برای بیش از دو دهه بهعنوان همکار با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشتم و در نه ماه اخیر نیز فرصت حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافتهام، و در این فرصت میخواهم برخی تجربیات و مشاهداتم را بازگو کنم. شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی با داشتن بیش از هزار و هصد نفر نیروی متخصص و متعهد در سراسر کشور، یکی از نامهای شناختهشده و اثرگذار در عرصه پشتیبانی ابزارهای پرداخت است. حضور کارشناسان کارآمد، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، آگاه و مسئولیتپذیر، همراه با معاونتهای توانمند در حوزههای منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، بستری را ایجاد کرده که سازمانی پویا، حرفهای و مبتنی بر تعامل و همافزایی شکل بگیرد. در بیش از بیست سال فعالیت این شرکت، همیشه جایگاه قابلقبولی در صنعت پرداخت کشور داشته و با اتکا به سرمایه انسانی خود، از چالشهای متنوع عبور کرده و مسیر رشد را ادامه داده است. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه برای جوانان جویای کار، زمینهای ارزشمند فراهم کرده تا تجربههای حرفهای کسب کنند، فرآیندهای سازمانی را بیاموزند و ایدهها و طرحهای نوآورانه را عملی کنند. دوست دارم کسانی که در فضای مجازی نظر میدهند، بیش از هر چیز به وجدان حرفهای و انصاف پایبند باشند و ضمن نقد و بیان دغدغهها، واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین شایسته است که نقدها و گلایهها در فضایی تعاملی و سازنده مطرح شود تا امکان بررسی و پاسخگویی فراهم باشد. با وجود دشواریهای اقتصادی کشور و حتی در مقاطع بحرانی، این شرکت با همدلی کارکنان و تدبیر تیم مدیریتی نهتنها مسیر تعدیل نیرو را در پیش نگرفته، بلکه موفق شده مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور عهدهدار شود. هماکنون نیز با دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی میتواند محیطی مناسب برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و شکوفایی استعدادهای فردی جوانان و علاقهمندانی باشد که به فعالیت حرفهای در این حوزه علاقهمندند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای این موقعیت با من تماس گرفتند، اما رفتار منابع انسانی خیلی حرفهای به چشم نمیخورد و فهم ایشان از فرایند مصاحبه هم چندان روشن نبود. هنگام تماس در حال رانندگی بودم و چند بار تأکید کردم که شرایط مناسبی برای صحبت ندارم، اما بدون هماهنگی قبلی یا پرسش دربارهی زمان مناسب، سوالات فنی بسیاری مطرح شد. وقتی پرسیدم آیا این مصاحبه فنی است، گفتند که مصاحبهی فنی جداگانه خواهد بود. با وجود توضیحهای مکرر من دربارهی وضعیت رفت و برگشت رانندگی و کمبود تمرکز، باز هم سوالها ادامه پیدا کرد و هر بار گفته میشد این آخرین سؤال است، اما باز پرسشهای بیشتری مطرح میشد. من احترام گذاشتم و پاسخ گفتم، اما به نظر میرسد ارزیابی فنی باید با هماهنگی قبلی و در زمانی مشخص انجام شود تا داوطلب بتواند با آرامش پاسخ بدهد. انتظار میرود واحد منابع انسانی به شرایطی که داوطلب اعلام میکند احترام بگذارد، بهخصوص وقتی فرد در حال رانندگی است و ادامه گفتوگو میتواند خطرآفرین باشد. نکتهی جالب این بود که بعد از این تماس طولانی، حتی یک پیگیری یا دعوت برای مصاحبهی فنی انجام نشد. این تجربه برای من نشان از بینظمی در فرایند جذب و استخدام این شرکت داشت.
