در اسنپ شاپ در بخش کال سنتر کار میکردم. ساعت پاسخگویی از ۹صب تا ۱۲ شب بود .شیفت صب ۹ تا ۶ و شیفت ۶ تا ۱۲ که در اصل اصلا اینطوری نبود و اکثر روزا ۱۱ ساعت شیفت باید میموندیم. روزهای کمپین هم شیفت ۱۵ ساعته اجباری که حتما باید حضوری می موندیم یعنی از ۹ صب تا ۱۲ شب چن روز پشت سر هم طوری که بچها تو گروه اعلام میکردن که دیگه حالت تهوع دارن و نمیتونن ولی سرگروه ها اصلا اهمیت نمیدادن و در صورتی ک شیفتی رو نمیموندی میگفتن تو قرارداد امضا کردید ک در کمپین در هر ساعتی میمونید ولی همیشه کمپین بود. مرخصی هم نمیدادن حتی استعلاجی. حقوقش هم اصلا مشخص نبود. بچها ماهانه استعفا میدادن و نیرو جدید میگرفتن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با درود وقت بخیر بنده حدود دوساله که با این شرکت کار میکنم با اینکه توی یک مرکز پزشکی هستین، ولی احساس میکنین که در یک جلسه دوستانه هستین و این ویژگی خاصیه که این مرکز داره
از زمانی که به کلینیک ایران نوین مراجعه میکنم، همیشه با احترام بزرگی مواجه شدهام و این واقعا تاثیرگذاره. پیشنهاد میکنم شما هم به این کلینیک مراجعه کنین
تکنولوژی قدیمی و عدم پیشرفت حرفه ای عدم آرامش روحی و روانی و وجود حاشیه و انرژی منفی بسیار زیاد حقوق کم و ناکافی نسبت به شرکت های دیگه مدیر بیسواد و مسموم از جهت فکری ساعت کاری زیاد و کمیت محوری بی برنامگی و فشار کاری زیاد عدم احترام به پرسنل نرخ بالای قطع همکاری ظرف یکسال اول
با سلام با اختلاف بدترین شرکتی هست که دارم تجربه میکنم با یه عده ****** سرو کله داریم میزنیم . یه عده بیسواد بانکی رو کردن آقا بالا سر که ****** فک میکنن بقیه هم ****** هستند. من این شرکت رو برای کسی توصیه نمیکنم.
از نظر فنی جزو پایین ترین رده های شرکت های فنی در حوزه بانکی هر اداره تکنولوژی خودش رو داره حتی داخل هر تیم از هر اداره هرکسی روش و تکنولوژی متفاوت داره بعضی اداره ها تکنولوژی های قدیمی دارن و مدیرای اصلی اجازه تغییر نمیدن یا حتی تکنولوژی که خودشون نوشتن و در اختیار بقیه قرار نمیدن تا کسی نفهمه فریم ورک اصلی چی بوده و چجور نوشته شده تا شرکت همیشه بهشون نیازمند باشه خودشون رو مشغول ارتقای سیستم نشون میدن ولی فقط نمایش برای حفظ قدرته و هیچ کس از جزییات اصلی سیستم نباید خبردار بشه که یه دف رو دستشون بلند نشه تقریبا همه مدیرا جز تعداد کمی بانکی هستن و فقط هم جای ارتقای بانکی هاست اکثر کارمندای بانکی بیکارن و در حال تماشای فیلم و زیراب زدن و خاله زنک بازی و قدرت نمایی برای همدیگه نیروهای شرکتی بیشتر کار فنی رو انجام میدن ولی به ندرت پیش میاد شرکتی ها از نظر سازمان ارتقا پیدا کنن مگر تعداد اندکی که از همون تعداد اکثرا افراد بی سواد و تنبل و زیراب زن بالا میان که فقط حقوق و پاداش بیشتر بگیرن و جای مدیر اصلی بانکی رو نتونن بگیرن در واقع آدم باسواد انقد تحقیر میشه و انقد پاداش و حقوق کمی بهش میدن که خودش بذاره بره مدیرا افرادی روبالا میارن که شرکت همیشه نیازمند حضور اون مدیر باقی بمونه از نظر فنی حرف اول و آخر رو مدیرت میزنه حتی اگه مدیرت یه بی سواد باشه یا ۱۰-۱۵ سال تجربه گند زدن داشته باشه و فقط ادعا و تعریف از خودش رو داشته باشه اگر نظر بدی و ایرادات کار رو بگی یا انتقاد کنی حذف میشی پاداشت کم میشه مدیرت زیرابت رو میزنه یا اداره ات رو باید عوض کنی که اگه اینکارو کنی مدیرای قبلیت بیچارت میکنن و اجازه هر پیشرفتی رو ازت می گیرن انقد که همه جا زیرابت رو میزنن