مدیریت غیر حرفهای. دروغ گویی در تمامی لایه های مدیریتی. محیط کار سمی. زیرابزنی و باند بازی. اصلا محیط مناسبی برای کار نیست. یک کلمه حرف راست از دهن هیچکسی خارج نمیشه مخصوصا مدیران.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدیریت در بخش فروش بسیار ضعیفه جلسات توجهی بی اندازه زیاد و بی فایده است و فقط تهدید میشن نیرو ها با وجود این که ادعا می کنن ساعت کاری تا پنج و نیم و یا در صورت تارگت نزدن تا شیش و نیم هست نیروها رو تا هشت شب یا خیلی وقتا بیشتر نگه میدارن بدون هیچ اضافه کاری . فشار کاری بسیار بالا فرسودگی بسیار زیاد برخورد توهین آمیز و پر از عقده ی مدیریت ضعیف فروش . داد و هوار تقریبا هر روزه در فیلد فروش خاله زنک های زیاد و حواشی غیر منطقی
در مجموع تجربه کاری خوبی داشتم و فکر میکنم این مجموعه، مخصوصاً برای کسی که دنبال یادگیری و کسب تجربه در یک محیط نسبتاً پویاست، میتونه جای مناسبی باشه. یکی از نقاط مثبت، همکارها و فضای همکاری بین تیمهاست. در بیشتر مواقع افراد برای کمک به هم آماده هستن و اگر خودت هم پیگیر باشی، فرصت یادگیری و جلو رفتن وجود داره. تنوع کارها هم باعث میشه خیلی زود درگیر موضوعات مختلف بشی و تجربه خوبی به دست بیاری. از طرفی مثل هر مجموعهای، بعضی فرایندها هنوز میتونن منظمتر و شفافتر باشن. گاهی هماهنگی بین بخشها زمانبر میشه یا تصمیمگیریها میتونه سریعتر انجام بشه. به نظرم اگر روی این موارد بیشتر کار بشه، تجربه کاری افراد هم بهتر خواهد شد. در کل، تجربه من بیشتر مثبت بوده و نکات مثبت مجموعه برای من پررنگتر از موارد قابل بهبود بوده. برای کسی که اهل یادگیری، مسئولیتپذیری و کار تیمی باشه، میتونه تجربه قابل قبولی باشه.
شرکت خاله زنک بازی هست، یک سری کارمندان نور چشمی از طرف مدیریت، بین کارمندان دیگه زیرآب میزنن و حرف ها رو جابجا میکنند. بسیار شرکت غیرحرفه ای هست. خیلی اذیت میکنن سر تسویه. بهانه های واهی میارن و تسویه نمیدن و میگن چندماه زمان میبره. ادعای مسلمانی دارند . ولی بویی از شرف و مردانگی نبردن. کلا هیچ مزایایی این شرکت نداره. هر کی رفته بدبخت شده. بیشتر شبیه حوزه علمیه هست تا شرکت مهندسی.
متاسفانه شرکت در دست یک منابع انسانی بی ادب افتاده و هرکاری می خواد با نیرو ها می کنه تا فرار کنند.
