برای من واقعا ناامیدکننده بود که با سطح مدیریتی شرکت به شدت ضعیف روبهرو شدم؛ وقتی مشکلاتی پیش میآمد، به چشم میآید که نوع پاسخ به سرعت و کیفیت مطلوب نیست. در ابتدا انتظار داشتم که وظایف مربوط به پاسخگویی سریعتر و کارآمدتر انجام شود، هرچند دیدم که جمعی از همکاران هم از این وضعیت راضی نیستند و من هم به خاطر تجربهام تصمیم گرفتم نظر مستقلی بنویسم تا دیگران هم بتوانند از رفتارهای مشابه باخبر شوند. در مجموع، شاکیهای متعددی وجود دارند و به نظر میرسد ارائه پاسخ مناسب در زمان کوتاه، امری است که باید بهبود یابد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من هیچ وقت حاضر نیستم وقتی با کادر حرفهای روبهرو میشوم، احساس کنم که فریب شدهام. آن تجربه برایم خیلی ناگوار بود چون وعدههای اولیه بدون واقعیت ماند و نهایتا با مشکلات عود کرد. در ابتدای تماس، صحبتها درباره تأیید قبلی عکس و امکان انجام کاشت بدون حضور من بود، اما وقتی مسئله به مراحل بعدی رسید، نظر دیگری مطرح شد و مدعی شدند که با وجود درخواست من، برخی نکات لحاظ نشده است. در نهایت اعلام کردند که برای واریز بیعانه باید همین مقدار کمراهی پرداخت شود و حتی با تأیید از سمت خودشان یک بخش از هزینه کسر شد، که فاصله زمانی و سردرگمی زیادی ایجاد کرد. این تجربه باعث شد که احساس کنم فرایند منظم و شفاف نیست و من همچنان نسبت به اقدامات بعدی این کلینیک محتاط بمانم و از هر کس که قصد پیگیری دارد، آگاهانه اطلاع رسانی کنم.
به شدددددددت نظر "تمام وقت ۱۴۰۳/۱۱/۱۰" رو تایید میکنم فقط تیمی که من عضوش هستم به شدت علاقه داره از تکنولوژی جدید استفاده کنه بیمورد...الکی میکروسرویس مینویسیم...الکی از متدولوژیهای پیچیده استفاده میکنیم که بعدا در جلسات بگیم ما خیلی به روزیم...مدیرمون شعورش نمیرسه که ساده کد زدن خودش یه هنره و لقمه رو دور سر چرخوندن کار ....
تحقیق توسعه به شدت بی سواد و بی تجربه و قسمت دارو و مدیکال در انزوای کامل بخاطر تصمیمات نابخردانه مدیریت کار کردن در این شرکت تلف کردن عمر، کسی که سواد دارد قطعا در این شرکت کار نمی کند و کسانی که جایی ندارند اینجا می مانند. قراردادها هم شش ماهه و یکساله است و حقوق ها خیلی دیرکرد دارد البته برای بعضی ها زودتر دوست دارم زودتر بیام بیرون از این شرکت
پیشنهاد میکنم بیشتر بگردین برای کار، اصلا جای کار کردن نیست، با رفتن گوگانی اما هنوز فامیلاش که مدیر مالی و پسرش که مدیر فروش هستن هنوز هستن، خودشم که مثلا رفته اما هنوز هست، مدیر عامل جدید به ظاهر مدیر عامل اونمکاره ای نیست، فقط میگه من اومدم بهتر شده، قبلی که کوگانی بود از c200 باباش میگفت و این یکی از خاندانش خلاصه که بیگاری نکنید تو یه شرکت که همش شو هست ورود نکنید هر کی هم رفته داره بد میگه ازش، بدتر از همه هم اینکه هر کی میره با شکایت باید پولشو بگیره، اونایی هم که موندن جایی بهشون کار ندادن،جای بعدی هم که میری سر کار استعلام بد ازت میدن، بیکار بمونید اما آدونیس استخدام نشید
اصلا پشتیبانی خیلی ضعیفی داره هر موقع زنگ زدم جوابگو نیستن بنظرم شرکت میاره نه بدرد رستوران دارها میخوره و نه سفیران پیک متوری شرکت خیلی مزخرفی هستش
سالها کارم در ترجمیک رو ماجرایی آرام میدیدم که با وجود سختیهای کوچیک، تجربهی خوبی داشت. حدود سیزده ماه در بخش پشتیبانی مشتریان بودم و تصمیم گرفتم تجربهم رو برای دیگران بازگو کنم. در ابتدای همکاری با دانشجوها خوب بودم و باهاشون هماهنگی کردم، اما به مرور، برای مرخصیها که با افزایش کار شرکت همزمان میشد، با محدودیتهایی روبهرو میشدم. حقوق بهطور منظم میرسید، ولی نسبت به انتظار من کافی نبود و شاید برای برخی با شرایط منطقپذیر همخوانی داشت. برای مرخصی، باید سه تا چهار روز قبل هماهنگی انجام میدادم و امکان تغییر شیفت در این بازه وجود نداشت؛ شیفتی که کار را از ابتدا شروع کرده بودم، تا پایان باید ادامه میدادم. بقیه جنبهها هم همواره معمولی بود. محیط کار نسبتا آرام بود و اجازه میداد درس بخوانم و فشار یا درگیری شدید کاری را تجربه نکنم؛ چنین وضعیتی فرصت میداد تا کنار کار درس هم پیش برود.
سلام به همه دوستان من با کاربین افتخار 4 سال همکاری رو داشتم. مدتی دورکار بودم حدود 2 سال و نیم و حدود یکسال و نیم هم به صورت حضوری با این مجموعه افتخار همکاری داشتم. مزایا و معایب کار در این مجموعه رو برای دوستانی که قصد همکاری با کاربین رو دارم براتون به اشتراک میزام. مزایای کار در کاربین: امکان رشد و پیشرفت پرسنل و همکار با سواد و قوی محیط کار دوستانه معایب کاربین: همفکری تو سازمان میتونست بهتر و بیشتر باشه. با آرزوی موفقیت برای همه.
