واقعا تجربه بدی داشتم. مدیرعامل عجیب بود. اگر با همکاری سلام میکردی اگه میدید هر دو کارمند رو اخراج میکرد. ورود و خروج تو این شرکت خیلی زیاده همش اگهی استخدام داره. امنیت شغلی نداره. چون حق کارگرا رو نمیده همه ازش شکایت میکردن. گاو پیشونی سفیده تو اداره کار. مزایاش ناهار بود که واقعا بی کیفیت بود و مریض میشدی. دیگه مزایایی نداره. ساعت کار بسیار زیاد بود و مرخصی و اضافه کاری پرداخت نمیکرد
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای حفظ زمان و آرامش خودم ارزش قائل هستم، بنابراین پیشنهاد نمیکنم به این شرکت مراجعه کنید مگر واقعا نیاز ضروری داشتید. مزایای در نظر گرفتهشده اینجا نسبت به تیمهای فنی شرکتهای دیگر، بهراحتی در جای دیگری هم پیدا میشود. اگر تصمیم به کار دارید و واقعا گیر کردهاید، بیگمان با مراحل مصاحبه کنار میآیید اما انتظار استانداردهای بالا را نداشته باشید؛ نرخ بالای خروج نیرو گواهی بر این است که حرفهایگری مطلوبی ارائه نمیشود. حقوقی که میگیرم بهطور قابل توجهی کمتر از همتایان در سایر شرکتهاست، هرچند در بلندمدت تا حدی این مشکل بهبود مییابد؛ حدود دو تا سه سال کاری که بگذرد.
حس کردم با ما مثل برده رفتار میکردن و واقعا احترام زیادی وجود نداشت. محیط کار برایم مثل سم بود و احساس میکردم فقط یک کارگر بیصاحب هستم که مدیرانشان بهراحتی خودشان را بالا میکشند.
بدون تعصب عرض میکنم که بدترین تجربه زندگی هر آدمی کارکردن توی این شرکته. مدیرعامل بسیار بیسواد و بی ادب،که اعتقادی به عیدی وسنوات اضافه کاری و مرخصی ندارن و پرداخت نمیکنن.وبه به بهانه های بسیار پیش پا افتاده مثل تاخیر پرسنل رو به راحتی اخراج میکردن.ضمنا اصل مدارک رو ازتون میگیره و تا مدتها بهتون پس نمیده وباید بری شکایت کنی که بتونی ازش بگیری. کلا به نظرم مدیرعاملش مشکلات روانی دارد.
به نظر میرسد که ورود به این شرکت ممکن است با نگرانیهایی همراه باشد، چرا که مدیر عامل ترجیح میدهد نیروهای آشنا و خانوادگی را جذب کند. همچنین تیم لید موجود برای بخشهای مختلف فناوری هیچ آزمون یا صلاحیتی برای ارزیابی افراد ندارد، بنابراین بهتر است مراقب باشید و امکاناتی برای داشتن یک لید حرفهای با اخلاق در نظر بگیرید.
به عنوان نیروی دورکار دو سال است که از ترکیه با شرکت دیجی آلفا کار می کنم. تجربه و پیشرفتی که در این شرکت داشتم بسیار به رشد و پیشرفت من کمک کرد.
در پاسخ به اون کامنت ساختگی که از آقایان آموزگار و راشد و ساجدی تعریف و تمجید شده (که تابلو بود از طرف خودشون نوشته شده،داره داد میزنه) باید بگم تعاملی با آقای راشد نداشتم ونظری ندارم آقای آموزگار حرفهای و کار درست ولی هیچوقت راضی نیست و همیشه احساس ناکافی بودن به پرسنل آقای ساجدی هم از منابع انسانی که هیچ کاری هیچ مشکلی نه حل میکنه نه جواب میده فقط گندهدوزی و بلدم بلدم که درست میکنم همه چیزو ما یبار نشد از ایشون حواب بگیریم انگار شغلش فقط پلس دادنه همش پاس میده اونم به آدمای بیربط دو روز حرف یکسان ازش نمیشنوید مدام رنگ عوض میکنه واقعا نمیدونم منابع انسانی چرا همچین آدمای مزخرفی داره هیچکس در سازمان از عملکرد و پاسخ گوییش راضی نی اصلا پاسخ نمیده
