برخورد خیلی خوبی نداشتن خیلی سرد و سنگین ، در مورد سن و وضعیت تأهل و سابقه کار سؤال پرسیدند، به دونفر کارمند رسمی برای ضمانت من نیاز بود که باید تعدادی سفته رو امضاء میکردند ، که من نپذیرفتم و مصاحبه کننده از من تشکر کردند و تمام
آخرین تجربهها
یک مرحله مصاحبه با مدیر کارخانه بود که آدم خوبی به نظر میاومد. بیشتر روی آدم شناسی خودش حساب میکرد تا سوالات تخصصی. کارخانه بدرد بخوری است. در حال افزایش ظرفیت هستند. برای بخشی میخواستند که انبار و صنایع و کنترل موجودی و برنامه ریزی و… را جمع کنه. از لحاظ فنی زود به تفاهم رسیدیم. ولی به خاطر بحث حقوقی که مد نظر اونها بود به تفاهم نرسیدیم. ساعات کاری زیادی داره برای مدیریت. محل کارخانه هم قزوینه. اینا رو در نظر بگیر و برو.
من در شرکت ایده پرداز سپنتا ایساتیس بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
اولین سوال این بود که خودت رو در سطح جهانی مدونی یا نه؟ در حد برنامه نویس های گوگل هستی؟ دوست داری در آینده زندگیت چطوری باشه؟ نمونه کارهات چی هست؟ چند سال سابقه داری؟ بعدش قرار شد چند وقت به صورت تستی واسشون کار کنم که بعدش ازم راضی بودند و من هنوز دارم در قسمت فناوری اطلاعات فعالیت می کنم محیط شرکت خیلی دوستانه و خودمونی هست حتی رئیس شرکت سعی میکنه همیشه کنارمون باشه مثل یک کارمند رک و راست باش و همه چیز رو بهشون بگو حتی اگر چیزی بلد نیستی
بعد از یک هفته که از پذیرش رزومه میگذشت، ساعت ۸:۳۰ دقیقه شب گوشیم زنگ خورد و از شرکت سنسیفای دعوت به مصاحبه شدم. سوالات کلی پرسیده شد و در نهایت یک فرم هم ایمیل کردند که در تکمیل اون سوالات بود و گفتند برای مصاحبه بعدی قرار هماهنگ میکنند.
بعد از حدود ۴۰ دقیقه معطلی، فرآیند جلسه آغاز شد. مصاحبه کننده اشراف کاملی به سوالات و نحوه ی جلسات مصاحبه نداشت. سعی داشت تمام سوالاتی رو که در برگه نوشته بپرسه. در آخر پس از اتمام مصاحبه بلافاصله با دو نفری که به عنوان دوست معرفی کرده بودم تماس گرفتن ولی دیگه خبری از نتیجه مصاحبه نشد.
قبل ظهر قرار گذاشتم و رفتم کارخانهشون. (یه دفتر هم تو میرداماد دارن) یه سوله بزرگ بود که کاملا بازسازی شده بود. یه فرم به من دادن برای پر کردن. بعد از پر کردن با یه آقای میانسالی مصاحبه کردم. بسیار محترم و جاافتاده بودن. سوالاتشون در مورد تجربیات من بود و بیشتر میخواستن با مصاحبه کننده آشنا بشن. دوتا نکته که ایشون ذکر کردن، اینکه حتما فردی که جذب میشه باید به این شاخه از نرمافزار (embedded) علاقه داشته باشه، و اینکه (طبیعتا) نیرو باید به صورت درازمدت با این شرکت ادامه بده؛ (ولی جالبه که بلندمدت قرارداد نمینویسن و ۳ماه-به-۳ماه تمدید میکنن!)