سلام من مشاور این شرکت هستم و میتونم بعد از یکسال کار کردن الان نظرمو بگم. محیط اینجا صرفا کاریه به دور از حاشیه مشاوره ما دوره ای کم وزیاد میشه مثلا تایم کنکور یا ثبت نام دانشگاه شلوغیم ولی خب تایمای خلوت هم توی این یکسال خیلی داشتیم حقوقم سرماه پرداخت میشه بیمه هستم پاداش ماهانه دارم اموزش مداوم دارم و این مورد رو چک میکنن که اطلاعاتمون به روز باشه شرکت دسترسیش خیلی خوبه و رفت و امدم راحته که برای خودم وقتی دنبال کار بودم یکی از معیارهای اصلیم بود توی این یکسال هم مرخصی گرفتم رفتم شهرخودم و برگشتم سرکار و هیچ مشکلی هم نبوده موردی که خیلی برام مهم بوده که اینکه محیط کاریم پرانرژی باشه و به یه تایم کسل کننده برام تبدیل نشه که همینطور هم شد و راضی ام
شرکت نوآوران پردازش گستر نصر تجربهای گوناگون داشت؛ از نگاه من، همیشه فراز و نشیبهایی توی کار بوده. اول از همه مزیتهای حضور در اینجا رو با صراحت میتونم بگم که حقوق بهموقع پرداخت میشد و دو بخش اول ماه و همچنین میانه ماه رو به صورت منظم دریافت میکردم. بیمه کامل از طرف شرکت، خدمات نهار و همچنین بیمه تکمیلی هم وجود داشتند که نکته مثبتی بود. اما از نظر ضعفها، مشکلاتی در سطح مدیریت به چشم میخورد. برخی مواقع تیم بدون تحلیل دقیق کار رو به دوش میگرفت و اگر اجرای برنامه با مشکل روبهرو میشد، هم روانی کاربر یا هم تصمیمگیر، فشارها را روی برنامهنویس میگذاشتند و این رفتارها موجب ایجاد تنش میشد. گاهی مدیریت با اعضای تیم به شدت برخورد میکرد و این رفتارها منجر به فضای ناخوشایند میشد. به علاوه، گاهی ارزشدهی به افراد به خاطر دیدگاههای خاصی بالا بود و این باعث میشد بعضی از اعضا احساس کنند که عدالت رعایت نمیشود. یکی از اعضای مدیریتی هم خانوادهای بود که در تیم حضور داشت و در مواجهه با چالشها، حق دیگران به سادگی داده نمیشد. پیامهای مثبت و دلنشینی که دیده میشد، واقعا وجود داشتند، اما ممکن بود هر روزه بهدرستی بیان نشود و در نتیجه هیچکس مطمئن نبود که واقعا با چه کسی کار میکند یا باید با کدام افراد وارد چالش شود. از خروجیهای روزمره هم میشد دریافت که با وجود درآمد دلاری، حقوق برخی پرسنل تغییر میکرد و غذا کیفیت لازم را نداشت و در کنار نبود آبدارچی، برخی کارهای نظافتی هم بر عهده کارکنان بود و این فضای کار را تحت فشار میگذاشت. در بسیاری از مواقع مشخص نبود شرکت تا فردا در کار خواهد بود یا نه و اخراجها بدون دلیل به وقوع میپیوست. همچنین سابقه اکثر استفادههای تشویقی به دلیل محدودیتهای ذهنی از دست میرفتند و دیگر چیزی مثل آجیلهای اعیانی مناسبتها به کارمند داده نمیشد.
تجربه ۴ سال کار در تحقیق و توسعه سالهای اول برات جذابه، یاد میگیری چون همه چیز برات جدیده. اگر کارت خوب باشه از سال اول همش وعده وعید میدن که حقوقت و زیاد میکنیم، حق جذبت تغییر میکنه اگر نشد روی پاداشت جبران میکنیم ولی همش کشکه دو سه سال اول هیچ اتفاق خاصی برات نمیفته فقط حرف و باد هواست. بعد دو سه سال متوجه روابط مافیایی میشی میفهمی سر ارتقا و میز ریاست چه دعواییه .اگر مزایایی باشه فقط برای مدیر و چند تا رییسه! تازه نه همه رییسها. کارها و جلسات بیخودی زیاد داری همه وانمود میکنن کارشون از بقیه سختر و مهم تره. برای مسخره ترین کارها چند هفته جلسه میذارن. فضای کاری خشک و مسمومه. یه سری رییس بی خاصیت و تعطیل هست که کار به هیچی ندارن هیچ مسئولیتی گردن نمیگیرن ففط رو مخت راه میرن. یه منابع انسانی هست کار خودش و میکنه،کار به هیچکس نداره کتاب میخونن واسه هم ارائه میدن. همه چیز از بالا به پایین و یک طرفه است. یه دماغ بالای بیسواد سه ماه یکبار بهت بازخورد غیرحرفه ای یک طرفه میده. یه بودجه اضافی هست تا آخر سال باید خرج بشه کسی بابتش پاسخگو نیست. وام و پارکینگ واسه ورودیهای جدید نیست به این زودی بهت نمیرسه گروه سیستم بی سر صاحاب گروه نرم افزار و سخت افزار مافیایی از مدیر بقیه زیاد نوشتن پستها رو بخون همش درسته بقیه هم ول معطل واسه همچین جایی مصاحبه ورود دو ماه طول میکشه یه عالمه سوال چرت و پرت باید جواب بدی خلاصه اگر خر شدی میخوای بیای تحقیق و توسعه نهایت ۲ تا ۳ سال بقیه واحدها شنیدم اوضاع بهتره
افتضاح به تمام معنا زبان پیش فرض خیلی تیم ها کردی هستش همه یا همشهری هستن یا خانواده درجه یک . اگه فامیل باشی رشد میکنی حقوق خوب میگیری بهت تسک خوب میرسه . اما اگه تازه به تیم اضافه بشی و جز اون ۲ دسته نباشی خودشون یه کاری میکنن که خیلی سریع استعفا بدی و خیلی راحت هم میپذیرن . تیم لید ها یا نیستن یا دارن کار خودشون رو میکنن و مدیریت رو سپردن دست زیر دست های خودشون که اونا هم ادم های فنی نیستن فقط تجربه کار تو آسا رو دارن . جواب سلام هم نمیدن چه برسه به اینکه بخواد نیرو رو آنبرد کنن یا شمارو جزیی از تیم ببینن . تکنولوژی های جدید و بروز استفاده نمیشه . تمام عشق و حالشون اینکه بیان پشت سیستمشون صبحونه بخورن بگن ما سرمون شلوغه . همش هم تو جلسه اید . در اخر هم اصلا و ابدا معلوم نیست حقوق رو چطوری حساب میکنن .