اینجانب به مدت کمتر از یک سال در این شرکت مشغول به کار بودم. این شرکت اساسا یک شرکت پوششی برای یک شرکت هلندی هست و البته تنها نکتۀ مثبت این شرکت هم همینه که امکان کار در مقیاس بین المللی برات فراهم میشه و واقعا امکان رشد توش وجود داره. ولی بدی هاش اونقدر زیاد هست که احتمالش خیلی کمه کسی بتونه اون فضای عجیب غریب رو به امید رشد کاری تحمل کنه. در ابتدای ورود که عموما آزمون گرفته می شه و در صورت قبولی، یه دورۀ آزمایشی و یه دورۀ آموزشی داره که اولی بدون حقوق و دومی حقوقش قانون کار هست. برای من اینجوری بود که در مدت آزمایشی و آموزشی تسک های دیگه ای رو ازم خواستن انجام بدم و وقتی مدت زمان آزمایشی و آموزشی به اتمام رسید گفتن خب تو هنوز تسک های این دو دوره رو یاد نگرفتی و بنابراین دورۀ آموزشی من تمدید شد و مدت ها من یا بدون پول و یا با حقوق ناچیز اونجا کار کردم. برای کسی که اجاره خونه می ده حتی یک ماه بدون حقوق کار کردن بسیار سخته و باعث به هم ریختن شرایط روحی آدم می شه. ولی اونجا با حجم بسیار زیاد کار باید روحیه ت رو حفظ می کردی. محیط شرکت بیشتر شبیه سالن مطالعه ست و افراد خیلی با همدیگه صحبت نمی کنن مگر اینکه مدیران در شرکت اصلی با بچه ها کال کنن. خیلی ناگهانی و بدون اطلاع قبلی وارد میتینگ هایی میشی که افراد حاضر در اون میتینگ در کشورهای مختلف هستن و تو اصلا نمی دونی موضوع بحثشون چی هست و این استرس زیادی وارد می کنه. سیستم هاشون لپ تاپه و لپ تاپ رو باید ببری خونه که هر وقت نیاز بود آنلاین بشی. مثلا یکبار روز پنجشنبه من توی داروخانه بودم به من زنگ زدن که میتینگ داریم و حتما آنلاین شو! به دلیل عدم انطباق روزهای تعطیل ایران و کشور هلند، روز شنبه با انبوهی ایمیل مواجه می شدم و این بسیار استرس زا بود. روی سیستم هامون برنامه هایی نصب بود که کارهای ما رو رهگیری کنه که چقدر توی چه وب سایتی بودیم یا چقدر تایم برای کتاب و مقاله خوندن گذاشتیم در طول هفته. در مجموع افراد کمی می تونن با اون شرایط پیچیده کنار بیان و به نظر من میزان استرسی که توی فضای اون شرکت هست خیلی قابل تحمل نیست. اگرچه تاکید می کنم اگر کسی می خواد کار واقعی رو به صورت اینترنشنال یاد بگیره بسیار جای مناسبی هست اونجا.
شرکت خوبی هست برای شروع به کار تو حوزه IT، من تو بخش پشتیبانی هاست کار کردم. مدیر واحد هاست آدم خوبیه و همکاران با هم روابط کاری حرفه ای و صمیمی دارن. کارها و تسک ها به صورت سلسله مراتبی صورت میگره و پشتیبانی سطح بندی داره میتونی برای شروع کار چیز های زیادی یاد بگیری ولی خب اگه بخوای سطح های بالا پشرفت کنی نیاز که self study داشته باشی از محیط شرکت چیز خاصی در نمیاد. حقوقش مصوب وزارت کار هستش و پاداش و عیدی رو هم آخر هر ماه تسویه می کنن | اضافه کاری نداره | کمک هزینه برای ناهار داره |کار تو بخش پشتیبانی به صورت شیفت چرخشی صبح، عصر، شب هستش | ترافیک کاری به شدت متغیره بعضی وقت ها خلوت و بعضی وقت ها خیلی، خیلی، خیلی شلوغ ... مزایای خاصی به جز مواردی که گفتم نداره در مجموع برای یه سال و دو سال خوبه ولی زیاد موندن تو این شرکت رو پیشنهاد نمی کنم چون پیشرفت خاصی حداقل تو سطح پشتیبانی نداره
