از آغاز کار در لامینور با انگیزه و اشتیاق وارد شدم و به عنوان کارآموز وب شروع به کار کردم. در اینجا نکتهای که بیش از همه به چشم میآمد، احترام بالایی بود که از همکاران و مدیران دریافت میکردم و به عنوان کارآموز هرگز کاری بیهوده به من محول نمیشد؛ تمامی وظایف برای تقویت توانمندیهایم و پیشبرد اهداف شرکت طراحی میشد. وضوح مسائل مالی، کاری و زمانی و تعهد به آنها از ویژگیهای مثبت تجربه کار در این تیم بود که کمک میکرد احساس اطمینان و شفافیت بیشتری داشته باشم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت تقریبی یک سال است که در گروه بازاریابی محتوایی جوهر مشغول به کارم و تجربه مدیریتی این مجموعه خیلی برایم دلگرمکننده بوده است. آرامش کاری و امنیت شغلی که اینجا حس میکنم واقعا مرا تحت تأثیر قرار داده است؛ میتوانم با اطمینان بگویم اینجا اولین جایی است که در طول دوران کاریام، تمامی ویژگیهای مثبت کنار هم جمع شدهاند.
در حال حاضر شرکت تجارت الکترونیکی ارتباط فردا تجربهای مطلوب از نظر محیط کار ارائه میدهد اما برخی جوانب قابل بهبود هستن. جایگاه من به عنوان برنامهنویس پایتون خیلی خوب بود و دسترسی به سرویسهای رفت و آمد به نقاط مختلف شرق، غرب و شمال تهران از مزایای قابل توجه محسوب میشد. فضای کار دوستانه و همفکری خوبی داشتم، هرچند تیمهای فنی خیلی به هم نزدیکاند و همین امر تمرکز روی کار را گاهی دشوار میکرد. در سال هزار و نهصد و نودنه به صورت انتخابی امکان دورکاری وجود داشت و در دوره همهگیری کرونا مدیریت بحران به خوبی انجام میشد. حقوق نسبت به سطح کار، در حد متوسط باقی میماند و انتظار میرفت که مقداری بالاتر باشد. اکثر همکاران سالهاست که اینجا حضور دارند و رابطههای دوستانه خیلی صمیمی است؛ این جو اجتماعی خوب است اما ممکن است برای جذب نیروهای جدید و پیشبرد کار از نظر بهرهوری چالشهایی ایجاد کند. مدیریت شرکت و ساختار آن به طور کلی تغییرات زیادی را پشت سر گذاشته است و اکنون افراد جدیدی در نقشهای مدیریتی جایگزین شدهاند. به همین دلیل رفتار سازمانی و روندهای کاری در حال تغییر است و تحلیلهای دورههای قبل تا حدی معتبر نیستند، چون اکثر مدیران و نفرات کلیدی تعویض شدهاند و حتی زیرمجموعهها هم تغییرات گسترده داشتهاند. شرکت، پکیجهای آموزشی و فرهنگی متنوعی ارائه میدهد که به صورت انتخابی و بنا بر علاقه شخصی قابل استفاده است و هرکس میتواند با میل خودش از این امکانات بهره ببرد، که مزیت قابل توجهی محسوب میشود.
شرکت فاطمی بهعنوان یک تجربه کاری برای من حدود هفت ماه طول کشید؛ سه ماه تماموقت و چهار ماه پارهوقت بود. موسسه سالهاست در حال فعالیت است و به نظر میرسد که معمولا رضایت کارمندها بهراحتی تامین میشود. اما از همان ابتدای ورود، به من گفته شد که در فضای کار آزادی کامل دارم و باید خلاقیت بسازم. با این حال از روز اول مشخص بود که مدیرعامل و مدیر داخلی همهچیز را کنترل میکنند؛ به عنوان نمونه اگر قرار بود خبرنامه بنویسم، آنها تصمیم میگرفتند که آیا ویرگولی استفاده کنم یا نه. خلاصه اینکه از کارمند انتظار خلاقیت استیوجابز میرود ولی کارمند باید فرمانبردار مدیران باشد، با این دستور که نه فقط با چشمان قربان نگاه نشود، بلکه حتی دریلها هم پشت سر هم نباید لبخند بزند و مگر از ساعتهای کاری خارج هم برایشان باید زمان گذاشت، البته با حقوقی که به اندازه وزارت کار است. برایشان پایان کار معنی مشخصی ندارد؛ مثلا در ساعات اخیر شب پیام میفرستند که در تلگرام، بهجای فاصله یک خط، یک و نیم فاصله در پایان پاراگراف اول منظور شود. تماسهای تلفنی و اینترنت بهطور مستقیم تحت نظارت قرار میگرفت و رفتاری بیادبانه میدیدم. حالا که به آن دوره مینگرم، آن هفت ماه برایم مثل یک اسارت بهنظر میرسد.