دو مرحله داشت که خیلی صحبت کردیم مصاحبه دومم خیلی قویتر از اولی بود. تنها چیزی که شفاف یادم هست سوالی بود که سالها سوال خودم بود. مهم بود برایشان که کاری که انجام میدهی را دوست داشته باشی. این نه تنها برای شرکت یک مزیت انسانی حساب میشد بلکه خیلی در رابطه آینده تو با شرکت نقش مهمی ایفا میکرد. راحت میتوانی بگویی من از فلان کار خوشم نمی آید (همین راحتی در حرف زدن خودش خیلی تمدن میخواهد) و تو این انتخاب را داری که از کارهای دیگر هر کدام را که برایت خوشایند است انتخاب کنی. البته این قضیه مغایرت با تحویل کار و تعهد نداشتن به کار نیست. صرفا اینکه تنوع مدیریت کارها به نوعی است که انتقال کار و پیش بردن آن نیازمند بروکراسی عجیب و غریبی نیست. و این موضوع چیزی نیست که در هر شرکتی امکان پذیر باشد. بقیه شرکتها خیلی بخواهند انعطاف برایت خرج بدهند این است که راحت بتوانی فردا مرخصی بگیری و بروی یه هوایی به ریهات برسانی (مرخصیهای الکی*). من تجربه ام رو اینجا نوشتم ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه دنبال راهکارهای جدید هستم
اول از همه اینکه نزدیک به یکساعت منتظر شدم تا شخص مصاحبه کننده تشریف بیارن و مصاحبه ام رو انجام بدن . تو مصاحبه از نظر تخصصی چیز زیادی نپرسیدن و وقتی از شرایط کاریشون پرسیدم جوابهایی شنیدم که واقعا خنده دار بود ! مثلا گفتند باید دوهفته برای ما بدون حقوق و بدون بیمه کار کنی!( در نظر داشته باشید که من یازده سال سابقه کار کاملا مرتبط دارم و نه دانشجو هستم نه بدون سابقه کار) و تازه اگر از کارت و اخلاقت راضی بودیم باهات قرار داد می بندیم. مورد دیگه اینکه گفتن ماموریت های شهرستان رو خودت تنها باید بری و اینکه اضافه کار اجباری هست و حق اعتراض هم نداری و .. چیزی که مشخص بود اینکه دنبال نیروی کار متخصص بودن ولی بدون پرداخت حقوق و رایگان! بعد از چند روز باهام تماس گرفتن و گفتن بیا سرکار ولی مدیر عامل دویست هزار تومان از حقوق درخواستیت کم کرده ! بیمه ات هم دوهفته بعدش رد میشه!
یه مصاحبه حضوری بود که یه تست هوش! ازم گرفتن و بعدش به صحبت های عادی در هر مصاحبه ای گذشت ولی یه سوال جالب هم پرسیدن که ریاضیت چقدر خوبه -ــ- تو همون مصاحبه یک پروژه برام تعریف شد که بعد از مصاحبه من شروع کردم ولی بعد چند روز با مدل متفاوت و جزییات بیشتری برام صورت پروژه رو فرستادن و من تا جایی که بلد بودم انجامش دادم و الان نزدیک به یک سال هست که هنوز خبری ازشون نشده
مرحله اول منابع انسانی بود و قبلش چندین صفحه تست هوش به من دادند تا پاسخ بدم که سوالاتش به نظرم کسل کننده وقت گیر و بیهوده بود نتیجه ش هیچ گونه ارتباطی به موقعیت شغلی درخواستی من نداشت اصلا مسئول فنی رو ندیدم در صورتی که توقع داشتم مصاحبه با یک دولوپر از مصاحبه ی فنی شروع بشه منابع انسانی شون خواستن به من یک پروژه بدن و با ارزیابی اون تصمیم بگیرن که من چون برام معنی نداره برای جایی که هنوز کانفرم نشدم و تعهدی نسبت به هم نداریم وقت بذارم از پذیرشش سر باز زدم و چند روز بعد که پیگیر شدند گفتم مایل به همکاری نیستم از نظر بنده بیهوده ترین نوع پذیرش کارمند سپردن پروژه بهش قبل از مصاحبه ست چون اگر بهترین پروژه و خروجی رو هم کارجو وقت بذاره و تحویل بده کارفرما هیچ گونه تعهدی نسبت به طرف مقابل نداره و به کرات دیدم که حتی تماس نمی گیرن اطلاع بدن که پروژه پذیرفته نشده پس منم از کارفرما ها توقع دارم که به وقت و زحمت دیگران احترام بذارند زیر بار پروژه رفتن قبل از مشغول به کار شدن در جایی به نظرم بی معنیه و روش سنجش خوبی نیست
من رزومه رو برای منابع انسانیشون فرستاده بودم و با ایشون از قبل صبحت کرده بودم. بعد از حدودا ده روز برای مصاحبه فنی دعوت شدم. مصاحبه فنی با کمی تاخیر از طرف خودشون شروع شد. من تمام ایتم هایی که تو آگهی خواسته بودن رو داشتم. اما بعد از احوال پرسی بدون هیچ صحبتی در مورد آنها، در کمال تعجب به برنامهنویسی embedded که تو آگهی کلا اسمی ازش نیومده بود، اشاره کردن و وقتی من گفتم تجربه این مورد رو ندارم، همون موقع مصاحبه تموم شد و وقتی گفتم چرا اگر اینقدر مهم بود، قبلتر اشاره نکردید که من این همه راه نیام، گفتن توی رزومهات اشاره نکرده بودی بهش (فکر کنم نمیدونستن آدم به چیزایی که تسلط داره اشاره میکنه.) توصیهای ندارم چون بنظرم رفتار حرفهای نداشتن.