اگر اسم «شرکت فناوری پیشگام بینش» را برای استخدام شنیدید، قبل از هر تصمیمی خوب تحقیق کنید. این متن تجربه چندساله کسی است که از نزدیک فضای این شرکت و نحوه مدیریت و همکاری در آن را دیده و تجربه کرده است. از همان اول چیزی که باید خیلی جدی بگیرید، **حقوق، قرارداد، بیمه و سفته** است. حقوقی که با شما دربارهاش صحبت میشود، لزوماً همان مبلغی نیست که در عمل به شما پرداخت میشود. مبلغ توافقی را به دو بخش تقسیم میکنند؛ یک قسمت بهعنوان حقوق اصلی و قسمت دیگر با عنوان «پاداش». در حالی که در تجربه من، این مبلغ دوم عملاً پاداشی بابت عملکرد خاص یا اضافهکاری و امثال آن نبود و جزئی از مبلغی بود که از ابتدا قرار بود بهعنوان دریافتی شما باشد. این مدل پرداخت از نظر من موضوع بسیار مهمی است، چون وقتی بخشی از دریافتی شما با عنوان «پاداش» ثبت میشود، در زمان اختلاف، اثبات اینکه کل مبلغ، حقوق واقعی مورد توافق بوده میتواند سختتر شود. بنابراین **هر مبلغی که قرار است دریافت کنید، حتماً دقیق و شفاف داخل قرارداد نوشته شود.** موضوع بعدی قرارداد است. چیزی که من در این شرکت دیدم این بود که **دو نسخه قرارداد در اختیار کارمند قرار نمیگرفت** و نسخهای که باید دست خود کارمند باشد، در اختیارش نبود و نسخه اصلی نزد شرکت میماند. در مورد سفته هم حتماً دقت کنید. از کارمند سفته گرفته میشود و موضوع مهم این است که برای سفتهای که تحویل میدهید، حتماً رسید معتبر و مشخصات کامل سفته را داشته باشید. بیمه هم موضوعی است که نباید فقط به حرف اعتماد کنید. **سوابق بیمه خودتان را از تأمین اجتماعی بررسی کنید و ببینید واقعاً برایتان چه چیزی ثبت شده است.** درباره سابقه بیمه و وضعیت کارکنان قبلی هم میتوانید از مسیرهای رسمی مربوط به تأمین اجتماعی استعلام و تحقیق کنید و قبل از شروع کار، با چشم باز تصمیم بگیرید. در مورد مدیریت شرکت هم تجربه من این بود که ظاهر صحبتها با واقعیت محیط کار همیشه یکسان نبود. وعده دادن و صحبت کردن زیاد بود، اما در عمل وقتی صحبت از پرداخت، قرارداد، بیمه و تعهدات میشد، شرایط متفاوت میشد. فضای داخلی شرکت هم از نظر من فضای سالم و آرامی نبود. تفرقه بین کارکنان، حساسیت روی اینکه چه کسی چه چیزی گفته و تلاش برای اطلاع داشتن از مسائل داخلی افراد، چیزی بود که در مدت حضورم بارها شاهدش بودم. در این میان، بعضی افراد بسیار نزدیک به مدیریت بودند و جایگاه و نفوذ بیشتری نسبت به سایر کارکنان داشتند. یکی از مواردی که خودم در طول زمان دیدم، رشد بسیار سریع جایگاه یکی از نیروهای نزدیک به مدیریت از کارهای دفتری به مسئولیتهای مدیریتی و تصمیمگیری بود. موضوع دیگری که برای من عجیب بود، **دخالت در مسائل شخصی و مالی کارکنان** بود. درباره شرایط زندگی، وضعیت مالی، پسانداز، دارایی و مسائل خصوصی سؤال میشد و حتی در بعضی موارد درخواست ارسال تراکنش حساب مطرح میشد؛ چیزی که از نظر من هیچ تناسبی با یک رابطه کاری حرفهای ندارد. تغییر مداوم نیروها و عوامل شرکت هم چیزی بود که به چشم میآمد؛ در حالی که بعضی افراد نزدیک به مدیریت، جایگاه ثابتتری داشتند. در مورد وعدههایی که برای ماندن نیروها داده میشد هم شخصاً مواردی دیدم که در نهایت مطابق وعده اولیه پیش نرفت. بنابراین اگر برای استخدام وعدهای درباره حقوق، بیمه، سربازی، ارتقا یا هر مزیت دیگری به شما داده شد، **حرف شفاهی را ملاک قرار ندهید و همه چیز را مکتوب بگیرید.** محیط شرکت از نظر تنش و حاشیه هم برای من تجربه عجیبی بود. من خودم شاهد دعوا و درگیری بر سر مسائل مربوط به محل شرکت و اجاره بودم و حتی یکبار هم شاهد حضور فردی برای مطالبه طلب در محل شرکت بودم. در نهایت چیزی که میخواهم به کسی که این شرکت را برای کار به او پیشنهاد دادهاند بگویم این است: **فقط به ظاهر شرکت، حرفهای جلسه استخدام و وعدههایی که شفاهی داده میشود اعتماد نکنید.