تجربهای که از این شرکت دارم با وجود همه چالشها، به من یاد داد در محیطهای کاری چه چیزهایی واقعی است و چه چیزهایی را نباید ساده گرفت. با این حال، از تصمیمی که گرفتم پشیمان نیستم زیرا تجربهام را به شکل صادقانه و روشن بیان میکنم. یه فرصت کاری بود که در آن مدیرعامل نسبتا متعصب و خشن برخورد میکرد و گاه به نظر میرسید کنترل زیادی روی همه چیز دارد. این شرکت با استفاده از رانتهای خانوادگی در بخش حراست سازمان تامین اجتماعی به وجود آمده بود و برخی از رفتارهای ناشایست در این حوزه مطرح بود. یکی از همکاران که به تازگی خارج شده بود، ظاهرا تجربهای منفی از سوءاستفادههای احتمالی در کشور دیگری داشت و این تجربه به نوعی بر شهرت شرکت تاثیر گذاشت. به طور کل، اکنون میفهمم که خانوادهای که پشت این مجموعه بود، به جای ارتباط دادن به کیفیت کار، بیشتر با حرفها و حواشی شناخته میشود و این موضوع باعث ایجاد نگرانی نسبت به آینده شرکت میشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در محیط کار ماهان نت به دلیل رفتار مدیریتی ناپسند، تجربهای ناگوار در بخش فروش داشتم. مدیریت با بیادبی قابل توجه بود و منابع انسانی با وضعیتی نابسامان روبهرو بود. این واحد به سمت حاشیهسازی پیش میرفت و بهجای توجه به حقوق کارکنان، رویکردهای دیگر رخ میداد. پرداخت حقوق نیز با تاخیرهای چند ماهه و بهصورت ناقص انجام میشد. مدیران حاضر در شرکت یا با روابط خانوادگی، یا با روابط شخصی نامناسب و یا با روابط دوستانه نامناسبی مرتبط بودند. برای دریافت حقوق و تسویهحساب، در برخی موارد مجبور شدم از طریق مراجع قانونی اقدام کنم تا بتوانم حقوقم را دریافت کنم.
در طول دوره کاریام با این شرکت، تجربهای ناخوشایند داشتم که بهعنوان بدترین کارگاه پذیرنده تجربهام جا میزند. مدیریت از نظر من بسیار ناکارآمد بود و رفتارها کاملا حرفهای نیستند. حقوقها بهطور مرتب پرداخت نمیشدند و این موضوع شامل پورسانت و حقوقی که توافقمان بود هم میشد. گاه درخواستهای مربوط به کار غیرمنطقی به چشم میخورد و تبلیغات شرکت هم گاهی با واقعیت همسو نبود. در نهایت، این تجربه را بهعنوان یکی از بدترین گزینهها برای کار میدیدم.
تنظیمات جدید مدیریتی شرکت داده کاوان هوشمند توسن با وجود تغییرات، فضایی را ایجاد کرده که به نظر نمیرسد به بهبود اوضاع کمک کرده باشد. از وقتی که تیم منتخب مدیر جدید جایگزین شد، احساس میکنم تفاوت قابل توجهی در رفتارها و شیوههای مدیریت به وجود آمده است. برخی از همکاران که به عنوان مدیران جدید معرفی شدهاند، هنوز تخصص لازم در حوزه کاری را از خود نشان ندادهاند و به نظر میرسد میان محیط کاری و ساختار سازمانی، فاصلهای ایجاد شده باشد. نرخ خروج کارکنان در سال جاری به من نشان میدهد که میزان نارضایتی از سبک مدیریت جدید بالا است. نحوه رفتار با منابع انسانی نیز گاهی به شکلی دیده میشود که باعث زیر سوال رفتن همدلی و همدلی در تیم میشود. امیدوارم روزی شرکت دوباره به مسیری برگردد که پیش از ورود مدیریت جدید وجود داشت و با تیمی از افراد با تجربه و مناسب اداره شود.
به روزگار مدیریتی تازه رسیده بودم و همین تغییرات باعث شد جو شرکت رنگ و بوی تازهای بگیرد. پیش از این تحولات، شرکت داده کاوان هوشمند توسن به کارگزاران شایسته و کاربلد اهمیت میداد و بر پایه شایستهسالاری بنا شده بود، اما اکنون با حضور تیم جدید حس کردم اولویتها کمی تفاوت کرده است. وجود فضای پر از چاپلوسی در برخی سمتهای سرپرستی و مدیریتی، به جای تمرکز بر تخصص، کم توجه به معیارهای حرفهای را به همراه داشت. کاهش قابلتوجه رضایت کارکنان با حضور مدیریت جدید، به همکاری میان واحدهای منابع انسانی و تیمها آسیب میزند و به جای ارائه راهکارهای سازنده، واکنشها بیشتر جنبهای غیرواقعی و چاپلوسانه پیدا کرده است. این وضعیت تا حدی زیرآبزنی و فضایی غیرحرفهای در شرکت را پررنگ میکند. روزی شرکت جزو نامهای برتر حوزه بانکی بود، اما با تغییر رویکرد مدیریتی اخیر، به طور قابلتوجهی از سطح حرفهای فاصله گرفته است.
اتمسفر شرکت صمیمی و دوستانه بود، فضا فضای نرمالی بود در کل. کدی که تحویل میدادم دقیق بررسی می شد و همین باعث میشد منم خواه ناخواه دقت کدی که میزدم رو بالا ببرم و الان که در شرکت دیگری مشغول به کار هستم کاملا تفاوت خودم و همکارای حاضرم رو متوجه هستم و اینو مدیون پیام آوا میدونم. تجربه هایی که تو اونجا داشتم خیلی تو ارتقا دانشم تاثیر گزار بود. از نظر پرداختی کم پیش میومد که حقوق به تاخیر بخوره اما پیش اومده بود تا ۱۰ روز تاخیر هم بود. با توجه به تجربه هایی که داشتم و دارم این شرکت هم مثل همه جای دیگه مشکلات داشت اما اونقدری نبودن که مثل جایی که الان هستم با روان آدم بازی کنن. دلیل جدایی من از پیام آوا پیشنهاد حقوق بالاتری بود که از جای فعلیم گرفتم.
