بهعنوان شروعکنندهی یک مصاحبهفنی، به شرکت پیوستم اما در پایان به این نتیجه رسیدم که مدیر بخش تنها بهخاطر تحقیرم، مصاحبه را ترتیب داده بود؛ تصور میکرد به دلیل کمتجربگی نباید رزومهام را برایشان بفرستم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دنلکس را محیطی مناسب برای رشد فردی میبینم؛ فرصت صحبت با مدیران و واحدهای منابع انسانی بهراحتی فراهم است و ارتباط دوطرفه برای مطرح کردن دیدگاهها وجود دارد. مدیران با شخصیتهای قابل احترام و مطلوبی برخورد دارا هستند و امکان پذیرش مسؤولیت و رشد در مسیر کاری مشاهده میشود. دسترسی به ایستگاه مترو هم عالی است. شرکت نسبتا کوچک است اما فضایی مطلوب ایجاد کرده که به کارمندان آرامش و انگیزه میدهد.
من ۱ سال در شرکت مشغول بودم مصاحبه: - مراحل مصاحبه واقعا راحت پیش رفت برام یک جلسه صحبت بود بعد تماس سوالای پایتون و الگوریتم بود تقریبا ۴۰ ۵۰ تا هم سخت داشت هم آسون و بعد هم یه تسک بود که واقعا مثل تسکای شرکتای دیگه وقت گیر که دو روز بزنی آخرم بدون فیدبک ولت کنن حس الاف شدن بگیری که چرا ۲ روز نشستم زدم نبود و ۳ ۴ ساعت اکی بود براش و بعد هم تو کار دیدم این مواردی که توی تسک و سوالای پایتون بودش رو واقعا نیاز داشتن مزایا: - بیمه تکمیلی نامحدود فقط دندون تا ۵ تومن بود(بیمه آسیا نامحدود دانشگاه شریف شامل میشد) این مورد واقعا برای من عالی بودش و همه خرج بیمارستان آزمایش و عمل هم ۸۰ درصد کم شدش - حقوق کاملا به موقع پرداخت میشد - یک سری مبالغ هم یهو بهتون میدادن مثلا برای تولد کارت ۴۰۰ میداد شرکت و یا برای شب یلدا یهو ۱ تومن دادن علاوه بر پکی که تو شرکتا رایج هستش و خب یهو یه پولی که انتظار نداشتی هر چند مبلغ کم به کار میومد یا یهو گوشت میدادن - یکی از مزیت های عالیش برای من کنار اومدن با شرایطم بود که بعد از مدتی برای پدرم مشکلی پیش اومد و دو روز نمیتونستم بیام حتی دورکاری و خب کاملا اکی شد با صحبت - دکتر قره یاضی زمان من تیم فنی زیر نظرش بود و واقعا راحت بودم باهاش و هواتونو داره میتونین از لحاظ فنی هم برین لینکدینشون رو ببینین که اینجا توضیح اضافه نذارم(فنی) - میشد برای استراحت بیای تو حیاط دانشگاه دور بزنی شاید کوچک باشه این مورد ولی واقعا دیگه پشت بوم هر روز برای استراحت و ارامش چشما خسته کنندست یا قهوه سازا وندور ماشین یا سلف دانشگاه استفاده کنی(واقعا مزیت نیست ولی طولانی مدت حس میکنن این رفرش در فضای سبز چقدر عالیه) - ۸ صبحم برین صبحونه میدادن ولی برای جغدایی مثل من اینا مهم نبود فقط خواب در خد نونو مربا یا تخم مرغ - در هفته دو بار میوه مثلا موز سیب میدادن - عدم نگرانی برای جای پارک مثل شرکتای وسط شهر پارکینگ دانشگاه رو میتونین استفاده کنین ولی اگه ظرفیت پر بود بیرون تو خیابون گذاشتین حتما قفل بزنین دزد ماشین زیاده اون سمت - نگران این که تسکا بیشتر از توانتون باشه یا بیرونتون کنن نباشین خیلی اکی بود از این جهت(دوره تست ۳ ماه بود و بعدش قرارداد یکساله)(فنی) - یه سری امکانات دانشگاه شریفم میدادن مثل شنا یا فوتسال یه بار در هفته در سالنای اونجا - فنی هم خوب بود سطح ادج نبود مثلا بگم رو کوبرن یا ... ولی واقعا وقت میکردین خودتون یاد بگیرین چیزایی که میخواینو(فنی) -۵شنبه تعطیل بود و روزایی که دانشگاه تعطیل میشد هم تعطیل بودین - خیلی با لینوکس و پایتون پیور درگیر خواهین شد (فنی) - حتی بعد از جدا شدنم از تیم دعوتم کردن برای قدر دانی و ناهار در کنار تیم بودم و یه هدیه در حد ۲۰۰ ۳۰۰ تومن هم دادن(یه بخار ساز) واقعا حس خوبی بود که حتی جدا هم شدی و عملا دیگه سودی براشون نداری قدردانی کنن از تایمی که بودی معایب: - ساعت حضور ۸ صبحه شناوری تا ۹.