** قبل از شروع کار، قرارداد را دقیق بخوانید و نسخه خودتان را بگیرید. مبلغ واقعی دریافتی را دقیق مشخص کنید. درباره عنوان «پاداش» سؤال کنید و ببینید دقیقاً چرا و بر چه مبنایی پرداخت میشود. وضعیت بیمه را خودتان مرتب بررسی کنید. برای هر سفته رسید معتبر بگیرید و هیچ موضوع مهمی را شفاهی رها نکنید. اینها مواردی است که از نزدیک دیده و تجربه شده، نه چیزی که صرفاً از جایی شنیده شده باشد. **برای تصمیم گرفتن درباره این شرکت، قبل از ورود تحقیق کنید؛ چون بعد از شروع همکاری، چیزی که روی کاغذ ثبت شده اهمیت بسیار بیشتری از تمام وعدههایی دارد که در جلسه استخدام شنیدهاید.**
هیچ نشانه ای از وجود فرهنگ و چارت سازمانی در مجوعه وجود ندارد و فقط شخص مدیر عامل تصمیم گیرنده هستش و به دلخاوه ایشان مجموعه اداره میشود که باعث بی نظمی زیاد و بی قانونی های فراوانی میشود. امنیت شغلی افتضاح می باشد و با کوچیک ترین حرف پیش مدیرعامل بدون هیچ تحقیقی یک شخص اخراج میشود و تهمت دزدی و کار شکنی به اون شخص زده میشود. ارتقا شغلی در این مجموعه بر اساس تخصص و دانش نیست و فقط بر اساس نزدیکی به مدیرعامل و زیراب زنی بقیه پرسنل هستش
من حدود یک سال در این شرکت کار کردم و به دلیل رفتار سازمانی زشت، همکاران شرور و زیرآب زن، مدیران و کارکنان بیادب و بیتربیت و شل مغز، عدم امنیت شغلی (قراردادهای سه ماهه) و رفتار سازمانی زیر دیپلم، مافیا بازی و رفتار ناشایست یک عده از مدیران و اقوام و فامیل مدیرعامل و فشار و توقعات نابجا و مدیریت سنتی، عدم وجود وظایف مشخص و شفافیت شغلی، با وجود حقوق و مزایای خوب، ناچار به استعفا شدم. به دلایل ذکر شده به کسی توصیه نمیکنم در این شرکت کار کند.
واقعا بد بود میگفتن که حداقل باید ۲۰دقیقه با آدم ها حرف بزنی که بهت حقوق بدن و خب بنده خدا ها زنگ میزدن که مشاوره بگیرن ما باید معطلشون میکردیم تا حقوق بگیریم وقت ناهار صبحونه که هیچی نداشت و تنها نکته مثبتش این بود که کلاس میذاشت همین
به هیچ عنوان در این شرکت کار نکنید صاحب شرکت بسیار بی ادب محیط کار بسیار سمی دائما دعوا و درگیری داره ۶۰ تا۷۰ روز یکبار حقوق میدن پر از اتباع افغانستانی غیر مجاز مشغول کار هستن محصولات مرجوعی و فاسد رو با محصولات جدید مخلوط میکنن تاریخ جدید میزنن دوباره میفروشن بنده هنوز موفق در دریافت حق و حقوق خود از این شرکت نشدم و شکایت کردم و شرکت محکوم شده در اداره کار و در مرحله اجرا احکام قرار داره منتظر اعلام تاریخ دادگاه هستم
سمی ترین شرکتی که دیدم ایتجا بود . محیط بسیار غیرحرفه ای است. همه مردان به خودشون اجازه میدن با خانمها وارد روابط غیرکاری بشن. خانمها برای اینکه بمونن یا پیشرفت کنن باید از شرایط زن بودنشون استفاده کنن. اگر مثل خودشون نباشی و باهاشون صمیمیت ایجاد نکنی کم کم حذفت میکنن. محیط بسیار کثیفه، فرهنگ چاپلوسی موج میزنه. افراد جدید رو مورد تمسخر و افترا قرار میدن. از روز اول باهات جنگ روانی راه میندازن تا در نهایت سلامت جسم و روانتو از دست بدی. وارد جایی میشی که مدام با افراد سطح پایین باید دهن به دهن بشی.اصلا توصیه نمیکنم به هیچ وجه. تنها مزیتش حقوقشه که اونم انگار نون توی خون خودت میزنی و میخوری.