خب خداروشکر مطمعن شدم با تجربه دوستان این شرکت مثل بقیه شرکتهای خصوصی ایرانی شارلاتانه بدرد نمیخوره تنکیو😁 ازدوستان ازاینکه تجربشون گفتن باعث میشن کسی هزینه وقت اعصاب خودشو تواین راه خرد نکنه تنها راه همه مهاجرته
من در سه سال حضورم در آتیسان تجربهای مثبت و سازنده داشتم؛ شرکتی با فضایی دوستانه، همکارانی مهربان و مدیریتی محترم. در آغاز کار، هیچ سابقهای در کار بانک نداشتم و سطح دانشی فنیام نسبتا متوسط بود، اما طی همکاری با آتیسان با مفاهیم بانکی زیادی آشنا شدم و مهارتهای برنامهنویسیام به طور قابل توجهی رشد کرد، به ویژه در سایهی دقت و سختگیریهای فنی مدیریت گرامی شرکت. بعد از جدا شدن از این شرکت، بیشتر موفقیتها و کیفیت کار آن را درک کردم. اگر خروجم از کشور نبود، قطعا مایل به ادامه همکاری با این مجموعه بودم؛ شرکتی که تاکنون بیش از نه مشتری بانکی را جذب کرده و از این رو به ارزیابیهای فنی و تجربی بانکها به خوبی پاسخ داده است و اعتماد ایشان را جلب کرده است. از این رو میتوان گفت که عملکرد آتیسان حرفهای و قانونمند است و توانسته چنین دستاوردی را به انجام برساند. تا جایی که میدانم، اکثر نیروهای شرکت سه سال به بالا در آن حضور دارند و برخی چندین سال با رضایت کامل فعالیت میکنند؛ جدا شدگان هم اغلب به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. وجود مدت زمان حضور حداقل سه سال در یک شرکت نشانی از رضایت افراد از رفتار و عملکرد آن است. به هر حال، داشتن مدیر موفق در آتیسان این نتیجه را به همراه دارد که با وجود سختگیریهای فنی و کنترل کیفیت دقیق در زمینههای تولید نرمافزار، فضای دوستانه و نزدیکی با همکاران حفظ شده است و چنین محیطی فرصتی مناسب برای فعالیت فراهم میکند. تجربه و تسلط بالای مدیران آتیسان در حوزههای بانکی و مهندسی نرمافزار فرصتی ارزشمند برای همه همکاران فراهم میآورد تا با کمترین هزینه، موضوعات تخصصی بانکی را همراه با اصول مهندسی نرمافزار فرا بگیرند. برای تمامی همکاران فعلی و سابق آرزوی موفقیت دارم و از صمیم قلب حمایت میکنم.
با سلام منابع انسانی و مدیر فنی شما به جای اینکه تلاش کنی ارتباط ****** رو پیدا کنی اول ارتباطات خودتون رو مشخص کنید بعد ****** مضحکترین شرکتی که هست همینجاست خودشون هر غلطی دلشون بخاد میکنن بعد میان واسه بقیه قلدری میکنن سواد مدیران فنی ****** ادعا خدا بشینید سرجاتون از اپلیکشن ها و برنامه های داخل سازمانتون رو هم دیدیم خیلی ادعا دارید ****** کنید مدیر فنی 15 سالتون رو بیارید پای کار این همه ادعا دارن یه دستی به سر صورت این برنامه ها تون بکشید
بارها دیده شده و تجربه کردم که نیرو باعلم به اینکه حقوق دریافتی کمتر از حقشه یا مثلا شرکت های دیگه کلی مزایا دارن و..... ولی میمونه و کار میکنه مثلا محیط و جو شرکتو دوست داره یا از نظر فنی داره رشد میکنه و... اما سداد یک نکته مثبت برای افراد سالم از نظر روانی و اخلاقی نداره مواردی که گفته شده یک هزارم ایرادات و مشکلات سداد نیست دوستان توقع دارند با تغییر مدیر عامل یا معاونت مشکل حل بشه...چه طرز فکر کودکانه ای مگر وضعیت کشور با تغییر رییس جمهور تغییری میکنه؟ فرهنگ سازمانی سداد ایراد داره...5سال پیش معاون ای تی سداد میدونست اقای .....که مدیر پروژه هستند چقدر هول و کم سواد هستند حتی موقع خدافظی گفتند که چند نفر را باید اخراج میکردم اما ((کمکاری)) کردم همون افراد سداد رو به این روز انداختند تا کنار کسی هستی که هیچ...دو قدم دور میشی پشت سرت یا مسخرت میکنن یا یه دروغی تهمتی چیزی میسازن که کم کم بزرگ میشه و تو باید ثابت کنی که دروغه که هیچوقت ثابت نمیشه!!!! 99.99درصد افراد با پارتی بازی جذب میشن و یه عده بچه شهرستانی به شدت ضعیف از نظر مالی هستند.یه مدت هم که سداد شده بود محل جذب کاراموز.هم ضعف فنی هم ضعف اخلاقی باعث یه لجنزاری شد که الان کاملا نتایجش قابل رویته این افراد شهرستانی بیسواد و بی اخلاق فکر میکنند عقده های دوران کودکی ونداشته هاشون رو باید از حلقوم همکاراشون بکشن بیرون..لباس نو میپوشی با غضب نگاه میکنن انقدر داغونن....تا در سداد نباشید متوجه حرف من نمیشید توی شرکت دستکاری روانی میشی....یعنی با حرف و عمل بطور واضح ازارت میدن،شخصیتت رو لگدمال میکنند.بعد که ناراحت میشی یا دلیلشو میپرسی میگن ای وای مگه چی شده؟چیکار کردیم؟ما میگیم بمون ولی اگر خودت خیلی دلت میخاد خوو استعفا بده
برای مصاحبه رفتم و از همان ابتدای کار، توضیح دادند که پرداختیها به دو بخش و در زمانهای مشخص و بهطور منظم انجام میشود و تاخیری وجود ندارد. فرآیند مصاحبه شامل جلسهای یکساعته با واحد منابع انسانی و جلسهای دوساعته با مدیرعامل بود که تجربهای بسیار خوشایند بود؛ هرچند نتیجه نهایی مثبت نبود و این مسئله ناراحتم نکرد.