من بیش از بیست سال بهعنوان همکار و پیمانکار با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشتهام و در نه ماه اخیر نیز فرصت حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافتهام، و اکنون برخی از تجربیات و مشاهدات خود را بازگو میکنم. این شرکت با داشتن بیش از هزار و پانصد تا دو هزار نفر نیروی متخصص در سراسر کشور، بهعنوان یک نام معتبر و تأثیرگذار در حوزه پشتیبانی ابزارهای پرداخت شناخته میشود. حضور کارشناسان کاربلد، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، با انگیزه و آگاه در کنار معاونتهای توانمند منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، فضای سازمانی پویا و حرفهای مبتنی بر تعامل و همافزایی را شکل داده است. طی بیش از دو دهه فعالیت، این مجموعه همواره جایگاه مناسبی در صنعت پرداخت داشته و با اتکا به سرمایه انسانی خود از چالشهای متعدد عبور کرده و مسیر رشد و توسعه را ادامه داده است. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه بستری ارزشمند برای جوانانی که به کار وارد هستند، تجربههای حرفهای، فراگیری فرآیندهای سازمانی و اجرای ایدهها و طرحهای نوآورانه را فراهم میآورد. ای کاش کسانی که در فضای مجازی درباره دیدگاهها و تجربههای خود صحبت میکنند، علاوهبر نقدها و دغدغهها، به واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین پاسخگویی و بررسی نقدها و گلایهها باید در محیطی تعاملی و سازنده صورت گیرد تا امکان پاسخگویی فراهم شود. با وجود شرایط دشوار اقتصادی کشور و گاه بحرانهای شدید، این شرکت با تکیه بر همدلی کارکنان و تدبیر مدیران نهتنها از کاهش نیرو پرهیز کرده، بلکه موفق شده مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور به عهده بگیرد. امروزه نیز با وجود دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همچنان محیطی مساعد برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و پرورش استعدادهای جوان و علاقهمندان به حرفهمند در این حوزه محسوب میشود.
در شرکت تایگر تجربهای از دوران کار به عنوان CTO طبقه چهارم دارم که با وجود همهی ابهامات، هدفم این است که به حقیقت برخورد و احساساتم با آن فرد نزدیک شوم. من هیچ قضاوتی نسبت به خوب یا بد شرکت ندارم؛ تنها نکتهای که با او مطرح شد این بود که نوشته بودم من به کافور نیاز دارم و من هم گفتم که کاری را انجام دادهام ولی هزینهاش را پرداخت نکردم. اگر سوءتفاهمی پیش آمده باشد یا ناراحتیای ایجاد شده باشد، حتما تماس بگیر تا پرداخت را انجام دهم و هر نتیجهای که برایت به وجود آمده از دلت در بیاورم. من همیشه اعتقاد دارم که با دیگران Unterschiedی ندارم و با همه مثل خودم رفتار میکنم؛ من را میشناسی و شمارهات را هم داری، پس با من تماس بگیر تا در گفتوگوهایمان به نتیجهای برسیم.
به نظر میرسد اینجا جایی بود که با بیرحمی و بیاحترامی روبهرو شدم و از اصول اولیهی کار با فساد اخلاقی و مالی در هلدینگ ملاصدرا روبهرو شدم. سه ماه زمان گذشت و در نهایت نه فقط حقوقی دریافت نکردم، بلکه اعتماد به نفس و انگیزهام هم از بین رفت. احساس کردم فشارها و بیاحترامیها روزبهروز اوج میگرفت و ناچار شدم به فکر تلافی بیافتم؛ در همان حال فکر میکردم شاید بهتر باشد از تجربهای که داشتم، برای جستوجوی فرصتهای بهتری استفاده کنم. از این تجربه فقط این را میدانم که رفتن به جایی با چنین رفتارهایی را نمیپسندم و ترجیح میدهم در محیطی با احترام متقابل و انصاف کار کنم.