۵ بود ولی خب اگه میخواین تا ۱۱ ۱۲ بخوابین بعد برین کار خوب نیست اینجا - امکان ریموت کار کردن نبود تا موقعی که بودم مگه در موارد خاص مثلا اعتراضات یا کرونا - جو قسمت اداریش خیلی دولتی طور و قدیمی بود ولی نگران اون نباشید بخش فنی کلا جوش اونجوری نبود و عالی بود و خود مسیول تیما بحثای اداری رو جلو میبردن برات - اگر مصاحبه اکی شد و وارد شدین گروه واتس آپ ادتون میکنن کلا اونجا گروه نیست بیشتر برای اعلامیه فوتو و چیزای خسته کنندست - وضعیت سرویسا خوب نبود و از یه زمانی آب گرم قطع شد ولی خب شرکت تا حدی که دستش بود درست کرده بود دست خشککن دستمال اینا بودش( کلا سرویسای دانشگاه قدیمین) - مانیتور کوچک - روی پوشش خانم ها یه آیین نامه طور داشتن چون داخل دانشگاه بود و میگفتن اینجوری باشه ولی گیر خاصی نبود اینم و میومدن بچه ها ولی خب اطلاع دقیقی ندارم از این چون دیدم و میخواستم همه چیو کفته باشم اینم اشاره کردم نه مثبت نه منفی(همینطوری) - ملاک ساعت حضور بود یعنی باید انگشت میزدی و کسری کارو اینا طبق اون بود - یه فوتبال دستی هم داشتن البته فقط بعد از ۵ میتونین بازی کنین من راستش نه با فوستال حال میکردیم نه سیاست های ساعتی - سه ۴ تا تیم فنی بود و خب مثلا ما تو تیم دو تا بکند بودیم ۱ دواپس(لینوکس کارای ci/cd و ...) ۱ نفر فرانت ۲ تا تست - رنج حقوق مثل شرکتای مالی یا کافه اینا بالا نیست مثل استارت آپم نیست و سعی میکنن تو رقابت بمونن با قیمتای بازار - وسایل بهتون یه مانیتوز میز و کیس داده میشه در کل میگم این یکسال من راضی بودم و کلیم چیزای جدید فنی یاد گرفتم و جای خوبیه براتون آرامش ذهنی دارین تو زندگی تون
دو دفتر کوچکی در جنوب میدان شوش را دیدم که رفتوآمد دشوار و امنیت نسبتا پایین آن منطقه، تنها بخشی از مشکلات محسوب میشود. اما مشکل اصلی بلزا، مدیری است که جایگاه را در اختیار گرفته و تخصصی در هیچ حوزهای ندارد؛ تنها به خاطر ارتباطاتش با کارخانه mgs حقوق میگیرد و به هیچ عنوان نمیتوان تصور کرد گرافیست یا حتی طراح مبتدی با شخصیت منفی و ناسالمش بتواند بیش از یکی دو ماه با او کنار بیاید. او آنقدر ناکارآمد و غیرمعمول است که وقتی گرافیست به دلیل حجم کار در پایان ماه انتظار پاداش دارد، درست در همان روزها که با فشار و استرس کار را تحویل میدهد، همان فرد آگهی میزند تا نیروهای جدید را جذب کند و پیش از ورودشان، کارکنان قبلی را به شرایط روحی دشواری برساند تا فرصت جایگزینی فراهم شود. در نتیجه با رویهای از این دست، حقوقهای سنگین به چنین اشخاصی پرداخت میشود و مدیران و صاحبان برند نیز از همه چیز بیخبرند و با اعتماد نابجا به روش و رفتار غیراخلاقی و غیرحرفهای آنها مهر تایید میزنند. متأسفانه این هزینه تنها درج آگهی است و بس. امید دارم روزی سیستم بلزا به دست افرادی بیفتد که هم از توان فنی برخوردار باشند و هم وجدان و انسانیت را در کنار تخصص در نظر بگیرند، تا یادگارهای نیرویهای مجموعه در هر شرایطی، حتی در غیاب همکاری و اخلاق حرفهای، باقی بماند.
