من سالها در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان کار میکنم و حالا میخواهم تجربهام را بیان کنم. در طول بیش از بیست و شش سال سابقهام، با وجود تلاشهای فراوان، حس کردم که مسیر حرفهایام در این شرکت به نتیجه مطلوبی نرسید. به عقیده من، مجموعهای با روابط و رفتارهای گروهی و سهمیهای وجود دارد که بر فضای کار تأثیر منفی میگذارد و انگیزهها را پایین میآورد. مدیریت که از سمت آقای هاکوپیان است، به نظرم فردی بود با سطح تحصیلی پایین و گاهی بیپروایی گفتاری که موجب سوءبرداشاتی میشد. در طول دوران کار من، شمار قابل توجهی همکار وارد شرکت شدند و بعد از مدت کوتاهی خارج شدند و این اتفاق باعث ایجاد احساس عدم امنیت شغلی در برخی از کارکنان شد. قراردادهای پرسنلی اغلب به صورت سهماهه تنظیم میشد و به نظر میرسید که کار مانند کارگرانی بدون حق و حقوق مشخص انجام میشود. در مسائل مربوط به خرید مواد اولیه، به خصوص پارچهها، به نظر میرسد که واردات عمدهای از خارج وجود دارد و ممکن است برخی از رفتارهای سوداگرانه یا بازی با اطلاعات موجب نگرانی شود. از اینکه وضعیتی چنین پیچیده وجود دارد تأسف خوردهام و امیدوارم که مسئولان اجرایی به واقعیتها توجه کافی نشان دهند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت تقریبا یک سال و نیم است که با تیم الوکانتنت همکاری میکنم و از این تجربه راضیام. منی از شعرستان کرمانشاه هستم و با وجود دورکاری با این گروه همکاری میکنم و حقوقم را بهموقع دریافت میکنم. انصاف بدهی نیستان، تیمشان آدمهای باصفاییاند.
این شرکت ، کاملا سوری است ! چند سالی هست که کارآموز جذب میکنه و ازشون بصورت رایگان استفاده میکنه. اگر شکایتی داشته باشید، اخراج میشید ! این شرکت و مدیرعاملش ( میلاد نورعلیشاهی ) در استان قم به عنوان کلاهبردار شناخته شده هستن.
دعوت به مصاحبه از جاباما با سرعتی شگفتانگیز آغاز شد و از طریق لینکدین با من در تماس بودند. دو گفتگوی تلفنی و یک جلسه آنلاین و در نهایت یک جلسه حضوری ترتیب دادند. به خاطر عجلهای که از طرف شرکت وجود داشت، فرایند کار خیلی سریع پیش رفت. پس از جلسه آخر هیچ خبری دریافت نکردم و فرایندی که با هم آغاز کرده بودیم، بدون ایمیل یا پیامی در لینکدین ختم شد. مدتی که گذشت، همچنان در ذهنم میماند که فرصت مناسبی برای این پوزیشن وجود داشت اما بعدها دیدم که هیچ نشانی از پیگیری یا آغاز دوباره وجود ندارد.
در یک تجربهی کاری با شرکت بهترینو، فرایند تماس، مصاحبه و احتمالا همکاری را داشتم اما هیچگاه به نتیجه عملی نرسید. چند بار با این شرکت تماس گرفتم و دو نفر از مهندسانشان که ترجیح میدهم نامی از آنها نبرم، تمام جزئیات کار، نحوهی همکاری و حتی ساعات کاری و دستمزد را روشن کردند. درباره بخش فنی پروژهها هم صحبت کردیم تا بهطور دقیق مشخص شود از کجا باید کار را آغاز کنم و چه میزان زمان و نیرو لازم است. این گفتگوها هم از طریق تماس شرکت و هم از روی خط شخصی این افراد بود. نهایتا قرار شد جمعبندی کنند و ظرف یک تا دو روز شرایط نهایی برای همکاری را اعلام کنند، اما از آن لحظه به بعد خبری نشد. تماسها بدون پاسخ میماند و فقط یک بار منشی شرکت با بیانگیزگی پاسخ داد؛ من هم به این رفتار ناهمساز اعتراض کردم که برایش اهمیتی نداشت. همهی این صحبتها نشان میداد که رفتار از طرف آنها بود و حتی اگر نظرشان عوض شده بود، میتوانستند بهسادگی بگویند که نظرشان تغییر کرده است، اما ترجیح دادند پاسخ ندهند. تجربههای متعددی با کارفرمایان مختلف دارم؛ اما تا این حد رفتار childish و غیرحرفهای را تاکنون مشاهده نکردهام.
