشوند، اما مقدارشان چندان بالا نیست. همچنین ارتباط بین بخشها گاهی ضعیف است که ممکن است سردرگمی ایجاد کند. به طور کلی محیط کار خوب است، هرچند هنوز جای پیشرفت در برخی زمینهها حس میشود.
در یکی از شرکتهای پیشرو در عرصه نفت، گاز و پتروشیمی کار میکردم و تجربهام از حضور در EIED برای من جزء بهترین بخشهای زندگی حرفهایام بوده است. با این حال، نبود پروژههای جدید موجب جابهجایی برخی از مهندسان و همکاران شد و این نکته باعث ناپایداری میشد. نسبت به تعادل بین کار و زندگی اهمیت میدادم و به ارزشهای سازمانی توجه میکردم. مدیرعامل شرکت رفتاری خوب داشت و این ارتباط باعث شد تا به آیندهای روشن با امید نگاه کنم.
کسی میدونه حقوق کارشناس لایه ۲ در آسیاتک چقدره؟۱۷تا شیفت ۱۲ ساعتست مثل این که و این که صحبتی تا به حال در مورد حقوق انجام نشده با من اگر کسی میدونه ممنون میشم بگه
من یه سال در افق کوروش بودم حدود ۶ماه پیش شدم سرپرست که ای کاش نمی شدم حکم من و هرو روز به بهانه ای به تعویق میت اختن تو کار اسمم سرپرست موقع حقوق و مزایا جانشین خلاصه آخر سرهم به خاطر کسری انبار گردانی اخراحم کردم هر وی قسم بخور که نمی دونن چی شده کمک کنید بفهمم می گفتن یا خودت بردی یا پرستات خیانت در امانت کردی ومن به دنبال این هستم که من دزد نیستم و دنبالش را خواهم گرفت به دلیل نداشتن نیرو ساعتهای کار زیاد می موندم عدم تعادل در زندگیم از همه چیم می گذشتم آخر سر هم زدم کردن و نتیجه زحماتمو گذاشتن کف دستم و جلوی عیدی و خقوقمو بستن و شب عیدی هم بیکارم کردن مسپل منطقه و مدیر منابع انسانی هر توهینی که لایق خودشون بود به من کردند کار در افق کوروش یعنی بردگی یعنی استرس یعنی عذاب
تیم مشاورینشون خوب بود و خیلی زود پاسخ میدادن، اما بعضی مراحل میشد که خیلی واضحتر توضیح داده بشه. مثلا وقتی مدارک مختلف رو باید آماده میکردم، بعضی وقتها گیج میشدم. با این حال، در نهایت موفق شدم و از پیگیریهاشون راضی بودم.
یکی از شگردهای مدیر آر اندی این بود که به محض دریافت ایمیل استعفا یهویی باهات خوب میشد و پس از چند برخورد گرم باهات جلسه میذاشت و سعی میکرد با تعریف بحث های جنسی و شوخی های آلوده به الفاظ رکیک، فش دادن به آخوندها و ... فضا را صمیمی کند و تهش دلت را خالی کند. تا با در معذوریت قرار دادن ایشان، اطمینان حاصل کند که فرد مستعفی در مصاحبه خروج از شرکت فیدبک منفی به مدیریت ارشد و یا HR ارائه نمی کند. یادم هست با من هم چنین جلسه ای ترتیب داد و وقتی با ری اکشن سرد من مواجه شد سریع بحث رو عوض کرد و شروع کرد به سوال پرسیدن که چرا از مملکت داری می ری و ... چیزی یک لحظه در آن جلسه شخصیت ریاکار و هزار چهره ایشان را برام ترسیم می کرد رفتار واغظ گونه این آقا بود که جملاتش این مضمون رو داشت که تو اشتباه می کنی و باید بمونی به مملکتت خدمت کنی. اون روزها پیامک ها و پیام های جنسیتی و درخواست ملاقات خارج شرکت این آقا با منشی اسبق خودش لو رفته بود و این پیام دست به دست برخی از نیروهای سخت افزار و نرم افزار داشت می چرخید. این