ایدههای من درباره این شرکت خیلی روشن نبود؛ احساس میکردم سازمانی بیثبات و بیساختار است. حقوقی که میدادند پایین بود و فضا برای ارائه ایده یا خلاقیت در کار کمتر دیده میشد؛ وضعیت غالبا خشک و غیرپویا به نظر میرسید. به طور کلی، شاید با یک ماه کار کردن هم بتوان گفت کمترین تعادل را داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من مدت کوتاهی تو کرفس مشغول کار بودم، مصاحبه خیلی سریع پیش رفت و تقریبا چیز زیادی از شرکت و پروژه بهم نگفتن، یه صحبت کوتاه کردیم بعد گفتن بیا. من وسط یک پروژه نسبتا بزرگ وارد شرکت شدم و بیشتر تکنولوژی هایی که استفاده میکردن هم برام جدید بود و طبیعتا نیاز داشتم کسی راهنماییم کنه. متاسفانه چنین چیزی وجود نداشت و یک سری راهنمایی های بسیار غلطی هم وجود داشت در حدی که بعد از یه مدت کار کردن نمیدونستم این رفتارها عمدیه یا غیر عمدی. خودم مطرح کردم که دوست دارم بیام بیرون از شرکت و بهترین تصمیم زندگیم بود چون محیطش به شدت برام غیر قابل تحمل شده بود. بدترین قسمت همکاریمون اما اونجایی بود که خب تصمیم بر این شد که از هم خداحافظی کنیم و مدیر مجموعه حتی زحمت نداد یه صحبت پایانی داشته باشه یا حتی علت رو جویا بشه، البته نه اچ آر و نه کس دیگه اصلا تمایلی نداشتن علت رو جویا بشن و سعی کنن در آینده این خطارو انجام ندن. مدیر عامل بعد از قطع همکاری بلاکمم کرد =)))))) البته خیلی ادعاشون میشه ما خیلی صمیمی هستیم و... پ. ن: من دوست های خوبی تو کرفس دارم و قطعا درباره بچه های کرفس این حرفارو نزدم. از خوبی های شرکتم بخوام بگم خیلی آپدیت هستن و محیط شرکت خیلی خوبه و امکانات خوبی داره.
به نظر من بزرگترین کاستی این شرکت نبود توجه کافی به منابع انسانی است. اگر پروژهها بهاندازهی کافی کارکنان را راضی نکنند، نتیجه مطلوبی به دست نمیآید و در نهایت منجر به از دست دادن نیروها خواهد شد.
در اوایل حضورم در کیان دیجیتال، با توقعاتی آرام و بیدغدغه وارد شدم، اما به مرور اوضاع رنگی متفاوت به خود گرفت. وقتی قرارداد اولیه را امضا میکردی، گیر افتادن در محیطی را حس میکردی که تا زمانی که آنها بخواهند نمیشود ازش خارج شد. در روزهای نخست وعدههایی مانند سهام، پاداش و امثالهم مطرح میشد تا انگیزه را حفظ کنند، اما وقتی متوجه شدم این وعدهها برای همهی نفرات قبلی هم بوده و فقط برای گول زدن افراد طراحی شده، یا وقتی فهمیدم شرکت برای رفتن کارکنان از طریق شکایت و تهدید به توقیف اموال عمل میکند، جو به کلی عوض میشد. از آن پس احساس میکردی به بردهای تبدیل شدهای که اگر بخواهی خروج کنی، باید هر کاری را که میگویند انجام بدهی. نکتهای که باید بدانید این است که شرکت حتی دلیل مشخصی برای تعیین حقوق سال آینده در انتهای سال ارائه نمیدهد، چون قراردادها با بندهای حقوقی پیچیدهای همراه هستند که شما را به خدمت آنها میچسباند. اگر تصمیم دارید به کیان دیجیتال بروید، فقط از خودتان بپرسید چرا قدیمیترین عضو تیم فنی دو سال است که آنجا حضور دارد و بالاتر از او هم دیگران نیستند. بعد از چند ماه هرکس متوجه میشود در چه وضعیتی قرار گرفته است، اما برای فرار باید معمولا یک تا دو سال صبور بمانی تا شاید اجازه خروج بدهند. نکتهای مهم این است که کیان دیجیتال و شرکت پردازش اطلاعات مالی مبنا هر دو متعلق به همان مجموعهاند و قراردادی که گفتم درباره هر دو شرکت هم صدق میکند؛ پس فریب تغییر اسم از کیان دیجیتال به مبنا را نخورید. همچنین مراقب باشید با پیشنهادهای ظاهر دوستانه از سوی تیم منابع انسانی کیان گول نخورید؛ امضای قرارداد به معنای پایان مواجهه با روی خوش و ورود به فضای واقعی و جدیتری است.