من اهل تبریز هستم و تجربهام از شرکت فناوران اطلاعات ستاک را هماکنون با صداقت بازگو میکنم. محیط کار در این شرکت به شدت بی structured و بدون ساختار است و اکثر همتیمیها به طور اجباری مجبور به حضور در محل کار هستند. برخی به خاطر درآمد کوتاهمدت، برخی هم به دلیل وضعیت دانشجویی یا خدمت وظیفه، به تدریج پس از اتمام تعهداتشان از شرکت جدا میشوند و به زندگی شخصیشان بازمیگردند. پیشنهاد نمیکنم برای کار به اینجا فکر کنید حتی اگر شرایطتان سخت باشد. تنها مزیت محسوس برای من شیر آبهای بود که در بخش مزایا ذکر شده بود.
زیر بار این شرکت کار میکنم و تجربهام را اینطور بازگو میکنم: آگهیهای استخدامیشان را بهطور منظم میبینم؛ هر روز بین بیست تا سی آگهی منتشر میکنند، و از این موضوع بچشم میخورد که مدت دوام نیروها در شرکت خیلی کم است و اکثر همکاران به سرعت از جایگاهشان جدا میشوند. از لحاظ فنی شرایط جالب نیست؛ به رغم اینکه چیزی که یاد میگیریم معمولا فراموش میشود و هر چه هم که بلد باشی، انگار خسته میشوی از فراموشی. فضای کاری چندان پیشرو نیست و فضا نسبتا سمی است. مزایا نسبتا کماند و در عین حال نکات منفی بیشتری دارند و حتی مزایا هم در حال کوچکتر شدن است. امیدوارم شرکت توسN به خودش بیاید و مسائل فنی و کار را بهتر مدیریت کند.
در ابتدای کار، تصمیم گرفتم با انگیزه و احساس مسئولیت درباره واقعیتهای رخداده توضیح دهم تا اطلاعاتی عادلانه به دست آید و هیچ هدف شخصی در کار نباشد. شرکت دوار صنعت سپنتا، واقع در پایین میدان ونک، برج خورشید بود. همه چیز از بیست اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج شروع شد؛ رزومهام را از طریق سایت جاب این جاب فرستادم و برای مصاحبه هماهنگی شد. در نخستین برخورد، فضای مناسبی را دیدم؛ خانمی که مسئول مشاوره مالیاتی و تا حدودی مدیر مالی بود، سوالاتی از من پرسید و من با صداقت پاسخ دادم. او توضیحاتی درباره فرآیند کار و شرکت ارائه کرد؛ شرکت دو دفتر داشت و حسابدار زیادی آمده و رفته بودند. او گفت اکثر افراد برای بازی در میآیند و رفت و آمدها زیاد است و اسناد زیادی وجود دارد که باید ثبت شوند، چه رسمی و چه غیررسمی. من هم گفتم مشکلی نیست؛ من تجربه رسمی زیادی دارم و میتوانم از ابتدا تا انتها کار را بهطور کامل انجام دهم. او استقبال کرد و گفت فردا ساعت هشت و سی دقیقه برای آغاز کار بیایم. روز اول ورودم، ساعت مقرر رسیدم و تا نزدیک ده صبح مقداری صبحانه نوش جان کردم. یک خانم حسابدار ارشد احوالپرسی کرد و توضیحات لازم درباره نحوه انجام کار و ساختار سیستم حسابداری را داد. در اولین مرحله از من خواسته شد سند تنخواه را وارد کنم. در حین کار با او صحبت کردم و پرسیدم که از حضورم راضی هستند و چند وقت است اینجا هستند. گفتند امروز آخرین روز حضورشان است و دو هفته اینجا بودند و میروند. کمی تعجب کردم چرا خیلی کوتاه، اما به