در سحاب پرداز به راحتی میخینی که مدیران ارشد و همکاران تازهوارد با گرمی و صمیمیت برخورد میکنند و هیچ نگاه بالا به پایین وجود ندارد؛ همگان برای همکاران جدید، بهخصوص افراد باتجربه، کمک میکنند. فضای اعتماد در این شرکت برجسته است و گمان نمیکنم کسی به دنبال رصد دقیق تخلفات باشد. امکانات شرکت بهاندازهای مناسب است که به افراد با رزومه خوب توصیه کنم اینجا فرصت بدهند.
کار کردن در یکتانت تجربهای نسبتا دلنشین بود و حس خوبی به من میداد. فضای تیمون جوان بود و میانگین سنی پایین، اما شرکت به رشد و پیشرفت پرسنل اهمیت میداد و تلاش میکرد فرصتهای رشد را برای کارکنان فراهم کند. تنها نکته منفی این تجربه، ساعات کاری نسبتا طولانی بود که با توجه به اینکه شرکت در حال گسترش است، معمولا کار زیاد نیز وجود داشت.
در شرکت پیام افزار پیک آسا حضور داشتم و به مدت هفت سال به عنوان توسعهدهنده فعالیت میکردم. یکی از بهترین دورههای حرفهای عمرم بود؛ فضای صمیمی همکاران، فروتنی مدیران و فرهنگ کاری مثبت شرکت موفق به ایجاد حس خوشایند و انگیزه بالا در من میشد. پروژههای چالشبرانگیز و پرحرارت شرکت همواره حال و هوای خوبی به کار میداد. این تجربه را به others توصیه میکنم.
من سه سال است که با شرکت سیماب تشخیص همکاری میکنم و این مدت با فضای دوستانه و محترمانهای همراه بوده است. رشد فردیام همسو با رشد شرکت بود و حقوقها با افزایش شرکت به کارمندان پرداخت میشد و در برخی مواقع پاداشهایی هم دریافت میکردیم. نقاط قوت: - حقوق منظم و نسبتا مناسب - توجه نسبت به اقشار کارمندی و امکان گفتوگو با مدیران در صورت بروز مشکلات - ارائه ناهار بهصورت رایگان - ساعات کار منعطف نقاط قابل بهبود: - نبود یک فرآیند مشخص و اصولی برای مدیریت پروژهها - کمرنگ بودن همکاری تیمی و هرکس به صورت مستقل و جدا از هم کار میکند - وجود تبعیض بین کارمندان
من با وجود اینکه در این شرکت تجربه کردم، باید به صورت روایتی واقعی و با زبان ساده بیان کنم. در محیط کار، احساس میکردم فضای بازی و حاشیهای زیاد است و رفتارهای نسبتا شبیه به شایعهپراکنی و پشتسرهمی وجود دارد. برخی افراد به جای تمرکز روی کار، به دنبال کنترل و زیرسوال بردن پروژهها و تیمها بودند و این رویکردها احتمالا به تیمها و پروژهها ضربه میزد. مدیران پس از بازنشستگی یا انتقال، اعضای تیم خود را به ناواکو میآوردند و هر کس با نگاه مستقیم به کار دیگران، واکنشهای مختلفی نشان میداد. در نتیجه فضای همکاری کمتر آرام و ساختارمند بود و شخم زدن و نقب زدن به کار دیگران به نوعی عادی به نظر میرسید. با این حال، من تلاش کردم روی کار خود تمرکز کنم و از تجربهها و یادگیریهای فنی بهره ببرم تا بتوانم در پروژههای بکاند نقش موثر ایفا کنم.
در نگاه من، پنتل همچنان خاطرهانگیزترین تجربه کاری باقی میماند. از همان روزهای نخست ملاقات و گفتوگو با مدیران، فهمیدم اینجا جایی است که واقعا به مسیر شغلی و رشد افراد اهمیت میدهند. هرچه گذشت، همکاری با این تیم برای من روشنتر و شیرینتر شد. رفتار صمیمانه و توجهی که از مدیران به مسیر حرفهای و رضایت کارکنانشان نشان داده میشد، در نوع خود بینظیر بود. وقتی رسیدیم به تشکیل تیم بازاریابی، آزادی عمل در زمینه استخدام، حقوق و ساعات کاری و سایر پارامترها آنقدر گسترده بود که نتیجهاش فراتر از استانداردهای معمول شد. با گذر زمان، احساس همدلی و صمیمیت بین اعضا عمیقتر شد و باور کردم پنتل برای هر کدام از افراد، خانهای دوم است که به موفقیتها افتخار میکند و از شکستها پلی برای پیشرفت میسازد. اما با وجود تمام این خوشیها و تجربههای ارزشمند، به دلیل مشکلات شخصی ناگزیر شدم از این جمع جدا شوم و با تلخی فراوان از آن خانواده خارج شوم. برای فردی که جانشین من در تیم بازاریابی میشود آرزوی موفقیت دارم؛ چرا که آیندهای را میبیند که در کنار تیمی با این سطح از تخصص و همدستی، میتواند به بهترینها دست یابد و من افتخار میکنم از دوستی و همکاری با این گروه برخوردار بودهام.