مصاحبه با مدیرعامل: خیلی ساده و بیشتر راجع به تجربیاتم پرسید و خوش و بش کردیم. مصاحبه با یکی از سرپرستان: به خوش و بش و آشنایی اولیه و معرفی محصول جدیدشون. تا اینجاش خیلی خوب بود امل چیزی که آزار دهنده بود، پرسیدن یک سوال بود: “اعتقادات دینی و مذهبیتون در چه سطحیه؟” که من گفتم ضعیف و یهویی با اینکه می خواست به روی خودش نیاره ولی قیافه طرف عوض شد! یه شرکت کوچولو که فکر کنم روابط خودشون رو دارن!
۳ مرحله بود. مرحله اول منابع انسانی هستش که کم سن و سال و کم تجربه که واقعا سوال های بی ربطی رو میپرسه و کاملا مشخص هستش که سوال هارو از اینترنت آورده میپرسه. مرحله دوم مثلا ادم فنی هستش ولی اصلا فنی بلد نبود لااقل تو حوزه کاری من فنی بلد نبود و سوال های بیراهی میپرسید که خنده دار بود و مرحله سوم مدیرعامل بود که از اعتقادات مذهبی میپرسه و واقعا نمیدونم چرا… خیلی شرکت افتضاحی بود، با این میزان تجربه ای که از کار دارم اینجا اولین جاییی بود که میتونم بگم به شدت افتضاح بود. توصیه میکنم اصلا زمانتون رو هدر ندید ویژگیهایی که براشون مهم بود: در ظاهر از اعتقادات میپرسن ولی در باطن که من دو بار رفتم مصاحبه اصلا اینجوری نبود کارمنداش. کارمنداش میرسیدن دم اتاق مدیرعامل مقنعه هارو میکشیدن جلو، انگار حرمه
– مرحله اول با سرپرست یک تیم فنی و مسئول واحد نیروی انسانی بود. قبلش فرمی مختصر و مفید که هم حکم خلاصه رزومه داشت و هم سؤالات مختصری برای واحد نیروی انسانی، برای تکمیل در اختیارم قرار داده شد. جلسه خوب و دوستانه پیش رفت. هر دو نفر توضیحات مربوط به حوزه خودشون در شرکت رو دادن و به سؤالات مختلفم جواب دادن. سؤالات مختلف فنی، رفتار کاری، روانشناسی و یک سؤال تقریباً بداهه و البته مکتوب هوش از من مطرح شد که پیشنیاز جنبیش توانایی حداقلی در خواندن انگلیسی بود. مبلغ پیشنهادی در فرم قید شده بود و بعد از اینکه میزان انعطافم روی مبلغ رو جویا شدن، بعد از پرسیدن از شرایط مختلف شرکت، نظرم رو گفتم. این راهنمایی هم داده شد که در جلسهی دوم -اگر دعوت بشم- سؤالات فنی دقیقتری پرسیده میشه و بازهی زمانی دعوت احتمالی برای جلسه دوم رو پرسیدم که «دو هفته یا زودتر» اعلام شد (عملا یک هفته شد.)