بذارید از تجربهی کارآموزی سئو در این شرکت براتون بگم همون "RIT" یا راهکار درست دیجیتال اولین نکته که در آگهیشون هم ذکر نشده، اینه که ۵ الی ۶ میلیون تومن ازتون پول میگیرن، و میگن این پول در صورت استخدام شدن و قبولی در آزمونها بهتون برمیگرده. طی سه ماه کارآموزی(اول بهتون میگن دو ماه) چندین و چند امتحان میگیرن ازتون اول میگن ۸ تا امتحان ولی تعداد حتی به ۲۰ تا هم میرسه و بیشتر نکته اینجاست که سیستم نمرهدهی دارن A, B , C اگر از یه امتحان نمرهی C بگیرین، حذف میشین و پولتونم بهتون برنمیگرده. حالا اشکال کجاست؟ اول میگن از آزمونها اگه ۴ تاشو B بگیرین هم حذف میشین در اردر ۸ امتحان اوکیه ولی وقتی تعداد امتحان ها به ۱۵ یا ۲۵ تا میرسه، بازم برنامه همونه و ۴ تا نمرهی B به منزلهی حذفه:) در مورد من که همهی امتحانها رو A یا B شده بودم امتحان آخر شوک بزرگ بود وسط امتحان یه سوال جدید دادن که هیچکس بلد نبود و گفتن اگه بلد نباشین ۵۰ نمره کم میشه:) از ۲۰۰ نمره نمرهی قبولی چنده؟ ۱۲۰ به همین راحتی، ایمیل زدن که نمرهت C شده و نمیتونیم همکاری کنیم. و البته، تا همین الان ریز نمرات رو نفرستادن:) طی این مدت بابت بیش از ۱۵ روز که بدون قرارداد، رسما براشون کار کردم و خیلی از کارها هیچ ربطی به سئو نداشتن، هیچ پولی ندادن. که البته مقصر این قسمت از قضیه خودمم. در مدتی که بودیم، نه پروژهی جدیدی وارد شرکت شد و نه پروژههای فعلی به نقطهی موفقی رسیدن. درآمد شرکت آقای م.ج تماما از طریق همین کارآموزی بوده. طی سه دوره کارآموزی که با حضور حدود ۳۰ نفر برگزار شده، فقط ۳ نفر استخدام شدن:))))))))))) حدود ۱۵۰ میلیون درآمد! از شیوهی آموزش و نکات مربوطه هم بگذریم. بیشتر مواقع تدریس در کار نبود و لینک داده میشد برای خوندن و یادگرفتن یه بخش خاص از سئو. از یه جایی به بعد، هدف دیگه تربیت کارآموز نبود. کسب حداکثر درآمد بود. بنابراین بدون توجه به ظرفیت شرکت، پشت سرهم دورههای کارآموزی برگزار شد. در نهایت، مقصر اصلی خودمم کسی نباید برای کارآموزی پول پرداخت کنه. به هیچ وجه. اگر به ذهنتون رسید که اسم شرکت رو سرچ کنید امیدوارم این صحبتا بهتون کمک کنه. لطفا ریتوییت! اسم این آقای کلاهبردار، رییس شرکت RIT، م.ج هست. ورودی ۹۴ کامپیوتر شریف همینطور از اسم پارک علم و فناوری شریف سوءاستفاده کرده. پارک بیانیه داده و گفته این شرکت هیچ نسبتی با ما نداره. اسمش پای قراردادی که ما داریم هست. همین برای کلاهبردار بودن کفایت میکنه. متن بیانیه پارک علم و فناوری که با یک پوستر در صفحه رسمی لینکدینشون منتشر شد: به اطلاع می رساند مجموعه "راهکار درست اندیشه" با نام تجاری (آر آی تی RIT) عضو پارک علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف نبوده و هیچ گونه رابطه ای بین مجموعه و پارک وجود ندارد. استفاده این مجموعه از نام و نشان پارک علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف غیرقانونی بوده و مسئولیت حقوقی بر آن مترتب است. جالبه که بدونید اکانت این شرکت در جاب ویژن و جابینجا مسدود شده. در حالی که من قبلا از همین طریق در کارآموزیشون شرکت کردم. نمونه ای از واکنش ها: اگر پیامی از شرکتی به نام آژانس RIT دریافت کردید بیاعتنایی کنید. RIT اسم شرکت نیست بلکه اسم تجاریشونه. شرکتی مهندسی در حوزه کشاورزی پشتشه و با مشخصات اون شرکت کارهای حقوقیش رو انجام میده. اینا 5 6 تومن میگیرن بابت کارآموزی و میگن پس میدن بعد از استخدام! نمونه بعدی: ۱۳میلیون و ۴۹۰ هزار تومن به ما بده که بیای کارآموزی. اگر بعد از کارآموزی تایید بشی و استخدامت کنیم پولتو پس میدیم. اگر هم تایید نشدی یا خودت خواستی بری، پولتو بعنوان هزینه آموزش و کارآموزیت برمیداریم ^_^ کلاهبرداران به تمام معنا. لطفا نمره صفر رو موجود کنید که بتونیم نمره ای که لایقشونه رو ثبت کنیم.
برای مدت طولانی امکانات زیادی برای اجرای پروژههای سطح بالا در این شرکت وجود داشت و من در کنار تیمم تجربههای خوبی از کار با ابزارهای پیشرفته داشتم. اما در سالهای اخیر مشکلات مدیریتی و اجرایی شدت پیدا کرده و به جای تمرکز روی محصول، بیشتر به اعتبارسازی پرداختند و از همکاری نیروهای با تجربه و متعهد کم شد. واقعا ظرفیتهای موجود حیف میماند، ولی اوضاع فعلی تغییر نکرده است.