در اینجا تصمیم دارم با صداقت بیشتری از تجربهام بگویم و از تصمیمی که گرفتم پشیمان نشوم. عملکرد ضعیف مدیریتی در شرکت به وضوح مشهود است و تنها نکته مثبت، حضور در فضای بازیهای رایانهای است که شاید برای برخی جذاب باشد. به دوستانی که قصد پیوستن به این شرکت دارند، توصیه میکنم که بیشتر تحقیق کنند و جوانب مختلف را بسنجند؛ فرقی نمیکند چند مدت بیکار ماندهاید، همچنان باید ریسکهای موجود را جدی بگیرید. با مدیران هم دیدگاههای قبلیمان را در میان گذاشتیم اما نتیجهای که انتظار داشتیم حاصل نشد. متشکر از همراهیتان.
تجربهای که دارم را با گروه جوهر رقم زدم و جزو بهترین دورههای کاریام بود. این تیم واقعا منظم است و رفتار حرفهای مدیر مجموعه برایم بسیار دلنشین و محترمانه بود.
شرکت والکس برای من تجربهای فوقالعاده بود؛ از نخستین روز فضای کاری و فرهنگ شرکت به خوبی با من همسو شد و حس کردم جای مناسبی برای رشد است. طی مدت حضورم در آنجا رضایت داشتم و اگر فرصت شغلی دیگری در این مجموعه به وجود بیاید، بیتردید از آن استفاده میکنم.
دو سالی را در سئو اسمارت سپری کردم و این شرکت را محیطی فوقالعاده میدانم؛ امنیت شغلی در آن بهطور چشمگیری بالا بود و واقعا از این بابت خوشحال بودم. متأسفانه به دلیل مهاجرت از ایران ناچار شدم همکاری را قطع کنم.
برای سه سال همکار بودم و تجربهی پشت سر گذاشتهام از اونجا خیلی مثبت بود. فضای کاری فوقالعادهای داشتیم و جو صمیمی حاکم بود؛ هیچوقت رابطهای خشک بین مدیر و همکاران احساس نمیکردم و همه با هم رفیق بودیم. تیم یکپارچه و باهمدلی بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. محیط کار هم شرایط خوبی داشت. مدیرعامل بهواقع انسان بااخلاقی بود و قائممقام ایشان هم با نگرانی کامل به همه چیز رسیدگی میکرد تا مشکلی پیش نیاید و بچهها بتوانند بدون دغدغه کار کنند.
به نظرم آشنایی با تیمی با انگیزه و حرفهای از بزرگترین نعمتهای تجربهام بوده است. من بیش از دو سال است که در آژانس خلاقیت ل حضور دارم و با اولین روزها حس کردم به کجا پیوستهام؛ تیمی که با اشتیاق به کارها نگاه میکنه و من هم با خوشذوقی به جمعشون اضافه شدم. از همان ابتدا مشخص بود که از همکارانم رضایت دارم و با آخرین فناوریهای روز کار را آغاز کردم. برای مدتی نخست چون سطح دانشم از آن چیزی نبود که پروژهها نیاز داشت، مجبور شدم بیشتر مطالعه کنم؛ اما تیم نه تنها مشکلی با این وضعیت نداشت، بلکه تشویقم کرد و حمایتم کرد. یکی از بهترین لحظات کاری من توی این شرکت این بود که هر پروژه طراحی کاملا متفاوتی داشت و با هر کدام چالش تازهای روبهرو میشدم. همین تنوع انگیزهام را برای کار بیشتر میکرد. جو تیم خیلی دوستانه است و اصل سوال پرسیدن یا بلد نبودن یک موضوع باعث شرمندگی نمیشود؛ بهراحتی راهنمایی میشویم و این حس، برای من خیلی ارزشمند است. شاید به نظر ساده بیاید، اما واقعا خیلی از تیمها اینگونه نیستند. از جنبههای مهم دیگر، داشتن همکاران حرفهای است که روی مسیر یادگیری و پیشرفت من تاثیر زیادی گذاشتهاند و انگیزهام را برای بهرهگیری از منابع آموزشی بالا بردهاند. همراه با لحظات شادی و جو گروهی، جلسات تیمی گاهی با لحظ سبکتر پیش میرود تا جو کار را همچنان لذتبخش نگه دارد. در کل تجربهام از این محیط بسیار خوب بوده؛ تنها نکتهای که تا کنون به چشمم آمده، اینکه حقوق کمی کمتر از انتظارم بوده است.
