جای پر از دروغ و زیر آب زنی متاسفانه فضا پر از آدمای بی ارزش جامعه و کم بین بدون شعور کاری و این که شما کلا اونجا عمرت هدر میدید برای کاری که نه پول خوب داره نه جلوه اجتماعی خوبی داره و نه اصلا ارزشی داره فقط انگار ی آدم ولگرد تو خیابون میگردی بری پیک موتوری شرافت داره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای تجربهای که از داناپرداز دارم مینویسم، با وجود تمایلم به نشان دادن جنبههای خوب شرکت، در نهایت احساس کردم فضای کار آنجا برای من فشار زیادی داشت و خیلی چیزها از همان اول روشن نبود. مدیرعامل جوان شرکت با چالشهای زیادی روبهروست و درک میکنم که برخی از این مسائل برای همه روشن نیست. فشارهای ناشی از این موقعیت ممکن است روی رفتار ایشان تاثیر بگذارد و گاهی از کنترل خارج شود، هر چند باید قبول کرد که مدیر باید بتواند خودش را مدیریت کند. مشکل اصلی از نظر من کمبود مدیران باسواد و با تجربه است؛ مدیرعامل نیاز دارد بداند که توانایی ادارهی کامل یک شرکت را به تنهایی ندارد و باید از افراد متخصص در بخشهای مختلف استفاده کند تا هم او و هم شرکت بتوانند نفس بکشند. یکی از کارکنان با نقش عملیات که به نظر میرسد بیشتر برای نقد و زیر سوال بردن امور حضور دارد تا پیشبرد پروژهها، سبب شده فضای کار بیثبات به نظر برسد. فردی که به نظر بیتجربه میرسد و در رفتار مدیریتی هم ضعفهایی دارد، باعث میشود تیم از ادامه همکاری ترس و بیاعتمادی پیدا کند و برخی از همکاران از کار در چنین محیطی فرار کنند. من مطمئن نیستم که آیا شایستگی لازم برای این سمت وجود دارد یا نه، یا اینکه آیا ما از جنبههای پنهانیای باخبر نیستیم که در این باره وجود دارد. دوست داشتم داناپرداز جایی باشد که به رزومهام اعتبار بدهد، اما تجربهام بیشتر به عصبانیت و هدر رفتن زمان شبیه شد. هنوز هم فکر میکنم اگر حضور این خانم در تیم نباشد و مدیران با تجربه وارد کار شوند و مدیرعامل اختیار لازم را به تیم بدهد، با وجود نیروهای خوبی که آنجا هستند احتمال بهبود وجود دارد. شاید در چنین حالتی شرایط بهتر شود.
امروز یکی از بچه های قدیمی آریا بنیز این صفحه رو برام فرستاد که ببین از زمانی که رفتیم شرکت به چه وضعی افتاده متن ها همه رو خودندم یکسری موارد به این شرکت وارده و یکسری خیر ****** جزو انسان های شریفی هست که الان 5 سال هست ندیدمش و آدم با صفا، متاسفم که امثال یکسری نفرات مثل این خانم ف.ا باعث شرمندگی ایشون شده و من شخصا بخاطر این شخص ترک کردم مجموعه رو و باعث آبرو ریزی حمید شده همه از ایشون بد میگند و حرف های نادرستی میزنند که باعث شده اعتبار شرکت و حمید رو این شخص از بین ببره خلاصه به نظر کل مجموعه رو با یک کفه ترازو نگاه نکنید افراد خوبی داخل این سیستم رشد و پرورش پیدا کردند و هر کدوم جدا شدند و رفتند شرکت زدند با اعتبار حمید خان امیدوارم این افراد باعث نشند اعتبار آریا خراب بشند .
یکی از بدترین شرکتهایی که کار کردم اینجا بود شرکت پر از استرس بدون امنیت شغلی و بدون بیمه و بیمه تکمیلی گرفتن اصل شناسنامه ها و چک و سفته به عنوان اینکه قانون شرکت است
وقتی از کارها میگذرد، متوجه میشدم که حقوق به موقع تنها نکته قابل تأیید شرکت بود و سایر جنبهها بیشتر توضیح میطلبد. بقیه اعضای شرکت را کادر مدیریتی و سایر مدیران میدانم که سهم بیشتری از مزایا دارند و دستمزد تیمهای اداری و ستادی هم نسبتا بالا است، در حالی که تیم فروش هم از نظر درآمد و هم از نظر حقوق وضعیت خوبی داشت.
من داناپرداز را دوست داشتم اما مشکلاتی که در آنجا وجود داشت واقعا آزارم میداد. مدیرعامل باهوش و واقعا برای رشد کارش زحمت میکشد، اما فشار کار خیلی بالاست و هر چیزی رو از جزئیات فرایند تا روابط بین همکاران مدام زیر نظر دقیق قرار میگیرد و هر مسئله کوچک و بزرگی با شدت بررسی میشود؛ وقتی عصبانی میشود لب به سخن میگشاید و هر چی دلش بخواهد میگوید، هرچند بعدها معمولا پشیمان میشود و عذرخواهی میکند. رئیس مدیری که آنجا کار میکند کسی است که تقریبا هیچ کس دقیقا نمیداند چه نقشی دارد؛ رفتارها و دانشش هم از نظر رفتاری و هم فنی کم است. فقط چون وانمود میکند همراه مدیرعامل است سمتش حفظ میشود و حقیقتا میتوانم بگویم بیشترین مشکلات شرکت به دلیل حضور همین خانم است که بسیاری از نیروها هم به خاطر او ترک میکنند. چیزی که تا حالا فهمیدم این است که چرا مدیرعامل نمیخواهد این روند را تغییر دهد و از او دل بکند. گاهی انگار تذکری میدهد و برای مدتی ادای دوستانه بودن را در میآورد، اما واقعیت ماجرا کاملا مشهود است؛ چون این خانم بلد نیست وانمود کند و رفتار او ذاتا اینطور است. با اینکه از مزایا هم میگویم، فضای دوستانهای وجود دارد و اکثر همکاران حرفهایاند، اما افسوس که بسیاری از افراد حرفهای بهخاطر شرایط به سرعت خسته میشوند و از مجموعه میروند. اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشود، در جامعه ما واقعا مزیت محسوب میشود. امکان رشد و ارتقا شغلی وجود دارد ( البته به شرطی که با آن خانم و رویههای دوستانهاش کنار بیایید و زیرآبتان را نزنند).