در این حد که بعد چند ماه کار کردن کلی دنبال سفته ای که به اسم شخص هم خودشون بهم دادن امضا کردم و ازم گرفتن دوییدم که ازشون بگیرم هیچ حقوقی هم بهم ندادن چند ماه بیخودی تو دوره آزمایشی نگهم داشتن در حالی که میدونستن توانایی ام و سطح دانشم بیش از پوزیشن کاریشون هست بیمه هم رد نشد یعنی دزدی کامل. وقت کنم شکایت هم میکنم ازشون بابت اون چند ماه
شرکتی هست که بدرد آقازاده هایی که رابطه دارن میخوره. واحد حراست برای کارکنان پرونده درست میکنه و تهمت ناروا و شایعه برای کارکنان ایجاد میکنه، وقتی از این شرکت فرار کنی هم ماجرا تموم نمیشه و شرکت و حراست بک چکت رو تخریب میکنن تا مبادا با خیال راحت رفته باشی. هیچ حرمتی برای آبروی آدما قائل نیستن و به دروغ پشت سر کارکنان تهمت میزنن. وقتی کسی از شرکت میره تا یکسال پولش رو نمیدن. در طول کار هم پاداشی که از روز اول قولش را داده بودن رو ندادن. جو سازمان سمی هست و تا زمانی که اونجا هستین احساس سنگینی، اضطراب و پریشانی همراهتونه. اگه خودتون با هیئت مدیره این شرکت یا رده بالاهای وزارت اطلاعات نسبت خویشاوندی ندارین واردش نشین بهتره. اگه خانم هستین که اصلا توصیه نمیکنم.
من اولین شرکتی که بعد از تحصیلم کار کردم دیمه بود که شامل یه تیم دلسوز و حرفه ای بود که برای کاری که میکردن ارزش قائل بودن. هم مدیر اصلی و هم باقی اعضا، آدمای حرفه ای، تحصیل کرده، و با فرهنگی بودن. البته یه مشاور کسب و کار داشتن که آدم خیلی جالبی نبود ولی اعضای اصلی بسیار آدم های دلسوز و به فکری بودن. تنها مشکلی که من اونجا داشتم، نبود هیچ گونه اضافه کاری با وجود ساعات کار بیش از اندازه، و دیرکرد های زیاد در پرداخت حقوق بود که متوجه شدم که عامدانه نبوده و متاسفانه به دلیل جنگ و اتفاقاتی که سال 1404 افتاد، یک شرکت نوپا به مشکل مالی خورده بود. و درکل ممنونم ازشون که فرصت رشد خوبی رو در اختیار من گذاشتن.
گالریا جهنمیه که از بیرون یه جای شیک و بی نقص به نظر میاد، اما از درون هم واحدهای تجاریش مینالن و هم کارمندای اداریش دارن از بین میرن. و اگر گالریا جهنم باشه، عمیق ترین طبقه ش روابط عمومی و مارکتینگشه. جایی که اینقدر بی ثباته که تا الان 10 تا مدیر عوض کرده. عمر مفید مدیران روابط عمومی گالریا به یکسال نمیرسه. تنها نکته ی مثبت اینجا، پرداخت به موقع و دقیق حقوقتونه، همونی که بسته و ثبت شده. در باقی موارد، هر آن چیزی که از یه محیط کار سمی میشناسید، اینجا در انتظارتونه. 1-مهم ترینش دوربینه، که بیشتر از این که مراقب اموال مشتریای مرکز خرید باشه، مراقب تمام حرکات کارمندای اداریه. یعنی مثلا اگر در حین کار تو طبقات مرکز خرید دستشویی تون بگیره، و برید دستشویی مشتریان جریمه میشید، اگر در حین کار برای چند دقیقه متوالی به مانیتور نگاه کنید، حتی دارید فکر میکنید به طراحی تون، جریمه میشید اگر حتی به عنوان نیروی محتوا که کارش ممکنه با تلفن باشه، چند دقیقه با تلفن کار کنید، جریمه میشید اگر از آسانسورهای اصلی استفاده کنید، جریمیه میشید، باید از آسانسور های پرت مجموعه استفاده کنید و اصولا هر کاری بکنید که خوشایند مدیر نباشه، جریمه میشید 2- کلا دست به جریمه مجموعه خوبه، دنبال اینن که همون حقوق دقیقی که میدن بهتون رو یه جوری کم کنن. مثال دیگه ش غذاست. اگر شما غذا رزرو کرده باشی، و