من 2 سال به عنوان کارشناس فروش فعالیت کردم از حق نگذریم مرخصی هر موقع خواستم گرفتم چون مدیر فروش ادم حسابی بود و عادلانه لید ها تقصیم میشد و خودشون هم پای کار بودن و فکر نمیکنم همچین شخصی موندگار باشن حجم کاریش نسبتا زیاده و جلسات زیادی میذارن حقوقش افتضاح پایینه من تو این دوسال خیلی پس رفت کردم منابع انسانیش هیچ درکی از شرایط ندارن و هر کاری که خودشون بخوان انجام میدن و اصلا متوجه نیاز های پرسنل نیستن در واقع یک طبل تو خالی ان بدترین موردی که هست هیچگونه پورسانتی وجود نداره برای فروش و به گفته خودشون هر چهار ماه پاداش میدن اونم به همه واحد ها که من کلا در این 2 سال دوبار این پاداش رو دیدم هیچ رفاهیاتی وجود نداره البته این مورد ربطی به واحد فروش نداره و همش مقصر هیئت مدیره ان خاله زنک بازی زیاده ...... دور کاری برای همه واحد های آزاده ولی واحد فروش نه به تصمیم مدیر عامل ( امیدوارم برای دوستان در اونجا این موضوع حل بشه ) کلی بگم بهتون همه واحد ها عزیزن برای هیئت مدیره بجز فروش در صورتی که 5 سال پیاپی تمامی تارگت های زده شد خیلی ها تو این شرکت ادعا دارن اما واقعا سواد زیادی ندارن
به خاطر بیثباتی زیادی که در این شرکت دیدم، تصمیم گرفتم تجربهام را اینطور بازگو کنم. ابتدا باید بگویم که تعهد به تحویل بهموقع پروژهها کمتر وجود داشت و امور به خوبی سازماندهی نمیشد. حقوق پرسنل هم معمولا چند ماه عقب میافتاد و مدیر ارشد هیچکدام از تعهدات نسبت به پروژهها و تیم را نداشت. با وجود اطلاعات ناقص مهندسی و دانشگاهی، میکوشید به من بقبولاند که همان کاری را انجام بدهم که خودش میخواهد، و وقتی از طریق روابط نزدیک به دفتر و امکاناتی در سرم سازی رازی و دانشگاه خوارزمی کرج دست پیدا کردند، از حمایتهای آن مجموعه هم برای من روشن بود که با خود سرم سازی رازی هم مشکلاتی داشتند. در این شرکت هزینههای قرارداد به نظر میرسید که به مصارفی شخصی اختصاص میشود و منابع مالی برای کارهای متفرقه هدر میرفت. در نتیجه، بهراحتی از سوی برخی افراد به من دروغ گفته میشد. دستگاههای بایوراکتور رومیزی تولید میشد که استانداردهای صنعتی را کاملا رعایت نمیکرد و پس از تحویل به مشتری، مشکلاتی در قطعات ضروری و عملکرد آنها وجود داشت. همچنین رونمایی از دستگاه اولتراسانتریفیوژ آزمایشگاهی با نامی که برای محصولی خارجی استفادهشده بود، به شکل مصنوعی بدنهای جدید برای دستگاه ساخته شد تا با نام اولتراسانتریفیوژ ایرانی ارائهشان دهند؛ اما این محصول ایرادات فراوانی داشت و قادر نبود به سرعت و دور ادعایی برسد و رفع عیب آن تا امروز نیز انجام نشده است. با وجود این سطح از مهارت و دانش، قراردادهای چند دستگاه دیگر هم منعقد شدند. بسیاری از همکاران به دلیل بینظمی، فقدان صداقت و تعهد در این شرکت از مجموعه جدا شدند. به نظرم مدت زیادی زمان و سرمایهام را در این کار یا قرارداد با این شرکت تلف نکنم.
چند ماه پیش که گفتن همه مشکلات از تیم منابع انسانی بود و عوضشون کردن،فکر کردم حتما کارشناسی کردن و قراره همه چی درست بشه ولی وقتی عملکرد این تیم رو میبینم و بابت موضوعی که بهشون مراجعه کردمو نتیجه غیرمنتظره ای که دیدم،فهمیدم شرکت اصلا اچ آر نداره بلکه مزدور داره،بله آقای دکتر برای خودش مزدور استخدام کرده که اینم تاییدی به دیکتاتوری ایشونه!
من تجربهام از کار در حامی مهاجر را به شکلی تازه و طبیعی بازگو میکنم؛ گویا در محیطی مشابه زندان کار میکردم که فشارها و نابرابریها در آن به وفور وجود داشت. مدیران اینجا برخلاف انصاف و اخلاق رفتار میکردند و گاهی با نیت تخریب روابط کاری و زیر آب زدن همدیگر عمل میشد. شرایط کاری به گونهای بود که آرامش و آزادی عمل به وضوح کم بود؛ استراحتهای مناسب و فضای روانی قابل قبول هم وجود نداشت و اعتراض به وضع موجود کمترین فرصت را داشت. وقتی اختلاف نظر به وجود میآمد، اغلب با جنگ اعصاب مواجه میشدم و احساس تحقیر میکردم. در نهایت معمولا مجبور به استعفا میشدم و نامهای با رضایت از شرکت را جلوی خود میدیدم که نشان از پایان رابطه کار بود. بعد از آن نیز باید پیگیریهای مالی و حقوقی را پی میگرفتم تا حق و حقوقم بهدرستی پرداخت شود.
