سلام! میخواستم تجربه خوبی که داشتم رو با شما به اشتراک بذارم. چند ماه پیش برای کاریابی به یک شرکت معتبر رفتم و واقعا از روند کار و خدماتی که ارائه دادند راضی بودم. تمامی مراحل توضیح داده شد و هزینهای به غیر از توافقات اولیه درخواست نکردن. حتی بعد از مصاحبه اول که موفق نشدم، آقای براری مشاور استرالیا به من کمک کردند تا رزومهام رو بهتر کنم و به مصاحبههای دیگه دعوت شدم. در نهایت، بعد از چندین تلاش، تونستم شغل دلخواهم رو پیدا کنم. این تجربه برای من خیلی مثبت بود چون هم از مشاوره حرفهای استفاده کردم، هم همه چیز شفاف و طبق برنامه پیش رفت. به همه پیشنهاد میکنم اگر دنبال شغل تو استرالیا میگردید، حتما از خدمات کاریابی کاربین استفاده کنید. چون در نهایت تلاش و پشتکار همیشه جواب میده!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به طور خیلی طولانی و پرتنش بود، اما در نهایت فهمیدم که بهتر است از همان اول با شرکت ارتباط درست را برقرار کنم و انتظار مناسب را داشته باشم. رزومهام که برای این شرکت فرستاده بودم، پس از مدت وقتی طولانی پاسخی نداد و در نهایت تنها از طریق گفتوگو با من به جلسهای دعوت شدن. جلسه مصاحبه برای من خیلی فراتر از حد انتظار بود؛ در اتاق، تعداد زیادی مصاحبهگر حضور داشتند و هرکدام در لحظهای از صحبت دیگری حرف میزد و سوال خودش را مطرح میکرد. این رفتار برایم کمی گیجکننده و ناخوشایند بود و به نوعی احساس بینظمی میکرد. در نهایت پس از جلسه احساس کردم دوست داشتم از آن محیط خارج شوم. تجربه برایم به شدت ناامیدکننده بود.
برای من تجربهی مصاحبه خیلی ناخوشایند بود؛ به نظرم روند کار درست نبود و انتظارها خیلی بالاتر از واقعیت بود. مصاحبهکننده تلاش میکرد خودش را خیلی باحال نشان بدهد اما در عمل مشکلاتی را با طرح سوالهای غیر مرتبط و گاه نامفهوم ایجاد میکرد. سوالات به شکلی کلی و طولانی ارائه شدند و به نظر میرسید بیش از اندازه به کارکرد واحد HR اشباع نشدهاند. بیش از سیصد سوال به شکل نظرخواهی دربارهی مسائل معمولی پرسیده شد که نتیجهاش سردرگمی بیشتر بود. همچنین فرآیند دعوت به مصاحبه و سایر مراحل بیش از دو ماه طول کشید و این زمان خاموشکنندهی انگیزه بود.