خیلی از همون اول منعطف پای تلفن باهام رفتار کردن و وقتی یک روزی رو برای مصاحبه در نظر گرفتن که نمیتونستم برم، سریع تایم رو عوض کردن و یه موقع بهتر بهم دادن. من با خود آقای دکتر مقیمی مصاحبه داشتم و برخورد ایشون بسیار گرم و دلپذیر بود. رزومه بنده رو کامل و جزء به جزء مطالعه کرده بود و سوالات مطابق با کاری که انجام داده بودم و درسی که خونده بودم بود. یعنی سوالات تخصصی بود. البته همه سوالات بعد از خوش و بش گرم اقای دکتر و یه سری سوالات راجع کار و اوضاع و احوال شروع شد. دفتر کار و اتاق مهمان بسیار شیک و زیبا بود که من اصلا از مدتی که انتظار کشیدن ناراضی نبودم و نفهمیدم چطور گذشت. بسیار شرکت حرفه ای و با کلاسی به نظر میرسید. بعدش به من رو فرستادن نیرو انسانی که آزمون های روانشناسی و شخصیت شناسی رو براشون تکمیل کنم. و بعد گفتن که باهام تماس میگیرن برای شروع به صورت یک پروژه کار کنیم و بعدش در صورت راضی بودن، همکارشون بشم. که متاسفانه هنوز تماسی با بنده نگرفتن با اطلاعات زیاد و دقیق بره، چون بسیار افراد موشکافانه و دقیقی هستن و رزومه و اطلاعات فرد رو به چالش میکشن ویژگیهایی که براشون مهم بود: پرستیژ بالا و شخصیتی برون گرا
توی مرحله اول که با مدیر منابع انسانی شرکت مصاحبه داشتم،همه چی خیلی عالی بود.مرحله دوم که مصاحبه ام با مدیر کارخانه بود که قرار بود مسؤل دفتر ایشون بشم جهنم مصاحبه بود!!!اول از همه که روز مصاحبه با ایشون در کارخانه،راحت یکساعت توی باجه نگهبانی نشسته بودم که این هم خودش سناریویی از شوخی های کارکنان با هم توی باجه بود که به اعصاب خوردی منتظر بودن اضافه میکرد.خلاصه که وارد اتاق مدیر کارخانه شدم و ایشان بعد از صحبتهاشون با فرد دیگه نوبت رو به من دادن رو از همون اول شروع به کوبیدن بنده کردن،از کنکاش کردن در زندگی شخصی و سابقه شغلیم،و من بخاطر اینکه ورزشکار هستم در کمال تعجب یهو گفتن نگاه به هیکلت نکن،اراده کنم سرت رو میبرم میذارم روی سینه ت!!!بعد به این گیر دادن که چرا گوشی و کیف پولت توی جیب شلوارت قلمبه شده و این نشون میده تو بی نظمی،و… من در نهایت واکنشی نشون ندادم رو همه این رفتارهای زشت رو به پای تست روانشناسی و تست آستانه عصبانی شدن گذاشتم.در نهایت با اینکه بهم گفته بودن درصورت رد شدن از طریق ایمیل خبر میدن،اصلا هیچ اطلاعی ندادن توصیه میکنم برای کارخانه شغلی رو اپلای نکنن و فقط برای همکاری در دفتر مرکزی درخواست بدن ویژگیهایی که براشون مهم بود: امانتدار بودن و راز داری
برای این موقعیت شغلی نیاز به فردی داشتن که دانش کافی از مباحث مالی و دانش حداقلی از مباحث تولید و ارائه محصول و مارکتینگ داشته باشد و من باتوجه به رشته تحصیلیم (مدیریت مالی) و سابقه کار و علایقم تونستم اعتماد مدیریت رو جلب کنم .
– مرحله اول با مدیر فنی مربوطه درباره مسائل فنی و نیمهفنی (رفتار کاری مربوط به برنامهنویسی) صحبت شد. تا جایی که درباره فرایند جذب میدونستن بهم اطلاع دادن، اما گفتن شاید به دلیل تغییرات اخیر شرکت، روال تغییر کرده باشه و احتمالا جلسه بعدی ظرف دو هفته آینده با مجموعه اداری و منابع انسانی خواهد بود.