صبح به نظر میرسید که فرایند مصاحبه با شرکت داده کاوان هوشمند توسن طولانی و گیجکننده باشد. در ابتدا تماس گرفتند و سوالات کلی دربارهی کار و سابقه پرسیدند، سپس گفتند کتابی معرفی میکنند که باید بخوانم و برای مصاحبه مجدد برگردم. در مرحله دوم، با وجود مطالعهی کتاب مقرر، در جلسهی بعد پرسشهای گوناگون و متنوعی مطرح شد، و علاوه بر آن دوباره از کتاب هم سوال شد. انتظار من این بود که با کتاب معرفیشده پیش بروند، اما رفتارشان به نظر میرسید بیشتر دنبال استخدام افراد آشنا باشند. من هم گفتم که هیچ رابطهای با اعضای شرکت ندارم. احساس کردم فرایند مصاحبه برای کارآموزی هم زمانبر است و نتیجهای ملموس ندارد، چون به احتمال زیاد پذیرش نمیشوند.
فقط برای نصف روز رفتم ، به شدت پشیمون شدم ، بار ها سنگین بودن و ناهارخوری مناسبی اصلا نداشت ، فقط یه میز کوچک گذاشتن واسه غذا ، فروشگاش تمیز نیست ، نکته مهم این که همش باید سرپا باشم ، موقع برگشت پا درد گرفتم ، در کل نرید به این شغل .
پر حاشیه و سمی طرف اومده تو نظرهاش که فکر کنم کار پسر مدیر عامله اینو نوشته: "طبیعت هرچیزی حد و حدودی داره.چه صحبت با تلفن و چه سرویس رفتن و کارای شخصی دیگه" یعنی اگه مشکل گوارشی پیدا کنی و بیرون روی داشته باشی و تو شرکت باشی توبیخ می شی😂😂😂 آخه یکی نیست بهش بگه آدم ... طرف مریضه که بیخود هی بره سرویس بوی اونجا رو تحمل کنه که چی بشه. یا تو مریضی که فکر می کنی اون زیادی می ره سرویس. یا اینکه طرف حاضره بره توی کثافت و بوی اونجا رو تحمل کنه ولی تو اون شرکت نباشه خودم شاهد بودم طرف تمام زندگیش رو براشون گذاشته بود با چه وضعیت بدی اخراجش کردند. کسی رو واقعا ندیدم با دل خوش از اون خراب شده بیرون اومده باشه
به مدت هفت ماه با این تیم همکاری کردم و حالا هم آنجا حضور ندارم، اما ارتباطم با همکاران قطع نشده است. فضای کار آنجا بسیار گرم و دوستانه بود و حتی در مواردی که ربط مستقیمی به کار من نداشت، آموزش و راهنماییهای ارزشمندی 받 کردم. این تجربه برایم تجربهای دوستانه و آموزنده بود و از لحظات خوبی که در کنارشان داشتم سپاسگزارم.
در مصاحبهای که داشتم رفتار بیادبی و غیرحرفهای برخی افراد در این شرکت به چشم میخورد. جو سازمانی اصلا جایگاه و ارزش کافی ندارد و بیاحترامی به افراد در خصوصیترین حالت هم در این مجموعه طبیعی به نظر میرسد. با توجه به زمان محدود اینجا، به هیچوجه به افرادی که صبر و احترام متقابل را در کار میدانند توصیه نمیکنم. دفتر شرکت هم در شمالیترین نقطه تهران است و این موقعیت ذهن جویای کار را به این نتیجه میرساند که اگر مجموعهای با کلاس کاری و سازمانی مطلوب باشند، احتمالا آنجا استخدام خواهند شد، اما روشن است که با مشکلات فراوان و تصمیمگیریهای اشتباه و بیثباتی روبهرو خواهند بود.