در سه ماهی که در بخش مالی کار میکردم، با تجربهای نسبتا چالشبرانگیز روبهرو شدم. ساختار داخلی شرکت ضعیف بود و فضای کار بهطور ناخوشایندی شکل بردگی داشت. ساعات کاری فراتر از حد معمول بود و دلیلش این بود که شرکت وعدهای مثل صبحانه میداد. در کل، توصیه نمیکنم تجربهی کار در اینجا را دنبال کنم.
من در تیمی کار میکنم که همکاران حرفهای و خلاق و مشتاق دارد و فضای کاری دوستانه اما پرانگیزهای ایجاد میکند؛ جایی که با اشتیاق و دلوجان برای پروژهها میسوزم و از وظیفهام سر زخمی نمیخورم. همتیمیهایمان واقعا با هم کارگروهی مطبوعی تشکیل میدهند و مدیریت هم بهطور صریح تلاش میکند تا شرایط کار برای همه راحت باشد و رضایتشان تامین شود. به جزئیات طراحی بازیها با دقت و وسواس نگاه میشود و سطح کیفیت کارها بهطور حرفهای بالا است. این شرکت برای رشد و یادگیری منبع مناسبی است و فرصتهای خوبی برای پیشرفت ارائه میکند.
من از مکان کارم ناامیدم و تصمیم به ترک گرفتم زیرا مدیریت شرکت به شدت ضعف دارد؛ چند مدیر وجود دارند که در تمام جنبهها دخالت میکنند و به همین دلیل فضای کار پر از حاشیه است. اغلب پرسنل مدت زیادی دوام نمیآورند و هر روز نظر مدیران عوض میشود، پس نمیشود دقیقا فهمید چه کار کدی را باید انجام بدهی. حقوق هم به صورت نامنظم پرداخت میشود؛ از دوم تا شانزدهم ماه است و هر زمان مدیر تشخیص بدهد، دو بخش پرداخت میشود: یکی را در بخش اول قرارداد و دیگری را به صورت شفاهی بیان میکنند. با این حال بیمه را انجام میدهند.
به باور من این شرکت بهترین تجربهای بوده که تا حالا درش کار کردم؛ از هر جنبهای جای فوقالعادهای است. از نظر فنی، محیطی عالی برای رشد و پیشرفت محسوب میشود و کار با مجموعهای از همکاران باهوش، خوشاخلاق و آماده کمک بسیار دلنشین است. همچنین جو کار بهطور کلی شاد و دلنشین است.
در این شرکت نظم هنوز به اندازهای که انتظار دارم وجود ندارد و این موضوع روی روند کار و روحیه تیم اثر منفی میگذارد. از تغییر مداوم کارها و جابهجایی نیروها تا خروجهای پیدرپی افراد، همه نشان از کمبود ثبات دارد. نه گفته میشود پاداشی مشخص و معتبر وجود ندارد و حقوق برخی از همکاران با تاخیر پرداخت میشود؛ حتی برخی جدیدها هم هر ماه درگیر این تاخیرها میشوند. بینظمی در استخدام و استعفا خیلی راحت اتفاق میافتد و این شرایط معمولا به همان نتیجه منجر میشود که کارمند تازهکار به انگیزه کافی برای کار کردن دست پیدا نکند و در نهایت تصمیم به ترک کار بگیرد؛ در واقع این بیثباتی مستقیما فشار روانی ایجاد میکند و اعصاب سایر اعضا را هم به هم میریزد. نکتهای که بهتر است در نظر بگیرید: ترکیب شخصیت فرد با فضای کاری و احتمال تغییرات پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. با این وجود ممکن است رفتار شرکت در آینده تغییر کند، هرچند این احتمالی است که چندان جدی به نظر نمیرسد. پس اگر به ناچار تصمیم به کار در این شرکت داشتید، حتما قرارداد آزمایشی سه ماهه امضاء کنید چرا که شرکت تمایلی به این کار نشان نمیدهد و با فشارهای مالی کارمند را تا پایان مدت قرارداد نگه میدارد.