اگر میخوایین وقتتون رو هدر بدین تو این شرکت کار کنید اگر میخوایین رزومه تون رو خراب کنید تو این شرکت استخدام بشین اگر میخوایین با یه مدیر منابع انسانی ****** بلد نیست کار کنید حتما برین تایگر اگر میخوایین تو یک شرکت که همیشه مشکل دستشویی دارهه و شرکت ****** و داشته کار کنید حتما برید تایگر تمامی مواردی که دوستان نوشتن کاملا درسته اگر خدای ناکرده با این شرکت قرارداد ببندی اونم دوساله استعفا که نمیتونی بدی تهدید هم میکنن اصلا چیزی بنام استعفا وجود ندارهه باید یه دروغی سرهم کنی تا فرار کنی از اون خراب شده فقط میتونم بگم خیلی خیلی شرکت چیپی هست آهان راستی یه مدیر فروش دارن که ****** کار میکنه و اونم هیچی از فروش نمیدونه و فقط دارن سر شرکت ها و ارگان ها رو کلاه میذارن تا یک سال بشینم اینجا بنویسم حرف دارم از بی نظمی و مدیریت بی سواد و زورگو و محیط بد شرکت که ده نفر آدمو تو یه اتاق ۶ متری جا دادن و .....
سالها در نگاه بانک با امکانات محدود و فشار کار بالا همراه بودم؛ بهمحض تاسیس سال ۹۹ وارد مجموعه شدم و اولین نفری که در آن دوران دیدم، مدیرعامل کنونی بود. آن زمان، برخوردها نسبتا خام و بیاعتمادانه بود و من با او و همکار قدیمیاش ارتباط نزدیک پیدا کردم. به مرور فهمیدم که با فردی و همکارش در حال رقابت مخفی هستند و به هر بهانهای تلاش میکردند تا جایگاه افراد را از بین ببرند یا با جابجاییهای پشتپرده به نفع خود بهره برند. من و همکار دیگرم، زمانی کنار هم کار میکردیم و همواره کنار هم بودیم تا اینکه تغییراتی در مدیریت واحد به وجود آمد؛ فردی که این جایگاه را داشت با مدرک لیسانس اما سطح علمی مطلوبی نداشت، به عنوان سرپرست و سپس مدیر واحد بانکداری دیجیتال منصوب شد. در کنار او، ایشان با چهرهای پر از کمبودها و رفتارهای ناپایدار ظاهر میشدند و با همکاران به شیوهای پر از دروغ و جدل برخورد میکردند. با وجود این وضعیت، تصور میکردیم پروژههای بانکی جدید میتواند پایدار بماند، اما با فرار از زیر بار مسئولیت و نگهداشتن صندلیهای مدیریتی از دست دادن صندلیهای ما را درگیر کردند و دیگر از جملههای تشویقی خبری نبود. در نتیجه، مجموعهای از فشارهای اقتصادی و تصمیمهای مدیریت، من و سایر همکاران تصمیم گرفتیم به دنبال فرصتهای بهتری بگردیم؛ در برخی موارد، با حقوقی بهمراتب بالاتر و پیشنهادهای شغلی بهتر روبهرو شدیم. به نظر میرسید که تیمی که با دروغ و ریاکاری و با استفاده از موقعیتهای خود به دیگران فشار میآوردند، بخش جداییناپذیر آن محیط بودند و هماکنون هم برخی از این رفتارها را ادامه میدهند. در نهایت، کارمندان، از جمله همصفیهای من، به دنبال جایگاههایی بودند که در آن بتوانند حق و حقوق خود را حفظ کنند و از فضایی که پر از تهدید و فشار بود فاصله گرفتند.
ماورانت را در ذهن دارم به عنوان بزرگترین آژانس دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات پزشکی در خاورمیانه و به نوعی نخستین و مطمئنا یکی از بزرگترین آژانسهای برندینگ با تمرکز روی تخصصهای درمانی در این منطقه میبینم.
بعد از چندین مته کار در این شرکت این تجارب رو حاصل کردم که امیدوارم به گوش مسولین شرکت برسه و بتونن مشکلات رو حل کنن. مشکل اول . بی تفاوت بودن مجموعه مدیریت نسبت به مشکلانی هست که توی شرکت وجود داره. یه جوری رفتار میشه که انگار شرکت هیچ مشکلی نداره . از دو حال خارج نیست یا قدرت و عظم مدیریت ور حل مشکلات واقعا پایینه و به اصلاح از پس مدیریت شرکت بر نمیان یا اینکه واقعا بی تفاوت شدن و براشون تصلا اهمیتی نداره . مشکل دوم . بیشتر تفراد شرکت سر جای خودشون نیستن و به بیانی دیگه شایسته سالاری انجام نشده . افرادی برخی پست ها رو در شرکت اشغال کردن که بنظرم صلاحیت بودن در اون پست رو ندارن . مشکل سوم . دید از بالا به پایین کارمندان شرکت هستش که این دید میگه هر کسی دوست داره اینجا کار کنخ باید توی ساختار فشل اداری ما کار کنه و هر کسی به این ساختار انتقاد داره میتونه از شرکت بره . این سه مورد بنظرم عجیبترین موردهای هست که توی شرکت برخورد کردم و واقعا آزار دهنده هست
وقتی میری مصاحبه 10مرحله و 3ماه زمان میبره ادهاشون ...رو پاره میکنه اما 3ماهه امتیاز دیجی گلاب ایراد داره و خیلی روند ساده ای داره ولی از رفع باگ عاجزند اپلیکیشن پره باگه.هرروز 100تا نوتیف بی معنی میده همه رو گزارش دادم ولی بعد 3ماه هنوز هست از ادعاتون کم و به سواد نداشتتون اضافه کنید