این شرکت یه سیستمی داره که به هیچ کس حقوق نمیده: توی شرکت یه منشی وجود داره که باید هر 11 روز، یه اکانت جدید برای برنامه تایم داکتر که زمان کار برنامه نویس رو انداره میگیره، بسازه و اگر زمانش بگذره، برنامه دیگه ساعت های کاری رو نشون نمیده . برنامه نویس هم با اون برنامه ساعت های کاریش رو اندازه بگیره. اما این شرکت بعد چندروز کار به شخصی که منشی هست میگه تو اکانت تایم داکتر جدید رو نساختی و الان باید خسارت پرداخت کنی، برای همین بهت حقوق نمیدیم. به اون برنامه نویس هم میگن که ساعت های کاری تو توی برنامه ثبت نشده و بهت نمیتونیم حقوق بدیم. در نتیجه به هیچ کدوم حقوق نمیدن و فقط کلاهبرداری میکنن. مدام هم بهاین علت تعدیل نیرو میکنن و آگهی استخدام میزارن توی سایت های مختلف. از نظر رفتاری هم به شدت رفتار غیرحرفه ای با کارکنان دارن. بدترین تجربه کاری که میتونید داشته باشید، توی این شرکته
قصد داشتم تجربهای واقعی از کار در این شرکت را بازگو کنم که باعث شد روی آینده شغلیم حسابی تردید کنم. من با هلدینگ SYBT کار میکنم و برندی که بیشتر با آن سروکار دارم سیب ۳۶۰ و راسپر است که تا حالا جزو زیرمجموعههای این هلدینگ بودهاند. شرکت خیلی بیبرنامه و بیثبات است؛ در شش ماه اخیر سه مدیرعامل عوض شدهاند. به همین دلیل به هیچ عنوان برای بیش از شش ماه در این شرکت نباید امیدوار بود. امنیت شغلی صفر است چون تصمیمها دائما تغییر میکند. اصلیترین مشکل هم مالک یا مدیرعامل اصلی شرکت است که هیچ برنامهای برای نگهداشت نیروها یا شعبهها و یا توسعه آنها ندارد.
این شرکت همان شرکت تایگر هست که به خاطر نظرات منفی زیاد اسمشونو تغییر دادند و تمام تجربه های منفی راجب شرکت تایگر درست هست و اصلا با این شرکت قرارداد نبندید که هر روز کارکردن اونجا از جهنم بدتره . احتمالا این راهکار تغییر اسم شرکتم وکیل ****** یادشون داده ولی تنها راه تغییر اون شرکت تغییر مدیر عاملشه. اگر به فکر استخدام توی این شرکت هستید تجربه های شرکت تایگر را بخونید.
دوست داشتم تجربهام رو از آرا هنر به طور روشن و بیپرده به اشتراک بگذارم، چرا که تصمیم گرفتم سه سال از وقتم رو صرف بهبود شرایط کنم اما نتیجه چیزی نبود که انتظار داشتم. وقتی وارد مجموعه میشوی، اول به نظر میرسد همه چیز جذاب و هیجانانگیز است، اما به مرور متوجه میشوی که با افراد سمی و مخربی همکار شدهای. سه مدیر اصلی مجموعه در ظاهر سهلگیر و پذیرای نقد هستند، اما رفتارشان خلاف این را ثابت میکند. تنها به حرفهایشان نگاه میکنی و تصور میکنی کارها اصولی پیش میرود، اما به مرور فهمیده میشود که به قولشان پایبند نیستند و اعتماد کردن به آنها گاهی بیفایده است. دیدهها نشان میدهد خروجیها چقدر بالاست و بسیاری از افراد با تجربه در مواجهه با شرایط، بعد از مدت کوتاهی یا حتی ماهی کوتاه، تصمیم به رفتن میگیرند یا اینکه برخی با اعمالی که انجام میدهند، بهکلی از مجموعه کنار زده میشوند. سرپرستها و مدیران واحد نیز اغلب به عنوان همپیمانان نزدیک مدیران عمل میکنند و به جای حل مسائل، به رفاقتهای سطحی و چاپلوسی میرسند و خیلیها را به زیر آب میزنند. مشخص است که آنجا با پارتیبازی و رانتهای مختلف کار ادامه دارد؛ اگر دنبال محیطی هستی که حریم خصوصیات به مخاطره بیفتد، باید محتاط باشی (این نکته برای خانمها بهخصوص مطرح است، و ممکن است نزدیکان مدیران به رفتاری نامطلوب دست بزنند). به زبان صریحتر، اگر میخواهی در محیطی کار کنی که پشت سر هم دیگران حرف میزنند و با رفتارهای ناپسند با هم برخورد میشود، شاید اینجا انتخاب مناسبی باشد. با وجود اندازه کوچک مجموعه و مدیران نسبتا نامناسب، انتظار زیادی نباید داشت. در کل تجربه من از آرا هنر تا حد زیادی ناامیدکننده بود و تاکنون چنین محیطی را ندیدهام یا نشنیده بودم؛ به خودت اجازه بده ارزش قائل شوی و وارد این مجموعه نشو.