یکی از مزخرف ترین مصاحبه ها که رفتم. 2 نفر به عنوان مصاحبه کننده که به شدت از لحاظ فنی سطح پایینی داشتن، اومدن و حدود 4.5 ساعت مصاحبه کردن، خودشون گفتن ما دیگه خسته شدیم و سوالی نداریم! این چه تیپ مصاحبه مسخره ای آخه؟! الان سه ماه گذاشته هنوز هیچ خبری هم ندادن. برای داده ورزی سداد رزومه ندین چون کاملا اتلاف وقت و انرژی هست جای تاسف فراوان که کسی بره این شرکت دوزاری
برای کاریابی بهشون مراجعه کردم قرارداد بستن و ۵۰ میلیون پیش گرفتن. دقیقا بعد از یکسال و نیم زمان بردن یک مصاحبه ترتیب دادن با طرف آلمانی خدا عالم است که مصاحبه واقعی بود یا نه کاری به اون ندارم بعد دقیقا ۳ روز ایمیل دادن که توی مصاحبه رد شدی وباید یه ۵۰ میلیون دیگه واریز کنی تا برات دوباره درخواست کار بفرستیم و مصاحبه جدید بگیریم.شما تو پروسه کار پیدا کردن ممکنه ۱۰تا هم مصاحبه داشته باشی و هر ۱۰ تا رو رد بشی.این کاملا طبیعیه.من خودم تمام رزومه ها مو فرستادم به آلمان چندین مصاحبه گرفتم و در نهایت تونستم یه قرارداد کاری بگیرم فقط این وسط ۵۰ میلیون باخت دادم به این شرکت.از نظر من نه به این شرکت و نه هیچ شرکت کاریابی دیگری نیازی ندارید خودتون همه کارهاتون رو انجام بدید موفق میشید.امثال مثله من زیاد هستن که این مقدار پول رو باخت دادن بخاطر ندانستن و سواستفاده یه سری سودجو شما نفر بعدی نباشید.حرفهایی که روز اول بهتون میزنن همش وعده تو خالیه و جالب اینجاست که خودم افتادم توی پروسه کار پیدا کردم دیدم این شرکت چقدر اطلاعش از نحوه پیدا کردن و کلا شرایط کار و روند پیدا کردن و ویزا شدن برای آلمان بی اطلاع هست
برای مصاحبه با این شرکت دعوت شدم و قرار بود جلسه راس ساعت شش برگزار بشه. من مثل همیشه زودتر به دفتر رسیدم، اما مشخص شد که باید تا رسیدن به ساعت مقرر صبر کنم و تا زمانی که مسئولان به من نگویند بالا برو، نمیشد جلسه را آغاز کرد. در نهایت با وجود انتظار، در ساعت شش هنوز جلسهای آغاز نشده بود و پس از ده دقیقه پیام دادن که بابت تاخیر عذرخواهی میکنند و به محض تمام شدن جلسه، حتما با من صحبت میکنند. اما تا ساعت یکی بیست هنوز خبری از جلسه نبود و من تصمیم گرفتم پیامی بدهکار بنویسم و به طور یکطرفه حضورم را لغو کنم و شرکت را ترک کردم. در مجموع این تجربه را تحمل کردم تا بفهمم این شرکت تا چه حد نسبت به زمان و حضوری که برای آنها صرف میشود، بیاهمیت است. به نظر من چنین سازمانی برای وقت دیگران ارزش قائل نیست و بهتر است از همکاری با آن پرهیز کرد. همچنین شنیدم که نام شرکت اخیرا از ابر زس به آبالون تغییر پیدا کرده است.
من براب مصاحبه شغلی رفته بودم، اتفاقا دعوت به همکاریم شدم. ولی بعد دعوت به مصاحبه لینک استخدامب که تو جاب ویژن دادن محو شده بود. شرکت کاملا بی نظمی بود، هرج و مرج بالایی درش دیده میشد. و نکته قابل توجهای که دیدم این بود برای یک هفته ازمایشی رفتن ازم کارت شناسایی میخواستن که بزارم پیششون خوب من برام ازمایش میخواستم برم ببینم محیط دوست دارم یا خیر برام غیر منطقی بود درخواستتون. طبق نظرات منفی درست گفتن قراردادها بالا دو سال هستش. سفته مبلغ بالا میخوان و درب ورود و خروج کنترل شده است یعنی اجازه خروج دست مدیریت کنترل دوربین بشدت بالاست حقوق وزارت کاری کامنتا منفی واقعا واقعیت داره منو که نجات داد برای گرفتن تصمیم درست. اصلا تردید نکنید بیکار بمونید بهتر از انتخاب غلط هستش. ضعف مدیریتی از ابتدا ورود به شرکت دیده میشه و خودنمایی میکنه. یعنی من که ادم خیلی صبوری هستم عاشق محیط های چالش برانگیز نقطه مثبتی تو این شرکت دریافت نکردم که خودمو قانع کنم انتخاب درستی هستش برای همکاری. به تجربه دیگران احترام بزارید و درست انتخاب کنید. موفق و پیروز باشید