در تابستان سال ۱۴۰۰ به عنوان کارآموز به این شرکت رفتم تا در صورت مساعد بودن شرایط، بعدا جذب بشم. دو ماهی که قرار بود اونجا بمونم به خاطر دلایل مختلف و شیوع کرونا گفتن که نیام. تقریبا کمتر از دو هفته آخر دوران کارآموزی رو اونجا سپری کردم و در اون مدت خیلی چیز خاصی یاد نگرفتم. فقط تعدادی قطعات پخش و پلای الکترونیکی بود که به دستور مدیر شرکت، آقای قاسمی، برای آشنایی با قطعات آنها را مرتب کردم و داخل قفسهها گذاشتم تا مثل یک آزمایشگاه کوچیک داخل شرکت، منظما به نظر برسد. با این توضیح که قبل از رفتنم به شرکت، در مدت دو ماه مدیر تحقیق و توسعه بهنام مهندس فتحی فردی واقعا حرفهای، ماهر و با تجربه بود و تنها کسی بود که به نظر میرسید واقعا آدمی کاری و با معلومات بالا باشد. در دورهای که نبودم، ایشان زیر نظرشان قرار داشتند و جلسات آنلاین میگذاشتند و کارهای من را پیگیری میکردند. به من آموزش ابتدایی برنامهنویسی میکرو و آلتیوم را ارائه دادند که خیلی به دردم خورد. اما مدیر اصلی شرکت، آقای قاسمی، فردی بود با رفتاری پرابهام؛ گمان میکنم ایشان اختلافاتی با دیگران داشتند و دائم سیگار میکشیدند. گاهی به نظر میآمد که قرصهایی مصرف میکنند که به قرصهای اعصاب مربوط میشود. از نگرانی من این بود که رفتارهایشان و برخوردهای روزانهشان خیلی متفاوت و گاه نامناسب جلوه میکرد. هر روز صبح با منشی در آشپزخانه مینشستند و صبحانه میخوردند و حس کردم شاید روابط خاصی بین آن دو وجود دارد؛ چون وقتی فرد سوم وارد آشپزخانه میشد، حرفهایشان قطع میشد یا بحث عوض میشد و تنها خانومی که همیشه تا دیر وقت در شرکت میماند، او بود. شرکت خیلی کوچک بود و به جز مدیر اصلی و منشی و مهندس فتحی، یک حسابدار خانم هم داشت که معمولا سرش با کار خودش گرم بود. فعالیت شرکت روشنایی بود و از شرکتهای دیگر چراغ میخریدند و روی آنها برچسب شرکت خودشان را میچسباندند. این چیزها را فقط در دو هفتهای که آنجا بودم دیدم و در نتیجه تصمیم گرفتم با دیدی منفیتر به سمت آن شرکت نگاه کنم.
من که مشغول به کار شدم مواردی دیدم که نظر شخصیمو میگم. راجع به اینکه پروژه ای ریلیز نشده باید بگم که تقریبا حرف بقیه درسته و بزرگترین دست آورد شرکت پروژه ای بود که یه وب سایت بالا آوردن. پروژه دهن پر کنی باشه نداریم. راجع به تیم منابع انسانی هم بگم که اولش که وارد شدم حقیقا فریب رفتارشونو خوردم گفتن عالی هستن، اما بعد چند وقت فهمیدم که همه باغ در سبز بود، غیر ممکنه شما کاری داشته باشی بتونی سریع جواب بگیری، تلفن جواب نمیدن پیام جواب نمیدن، یه کار کوچیک داشتی باشی قشنگ دو سه هفته طول میدن (واقعا ترش) تیم اجایل هم خیلیا نظر دادن بنظر منم مفت خورترین تیم شرکتن با ادعاهای عجیب غریب! واقعا یوزلسترین تیم با اختلاف! در کل شرکت برا پیشرفت و آینده کاری مناسب نیست، اینو به جد میگم، هیچ آینده ای در انتظار کارکنان این شرکت نیست. مگر اینکه کلا از مدیریت بگیر تا hr و .. بکل عوض بشن و انقلابی بشه! این ها همه نظر واقعی شخصیه منه.
متاسفانه ،نابرابری حقوقی زیاد بود و روابط بسیار تاثیر گذار بود .معاونت تضمین کیفیت اونجا (م.ص) عدالت رو رعایت نمیکرد و از روی مدرک تحصیلی و چاپلوسی بیشتر افراد رو قضاوت میکرد و بهشون بها میداد ،بی احترامی می کرد و برخورد خوبی نداشت .پتانسیل افراد رو در نظر نمیگرفت و تبعیض زیادی قائل میشد.در بحث پرداختی هم بین ۲ نفر فاکتور های تجربه بیشتر و دانش بیشتر رو در نظر نمیگرفت . مدرک تحصیلی معتبر تر ولی جونیور و چاپلوس بودن رو ملاک قرار میداد.خود این فرد دانش تست چندانی نداشت و بواسطه روابط سمت گرفته بود و از مدیریت به معاونت رسیده بود و هر چند از گاهی هم با توجه به فیدبک نفرات در مسائل تخصصی ،به جای بهره گیری از پتانسیل اون نفرات سعی در استخدام افرادی دیگر برای بهره گیری از تخصصشون در اون زمینه داشت.برای افراد تازه کار پیشنهاد میکنم ولی برای پیشرفت خیر.منابع انسانی بهسا هم متاسفانه بله قربان گوی معاونین بودن و بیشتر شبیه مترسک.تو بحث تسویه با کارکنان هم که اوازه این شرکت در لینکدین پیچیده و نیازی به توضیح نیست.