واقعا تجربه بدی داشتم. مدیرعامل عجیب بود. اگر با همکاری سلام میکردی اگه میدید هر دو کارمند رو اخراج میکرد. ورود و خروج تو این شرکت خیلی زیاده همش اگهی استخدام داره. امنیت شغلی نداره. چون حق کارگرا رو نمیده همه ازش شکایت میکردن. گاو پیشونی سفیده تو اداره کار. مزایاش ناهار بود که واقعا بی کیفیت بود و مریض میشدی. دیگه مزایایی نداره. ساعت کار بسیار زیاد بود و مرخصی و اضافه کاری پرداخت نمیکرد
برای حفظ زمان و آرامش خودم ارزش قائل هستم، بنابراین پیشنهاد نمیکنم به این شرکت مراجعه کنید مگر واقعا نیاز ضروری داشتید. مزایای در نظر گرفتهشده اینجا نسبت به تیمهای فنی شرکتهای دیگر، بهراحتی در جای دیگری هم پیدا میشود. اگر تصمیم به کار دارید و واقعا گیر کردهاید، بیگمان با مراحل مصاحبه کنار میآیید اما انتظار استانداردهای بالا را نداشته باشید؛ نرخ بالای خروج نیرو گواهی بر این است که حرفهایگری مطلوبی ارائه نمیشود. حقوقی که میگیرم بهطور قابل توجهی کمتر از همتایان در سایر شرکتهاست، هرچند در بلندمدت تا حدی این مشکل بهبود مییابد؛ حدود دو تا سه سال کاری که بگذرد.
حس کردم با ما مثل برده رفتار میکردن و واقعا احترام زیادی وجود نداشت. محیط کار برایم مثل سم بود و احساس میکردم فقط یک کارگر بیصاحب هستم که مدیرانشان بهراحتی خودشان را بالا میکشند.
بدون تعصب عرض میکنم که بدترین تجربه زندگی هر آدمی کارکردن توی این شرکته. مدیرعامل بسیار بیسواد و بی ادب،که اعتقادی به عیدی وسنوات اضافه کاری و مرخصی ندارن و پرداخت نمیکنن.وبه به بهانه های بسیار پیش پا افتاده مثل تاخیر پرسنل رو به راحتی اخراج میکردن.ضمنا اصل مدارک رو ازتون میگیره و تا مدتها بهتون پس نمیده وباید بری شکایت کنی که بتونی ازش بگیری. کلا به نظرم مدیرعاملش مشکلات روانی دارد.
به نظر میرسد که ورود به این شرکت ممکن است با نگرانیهایی همراه باشد، چرا که مدیر عامل ترجیح میدهد نیروهای آشنا و خانوادگی را جذب کند. همچنین تیم لید موجود برای بخشهای مختلف فناوری هیچ آزمون یا صلاحیتی برای ارزیابی افراد ندارد، بنابراین بهتر است مراقب باشید و امکاناتی برای داشتن یک لید حرفهای با اخلاق در نظر بگیرید.
به عنوان نیروی دورکار دو سال است که از ترکیه با شرکت دیجی آلفا کار می کنم. تجربه و پیشرفتی که در این شرکت داشتم بسیار به رشد و پیشرفت من کمک کرد.
در پاسخ به اون کامنت ساختگی که از آقایان آموزگار و راشد و ساجدی تعریف و تمجید شده (که تابلو بود از طرف خودشون نوشته شده،داره داد میزنه) باید بگم تعاملی با آقای راشد نداشتم ونظری ندارم آقای آموزگار حرفهای و کار درست ولی هیچوقت راضی نیست و همیشه احساس ناکافی بودن به پرسنل آقای ساجدی هم از منابع انسانی که هیچ کاری هیچ مشکلی نه حل میکنه نه جواب میده فقط گندهدوزی و بلدم بلدم که درست میکنم همه چیزو ما یبار نشد از ایشون حواب بگیریم انگار شغلش فقط پلس دادنه همش پاس میده اونم به آدمای بیربط دو روز حرف یکسان ازش نمیشنوید مدام رنگ عوض میکنه واقعا نمیدونم منابع انسانی چرا همچین آدمای مزخرفی داره هیچکس در سازمان از عملکرد و پاسخ گوییش راضی نی اصلا پاسخ نمیده