یک مرحله فنی و یک مرحله برای شخصیتی و روانشناسی و مالی وقت کافی برای مصاحبه تخصیص داده شد و با صبر و حوصله به پاسخ سوالاتشان گوش کردند. وضعیت خانوادگی و محیط های حضورم در گذشته برایشانبسیار اهمیت داشت و سعی کردند از تجربه من از هر کدام از محیطهای قبلی حضورم برایشان توضیح دهم و درس هایی که اموخته بودم را برایشان باز گو کنم. نکته بسیار مهمی که وجود داشت این بود که در هنگام مصاحبه فضای مصاحبه بسیار ارام و بدون استرس بود و پذیرایی در طول مصاحبه وجود داشت. راحت و با ارامش باشید و رفتار پخته و ظاهر مرتب و کلاسیک داشته باشید ویژگیهایی که براشون مهم بود: ارامش دور ی از حاشیه اعتقاد به اینکه مفید بودن بخشی از شخصیت شماست تلاشگری و نتیجه گرایی
برخورد خیلی خوبی نداشتن خیلی سرد و سنگین ، در مورد سن و وضعیت تأهل و سابقه کار سؤال پرسیدند، به دونفر کارمند رسمی برای ضمانت من نیاز بود که باید تعدادی سفته رو امضاء میکردند ، که من نپذیرفتم و مصاحبه کننده از من تشکر کردند و تمام
یک مرحله مصاحبه با مدیر کارخانه بود که آدم خوبی به نظر میاومد. بیشتر روی آدم شناسی خودش حساب میکرد تا سوالات تخصصی. کارخانه بدرد بخوری است. در حال افزایش ظرفیت هستند. برای بخشی میخواستند که انبار و صنایع و کنترل موجودی و برنامه ریزی و… را جمع کنه. از لحاظ فنی زود به تفاهم رسیدیم. ولی به خاطر بحث حقوقی که مد نظر اونها بود به تفاهم نرسیدیم. ساعات کاری زیادی داره برای مدیریت. محل کارخانه هم قزوینه. اینا رو در نظر بگیر و برو.
من در شرکت ایده پرداز سپنتا ایساتیس بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
اولین سوال این بود که خودت رو در سطح جهانی مدونی یا نه؟ در حد برنامه نویس های گوگل هستی؟ دوست داری در آینده زندگیت چطوری باشه؟ نمونه کارهات چی هست؟ چند سال سابقه داری؟ بعدش قرار شد چند وقت به صورت تستی واسشون کار کنم که بعدش ازم راضی بودند و من هنوز دارم در قسمت فناوری اطلاعات فعالیت می کنم محیط شرکت خیلی دوستانه و خودمونی هست حتی رئیس شرکت سعی میکنه همیشه کنارمون باشه مثل یک کارمند رک و راست باش و همه چیز رو بهشون بگو حتی اگر چیزی بلد نیستی
بعد از یک هفته که از پذیرش رزومه میگذشت، ساعت ۸:۳۰ دقیقه شب گوشیم زنگ خورد و از شرکت سنسیفای دعوت به مصاحبه شدم. سوالات کلی پرسیده شد و در نهایت یک فرم هم ایمیل کردند که در تکمیل اون سوالات بود و گفتند برای مصاحبه بعدی قرار هماهنگ میکنند.
بعد از حدود ۴۰ دقیقه معطلی، فرآیند جلسه آغاز شد. مصاحبه کننده اشراف کاملی به سوالات و نحوه ی جلسات مصاحبه نداشت. سعی داشت تمام سوالاتی رو که در برگه نوشته بپرسه. در آخر پس از اتمام مصاحبه بلافاصله با دو نفری که به عنوان دوست معرفی کرده بودم تماس گرفتن ولی دیگه خبری از نتیجه مصاحبه نشد.
قبل ظهر قرار گذاشتم و رفتم کارخانهشون. (یه دفتر هم تو میرداماد دارن) یه سوله بزرگ بود که کاملا بازسازی شده بود. یه فرم به من دادن برای پر کردن. بعد از پر کردن با یه آقای میانسالی مصاحبه کردم. بسیار محترم و جاافتاده بودن. سوالاتشون در مورد تجربیات من بود و بیشتر میخواستن با مصاحبه کننده آشنا بشن. دوتا نکته که ایشون ذکر کردن، اینکه حتما فردی که جذب میشه باید به این شاخه از نرمافزار (embedded) علاقه داشته باشه، و اینکه (طبیعتا) نیرو باید به صورت درازمدت با این شرکت ادامه بده؛ (ولی جالبه که بلندمدت قرارداد نمینویسن و ۳ماه-به-۳ماه تمدید میکنن!)