اگر تمایل دارید یکبار دیگه برگردید به دوران کودکی خود و مهدکودک رفتن تجربه کنید حتما حتما بهتون پیشنهاد میکنم با این شرکت همکاری کنید... از محیط سمی اونجا بگم براتون که حرف زیاده مثلا اونجا شرکت نرم افزاری و تو اینترنت رو سیستم نداری بخاطر امنیت بالای اونجا، مثلا نرم افزار ERP تولید میکنند ولی حتی خودکارمندا CRM ندارند و یه چیز مسخره هستش پر از باگ که خودشونم نمیدونن این چیزی که تولید کردن چطوری باید باگش برطرف کنند. اونجا اگر چاپلوسی هستی موفق میشی مثلا قربون دکتر بری (دکتر نیستنا ولی آرزوی دکتر بودن دارن و تمام امتحانات و حضور در کلاس توسط منشی انجام میشه) در عوض تمامی مواردی که اعلام کردم دوربین با پیکسل بالا و شنود عالی داره حتی جلوی در سرویس بهداشتی یعنی میخوام بهتون بگم چقدر تو تحت نظر هستی... به این صورته که حتی از شرکت میای بیرون حس میکنی یکی داره نگاهت میکنه... مثلا اونجا کلا آزادی بیان نداری چونکه نظری مخالف بدی پرت میشی بیرون... اهان اینو بگم فکر نکنید این عکسایی که میذارن واقعیه و مثلا تعداد پرسنل بالا ۵۰ نفرنا.... نههههه اصلا کلا ۲۰ نفرم نمیشن ولی این عکسایی که میذارن خانوادگیه چونکه بیزینسشون خانوادگیه... کلا محیط خاله زنکی داره که هیچ جا نمیتونی تجربش کنی باید بجای نرم افزار سبزی خرد کنی شماران بزنن موفقتر میشن... اونجا رو به موت هم باشی سلامتیت هیچ ارزشی نداره و باید بری سرکار و تنها چیزی که بهش اهمیت داده نمیشه حق و حقوق کارمنداس... هر کی میاد اونجا بعد چند ماه میره اوناییم که موندن کسایی هستن که بهشون بال و پر میدن و سوگلی هستن یا چاپلوس... انقدر بازی روانی راه میندازن که دوست داری اون شرکت و با تمام اون آدماش آتیش بزنی انقدر بهت فشار وارد میکنند... فقط شو هستند بخدا که طبل تو خالین حتی تو رویاشون همچین روزایی رو نمیدیدند... اگر بیکار هستید اگر تجربه کاری ندارید حتی فقط بخاطر روزمتون ، اونجا نرید چونکه حقوقتون طوری محاسبه میکنن و بیمتون کارگری رد میکنن که هیچ ارزشی نداره...
در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
تو اون شرکت زیر پله ایی کسانی می رن که جای دیگه نمی تونن کار پیدا کن والا ادم درست و حسابی اونجا پیدا نمی شه دروغ گویی مدیر مدیر پشت سر بقیه غیبت می کنه،تهمت می زنه،گیرهای بیخود،باردار بشه اخراج می شه،محیط پرتنش،روابط جنسی در شرکت زیاد رخ می ده،محیط ناسالم برای زنان چه مجرد و چه متاهل. مدیر و پسرش ادم های منفعت طلبند فقط جنس برگشتی زیاد دارن اونا رو تعمیر می کنن و جای نو می فروشن.