برای من خیلی صریح بود که این شرکت جایگاهی برای رشد من نیست و تقریبا هیچ تغییر مثبتی در وضع شغلیم ایجاد نکرد. از نظر من، مدت طولانی همکاری با این مجموعه نتونست مهارتها و تجربیاتم رو تقویت کنه و تنها خروجیهای روزانه از گزارشها و مستندات معمولی دریافت میکردن بدون اینکه نتیجههای پروژهها نمایان باشه. در واقع، خیلی از روزها ازapatan از دریافت بازخورد سازنده به دور بودم و به نظر میرسید که بعضی همکاران سطح پایینتری رو به عنوان فرصت برای انتقاد یا همفکری مطرح میکردن اما این فضای تعاملی شکل نمیگرفت. هنگام ترک کار هم معمولا استقبال میکردن، چون با افراد جدیدی جای من رو پر میکردن. افزایش حقوق هیچوقت در اولویت نبود و حتی پس از گذشت سالها هم وضعیت تغییری نمیکرد. در یکی از بنگاههای بزرگ حدود دویست نفر نیرویی هستن که تنها دو تا سه نفرشون واقعا تخصص دارن و بقیه یا در حال مهاجرت یا داشتن شغل دوم هستن. ساختار سازمانی تا حد زیادی فشرده است، اعضا بیشتر از دوستان و فامیل هستند و در اکثر تیمها نوعی همسویی پنهان یا خبرچینی وجود داره، به این دلیل که اغلب تیمها به دلیل بیکاری بیثبات به نظر میرسند. اکثر مدیران ارشد از طریق روابط به پستی رسیدهاند و انتظار زیادی نباید داشت. حقوقی که بهدست میآید با اعلام اولیه تفاوت زیادی دارد و گاه تا بیست و پنج درصد کمتر میشود. وامهای اندکی هم پرداخت میشود و با نرخ بهرهای قابل توجه. پارکینگ هم برای کارمندان معمولی در دسترس نبود یا دریافتش زمانبر است و خیابانهای اطراف هم وضعیت نامطلوبی دارند. توصیهام این است که با شرکت مادر، خدمات انفورماتیک، همکاری کنید؛ امکانات و تسهیلات برای آنها فراهمتر است و احتمالا فضای مناسبتری برای رشد وجود دارد. این مجموعه مشتری کمتری دارد و در جاهایی مثل بانک مرکزی نقشهای محدودتری ایفا میکند. از نظر مزایا، حقوق نسبتا منظمی بهحساب میآید، اما ظرفیت ارتقاء و ساعات کاری با استانداردهای بالاتر خیلی تفاوتی ندارد و برخی مزایا مانند بیمه و وعدههای غذایی نیز گاهی به شکل جبرانی از حقوق کم میشود.
رفتین تو این شرکت، اگه یکسال رفتید، دو سال باید دنبال پولتون بدوید و کلی اذیتتون میکنند، کلی تحت فشار قرارتون میدند. از دور نماش خیلی خوبه، هیچ ارزشی یک برنامه نویس نداره اونجا، تو بعضی مدیریت ها که برده هستید، مدیر راحت داد میزنه و اشتباه میگه و شما حتی درست گفته باشی هم بعدش رو خودش نمیاره و باز داد میزنه! ولی جلو دیگرون ظاهرش خیلی خوبه! پشت همکارتو جلوی خودت میزنه! به هر کی هم بگی اونجا مثل مدیر بالادستی و منابع انسانی اصلا فایده نداره، شرکت خصوصی هست و همه خودشون رو میخوان به مدیرهای بالا دستی که از سهامداران هستند نشون بدن و یک دمی تکون بدن. آدم واقعی اونجا کمه ولی عکسهای قشنگی به اشتراک میگذارند، در واقع شما کار میکنی، مدیرهای بیسواد و منابع انسانی بخورن. خود مدیرعامل کنونی سالها پیش مدیر منابع انسانی بود، دو تا از بچه ها میخواستن برن از ایران قبلش اعلام کرده بودند که ما داریم میریم که کارو تحویل بگیرند، یک درصدی از دریافتی رو تقریبا وسطهای ماه میریختن ولی اونسال از اول سال نریخته بودند، داشتن یکسری تغییرات میدادن که اول ماه و اینا پرداخت بشه، تقریبا تو آبان که درستش کردند قبلی ها رو ریختن و مال این دو تا رو که قرار بود یکیشون بهمن بره نریختن! همکارمون میگفت، مدیرمون به مدیر منابع انسانی که مدیرعامل کنونی هست گفته بوده که چرا برای اینا نریختین برای اینا هم بریزید اینا از اول سال بودن و بهمن ماه دارن میرن، انگار گفته بوده، چرا براشون بریزیم؟ اینا که دیگه دارن میرن! حالا خوبه این دو تا رو مهمترین محصول شرکت که درآمد شرکت از اونجا تامین میشد هم کار میکردند و فقط انسان دوستانه برای منافع شرکت زودتر اعلام کردن که دارن میرن و سود شرکت از کار امثال اینهاست، نه از کار مزخرف اون مدیر منابع انسانی. در واقعا مشتری اول مدیر منابع انسانی، خود نیروهای شرکتند که اینجوری باهاشون رفتار میشه، خلاصه تسویه حسابشون هم خورد به قیمت دلار و دلار ۶ برابر گرون شد! از بس دیر دادن! وقتی همین مدیرعامل کنونی مدیرعامل شد از تقریبا یکسال و خورده ای پیش! بچه های قدیمی شرکت گفتند چون بله قربان گو هست گفتن بهش بیا مدیرعامل بشو که هر کاری خواستن انجام بدن خودشون، یعنی آدم خاصی نیست! و عملا اینطور به نظر میاد که هیچ کاره باشه کارش وقتی تو مدیریت منابع انسانی که بود پولی رو که خود برنامه نویس ها در می اوردن بهشون نده! نمیدونم این جور رفتارها که خییییلی حتی تو منابع انسانیش هنوزم الانم هست از طرف تیمی که هیچچچی، تاکید میکنم هیییجی از تولید و برنامه نویسی و شبکه و تست و تحلیل نمیدونه چیه؟؟ اصلا چه نقشی تو این فرایند تولید دارند که یک همچین تصمیماتی میگیرن؟ اوایل شرکت که تاسیس شد که فقط برنامه نویس و تست و تحلیل و پشتیبانی فروش داشت ولی این منابع انسانی رو که نداشت و هزینه اضافه بوده دیگه و حال همه هم گویا بهتر بوده، نقش این واحد رو جز حضور و غیاب رو چهار تا جلسه جذب و دفع ست کردن رو هیچ وقت نفهمیدیم چیه، چون هیچ کس رو تو شرکت و یا خارج از شرکت ندیدم ازشون راضی باشن. مخصوصا از جوشون. به قول بچه ها، هیچ کدومشون هم نمیرن آدم جدید بیاد، شاید فضا عوض شد.
شما توی کاریزما دقیقا این ضرب المثل میبینی: یارب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود یه عده بیسواد بی تجربه عقده ای و از همه مهمتر "نو کیسه" پست گرفتن دیگه شما تا تهش برو جلو که خروجی(که خروجی هم آخه ندارن) چه چیز خواهد شد از یه طرف مدیرعاملش میاد دو تا فیلم سینمایی از خودش فیلم میگیره که میخواد خیر سرش تحول ایجاد کنه از اون طرف میبینی شرکت دچار تناقض های عجیب شده تبدیل شده به پادگان
حیف از این شرکت که درگیر باندبازی و زد و بندهای داخلی شده. جو زیرآب زنی و دورویی و خبرچینی شدیدی حکم فرماست. بیشتر روزها باید حداقل تا ساعت ۷ حضور داشته باشید. حتی پنجشنبه ها و جمعه ها بدون حقوق باید در کلاس و آزمون شرکت کنید. بعضا برای سیستم های خودشان دوره آموزش رایگان دارند، اما برای سایر موضوعاتIT و... که هنگام کار مورد نیاز هستند!! باید خودتان خارج تایم کاری و با هزینه شخصی!! در کلاس شرکت کنید. هر زمان هم که تصمیم به ترک این شرکت بگیرید سعی میکنند با انواع تهمت ها و تهدیدها و آزارهای روانی رو در رو و پشت سر شما را تخریب کنند، تا بگویند شرکت ما بهشت است و مشکلی ندارد.