من 2 سال داخل این خراب شده مشغول به کار بودم فقط به دلیل نبود شغل مناسب سمتی من مجبور بودم بمونم وگرنه ماه دوم جدا میشدم باز هم تاکید میکنم از این هلدینگ خراب شده. پرداخت حقوق اصلا در الویت نیست شاید الویت 4و5 خراب شده باشه بیشتر برداشت شرکا مهمه و دیزاین شرکت - برای پرسنل ارزشی قائل نیستن و با بن کارگری و بیمه تکمیلی و حتی بسته شب عید هم کلا آشنا نیستن ؛ تو سازمان و فقط به مدیرها خوب میرسن - شاید باورتون نشه که من 5 ماه اونجا حقوق کار کردم و حقوق نگرفتم و این موضوع بیش از چندین بار اتفاق افتاد - کارخانه به شدت ضعیف و کند کار انجام میدن و شاید هر دستگاه مشتری با تاخیر 4 ماهه یا بیشتر انجام بشه و بالای 80 درصد از پروژه ها به دعوا و شکایت میرسه و حتی به اجرا گذاشتن ضمانت نامه. مدیریت اونجا و انجام کارها دست ی خانمی هست که بیش از 13 سال اونجا سابقه کار داره و هر چی اون میگه باید انجام بشه و تاخیر در پرداخت حقوق هم بی شک بخاطر وجود این خانم هست چون تامین نقدینگی دست ایشونه و کاملا بی سواد هست دیپلم ردی . بیمه تکمیلی هر دهاتی و خرابه ای داره ولی اینجا با وجود درخواست کارمندها ندارند - فقط به فکر دک و پز شرکتی می باشند و هدف و پیشرفت پروژه براشون مهم نیست . مدیر عامل یکی دو تا شرکت اونجا فقط سواد درست حسابی دارن مابقی در حد کارمند که چه عرض کنم در حد کارگر هم سواد درست حسابی ندارند . حقوق ها بغیر از اینکه دیر پرداخت - و هیچگونه قراردادی به کارمندها داده نمیشود که بتونن حق خودشون رو بگیرن و موضوع دیگه اینکه هیچ قرارداد امضا شده ای به کارمند نمیدن که سندی داشته باشه. حتی روزی هم که از مجموعه جدا شدم مطالبات خودم رو تونستم از طریق شکایت در سازمان اداره کار بگیرم - مالی تسویه رو زده بود 24 میلیون ولی اداره کار 38 میلیون برام محاسبه کرده بود که همون خانمی هم که داخل منابع انسانی مشغول به کار هست زیر بار نمیرفت . درکل بخوام تجربه خودم رو بگم : اگر اشتباه کردید و وارد این سازمان شدید فقط 2 دستی مراقب باشید که جیبتون رو نزنن شاید خنده دار باشه ولی واقعا همینطوره ؛ چون اصلا براشون حق کارمند مهم نیست و در صورت جدا شدن حتما حق و حقوق خودتون رو از اداره کار پیگیر بشید ؛ چون اگر به هوای منابع انسانی و مالی اون شرکت خراب شده باشید شاید 6-5 ماه طول بکشه . حرف آخر : عقل سالم اگر داشته باشید به این مجموعه اضافه نمیشید واقعا میگم . و مورد اخر امکان داره حتی بیمه که مهم ترین چیز هست برای شما رد نشه چون منابع انسانی و مالی کلا تعطیلی داره این مجموعه . ***** کامنت های مثبت از طرف منابع انسانی هست - دقت کنید تو 2و3 روز پشت سر هم کامنت مثبت گذاشتن که کامنت های منفی بره پایین و دیده نشه .
قبل از تمام شدن تاریخ قرارداد مجبور شدم کار را ترک کنم و گفتند باید دو ماه فرصت بدهند تا نیرو جایگزین کنند؛ از نظر من این پیشنهاد منطقی بود و تعهد حرفهای هم همین را میطلبید. سه هفته بعد تماس گرفتند و گفتند تسویهحساب کردهاند. dana-pardar محیطی دوستانه و خوب داشت و حقوق در زمان مقرر پرداخت میشد. هر شرکت با چالشهای خاص خودش روبهروست، اما به دلیل پرداخت هزینههای زندگیام ناچار شدم از شرکت خارج شوم و پروژهای را دنبال کنم. حقوق مناسب بود و فضای کار عالی بود.
شرکتی هست که اگر سابقه کار ندارید تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه باتوجه به اینکه آموزش های خوبی ارایه میدن و اینکه به لحاظ حقوقی برای افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه درآمد بیشتری حاصل میشه ولی اگر دارای سابقه کار هستید ترجیحا وارد این شرکت نشین چون سابقه کاری قبلی تون در حقوق لحاظ نمیشه . ساعت کاری بالایی داره و اضافه کاری نداره و اینکه پنج شنبه ها و جمعه ها شم خیلی مواقع یا مشغول کار هستید یادر مرکز آموزش . اگر خواستید در این شرکت مشغول بشید فقط در شرکتهای پناه ورود کنید به هیچ عنوان وارد تحت لیسانس ها نشید چون مدیران تحت لیسانس از افراد قدیمی پناهها هستند و به لحاظ موضوعات Hr و مدیریتی افراد فاقد تجربه و الکی مدعی هستند که بعضا دیده شده بهترین نیروهای شرکتهای پناه با ورود به تحت لیسانس ها به دلیل سو مدیریت تجربه چندین ساله کار در همکاران سیستم را رها و از شرکت خارج شده اند . این شرکت اگر مسیر خوبی برای توسعه کاری براتون فراهم نشه بیشتر از سه سال کار کردن در آن اشتباه هست .
این مجموعه فقط اسم در کرده ولی واقعا این چیزی که میگند نیست الان تمام پروژه های شرکت عقب افتاده و پر از پرونده های حقوقی داره، کل این شرکت شده یک خانم که شده همه کاره شرکت و کسی جرات نداره بهش حرف بزنه چون زیر نظر مدیر عامل حمایت میشه و در حد سواد دیپلم هم نداره به هم دستور میده و بد رفتاری میکنه یه ذره فهم و شعور نداره خلاصه ۹ ماه وقت خودمو اونجا بیخودی گذروندم داخل مهندسی
از کمهوش بودن منابع انسانی همین بس که اومده توی یه روز پنج تا کامنت گذاشته که همشونم میگن {شرکت خوبیه حقوق دیر و زود میشه ولی نمیسوزه و ما هم دیگه اونجا نیستیم به دلایل شخصی}، خانم کم هوش حداقل متن رو عوض کن. اول این که این شرکت توی کل عمر کاریش حتی و تاکید میکنم حتی یک بار هم حقوق رو به موقع نداده چه برسه زود. دوم اینکه بله چهار پنج نفری هستن که رفتن و برگشتن که علتش چند تا چیزهص یکی اینه که ادم ضعیفین جای دیگه کار به درد بخور پیدا نکردن و علت دیگشم اینه بر میگیردن با یه حقوق خیلی بالا و سر تایم برای اون افراد خاص که عمدتا نقش مدیریتی دارن.