دو مرحله داشت که خیلی صحبت کردیم مصاحبه دومم خیلی قویتر از اولی بود. تنها چیزی که شفاف یادم هست سوالی بود که سالها سوال خودم بود. مهم بود برایشان که کاری که انجام میدهی را دوست داشته باشی. این نه تنها برای شرکت یک مزیت انسانی حساب میشد بلکه خیلی در رابطه آینده تو با شرکت نقش مهمی ایفا میکرد. راحت میتوانی بگویی من از فلان کار خوشم نمی آید (همین راحتی در حرف زدن خودش خیلی تمدن میخواهد) و تو این انتخاب را داری که از کارهای دیگر هر کدام را که برایت خوشایند است انتخاب کنی. البته این قضیه مغایرت با تحویل کار و تعهد نداشتن به کار نیست. صرفا اینکه تنوع مدیریت کارها به نوعی است که انتقال کار و پیش بردن آن نیازمند بروکراسی عجیب و غریبی نیست. و این موضوع چیزی نیست که در هر شرکتی امکان پذیر باشد. بقیه شرکتها خیلی بخواهند انعطاف برایت خرج بدهند این است که راحت بتوانی فردا مرخصی بگیری و بروی یه هوایی به ریهات برسانی (مرخصیهای الکی*). من تجربه ام رو اینجا نوشتم ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه دنبال راهکارهای جدید هستم
اول از همه اینکه نزدیک به یکساعت منتظر شدم تا شخص مصاحبه کننده تشریف بیارن و مصاحبه ام رو انجام بدن . تو مصاحبه از نظر تخصصی چیز زیادی نپرسیدن و وقتی از شرایط کاریشون پرسیدم جوابهایی شنیدم که واقعا خنده دار بود ! مثلا گفتند باید دوهفته برای ما بدون حقوق و بدون بیمه کار کنی!( در نظر داشته باشید که من یازده سال سابقه کار کاملا مرتبط دارم و نه دانشجو هستم نه بدون سابقه کار) و تازه اگر از کارت و اخلاقت راضی بودیم باهات قرار داد می بندیم. مورد دیگه اینکه گفتن ماموریت های شهرستان رو خودت تنها باید بری و اینکه اضافه کار اجباری هست و حق اعتراض هم نداری و .. چیزی که مشخص بود اینکه دنبال نیروی کار متخصص بودن ولی بدون پرداخت حقوق و رایگان! بعد از چند روز باهام تماس گرفتن و گفتن بیا سرکار ولی مدیر عامل دویست هزار تومان از حقوق درخواستیت کم کرده ! بیمه ات هم دوهفته بعدش رد میشه!
یه مصاحبه حضوری بود که یه تست هوش! ازم گرفتن و بعدش به صحبت های عادی در هر مصاحبه ای گذشت ولی یه سوال جالب هم پرسیدن که ریاضیت چقدر خوبه -ــ- تو همون مصاحبه یک پروژه برام تعریف شد که بعد از مصاحبه من شروع کردم ولی بعد چند روز با مدل متفاوت و جزییات بیشتری برام صورت پروژه رو فرستادن و من تا جایی که بلد بودم انجامش دادم و الان نزدیک به یک سال هست که هنوز خبری ازشون نشده
مرحله اول منابع انسانی بود و قبلش چندین صفحه تست هوش به من دادند تا پاسخ بدم که سوالاتش به نظرم کسل کننده وقت گیر و بیهوده بود نتیجه ش هیچ گونه ارتباطی به موقعیت شغلی درخواستی من نداشت اصلا مسئول فنی رو ندیدم در صورتی که توقع داشتم مصاحبه با یک دولوپر از مصاحبه ی فنی شروع بشه منابع انسانی شون خواستن به من یک پروژه بدن و با ارزیابی اون تصمیم بگیرن که من چون برام معنی نداره برای جایی که هنوز کانفرم نشدم و تعهدی نسبت به هم نداریم وقت بذارم از پذیرشش سر باز زدم و چند روز بعد که پیگیر شدند گفتم مایل به همکاری نیستم از نظر بنده بیهوده ترین نوع پذیرش کارمند سپردن پروژه بهش قبل از مصاحبه ست چون اگر بهترین پروژه و خروجی رو هم کارجو وقت بذاره و تحویل بده کارفرما هیچ گونه تعهدی نسبت به طرف مقابل نداره و به کرات دیدم که حتی تماس نمی گیرن اطلاع بدن که پروژه پذیرفته نشده پس منم از کارفرما ها توقع دارم که به وقت و زحمت دیگران احترام بذارند زیر بار پروژه رفتن قبل از مشغول به کار شدن در جایی به نظرم بی معنیه و روش سنجش خوبی نیست
من رزومه رو برای منابع انسانیشون فرستاده بودم و با ایشون از قبل صبحت کرده بودم. بعد از حدودا ده روز برای مصاحبه فنی دعوت شدم. مصاحبه فنی با کمی تاخیر از طرف خودشون شروع شد. من تمام ایتم هایی که تو آگهی خواسته بودن رو داشتم. اما بعد از احوال پرسی بدون هیچ صحبتی در مورد آنها، در کمال تعجب به برنامهنویسی embedded که تو آگهی کلا اسمی ازش نیومده بود، اشاره کردن و وقتی من گفتم تجربه این مورد رو ندارم، همون موقع مصاحبه تموم شد و وقتی گفتم چرا اگر اینقدر مهم بود، قبلتر اشاره نکردید که من این همه راه نیام، گفتن توی رزومهات اشاره نکرده بودی بهش (فکر کنم نمیدونستن آدم به چیزایی که تسلط داره اشاره میکنه.) توصیهای ندارم چون بنظرم رفتار حرفهای نداشتن.