که این آدم هرزه خودش را در اون سطحی میدید مرا نصحیت کند چیزی بود که بشدت اذیتم می کرد. اگرچه هنوز هم که هنوزه این پیام ها و پیامک ها رو تو گروه تلگرامی که اون موقع با بعضی از بچه ها ایجاد کرده بودیم دارم چندین بار خواستم هرزه گیش را به رویش بیارم و بگویم که امثال شماهایید گند میزنید به مملکت ولی رعایت اخلاق باعث می شد که بی خیال شوم. این بشر طوری از خدمت به مملکت صحبت می کرد که خودش از سر خصومت های شخصی و کینه توزانه باعث و بانی اخراج و استعفای بسیاری از نیروهای متخصص می شد که جزئیات ش رو بقیه نوشتند. بعضی وقت ها یهویی به خودش چند روز مرخصی میداد و کلا غیب می شد یا چند روز مانده به عید کرونا می گرفت و شرکت نمیومد. هر چند که نبودش در مجموعه هم خیلی تاثیری نداشت. حالا بماند در مدتی که در این مجموعه مشغول بودم چندین بار برای دریافت یه وام ناچیز به این بشر رجوع کرده بودم و هردفعه به بهانه های مختلف منو پیچونده بود و حتی یک قدم مثبت برای ایجاد انگیزه در اون روزهای سخت زندگیم برنداشت. در حالی که برای نفرات خودش مثل رئیس ای سی یو وام های آنچنانی میگرفت. با همه این تفاسیر اون موقع که من استعفا دادم فکر نمی کردم کروز چنین فرد مریض و بی اخلاق و ناآشنا با مدیریت را تا الان نگه دارد. بعضی از نظرات رو هم میخوندم متوجه شدم که هنوز کثافت کاری های این آقا ادامه دارد و ظاهرا تغییری در مدیریت مجموعه ایجاد نشده است. اینکه دوستان در اینجا نظراتشان را می نویسند خیلی خوب است ولی وقتی می بینن مدیریت ارشد تصمیمی برای برکناری آن ندارد، میتوانین این فیدبک ها و مسائل اخلاقی را با رسانه ای کردن، درج کامنت در صفحات پربازدید مدیاهای مختلف، ارسال ایمیل به ارگان هایی که برای بازدید می آیند (مثل نمایندگان مجلس، معاونت علمی دانش بنیان) و ... توجه سایرین را بر این موضوعات متمرکز کنند تا اثر بخشی لازم را داشته باشن. مدیا ها می تواند برخی از خبرگزاری ها، لینکداین و ... باشد. خیلی از این مدیاها در قسمت تماس شون نحوه ارتباط و دریافت اطلاعات رو ذکر کرده اند و می توانید از قدرت آنها نیز استفاده کنید. چنین چیزی در خارج هم خیلی عرف می باشد و الا کارفرما می تواند هر بلایی را سر کارمند و کارگر در بیاورد. یادم هست که چند سال پیش در صفحه لینکداین یه مصاحبه ای در قالب ویدیو کلیپ از این آقا و چند نفر دیگر منتشر کردند ولی به خاطر حجم زیاد کامنت های منفی که عمدتا از طرف نیروهای قدیمی تحقیق و توسعه بود مجبور شدند کلیپ رو حذف کنند. امیدوارم که تلاش هایتان به نتیجه برسد و به حق و حقوقتان برسید
قلمرو کارم رو از توضیحات دقیق تجربهام برمیدارم و با نگاهی تازه بازنویسی میکنم. در طول این سالها امنیت شغلی خوبی داشتم و فقط دو همکار رو دیدم که شرکت بهشون گفت نه، و آن عدم پاسخ از طرف خودشان بود. کار ما در حوزه ارائه خدمات پخش زنده و vod بود، و گرچه شاید هیجانانگیزترین تجربه نباشد، اما نسبتا خوب بود. فرصتهای یادگیری و پیشرفت در شرکت برای من باز بود و محل کار هم مناسب و خوب ارزیابی میشد.