به عنوان تجربهای واقعی از یک کارمند که برایوارهی مصاحبهها را تجربه کرده ام، این روایت را بازنویسی میکنم تا زبان طبیعی و روان داشته باشد و با حفظ معنا، ساختار متن تغییر کند. من برای موقعیت مدیر بازاریابی و فروش رزومه فرستادم و به نخستین مصاحبه به دفتر فروش مرکز که محل کار مدیر منابع انسانی هم بود دعوت شدم. مصاحبه اول خوب پیش رفت و آنها گفتند رزومهام بیشازحد مناسب است و ترجیح میدهند من را در موقعیت بهتری کنارشان نگه دارم. پیشنهاد داده شد که بهعنوان مدیر Quality Check و Quality Assurance به همکاری بپیوندم. در جلسه دوم با مدیرعامل مجموعه در دفتر مرکزی صحبت کردند و او با توجه به رزومهام اظهار داشت دوست دارد به عنوان دستیار اجرایی خودش فعالیت کنم. اگر میخواهم، شنبه صبح ساعت ۷:۳۰ بیایم تا سه روز ابتدایی را برای شناخت بیشتر تجربه کنم. حتی گفتند برای دستمزد بعد از این دوره صحبت کنیم تا بتوانند تصمیم دقیقتری بگیرند. در همان جلسه اول، مدیر عامل با من تازهوارد در مورد مدیران ارشد مجموعه با لحن تمسخر صحبت کرد. من رغبت زیادی برای قبول کردن نداشتم، اما تماس گرفتند و پذیرفتم. در همان روز اول مطرح شد که مسئلهی تشخیص و بهبود سازمان را بررسی کنیم و قولهای زیادی دادند که اگر بتوانم سازمان را که طی کرونا از حدود ۷۰۰ نفر به ۱۶۰ تا ۱۷۰ نفر کاهش یافته، دوباره توسعه دهم، مزایای زیادی برایم فراهم میشود. از من خواستند که از ساعت شش صبح در محل حاضر باشم و تا شش عصر وقت بگذارم تا ظرف سه هفته سازمان را متحول کنم، با همکاری کلینیک کاشت. به نظر میرسید چالش جالبی باشد، اما خیلی سریع فهمیدم که فرهنگ سازمانی نه تنها مثبت نیست، بلکه تا حدی منفی است. ساختار داخلی بخش پذیرش با فروش مجموعه در وضعیت جنگ داخلی غیرمنطقیای قرار داشت و فروش هم به سه گروه تقسیم شده بود بدون وجود مدیری واحد و با درگیریهای داخلی مداوم. سه روز حضور من هر روز صبح در سالن پذیرش با صحنههای درگیری و فریاد همراه بود و این رفتارها واقعا برای مشتریان بیارزش بود. محیط کار کاملا پرتنش و بیقراری بود و من سعی میکردم تا حد امکان این مشکلات را حل کنم، اما فهميدم که ریشهها به همان افراد اصلی سازمان مربوط میشود. آنقدر ساختار مجموعه بیسازمان و بیثبات بود که افراد غیرلایق را در جایگاههای مختلف به کار میگرفتند و هرطور که میلشان بود با آنها برخورد میکردند. جذب نیرو اینقدر انجام شد که دو سه روز بعد، کارمندها با تحقیر به مدیران تازهوارد نگاه میکردند و مدیران ارشد هم ارزشی برای کسانی که از فرهنگ مثبت میآیند قائل نبودند. مدیرعامل در نهایت ارزش نمیداد یا خودش هم شرم میکرد که پیشنهادها را صریح مطرح کند و منشیام نیز با یک عدد ماهانه ناچیز برای ۱۲ ساعت کار روزانه، شش روز در هفته پیشنهاد میدادند. نیمی از مجموعه نزدیک به دو تا سه ماه است که حقوق نگرفتهاند و مجموعه نسبت به کارکنان هیچ حس مسئولیتی نشان نمیدهد. بنابراین اگر تصمیم به همکاری بگیرید، باید آماده مواجهه با رفتارهای خام و با بیاحترامی از سوی تمامی افراد سازمان باشید، از کارمندان پاییندستی تا مدیرعامل. تجربهای ناسازگار با سابقه و ادعای سازمان و بیتوازن در هماهنگی است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم آرامش و اعتماد خود را حفظ کنید و با این تیم آسیب نبینید.
دو سال پیش برای مصاحبه دعوت شدم دو مرحله داشت مرحله اول از ریز و درشت زندگیم و رشته ام پرسیدن درست مثل بازجویی و یه نگاه از بالا به پایینی داشتن که من تا چند مدت اعتماد بنفس این رو نداشتم که برم مصاحبه ی دیگه ای و اینکه خیلی کار خودشونو بزرگ و پیچیده جلوه میدن درکل از رفتن به مصاحبه اش ناراحتم که اینطور به روحیه ام ضربه زدن
من دو سال پیش تو این شرکت کار میکردم به دلایل شخصی مجبور شدم بیام بیرون، کامنتا رو که میخوندم دیدم چقدر نظرات با دشمنی نوشته شده. این شرکت قطعا مثل هر شرکت و هر جای دیگه ای بدی های خودشو داره و نه اینجوری که آدما میگن.ادمایی که نظرات ب این بدی مینویسن اگر منصف باشن باید از خوبی های شرکت هم بگن.تو این شرکت فضا برای رشد زیاد داری و مثل پادگان باهات رفتار نمیکنن، حقوقشون دیر و زود میشه ولی هیچوقت پولتونو نمیخورن و محاسبات تسویه حسابشون مطابق قانونه.