صحبتهای بعدی درباره شرکت و مدیریت ادامه دادیم. شایان به ذکر است که توی زمانهای استراحت و ناهار کمتر به مسائل غیرمهم میپرداختم و روی محتوای اصلی متمرکز میشدم. ساعتی حدود پنج عصر، از شرکت خارج شدیم و دوباره درباره شرکت به شکل جامعتر صحبت کردیم. مدیر عامل مردی بود به نام امیر که به نظر من شخصیتی بیروح داشت و بیمهری و ناآرامی در برخوردهایش مشهود بود. او به شکلی بیپروا رفتار میکرد و رفتارهایش بهخصوص با بخش فروش خانمها، به نظر من، مداخله زیادی بود. گاه با کمال تندی به همکاران نگاه میکرد و به صورت لحظهای حضور میشد و سوالاتی درباره انجام کار میکرد که گویی ناتوان در مدیریت بود. صحبتها به من پیشنهاد شد که با فشار زیاد کار کنم و اضافهکاری هم داده نمیشد؛ تنها وعده حقوق داده میشد. او تأکید داشت که پول و شرایط سختی که وجود دارد، برهمکننده آرامش شغلی است و به من گفت همه باید با مقاومت و تحمل کار را انجام دهند و اگر مشکلی داشتی، فردا هم نیا. من با بررسی و تفکر تصمیم گرفتم به مدت یک هفته آزمایشی در نظر بگیرم تا ببینم شرایط چگونه است و بعد تصمیم نهایی بگیرم. روز دوم ورودم به کار، شرایط واقعا بینظم و بیدروپیکر بود. با وجود علاقه به ادامه کار، فهمیدم که محیط کار به شکل نامنظم و با کمبود سیستمها و رویههای اجرایی است. من با وجود اینها به کار خود ادامه دادم و کار را از تهیه زون تا اصلاح سندهای حسابداری انجام دادم، چون برخی ماهیتهای اشتباه وجود داشت و برخی ثبتها در سیستم انجام نشده بود. در پایان ماه، ناچار شدم برای لیست بیمه و حقوق و مالیات به تنظیم دقیق بپردازم. در روز دوم، مدیرعامل از من خواست تا به اتاقش بروم و قرارداد سه ماهه
شرکت سابق: الکترو صنعت دوار سپنتا تجربه را طوری روایت میکنم که هدفش فقط اطلاعرسانی درباره واقعیتهای رخداده باشد و بدون هیچ نگاه شخصی یا هدفدار اضافهای باشد. از همان روز اول، یعنی ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، رزومهام را از طریق سایت جاباینجاب برای شرکت فرستادم و مقرر شد که برای مصاحبه به واحد مربوطه بیایم. در ابتدا وضعیت نسبتا خوب و مناسب به نظر میرسید؛ مسئول مشاوره مالیاتی و همچنین مدیر مالی از من سوالهایی پرسیدند و من صادقانه پاسخ دادم و توضیحاتی هم درباره روند کار و شرکت شنیدم. گفته شد که شرکت دو دفتر دارد و خیلی از همکاران حسابداری آمده و رفتهاند، و برخی کارها به شکل رسمی و بعضی به صورت غیررسمی ثبت میشوند. من هم گفتم که در حوزه رسمی تجربه دارم و از صفر تا صد را میتوانم انجام بدهم. آن خانم استقبال کرد و گفت از فردای همان روز، بیایم سر کار. روز اول حضور من، ۲۱ ام، سر ساعت ۸:۳۰ رسیدم. حدودا تا ساعت ۹ برای نخستین بار با توضیحات مدیر مالی آشنا شدم و روند کارها و سیستم حسابداری توضیح داده شد. در ادامه فهمیدم که فردی که حسابدار ارشد بودند چند دقیقه بعد گفتند امروز آخرین