فضای خوبی داره. اصن گیر نیستن. کلاس بخوای بری هزینه اشو میدن مجموعا تو مخی نداره و کسی مثه شمر بالاسرت نیست. میتونی پیشنهادت توسعه ای هم بدی
اوکیه. مرتبط با رشته تحصیلیم هست. نکته ی مهم و خیلی خوب اینکه باشگاه ورزشی داره . یک سری دوره آموزشی هم معاونت علمی برگزار میکنه که اگه تمایل داشته باشیم میتونیم شرکت کنیم. من چندتاشو شرکت کردم و مفید بود
دوستان اگر از این شرکت اومدید بیرون بلافاصله برید اداره ی کار حق و حقوقتون رو طلب کنید. و الا انقدر چیزای مختلف میزنن به حسابتون که حق و حقوقتون رو بی خیال بشید. اصلا مشکل از شما نیست به این جمله خیلی دقت کنید.
قالب تیمی ما در تدبیر کیش نسبت به بسیاری از شرکتها تفاوت دارد؛ تقریبا دو سال را با تمام فراز و نشیبهایش در اینجا سپری کردم. برخی همکارها که رفتند یا رفتند، واقعا دیگران را در ذهن به خاطر میآورند، اما وقتی شرکت از حضورشان کلاه میگرفت، تنها پشیمانی میدیدند و ما میماندیم با تجربیاتی که به دست آوردیم. در اینجا احساس همدلی و همراهی واقعی وجود دارد و تیم به شکل یک خانواده عمل میکند. کارهای ما حرفهای و چالشبرانگیز است و به همین دلیل به هر کسی که وارد میشود، به شرطی که بتواند با پروژهها همگام شود، فرصت ماندن داده میشود. آن دسته از همکارانی که از شرکت جدا شدند و عذرشان خواسته شد، دقیقا همان زمانی که خبر رفتنشان را شنیدیم، بسیاری از اعضا با دیدی مثبت به آینده نگاه کردند و فقط چند نفر که به دلایل شخصی جدا شدند برای ما ناراحتی داشت. به طور کلی بحثهای بیربط درباره فضای کاری و ضد و نقیضها برایمان فقط شوخی و تفنن ایجاد کرده است.
من تجربه مصاحبه با این سازمان داشتم، مصاحبه کاملا غیر حرفه ای بود و چند تا سوالی پرسیده شد که دور از ادب و اخلاق و کار حرفه ای بود.مصاحبه ای نزدیک به یک ساعت با سوال های خیلی بی خود و اکثر سوال ها غیر مرتبط با محیطی بسیار خشک و دولتی طوری و متاسفانه توقع کارزیاد و اضافه کاری اجباری با حقوق پایین داشتند.