من حدود 5 ساله که در آسا مشغول به کار هستم. نظرات بقیه دوستان را خوندم به نظرم یکم زیادی بی انصافی گفتن. آسا فرهنگ بسیار خوبی داره... مدیران ارشد با سواد و دلسوزی داره... برای پرسنل ارزش زیادی قائل هستند و جو بسیار صمیمی داره. قطعا هر شرکتی بی عیب و ایراد نیست آسا هم همینطوره اما این اشکالات انقدر زیاد و غیر چشم پوشی نیست که راجبش این جوری بگیم من کار کردن تو آسا رو به بچه های فنی و دولوپر پیشنهاد می کنم
ضرباهنگ کار همراه با کار دانشجویی خوبه چون همزمان میتونم کار کنم و درآمد نسبتا کم داشته باشم. تخصصی که به درد همه جا بخوره اونطور که انتظار دارم خوب نیست و به این فکر نکنید که با فقط با یادگیری برنامهنویسی میتونید به موفقیت برسید، اما از نظر پژوهشی وضعیت قابل قبول است. حقوقها تفاوت زیادی دارند و بیقاعدهاند. مدیران سطح بالا تصمیمگیرنده اصلی هستند اما خیلی ضعیف عمل میکنند. حقوق پایه برای نیروهای تازهکار کم است و اغلب با شرایط کم و بیش ناخواسته میگذرد.
من حدود دو سال میشه که توی تپسل مشغول به کار هستم. توی این دو سال هیچوقت دچار حاشیه ها نشدم و همیشه سعیم این بوده که کاری که بهم محول میشه رو خوب انجام بدم و حتی بهتر از چیزی که انتظار میره تحویل بدم. بعدها سعی کردم مسئولیت های بیشتری هم بگیرم و سعی کنم تأثیرگزاری بیشتری داشته باشم. ته دلم دوست داشتم و دارم که این تلاش ها دیده بشه و از حق نگذرم، دیده هم شده و همیشه توی مسیر تبلیغات دیجیتال که عاشقش بوده و هستم، توی این مجموعه رشد کردم و بهم پر و بال داده شده. به همین دلیل هر روزی که میام شرکت، برام مثل اعضای خانواده هستن و با حال خوش بیشتری روزم رو به انتها میرسونم. به نظرم هر تجربه کاری، دو طرفه هست و هر کسی که توی مجموعه کار میکنه مسئول احساساتی هست که در تعاملاتش شکل میده. من همچنان هم توی این مجموعه خواهم بود و با تمام توانم برای رشدش تلاش خواهم کرد.