اینجا دیونه خانه اس نیایین اینجا جایی است که اول وعده های خوب می دن اما بعدش زیرش می زنن الان یک ماه گذشته هنوز پرداختی های نیمسال اول رو ندادن پول ندارن البته برای کارمند ندارن برای خودشان دارن تمام انچه را که در مورد خانم و اقا نوشته شده راسته تو این سازمان هیچ کس بهتون اهمیت نمیده سرپرست های بی سواد و بدون دانش شدن مسئول که هر روز هر ثانیه با روح و روان شما بازی کنن اینجا ارزش هیچی رو نداره واقعا جای دکتر یزدی خالی است کجایی دکتر
جای پر از دروغ و زیر آب زنی متاسفانه فضا پر از آدمای بی ارزش جامعه و کم بین بدون شعور کاری و این که شما کلا اونجا عمرت هدر میدید برای کاری که نه پول خوب داره نه جلوه اجتماعی خوبی داره و نه اصلا ارزشی داره فقط انگار ی آدم ولگرد تو خیابون میگردی بری پیک موتوری شرافت داره
برای تجربهای که از داناپرداز دارم مینویسم، با وجود تمایلم به نشان دادن جنبههای خوب شرکت، در نهایت احساس کردم فضای کار آنجا برای من فشار زیادی داشت و خیلی چیزها از همان اول روشن نبود. مدیرعامل جوان شرکت با چالشهای زیادی روبهروست و درک میکنم که برخی از این مسائل برای همه روشن نیست. فشارهای ناشی از این موقعیت ممکن است روی رفتار ایشان تاثیر بگذارد و گاهی از کنترل خارج شود، هر چند باید قبول کرد که مدیر باید بتواند خودش را مدیریت کند. مشکل اصلی از نظر من کمبود مدیران باسواد و با تجربه است؛ مدیرعامل نیاز دارد بداند که توانایی ادارهی کامل یک شرکت را به تنهایی ندارد و باید از افراد متخصص در بخشهای مختلف استفاده کند تا هم او و هم شرکت بتوانند نفس بکشند. یکی از کارکنان با نقش عملیات که به نظر میرسد بیشتر برای نقد و زیر سوال بردن امور حضور دارد تا پیشبرد پروژهها، سبب شده فضای کار بیثبات به نظر برسد. فردی که به نظر بیتجربه میرسد و در رفتار مدیریتی هم ضعفهایی دارد، باعث میشود تیم از ادامه همکاری ترس و بیاعتمادی پیدا کند و برخی از همکاران از کار در چنین محیطی فرار کنند. من مطمئن نیستم که آیا شایستگی لازم برای این سمت وجود دارد یا نه، یا اینکه آیا ما از جنبههای پنهانیای باخبر نیستیم که در این باره وجود دارد. دوست داشتم داناپرداز جایی باشد که به رزومهام اعتبار بدهد، اما تجربهام بیشتر به عصبانیت و هدر رفتن زمان شبیه شد. هنوز هم فکر میکنم اگر حضور این خانم در تیم نباشد و مدیران با تجربه وارد کار شوند و مدیرعامل اختیار لازم را به تیم بدهد، با وجود نیروهای خوبی که آنجا هستند احتمال بهبود وجود دارد. شاید در چنین حالتی شرایط بهتر شود.
امروز یکی از بچه های قدیمی آریا بنیز این صفحه رو برام فرستاد که ببین از زمانی که رفتیم شرکت به چه وضعی افتاده متن ها همه رو خودندم یکسری موارد به این شرکت وارده و یکسری خیر ****** جزو انسان های شریفی هست که الان 5 سال هست ندیدمش و آدم با صفا، متاسفم که امثال یکسری نفرات مثل این خانم ف.ا باعث شرمندگی ایشون شده و من شخصا بخاطر این شخص ترک کردم مجموعه رو و باعث آبرو ریزی حمید شده همه از ایشون بد میگند و حرف های نادرستی میزنند که باعث شده اعتبار شرکت و حمید رو این شخص از بین ببره خلاصه به نظر کل مجموعه رو با یک کفه ترازو نگاه نکنید افراد خوبی داخل این سیستم رشد و پرورش پیدا کردند و هر کدوم جدا شدند و رفتند شرکت زدند با اعتبار حمید خان امیدوارم این افراد باعث نشند اعتبار آریا خراب بشند .
یکی از بدترین شرکتهایی که کار کردم اینجا بود شرکت پر از استرس بدون امنیت شغلی و بدون بیمه و بیمه تکمیلی گرفتن اصل شناسنامه ها و چک و سفته به عنوان اینکه قانون شرکت است
وقتی از کارها میگذرد، متوجه میشدم که حقوق به موقع تنها نکته قابل تأیید شرکت بود و سایر جنبهها بیشتر توضیح میطلبد. بقیه اعضای شرکت را کادر مدیریتی و سایر مدیران میدانم که سهم بیشتری از مزایا دارند و دستمزد تیمهای اداری و ستادی هم نسبتا بالا است، در حالی که تیم فروش هم از نظر درآمد و هم از نظر حقوق وضعیت خوبی داشت.
من داناپرداز را دوست داشتم اما مشکلاتی که در آنجا وجود داشت واقعا آزارم میداد. مدیرعامل باهوش و واقعا برای رشد کارش زحمت میکشد، اما فشار کار خیلی بالاست و هر چیزی رو از جزئیات فرایند تا روابط بین همکاران مدام زیر نظر دقیق قرار میگیرد و هر مسئله کوچک و بزرگی با شدت بررسی میشود؛ وقتی عصبانی میشود لب به سخن میگشاید و هر چی دلش بخواهد میگوید، هرچند بعدها معمولا پشیمان میشود و عذرخواهی میکند. رئیس مدیری که آنجا کار میکند کسی است که تقریبا هیچ کس دقیقا نمیداند چه نقشی دارد؛ رفتارها و دانشش هم از نظر رفتاری و هم فنی کم است. فقط چون وانمود میکند همراه مدیرعامل است سمتش حفظ میشود و حقیقتا میتوانم بگویم بیشترین مشکلات شرکت به دلیل حضور همین خانم است که بسیاری از نیروها هم به خاطر او ترک میکنند. چیزی که تا حالا فهمیدم این است که چرا مدیرعامل نمیخواهد این روند را تغییر دهد و از او دل بکند. گاهی انگار تذکری میدهد و برای مدتی ادای دوستانه بودن را در میآورد، اما واقعیت ماجرا کاملا مشهود است؛ چون این خانم بلد نیست وانمود کند و رفتار او ذاتا اینطور است. با اینکه از مزایا هم میگویم، فضای دوستانهای وجود دارد و اکثر همکاران حرفهایاند، اما افسوس که بسیاری از افراد حرفهای بهخاطر شرایط به سرعت خسته میشوند و از مجموعه میروند. اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشود، در جامعه ما واقعا مزیت محسوب میشود. امکان رشد و ارتقا شغلی وجود دارد ( البته به شرطی که با آن خانم و رویههای دوستانهاش کنار بیایید و زیرآبتان را نزنند).