من 2 سال به عنوان کارشناس فروش فعالیت کردم از حق نگذریم مرخصی هر موقع خواستم گرفتم چون مدیر فروش ادم حسابی بود و عادلانه لید ها تقصیم میشد و خودشون هم پای کار بودن و فکر نمیکنم همچین شخصی موندگار باشن حجم کاریش نسبتا زیاده و جلسات زیادی میذارن حقوقش افتضاح پایینه من تو این دوسال خیلی پس رفت کردم منابع انسانیش هیچ درکی از شرایط ندارن و هر کاری که خودشون بخوان انجام میدن و اصلا متوجه نیاز های پرسنل نیستن در واقع یک طبل تو خالی ان بدترین موردی که هست هیچگونه پورسانتی وجود نداره برای فروش و به گفته خودشون هر چهار ماه پاداش میدن اونم به همه واحد ها که من کلا در این 2 سال دوبار این پاداش رو دیدم هیچ رفاهیاتی وجود نداره البته این مورد ربطی به واحد فروش نداره و همش مقصر هیئت مدیره ان خاله زنک بازی زیاده ...... دور کاری برای همه واحد های آزاده ولی واحد فروش نه به تصمیم مدیر عامل ( امیدوارم برای دوستان در اونجا این موضوع حل بشه ) کلی بگم بهتون همه واحد ها عزیزن برای هیئت مدیره بجز فروش در صورتی که 5 سال پیاپی تمامی تارگت های زده شد خیلی ها تو این شرکت ادعا دارن اما واقعا سواد زیادی ندارن
به خاطر بیثباتی زیادی که در این شرکت دیدم، تصمیم گرفتم تجربهام را اینطور بازگو کنم. ابتدا باید بگویم که تعهد به تحویل بهموقع پروژهها کمتر وجود داشت و امور به خوبی سازماندهی نمیشد. حقوق پرسنل هم معمولا چند ماه عقب میافتاد و مدیر ارشد هیچکدام از تعهدات نسبت به پروژهها و تیم را نداشت. با وجود اطلاعات ناقص مهندسی و دانشگاهی، میکوشید به من بقبولاند که همان کاری را انجام بدهم که خودش میخواهد، و وقتی از طریق روابط نزدیک به دفتر و امکاناتی در سرم سازی رازی و دانشگاه خوارزمی کرج دست پیدا کردند، از حمایتهای آن مجموعه هم برای من روشن بود که با خود سرم سازی رازی هم مشکلاتی داشتند. در این شرکت هزینههای قرارداد به نظر میرسید که به مصارفی شخصی اختصاص میشود و منابع مالی برای کارهای متفرقه هدر میرفت. در نتیجه، بهراحتی از سوی برخی افراد به من دروغ گفته میشد. دستگاههای بایوراکتور رومیزی تولید میشد که استانداردهای صنعتی را کاملا رعایت نمیکرد و پس از تحویل به مشتری، مشکلاتی در قطعات ضروری و عملکرد آنها وجود داشت. همچنین رونمایی از دستگاه اولتراسانتریفیوژ آزمایشگاهی با نامی که برای محصولی خارجی استفادهشده بود، به شکل مصنوعی بدنهای جدید برای دستگاه ساخته شد تا با نام اولتراسانتریفیوژ ایرانی ارائهشان دهند؛ اما این محصول ایرادات فراوانی داشت و قادر نبود به سرعت و دور ادعایی برسد و رفع عیب آن تا امروز نیز انجام نشده است. با وجود این سطح از مهارت و دانش، قراردادهای چند دستگاه دیگر هم منعقد شدند. بسیاری از همکاران به دلیل بینظمی، فقدان صداقت و تعهد در این شرکت از مجموعه جدا شدند. به نظرم مدت زیادی زمان و سرمایهام را در این کار یا قرارداد با این شرکت تلف نکنم.
چند ماه پیش که گفتن همه مشکلات از تیم منابع انسانی بود و عوضشون کردن،فکر کردم حتما کارشناسی کردن و قراره همه چی درست بشه ولی وقتی عملکرد این تیم رو میبینم و بابت موضوعی که بهشون مراجعه کردمو نتیجه غیرمنتظره ای که دیدم،فهمیدم شرکت اصلا اچ آر نداره بلکه مزدور داره،بله آقای دکتر برای خودش مزدور استخدام کرده که اینم تاییدی به دیکتاتوری ایشونه!
من تجربهام از کار در حامی مهاجر را به شکلی تازه و طبیعی بازگو میکنم؛ گویا در محیطی مشابه زندان کار میکردم که فشارها و نابرابریها در آن به وفور وجود داشت. مدیران اینجا برخلاف انصاف و اخلاق رفتار میکردند و گاهی با نیت تخریب روابط کاری و زیر آب زدن همدیگر عمل میشد. شرایط کاری به گونهای بود که آرامش و آزادی عمل به وضوح کم بود؛ استراحتهای مناسب و فضای روانی قابل قبول هم وجود نداشت و اعتراض به وضع موجود کمترین فرصت را داشت. وقتی اختلاف نظر به وجود میآمد، اغلب با جنگ اعصاب مواجه میشدم و احساس تحقیر میکردم. در نهایت معمولا مجبور به استعفا میشدم و نامهای با رضایت از شرکت را جلوی خود میدیدم که نشان از پایان رابطه کار بود. بعد از آن نیز باید پیگیریهای مالی و حقوقی را پی میگرفتم تا حق و حقوقم بهدرستی پرداخت شود.