برای من، مصاحبه با این شرکت تجربهای پر از سردرگمی بود که در نگاه اول به نظر میرسید کار درست و مشخصی وجود ندارد. در فرایند استخدام، شش بار دعوت به مصاحبه شدم و نهایتا از پذیرش منصرف شدم. اسفند سال نود و هفت آنها به نیروی فنی نیاز داشتند، ولی شرایط کار و هماهنگی بین شرکتها به گونهای بود که هر بار از من میخواستند همزمان در شرکت عبیدی فعالیت کنم و هم برای آنها کار کنم؛ حتی قول میدادند در همان فرصت، برای من ناهار هم فراهم میشود. روز اول ظاهر شرکت و محیط کار تناقضهای زیادی را نشان میداد؛ فردی با ظاهر نامشخص وارد شد و لحظاتی بعد کسی با مسئولیت دلالی در کارش وارد مجموعه شد. هر چه پیش میرفت، معلوم نبود دقیقا وظیفه و زمینهی فعالیت شرکت چیست و نه تنها انجام یک کار مشخص مشخص نبود، که کارهای مختلفی به من پیشنهاد میشدند. در نهایت شخصی به نام بنیامین رفتاری غیرمنتظره داشت و به من ابزارهای سادهای مثل برش یک لوله و مونتاژ یک لامپ الایدی داد تا انجام بدهم. همین آشفتگی و بیثباتی آنقدر زیاد بود که در روز دوم تصمیم گرفتم اوضاع را ترک کنم و از آنجا خارج شوم.
من به عنوان کارمند یا داوطلب در شرکت سیما الکترو طب تجربههای غیرمنصفانه و بیثباتی حقوق را دیدهام؛ هر وظیفهای که کارفرما کنارم میگذاشت به خاطر کمبود نیرو، معمولا به من محول میشد، چه کارهای مرتبط و چه غیرمرتبط. ممکن بود به عنوان حسابدار از من تقاضا کنند انبارداری انجام بدهم و مدیریت مالی هم بر عهدهام بیفتد و همه چیز روی دوش من باشد. گاهی حتی کارهای سادهای مثل مونتاژ چراغ هم به عنوان کارگری از من خواسته میشد. با این حال پرداخت حقوق به طور منظم صورت نمیگرفت و گاهی تا سه ماه تأخیر داشت. سطح حقوق هم به حداقلهای وزارت کار میرسید یا کمتر از آن بود و در اکثر مواقع با تاخیر پرداخت میشد. آنها با داستانهایی پر از وعده و قولهای فریبنده سعی میکردند تصور کنم خانوادهای هستند، اما وقتی از شرکت بیرون میآمدم، درمییافتم که نه تنها غریبهام بلکه گاهی دشمن هم محسوب میشدم. بهانهدوستی و حسننیت را کمتر میدیدم و سفته یا تعهدات مالی را بهانه میکردند تا از همکاریهای بعدی بپرهدارند. حتی مواردی بوده که بدون ارائه قرارداد، حقوق چند ماه یک نفر پرداخت نشده و گاه شرکت به شکایتهای واهی متوسل میشد و حواشی زیادی ایجاد میکرد. با این تجربیات، به طور خصوصی به همکاران و دوستانم هشدار میدهم که به شرکت سیما الکترو طب و به شرکتهای کوچک با تعداد کارکنان کمتر از بیست نفر اعتماد چندانی نکنند.
حتما اینو با دقت تا آخر بخونید من 3-4 سال توی این شرکت کار کردم. قبلا اینقدر بد نبود از حدود دو سال پیش مدیر پروژه شرکت ازشون جدا شد و شرکت دچار بحران شد چون مالکین شرکت با تصمیمات و تغییرات ناگهانی بچه ها رو تو فشار قرارمیدن و گاها بچه ها مجبور میشن (واقعا مجبور میشن با تهدید و ارعاب) چندین شب بمونن توی شرکت و تاوان تصمیمات نا درست مدیران رو بدن. و وقتی اعتراض میکنید به تصمیمات مدیران بسیار بسیار برخورد بدی دارن و با داد و فریاد جوابتو میدن. یک نکته منفی دیگه اینه که تعدادی از فامیلهاشون توی شرکت هستند که بدون تخصص در هر کاری نظر میدن و مدیر همیشه حق رو به اون میده و تو مجبوری دستورات چرت اونها رو گوش بدی. کلا فقط باید تعریف کنی و پاچه خواری کنی. خلاصه بگم بیشتر طبل توخالیه چون چند سال پیش تونستن از vas و با رانت پول خوبی از جیب مردم به جیب خودشون بزنن یه مدت فاز شرکت خفن به خودشون گرفتن ولی کلا هیچی نیست. نه حقوق خوبی میدن نه به موقع میدن نه انتقاد پذیرن و نه از قوانین پیروی میکنن. تا حدی که در اوج کرونا ما مجبور بودیم بیایم شرکت کارکنیم و آقای مهرداد میناوند هم توی برنامه های تبلیغاتی این شرکت اومده بود کرونا گرفت و فوت شد.