برای حدود شش ماه در شرکت احمقان راه قهوهای کار کردم و حالا تجربهام را به صورت واقعبینانه و با بیانی تازه بازگو میکنم. بعد از خیلی از کامنتها که درباره بدیهای شرکت گفته شده بود، مدیرانشان شروع به گذاشتن کامنتهای فیک کردند و از خوبیهایی که وجود خارجی ندارند گفتند. مدت زمان کار من در این شرکت را توضیح میدهم؛ به نظر من هر کسی که وارد این مجموعه شده با دروغهای معرفی شرکت روبهرو شده و به سادگی آنها را باور کرده است. شرکت را سه برادر مدیریت میکنند و اگر پدر مرحومشان اینجا را تاسیس نکرده بود، شاید به جایگاهی که امروز هستند نمیرسیدند. در حقیقت مدیریت اینجا را میشود روشن دید. سرپرست بخش شبکه و زیرساخت فردی بود که ادعایی داشت اما دانش پایهای درباره شبکه نداشت و گهگاه حرفهای فلسفی میزد و کمتر به کار خودش میپرداخت. مدیر فنی، که یکی از همان برادران است، وقتی صحبت میکرد، به نظر میرسید با زبانی غیرمعمول حرف میزند چون هیچ دلیل روشن و منطقی پشت گفتارش نبود. بیسوادی، بیاخلاقی، تلف کردن وقت دیگران، کنجکاوی بیش از حد و چشمناپاکی شاخصهای رفتاریاش بود. اما از همه بدتر مدیریت عامل بود که دوباره یکی از برادران است؛ فردی که رفتارهایش خلاف اصول مربوط به مدیریت و کارورزی بود. در ابتدای کار فکر میکردم شوخی میکند اما بعدها فهمیدم که درگیر چه ماجراهایی است و باید تحت درمان باشد. در بیشتر کامنتهایی که دیدم، صحت آنها را قبول داشتم جز مواردی که چهار یا پنج ستاره میگرفتند و با طنز و نوشتارشان همخوانی نداشتند؛ احتمالا توسط برادران نوشته شده بودند. من هم در این شرکت واقعا زحمت کشیدم، اما اشکالات جدی در سوییچینگ، روتینگ و فایروالها وجود داشت. سه تا چهار ماه اول، اکثر این مشکلات را برطرف کردم و شبکه را به حالت پایداری رساندم، اما وقتی فهمیدم اخلاق حرفهای، شفافیت در پرداخت حقوق و حریم شخصی در اینجا وجود ندارد، ناامید شدم و تصمیم گرفتم فقط شش ماه را پر کنم و آنجا را ترک کنم. در نهایت پس از شش ماه از شرکت خداحافظی کردم؛ و با وجود تمام تجربههایی که برایشان کار کرده بودم، شرکت جدیدی که استخدام شده بودم از نظر اخلاقی بررسی کرد و صلاحیت من را پاسخگو بود ولی به من گفتند که شرکت مقصد هم چندان خوشایند نیست و پاسخ دادن به مکاتباتشان نیز کمتعالی است. با وجود اینکه در بحث مهاجرت کاری هم درگیر بودم، شش ماه حضور در این شرکت برای رزومه من نقطه منفی محسوب شد. به هر حال از این تجربه فهمیدم که اگر در یک سازمان دروغ گفته شود، نتیجهاش فقط آسیب به اعتبار فرد و کاهش اعتماد دیگران است. لطفا شرکتを مدیران با صداقت رفتار کنید تا نتیجه کار شما به شکلی مطلوب و محترمانه باشد.
به پادگان و زندان همگام رادین خوش آمدید . ورودی با جملاتی پر شده که با خوندنش آدم به عقل مسولین شرکت شک میکنه بجای گرفتن انگیزه بیشتر انگیزه شما خاموش میشه. ورودی با گیت های مترو بسته شده که شما مجبورید برای یه چک کردن گوشیتون هم باید از گیت خارج بشید . برای رفتن بالای پشت بام و یه هواخوری یا کشیدن سیگار هم باید به زودی انگشت خروج بزنید . شاید هم در آینده ای نزدیک در ورودی سرویس های بهداشتی هم گیت خروج نصب کنن تا مبادا دسشویی رفتن هم جز ساعت کاری حساب بشه
به پادگان و زندان همگام رادین خوش آمدید . ورودی با جملاتی پر شده که با خوندنش آدم به عقل مسولین شرکت شک میکنه بجای گرفتن انگیزه بیشتر انگیزه شما خاموش میشه. ورودی با گیت های مترو بسته شده که شما مجبورید برای یه چک کردن گوشیتون هم باید از گیت خارج بشید . برای رفتن بالای پشت بام و یه هواخوری یا کشیدن سیگار هم باید به زودی انگشت خروج بزنید . شاید هم در آینده ای نزدیک در ورودی سرویس های بهداشتی هم گیت خروج نصب کنن تا مبادا دسشویی رفتن هم جز ساعت کاری حساب بشه
شرکت خدمات ارتباطی ایرانسل را تجربه کردم و نمیخواهم جزئیات خاصی که مربوط به افراد است فاش شود. در مصاحبهای برای نقش کارشناس مرکز تماس حاضر شدم؛ دو نفر بهعلاوه خانمی که مسئول منابع انسانی بود جلسه را برگزار کردند. رزومهام را از طریق یکی از اعضای فامیل برای شرکت ارسال کردم و وقتی فرم بررسی رزومه را دیدند، توضیح دادند به دلیل ارتباط خویشاوندی من با یکی از کارکنان، امکان استخدام وجود ندارد. مشکلی که پیش آمد این بود که برای این کار باید به شهر دیگری سفر میکردم، چون شهر ما فرصت استخدامی برای این شرکت نداشت. به این موضوع فکر نکرده بودند که من با آشنایی و تجربه در کار، که کار نسبتا دشواری است، برای مصاحبه میآیم. همچنین میتوانستند از همان اول با تماس تلفنی خبر بدهند که به دلیل وجود اقوام نزدیک در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند تا مسیر حضور در مصاحبه طی نشود.
اگر از جونتون. گردنتون. دستتون.جمعه ها بیرون رفتن با دوستا و خانوادتون. کلیه هاتون بخاطر عدم اجازه برای سرویس رفتن!! سیر شدین. تشریف ببرین رزومه بدین اسنپ فود ساعت ناهاری نیم ساعت که نصفش تو صفی. حقوق کم نسبت به کار.باگ برنامه که بخاطرش شما باید پاسخگوی هزاران ادم عصبی باشی و گزارش باگ هم بدی هیچ اصلاحی صورت نمیگیره و تو همچنان میمونی پاسخگوی یه سری افراد باشی. سفارش کم باشه میگن عملکردت ضعیفه! کیوسی مزخرف تر از خودش که به همه چی گیر میده.سرپرست و مدیرای از خود راضی. خاله زنک بازی و پخش شدن حرفایی ک اتفاقی ازتون شنیده بشه. مقصر شدن تو هر زمینه ای! قرارداد سه ماهه و تهدید شدن به یه ماهه شدن قرارداد بخاطر عملکردی که از کم بودن مشکلات سفارش به دست اومده.پاداشتم سر همین نمیدن نکنید به خودتون این ظلم رو نکنید! الان داری اینو میخونی میگی ممکنه یه سریا از همه چی ناراضی باشن. منم اینارو خوندم و توجه نکردم :) بعدش دیدم اینا واقعا راسته من دلخوش بودم الکی
برای من واقعا ناامیدکننده بود که با سطح مدیریتی شرکت به شدت ضعیف روبهرو شدم؛ وقتی مشکلاتی پیش میآمد، به چشم میآید که نوع پاسخ به سرعت و کیفیت مطلوب نیست. در ابتدا انتظار داشتم که وظایف مربوط به پاسخگویی سریعتر و کارآمدتر انجام شود، هرچند دیدم که جمعی از همکاران هم از این وضعیت راضی نیستند و من هم به خاطر تجربهام تصمیم گرفتم نظر مستقلی بنویسم تا دیگران هم بتوانند از رفتارهای مشابه باخبر شوند. در مجموع، شاکیهای متعددی وجود دارند و به نظر میرسد ارائه پاسخ مناسب در زمان کوتاه، امری است که باید بهبود یابد.