یک تجربه من به عنوان توسعهدهنده در شرکتی وابسته به شرکت خدمات انفورماتیک را به خاطر میسپارم. بهعنوان نمایشی از وضعیت داخلی، از بیرون سعی میشود این ارتباط را بهعنوان مزیت مطرح کنند، اما از درون مدیران و سایر کارکنان بهخصوص حقوق با شرکت خدمات انفورماتیک قابل قیاس نیست. انگار مستأجری در شمال شهر است که سعی دارد با تبلیغ بیرونی دیگران را بیثبات کند اما خودش از درون بهمراتب آسیب میبیند. در مقایسه با شرکتهای پرداختی زمینهای با پایداری بالاتری دارد، هرچند قضاوت دربارهاش به فاکتورهای بسیاری بستگی دارد. گاهی مدیریتها با جابهجاییهای گسترده روبهرو میشوند و برخی افراد احساس خطر میکنند، گاهی هم آنقدر افراد ناموفق در شرکت باقی میمانند که بهبود وضعیت نامحتمل به نظر میرسد. این نکته را تنها کسی که در همین صنعت کار میکند میتواند بهتر قضاوت کند. از منظر تجربه کاری و توان فنی در حوزه مدیریت توسعه نرمافزار، برای افراد تازهکار ممکن است نکات مثبتی داشته باشد؛ اما برای کارکنان با تجربه، دو دسته مشکل وجود دارد: - از نظر فنی درجا زده خواهند شد؛ به دلایل گوناگون، بهویژه نبود رویکرد پویا و رو به جلو که بخشی از مشکل عمومی سیستم بانکی کشور هم است. - ساختار سلسهمراتی از پیش پیکربندیشده است و هرکس که اظهارنظر میکند یا ایدهای برای بهبود دارد، چه با هدف ارتقاء شغلی و چه بدون آن، یا با تبعیض سیستماتیک روبهرو میشود. حتی اگر در سطح کارشناس یا کارشناس ارشد باشد، مدیران با رویکرد پدرسالارانه، چه در عمل چه در پرداخت، فضایی را ایجاد میکنند که سقف شرکت برای افراد جاافتاده پایینتر است و برای کسانی که در شرکت رشد کردهاند، تحملناپذیر میشود. بهعبارت دقیق، ابزار مناسبی برای بهرهبرداری از توان افراد توانمند نیست. تمام پرسنل به این شکل نیستند، اما بهصورت سیستماتیک این روند وجود دارد و هر کسی که وارد شود به مرور شکل همان قالب را به خود میگیرد یا اگر مقابله کند، فرسوده میشود. هر مدیری در هر سطحی همین شکایت را دارد که بالادستیاش خشکدل است. بنابراین وضعیت سیستمیک است. حقوق پرداختی شرکت در سال ۱۴۰۱ بهشدت از رقبایش عقبتر بود؛ سال ۱۴۰۰ شرایط اقتصادی بهطور گستردهای تغییر کرده بود و فشار کارمندان برای افزایش حقوق به شرکتها بالا رفت. مدتی اکثر رقبا حقوق کمتری داشتند، اما آنها این موضوع را جبران کردند و اکنون اغلب پرداختیهایشان در ابتدای سال ۱۴۰۲ خیلی بالاتر است. همین عامل دلیل بخش قابل توجهی از خروج نیروها از فرادیس بود. مشکلات بعدی هم بهتدریج تشدید میشد؛ نیرو جابهجا میشد و فشار کار بالا میرفت. فرق اصلی با سیستم کاملا دولتی فاسد این است که مدیران از کار کارشناسی سطح پایین به مرور به سطوح بالاتر رسیدهاند؛ بهطور کلی بهعنوان سیستم کارمندی شاید با وجود تنشکنیها بهتر باشد، اما بهعنوان جزئی از صنعت نرمافزار ایران، چندان قابل دفاع نیست. بزرگ بودن ابعاد و اعداد برخی شاخصها به دلیل طبیعت صنعت بانکی، سختافزار و امتیازات سیستماتیک (رانت) در بانکهای دولتی است.