صبح به نظر میرسید که فرایند مصاحبه با شرکت داده کاوان هوشمند توسن طولانی و گیجکننده باشد. در ابتدا تماس گرفتند و سوالات کلی دربارهی کار و سابقه پرسیدند، سپس گفتند کتابی معرفی میکنند که باید بخوانم و برای مصاحبه مجدد برگردم. در مرحله دوم، با وجود مطالعهی کتاب مقرر، در جلسهی بعد پرسشهای گوناگون و متنوعی مطرح شد، و علاوه بر آن دوباره از کتاب هم سوال شد. انتظار من این بود که با کتاب معرفیشده پیش بروند، اما رفتارشان به نظر میرسید بیشتر دنبال استخدام افراد آشنا باشند. من هم گفتم که هیچ رابطهای با اعضای شرکت ندارم. احساس کردم فرایند مصاحبه برای کارآموزی هم زمانبر است و نتیجهای ملموس ندارد، چون به احتمال زیاد پذیرش نمیشوند.
فقط برای نصف روز رفتم ، به شدت پشیمون شدم ، بار ها سنگین بودن و ناهارخوری مناسبی اصلا نداشت ، فقط یه میز کوچک گذاشتن واسه غذا ، فروشگاش تمیز نیست ، نکته مهم این که همش باید سرپا باشم ، موقع برگشت پا درد گرفتم ، در کل نرید به این شغل .
پر حاشیه و سمی طرف اومده تو نظرهاش که فکر کنم کار پسر مدیر عامله اینو نوشته: "طبیعت هرچیزی حد و حدودی داره.چه صحبت با تلفن و چه سرویس رفتن و کارای شخصی دیگه" یعنی اگه مشکل گوارشی پیدا کنی و بیرون روی داشته باشی و تو شرکت باشی توبیخ می شی😂😂😂 آخه یکی نیست بهش بگه آدم ... طرف مریضه که بیخود هی بره سرویس بوی اونجا رو تحمل کنه که چی بشه. یا تو مریضی که فکر می کنی اون زیادی می ره سرویس. یا اینکه طرف حاضره بره توی کثافت و بوی اونجا رو تحمل کنه ولی تو اون شرکت نباشه خودم شاهد بودم طرف تمام زندگیش رو براشون گذاشته بود با چه وضعیت بدی اخراجش کردند. کسی رو واقعا ندیدم با دل خوش از اون خراب شده بیرون اومده باشه
به مدت هفت ماه با این تیم همکاری کردم و حالا هم آنجا حضور ندارم، اما ارتباطم با همکاران قطع نشده است. فضای کار آنجا بسیار گرم و دوستانه بود و حتی در مواردی که ربط مستقیمی به کار من نداشت، آموزش و راهنماییهای ارزشمندی 받 کردم. این تجربه برایم تجربهای دوستانه و آموزنده بود و از لحظات خوبی که در کنارشان داشتم سپاسگزارم.
در مصاحبهای که داشتم رفتار بیادبی و غیرحرفهای برخی افراد در این شرکت به چشم میخورد. جو سازمانی اصلا جایگاه و ارزش کافی ندارد و بیاحترامی به افراد در خصوصیترین حالت هم در این مجموعه طبیعی به نظر میرسد. با توجه به زمان محدود اینجا، به هیچوجه به افرادی که صبر و احترام متقابل را در کار میدانند توصیه نمیکنم. دفتر شرکت هم در شمالیترین نقطه تهران است و این موقعیت ذهن جویای کار را به این نتیجه میرساند که اگر مجموعهای با کلاس کاری و سازمانی مطلوب باشند، احتمالا آنجا استخدام خواهند شد، اما روشن است که با مشکلات فراوان و تصمیمگیریهای اشتباه و بیثباتی روبهرو خواهند بود.