مصاحبه با مدیرعامل: خیلی ساده و بیشتر راجع به تجربیاتم پرسید و خوش و بش کردیم. مصاحبه با یکی از سرپرستان: به خوش و بش و آشنایی اولیه و معرفی محصول جدیدشون. تا اینجاش خیلی خوب بود امل چیزی که آزار دهنده بود، پرسیدن یک سوال بود: “اعتقادات دینی و مذهبیتون در چه سطحیه؟” که من گفتم ضعیف و یهویی با اینکه می خواست به روی خودش نیاره ولی قیافه طرف عوض شد! یه شرکت کوچولو که فکر کنم روابط خودشون رو دارن!
۳ مرحله بود. مرحله اول منابع انسانی هستش که کم سن و سال و کم تجربه که واقعا سوال های بی ربطی رو میپرسه و کاملا مشخص هستش که سوال هارو از اینترنت آورده میپرسه. مرحله دوم مثلا ادم فنی هستش ولی اصلا فنی بلد نبود لااقل تو حوزه کاری من فنی بلد نبود و سوال های بیراهی میپرسید که خنده دار بود و مرحله سوم مدیرعامل بود که از اعتقادات مذهبی میپرسه و واقعا نمیدونم چرا… خیلی شرکت افتضاحی بود، با این میزان تجربه ای که از کار دارم اینجا اولین جاییی بود که میتونم بگم به شدت افتضاح بود. توصیه میکنم اصلا زمانتون رو هدر ندید ویژگیهایی که براشون مهم بود: در ظاهر از اعتقادات میپرسن ولی در باطن که من دو بار رفتم مصاحبه اصلا اینجوری نبود کارمنداش. کارمنداش میرسیدن دم اتاق مدیرعامل مقنعه هارو میکشیدن جلو، انگار حرمه
– مرحله اول با سرپرست یک تیم فنی و مسئول واحد نیروی انسانی بود. قبلش فرمی مختصر و مفید که هم حکم خلاصه رزومه داشت و هم سؤالات مختصری برای واحد نیروی انسانی، برای تکمیل در اختیارم قرار داده شد. جلسه خوب و دوستانه پیش رفت. هر دو نفر توضیحات مربوط به حوزه خودشون در شرکت رو دادن و به سؤالات مختلفم جواب دادن. سؤالات مختلف فنی، رفتار کاری، روانشناسی و یک سؤال تقریباً بداهه و البته مکتوب هوش از من مطرح شد که پیشنیاز جنبیش توانایی حداقلی در خواندن انگلیسی بود. مبلغ پیشنهادی در فرم قید شده بود و بعد از اینکه میزان انعطافم روی مبلغ رو جویا شدن، بعد از پرسیدن از شرایط مختلف شرکت، نظرم رو گفتم. این راهنمایی هم داده شد که در جلسهی دوم -اگر دعوت بشم- سؤالات فنی دقیقتری پرسیده میشه و بازهی زمانی دعوت احتمالی برای جلسه دوم رو پرسیدم که «دو هفته یا زودتر» اعلام شد (عملا یک هفته شد.)