سلام به همه دوستان. تجربهام از همکاری با بهپرداز همراه سامانه اول، پیمانکاری که پروژههای همراه اول رو دست میگیره، رو میخواهم به زبان خودم و به شکل یه روایت تازه بنویسم. معاونت کنترل کیفیت اون سازمان که الان به کانادا مهاجرت کرده، بهنظر من فردی تازهکار و چاپلوس بوده؛ بهدلیل اینکه باور داشت موفقیتی در این سطح نداشته، با تکیه بر روابط و همزبان نبودن، به این سمت رسیده بود. این معاونت کیفیت شامل واحدهای کنترل پروژه، کنترل کیفیت، تضمین کیفیت و پرتفولیو میشد. فشار کاری تیم تست بهشدت بالا بود و به گونهای بود که اگر خانوادهای داشتیم، باید از پروژه کنار میکشیدیم. همان زمان، سیستم تیکتینگ و مدل آبشاری باعث میشد برای کارهای ساده دو ساعت صرف شود و تسترها مجبور میشدند تا پایان شب کار را آماده کنند. برای پیشبرد کار، برخی تیمها و واحدهای پشتیبانی را مرتب مزاحمت میکردند و به نوعی نقش هماهنگی بیجا را میکشیدند. از گفتههای دوستانم، لیدر تیم تست بهطور عادلانه کارها را بین اعضا تقسیم نمیکرد و گاهی از روی روابط عمل میکرد؛ با ظاهر خود را مسئول میدانست اما اغلب بیانگیزه و بیکار بود. تیم کنترل پروژه، که بیشتر اعضایش خانم بودند، خواهر مدیر عامل هم در اینجا حضور داشت و بهطور مداوم در کارها دخالت میکرد. مدیر مربوطه هم از طریق زیرآب زدن مدیر قبلی و با استفاده از ارتباطات به این پست رسیده بود و بیکفایتیاش به چشم میآمد؛ با وجود ظاهر خوب و شعارهای مثبت، به لحاظ کارکرد هیچوقت نتوانست عملکرد مطلوبی ارائه دهد. مدیر بخش نصبهای شب هم تازهواردی ترکتبار بود که با استفاده از روابط، به این جایگاه رسیده بود و از سطح مدیریتی لازم خیلی فاصله داشت. زبانش را کنار گذاشته بود و رفتارش بهخوبی با محیط مدیریتی همخوانی نداشت. خانواده و آشنایان هم در بخشهای مختلف شرکت از جمله زیرساخت، کنترل پروژه و شرکت وابسته به بهسا حضور داشتند و به واسطهی روابط از موقعیتها استفاده میکردند. بهطور کلی، از نظر پرداخت حقوق، بهموقع بودن، بیمه و مزایا، بهسا نسبت به شرکتهای خصوصی وضعیت نسبتا خوبی داشت؛ اما از منظر رشد فنی و پیشرفت حرفهای در سطح متوسط یا پایین باقی میماند و جو حرفهای در آن غالب نبود.
کار در این شرکت دشوار است، اما از طرفی برخی افراد با فرار از کار و کمکاری، تقصیرها را گردن شرکت میاندازند. پارس حیات را به عنوان یک شرکت بینالمللی میبینم که سرمایهگذاری خارجی را در کشور ارزشمند میدانم و معتقدم قدر دانستن این فرصت لازم است. با این حال برخی ضعفها و کمکاریهای افراد با نسبت دادن آنها به شرکت دنبال میشود. هر کس اگر با انگیزه و منظم و وقتشناس باشد و روی کار خود تمرکز کند، حتما در نقشش موفق خواهد بود. از طرفی ارسال پیام در مجموعه برای همه بیاهمیت به نظر میرسد، زیرا برخی جوانان به دلیل بیکاری با مشکلاتی روبهرو هستند و دلسرد شدنشان از کار فزاینده است. کاری که در محیط کار انجام میشود برای برخی مانند خدمت سربازی است؛ کسانی که وظیفهشناس هستند از این تجربه بهره میبرند، اما برای کسانی که بیانگیزه و بینظم هستند، کار سخت و آزاردهنده میشود.
این موارد خوب که مینوسه رو مدیرعامل مینویسه توروخدا گول نخورید خیلی داغون در باغ سبز نشون میده میری میبینی جهنم نه مرخصی داره نه رفتار درست میبینی از مدیرعامل کامل نامردند توروخدا اسیر این شرکت های سمی نشیدهیچ مزایا نداره نه ناهار نه کارانه توی 2تا پارت حقوق میده که مالیات نده
تجربه خوبی دارم، باعت رشدم شد و چیزای جدیدی یاد گرفتم، مشکلات هم بوده. بطور میانگین خوبه و بیمه و حقوقش منظمه، گاهی هم یه چیزایی میدن... هر کسی یه سلیقه ای داره اما من برام نزدیکی و رفت و آمد مهم بود و راضی ام تجربه کاری زیادی نداشتم و اینجا جذب شدم الان دوسال شده... نظرم برای افراد جدید که میخوان بیان ثبت کردم، بد نیست و طبق تعریفی که از بقیه شرکت های شنیدم مثل بقیه جاهاست.