این شرکت یه سیستمی داره که به هیچ کس حقوق نمیده: توی شرکت یه منشی وجود داره که باید هر 11 روز، یه اکانت جدید برای برنامه تایم داکتر که زمان کار برنامه نویس رو انداره میگیره، بسازه و اگر زمانش بگذره، برنامه دیگه ساعت های کاری رو نشون نمیده . برنامه نویس هم با اون برنامه ساعت های کاریش رو اندازه بگیره. اما این شرکت بعد چندروز کار به شخصی که منشی هست میگه تو اکانت تایم داکتر جدید رو نساختی و الان باید خسارت پرداخت کنی، برای همین بهت حقوق نمیدیم. به اون برنامه نویس هم میگن که ساعت های کاری تو توی برنامه ثبت نشده و بهت نمیتونیم حقوق بدیم. در نتیجه به هیچ کدوم حقوق نمیدن و فقط کلاهبرداری میکنن. مدام هم بهاین علت تعدیل نیرو میکنن و آگهی استخدام میزارن توی سایت های مختلف. از نظر رفتاری هم به شدت رفتار غیرحرفه ای با کارکنان دارن. بدترین تجربه کاری که میتونید داشته باشید، توی این شرکته
قصد داشتم تجربهای واقعی از کار در این شرکت را بازگو کنم که باعث شد روی آینده شغلیم حسابی تردید کنم. من با هلدینگ SYBT کار میکنم و برندی که بیشتر با آن سروکار دارم سیب ۳۶۰ و راسپر است که تا حالا جزو زیرمجموعههای این هلدینگ بودهاند. شرکت خیلی بیبرنامه و بیثبات است؛ در شش ماه اخیر سه مدیرعامل عوض شدهاند. به همین دلیل به هیچ عنوان برای بیش از شش ماه در این شرکت نباید امیدوار بود. امنیت شغلی صفر است چون تصمیمها دائما تغییر میکند. اصلیترین مشکل هم مالک یا مدیرعامل اصلی شرکت است که هیچ برنامهای برای نگهداشت نیروها یا شعبهها و یا توسعه آنها ندارد.
این شرکت همان شرکت تایگر هست که به خاطر نظرات منفی زیاد اسمشونو تغییر دادند و تمام تجربه های منفی راجب شرکت تایگر درست هست و اصلا با این شرکت قرارداد نبندید که هر روز کارکردن اونجا از جهنم بدتره . احتمالا این راهکار تغییر اسم شرکتم وکیل ****** یادشون داده ولی تنها راه تغییر اون شرکت تغییر مدیر عاملشه. اگر به فکر استخدام توی این شرکت هستید تجربه های شرکت تایگر را بخونید.
دوست داشتم تجربهام رو از آرا هنر به طور روشن و بیپرده به اشتراک بگذارم، چرا که تصمیم گرفتم سه سال از وقتم رو صرف بهبود شرایط کنم اما نتیجه چیزی نبود که انتظار داشتم. وقتی وارد مجموعه میشوی، اول به نظر میرسد همه چیز جذاب و هیجانانگیز است، اما به مرور متوجه میشوی که با افراد سمی و مخربی همکار شدهای. سه مدیر اصلی مجموعه در ظاهر سهلگیر و پذیرای نقد هستند، اما رفتارشان خلاف این را ثابت میکند. تنها به حرفهایشان نگاه میکنی و تصور میکنی کارها اصولی پیش میرود، اما به مرور فهمیده میشود که به قولشان پایبند نیستند و اعتماد کردن به آنها گاهی بیفایده است. دیدهها نشان میدهد خروجیها چقدر بالاست و بسیاری از افراد با تجربه در مواجهه با شرایط، بعد از مدت کوتاهی یا حتی ماهی کوتاه، تصمیم به رفتن میگیرند یا اینکه برخی با اعمالی که انجام میدهند، بهکلی از مجموعه کنار زده میشوند. سرپرستها و مدیران واحد نیز اغلب به عنوان همپیمانان نزدیک مدیران عمل میکنند و به جای حل مسائل، به رفاقتهای سطحی و چاپلوسی میرسند و خیلیها را به زیر آب میزنند. مشخص است که آنجا با پارتیبازی و رانتهای مختلف کار ادامه دارد؛ اگر دنبال محیطی هستی که حریم خصوصیات به مخاطره بیفتد، باید محتاط باشی (این نکته برای خانمها بهخصوص مطرح است، و ممکن است نزدیکان مدیران به رفتاری نامطلوب دست بزنند). به زبان صریحتر، اگر میخواهی در محیطی کار کنی که پشت سر هم دیگران حرف میزنند و با رفتارهای ناپسند با هم برخورد میشود، شاید اینجا انتخاب مناسبی باشد. با وجود اندازه کوچک مجموعه و مدیران نسبتا نامناسب، انتظار زیادی نباید داشت. در کل تجربه من از آرا هنر تا حد زیادی ناامیدکننده بود و تاکنون چنین محیطی را ندیدهام یا نشنیده بودم؛ به خودت اجازه بده ارزش قائل شوی و وارد این مجموعه نشو.