روز کاریشان است و در واقع من تنها دو هفته اینجا بودم. این موضوع برایم تازه بود و تعجب کردم؛ معمولا افراد شرکت یک هفته تا حداکثر یک ماه میمانند. صحبتهای اولیه راجع به شرکت و مدیریت ادامه یافت و تأکید شد که استراحت و ناهار را کنار میگذارم تا به نکات مهم تر بپردازم. به گفته مدیرعامل، آقایی به نام امیر فراز…مند وجود دارد که به شدت بیسیاست و بیوجدان توصیف شد و گفته شد که رفتارها و کنترلهای نظارتی کاملا موجود است و حتی در حضور کارکنان خانم، به شدت نظارت میکند. درباره رفتارهایش توضیحاتی داده شد: گاهی با توهین یا تخریب شخصیت، به خصوص وقتی کارهای روزمره انجام میدهی، به شکلی فشار میآورد که احساس میکنی نمیتوانی عملکردت را درست انجام دهی. مثلا با انجام کارهای ساده، ناگهان وارد میشود و با فشار حقوق و آمادهسازی فاکتورها و ارجاع به مودیان و خروج کالا، به شکل غیرمنطقی هدایت میکرد. برخوردها به شکلی بود که گاهی میگفت کارم انجام بشود و حق الزحمه اضافهای هم پرداخت نخواهد شد؛ میگفت حقوقی میدهم که کارها درست انجام شود و اگر نتوانی مدیریت کنی، باید بنشینی و کارها را انجام بدهی. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که پول و شرایط سخت زندگی اهمیت دارد و این جو روانی به من فشار میآورد و آرامش شغلی را از من میگیرد. با این شرایط دو هفته بیشتر نتوانستم دوام بیاورم و تصمیم گرفتم به طور موقت بهعنوان کارمند جدید به مدت کوتاهتری حضور پیدا کنم، تا تصمیم نهایی بگیرم. ۲۲ ام، آغاز دوباره کار بود و واقعا تمامی فضا به نحوی بینظم و شلخته بود. از مراجعه کارکنان به دفتر و ثبت سند و اصلاح اشکالات حسابداری تا ثبتهایی که هنوز در سیستم ثبت نشده بود، همه چیز به هم ریخته بود. با وجود تمایل به ادامه کار و آغاز پروژههای حسابداری، برخوردها و جو شرکت فشار زیادی میآورد. از جمله اتفاقات دیگر این بود که مدیرعامل با من قرارداد سه ماههای با سفته ۲۰۰ میلیون تومان مطرح کرد و با وجود مخالفت من مبنی بر آغاز با یک دوره آزمایشی یک هفتهای تا روشن شدن وضعیت، با فشار، قرارداد و سفته
شرکت بسیار بسیار ضعیف در سطح مدیریت و کارکنان.چارت سازمانی، حدود اختیارات، رفتار و کنش حرفه ای و منابع انسانی مفاهیم تعریف نشده در این شرکت هستن. دوربین با امکان ضبط صدا که به کارمندان اعلام نمیشه و فرهنگ زیراب زدن فقط نشان دهنده ضعف بسبار زیاد مدیریت و آگاه بودن خودش به مدیریت ناکارمد هست. تو این شرکت مهارت، تجربه ، متعهد بودن هیچ ارزشی نداره و صرفا باید لینکهای دیگری لا مدیریت داشته باشین. محیط بشدت سمی با مدیر بیسواد و پرادعا که متاسفانه به هیچیک از چهارچوبهای اخلاقی و حرفه ای پایبند نیست.ورود و خروج زیاد پرسنل و عدم پرداخت مزایا را هم اضافه کنید.در انتها اگر برای شخصیت، اعصاب و حرفه تون ارزش قائل هستین حتی به ارسال رزومه هم برای شرکت رویین پولاد فکر نکنید.