با درود. مزایا و معایب و مطالبی که مینویسم مربوط به سالهای 91 تا 96 هست، ممکنه الان بعضی چیزها تغییر کرده باشه ولی بعیده! همین اول بگم این شرکت من رو در زندگی خیلی عقب انداخت به هیچ وجه به هیچ کس توصیه نمیکنم. اجازه بدید قصه ای بگم از اون سالها: یادمه اون سالها از شهرستان اومده بودم و یکم نا آشنا بودم با محیط و بازار کار تهران و با حقوق کمتری نسبت به همکارانم شروع کردم و همین مسئله همینطور در سالهای بعد وجود داشت و اجازه ی رشد مالی به من نمی داد برای صد هزارتومن چونه میزدند در شرایطی که من از کرج میومدم و اون صد هزارتومن کرایه ماشین یک ماه من میشد و میتونستم با مترو نیام که ساعت 5 صبح با بدبختی خودمو به زور باید جا میکردم توش! مترویی که توش ازم دزدی شد، کیف و کوله م پاره شد توی کشمکش های خط عوض کردن در دروازه دولت و الی آخر... بخاطر قسط و بدهی و وام و هزینه های ازدواج و اجاره و اینها خیلی تحت فشار بودم و شرکت های دیگه هم در اون مقطع نیرو نمیخواستن خیلی گشتم یک مقطعی ولی نشد و دوباره با همین شرکت یک مدت ادامه دادم.(من دلفی کار میکردم اون زمان) بعد از چند سال با وام یک پراید خریدم و گفتم با اون بیام سر کار و رفت و آمدم کمی آسون تر بشه ولی اون زمان دفتر شرکت در ونک بود و جای پارک اون طرفا وجود نداشت ساعت 6 صبح به بعد، اگر بعد از 6 میرسیدی باید سوییئچ رو میدادی به پارکبان ها و میرفتی بالا که ساعت بزنی و بعدش دیگه تا ظهر نمیتونستی از شرکت خارج بشی بری دنبال ماشین (چون هر روز بود صداشون در میومد) خلاصه اگر هم قبل از 6 میرسوندم خودم رو تا مسابقه ی جاپارک رو برنده بشم بعدش دو ساعت آینده تا ساعت 8 صبح رو باید تو ماشین میخوابیدم تا شرکت باز بشه. تو برف تو سرما تو گرما به مدت دو سال همین اوضاع رو ادامه دادم دادم چون فرصت تنفس نداشتم که بتونم وام دیگه ای بگیرم و خونه رو منتقل کنم به تهران در همین شرایط یکی از مدیران که به منشی سانتیمانتالش تو حیاط شرکت جاپارک داده بود و من باید میومدم دوساعتم تو برف تو ماشین میخوابیدم و بعد میومدم هشت ساعت کار خلاقانه بکنم ازون جالب تر دوربین گذاشته بودن اون اواخر و روی دوربین دقیقا توی مانیتور من بود که دیگه نتونستم تحمل کنم و درومدم از شرکت. حقوق معمولا سر تایم بود غیر از چند ماهی که مشکلات اقتصادی (نمیدونم الان به چ علتی) زیاد شده بود در کل در این 6 سال حدود 10 ماه حقوق ها به موقع نبود در مجموع، زمانی که رفتم جدیدترین نیرو بودم و زمانی که درومدم قدیمی ترین نیروی تیم مربوطه، بهترین نیروها رو به راحتی از دست میدادند و میدن. بطور کلی سهامدارن این شرکت از نوعی خودخواهی مزمن رنج میبرن و فقط به فکر جیب خودشون هستند، در همون سالها که برای صد هزارتومن با من چونه میزدند برای خودشون ماهانه بیست سی میلیون حقوق رد میکرند و درکی از حجم مشکلات من نداشتند علارغم اینکه همه تو شرکت میدونستند امثال من داریم سختی زیادی میکشیم. حالا ممکنه بگید چرا زودتر نرفتی توی شرکت دیگه، بهتون حق میدم چون شما نمی دونید بازار کار زبان دلفی اون زمان خیلی بسته بود و عملا در سال دو سه تا پوزیشن مناسب باز میشد نهایتا. امروز که امثال من زبانشون رو عوض کردند یا مهاجرت کردند یا اصلا این شغل رو گذاشتن کنار راننده اسنپ شدن تعداد پوزیشن ها زیاد شده ولی نیرویی دیگه نیست! امثال این شرکت در این فاجعه ی نیروی انسانی امروز ایران مقصر و سهیم اند. من شخصا این شرکت و مدیرانش رو نمی بخشم چون به زندگی و روح و روان من آسیب زدند. اگر برای خودتون و شخصیتتون و روح و روانتون ارزش قائلید بهتره به گزینه های دیگه فکر کنید، خلص و تمت!