یا انقد آزارت میدن که خودت بذاری بری. فرهنگ سازمانی صفر ادب و احترام به کارمند و تخصص و سواد و .. صفر هیچ اداره ای هم استثنا نداره مدیرای کنترلگر حتی صحبت کردنت با همکارای دیگه رو هم کنترل می کنن نظرات ایمیل ها نامه ها حتی اگر فنی باشه باید از طرف اونا بیان بشه یعنی خودت نظر واقعی خودت رو نمیتونی بگی باید چیزی که اونا میخوان رو بگی حتی به دروغ! اگرم لو رفت تو رو میندازن وسط که ما نگفتیم این کفت! حقوق خیلی پایینه مگر اینکه مشاور مدیرعامل یا فامیل یا دوست مدیرعامل یا سوگلی و رفیق مدیر و رییس اداره باشین یا اونقد بی عرضه که مدیر خیالش راحت باشه که جاش قرصه! اونوقت رکورد دریافت حقوق و پاداش در ۲۰ سال اخیر رو خواهید شکست و با سرعت نور پیشرفت می کنید حتی اگر ۱ ماه استخدام شده باشین و کل ۱ ماه در حال تماشا کردن فیلم باشین. به دلیل رقابت و جنگ زیاد بین مدیران و روسا برای قدرت طلبی یه کارشناس بیشترین ضرر و زیان رو میبینه اینجا جای خوبی برای پیشرفت نیست حتی برای حقوق بخور نمیر هم خوب نیست چون همه حقوقت رو باید صرف درمان بیماری هایی کنی که بخاطر استرس و آزار و تحقیر و فشار کاری بالا بهت تحمیل شده پس اگه خودت رو دوست داری نیا اینجا حتی برای تجربه کاری هم نیا اینجا ارزش نداره پاداش و اضافه کار مدیریتی درواقع حقوق اصلی شماست که ازتون کم شده و بعدا با کلی منت و البته سلیقه ای بهتون بر می گرده حقوق به موقع پرداخت میشه و برای پاداش ملاک فقط سلیقه مدیره یه ندیر بدون هیچ دلیلی اجازه داره بهت پاداش نده یا بدون هیچ دلیلی پاداش همه تیم رو بده به هرکسی دلش خواست ناهار قبلا رایکان بود الان درصدی رو کارمند باید پرداخت کنه کیفیت ناهار هم خوب نیست
اگر اهل پیچوندن،دروغ و دغل،دوبهم زنی،مسخره کردن،سطح فنی متوسط روبه پایین،کار نکردن هستید pspسداد بهشته براتون مدیرا اعضای تیم را در مقابل هم قرار میدادند و به قول معروف "تفرقه بندازو حکومت کن"جزو فرهنگ سازمانیه سداده اکثرا با پارتی اومدن و برای بقیه قلدر بازی درمیارن محیط به شدت کثیف پر از حرف و حدیثه اصلا حرفه ای نیستند. هرروز به جای کار کردن نقشه زیراب زدن یکیو میکشن. پایه حقوق پایینتر از شرکتهای دیگست اینکه گفتند60درصد زیاد شده دروغ محضه. 70درصد بچه ها open to workهستند و منتظر موقعیت بهتر ****** که با ****** سداد رو تبدیل به ویرانه کردند واخراج شدند بعید میدونم حالا حالاها ****** بتونه این ویرانه رو جمع کنه چون واقعا کار سختیه سفته میگیرند و با دوربین کامل زیر نظرهستید ولی به سوگلیها کاری ندارند هیچ نکته مثبتی برای ادم سالم نداره پس بهتره برید یه جای دیگه چون حداقل روح و روانتون سالم میمونه
محیط کار خیلی کثیفه و حرف و حدیث و دروغ زیاده. تو روت یه چیز میگن پشت سرت یه کار دیگه میکنن. اصلا حرفه ای نیست و پیشرفتی نداره. حقوق خوبیم نمیدن. آینده ای نداره پس هرجا برید بهتره ازینجا... حداقلش روانتون سالم میمونه.
امسال دوباره باهام تماس گرفتن و اول قرار ملاقات رو برای فردا گذاشتن، اما هیچ توضیحی ندادن و ایمیل تقویم گوگل اومد اما دو ساعت بعد ایونت رو حذف کردن. پارسال هم تماس گرفتن و من فرصت پاسخ دادن پیدا نکردم و دوباره دیگه تماس نگرفتن. به نظر من تیم منابع انسانی خیلی حرفهای نیستند؛ قبلا هم با وجود اینکه ادعای ارتباط با شرکت داشتن، به حقیقت خیلی نمیرسیدند و از این جهت احساس کردم اسم شرکت تنها روی کاغذ است. من هم نظر دارم که رفتارشان بیشتر نمایش تظاهر است تا واقعیت.