مدت کوتاهی قبل برای مصاحبه به این شرکت رفتم و قصد دارم تجربهام را با شما به اشتراک بگذارم. ورود با فرم استخدامی آغاز شد و مثل خیلی از شرکتها آن را تکمیل کردم. اما دو اتفاق برایم خیلی جلب توجه کرد: اول اینکه در حین تکمیل فرم، دو نفر از کارمندان زن که به نظر میرسید تازهکار هستند، به جای اینکه آموزش ببینند، به همکاران دیگر توهین و تحقیر میکردند و این صحنه جلوی من اتفاق افتاد که تازه برای مصاحبه آمده بودم. بعد خانمی از طبقه بالا آمدند و من را به واحد دیگری برای مصاحبه بردند؛ رفتارشان با من محترمانه و مناسب بود. خودکاری که برای تکمیل فرم در اختیارم گذاشته بودند را با خودم به واحد دیگر بردم و پس از مصاحبه همانجا گذاشتم. هنگام خروج از شرکت در طبقه پایین به واحد اداری گفتند که خودکاری را که با خود بردهام تحویل دهم و بروم، اما گفتند مشکلی نیست برگردم و بیاورم تا تحویل بدهم. من از این رفتارها خیلی تعجب کردم و احساس کردم یا هدف از بردن خودکار بود یا بین همکارانشان بحثی وجود داشت. به طور کلی شرایط داخلی شرکت را دوست نداشتم و پر از حاشیه و چالش بود.
برای مصاحبه دعوت میشویم و بعد از آن میگویند جلسهای داریم. من برای مصاحبه حضوری زمان گذاشتم و هزینهها را صرف کردم؛ به من گفتند با من به صورت تلفنی صحبت میشود، اما در نهایت تماس نگرفتند و واقعا پوزش میخواهم. بهتر است وقتی برای مصاحبه زمان میگذاریم، مطمئن باشند که جلسهای وجود ندارد.
در مصاحبهای که داشتم، بخش جذب و استخدام شرکت اسنپ گروسری خیلی سرزنده نبود. فردی که مسئول این بخش بود رفتار حرفهای چندان مناسبی از خودش نشان نمیداد و به نظر میرسید خیلی روی خودش پافشاری دارد. پرسشها طوری طراحی میشد که انگار فقط میخواهد سطح آگاهی خودش را با نشان دادن دانش ادعاییاش بسنجند. وقتی من توضیح میدادم، به سرعت میخواست همان لحظه حرف مرا قطع کند و ادعا میکرد که این سوالها را منابع انسانی میدانند و من اطلاعی از آنها ندارم. سوال دیگری که مطرح کردم هم به نظر میرسید نامربوط یا غیر روشن باشد و پاسخ درستی از او دریافت نکردم و با رویکردی برتر از من میخواست که سوالی نپرسم. به نظر من بعضی سوالها دربارهی ظاهر و جذبهی فرد مطرح میشدند و پاسخ مناسبی هم داده نمیشد. برخورد ایشان گاهی بیادبانه و غیرحرفهای به نظر میرسید.
من تجربهای از شرکت تدبیر کیش ویرا دارم که در یک جلسه مصاحبه فنی و اجرای سمپل چیرهدستی نکردم و صرفا تجربهای از نحوه ارتباطدهی شرکت با نتیجه مصاحبه و تشکر آنها دارم. با وجود این، از مبادی آداب بودن و اطلاعرسانی درباره وضعیت نتیجه، نکتهای برایم روشن شد: شرکت نسبت به اطلاعرسانی درست و بهموقع و تشکر از شرکتکنندگان اهمیت میدهد. تجربهام نشان میدهد که هیچ تجربه کاری واقعی از حقوق و وظایف یک نقش مشخص ندارم و تنها تجربهای از فرایند مصاحبه و رفتار ارتباطی بوده است.