کارم را در شرکت سیما الکترو طب به عنوان کارشناس الکترونیک شروع کردم و خیلی زود با رفتارهایی روبهرو شدم که انتظارش را نداشتم. توافق اولیه این بود که با گذشت سه ماه دوره آزمایشی، حقوقم افزایش پیدا کند، اما از همان اول هر بار درباره مقدار حقوق سؤالم را میپرسیدم و پاسخی نمیگرفتم تا دو ماه که به مرور حقوقی دریافت نکردم و وقتی سوال کردم گفتند پول نداریم. پس از دوماه با اصرار و فشار، ۶ میلیون تومان به عنوان حقوق پرداخت کردند و گفتند این حقوق تا ارشد الکترونیک که در آن زمان حداقل هدف بود، رعایت میشود. اما من گفتم از ماه سوم وضعیت بهتر میشود و گفتند تا عید افزایش نمییابد. ده ماه به عقب افتاد و دوباره همان مبلغ ۶ میلیون تومان پرداخت شد، با این توضیح که من را مثل بقیه نمیبینند و حتی گفتند به هیچکس حقوقی نمیدهند. در نهایت به عنوان کارشناس الکترونیک در بخش تحقیق و توسعه استخدام شدم و با وجود اینکه گفتم حقوقم کم است، تصمیم گرفتم از فرصت یادگیری استفاده کنم. پس از دو هفته، با وجود کار سنگین، اشتغالی در برج بینالملل تهران را دیدم که سه ساختمان ۵۰ طبقه داشتند و ما برای آنها کار میکردیم. اما مدیران گفتند اینجا حتی کارهای گچکاری هم باید انجام شود و در ساختار تهیه میکردیم. به دنبال آن گفتند باید به شمسآباد کارگاه پروفیل برش برویم که از تهران دو ساعت فاصله داشت. در آن دوره تنها پنج نفر بودیم و در نهایت سه نفر از همکاران استعفا دادند. با من هنوز تسویه عیدی، سنوات و اضافهکاری انجام نشده بود و پس از گذشت یک سال، با هر شمارهای که تماس میگرفتم، تماسهایم بلاک میشد. یک بار هم به شرکت رفتم و با دیدن من، مدیر فرار کرد و ماشینش را روشن کرد. همه اینها با مبالغی کمتر از هفت، هشت میلیون تومان مطرح بود. حتی با وجود مشکلات مالی که داشتند، ظاهرا عادت کرده بودند از منابع مردم سوء استفاده کنند. تسویههای دو نفر دیگر هم با پیگیریهای متعدد، با تاخیرهای چند ماهه انجام شد؛ از طرفی اضافهکاری همیشه بهعنوان وظیفه کارمند مطرح میشد و اگر مدیر میخواست باید تا ساعاتی طولانی میماندیم و با حداقل حقوق کارگری که آن هم به طور منظم داده نمیشد، تا چهار یا پنج ماه ماندیم.
کمتر شرکتی در ایران با روال حرفهای کار میکند. با وجود اینکه این شرکت را در دیوار پیدا کردم ولی فکر نمیکردم انقدر حرفهای کسی کار کنه. اونم توی ایران.
من ۶ سال سابقه crmدارم و در مراکز بزرگی کار کردم حتی در حد سرپرست اما جالبه شرکت زرین رویا برای کارشناس crm رزومه من رو در جاب ویژن رد کرد بدون دلیل .....