در این شرکت تجربه کاری به عنوان Backed Developer را دارم. مدیرانی که با آنها برخورد داشتم اغلب غیرمنصفانه رفتار میکردند و چند نفر از آنها به نظر برادران برهانی و شخصی با نام حسینی شباهت داشتند؛ اخیرا هم از مدیر برنامهنویسی دیگر چیزی را که به ذهنم نمیرسد یادم نیست اما برای او شکایتی ارائه دادم و همچنان پولم را نگرفتهام. به بهانه شیوع کرونا از کار اخراج یا تعدیل شدند و احساس بیاحترامی در محیط کار مشهود بود؛ بیمه ما به طور کامل واریز نشد. پس از آن شرکت حدود بیستپنج فروردین بازگشایی شد اما برای برخی از همکاران تا حدود پانزده روز بیمه پرداخت نشد. در کل، رفتار مدیران اماکن مختلف به نظر میرسید که به سود کارگران نیست و گمان میکردم کسانی که بیمه تکمیلی دریافت میکردند، سپس همهچیز را کاهش دادند.
سلام به همه دوستان هموطن، من تصمیم دارم تجربهام را با هیجان و صداقت بیان کنم تا دوباره گول صحت و سقم ادعاها را بخورید یا نه. وقتی درباره کلینیک ایران نوین صحبت میشود، من در اهواز، استان خوزستان، کاشت مو انجام دادهام و حاضر نیستم هیچ نتیجهای را بدون سند و مدرک زیر سوال ببرم یا به تبلیغی بیپشتوانه بسنده کنم. برای من خیلی روشن است که قبل از اقدام، از نظر خودم تحقیقات کاملا دقیقی انجام دادم و نتیجهای که گرفتم واقعا رضایتبخش بود. من با کمال شفافیت میگویم که اعتماد من به این کلینیک بیش از هر جای دیگری است و به نظر من واقعا تفاوتهایی وجود دارد که با بررسی دقیق میتوان به آنها پی برد. از این رو، به هیچ عنوان به توصیههای بدون منبع یا نظرات ناشناس بیاعتقاد نیستم و معتقدم اگر کسی هم قصد مقایسه دارد باید با مدارک و تصاویر پیش و پس از کاشت بسنجید. من مدارک مرتبط را دارم و آمادهام توضیحات یا تصاویر را با هر کسی که نیاز دارد به اشتراک بگذارم تا همگان به حقیقت برسند. همچنین من با وجود هر شایعهای که در بعضی جاها مطرح میشود، همچنان به نتیجه و تجربه خودم پایبندم و معتقد هستم که تحقیقات دقیق، بهترین راهنمای ما است تا در انتخاب درست سرمایهگذاری کنیم. هرگز فراموش نکنید که کاشت مو صرفا یک برگشت به ظاهر نیست و نیاز به بررسی دقیق دارد تا دید درستی از نتیجه نهایی حاصل شود. اگر مایل بودید برای بررسی منبع و صحت مطالب، میتوانید خودتان تصاویر قبل و بعد از عمل را ببینید و نظر بدهید. در پایان، تنها چیزی که میخواهم بگویم این است که من از تجربهام راضیام و به این نتیجه رسیدهام که این کلینیک را نسبت به جای دیگری ترجیح میدهم و توصیهام این است که همه با تحقیق کامل تصمیم بگیرند.
بهسختی راضی میخواهم بگویم که تجربهام از کار با این دارالترجمه ناامیدکننده بود. بابت کارم مقدار مناسب رو پرداخت نمیکردند و ارزش تلاش من را به اندازهای که باید بهعنوان مترجم قائل نبودند. به شدت از همکاری با چنین مجموعهای اجتناب کنید.