از وقتی وارد شرکت شدم فهمیدم که اضافهکاری وجود ندارد و قرارداد بهطور دقیق با پایه حقوق نوشته شده بود، اما حقوق دریافتی خیلی بالاتر از اونچه در قرارداد بود صحبت میشد. کار از ساعت هشت صبح آغاز میشد تا هر وقت کار تمام میشد، بدون اینکه من همواره از حقوق اضافه مطلع باشم. بعد از مدتی فهمیدم تنها یک روز مرخصی در هر ماه برایمان در نظر گرفتهاند و دلیلش این بود که پروژه به پایان رسیده و پول خوبی میدهند. با وجود این وعده، دو سال بعد بدون اطلاع قبلی ما را تعدیل کردند. برای تسویه رفتم اما کمتر از نیمی از حق و حقوق به من پرداخت شد. وقتی موضوع را پیگیری کردم، مشخص شد به دلیل پرداختهای نقدی در سال اخیر و ثبت قرارداد پایه حقوق، شکایت آنطور که انتظار میرفت نتیجه نمیدهد. در حالی که شرکت همچنان با ارائه دهها آگهی استخدام در سایتهای معتبر، به دنبال جذب نیروست.
این شرکت به واسطه تجربه خوبش در زمینه تست و نفوذ و امنیت پروژه های خوبی دریافت می کنه و با حضورتون تو این شرکت می تونید تجربیات خوبی به واسطه حضور تو این پروژه ها کسب کنید.
این شرکت با دروغ های مختلفی مانند اینکه شرکت بزرگی هستند و قراردادهای بزرگ دارند و یا وعده مهاجرت به دبی بچه ها رو با حقوق پایینتر جذب میکنه و نگه میدارند پرداخت حقوق افتضاح هستش و اگر پیگیری حقوق کنی هم ، رفتار بدی باهات میکنند.
مدیران در ریز کار تخصصی نظر می دن و دخالت می کنن در حالی که اصلا دانشش رو ندارن . رفتار منابع انسانی خوب نیست. حقوق همیشه با تاخیر هست. رفتار مدیران خیلی با نگاه بالا به پائین هست و دنبال اشکال گیری هستن. برنامه ریزی و مدیریت کارها خیلی بده یکهو میگن ما فلان کار رو تا فردا می خواهیم.
در یک واحد قالبسازی کار میکردم که شرکتی نسبتا بزرگ با تعداد پرسنل بین هفتصد تا هزار و پانصد نفر است و به تولید انواع هواکش میپردازد. این شرکت بهطور مرتب جذب نیرو دارد، چراکه هر روز تعدادی درخواست استخدام میآید و در عوض تعدادی از کارمندان تصمیم به ترک کار میکنند. شیفتها به صورت دو شیفت است: از هفت صبح تا هفت غروب و از هفت شب تا هفت صبح. حقوق کارکنان کارخانه نسبتا پایین است و بهطور معمول لیستی از غذای ناهار، شام، صبحانه و میانوعدهها ارائه میشود که کیفیت نسبتا مناسبی دارد. اکثر افراد در خطوط تولید و فرآیندهای سری کار میکنند و تولید روزانه با آمار بالا همراه است. نظام شرکت دقیق و سختگیرانه است و مقررات و نظم و انضباط در سطح بالایی رعایت میشود. اکثر دستگاهها قدیمی و فرسودهاند. برای جذب نیروی جدید کار چندان دشوار نیست؛ فقط کافیست به درب شرکت مراجعه کنید. در برخورد با افراد، بیشتر کار با سرپرست بخش است و نوع برخورد او بستگی به شخصیتش دارد، اما روال معمول این است که هر روز آمار خروجی یا تولیدی بالاتر رود. تقریبا هر دو ماه یک بار شاهد تلفات انسانی در بخش دایکست و پرس هستیم که یا به دلیل فرسودگی دستگاهها یا به دلیل بالا بودن آمار تولید اتفاق میافتد. برای استخدام در کارخانه کار چندانی دشوار نیست و حقوقی که با توافق مشخص میکنید، به طور کامل پرداخت میشود.