خیلی از همون اول منعطف پای تلفن باهام رفتار کردن و وقتی یک روزی رو برای مصاحبه در نظر گرفتن که نمیتونستم برم، سریع تایم رو عوض کردن و یه موقع بهتر بهم دادن. من با خود آقای دکتر مقیمی مصاحبه داشتم و برخورد ایشون بسیار گرم و دلپذیر بود. رزومه بنده رو کامل و جزء به جزء مطالعه کرده بود و سوالات مطابق با کاری که انجام داده بودم و درسی که خونده بودم بود. یعنی سوالات تخصصی بود. البته همه سوالات بعد از خوش و بش گرم اقای دکتر و یه سری سوالات راجع کار و اوضاع و احوال شروع شد. دفتر کار و اتاق مهمان بسیار شیک و زیبا بود که من اصلا از مدتی که انتظار کشیدن ناراضی نبودم و نفهمیدم چطور گذشت. بسیار شرکت حرفه ای و با کلاسی به نظر میرسید. بعدش به من رو فرستادن نیرو انسانی که آزمون های روانشناسی و شخصیت شناسی رو براشون تکمیل کنم. و بعد گفتن که باهام تماس میگیرن برای شروع به صورت یک پروژه کار کنیم و بعدش در صورت راضی بودن، همکارشون بشم. که متاسفانه هنوز تماسی با بنده نگرفتن با اطلاعات زیاد و دقیق بره، چون بسیار افراد موشکافانه و دقیقی هستن و رزومه و اطلاعات فرد رو به چالش میکشن ویژگیهایی که براشون مهم بود: پرستیژ بالا و شخصیتی برون گرا
توی مرحله اول که با مدیر منابع انسانی شرکت مصاحبه داشتم،همه چی خیلی عالی بود.مرحله دوم که مصاحبه ام با مدیر کارخانه بود که قرار بود مسؤل دفتر ایشون بشم جهنم مصاحبه بود!!!اول از همه که روز مصاحبه با ایشون در کارخانه،راحت یکساعت توی باجه نگهبانی نشسته بودم که این هم خودش سناریویی از شوخی های کارکنان با هم توی باجه بود که به اعصاب خوردی منتظر بودن اضافه میکرد.خلاصه که وارد اتاق مدیر کارخانه شدم و ایشان بعد از صحبتهاشون با فرد دیگه نوبت رو به من دادن رو از همون اول شروع به کوبیدن بنده کردن،از کنکاش کردن در زندگی شخصی و سابقه شغلیم،و من بخاطر اینکه ورزشکار هستم در کمال تعجب یهو گفتن نگاه به هیکلت نکن،اراده کنم سرت رو میبرم میذارم روی سینه ت!!!بعد به این گیر دادن که چرا گوشی و کیف پولت توی جیب شلوارت قلمبه شده و این نشون میده تو بی نظمی،و… من در نهایت واکنشی نشون ندادم رو همه این رفتارهای زشت رو به پای تست روانشناسی و تست آستانه عصبانی شدن گذاشتم.در نهایت با اینکه بهم گفته بودن درصورت رد شدن از طریق ایمیل خبر میدن،اصلا هیچ اطلاعی ندادن توصیه میکنم برای کارخانه شغلی رو اپلای نکنن و فقط برای همکاری در دفتر مرکزی درخواست بدن ویژگیهایی که براشون مهم بود: امانتدار بودن و راز داری
برای این موقعیت شغلی نیاز به فردی داشتن که دانش کافی از مباحث مالی و دانش حداقلی از مباحث تولید و ارائه محصول و مارکتینگ داشته باشد و من باتوجه به رشته تحصیلیم (مدیریت مالی) و سابقه کار و علایقم تونستم اعتماد مدیریت رو جلب کنم .
– مرحله اول با مدیر فنی مربوطه درباره مسائل فنی و نیمهفنی (رفتار کاری مربوط به برنامهنویسی) صحبت شد. تا جایی که درباره فرایند جذب میدونستن بهم اطلاع دادن، اما گفتن شاید به دلیل تغییرات اخیر شرکت، روال تغییر کرده باشه و احتمالا جلسه بعدی ظرف دو هفته آینده با مجموعه اداری و منابع انسانی خواهد بود.
یک مرحله فنی و یک مرحله برای شخصیتی و روانشناسی و مالی وقت کافی برای مصاحبه تخصیص داده شد و با صبر و حوصله به پاسخ سوالاتشان گوش کردند. وضعیت خانوادگی و محیط های حضورم در گذشته برایشانبسیار اهمیت داشت و سعی کردند از تجربه من از هر کدام از محیطهای قبلی حضورم برایشان توضیح دهم و درس هایی که اموخته بودم را برایشان باز گو کنم. نکته بسیار مهمی که وجود داشت این بود که در هنگام مصاحبه فضای مصاحبه بسیار ارام و بدون استرس بود و پذیرایی در طول مصاحبه وجود داشت. راحت و با ارامش باشید و رفتار پخته و ظاهر مرتب و کلاسیک داشته باشید ویژگیهایی که براشون مهم بود: ارامش دور ی از حاشیه اعتقاد به اینکه مفید بودن بخشی از شخصیت شماست تلاشگری و نتیجه گرایی