من هیچ وقت حاضر نیستم وقتی با کادر حرفهای روبهرو میشوم، احساس کنم که فریب شدهام. آن تجربه برایم خیلی ناگوار بود چون وعدههای اولیه بدون واقعیت ماند و نهایتا با مشکلات عود کرد. در ابتدای تماس، صحبتها درباره تأیید قبلی عکس و امکان انجام کاشت بدون حضور من بود، اما وقتی مسئله به مراحل بعدی رسید، نظر دیگری مطرح شد و مدعی شدند که با وجود درخواست من، برخی نکات لحاظ نشده است. در نهایت اعلام کردند که برای واریز بیعانه باید همین مقدار کمراهی پرداخت شود و حتی با تأیید از سمت خودشان یک بخش از هزینه کسر شد، که فاصله زمانی و سردرگمی زیادی ایجاد کرد. این تجربه باعث شد که احساس کنم فرایند منظم و شفاف نیست و من همچنان نسبت به اقدامات بعدی این کلینیک محتاط بمانم و از هر کس که قصد پیگیری دارد، آگاهانه اطلاع رسانی کنم.
به شدددددددت نظر "تمام وقت ۱۴۰۳/۱۱/۱۰" رو تایید میکنم فقط تیمی که من عضوش هستم به شدت علاقه داره از تکنولوژی جدید استفاده کنه بیمورد...الکی میکروسرویس مینویسیم...الکی از متدولوژیهای پیچیده استفاده میکنیم که بعدا در جلسات بگیم ما خیلی به روزیم...مدیرمون شعورش نمیرسه که ساده کد زدن خودش یه هنره و لقمه رو دور سر چرخوندن کار ....
تحقیق توسعه به شدت بی سواد و بی تجربه و قسمت دارو و مدیکال در انزوای کامل بخاطر تصمیمات نابخردانه مدیریت کار کردن در این شرکت تلف کردن عمر، کسی که سواد دارد قطعا در این شرکت کار نمی کند و کسانی که جایی ندارند اینجا می مانند. قراردادها هم شش ماهه و یکساله است و حقوق ها خیلی دیرکرد دارد البته برای بعضی ها زودتر دوست دارم زودتر بیام بیرون از این شرکت
پیشنهاد میکنم بیشتر بگردین برای کار، اصلا جای کار کردن نیست، با رفتن گوگانی اما هنوز فامیلاش که مدیر مالی و پسرش که مدیر فروش هستن هنوز هستن، خودشم که مثلا رفته اما هنوز هست، مدیر عامل جدید به ظاهر مدیر عامل اونمکاره ای نیست، فقط میگه من اومدم بهتر شده، قبلی که کوگانی بود از c200 باباش میگفت و این یکی از خاندانش خلاصه که بیگاری نکنید تو یه شرکت که همش شو هست ورود نکنید هر کی هم رفته داره بد میگه ازش، بدتر از همه هم اینکه هر کی میره با شکایت باید پولشو بگیره، اونایی هم که موندن جایی بهشون کار ندادن،جای بعدی هم که میری سر کار استعلام بد ازت میدن، بیکار بمونید اما آدونیس استخدام نشید
اصلا پشتیبانی خیلی ضعیفی داره هر موقع زنگ زدم جوابگو نیستن بنظرم شرکت میاره نه بدرد رستوران دارها میخوره و نه سفیران پیک متوری شرکت خیلی مزخرفی هستش
سالها کارم در ترجمیک رو ماجرایی آرام میدیدم که با وجود سختیهای کوچیک، تجربهی خوبی داشت. حدود سیزده ماه در بخش پشتیبانی مشتریان بودم و تصمیم گرفتم تجربهم رو برای دیگران بازگو کنم. در ابتدای همکاری با دانشجوها خوب بودم و باهاشون هماهنگی کردم، اما به مرور، برای مرخصیها که با افزایش کار شرکت همزمان میشد، با محدودیتهایی روبهرو میشدم. حقوق بهطور منظم میرسید، ولی نسبت به انتظار من کافی نبود و شاید برای برخی با شرایط منطقپذیر همخوانی داشت. برای مرخصی، باید سه تا چهار روز قبل هماهنگی انجام میدادم و امکان تغییر شیفت در این بازه وجود نداشت؛ شیفتی که کار را از ابتدا شروع کرده بودم، تا پایان باید ادامه میدادم. بقیه جنبهها هم همواره معمولی بود. محیط کار نسبتا آرام بود و اجازه میداد درس بخوانم و فشار یا درگیری شدید کاری را تجربه نکنم؛ چنین وضعیتی فرصت میداد تا کنار کار درس هم پیش برود.
سلام به همه دوستان من با کاربین افتخار 4 سال همکاری رو داشتم. مدتی دورکار بودم حدود 2 سال و نیم و حدود یکسال و نیم هم به صورت حضوری با این مجموعه افتخار همکاری داشتم. مزایا و معایب کار در این مجموعه رو برای دوستانی که قصد همکاری با کاربین رو دارم براتون به اشتراک میزام. مزایای کار در کاربین: امکان رشد و پیشرفت پرسنل و همکار با سواد و قوی محیط کار دوستانه معایب کاربین: همفکری تو سازمان میتونست بهتر و بیشتر باشه. با آرزوی موفقیت برای همه.