این شرکت نوپا بود و بعضی از روال ها به صورت دقیق تعریف نشده بود. با این حال دوره حضور در هرمس برای من سرشار از یادگیری بود و برای منی که تازه وارد بازار کار شدم تجربه خوبی بود در کل.
شرکت ایران تلنت را تجربه کردم و میخواهم با تکهای از واقعیتهای کاری با شما صحبت کنم. در طول چهار سال حضورم، محیط شرکت همواره پرحرص و پرحاشیه بود و پیشرفت در گرو تایید بیچون و چرا از طرف خانم حاتمی و همسوئی با او بود. با گسترش شرکت، ثبات کارگاه به کلی کاهش یافت و نظم کار کاهش یافت. مسیر ارتقا برای کارمندها صرفا با رفتارهای خاصی همسو میشد و ارتقای شغلی بیشتر به عواملی غیر از بهبود دانش و مهارتها گره میخورد. مدت ماندگاری پرسنل در مجموعه کم شد و حتی آنهایی که باقی میماندند، به دلیل وضعیت حقوقی نامطلوب از سوی مدیرعامل، به فشارهای کاری و تصمیم به استعفا گشوده میشدند. به طور کلی، فضا جایی برای رشد واقعی به نظر نمیآمد و بیشتر شعارهای بدون محتوای پشتیبانی میشد.
من تصمیم داشتم حداقل یک سال با مادیران همکاری کنم، اما به خاطر ساعات کاری سنگین و فضای کاری خشک نتوانستم بیش از شش ماه دوام بیاورم. مدیریت واحد نرمافزار، به رغم ادعای حرفهای بودن، در عمل سختگیر و کمدانش به نظر میرسید و برای هر موضوع کوچک هم وارد بحث میشدند تا تمرکز تیم را به هم بریزند. از نظر اخلاقی هم اوضاع مطلوب نبود و روابط همکاران به شکل مطلوبی شکل نگرفته بود. سطح پروژهها کمتر بود و کار بیشتر شبیه پشتیبانی میماند تا توسعهی نرمافزار بهمعنای واقعی آن، بنابراین برای کسی که دنبال رشد حرفهای است، جای مناسبی نبود. فضای کاری برای برنامهنویسها مناسب نبود؛ اتاق کار به صورت باز (open office) و محیط پر سروصدا بود، و با این وجود حتی کوچکترین روابط دوستانه میان تیم وجود نداشت. چنین فضایی در میان تجربههای کاری من بیسابقه بود و با هیچ تجربهی دیگری قابل مقایسه نبود.
در این شرکت تجربههای زیادی از همکاران باانرژی و با شخصیتهای خوب دیدهام و یادگیریهای فراوانی در کنارشان داشتم. من به خاطر همکاری خانوادهگونه و فضای پویا، خاطرههای خوبی از این مدت کار میسازم. با اینکه برخی از دیدگاهها را نمیفهمیدم، اما تجربه کاری من در جوان فکران داده گستر همیشه با یادداشتهایی مثبت همراه بود.
جناب ماله کش و ......یه مال رفتی ژاپن به سلامتی ضربالمثلی ژاپنی میگه: دست مال به دستی شغل ناشریفی هست برو کار یاد بگیر به جای زیر اب زنی و دست مال به دستی
سلام دوستان آسایی شدن یعنی تو سری خور یه مشت بی سواد شدن، اونجا بچه های قدیمی تر نیرو های جدید واقعا آزار و اذیت میکنن مدیر منابع انسانی رسما تو چشاتون نگاه میکنه دروغ میگه تازه ادعاشون میشه روانشانس هستند، ایشوت خیلی بی ادب بی شخصیت و از خود راضی هستند حقوقاشون معلوم نیست چطور حساب میشه چون دوتا دفتر دارن که یکیشون اصلا حساب کتابش مشخص نیست من نمیدونم شرکتی که این همه درآمد داره چرا باید بخواد فرار مالیاتی کنه؟
👇👇👇👇👇 ضربالمثلی ژاپنی میگه: به خاطر میخی نعلی افتاد به خاطر نعلی اسبی افتاد به خاطر اسبی سواری افتاد به خاطر سواری جنگی شکست خورد به خاطر شکستی مملکتی نابود شد و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.... #هلدینگ_کاریزما
ببنید از تپسی آدمای بی وجدان تر وجود نداره یک سری مفت خور در دفتر مرکزی اینا جمع شدن بدبخت راننده های بیچاره که باید کار کنن بدهند یه حمالایی مثل اینا بخورند واقعا نگاه اینا به راننده ها از برده ها هم بدتره، هر چی آدم مشکل دار و داغونه تو تپسی جمع شده، منظور راننده ها نیست کل مفت خورای بی چشم و رو مرکزشوت هست، این تپسی میدونستید آمار بی حجاب ها را برای خود شیرینی میده اس ام اس براشون بره،