برای من عجین شده با برخورد گرم و صمیمی مدیرعامل همراه با جو کار حضوری دلچسب است، اما واقعیت این است که با ورود به شرکت همواره با رفتاری بیادب و مستقیم از طرف مدیرعامل مواجه شدم و دخالت او در زندگی شخصیام به حدی بود که به هیچ رابطهای ارتباطی نداشت. اگر واقعا تصمیم به همکاری با این شرکت گرفتید، توصیه میکنم حتما نسخهای از قرارداد را بهطور کامل دریافت کنید و برای هر چیزی که در اختیارشان میگذارید، رسیدی با اثر انگشت ارائه دهید.
از تجربه کاری در شرکت رونیکس شاید نباید بیشتر از یک جمله بگم اونم اینه که خدا برای هیچ کافری نیاره که تو دام این شرکت بیوفته ادامه: مدیرعامل شرکت جایگاهی نزدیک به خدا داره که نباید بهش تعظیم کرد مدیر منابع انسانی تنها کاری که در کانفیلیکت منیجمنت میکنه اینه که میگه برو دل مدیرتو به دست بیار که بیشتر مدیر اداری و کارگزینیه تا منابع انسانی رفاهیات شرکت مثل زمان جنگ بسته ارزاقه که توهین به شعور کارمنده اون دوتا قلم جنس به شدت رفتار های توهین امیزی دارن مدیر هاش در یک کلام از شما برده میسازه اگر با برده شدن مشکلی ندارید میتونید برید مصاحبه
به نسبت کار و انرژی که ازتون میخوان، حقوق ناچیزی پرداخت میکنن و انتطارات بالایی هم ازتون دارن. شما رابط بین والدین و شرکت هستید و عملا هر مشکلی که باشه دو طرف از چشم شما خواهند دید. اگه کار کردن با بچهها رو دوست دارید و وقت خالی زیادی دارید و انتظار حقوق خاصی ندارید خوبه وگرنه نه پیشرفت خاصی میکنید و نه تجربه ارزشمندی میشه براتون.
با سلام بنده به مدت ۲سالو نیم در پالایشگاه شیر کاله در قسمت تولید به آدرس شهریار تهران زیر پل بادامک کار کردم تمامی مواردی که برای معایب شرکت انتخاب کردم به جان بچم همشون عین حقیقته یعنی یه مشت آدم بیسواد جاه طلب پول پرست زیرآب زن بی ادبی چشم ناپاک و هزار چیز دیگه که هرچی بگم کم گفتم رو اونجا استخدام کردن بعنوان مدیر وسرپرست البته آدم خوب و کار درست هم هست اما توجنگل اونا هم خراب کردن.نه نظمی هست نه استراحت قانونی نه حقوق مکفی نه حق قانونی خود کارگر نه عدالت هیچ قانونی وجود نداره مگر مشکلی برای کارگر به وجود بیاد اونوقت هزارتا قانون جدید رو برات تعریف میکنن که خودشون خلافشو انجام میدن یعنی دزد نگرفته پادشاهه.یکی از مدیرا اختلاص میکنه کارگرا باید تاوانشو بپردازن ازغذاش نگم که همیشه ماهانه چند نفری رو راهی بیمارستان میکنه صبحانه و نهار شام نصف جهانو داره میده به خودمون صبحونه نمیدن میگن قانون کارو اجرا میکنن اما علنی تو روت میگن همینه که هست قانونو دور میزنن اصلا یه وضعی منو شب عید اخراج کردن چهار ماهه گذشته هنوز حقوق ماه اخرمو ندادن با زنو بچه شب عید جیب خالی انقد قرض کردمو زندگیم افتضاح شد که آبرو نموند برام خدا نگذره ازش اقای مدیر تولید به قول خودشون مهندس محمد زاده