سلام من مشاور این شرکت هستم و میتونم بعد از یکسال کار کردن الان نظرمو بگم. محیط اینجا صرفا کاریه به دور از حاشیه مشاوره ما دوره ای کم وزیاد میشه مثلا تایم کنکور یا ثبت نام دانشگاه شلوغیم ولی خب تایمای خلوت هم توی این یکسال خیلی داشتیم حقوقم سرماه پرداخت میشه بیمه هستم پاداش ماهانه دارم اموزش مداوم دارم و این مورد رو چک میکنن که اطلاعاتمون به روز باشه شرکت دسترسیش خیلی خوبه و رفت و امدم راحته که برای خودم وقتی دنبال کار بودم یکی از معیارهای اصلیم بود توی این یکسال هم مرخصی گرفتم رفتم شهرخودم و برگشتم سرکار و هیچ مشکلی هم نبوده موردی که خیلی برام مهم بوده که اینکه محیط کاریم پرانرژی باشه و به یه تایم کسل کننده برام تبدیل نشه که همینطور هم شد و راضی ام
شرکت نوآوران پردازش گستر نصر تجربهای گوناگون داشت؛ از نگاه من، همیشه فراز و نشیبهایی توی کار بوده. اول از همه مزیتهای حضور در اینجا رو با صراحت میتونم بگم که حقوق بهموقع پرداخت میشد و دو بخش اول ماه و همچنین میانه ماه رو به صورت منظم دریافت میکردم. بیمه کامل از طرف شرکت، خدمات نهار و همچنین بیمه تکمیلی هم وجود داشتند که نکته مثبتی بود. اما از نظر ضعفها، مشکلاتی در سطح مدیریت به چشم میخورد. برخی مواقع تیم بدون تحلیل دقیق کار رو به دوش میگرفت و اگر اجرای برنامه با مشکل روبهرو میشد، هم روانی کاربر یا هم تصمیمگیر، فشارها را روی برنامهنویس میگذاشتند و این رفتارها موجب ایجاد تنش میشد. گاهی مدیریت با اعضای تیم به شدت برخورد میکرد و این رفتارها منجر به فضای ناخوشایند میشد. به علاوه، گاهی ارزشدهی به افراد به خاطر دیدگاههای خاصی بالا بود و این باعث میشد بعضی از اعضا احساس کنند که عدالت رعایت نمیشود. یکی از اعضای مدیریتی هم خانوادهای بود که در تیم حضور داشت و در مواجهه با چالشها، حق دیگران به سادگی داده نمیشد. پیامهای مثبت و دلنشینی که دیده میشد، واقعا وجود داشتند، اما ممکن بود هر روزه بهدرستی بیان نشود و در نتیجه هیچکس مطمئن نبود که واقعا با چه کسی کار میکند یا باید با کدام افراد وارد چالش شود. از خروجیهای روزمره هم میشد دریافت که با وجود درآمد دلاری، حقوق برخی پرسنل تغییر میکرد و غذا کیفیت لازم را نداشت و در کنار نبود آبدارچی، برخی کارهای نظافتی هم بر عهده کارکنان بود و این فضای کار را تحت فشار میگذاشت. در بسیاری از مواقع مشخص نبود شرکت تا فردا در کار خواهد بود یا نه و اخراجها بدون دلیل به وقوع میپیوست. همچنین سابقه اکثر استفادههای تشویقی به دلیل محدودیتهای ذهنی از دست میرفتند و دیگر چیزی مثل آجیلهای اعیانی مناسبتها به کارمند داده نمیشد.
تجربه ۴ سال کار در تحقیق و توسعه سالهای اول برات جذابه، یاد میگیری چون همه چیز برات جدیده. اگر کارت خوب باشه از سال اول همش وعده وعید میدن که حقوقت و زیاد میکنیم، حق جذبت تغییر میکنه اگر نشد روی پاداشت جبران میکنیم ولی همش کشکه دو سه سال اول هیچ اتفاق خاصی برات نمیفته فقط حرف و باد هواست. بعد دو سه سال متوجه روابط مافیایی میشی میفهمی سر ارتقا و میز ریاست چه دعواییه .اگر مزایایی باشه فقط برای مدیر و چند تا رییسه! تازه نه همه رییسها. کارها و جلسات بیخودی زیاد داری همه وانمود میکنن کارشون از بقیه سختر و مهم تره. برای مسخره ترین کارها چند هفته جلسه میذارن. فضای کاری خشک و مسمومه. یه سری رییس بی خاصیت و تعطیل هست که کار به هیچی ندارن هیچ مسئولیتی گردن نمیگیرن ففط رو مخت راه میرن. یه منابع انسانی هست کار خودش و میکنه،کار به هیچکس نداره کتاب میخونن واسه هم ارائه میدن. همه چیز از بالا به پایین و یک طرفه است. یه دماغ بالای بیسواد سه ماه یکبار بهت بازخورد غیرحرفه ای یک طرفه میده. یه بودجه اضافی هست تا آخر سال باید خرج بشه کسی بابتش پاسخگو نیست. وام و پارکینگ واسه ورودیهای جدید نیست به این زودی بهت نمیرسه گروه سیستم بی سر صاحاب گروه نرم افزار و سخت افزار مافیایی از مدیر بقیه زیاد نوشتن پستها رو بخون همش درسته بقیه هم ول معطل واسه همچین جایی مصاحبه ورود دو ماه طول میکشه یه عالمه سوال چرت و پرت باید جواب بدی خلاصه اگر خر شدی میخوای بیای تحقیق و توسعه نهایت ۲ تا ۳ سال بقیه واحدها شنیدم اوضاع بهتره
افتضاح به تمام معنا زبان پیش فرض خیلی تیم ها کردی هستش همه یا همشهری هستن یا خانواده درجه یک . اگه فامیل باشی رشد میکنی حقوق خوب میگیری بهت تسک خوب میرسه . اما اگه تازه به تیم اضافه بشی و جز اون ۲ دسته نباشی خودشون یه کاری میکنن که خیلی سریع استعفا بدی و خیلی راحت هم میپذیرن . تیم لید ها یا نیستن یا دارن کار خودشون رو میکنن و مدیریت رو سپردن دست زیر دست های خودشون که اونا هم ادم های فنی نیستن فقط تجربه کار تو آسا رو دارن . جواب سلام هم نمیدن چه برسه به اینکه بخواد نیرو رو آنبرد کنن یا شمارو جزیی از تیم ببینن . تکنولوژی های جدید و بروز استفاده نمیشه . تمام عشق و حالشون اینکه بیان پشت سیستمشون صبحونه بخورن بگن ما سرمون شلوغه . همش هم تو جلسه اید . در اخر هم اصلا و ابدا معلوم نیست حقوق رو چطوری حساب میکنن .