تیم فوق العاده حرفه ای و دوستانه مدیریت رده بالا حمایت کافی از تیمها را دارد و میکرومنیج نمیکند. اچ آر حرفه ای و کارآمد. حقوق و مزایای خوب
استاندارد پایین توسعه نرم افزار از مهمترین اشکالات این شرکت است. تمامی پروژه ها به مرحله قفل رسیده اند ( از ترس خرابی کسی جرات دست زدن به کد رو نداره!) ساختار مدیریتی ناکارآمد (هولوکراسی؟!) که البته به همان هم عمل نمیشود: استاندارد دوگانه در برخورد با افراد، اعمال سلیقه مدیریت ارشد در تصمیمات درون تیمی و .... دیکتاتوری حزبی در لباس دموکراسی. یا به هسته سخت قدرت وارد میشوید( بسیار بعید) یا از استاندارد دوگانه آزار میبینید. اچ آر فاقد تخصص و حاشیه ساز شرکت از عوامل اصلی خروج نیروهای کارآمد و از بین رفتن انگیزه است. فریب شوآف و بردینگ شبکه های اجتماعی را نخورید. این شرکت نه در بعد فنی حرفی برای گفتن دارد و نه فرهنگ سازمانی و کاری قابل دفاعی دارد
من حدودا يكسال هست كه با شركت داده پرداز همكارى ميكنم و كارشناس پشتيبانى شيفت شب هستم. شركت بسيار آروم و منظمى هست. مهم تر اينكه شما به راحتى ميتونين به سرپرست، مدير و حتى مديرعامل شركت دسترسى داشته باشين. يه مدتى من به كرونا مبتلا شدم و مديرعامل شخصا با من تماس داشتن و جوياى احوالم شدن كه اين واقعا برام ارزشمند بود. و اينكه موبايل شخصيشون رو در اختيار من گذاشتن تا اگر مشكلى داشتم مستقيما با خودشون در ارتباط باشم و اين واقعا برام مهم بود كه مديرعامل چنين شركت موفقى تا اين حد به يه كارمند ساده اهميت ميده. از نظر حقوق و مزايا هم شركت داده پرداز در وضعيت بسيار خوبى هست و حقوق شما بدون كمى و كاستى راس هر ماه پرداخت ميشه. اضافه كارى و هرچيزى به صورت دقيق محاسبه ميشه و هرگز به خاطر مسائل مالى با شركت چلنج نخواهيد داشت كه اين واقعا مهمه. موضوع بعدى كه حائز اهميت هست اعتمادى هست كه بين كارمند و كارفرما در جريان هست. شركت داده پرداز از همون روز اول قرارداد ٦ ماهه با من امضا كرد و از روز اول هم بيمه شدم كه دين نشون دهنده ى اينه كه چقدر به كارمندشون اطمينان دارن. اكثر شركتها عموما قرارداد يكماهه و ازمايشى امضا ميكنن تا اگر خوششون اومد بعد از يكماه باهاتون قرارداد طولانى مدت ببندن كه داده پرداز اصلا به اين شكل نيست و اين خيلى خوبه. محيط شركت بسيار ارامش خاصى داره. توى حياط شركت يه كافه ى كوچيك هست كه نسكافه، چاى و قهوه و چيزهاى خوراكى ديگه اى اونجا هست و ميتونين هر زمان احساس خستگى كردين اونجا استراحت كنين. افراد بسيار با سوادى توى شركت هستن و هرشخصى كه مدير و يا سرپرست بخشى هست، واقعا سواد مناسبى نسبت به حوزه ى كاريش داره كه اين بسيار مهمه. يعنى شما هر سوالى از سرپرست مربوطتون بپرسين، يه پاسخ علمى و درخور دريافت ميكنين و هرگز اينطور نيست كه سرپرست يا مدير مربوطه نتونن شما رو كمك و راهنمايى كنن. و در پايان شركت داده پرداز رو شركت بسيار خوبى ميدونم چون با قطب هاى بزرگ اى تى در ايران همكارى داره و من واقعا خوش شانسم كه عضوى از اين شركت هستم. اميدوارم هر روز شاهد موفقيت روز افزون داده پرداز باشم و يه روزى اين شركت تبديل به بهترين شركت نرم افزارى ايران بشه. با سپاس.
بهسازان ملت را تجربه کردم و میخواهم از نگاه یک کارمند توضیح بدهم که چطور در این شرکت با چالشهای مدیریتی روبهرو شدم. مدیریت شرکت ضعف زیادی دارد و کارآمدی لازم را ندارد؛ تصمیمگیریهای مدیران بیثبات و فاقد دید واضح است. پاداش و کارانه تا حدی به عنوان مزیت مطرح میشود، اما طی دو سال اخیر از نظر حقوق نسبت به سایر بانکهای کشور عقب ماندهام.