اگر میخوایین وقتتون رو هدر بدین تو این شرکت کار کنید اگر میخوایین رزومه تون رو خراب کنید تو این شرکت استخدام بشین اگر میخوایین با یه مدیر منابع انسانی ****** بلد نیست کار کنید حتما برین تایگر اگر میخوایین تو یک شرکت که همیشه مشکل دستشویی دارهه و شرکت ****** و داشته کار کنید حتما برید تایگر تمامی مواردی که دوستان نوشتن کاملا درسته اگر خدای ناکرده با این شرکت قرارداد ببندی اونم دوساله استعفا که نمیتونی بدی تهدید هم میکنن اصلا چیزی بنام استعفا وجود ندارهه باید یه دروغی سرهم کنی تا فرار کنی از اون خراب شده فقط میتونم بگم خیلی خیلی شرکت چیپی هست آهان راستی یه مدیر فروش دارن که ****** کار میکنه و اونم هیچی از فروش نمیدونه و فقط دارن سر شرکت ها و ارگان ها رو کلاه میذارن تا یک سال بشینم اینجا بنویسم حرف دارم از بی نظمی و مدیریت بی سواد و زورگو و محیط بد شرکت که ده نفر آدمو تو یه اتاق ۶ متری جا دادن و .....
سالها در نگاه بانک با امکانات محدود و فشار کار بالا همراه بودم؛ بهمحض تاسیس سال ۹۹ وارد مجموعه شدم و اولین نفری که در آن دوران دیدم، مدیرعامل کنونی بود. آن زمان، برخوردها نسبتا خام و بیاعتمادانه بود و من با او و همکار قدیمیاش ارتباط نزدیک پیدا کردم. به مرور فهمیدم که با فردی و همکارش در حال رقابت مخفی هستند و به هر بهانهای تلاش میکردند تا جایگاه افراد را از بین ببرند یا با جابجاییهای پشتپرده به نفع خود بهره برند. من و همکار دیگرم، زمانی کنار هم کار میکردیم و همواره کنار هم بودیم تا اینکه تغییراتی در مدیریت واحد به وجود آمد؛ فردی که این جایگاه را داشت با مدرک لیسانس اما سطح علمی مطلوبی نداشت، به عنوان سرپرست و سپس مدیر واحد بانکداری دیجیتال منصوب شد. در کنار او، ایشان با چهرهای پر از کمبودها و رفتارهای ناپایدار ظاهر میشدند و با همکاران به شیوهای پر از دروغ و جدل برخورد میکردند. با وجود این وضعیت، تصور میکردیم پروژههای بانکی جدید میتواند پایدار بماند، اما با فرار از زیر بار مسئولیت و نگهداشتن صندلیهای مدیریتی از دست دادن صندلیهای ما را درگیر کردند و دیگر از جملههای تشویقی خبری نبود. در نتیجه، مجموعهای از فشارهای اقتصادی و تصمیمهای مدیریت، من و سایر همکاران تصمیم گرفتیم به دنبال فرصتهای بهتری بگردیم؛ در برخی موارد، با حقوقی بهمراتب بالاتر و پیشنهادهای شغلی بهتر روبهرو شدیم. به نظر میرسید که تیمی که با دروغ و ریاکاری و با استفاده از موقعیتهای خود به دیگران فشار میآوردند، بخش جداییناپذیر آن محیط بودند و هماکنون هم برخی از این رفتارها را ادامه میدهند. در نهایت، کارمندان، از جمله همصفیهای من، به دنبال جایگاههایی بودند که در آن بتوانند حق و حقوق خود را حفظ کنند و از فضایی که پر از تهدید و فشار بود فاصله گرفتند.
ماورانت را در ذهن دارم به عنوان بزرگترین آژانس دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات پزشکی در خاورمیانه و به نوعی نخستین و مطمئنا یکی از بزرگترین آژانسهای برندینگ با تمرکز روی تخصصهای درمانی در این منطقه میبینم.
بعد از چندین مته کار در این شرکت این تجارب رو حاصل کردم که امیدوارم به گوش مسولین شرکت برسه و بتونن مشکلات رو حل کنن. مشکل اول . بی تفاوت بودن مجموعه مدیریت نسبت به مشکلانی هست که توی شرکت وجود داره. یه جوری رفتار میشه که انگار شرکت هیچ مشکلی نداره . از دو حال خارج نیست یا قدرت و عظم مدیریت ور حل مشکلات واقعا پایینه و به اصلاح از پس مدیریت شرکت بر نمیان یا اینکه واقعا بی تفاوت شدن و براشون تصلا اهمیتی نداره . مشکل دوم . بیشتر تفراد شرکت سر جای خودشون نیستن و به بیانی دیگه شایسته سالاری انجام نشده . افرادی برخی پست ها رو در شرکت اشغال کردن که بنظرم صلاحیت بودن در اون پست رو ندارن . مشکل سوم . دید از بالا به پایین کارمندان شرکت هستش که این دید میگه هر کسی دوست داره اینجا کار کنخ باید توی ساختار فشل اداری ما کار کنه و هر کسی به این ساختار انتقاد داره میتونه از شرکت بره . این سه مورد بنظرم عجیبترین موردهای هست که توی شرکت برخورد کردم و واقعا آزار دهنده هست
وقتی میری مصاحبه 10مرحله و 3ماه زمان میبره ادهاشون ...رو پاره میکنه اما 3ماهه امتیاز دیجی گلاب ایراد داره و خیلی روند ساده ای داره ولی از رفع باگ عاجزند اپلیکیشن پره باگه.هرروز 100تا نوتیف بی معنی میده همه رو گزارش دادم ولی بعد 3ماه هنوز هست از ادعاتون کم و به سواد نداشتتون اضافه کنید