تنها ویژگی این شرکت، پرداخت به موقع حقوق است. ساختمان ستاد (تهران - میدان ونک) سه طبقه و اجاره ای هست، تقریبا سالی یکی-دوبار شهرداری یکی از واحدها رو پلمپ میکنه یا جلوی درب ورودی و پارکینگ ساختمان بلوک میذاره بودجه ورزشی سال 1402، 600 هزار تومان هست یعنی با این بودجه یک ماه میتونی بری باشگاه، شایدم کمتر از یک ماه 4 روز در هفته صبحانه میدن و یک روز میوه آیکن 4 تا تیم تولید داره تیم تولید SBPMS (فرزین سابق) : محصول اصلی شرکت تعداد نفرات تیم : دو نفر تنها نفر ثابت در این تیم، مدیر تیم است که تقریبا 17 سال سابقه کار در این شرکت دارد و احتمالا تنها سابقه ی کاری ایشون هست نزدیک به یکسال مدیر تیم حاضر به همکاری نشد و این تیم با یک نفر کار میکرد ولی بعد از یک سال مجددا با شرایط جدید به تیم ملحق شد تا ابتدای 1401، اعضا تیم 5 نفر بودند که در مدت کوتاهی به 2 نفر و بعد هم یک نفر تقلیل پیدا کرد تیم تولید مالی و منابع انسانی : 3 نفر در دو سال گذشته کل تیم عوض شدند. در حال حاضر مدیر پشتیبانی، مدیر این تیم هم هست این تیم، دو مدیر دارد. یک مدیر از هیات موسس(رییس هیات مدیره) و یک مدیر هم از کارکنان شرکت(مدیر پشتیبانی) تیم تولید زیر ساخت : 2 نفر در دو سال گذشته کل تیم عوض شدند مدیر تیم از هیات موسس شرکت هست تیم تولید محصول مبتنی بر زیرساخت : 6 نفر تقریبا هر 2-3 سال تمام تیم عوض می شوند و بدون مدیر کار میکنند برای این تیم هر سال یک مدیر استخدام میکنند ولی معمولا بیشتر از 3-4 ماه نمی مونه مدیر تیم از هیات موسس شرکت هست مدیر کل تمام تیم های تولید، شخص دیگری از هیات موسس شرکت هست بی نظمی، محیط مسموم و دخالت هیات مدیره در کارهای اجرایی (حتی در نوشتن کد) از معایب دیگر این شرکت است که باعث میشه شما در تیمهای تولید این شرکت، خیلی خیلی کم نیروی قدیمی ببینید؛ در کل، تولید آینده کاوان ریزش نیروی زیادی داره حتی اگر 6-7 سال برای آیکن کار کنید این احتمال وجود داره که در عرض یک روز با شما قطع همکاری کنند و سنوات، مرخصی ها و ... هر آنچه از شرکت طلب دارید رو باید از طریق شکایت و اداره کار وصول کنید! آینده کاوان کهکشان نرم افزار آینده سازان کهکشان نرم افزار داده نگاران کهکشان نرم افزار
من چهار ماه پیش تصمیم گرفتم برای این شرکت رزومه بفرستم و بالاخره پس از مدت طولانی تماس تلفنی دریافت کردم که برای مصاحبه بیایم، اما برخوردها به شدت ناامیدکننده بود. زمانی که رفتم اتاق مصاحبه خیلی کوچک و تاریک بود و در طول مصاحبه تنها چند سوال ساده پرسیدند و هیچ فرم یا اطلاعاتی درباره سوابق کاری و حقوق درخواستی به من داده نشد. مصاحبهدهنده در کمتر از یک دقیقه حرف زد و پس از پایان گفتند اگر مورد تأیید باشد با من تماس میگیرند، بدون هیچ تشکر یا دعوتی برای پذیرایی مانند چای یا نوشیدنی. با گذشت چهار دهه از زمان، چنین رفتاری را نبودن احترام و ادب نسبت به کارجو میدانم و احساس میکنم مسیر طولانی که آمدهام هیچ هدف جدی برای جذب نیرو نداشته است. لذا فکر میکنم میبایست تجربهام را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارم.
به شدت منابع انسانی بی سوادی دارن و بنظرم فقط توی مصاحبه وقتت تلف میشه و اخرش هم با وجود کلی مصاحبه ردت میکنن و دلیل قانع کننده ای نمیدن بسیار رفتار منابع انسانی زننده و بد و نامحترمانه اصلا برای وقتت ارزش قائل نیستن و بسیار بدقولن اصلا به نظرم حتی با این شرکت وارد مصاحبه نشید چه برسه به همکاری
من دقیقا یکسال با این مجموعه کار کردم بدو استخدامم با تعدیل نیرو حدود ۴۰نفر از هلدینگ مواجه شدم ماه اول اصلا حقوق نگرفتیم و یکمبلغ نا چیز از سال قبل و بهمون دادن در صورتی که تمام مجموعه قرارداد داشتن ولی خوب مدیر عامل اچ ار صرفا براش منبع حذب نیرو بود و اصلا حساب نیورد و از همون موقع معلوم شد اچ ار مترسکی بیش نیست مشکلات شروع شد بی برنامگی توی پرداخت بی توجه ای به پرسنل بی احترامی از طرف مدیران ارشد مبلغ قرارداد ها و حقوق ها کاملا سلیقه توش دخیله یعنی اچ ار باهات حال کنه از دوستای خودش باشی حقوقت بالاست اما اگر ازت خوشش نیاد باهات یک عددی میبنده که یک چیزم به شرکت بدهکار میشی و واقعا این اتفاق برای بنده افتاد موعد تسویه حسابم باهام تماس گرفته شد و فرمودن به علت زود رفتن از شرکت به شرکت بدهی دارید و باید پرداخت کنید افتضاح ترین قرارداد بیمه تکمیلی و یکمالی چیه بی سواد با شرکت بیمه بسته که شما اگر از بیمه استفاده کنید و از مجموعه زودتر از قرارداد بیمه خارج شید باید پول بدید به شرکت واقعا به هیچ بنی بشری این شرکت افتضاح با کارشناس و مدیران بی سواد توصیه نمیکنم لطفا اینده کاری خودتون و به خطر نندازید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.