سپاسگزارم از تیمی که از همکاری باهاشون مشعوف شدیم، لذت بردیم، یادت گرفتیم و به امید پروردگار بتونیم بیشتر همکاری کنیم. ممنون از زحمت تیم خوب پیام آوا . http://blackrhinowheels.ir
سلام برخلاف تصورم که در ابتدا شرکت و فضای شرکت رو بستری دیدم برای رشد و پیشرفت فردی، در ادامه هر چی جلو تر رفتم پشیمون تر شدم از قراردادی که امضا کردم. تسک ها نا مفهوم و نا مشخصمستندات هم همین طور. متون فنی رو با گوگل ترنسیلیت برات ترجمه میکنن که از روشون پیاده سازی کنی! و گاها اگه تسکی نداری،خودت باید دلبخواهی و بر اساس تجربه ت یه تسک تعریف کنی چون اگه ازشون تسک بخوای براشون حکم micro management رو داره که مخالفشن. کد ریوو رو نمیگم نداره ولی اجازه بدید بگم که با تمام احترام، سواد کد ریوو رو نداشتن. مدیریت فنی به شدت ضعیف و دل بخواهی بود کافی بود از کسی خوششون بیاد فقط همون آدمو قبول داشتن و بقیه همه زیر سوال بودن. در مورد حقوق هم همینطور بود صرفا افراد خاصی که تونسته بودن خودی نشون بدن و آشنای مدیریت بودن، راحت افزایش حقوق های با درصد بالا داشتن. و بقیه رو آدم حساب نمیکردن حتی. توی این شرکت به قول خودشون شما باید point of failure باشی تا بتونی حقوق خوب بگیری و سوال مهم اینه که آیا بستری در اختیارت قرار میدن بابت این فاکتور درامدی؟ کافی بود از کدهای قدیمی ای که مال ۳-۴ سال پیش بود ایرادی ببینن، شروع میکردن به مسخره کردن افراد قدیمی سازمان. جو برای من، جو زیر سوال بردن و تخریب اعتماد به نفس بود. منی که نیروی تازه کار نبودم. تمام افتحار بعضی هاشونم این بود که با وجود اینکه رشته ی مرتبط نخونده بودن تونسته بودن پیشرفت کنن توی این محیط و حتی بهتر از کسایی هستن که مهندسی کامپیوتر خوندن. حتی بر عکس تصور اولم اکثرا رشته های نامرتبط داشتن. اگه جنسیتتون مرد باشه بازم می تونین این محیط رو تحمل کنین یا حتی بهتون حال میدن و میگن و میخندن باهاتون. در غیر این صروت برای خانم ها، مخصوصا توی قسمت های فنی،هر کاری بکنین بازم ارزشی نداره. حتی سطح درامد خانم ها کمتره اینجا. در کنار تمام صحبت های منفی گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که اگه آدم یادگرفتن و دنبال کننده ی رشد فردی باشی، فرصت آموزش رو بهت میدن ولی مسیله ای که وجود داره اینه که مشخص نیست که این آموزش رو کجا بخوای استفاده کنی و آیا اصن به کارشون میاد یا نه؟!
تجربه من از کار در مهیمن کمتر از یک سال است. در گذشته ساختار منابع انسانی اینجا بیشتر به سمت گرایشهای مذهبی بود اما حالا تنوع فکری و فرهنگی را در کنار هم میبینم و هیچکس از دیگری درباره کاری درخواست نمیکند. با این وجود مدیران شرکت همچنان به شکل مذهبدار به نظر میرسند، اما حداقل شرایط نسبت به شرکتهای دیگر از چالشهای کمتری برخوردار است; خبری از زیرآبزنی و حرفهای بیمورد نیست، هرچند گاهی رفتارهای مغرورانه قابل توجهی از سوی بعضیشان دیده میشود و گمان میکنم خودشان را بیش از اندازه برتر میدانند. به نظرم این وضعیت ممکن است از نظر دیدگاهی به جایگاه شرکت صدمه بزند. حقوق در سطح کارهای تازهکار و پایینتر است، با این حال مزایای خوبی مانند هدایا و پاداشهای مناسبتها و عیدها وجود دارد، هرچند گاهی در انتخاب جوایز مانند روز زن و روز مرد بیدقتی دیده میشود و صرفا یک شاخه گل بهعنوان هدیه میدهند.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
شرکت پیام افزار پیک آسا بود و من تجربهای تلخ از همکاری در شرکت هلدینگ فناوری بنتک را دارم. در زمان کار، مدیری که در ظاهر بهعنوان سهامدار فامیل نزدیک بود و با عنوان مدیر معرفی میشد، بدون توجه به تیم و نیروها همواره به دنبال منافع شخصی بود و اکثر کارکنان حاضر نبودند بیش از یک سال با او کار کنند. او با رفتارهای تحقیرآمیز و دست به هر کاری میزد تا دیگران را تحت نفوذ خود قرار دهد. حتی افرادی که پیش از من در شرکت بودند و شرکت را ترک کرده بودند نیز از او ناراضی بودند و در طول همکاری با او با مشکلات زیادی روبهرو میشدند، بهگونهای که در گروههای مختلف شرکت نیز مشکلاتی را به وجود میآورد. فامیلهای زیادی را وارد مجموعه کرده بود و من تنها با یکی از اعضای گروه در ارتباط بودم که پر از اشتباهات بود و نمیتوانستیم مشکلی را بهطور جدی مطرح کنیم. رفتار او بهگونهای بود که هیچکس را به درستی پاسخگو نمیدانست و نیروها به سختی میتوانستند با او تعامل کنند. بهگفتهی افراد قبلی، او بهراحتی اخراج میکرد و حتی شنیده شده بود یک نفر را اخراج کرده که یکی از فامیلهای خود او بود و برای حفظ رازداری هیچکس را در جریان نمیگذاشت. این صحبتها از دوستان و همکاران قدیمی میگفتند که در دوران حضورشان در گروه، وقتی بهطور جدی نیاز داشتیم، دو نفر از اعضا را بهراحتی کنار گذاشت. به نظر من تنها کسانی که در این گروه میتوانستند سادهلوح باشند و تمام کارها را بهعهده بگیرند، افرادی با رفتار ساده و بدون نقد بودند؛ بنابراین توصیه میکنم به هیچ عنوان به چنین گروهی اعتمادی نکنید. شناخت من از این تجربه این بود که با مدیری که ظاهر مذهبی دارد، بهتر است فاصله گرفت و از ورود به چنین گروهی خودداری کرد.