قبل از اینک وارد شرکت بشم نظرات دوستان رو خوندم و واقعا ترسیدم ولی الان چن ماه از حضور من اینجا میگذره باید بهتون بگم نظرات منفی ک اینجا میبینید کاملا غیر واقعیه آسا جاییه ک پرسنلش تو رفاه کامل کار میکنن ناهار و صبونه ب راهه میوه و تنقلات هم همینطور و وام های خوبی ب پرسنل میدن ک هیچ شرکتی همچین چیزی نداره روی رفت وامد بچه ها فوکوس نمیکنن و فقط کار باید انجام بشه جو کاملا دوستانس و احساس راحتی میکنی تو این مجموعه اگ امکان حضور در آسا براتون محیا شد حتما از دستش ندین قطعا تجربه متفاوت و خوبی خواهد بود براتون
به خاطر شرایط شغلم در شرکت صحت صنعت رفیع حس میکنم محیط کار آرام و خانوادگی است، اگرچه تعداد کارمندها کم است. موقعیت مکانی کار در میدان ولیعصر است و به دلیل دسترسی نسبتا خوب از طریق مسیرهای اصلی، رفتوآمد نسبتا راحت است؛ ضمن اینکه از پارکینگ شرکت هم میشود استفاده کرد، البته اگر بتوانی به موقع از ترافیک عبور کنی. ساعات کاری طولانیتر از حد معمول است و با پرسوجو فهمیدم همه روزهای هفته غیر از جمعه باید کار کنیم و هر روز به طور معمول حدود نه ساعت. از دیدگاه من، یکی از مشکلات بالقوه شرکتهای کوچک همین است که با جذب نیرو و نگهداشتن آنها دست و پنجه نرم میکنن.
سلام، من تجربهام را درباره شرکت نگاه بانک با صداقت توضیح میدهم و هدفم از بازگو کردن، واقعگرایانه بودن است تا دوستان دیگر بهتر بتوانند قضاوت کنند. تجربه من به عنوان توسعهدهنده در نگاه بانک، بهطور کل فضایی ناسالم و پرتنش را نشان میدهد. این شرکت تازه تأسیس است و از سال هزار و سیصد و نود و نه آغاز به کار کرده است. دلیل تأسیس آن هم بهنظر من، ترکیب نامطلوب برخی کارهای فناوری بانک کارآفرین با مجموعهای که مشکلاتی داشت، بود. تعدادی از افرادی که قبلا با بانک قرارداد داشتند، بهعنوان نیروهای شرکت وارد شدند و قراردادهای جدیدی بر اساس قوانین کار و سایر مقررات برایشان منعقد شد. با اینکه حقوق آنها نسبت به دوران بانک بودن تغییر کرده بود، برخی مزایا مثل وامها، تسهیلات رفاهی و مسافرتی و امکانات اقامتی دیگر ارائه نمیشد. این تغییرات سبب نارضایتی شده بود و فضا به دلیل این وضعیت نسبت به همتیمیهای قدیمی و تازهواردها، پرتنش و حاشیهدار شد. در چنین شرایطی فضای شرکت به شکل عجیبی سمی شد و بحثها بین همکاران بالا گرفت. حتی مدیر مستقیم تیم هم موقع عقد قرارداد حضور داشت و گاهی از اعضا میخواست قرارداد نبندند تا اعتراضشان را نشان دهند. نتیجه این فشارها، تا حدود شش ماه، باعث تاخیرها و کارهای ناقص شد. فضای شرکت از نظر حرفهای سبک و مناسب نبود. رفتار برخی افراد به گونهای بود که ارزشهای حرفهای و محیط کار سالم را زیر سوال میبرد. نمونههایی که از کلاسبندی و اخلاق حرفهای فاصله داشتند، دیده میشد و در کار گروهی و یادگیری مباحث جدید خلل ایجاد میکرد. همچنین روابط میان برخی افراد با نحوهای ناسالم همراه بود که ترجیح میدهم دربارهشان جزئیات بیشتری بیان نکنم. در مجموع میخواهم بگویم از تجربه حضور در آنجا پشیمانم، هرچند یادگیریهایی هم داشت اما احتمالا اگر به مسیر دیگری میرفتم، نتیجه بهتری میگرفتم. آن زمان با ورود به شرکت، هدفم یادگیری بود اما به اندازه کافی مسیرش روشن نبود و من هم با مسئولیت خودم وارد شدم و کسی برای راهنمایی کامل در آن محیط نبود. در نهایت توصیهی من به دیگران این است که با دید باز و احتیاط به محیطهای کاری اینچنینی نگاه کنند و اولویتهای خود را در نظر بگیرند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.