سالها تجربهام در این شرکت به من نشان داد که مدیریت طراحی تیم چگونه میتواند افق کیفی پروژهها را بالا ببرد، زیرا سطح کارها واقعا از استانداردهای برتر کشور پیروی میکند. مدت سه سال در این مجموعه به عنوان مهندس نرمافزار و مدیر طراحی فعالیت کردم و از دید من کیفیت تیم محبوب و بالاست و پروژههایی که انجام میشوند، بهطور واقعی جزو بهترینها در ایران به حساب میآیند.
در محیطی با جو بهظاهر دوستانه کار میکردم اما واقعیت این بود که حرفهای به نظر نمیرسیدند و فضای کاری بیش از اندازه غیرحرفهای بود. مدیران به جای تمرکز روی توسعه و بهرهوری، بیشتر دنبال این بودند که بیشترین استفاده را از نیروها ببرند. تعادل بین کار و زندگی اساسا وجود نداشت و زندگی برای کار کنار گذاشته میشد. اغلب با فشار برای رسیدگی به سیستمهای معیوب در ساعات ناپایدار مثل نیمهشب بیدارمان میکردند و هیچ وقت فرصت آرامش نبود. کار روی هم تلنبار میشد و فرصت استراحت نداشتیم. از نظر فنی هم شرایط مناسبی برای یادگیری وجود نداشت. اگر هم زمانی برای یادگیری میماند، معمولا مدیران از بهروزرسانیهای جدید استقبال نمیکردند و با عناوینی مانند اینکه این فناوری بیارزش است، مخالفت میکردند و در نهایت مجبور میشدیم با همان روشهای قدیمی پیش برویم. ساعات کاری هم دقیقا از ۹ تا ۶ تعریف شده بود، اما با وجود روال شبانه که گاهی تا ساعات پایانی شب ادامه داشت.
باورم سخته اما خیلی سریع فهمیدم که محیط کار این شرکت به دردسرهایی بیحساب میانداخت. من در حدود پنج ماه با سامانه هوشمند ایجاب همکاری کردم و حالا تجربهم را بازگو میکنم. اول اینکه فردی که به عنوان مسئول منابع انسانی با من مصاحبه کرد و من را استخدام نمود، یک ماه پس از استخدام از شرکت رفت و عجیب این که نام من را هم در سوابق کاریاش ثبت نکرد. دوم اینکه جز دو ماه اول، یعنی مرداد و شهریور نودنه-nine، هیچگاه حقوقها بهموقع پرداخت نشد و در مهر همان سال نفر دوم منابع انسانی هم ناگهان شرکت را ترک کرد. در طول یک هفته هم به طور ناگهانی نفر جدیدی استخدام شد و گفتند که این فرد بعدا مدیر منابع انسانی خواهد بود. سوم اینکه بعد از این اتفاقات فهمیدیم که بیمه تنها برای دو ماه مرداد و شهریور پرداخت شده است. چهارم اینکه در آذرماه وقتی پیگیر حقوق آبان بودیم، میگفتند مدیران هنوز حقوق مهرشان را هم نگرفتهاند. پنجم اینکه از هفته دوم آذر استعفا دادم و کارهای مربوط به پروژهها و صندوقهای سایه را به فرد جدید سپردم، اما هنوز تسویه من انجام نشده بود. ششم اینکه وقتی درباره سفتهها پیگیری میکنم، میگویند میتوانی شش ماه پس از تسویه دریافت کنی و خود تسویه هم انجام نمیشود.
من محیطی دوستانه و در عین حال حرفهای را تجربه کردم که برای کارآموزها با انگیزه یادگیری و ارتقای مهارتها فضای مناسبی فراهم میکند. نکتههای مثبت کار در این شرکت شامل مشارکت دادن افراد در اجرای وظایف اصلی و تشویق به حضور در پروژهها بود که مسیر رشد و پیشرفت را هموار میکرد. یکی از ویژگیهای خوب اینجا، ارائه ساعات کاری شناور بود که امکان برنامهریزی بهتری برای پیگیری سایر فعالیتها میداد. همکاری با همتیمیهای باتجربه و انتقال دانش و تجربهی آنها به طور مستقیم فرصت منحصر به فردی بود که به ویژه برای کسانی که در ابتدای مسیر حرفهایشان هستند، ارزشمند مینماید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.