تجربهای که از این شرکت دارم با وجود همه چالشها، به من یاد داد در محیطهای کاری چه چیزهایی واقعی است و چه چیزهایی را نباید ساده گرفت. با این حال، از تصمیمی که گرفتم پشیمان نیستم زیرا تجربهام را به شکل صادقانه و روشن بیان میکنم. یه فرصت کاری بود که در آن مدیرعامل نسبتا متعصب و خشن برخورد میکرد و گاه به نظر میرسید کنترل زیادی روی همه چیز دارد. این شرکت با استفاده از رانتهای خانوادگی در بخش حراست سازمان تامین اجتماعی به وجود آمده بود و برخی از رفتارهای ناشایست در این حوزه مطرح بود. یکی از همکاران که به تازگی خارج شده بود، ظاهرا تجربهای منفی از سوءاستفادههای احتمالی در کشور دیگری داشت و این تجربه به نوعی بر شهرت شرکت تاثیر گذاشت. به طور کل، اکنون میفهمم که خانوادهای که پشت این مجموعه بود، به جای ارتباط دادن به کیفیت کار، بیشتر با حرفها و حواشی شناخته میشود و این موضوع باعث ایجاد نگرانی نسبت به آینده شرکت میشود.
در محیط کار ماهان نت به دلیل رفتار مدیریتی ناپسند، تجربهای ناگوار در بخش فروش داشتم. مدیریت با بیادبی قابل توجه بود و منابع انسانی با وضعیتی نابسامان روبهرو بود. این واحد به سمت حاشیهسازی پیش میرفت و بهجای توجه به حقوق کارکنان، رویکردهای دیگر رخ میداد. پرداخت حقوق نیز با تاخیرهای چند ماهه و بهصورت ناقص انجام میشد. مدیران حاضر در شرکت یا با روابط خانوادگی، یا با روابط شخصی نامناسب و یا با روابط دوستانه نامناسبی مرتبط بودند. برای دریافت حقوق و تسویهحساب، در برخی موارد مجبور شدم از طریق مراجع قانونی اقدام کنم تا بتوانم حقوقم را دریافت کنم.
در طول دوره کاریام با این شرکت، تجربهای ناخوشایند داشتم که بهعنوان بدترین کارگاه پذیرنده تجربهام جا میزند. مدیریت از نظر من بسیار ناکارآمد بود و رفتارها کاملا حرفهای نیستند. حقوقها بهطور مرتب پرداخت نمیشدند و این موضوع شامل پورسانت و حقوقی که توافقمان بود هم میشد. گاه درخواستهای مربوط به کار غیرمنطقی به چشم میخورد و تبلیغات شرکت هم گاهی با واقعیت همسو نبود. در نهایت، این تجربه را بهعنوان یکی از بدترین گزینهها برای کار میدیدم.
تنظیمات جدید مدیریتی شرکت داده کاوان هوشمند توسن با وجود تغییرات، فضایی را ایجاد کرده که به نظر نمیرسد به بهبود اوضاع کمک کرده باشد. از وقتی که تیم منتخب مدیر جدید جایگزین شد، احساس میکنم تفاوت قابل توجهی در رفتارها و شیوههای مدیریت به وجود آمده است. برخی از همکاران که به عنوان مدیران جدید معرفی شدهاند، هنوز تخصص لازم در حوزه کاری را از خود نشان ندادهاند و به نظر میرسد میان محیط کاری و ساختار سازمانی، فاصلهای ایجاد شده باشد. نرخ خروج کارکنان در سال جاری به من نشان میدهد که میزان نارضایتی از سبک مدیریت جدید بالا است. نحوه رفتار با منابع انسانی نیز گاهی به شکلی دیده میشود که باعث زیر سوال رفتن همدلی و همدلی در تیم میشود. امیدوارم روزی شرکت دوباره به مسیری برگردد که پیش از ورود مدیریت جدید وجود داشت و با تیمی از افراد با تجربه و مناسب اداره شود.
به روزگار مدیریتی تازه رسیده بودم و همین تغییرات باعث شد جو شرکت رنگ و بوی تازهای بگیرد. پیش از این تحولات، شرکت داده کاوان هوشمند توسن به کارگزاران شایسته و کاربلد اهمیت میداد و بر پایه شایستهسالاری بنا شده بود، اما اکنون با حضور تیم جدید حس کردم اولویتها کمی تفاوت کرده است. وجود فضای پر از چاپلوسی در برخی سمتهای سرپرستی و مدیریتی، به جای تمرکز بر تخصص، کم توجه به معیارهای حرفهای را به همراه داشت. کاهش قابلتوجه رضایت کارکنان با حضور مدیریت جدید، به همکاری میان واحدهای منابع انسانی و تیمها آسیب میزند و به جای ارائه راهکارهای سازنده، واکنشها بیشتر جنبهای غیرواقعی و چاپلوسانه پیدا کرده است. این وضعیت تا حدی زیرآبزنی و فضایی غیرحرفهای در شرکت را پررنگ میکند. روزی شرکت جزو نامهای برتر حوزه بانکی بود، اما با تغییر رویکرد مدیریتی اخیر، به طور قابلتوجهی از سطح حرفهای فاصله گرفته است.
اتمسفر شرکت صمیمی و دوستانه بود، فضا فضای نرمالی بود در کل. کدی که تحویل میدادم دقیق بررسی می شد و همین باعث میشد منم خواه ناخواه دقت کدی که میزدم رو بالا ببرم و الان که در شرکت دیگری مشغول به کار هستم کاملا تفاوت خودم و همکارای حاضرم رو متوجه هستم و اینو مدیون پیام آوا میدونم. تجربه هایی که تو اونجا داشتم خیلی تو ارتقا دانشم تاثیر گزار بود. از نظر پرداختی کم پیش میومد که حقوق به تاخیر بخوره اما پیش اومده بود تا ۱۰ روز تاخیر هم بود. با توجه به تجربه هایی که داشتم و دارم این شرکت هم مثل همه جای دیگه مشکلات داشت اما اونقدری نبودن که مثل جایی که الان هستم با روان آدم بازی کنن. دلیل جدایی من از پیام آوا پیشنهاد حقوق بالاتری بود که از جای فعلیم گرفتم.