من 2 سال داخل این خراب شده مشغول به کار بودم فقط به دلیل نبود شغل مناسب سمتی من مجبور بودم بمونم وگرنه ماه دوم جدا میشدم باز هم تاکید میکنم از این هلدینگ خراب شده. پرداخت حقوق اصلا در الویت نیست شاید الویت 4و5 خراب شده باشه بیشتر برداشت شرکا مهمه و دیزاین شرکت - برای پرسنل ارزشی قائل نیستن و با بن کارگری و بیمه تکمیلی و حتی بسته شب عید هم کلا آشنا نیستن ؛ تو سازمان و فقط به مدیرها خوب میرسن - شاید باورتون نشه که من 5 ماه اونجا حقوق کار کردم و حقوق نگرفتم و این موضوع بیش از چندین بار اتفاق افتاد - کارخانه به شدت ضعیف و کند کار انجام میدن و شاید هر دستگاه مشتری با تاخیر 4 ماهه یا بیشتر انجام بشه و بالای 80 درصد از پروژه ها به دعوا و شکایت میرسه و حتی به اجرا گذاشتن ضمانت نامه. مدیریت اونجا و انجام کارها دست ی خانمی هست که بیش از 13 سال اونجا سابقه کار داره و هر چی اون میگه باید انجام بشه و تاخیر در پرداخت حقوق هم بی شک بخاطر وجود این خانم هست چون تامین نقدینگی دست ایشونه و کاملا بی سواد هست دیپلم ردی . بیمه تکمیلی هر دهاتی و خرابه ای داره ولی اینجا با وجود درخواست کارمندها ندارند - فقط به فکر دک و پز شرکتی می باشند و هدف و پیشرفت پروژه براشون مهم نیست . مدیر عامل یکی دو تا شرکت اونجا فقط سواد درست حسابی دارن مابقی در حد کارمند که چه عرض کنم در حد کارگر هم سواد درست حسابی ندارند . حقوق ها بغیر از اینکه دیر پرداخت - و هیچگونه قراردادی به کارمندها داده نمیشود که بتونن حق خودشون رو بگیرن و موضوع دیگه اینکه هیچ قرارداد امضا شده ای به کارمند نمیدن که سندی داشته باشه. حتی روزی هم که از مجموعه جدا شدم مطالبات خودم رو تونستم از طریق شکایت در سازمان اداره کار بگیرم - مالی تسویه رو زده بود 24 میلیون ولی اداره کار 38 میلیون برام محاسبه کرده بود که همون خانمی هم که داخل منابع انسانی مشغول به کار هست زیر بار نمیرفت . درکل بخوام تجربه خودم رو بگم : اگر اشتباه کردید و وارد این سازمان شدید فقط 2 دستی مراقب باشید که جیبتون رو نزنن شاید خنده دار باشه ولی واقعا همینطوره ؛ چون اصلا براشون حق کارمند مهم نیست و در صورت جدا شدن حتما حق و حقوق خودتون رو از اداره کار پیگیر بشید ؛ چون اگر به هوای منابع انسانی و مالی اون شرکت خراب شده باشید شاید 6-5 ماه طول بکشه . حرف آخر : عقل سالم اگر داشته باشید به این مجموعه اضافه نمیشید واقعا میگم . و مورد اخر امکان داره حتی بیمه که مهم ترین چیز هست برای شما رد نشه چون منابع انسانی و مالی کلا تعطیلی داره این مجموعه . ***** کامنت های مثبت از طرف منابع انسانی هست - دقت کنید تو 2و3 روز پشت سر هم کامنت مثبت گذاشتن که کامنت های منفی بره پایین و دیده نشه .
قبل از تمام شدن تاریخ قرارداد مجبور شدم کار را ترک کنم و گفتند باید دو ماه فرصت بدهند تا نیرو جایگزین کنند؛ از نظر من این پیشنهاد منطقی بود و تعهد حرفهای هم همین را میطلبید. سه هفته بعد تماس گرفتند و گفتند تسویهحساب کردهاند. dana-pardar محیطی دوستانه و خوب داشت و حقوق در زمان مقرر پرداخت میشد. هر شرکت با چالشهای خاص خودش روبهروست، اما به دلیل پرداخت هزینههای زندگیام ناچار شدم از شرکت خارج شوم و پروژهای را دنبال کنم. حقوق مناسب بود و فضای کار عالی بود.
شرکتی هست که اگر سابقه کار ندارید تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه باتوجه به اینکه آموزش های خوبی ارایه میدن و اینکه به لحاظ حقوقی برای افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه درآمد بیشتری حاصل میشه ولی اگر دارای سابقه کار هستید ترجیحا وارد این شرکت نشین چون سابقه کاری قبلی تون در حقوق لحاظ نمیشه . ساعت کاری بالایی داره و اضافه کاری نداره و اینکه پنج شنبه ها و جمعه ها شم خیلی مواقع یا مشغول کار هستید یادر مرکز آموزش . اگر خواستید در این شرکت مشغول بشید فقط در شرکتهای پناه ورود کنید به هیچ عنوان وارد تحت لیسانس ها نشید چون مدیران تحت لیسانس از افراد قدیمی پناهها هستند و به لحاظ موضوعات Hr و مدیریتی افراد فاقد تجربه و الکی مدعی هستند که بعضا دیده شده بهترین نیروهای شرکتهای پناه با ورود به تحت لیسانس ها به دلیل سو مدیریت تجربه چندین ساله کار در همکاران سیستم را رها و از شرکت خارج شده اند . این شرکت اگر مسیر خوبی برای توسعه کاری براتون فراهم نشه بیشتر از سه سال کار کردن در آن اشتباه هست .
این مجموعه فقط اسم در کرده ولی واقعا این چیزی که میگند نیست الان تمام پروژه های شرکت عقب افتاده و پر از پرونده های حقوقی داره، کل این شرکت شده یک خانم که شده همه کاره شرکت و کسی جرات نداره بهش حرف بزنه چون زیر نظر مدیر عامل حمایت میشه و در حد سواد دیپلم هم نداره به هم دستور میده و بد رفتاری میکنه یه ذره فهم و شعور نداره خلاصه ۹ ماه وقت خودمو اونجا بیخودی گذروندم داخل مهندسی
از کمهوش بودن منابع انسانی همین بس که اومده توی یه روز پنج تا کامنت گذاشته که همشونم میگن {شرکت خوبیه حقوق دیر و زود میشه ولی نمیسوزه و ما هم دیگه اونجا نیستیم به دلایل شخصی}، خانم کم هوش حداقل متن رو عوض کن. اول این که این شرکت توی کل عمر کاریش حتی و تاکید میکنم حتی یک بار هم حقوق رو به موقع نداده چه برسه زود. دوم اینکه بله چهار پنج نفری هستن که رفتن و برگشتن که علتش چند تا چیزهص یکی اینه که ادم ضعیفین جای دیگه کار به درد بخور پیدا نکردن و علت دیگشم اینه بر میگیردن با یه حقوق خیلی بالا و سر تایم برای اون افراد خاص که عمدتا نقش مدیریتی دارن.