به هردلیلی یکدفعه نتونی بیای، همون روز نمیتونی کنسل کنی، و بعدم اگر همون غذای مونده ت رو نخوری، جریمه میشی. غذا رو ببری با خودت هم جریمه میشی. کلا کاریش نمیتونی بکنی. و در مورد کیفیت غذای پرسنل هم بگم که بارها از داخلش سوسک در اوردیم، و به خود آقایون گزارش دادیم، ولی اهمیتی نداشته براشون. و چون مجموعه ای که غذا درست میکنه، یه کارگاهه که زیر نظر خود آقایونه، مجوز بهداشت هم نداره که بخواید به طور قانونی پیگیری کنید. فقط میگن اگر نمیخواید، سفارش ندید. 4- اگر خط ایرانسل دارید، کار کردنتون اینجا با غار فرقی نمیکنه. آنتن خط نخواهید داشت، اینترنت داخل واحد اداری قطعی داره و IT اهمیتی نمیده (در واقع همیشه بهانه این خواهد بود که نمیخرن، پول نمیدن)، و تلفن خود مجموعه هم شنود میشه. 6- و اما واحد روابط عمومی چجور جایی عه؛ جایی که یه نیروی راننده وله رو میارن میذارن فیلمبردار و تدوینگر، و تو با کلی درس و مدرک و تجربه، میدونی طرف هیچی بارش نیست، ولی چون سابقه ش توی مجموعه زیاد بوده، بهت زور هم میگه، تو کارت دخالت هم میکنه، پشت سرت حرف هم میزنه و تو چیزی نمیتونی بگی. و حتی اگر درخواست کنی که سیستمت ضعیفه برای کارای سنگین گرافیکی، سیستم رو ارتقا بدن، یکدفعه میبینی سیستم رو ارتقا دادن، ولی نه برا تو، میدنش به اون که قدرت پاچه خواری و زیرآب زنیش بیشتره. 7- روابط عمومی جایی عه که ممکنه برای ایونت های متوالی از صبح تا 9 یا 10 شب سرکار باشی، تعادل زندگیت بهم بخوره، و وقتی برای روزای دیگه ت بخوای به زندگیت برسی و اضافه کار نمونی، توسط مدیر تهدید به اخراج شی 8- محتوای روابط عمومی جایی عه که حتی در حین جنگ، حتی بعد از اینکه مدیر هم تاب نیاورده و رفته و تو مدیر نداری، بیای و صدت رو بذاری و جای چهار نفر دیگه که همین سیاست های غلط باعث رفتنشون شده، کار کنی، که کار مجموعه زمین نمونه، حتی جای اون نیرو که چیزی بارش نیست هم کار کنی و چیزی از نابلدیش نگی که نونش رو آجر نکنی، ولی آخر سر همون آدم بره پیش مدیر جدید ازت بد بگه، و مدیر نابلد جدید به جای اینکه بیاد با خودت صحبت کنه، بره پیش مدیرعامل حرف تو رو بزنه، و نهایتا مدیرعامل که مستقیما مدتی بالاسرت بوده و دیده جای چند نفر کار کردی، به خاطر طرفداری از مدیر جدید بهت بگه که اگر کار نمیکنی، بهت حقوق ندیم. 9- روابط عمومی جایی عه که ممکنه از دستاوردت با آمار و نمودار پیش مدیر صحبت کنی، و نه تنها فقط یه خسته نباشید خالی دریافت نکنی، بلکه کاری که تو در نبود مسئول اصلیش، حتی بهتر از خودش انجام دادی رو کوچیک بشمرن و بگن چیز خاصی هم نبوده. 10- گالریا جایی عه که فقط مدیرانش ارزشمندن برا خودشون. ولی کارمندای اداریش، میخوای لیسانس باش، فوق لیسانس باش یا دکتری باش، هیچ ارزشی ندارن. ممکنه مدیرت از مجسمه ای که همکارت یادگاری داده بهت خوشش بیاد و بدون اطلاعت برداره. بخوای اعتراض کنی، بگن کسی پشتت نیس و خودت رو ضایع میکنی. بخوای اعتراض کنی، بگن کسی پشتت نیس. و اگر فکر میکنی که مگر این چیزها ممکنه، کافیه یکی از افرادی که قبلا اینجا کار میکردن رو پیدا کنی و بپرسی که اینا واقعیه یا نه. و مطمئن باش که اگر این متن رو خوندی و بازم رفتی گالریا کار کنی، بعد چند ماه میای اینجا و دوباره متن رو میخونی و با خودت میگی راست میگفت، کاش از همون اول نمیومدم.