با احترام فراوان، من محمدحسین عنبری هستم و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت برای مصاحبه به شرکت دی کامپیوتر رفتم. سعی میکنم فقط درباره اتفاقاتی که افتاد صحبت کنم و از حوزه فرصتها و تواناییهای خودم خارج نشوم. در گفتوگو با خانم مهدوی، مدیر منابع انسانی، و آقای عبدی، مدیر پروژه، نکاتی مطرح شد که برای همه همصنفها میتواند مفید باشد؛ بهطور کلی این موارد برای همگان صدق میکند. ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از ۹ صبح تا ۵:۳۰ عصر بود و به طور جدی ممکن است نیمساعت کمتر یا بیشتر شود. برای روز پنجشنبه تا ساعت ۱۳:۳۰ برنامهریزی میشد. قراردادها دو ساله بسته میشود. مبلغ قرارداد بهطور مشخص بیان نمیشود و پس از ارزیابی آزمونهای اولیه، خود شرکت نظر نهایی را اعلام میکند. آقای مهدوی یکی از مدیران محصول هستند و اگر ایشان یکی از افراد کلیدی یا بنیانگذاران شرکت باشند، این میتواند نگرانیهایی ایجاد کند. برخی نشانهها وجود دارد که بهلحاظ نگاه انتقادی باید بررسی شود، مثلا آقای عبدی تأکید میکردند که همه چیز طبق اصول اسکرم پیش میرود و ثبتها، تسکها و پرامپتها در جیرا ثبت میشوند و همهچیز به تأیید یک Product Owner میرسد؛ اینها میتواند نشاندهنده حرکت شرکت در چارچوبی مشخص باشد، اما من مطمئن نیستم که واقعا اینگونه باشد. به نظر من با توجه به سابقه تحصیلی ایشان در مهندسی نرمافزار و تحصیلات تکمیلی تا دکترا، که شاید در امور مالی تخصص دارند، میتواند خبر خوبی باشد، مخصوصا با توجه به اینکه یکی از مهمترین محصولات شرکت در زمینه مالی است. در نهایت تصمیم دارم این نظر را در لینکدین هم ثبت کنم، هرچند که نظر شخصی من است. با توجه به سوالاتم، آقای عبدی از من حتی کد چالش را نخواستند و گفتند درباره خود من و اینکه تخصص اصلیام در حوزه دیتا است، آن را با یکی از مدیران در میان میگذارند و با من تماس میگیرند. با توجه به اینکه من با توجه به شرح وظایف شغلم برای موقعیت بکاند برنامهنویسی انتخاب شده بودم، این رفتار برای من حرفهای به نظر نرسید.
برای مصاحبه به عنوان مدیر فروش رفتم و از همان ابتدا کاهش نظم و مدیریتی پرنوسان را احساس کردم. مدیرعامل وعدههای زیادی داد، اما به مرور دریافتم مجموعه در وضعیت نامطمئنی به سر میبرد و به شدت از نظر سازماندهی دچار اشکال است. کارها به صورت پراکنده انجام شده و فشار فشارهای مدیریتی از طرف مدیرعامل بیاندازه بود. حقوق پرسنل بیش از سه ماه تأخیر داشت و این تأخیر باعث ضعف عملکرد تیم میشد. در محیطی که نیروهای مختلف بدون ثبات استخدام میشدند، برخی کارها به دلیل حفظ حقوق دریافت نشده کیفیت لازم را پیدا نمیکردند و این موضوع اثر منفی روی خروجیها میگذاشت. با وجود این مسائل، رفتارهای خام و دخالتهای جزئی و کلی مدیرعامل به چشم میآمد و در طول یک سال چندین نفر بهعنوان مدیر فروش وارد مجموعه شدند و خود را از پروژهها کنار میکشیدند یا خروج میکردند. تنها یک نفر توانست بیشتر از چهارهفته دوام بیاورد و در مقابل، طی مدت کوتاهی تعداد مدیران اجرایی تغییر کرد و این تغییرات بدون برنامه مشخص و بدون جذب نیروهای متخصص صورت میگرفت. پیشنهاد میکنم قبل از وارد شدن به چنین محیطی، وقت و رزومه خود را بیخودی به خطر نیندازید و با احتیاط تصمیم بگیرید.