من دو سال تمام به صورت تماموقت در این شرکت کار کردم؛ شرکتی کوچک با تیم مهندسی که فقط سه نفر بودند. درباره پروژهها، دو پروژه وجود داشت که یکی ESPL بود؛ مجموعهای از مستندهای کپیشده از فرایند توسعه نرمافزار است که هیچ نسخه پایداری ندارد و هیچیک از مراحلی که ذکر شد به طور کامل ادغام یا آزمایش نشدهاند. پروژه دیگر EPTS بود که مربوط به توسعه نرمافزار ماشینهای خودمختار بود، اما کلا کنار گذاشته شد و هماکنون خبری از آن نیست. تمام تلاش شرکت بر حفظ حضور در چین متمرکز است؛ در آنجا با هر قیمتی سهام میفروشند و قصد دارند محصولی را از چین وارد ایران کنند. بهطور کلی بخش مهندسی یا حقوق مناسب ندارد و هم پروژهها به اندازه کافی جدی نیستند. تنها دلیل جذب و باقی ماندن برخی همکاران، قولهای ناواقعی موفقیت و ثروت است که مدیرعامل بهطور شخصی میدهد و اغلب حرفهای دروغ است. در نهایت توصیه میکنم قبل از ورود کامل خوب تحقیق کنید و زمان خود را اینجا هدر ندهید.
سلام وخسته نباشید من محمد پایدار چندین سال پیش در کانون ایران نوین در قسمت برگزاری ایونت همایش رونمایی غرفه سازی چاپخانه برندد کردن غرفه های نمایشگاهی در کنار آقای معیری و خانم رادیو...(فیوژن) مشغول به کار بودم
خواهشا قبل از گرفتن هر تصمیمی بابت ورود به این شرکت ابتدا با افرادی که قبلا انجا کار کرده اند صحبتی داشته باشید و تصمیم عجولانه نگیرید، میتونید از طریق لینکدین این افراد را پیدا کنید. در کل شرکت هیچ پروژه ی فعالی ندارد، البته خودشون میگن که داریم ولی صرفا نیرو استخدام میکنن به عنوان سیاهی لشگر برای جذب سرمایه از سرمایه گذار. پرداختی ها عموما به موقع نیست و نسبت به شرکت های مشابه تا ۷۰ درصد کمتر از توانایی طرف پرداختی دارند، هیچگونه اضفه کاری هم به کارمند تعلق نمیگیرد و در بدو ورود باید برگه ایی امضا کنید برای همین موضوع. هیچ امکان رفاهی هم ندارد و از نظر بالانس زندگی و کار تغریبا تمام فکر و ذکر شما را درگیر کار میکند.
من یک هفته و یا شایدم کمتر اونجا در قسمت حقوقی بودم در سال ۱۴۰۰ اولا که بشددددت محیط قسمت حقوقیش لمپن مآبانه و بی ادبانه بود و اینکه به نظرم واقعا اخلاقی نبود که مردم رو به خسارت بندازی با طولانی کردن زمان گفتگو و شنیدم که حقوق رو باید نقدی ! دریافت میکردیم سه ماه اول :/ کلا بدون اینکه بگم دیگه نرفتم
یه مجموعه آموزشی بدون هرگونه مزایا و حقوق مناسب که فقط عمر و وقت آدم رو هدر میدن. مدیران بی سوادی که با جو سعی میکنن چند برابر ازت کار بکشن. به وقتش به دردشون نخوری پرتت میکنن بیرون و همهی قول هایی که بهت دادن رو فراموش میکنم و اونا راهشو بلدن کاری میکنن که خودت درخواست خروج بدی
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.