به شدت به شدت افتضاح هم از نظر بعد کاری و هم از نظر اخلاقی. مدیریت ها بسیار بی ادب با نگاه از بالا و تنها سوگلی های شرکت که روابط خاصی باهاشون دارن در حال تعریف و تمجیدن. فقط ظاهر جذاب و حرف های قلمبه سلمبه دارن. به شدت حفظ ظاهر میکنند اصلا گول مکان و فضای شرکت رو نخورید و به وعده وعیدهایی که در جلسه مصاحبه میدن اعتماد نکنید. همش دروغ محضه اینو وقتی میفهمید که یه بخشی از عمرتون در این شرکت تلف شده. موقع خروج از شرکت هم اینقدر اذیتتون میکنن تا حق و حقوقتون رو ندن که منصرف بشید در صورتی که شرکت پول داره اما فقط برای خودشون نه کارمند. آخرم میگن ما به شما فرصت دادیم شما که کاری برای ما نکردید. منت همه چی هم سرتون میذارن مثل حقوق و بیمه در صورتی که وظیفشونه. مرتب هم آگهی استخدام جذاب در پیج های کاری و شبکه های اجتماعی میذارن تا کارجو بدبخت گول بخوره. هیچ آپشن خاصی ندارن براتون تمام اون چیزایی که در قالب کارت سفر و بیمه تکمیلی و سفرهای چه و چه میزنن فقط در باغ سبزه که فکر کنید عجب شرکت خفنیه ولی تاوان همشو میگیرن ازتون. قرارداد هم به نفع خودشون تنظیم میکنن که دستتون رو ببندن. هیچ نوع چک یا سفته دستشون ندید. از سر احتیاج به هر کاری تن ندید که هم خودتون رو نابود میکنید هم بازار کار برای افراد خراب میشه. به امید روزی که بساط چنین شرکتهایی برچیده بشه.
طی تجربه کوتاهی که با تیم منابع انسانی این سازمان داشتم، رفتارهای بسیار نامحترمانه و زشت ازشون دیدم، مدیرشون آقای سهمر میگفت ما اینجا خیلی باهم راحتیم و به همدیگه فحش ک دار (مشخصا فحش های جنسی) میدیم، یا حتی میگفت به قول داداشم که خارج از ایرانه فحش های اِفدار به هم زیاد میگیم. کارکنان واحد میرفتن ماساژش میدادن و توقع داشت کسی که اونجا کار میکنه ماساژش بده، برگشت گفت اینجا اومدی کار کنی باید منو هم ماساژ بدی! انتظار داشت هر لحظه آنکال اوامرشون باشی، حتی ساعت ۱۰ شب! نگاه به این تظاهراشون که خودشونو آدم خوبه نشون میدن نکنید، بددهنترین آدم هایی که تو اچ آر دیدم همینا بودن. حتی به حلال و حرام مال هم توجهی ندارن، نیرو رو بیرون میکنن و حق و حقوقش رو نمیدن. مال دنیا ارزش هم سفره شدن با این جماعت رو نداره.
یکی از بدترین تجربه های کاری و آکادمیک بود که داشتم. دروغ گویی و فریب بخش اصلی مدیر مجموعه بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.