خب خداروشکر مطمعن شدم با تجربه دوستان این شرکت مثل بقیه شرکتهای خصوصی ایرانی شارلاتانه بدرد نمیخوره تنکیو😁 ازدوستان ازاینکه تجربشون گفتن باعث میشن کسی هزینه وقت اعصاب خودشو تواین راه خرد نکنه تنها راه همه مهاجرته
من در سه سال حضورم در آتیسان تجربهای مثبت و سازنده داشتم؛ شرکتی با فضایی دوستانه، همکارانی مهربان و مدیریتی محترم. در آغاز کار، هیچ سابقهای در کار بانک نداشتم و سطح دانشی فنیام نسبتا متوسط بود، اما طی همکاری با آتیسان با مفاهیم بانکی زیادی آشنا شدم و مهارتهای برنامهنویسیام به طور قابل توجهی رشد کرد، به ویژه در سایهی دقت و سختگیریهای فنی مدیریت گرامی شرکت. بعد از جدا شدن از این شرکت، بیشتر موفقیتها و کیفیت کار آن را درک کردم. اگر خروجم از کشور نبود، قطعا مایل به ادامه همکاری با این مجموعه بودم؛ شرکتی که تاکنون بیش از نه مشتری بانکی را جذب کرده و از این رو به ارزیابیهای فنی و تجربی بانکها به خوبی پاسخ داده است و اعتماد ایشان را جلب کرده است. از این رو میتوان گفت که عملکرد آتیسان حرفهای و قانونمند است و توانسته چنین دستاوردی را به انجام برساند. تا جایی که میدانم، اکثر نیروهای شرکت سه سال به بالا در آن حضور دارند و برخی چندین سال با رضایت کامل فعالیت میکنند؛ جدا شدگان هم اغلب به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. وجود مدت زمان حضور حداقل سه سال در یک شرکت نشانی از رضایت افراد از رفتار و عملکرد آن است. به هر حال، داشتن مدیر موفق در آتیسان این نتیجه را به همراه دارد که با وجود سختگیریهای فنی و کنترل کیفیت دقیق در زمینههای تولید نرمافزار، فضای دوستانه و نزدیکی با همکاران حفظ شده است و چنین محیطی فرصتی مناسب برای فعالیت فراهم میکند. تجربه و تسلط بالای مدیران آتیسان در حوزههای بانکی و مهندسی نرمافزار فرصتی ارزشمند برای همه همکاران فراهم میآورد تا با کمترین هزینه، موضوعات تخصصی بانکی را همراه با اصول مهندسی نرمافزار فرا بگیرند. برای تمامی همکاران فعلی و سابق آرزوی موفقیت دارم و از صمیم قلب حمایت میکنم.
با سلام منابع انسانی و مدیر فنی شما به جای اینکه تلاش کنی ارتباط ****** رو پیدا کنی اول ارتباطات خودتون رو مشخص کنید بعد ****** مضحکترین شرکتی که هست همینجاست خودشون هر غلطی دلشون بخاد میکنن بعد میان واسه بقیه قلدری میکنن سواد مدیران فنی ****** ادعا خدا بشینید سرجاتون از اپلیکشن ها و برنامه های داخل سازمانتون رو هم دیدیم خیلی ادعا دارید ****** کنید مدیر فنی 15 سالتون رو بیارید پای کار این همه ادعا دارن یه دستی به سر صورت این برنامه ها تون بکشید
بارها دیده شده و تجربه کردم که نیرو باعلم به اینکه حقوق دریافتی کمتر از حقشه یا مثلا شرکت های دیگه کلی مزایا دارن و..... ولی میمونه و کار میکنه مثلا محیط و جو شرکتو دوست داره یا از نظر فنی داره رشد میکنه و... اما سداد یک نکته مثبت برای افراد سالم از نظر روانی و اخلاقی نداره مواردی که گفته شده یک هزارم ایرادات و مشکلات سداد نیست دوستان توقع دارند با تغییر مدیر عامل یا معاونت مشکل حل بشه...چه طرز فکر کودکانه ای مگر وضعیت کشور با تغییر رییس جمهور تغییری میکنه؟ فرهنگ سازمانی سداد ایراد داره...5سال پیش معاون ای تی سداد میدونست اقای .....که مدیر پروژه هستند چقدر هول و کم سواد هستند حتی موقع خدافظی گفتند که چند نفر را باید اخراج میکردم اما ((کمکاری)) کردم همون افراد سداد رو به این روز انداختند تا کنار کسی هستی که هیچ...دو قدم دور میشی پشت سرت یا مسخرت میکنن یا یه دروغی تهمتی چیزی میسازن که کم کم بزرگ میشه و تو باید ثابت کنی که دروغه که هیچوقت ثابت نمیشه!!!! 99.99درصد افراد با پارتی بازی جذب میشن و یه عده بچه شهرستانی به شدت ضعیف از نظر مالی هستند.یه مدت هم که سداد شده بود محل جذب کاراموز.هم ضعف فنی هم ضعف اخلاقی باعث یه لجنزاری شد که الان کاملا نتایجش قابل رویته این افراد شهرستانی بیسواد و بی اخلاق فکر میکنند عقده های دوران کودکی ونداشته هاشون رو باید از حلقوم همکاراشون بکشن بیرون..لباس نو میپوشی با غضب نگاه میکنن انقدر داغونن....تا در سداد نباشید متوجه حرف من نمیشید توی شرکت دستکاری روانی میشی....یعنی با حرف و عمل بطور واضح ازارت میدن،شخصیتت رو لگدمال میکنند.بعد که ناراحت میشی یا دلیلشو میپرسی میگن ای وای مگه چی شده؟چیکار کردیم؟ما میگیم بمون ولی اگر خودت خیلی دلت میخاد خوو استعفا بده
برای مصاحبه رفتم و از همان ابتدای کار، توضیح دادند که پرداختیها به دو بخش و در زمانهای مشخص و بهطور منظم انجام میشود و تاخیری وجود ندارد. فرآیند مصاحبه شامل جلسهای یکساعته با واحد منابع انسانی و جلسهای دوساعته با مدیرعامل بود که تجربهای بسیار خوشایند بود؛ هرچند نتیجه نهایی مثبت نبود و این مسئله ناراحتم نکرد.