تصورم این بود که مصاحبه حداقل از لحاظ فنی خوب پیش میرفت، اما احساس میکردم جمع آنها یکدست نیستند و تمرکز تیم فنی خیلی بالا نبود. در نهایت به جای تمرکز روی تواناییهایم، بیشتر دنبالشان بودم تا ببینم چطور میتوانم خودم را نشان بدهم. در پایان مصاحبه برای من روشن شد که منابع انسانی در پی بررسی جزئیات نبودند و صرفا از من پرسیده شد تا نقش و حقوق را توضیح بدهند. دو نفر خانم در اتاق حضور داشتند؛ یکی پشت میز نشسته بود و در پایان کار، مبلغ حقوق را اعلام کرد. خانم جوانتر که به نظر میرسید تازه کار باشد، روی دفترچهاش سوالات را مینوشت و نکتهبرداری میکرد؛ به نظر میرسید روی کارنامه و روالها متمرکز بودند و سوالات روتین و معمولی میپرسیدند، انگار جدیگیری و فشار برای بازجویی و تطبیق را میخواستند اعمال کنند که به نظرم خیلی کماهمیت بود. در نهایت توافقی به دست نیامد و ما شرکت را ترک کردیم.
سلام و عرض ادب، تجربه کاری من در این شرکت بسیار مثبت بود مدیریت قوی و فضای کاری دوستانه از مهم ترین ویژگی های آن بود. امکان دریافت وام برای کارکنان که کمک قابل توجهی در رفع نیازهای مالی ایجاد می کرد. مدیران دلسوز، حرفه ای و توانمند که همواره از کارکنان حمایت می کردند و برای توسعه آن ها اهمیت قائل می شدند. پرداخت پاداش بر اساس عملکرد و قدردانی از تلاش آن ها و همچنین فرهنگ سازمانی بسیار مثبت و جو کاری مطلوبی که همکاری بین همکاران را تسهیل می کرد و باعث حس تعلق و رضایت شغلی میشد. همچنین توجه به رفاه کارکنان بطور مثال با ارائه پک ها و هدایای مناسبتی در مناسبت های مختلف که نشان دهنده ی توجه شرکت به کارکنان بود. خلاصه به نظر من مدیریت قوی و فضای کاری کاملا حرفه ای این شرکت را به محیطی مناسب برای کار و رشد حرفه ای تبدیل کرده است.
شرکت موج پژوه البرز با وجود مدیران جوان و باهوش، نظم و دقت بالایی داشت و در تمام مدت طولانی دشواریهای کشور همچنان به فکر پرسنل بود. حقوق و عیدی بهموقع پرداخت شد و به مرور فهمیدیم که مدیرعامل با همکاری رئیس بانک، حتی در اوضاع تعطیلی بانکها و شرایط سخت مالی، واریز حقوق را انجام میداد تا ما مشکلی نداشته باشیم. همچنین در آن زمان برای جلوگیری از فشار مالی، مبلغی به عنوان کمک هزینه ایام جنگ واریز شد و وقتی به خانه بازگشتیم، مشخص شد که بدهی بابت آن مبلغ وجود ندارد. علاوه بر این، حتی پک نوروزی هم که در چنین وضعیتی تامینش دشوار بود برای عید غدیر آماده و به دستمان رسید؛ تمامی اقلام داخل پک از برندهای معتبر بود. از طرفی یکی از مشکلاتی که در این شرکت تجربه کردم، جای پارک ماشین بود؛ به دلیل احترام به همسایگان، امکان پارک در کنار شرکت امکانپذیر نبود.
بهخاطر تجربهای که در موج پژوه البرز داشتم، احساس میکنم روایت من از آن دوره چیزی است که میتواند کنجکاویهای تازهکاران را روشن کند. من سالها در این شرکت فعالیت کردم و ده روز مانده به بازنشستگی کنار گذاشته شدم، در حالی که اکنون دیگر در این مجموعه مشغول به کار نیستم. آنچه در نظرات ثبتشده میبینم، بیانصاف بهنظر میرسد؛ موج پژوه را شرکت دانشبنیانی میبینم که مدیرانی جوان و کارآفرین دارد اما در عین حال با تجربههای فراوان. در آغاز کار احساس بیتجربگی میکردم، اما با آموزش کامل در اینجا توانستم تجربه زیادی کسب کنم و حضورم در این مجموعه برای من جزو افتخارات محسوب میشود. لازم دیدم از مدیران و مسئولان این شرکت تشکر کنم که در زمان فشارهای جنگ، با وجود محدودیتها و دشواریهای اجتماعی، از حقوق و عیدی و پکهای سبد کالا همه کارکنان حمایت کردند. با اینکه در آن مقطع شرکت تا ۴۰ روز تعطیل بود، حقوق کاملمان پرداخت شد و هر زمان کار مجددا آغاز شد بهدنبال مطالباتی نبودیم. امیدوارم این شرکت و مدیرانش همواره سلامت باشند و پیشرفت کنند تا جوانان جویای کار بتوانند تواناییهای خود را به نمایش بگذارند. آرزومندم موج پژوهیها همواره موفق و پایدار باشند.