من سال ۱۴۰۳ فروردین ماه مصاحبه کردم با یه خانم با عنوان مدیر منابع انسانی و مدیر فنی. اول اصلا متوجه نشدم مصاحبه فنی هست یا منابع انسانی. دلایل خروج من از شرکت رو پرسیدن و گفتم با ارزش های شرکت قبلی سازگار نیستم و با وجود اینکه تک لید هستم به توافق برای یه سری مسایل نرسیدم. خیلی زیاد سین جیم کردن که چرا و ی لحظه حس کردم درحال بازپرسی هستن. گفتم من نمیتونم پشت سر کارکنان اونجا حرف بزنم. کارجو ممکنه به دلایلی مجبور باشه یه سال جایی کار کنه که زیاد با محیطش سازگار نباشه و در اسرع وقت خارج بشه. نباید از طرف اعتراف اجباری بگیرید مبنی بر اینکه طرف یا محیط دارای ضعف هستن یا مثلا من کارجو دارم ناشکری میکنم یا هرچی. خانم منابع انسانی اینقدر از اینکه جلوش درومد ناراحت بود که قیافش یه جوری شد که انگار حالت تهوع داره. واقعا تجربه بد و توهین آمیزی بود. به نظرم گروه ادایی بودن
برای حضور در جلسه مصاحبه عصرگاهی دعوت شده بودم و با دیدن تعداد شرکتکنندگان، حس کردم نظم کار خوبی وجود دارد. بهطور منظم و طبق زمانی که از قبل اعلام کرده بودند، مصاحبهها پشت سر هم انجام میشدند و این ترتیب برایم قابل قبول بود. پس از مصاحبه اولیه، بهصورت آنلاین در مصاحبه فنی شرکت حضور یافتم و با صبر و دقت، جزئیات پروژه را به من توضیح دادند.
ترجمیک تجربهای بود که از آن نوشتم؛ برخلاف بسیاری از کارفرمایان، اینجا از منطق طولانی فرمها خبری نبود و قبل از مصاحبه لازم نبود صفحهصفحه فرمی پر کنم. دوست ندارم فرمهایی را پر کنم که جزو رزومهام است و آنها را دوباره تکراری کنم؛ با این حال فضای شرکت هم شیک و هم صمیمی به نظر میرسید و دو نفر از تیم منابع انسانی—یک خانم و یک آقا—با من برخوردی کاملا محترمانه و دوستانه داشتند. این برخورد به من آرامش بخشید و استرسم را کاهش داد تا با آرامش بیشتری وارد فرایند مصاحبه شوم. نقطهی منفیای که تجربه کردم این بود که قرار بود برای مرحلهی دوم با من تماس بگیرند اما خبری نشد؛ برای کسی که به دنبال کار است، این موضوع میتواند ناامیدکننده باشد. به نظر من اگر شرکت تصمیم به رد داوطلبی گرفت، داشتن یک پیام کوتاه یا ایمیل اطلاعرسانی میتواند در بلندمدت فضای کاری کشور را بهبود دهد و از دلزدگی کاست. اگر از کارفرمایان عزیز تقاضا کنم، لطفا به هر داوطلب بهطور روشن پاسخ بدهند تا تجربهی بهتری رقم بخورد.