برای من خیلی صریح بود که این شرکت جایگاهی برای رشد من نیست و تقریبا هیچ تغییر مثبتی در وضع شغلیم ایجاد نکرد. از نظر من، مدت طولانی همکاری با این مجموعه نتونست مهارتها و تجربیاتم رو تقویت کنه و تنها خروجیهای روزانه از گزارشها و مستندات معمولی دریافت میکردن بدون اینکه نتیجههای پروژهها نمایان باشه. در واقع، خیلی از روزها ازapatan از دریافت بازخورد سازنده به دور بودم و به نظر میرسید که بعضی همکاران سطح پایینتری رو به عنوان فرصت برای انتقاد یا همفکری مطرح میکردن اما این فضای تعاملی شکل نمیگرفت. هنگام ترک کار هم معمولا استقبال میکردن، چون با افراد جدیدی جای من رو پر میکردن. افزایش حقوق هیچوقت در اولویت نبود و حتی پس از گذشت سالها هم وضعیت تغییری نمیکرد. در یکی از بنگاههای بزرگ حدود دویست نفر نیرویی هستن که تنها دو تا سه نفرشون واقعا تخصص دارن و بقیه یا در حال مهاجرت یا داشتن شغل دوم هستن. ساختار سازمانی تا حد زیادی فشرده است، اعضا بیشتر از دوستان و فامیل هستند و در اکثر تیمها نوعی همسویی پنهان یا خبرچینی وجود داره، به این دلیل که اغلب تیمها به دلیل بیکاری بیثبات به نظر میرسند. اکثر مدیران ارشد از طریق روابط به پستی رسیدهاند و انتظار زیادی نباید داشت. حقوقی که بهدست میآید با اعلام اولیه تفاوت زیادی دارد و گاه تا بیست و پنج درصد کمتر میشود. وامهای اندکی هم پرداخت میشود و با نرخ بهرهای قابل توجه. پارکینگ هم برای کارمندان معمولی در دسترس نبود یا دریافتش زمانبر است و خیابانهای اطراف هم وضعیت نامطلوبی دارند. توصیهام این است که با شرکت مادر، خدمات انفورماتیک، همکاری کنید؛ امکانات و تسهیلات برای آنها فراهمتر است و احتمالا فضای مناسبتری برای رشد وجود دارد. این مجموعه مشتری کمتری دارد و در جاهایی مثل بانک مرکزی نقشهای محدودتری ایفا میکند. از نظر مزایا، حقوق نسبتا منظمی بهحساب میآید، اما ظرفیت ارتقاء و ساعات کاری با استانداردهای بالاتر خیلی تفاوتی ندارد و برخی مزایا مانند بیمه و وعدههای غذایی نیز گاهی به شکل جبرانی از حقوق کم میشود.
رفتین تو این شرکت، اگه یکسال رفتید، دو سال باید دنبال پولتون بدوید و کلی اذیتتون میکنند، کلی تحت فشار قرارتون میدند. از دور نماش خیلی خوبه، هیچ ارزشی یک برنامه نویس نداره اونجا، تو بعضی مدیریت ها که برده هستید، مدیر راحت داد میزنه و اشتباه میگه و شما حتی درست گفته باشی هم بعدش رو خودش نمیاره و باز داد میزنه! ولی جلو دیگرون ظاهرش خیلی خوبه! پشت همکارتو جلوی خودت میزنه! به هر کی هم بگی اونجا مثل مدیر بالادستی و منابع انسانی اصلا فایده نداره، شرکت خصوصی هست و همه خودشون رو میخوان به مدیرهای بالا دستی که از سهامداران هستند نشون بدن و یک دمی تکون بدن. آدم واقعی اونجا کمه ولی عکسهای قشنگی به اشتراک میگذارند، در واقع شما کار میکنی، مدیرهای بیسواد و منابع انسانی بخورن. خود مدیرعامل کنونی سالها پیش مدیر منابع انسانی بود، دو تا از بچه ها میخواستن برن از ایران قبلش اعلام کرده بودند که ما داریم میریم که کارو تحویل بگیرند، یک درصدی از دریافتی رو تقریبا وسطهای ماه میریختن ولی اونسال از اول سال نریخته بودند، داشتن یکسری تغییرات میدادن که اول ماه و اینا پرداخت بشه، تقریبا تو آبان که درستش کردند قبلی ها رو ریختن و مال این دو تا رو که قرار بود یکیشون بهمن بره نریختن! همکارمون میگفت، مدیرمون به مدیر منابع انسانی که مدیرعامل کنونی هست گفته بوده که چرا برای اینا نریختین برای اینا هم بریزید اینا از اول سال بودن و بهمن ماه دارن میرن، انگار گفته بوده، چرا براشون بریزیم؟ اینا که دیگه دارن میرن! حالا خوبه این دو تا رو مهمترین محصول شرکت که درآمد شرکت از اونجا تامین میشد هم کار میکردند و فقط انسان دوستانه برای منافع شرکت زودتر اعلام کردن که دارن میرن و سود شرکت از کار امثال اینهاست، نه از کار مزخرف اون مدیر منابع انسانی. در واقعا مشتری اول مدیر منابع انسانی، خود نیروهای شرکتند که اینجوری باهاشون رفتار میشه، خلاصه تسویه حسابشون هم خورد به قیمت دلار و دلار ۶ برابر گرون شد! از بس دیر دادن! وقتی همین مدیرعامل کنونی مدیرعامل شد از تقریبا یکسال و خورده ای پیش! بچه های قدیمی شرکت گفتند چون بله قربان گو هست گفتن بهش بیا مدیرعامل بشو که هر کاری خواستن انجام بدن خودشون، یعنی آدم خاصی نیست! و عملا اینطور به نظر میاد که هیچ کاره باشه کارش وقتی تو مدیریت منابع انسانی که بود پولی رو که خود برنامه نویس ها در می اوردن بهشون نده! نمیدونم این جور رفتارها که خییییلی حتی تو منابع انسانیش هنوزم الانم هست از طرف تیمی که هیچچچی، تاکید میکنم هیییجی از تولید و برنامه نویسی و شبکه و تست و تحلیل نمیدونه چیه؟؟ اصلا چه نقشی تو این فرایند تولید دارند که یک همچین تصمیماتی میگیرن؟ اوایل شرکت که تاسیس شد که فقط برنامه نویس و تست و تحلیل و پشتیبانی فروش داشت ولی این منابع انسانی رو که نداشت و هزینه اضافه بوده دیگه و حال همه هم گویا بهتر بوده، نقش این واحد رو جز حضور و غیاب رو چهار تا جلسه جذب و دفع ست کردن رو هیچ وقت نفهمیدیم چیه، چون هیچ کس رو تو شرکت و یا خارج از شرکت ندیدم ازشون راضی باشن. مخصوصا از جوشون. به قول بچه ها، هیچ کدومشون هم نمیرن آدم جدید بیاد، شاید فضا عوض شد.
شما توی کاریزما دقیقا این ضرب المثل میبینی: یارب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود یه عده بیسواد بی تجربه عقده ای و از همه مهمتر "نو کیسه" پست گرفتن دیگه شما تا تهش برو جلو که خروجی(که خروجی هم آخه ندارن) چه چیز خواهد شد از یه طرف مدیرعاملش میاد دو تا فیلم سینمایی از خودش فیلم میگیره که میخواد خیر سرش تحول ایجاد کنه از اون طرف میبینی شرکت دچار تناقض های عجیب شده تبدیل شده به پادگان
حیف از این شرکت که درگیر باندبازی و زد و بندهای داخلی شده. جو زیرآب زنی و دورویی و خبرچینی شدیدی حکم فرماست. بیشتر روزها باید حداقل تا ساعت ۷ حضور داشته باشید. حتی پنجشنبه ها و جمعه ها بدون حقوق باید در کلاس و آزمون شرکت کنید. بعضا برای سیستم های خودشان دوره آموزش رایگان دارند، اما برای سایر موضوعاتIT و... که هنگام کار مورد نیاز هستند!! باید خودتان خارج تایم کاری و با هزینه شخصی!! در کلاس شرکت کنید. هر زمان هم که تصمیم به ترک این شرکت بگیرید سعی میکنند با انواع تهمت ها و تهدیدها و آزارهای روانی رو در رو و پشت سر شما را تخریب کنند، تا بگویند شرکت ما بهشت است و مشکلی ندارد.