من سه سال و نیم است که با موج پژوه البرز همکاری میکنم و تجربههای زیادی از روزهای خوب و بد کار در این مجموعه دارم. به نظر من هر فرد با تجربه در محیطهای بزرگ کار میداند که ممکن است فشار کاری و مشکلاتی پیش بیاید؛ اما آنچه با وجود چالشها باعث میشود به همکاری با این مجموعه ادامه بدهیم، مدیریت بحران و تعهد مدیران به بهبود شرایط است. خوشبختانه موج پژوه البرز از جمله شرکتهایی است که با بازبینی پیوسته شرایط و شنیدن بازخوردهای پرسنل، همواره در جهت بهبود حال و روز کارمندان گام برمیدارد. تجربههای من، روایتگر صحبتهای صرفا تعریف نیستند، بلکه واقعیتهای شخصی من در این مدتاند. مدیر مالی و منابع انسانی مجموعه همواره به صحبتهای پرسنل گوش میدهند و برای رضایت آنها تلاش میکنند. علاوه بر این، با وجود فشارهای اقتصادی، مدیریت شرکت برای تعداد زیادی از همکاران پکهای مناسبتی و پکهای اقلام ضروری تهیه کرده که همگی از محصولاتی با کیفیت هستند و در خریدهای روزانه بهکارگیری میشوند. پرداخت بهموقع حقوق نیز نشاندهنده ارزشگذاری مدیریت برای پرسنل است و حتی در بحران اخیر و تعطیلی مجموعه، مدیریت مبلغی بهصورت قرض بلاعوض پرداخت کرد تا ما در دورههای فشار مالی احساس نگرانی نکنیم.
بدون شک تجربهای که داشتم یکی از بهترینها بود و موج پژوه البرز هم مثل سایر شرکتها قوانین مخصوص به خودش را دارد، قوانینی که تنها افراد بیمسئولیت از عهدهشان برنمیآیند. با وجود این، شرکتی است که زحمات ما را جدی میگیرد و مسیر رشد برایمان باز است. نکته مهم این است که اولویت سیستم همیشه راحتی کارکنان در بهترین شرایط ممکن است و حتی گاهی به کارهایی که وظیفهاش نیست هم وارد میشوند؛ برای نمونه پکهای مناسبت و حمایتهای مالی در زمانهای سخت یا شرایط شخصی کارکنان، همچنین ارائه پاداش و وام در مواقعی که لازم باشد. تنها کاش دسترسی به آسانسور هم فراهم بود. اگر مسئولیتپذیر و هدفمند باشید، بدون تردید این شرکت انتخاب مناسبی برایتان خواهد بود.