به عنوان تجربهای واقعی از یک کارمند که برایوارهی مصاحبهها را تجربه کرده ام، این روایت را بازنویسی میکنم تا زبان طبیعی و روان داشته باشد و با حفظ معنا، ساختار متن تغییر کند. من برای موقعیت مدیر بازاریابی و فروش رزومه فرستادم و به نخستین مصاحبه به دفتر فروش مرکز که محل کار مدیر منابع انسانی هم بود دعوت شدم. مصاحبه اول خوب پیش رفت و آنها گفتند رزومهام بیشازحد مناسب است و ترجیح میدهند من را در موقعیت بهتری کنارشان نگه دارم. پیشنهاد داده شد که بهعنوان مدیر Quality Check و Quality Assurance به همکاری بپیوندم. در جلسه دوم با مدیرعامل مجموعه در دفتر مرکزی صحبت کردند و او با توجه به رزومهام اظهار داشت دوست دارد به عنوان دستیار اجرایی خودش فعالیت کنم. اگر میخواهم، شنبه صبح ساعت ۷:۳۰ بیایم تا سه روز ابتدایی را برای شناخت بیشتر تجربه کنم. حتی گفتند برای دستمزد بعد از این دوره صحبت کنیم تا بتوانند تصمیم دقیقتری بگیرند. در همان جلسه اول، مدیر عامل با من تازهوارد در مورد مدیران ارشد مجموعه با لحن تمسخر صحبت کرد. من رغبت زیادی برای قبول کردن نداشتم، اما تماس گرفتند و پذیرفتم. در همان روز اول مطرح شد که مسئلهی تشخیص و بهبود سازمان را بررسی کنیم و قولهای زیادی دادند که اگر بتوانم سازمان را که طی کرونا از حدود ۷۰۰ نفر به ۱۶۰ تا ۱۷۰ نفر کاهش یافته، دوباره توسعه دهم، مزایای زیادی برایم فراهم میشود. از من خواستند که از ساعت شش صبح در محل حاضر باشم و تا شش عصر وقت بگذارم تا ظرف سه هفته سازمان را متحول کنم، با همکاری کلینیک کاشت. به نظر میرسید چالش جالبی باشد، اما خیلی سریع فهمیدم که فرهنگ سازمانی نه تنها مثبت نیست، بلکه تا حدی منفی است. ساختار داخلی بخش پذیرش با فروش مجموعه در وضعیت جنگ داخلی غیرمنطقیای قرار داشت و فروش هم به سه گروه تقسیم شده بود بدون وجود مدیری واحد و با درگیریهای داخلی مداوم. سه روز حضور من هر روز صبح در سالن پذیرش با صحنههای درگیری و فریاد همراه بود و این رفتارها واقعا برای مشتریان بیارزش بود. محیط کار کاملا پرتنش و بیقراری بود و من سعی میکردم تا حد امکان این مشکلات را حل کنم، اما فهميدم که ریشهها به همان افراد اصلی سازمان مربوط میشود. آنقدر ساختار مجموعه بیسازمان و بیثبات بود که افراد غیرلایق را در جایگاههای مختلف به کار میگرفتند و هرطور که میلشان بود با آنها برخورد میکردند. جذب نیرو اینقدر انجام شد که دو سه روز بعد، کارمندها با تحقیر به مدیران تازهوارد نگاه میکردند و مدیران ارشد هم ارزشی برای کسانی که از فرهنگ مثبت میآیند قائل نبودند. مدیرعامل در نهایت ارزش نمیداد یا خودش هم شرم میکرد که پیشنهادها را صریح مطرح کند و منشیام نیز با یک عدد ماهانه ناچیز برای ۱۲ ساعت کار روزانه، شش روز در هفته پیشنهاد میدادند. نیمی از مجموعه نزدیک به دو تا سه ماه است که حقوق نگرفتهاند و مجموعه نسبت به کارکنان هیچ حس مسئولیتی نشان نمیدهد. بنابراین اگر تصمیم به همکاری بگیرید، باید آماده مواجهه با رفتارهای خام و با بیاحترامی از سوی تمامی افراد سازمان باشید، از کارمندان پاییندستی تا مدیرعامل. تجربهای ناسازگار با سابقه و ادعای سازمان و بیتوازن در هماهنگی است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم آرامش و اعتماد خود را حفظ کنید و با این تیم آسیب نبینید.
دو سال پیش برای مصاحبه دعوت شدم دو مرحله داشت مرحله اول از ریز و درشت زندگیم و رشته ام پرسیدن درست مثل بازجویی و یه نگاه از بالا به پایینی داشتن که من تا چند مدت اعتماد بنفس این رو نداشتم که برم مصاحبه ی دیگه ای و اینکه خیلی کار خودشونو بزرگ و پیچیده جلوه میدن درکل از رفتن به مصاحبه اش ناراحتم که اینطور به روحیه ام ضربه زدن
من دو سال پیش تو این شرکت کار میکردم به دلایل شخصی مجبور شدم بیام بیرون، کامنتا رو که میخوندم دیدم چقدر نظرات با دشمنی نوشته شده. این شرکت قطعا مثل هر شرکت و هر جای دیگه ای بدی های خودشو داره و نه اینجوری که آدما میگن.ادمایی که نظرات ب این بدی مینویسن اگر منصف باشن باید از خوبی های شرکت هم بگن.تو این شرکت فضا برای رشد زیاد داری و مثل پادگان باهات رفتار نمیکنن، حقوقشون دیر و زود میشه ولی هیچوقت پولتونو نمیخورن و محاسبات تسویه حسابشون مطابق قانونه.
اینجا دیونه خانه اس نیایین اینجا جایی است که اول وعده های خوب می دن اما بعدش زیرش می زنن الان یک ماه گذشته هنوز پرداختی های نیمسال اول رو ندادن پول ندارن البته برای کارمند ندارن برای خودشان دارن تمام انچه را که در مورد خانم و اقا نوشته شده راسته تو این سازمان هیچ کس بهتون اهمیت نمیده سرپرست های بی سواد و بدون دانش شدن مسئول که هر روز هر ثانیه با روح و روان شما بازی کنن اینجا ارزش هیچی رو نداره واقعا جای دکتر یزدی خالی است کجایی دکتر