اگر تمایل دارید یکبار دیگه برگردید به دوران کودکی خود و مهدکودک رفتن تجربه کنید حتما حتما بهتون پیشنهاد میکنم با این شرکت همکاری کنید... از محیط سمی اونجا بگم براتون که حرف زیاده مثلا اونجا شرکت نرم افزاری و تو اینترنت رو سیستم نداری بخاطر امنیت بالای اونجا، مثلا نرم افزار ERP تولید میکنند ولی حتی خودکارمندا CRM ندارند و یه چیز مسخره هستش پر از باگ که خودشونم نمیدونن این چیزی که تولید کردن چطوری باید باگش برطرف کنند. اونجا اگر چاپلوسی هستی موفق میشی مثلا قربون دکتر بری (دکتر نیستنا ولی آرزوی دکتر بودن دارن و تمام امتحانات و حضور در کلاس توسط منشی انجام میشه) در عوض تمامی مواردی که اعلام کردم دوربین با پیکسل بالا و شنود عالی داره حتی جلوی در سرویس بهداشتی یعنی میخوام بهتون بگم چقدر تو تحت نظر هستی... به این صورته که حتی از شرکت میای بیرون حس میکنی یکی داره نگاهت میکنه... مثلا اونجا کلا آزادی بیان نداری چونکه نظری مخالف بدی پرت میشی بیرون... اهان اینو بگم فکر نکنید این عکسایی که میذارن واقعیه و مثلا تعداد پرسنل بالا ۵۰ نفرنا.... نههههه اصلا کلا ۲۰ نفرم نمیشن ولی این عکسایی که میذارن خانوادگیه چونکه بیزینسشون خانوادگیه... کلا محیط خاله زنکی داره که هیچ جا نمیتونی تجربش کنی باید بجای نرم افزار سبزی خرد کنی شماران بزنن موفقتر میشن... اونجا رو به موت هم باشی سلامتیت هیچ ارزشی نداره و باید بری سرکار و تنها چیزی که بهش اهمیت داده نمیشه حق و حقوق کارمنداس... هر کی میاد اونجا بعد چند ماه میره اوناییم که موندن کسایی هستن که بهشون بال و پر میدن و سوگلی هستن یا چاپلوس... انقدر بازی روانی راه میندازن که دوست داری اون شرکت و با تمام اون آدماش آتیش بزنی انقدر بهت فشار وارد میکنند... فقط شو هستند بخدا که طبل تو خالین حتی تو رویاشون همچین روزایی رو نمیدیدند... اگر بیکار هستید اگر تجربه کاری ندارید حتی فقط بخاطر روزمتون ، اونجا نرید چونکه حقوقتون طوری محاسبه میکنن و بیمتون کارگری رد میکنن که هیچ ارزشی نداره...
در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
تو اون شرکت زیر پله ایی کسانی می رن که جای دیگه نمی تونن کار پیدا کن والا ادم درست و حسابی اونجا پیدا نمی شه دروغ گویی مدیر مدیر پشت سر بقیه غیبت می کنه،تهمت می زنه،گیرهای بیخود،باردار بشه اخراج می شه،محیط پرتنش،روابط جنسی در شرکت زیاد رخ می ده،محیط ناسالم برای زنان چه مجرد و چه متاهل. مدیر و پسرش ادم های منفعت طلبند فقط جنس برگشتی زیاد دارن اونا رو تعمیر می کنن و جای نو می فروشن.