در فصل آغازین پاییز سال گذشته برای مسیر مصاحبه در نقش اسکرام مستر با یه جلسه آنلاین آشنا شدم. ارتباط اولیه با HR به خوبی پیش رفت. سپس به مصاحبه آنلاین با مدیر محصول نزدیک شدم. در آغاز از من خواستن خودم را معرفی کنم و دلیل جدایی را توضیح بدهم، بعد وارد بخش فنی شدم. یکی از بخشهای جالب و بهیادماندنی تجربهام این بود که به میزان زیادی سعی کردم آرام بمانم چون تندی پاسخهای ایشان را احساس میکردم. چند بار مکث کردم تا بفهمم رفتار و واکنشهایم برای او جذاب نیست. در یکی از سوالها پرسید: اگر ولواتی یک تیم فنی باشد و حتی یک CTO قهار وارد تیم شود، چه تغییری ایجاد میکند؟ من کل مفاهیم را توضیح دادم و گفتم که احتمالا شروع کار کم میشود، اما او با هیجان پاسخش را داد که قطعا اینگونه نیست. من هم گفتم که برداشت من همین است. اما هیچ واکنش مشخصی نگرفت و درباره نرمافزارها ازم پرسید؛ جیرا و ترلو و سایر موارد را گفتم. ناگهان پرسید که با ابزارهای Atlassian کار نکردی؟ برای من عجیب بود که نمیدانست توسعهدهنده جیرا Atlassian چیست. مصاحبه بسیار دشوار بود و تا پایان هر سؤالی که مطرح میشد، خودش چند ثانیه بعد پاسخ میداد. گاهی اینترنت قطع میشد (به دلیل شرایط اینترنتی آن زمان)، و او میگفت اگر قطع شدی باید دوباره جستوجو کنی. این جلسه آنقدر برایم غیرمعمول بود که تصور کردم ممکن است دوربین مخفی باشد. پس از پایان مصاحبه به سرعت در لینکدین نام ایشان را جستوجو کردم و فهمیدم که واقعا مدیر محصول هستند و تجربهام هم واقعی بوده است. عکس پروفایل لینکدین ایشان به همراه لباس غیررسمی کنار استخر بود که نشان میداد خبری از پوشش حرفهای در این فضا نیست. از نظر من، وضعیت پوشش ایشان بهخصوص برای یک مدیر ارشد در محیط حرفهای لینکدین، انتظار داشت که تصاویر بهگونهای حرفهایتر انتخاب شود. من یک هفته بعد در فرصت مناسبتری به یک شرکت خوب و مناسب پیوستم که هنوز هم در آنجا هستم. امیدوارم مدیران شرکتها به برند اینفلئونس و دیگر جنبههای حرفهای بیشتر توجه کنند تا برخوردهای اینچنینی به این سادگی اثر منفی نگذارند.
مصاحبهها دقیق و حرفهای بودند و پرسشها بیشتر به اطلاعات علمی رشتهام، ادبیات انگلیسی، مربوط بود نه تجربهکاری طولانی. سطح شرکت نسبتا خوب به نظر میرسید و برخوردها خیلی محترمانه و دوستانه بود. از طرفی، شرط یک سال تعهد وجود داشت که با توجه به اعتبار ترجمیک برای من مشکلی نبود و پذیرفتم. مدیر منابع انسانی که با او مصاحبه داشتم، شرایط را به طور کامل توضیح داد و حضور در چنین محیطی حس بسیار خوبی در من ایجاد کرد.
در اواسط فروردین ۱۴۰۴ جهت مصاحبه رفتم ،رفتار مصاحبه کننده اقای نظری بسیار زننده و کلمات نامحترمانه وبا عدم دستور زبان مناسب بود و پوزخند های ایشان باعث عدم تمرکز و جواب سوالاتو دیگه ندادم و با ناراحتی ترک کردم
بار اول که برای عنوان شغلی کارشناس مستندسازی رفته بودم مصاحبه ی بدی نبود ولی رد شدم بعد چند روز زنگ زدن که اگه میخوای بیا برای عنوان شغلی کنترل کیفی مصاحبه منم قبول کردم، یه خانم و یه آقا بودن که آقاهه واقعا رفتار زننده ای داشت، نگاه به شدت از بالا به پایینی داشت و گه گاه هم پوزخند میزد البته خانومه هم همینطور بود ولی چون کمتر سوال میپرسید زیاد رفتارش به چشم نمیومد، در نهایت هم رد شدم، اینم بگم که من رزومه ی خوبی داشتم، تو ایمیل ریجیکتی ام نوشته فرد دیگری که امتیاز بالاتر گرفته بود جذب شد اما من دیدم که دوباره تمام عنوان شغلی ها رو از نو آگهی کردند، معلوم بود که کسی را جذب نکرده بودند، کلا این شرکت دائم آلاگهیه معلوم نیست جریانشون چیه و به دنبال چی هستند
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.