دوستانه از کار خارج شدم چون رفتار مدیرعامل و وعدههای بیتفاوت نسبت به حقوق، واقعا غیرقابل تحمل بود و انتظار اضافهکاری اجباری هم باعث شد تصمیم بگیرم بروم. در نهایت فهمیدم چرا تیم قبلی هم اینطور تصمیم گرفتند و از کار رفته بودند. الان هم که برای تسویه موندهام، با تاخیرهای حقوق مواجهام؛ هنوز حقوق دی را کامل نگرفتم و حقوق آذر را نصفه دادهاند، همچنین بیمه را هم هنوز رد نکردند.
کارشناس فروش هستم و تجربهام در بیمه سامان نشان میدهد که این واحد چقدر میتواند نمونه باشد. در طول کار در نمایندگیهای مختلف، فضای دوستانه و پویایی شرکت اثرگذاری زیادی داشتند و مدیریت خوب، فضای کار را روان و هدایتهای دقیق بهبود قابل توجهی در سطح فروش من ایجاد کرد. آموزشهای حرفهای ارائهشده و راهنمایی درست مدیران به من کمک کرد تا بهعنوان کارشناس فروش عملکرد بهتری از خود نشان دهم.
به نظر من محیط کار این شرکت به شدت پرتنش و نابسامان است. کارگاه کاغذ از بازیافت ساخته شده و از این رو بو و جو ناخوشایند فضا را اشغال کرده است؛ با حدود دویست نفر پرسنل که در شیفتهای شب و روز کار میکنند. رفتار حراست و منابع انسانی خیلی محدودکننده است و با نیروها برخوردی شبیه به رفتار زندانیان وجود دارد. استفاده از موبایل در حین کار یا استراحت عملا ممنوع است و ساعات استراحت هم چندان کافی نیست چون اتاق و میز کافی برای همه وجود ندارد؛ دوربینهای زیادی در واحدها نصب شده تا رفتار کارکنان را زیر نظر بگیرند و خطای کوچکی هم رصد میشود. فضای شرکت نسبت به حضور مدیران و سرپرستان با کارگران فاصله دارد و بیاحترامی در رفتار برخی افراد مشهود است. به هر شیف یک وعده غذای کمکیفیت ارائه میشود و برای تکتک غذاها ثبت میشود؛ هیچکس اجازه ندارد حتی مشکلی از غذای دیگر بخورد. یکی از بزرگترین مشکلات شرکت حقوق پایین کارگران نسبت به میانگین شرکتهای همجوار است و بدون پاداش یا مزایا، بهطور اجباری نیروها را نگه میدارند و همگی به دنبال کار بهتر میگردند. حقوق به سطح کف کارگری محدود است. با وجود تجهیزاتی با برندهای ایتالیایی، بهدلیل مدیریت نادرست و نگهداری نامناسب، اکثر تجهیزات کارکرد خود را از دست دادهاند. در پایان به هیچکس این شرکت را توصیه نمیکنم و تنها اگر هیچ گزینه دیگری ندارید و صرفا برای کسب تجربهای کوتاه به دنبال کار میگردید، ممکن است به این شرکت فکر کنید.
با این شرکت تجربه کاری من به این شکل بود که پس از توافق بر سر پورسانت و شروع کار، موفقیت من در فروش مدیرعامل را بهجای انگیزه دید و احساس کرد مقدار پورسانت من زیاد میشود، از کار کنار کشید و در نهایت اخراج شدم. در نگاه من این شرکت اصولا به دنبال جذب نیرو از راه فروشهای چالشی و با استفاده از روابط و رشوه است و نه از طریق کار واقعی و شایسته. مدیرعامل فردی خودمحور و بداخلاق است و در مدت سه ماه تنها چیزی که بلد بود نمایش سفرهایش بود. در محیط شرکت رفتارهای توهینآمیز و شوخیهای نامناسب نسبت به خانمها وجود دارد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.