برای حدود شش ماه در شرکت احمقان راه قهوهای کار کردم و حالا تجربهام را به صورت واقعبینانه و با بیانی تازه بازگو میکنم. بعد از خیلی از کامنتها که درباره بدیهای شرکت گفته شده بود، مدیرانشان شروع به گذاشتن کامنتهای فیک کردند و از خوبیهایی که وجود خارجی ندارند گفتند. مدت زمان کار من در این شرکت را توضیح میدهم؛ به نظر من هر کسی که وارد این مجموعه شده با دروغهای معرفی شرکت روبهرو شده و به سادگی آنها را باور کرده است. شرکت را سه برادر مدیریت میکنند و اگر پدر مرحومشان اینجا را تاسیس نکرده بود، شاید به جایگاهی که امروز هستند نمیرسیدند. در حقیقت مدیریت اینجا را میشود روشن دید. سرپرست بخش شبکه و زیرساخت فردی بود که ادعایی داشت اما دانش پایهای درباره شبکه نداشت و گهگاه حرفهای فلسفی میزد و کمتر به کار خودش میپرداخت. مدیر فنی، که یکی از همان برادران است، وقتی صحبت میکرد، به نظر میرسید با زبانی غیرمعمول حرف میزند چون هیچ دلیل روشن و منطقی پشت گفتارش نبود. بیسوادی، بیاخلاقی، تلف کردن وقت دیگران، کنجکاوی بیش از حد و چشمناپاکی شاخصهای رفتاریاش بود. اما از همه بدتر مدیریت عامل بود که دوباره یکی از برادران است؛ فردی که رفتارهایش خلاف اصول مربوط به مدیریت و کارورزی بود. در ابتدای کار فکر میکردم شوخی میکند اما بعدها فهمیدم که درگیر چه ماجراهایی است و باید تحت درمان باشد. در بیشتر کامنتهایی که دیدم، صحت آنها را قبول داشتم جز مواردی که چهار یا پنج ستاره میگرفتند و با طنز و نوشتارشان همخوانی نداشتند؛ احتمالا توسط برادران نوشته شده بودند. من هم در این شرکت واقعا زحمت کشیدم، اما اشکالات جدی در سوییچینگ، روتینگ و فایروالها وجود داشت. سه تا چهار ماه اول، اکثر این مشکلات را برطرف کردم و شبکه را به حالت پایداری رساندم، اما وقتی فهمیدم اخلاق حرفهای، شفافیت در پرداخت حقوق و حریم شخصی در اینجا وجود ندارد، ناامید شدم و تصمیم گرفتم فقط شش ماه را پر کنم و آنجا را ترک کنم. در نهایت پس از شش ماه از شرکت خداحافظی کردم؛ و با وجود تمام تجربههایی که برایشان کار کرده بودم، شرکت جدیدی که استخدام شده بودم از نظر اخلاقی بررسی کرد و صلاحیت من را پاسخگو بود ولی به من گفتند که شرکت مقصد هم چندان خوشایند نیست و پاسخ دادن به مکاتباتشان نیز کمتعالی است. با وجود اینکه در بحث مهاجرت کاری هم درگیر بودم، شش ماه حضور در این شرکت برای رزومه من نقطه منفی محسوب شد. به هر حال از این تجربه فهمیدم که اگر در یک سازمان دروغ گفته شود، نتیجهاش فقط آسیب به اعتبار فرد و کاهش اعتماد دیگران است. لطفا شرکتを مدیران با صداقت رفتار کنید تا نتیجه کار شما به شکلی مطلوب و محترمانه باشد.
به پادگان و زندان همگام رادین خوش آمدید . ورودی با جملاتی پر شده که با خوندنش آدم به عقل مسولین شرکت شک میکنه بجای گرفتن انگیزه بیشتر انگیزه شما خاموش میشه. ورودی با گیت های مترو بسته شده که شما مجبورید برای یه چک کردن گوشیتون هم باید از گیت خارج بشید . برای رفتن بالای پشت بام و یه هواخوری یا کشیدن سیگار هم باید به زودی انگشت خروج بزنید . شاید هم در آینده ای نزدیک در ورودی سرویس های بهداشتی هم گیت خروج نصب کنن تا مبادا دسشویی رفتن هم جز ساعت کاری حساب بشه
به پادگان و زندان همگام رادین خوش آمدید . ورودی با جملاتی پر شده که با خوندنش آدم به عقل مسولین شرکت شک میکنه بجای گرفتن انگیزه بیشتر انگیزه شما خاموش میشه. ورودی با گیت های مترو بسته شده که شما مجبورید برای یه چک کردن گوشیتون هم باید از گیت خارج بشید . برای رفتن بالای پشت بام و یه هواخوری یا کشیدن سیگار هم باید به زودی انگشت خروج بزنید . شاید هم در آینده ای نزدیک در ورودی سرویس های بهداشتی هم گیت خروج نصب کنن تا مبادا دسشویی رفتن هم جز ساعت کاری حساب بشه
شرکت خدمات ارتباطی ایرانسل را تجربه کردم و نمیخواهم جزئیات خاصی که مربوط به افراد است فاش شود. در مصاحبهای برای نقش کارشناس مرکز تماس حاضر شدم؛ دو نفر بهعلاوه خانمی که مسئول منابع انسانی بود جلسه را برگزار کردند. رزومهام را از طریق یکی از اعضای فامیل برای شرکت ارسال کردم و وقتی فرم بررسی رزومه را دیدند، توضیح دادند به دلیل ارتباط خویشاوندی من با یکی از کارکنان، امکان استخدام وجود ندارد. مشکلی که پیش آمد این بود که برای این کار باید به شهر دیگری سفر میکردم، چون شهر ما فرصت استخدامی برای این شرکت نداشت. به این موضوع فکر نکرده بودند که من با آشنایی و تجربه در کار، که کار نسبتا دشواری است، برای مصاحبه میآیم. همچنین میتوانستند از همان اول با تماس تلفنی خبر بدهند که به دلیل وجود اقوام نزدیک در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند تا مسیر حضور در مصاحبه طی نشود.
اگر از جونتون. گردنتون. دستتون.جمعه ها بیرون رفتن با دوستا و خانوادتون. کلیه هاتون بخاطر عدم اجازه برای سرویس رفتن!! سیر شدین. تشریف ببرین رزومه بدین اسنپ فود ساعت ناهاری نیم ساعت که نصفش تو صفی. حقوق کم نسبت به کار.باگ برنامه که بخاطرش شما باید پاسخگوی هزاران ادم عصبی باشی و گزارش باگ هم بدی هیچ اصلاحی صورت نمیگیره و تو همچنان میمونی پاسخگوی یه سری افراد باشی. سفارش کم باشه میگن عملکردت ضعیفه! کیوسی مزخرف تر از خودش که به همه چی گیر میده.سرپرست و مدیرای از خود راضی. خاله زنک بازی و پخش شدن حرفایی ک اتفاقی ازتون شنیده بشه. مقصر شدن تو هر زمینه ای! قرارداد سه ماهه و تهدید شدن به یه ماهه شدن قرارداد بخاطر عملکردی که از کم بودن مشکلات سفارش به دست اومده.پاداشتم سر همین نمیدن نکنید به خودتون این ظلم رو نکنید! الان داری اینو میخونی میگی ممکنه یه سریا از همه چی ناراضی باشن. منم اینارو خوندم و توجه نکردم :) بعدش دیدم اینا واقعا راسته من دلخوش بودم الکی