سپاسگزارم از تیمی که از همکاری باهاشون مشعوف شدیم، لذت بردیم، یادت گرفتیم و به امید پروردگار بتونیم بیشتر همکاری کنیم. ممنون از زحمت تیم خوب پیام آوا . http://blackrhinowheels.ir
سلام برخلاف تصورم که در ابتدا شرکت و فضای شرکت رو بستری دیدم برای رشد و پیشرفت فردی، در ادامه هر چی جلو تر رفتم پشیمون تر شدم از قراردادی که امضا کردم. تسک ها نا مفهوم و نا مشخصمستندات هم همین طور. متون فنی رو با گوگل ترنسیلیت برات ترجمه میکنن که از روشون پیاده سازی کنی! و گاها اگه تسکی نداری،خودت باید دلبخواهی و بر اساس تجربه ت یه تسک تعریف کنی چون اگه ازشون تسک بخوای براشون حکم micro management رو داره که مخالفشن. کد ریوو رو نمیگم نداره ولی اجازه بدید بگم که با تمام احترام، سواد کد ریوو رو نداشتن. مدیریت فنی به شدت ضعیف و دل بخواهی بود کافی بود از کسی خوششون بیاد فقط همون آدمو قبول داشتن و بقیه همه زیر سوال بودن. در مورد حقوق هم همینطور بود صرفا افراد خاصی که تونسته بودن خودی نشون بدن و آشنای مدیریت بودن، راحت افزایش حقوق های با درصد بالا داشتن. و بقیه رو آدم حساب نمیکردن حتی. توی این شرکت به قول خودشون شما باید point of failure باشی تا بتونی حقوق خوب بگیری و سوال مهم اینه که آیا بستری در اختیارت قرار میدن بابت این فاکتور درامدی؟ کافی بود از کدهای قدیمی ای که مال ۳-۴ سال پیش بود ایرادی ببینن، شروع میکردن به مسخره کردن افراد قدیمی سازمان. جو برای من، جو زیر سوال بردن و تخریب اعتماد به نفس بود. منی که نیروی تازه کار نبودم. تمام افتحار بعضی هاشونم این بود که با وجود اینکه رشته ی مرتبط نخونده بودن تونسته بودن پیشرفت کنن توی این محیط و حتی بهتر از کسایی هستن که مهندسی کامپیوتر خوندن. حتی بر عکس تصور اولم اکثرا رشته های نامرتبط داشتن. اگه جنسیتتون مرد باشه بازم می تونین این محیط رو تحمل کنین یا حتی بهتون حال میدن و میگن و میخندن باهاتون. در غیر این صروت برای خانم ها، مخصوصا توی قسمت های فنی،هر کاری بکنین بازم ارزشی نداره. حتی سطح درامد خانم ها کمتره اینجا. در کنار تمام صحبت های منفی گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که اگه آدم یادگرفتن و دنبال کننده ی رشد فردی باشی، فرصت آموزش رو بهت میدن ولی مسیله ای که وجود داره اینه که مشخص نیست که این آموزش رو کجا بخوای استفاده کنی و آیا اصن به کارشون میاد یا نه؟!
تجربه من از کار در مهیمن کمتر از یک سال است. در گذشته ساختار منابع انسانی اینجا بیشتر به سمت گرایشهای مذهبی بود اما حالا تنوع فکری و فرهنگی را در کنار هم میبینم و هیچکس از دیگری درباره کاری درخواست نمیکند. با این وجود مدیران شرکت همچنان به شکل مذهبدار به نظر میرسند، اما حداقل شرایط نسبت به شرکتهای دیگر از چالشهای کمتری برخوردار است; خبری از زیرآبزنی و حرفهای بیمورد نیست، هرچند گاهی رفتارهای مغرورانه قابل توجهی از سوی بعضیشان دیده میشود و گمان میکنم خودشان را بیش از اندازه برتر میدانند. به نظرم این وضعیت ممکن است از نظر دیدگاهی به جایگاه شرکت صدمه بزند. حقوق در سطح کارهای تازهکار و پایینتر است، با این حال مزایای خوبی مانند هدایا و پاداشهای مناسبتها و عیدها وجود دارد، هرچند گاهی در انتخاب جوایز مانند روز زن و روز مرد بیدقتی دیده میشود و صرفا یک شاخه گل بهعنوان هدیه میدهند.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
شرکت پیام افزار پیک آسا بود و من تجربهای تلخ از همکاری در شرکت هلدینگ فناوری بنتک را دارم. در زمان کار، مدیری که در ظاهر بهعنوان سهامدار فامیل نزدیک بود و با عنوان مدیر معرفی میشد، بدون توجه به تیم و نیروها همواره به دنبال منافع شخصی بود و اکثر کارکنان حاضر نبودند بیش از یک سال با او کار کنند. او با رفتارهای تحقیرآمیز و دست به هر کاری میزد تا دیگران را تحت نفوذ خود قرار دهد. حتی افرادی که پیش از من در شرکت بودند و شرکت را ترک کرده بودند نیز از او ناراضی بودند و در طول همکاری با او با مشکلات زیادی روبهرو میشدند، بهگونهای که در گروههای مختلف شرکت نیز مشکلاتی را به وجود میآورد. فامیلهای زیادی را وارد مجموعه کرده بود و من تنها با یکی از اعضای گروه در ارتباط بودم که پر از اشتباهات بود و نمیتوانستیم مشکلی را بهطور جدی مطرح کنیم. رفتار او بهگونهای بود که هیچکس را به درستی پاسخگو نمیدانست و نیروها به سختی میتوانستند با او تعامل کنند. بهگفتهی افراد قبلی، او بهراحتی اخراج میکرد و حتی شنیده شده بود یک نفر را اخراج کرده که یکی از فامیلهای خود او بود و برای حفظ رازداری هیچکس را در جریان نمیگذاشت. این صحبتها از دوستان و همکاران قدیمی میگفتند که در دوران حضورشان در گروه، وقتی بهطور جدی نیاز داشتیم، دو نفر از اعضا را بهراحتی کنار گذاشت. به نظر من تنها کسانی که در این گروه میتوانستند سادهلوح باشند و تمام کارها را بهعهده بگیرند، افرادی با رفتار ساده و بدون نقد بودند؛ بنابراین توصیه میکنم به هیچ عنوان به چنین گروهی اعتمادی نکنید. شناخت من از این تجربه این بود که با مدیری که ظاهر مذهبی دارد، بهتر است فاصله گرفت و از ورود به چنین گروهی خودداری کرد.