به نظر من شرکت خوشمئیات به آنچه از نامش برمیآید نیست، چون منابع انسانی در اینجا به شکل مناسبی وجود ندارد و به هیچ وجه ساختار مشخصی ندارد. به عنوان همکار، دیدم که خانم ن.ف با مشکلات شخصیاش خیلی به کار منتقل میشود و وقتی دچار بحران است، فضا را به خانه میبرد و محیط کار را تحت تاثیر منفی قرار میدهد. او هیچوقت کار را به خوبی انجام نمیدهد و مشخص نیست با کدام بند از قرارداد از او استفاده میشود. حتی گاه توانایی برگزاری یک مصاحبه را هم ندارد و ساعات کار را به هم میریزد تا نهایتا مجبور میشویم مصاحبهها را کنسل کنیم. اگر مدیرعامل چند رزومه با نامهای مختلف ارسال کند، میتواند به وضعیت منظم بودن مجموعه پی ببرد: وقتی میبیند که چرا گاهی اعلانات استخدام نتیجهای ندارد یا چرا خروج نیرو بالا است، این که در جلسات مصاحبه ۱۰ دقیقه قبل از آغاز کنسل میشود را میبیند که این اتفاق بارها افتاده است. یکبار میگوید مرخصی میخواهم، بار دیگر میگوید حالش خوب نیست تا مصاحبه انجام نشود. هر بار به هر بهانهای وقت کارجویان را میگیرد و واقعا مردم نمیتوانند مثل من برای لحظه به لحظه زندگیشان برنامهریزی کنند. واقعا وقتی منابع انسانی اینطور باشد، فکر کردن به نظم داخلی شرکت دشوار است. بعد از شش ماه هنوز حتی یک نفر را هم نتوانستهاند جذب کنند. از همه ما بالاتر حقوق میگیرد اما عملکردش برابر با صفر است.
بمدت 3 سال در شرکت موج پژوه البرز کار کردم, در واحد بازرگانی و کنترل کیفیت قطعات برای من فضایی پر از یادگیری و کسب تجربه بود البته به همین راحتی میتونه براتون فضای مناسبی رقم نزنه بنظرم برای افرادی که جویای کسب دانش و تجربه فنی هستن بسیار تو این زمینه میتونه کمک کنه اون موقع یادمه خیلی حقوقا خوب نیود ولی میشد با مذاکره و با توجه به رشد کاریتون ارتقا پیدا کرد در شرایط جنگ هم حقوق و عیدی پرداخت شد هدایای مناسبتی داره و همچنین وام های بدون سود مهمترین نکته ای که در موج پژوه البرز میبینم نظم کاری و محیط دوستانه هست، حقوق همیشه سر زمان پرداخت میشه و مدیر تیم ما انصافا انسان منصف و محترمی هستن.
در وطن زرین، تجربهای تیره و ناامیدکننده برایم رقم خورد. محیط کار بهشدت نامطلوب بود و با وجود تلاشهایم، رفتارهای غیرقابل قبول و ناکارآمدیهای زیادی مشاهده شد. شیوههای مدیریتی غیرشفاف و فشارهای پی در پی باعث شد احساس بیاعتمادی و ناامیدی در من ایجاد شود. برخلاف آنچه انتظار داشتیم، شرایط به گونهای بود که کارمندانی که ضعف نشان میدادند به مشکلی برخورد میکردند و نتیجهای روشن و منصفانه نبود. در نهایت هم وضعی پیش آمد که باقیماندهی تیم با سردرگمی و بیثباتی روبهرو شد.
شرکت سنجش افزار آسیا را از تجربهای ناخوشایند میکاوم که در آن منابع انسانی به نظر نامنظم و بیثبات میآیند. شرایط استخدامشون هم گاهی به شکل سردرگمی پیش میره؛ گاهی آگهی شغلی رو منتشر میکنن، و فردا همون آگهی رو میبندن یا دوباره منتشرش میکنن و این چرخه دوباره تکرار میشه. وقتی تماس میگیرم و میپرسن که میتونم برای مصاحبه بیام، با پاسخ مثبت موافقت میکنم، اما وعدهای برای تماس بعدی داده نمیشه و دوباره خبری از ارتباط نمیگیرن. به نظر میرسد مشکلاتی وجود داره. یک کارمند جوان برای تماسها فرستادن که شاید تجربهای نداشت و نمیدونست چه باید بکنه. در چنین شرایطی داخل شرکت با وجود این مدیریت منابع انسانی، اوضاع چه طور خواهد بود؟
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.