در این شرکت با سابقهای که دارم، تجربهام یک تصویر روشن از مجموعه میدهد. اینجا شرکت از نظر مالی آییننامهای امن است و به دلیل پشتیبانی بانکی قابل اعتماد، مشکلات مالی ندارند و مزایا قانونی، و پرداخت حقوق به صورت مرتب انجام میشود. اما اگر بدون آشنایی وارد شوید توقع عدالت، ارزیابی عادلانه، بازخورد سازنده و فرصت پیشرفت را نمیبینید؛ مگر اینکه با مدیرتان رابطه نزدیکی داشته باشید. منابع انسانی اینجا چندان قوی نیست و گاهی وضعیت پیچیدهای ایجاد میشود که به نظر میرسد از منشاهای غیرسازنده نشأت میگیرد. اخیرا وضعیت بدتر شده و به جای ارزیابی شایستگی، بیشتر فقط به استخدام میپردازند و دغدغه کیفیت کار نمیشود. اگر نظیر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است مدارک تحصیلی با ارزش کم محسوب شوند و افراد بیارتباط به پروژهها واگذار شوند تا کار طراحی نرمافزار را انجام بدهند؛ همچنین مدیریت منابع انسانی هم به نظر میرسد به رفع و رجوعهای سطح شهر و رفت و روب اختصاص دارد. با وجود این، مدیرعامل فعلی که از میان کارکنان قدیمی اینجا بوده آدم بااخلاقی است، پرداختها را منظم کرده و امیدوارم راهی برای بهبود شرایط فعلی شرکت پیدا شود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربه من از کار با ترا رسام پاسارگاد به وضوح نشان میدهد که برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و بیشتر صحبتها وعده و دروغ است. سازماندهی کار کم است و مدیر با سابقهای که تازه از راه رسید، معمولا مسئولیتها را به others منتقل میکند و با رفتاری بیادب و بیثبات، مدیریت را به سبک میکرو منیجمنت انجام میدهد. دفتر شرکت واقعا کوچک است و تعداد کارکنان تنها کمتر از ده نفر است. مدیر فنی که از بنیانگذاران شرکت محسوب میشود، به نظر میرسد که به طور مداوم دروغ میگوید و برای به ظاهر هوشمند بودن، با ترفندهای مختلف کار را برای دیگران سنگین میکند. شرکت بیمه تکمیلی ندارد و سیستمهای مناسبی هم وجود ندارد؛ مدیریت به دنبال بهزحمت انداختن کارمندان است و وعدههایش دربارهی پرداختیها همیشه تحقق پیدا نمیکرد و اغلب با تاخیر یا به صورت دو بخش و یا با محاسبهی ناعادلانه صورت میگرفت. حجم کار بالا است و به نوعی یک نفر کار دو نفر را انجام میدهد. در واقع شرکت به اندازهی لازم بزرگ نیست و حتی نیمی از کارکنان هم موسسین یا مشابه آن هستند. در ماههای اخیر هر کس که وارد شرکت میشد، با خروج روبهرو میشد که فکر میکنم این موضوع ناشی از فضای سمی ایجاد شده توسط مدیر عامل است. هنگام ورود به شرکت آزمون سختی برگزار میکردند و برای خودشان کلاس میگذاشتند تا پس از پذیرش، اگر مشکلی وجود داشت، شما به دلیل وقت و انرژیای که صرف کردهاید میل کمتری به تغییر شغل نشان بدهید. توصیه میکنم زمانتان را با این شرکت هدر ندهید و به وعدههای رسمی و مجلسی که در ظاهر مطرح میکنند توجه نکنید. به نظرم بهتر است جایی دیگر مشغول به کار شوید تا اینجا.
من به خاطر بیثباتی مدیریتی اینجا کار نکردم و احساس میکنم حرفهایهاش بهخاطر رفتوبرگشت دائم نیروها، فضا و ارتباط با مشتریان هم مختل شده بود. هر ده روز یک نفر جدید میآمد و من کارمند قدیمی را دیگر داخل سالن نمیدیدم. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشد و اغلب به صورت جزیی و ناهمسان تقسیم میشد، طوری که نمیدانستم دقیقا چه مقدار و چه زمانی واریز میشود. این وضعیت باعث میشد انگیزه و تمرکز از دست برود و در نهایت سردرگمی دربارهی وضع کاری پیدا کنم.
مدت سه سال در واحد خدمات پس از فروش شرکت صنایع گرمایشی آلزان فعالیت داشتم و تجربیات فراوانی به دست آوردم. فضای کار پر از فرصتهای یادگیری بود، هرچند ممکن بود برای بعضی افراد چالشبرانگیز باشد. به نظر من برای کسانی که دنبال توسعه دانش فنی هستند، مهندس رضایی در این زمینه میتواند نقش راهنما و راهگشا داشته باشد. این دوره همزمان با اینکه حقوق نسبتا پایین بود، با مذاکرات درست و رشد تدریجی کار میشد به افزایش مزایا و ارتقا شغلی امیدوار بود.
از نظر من، شرکت مانند هر جایی کارمند خوب هم داره و هم کمبودهایی که نباید نادیده گرفت. در اینجا برخی رفتارها و فضاهای منفی بود که روی فرهنگ سازمانی تاثیر گذاشت. بحثهای بیپرده و کنجکاوی بیجا درباره کار تیمهای دیگر، همراه با حسادت و تخریب همکاری، فضای کاری رو به شدت تحت تأثیر قرار میداد. از سمت مدیریت فنی هم نمونههایی دیدم که به تجربه من کمکی نکردند: فردی با ادبیاتی نابسامان و برداشت سطحی از نرمافزار، که بیشتر به دنبال عبور از زمان بود تا حل مشکلات بنیادی. این رفتارها همکاران رو دچار ناامیدی و از بین رفتن انگیزه میکرد و به نظر میآمد فرهنگ تیمی به سمت تردید و بیاعتمادی میرفت.
در شرکت اپیل، روحیهی کار گروهی مدیرعامل واقعا بالا ستacchar. اگر بتوانم ایشان را بهعنوان مرجع خودم در نظر بگیرم و با پشتکار نسبت به ایشان رفتار کنم، هم رشد فردیام تسریع میشود و هم از نظر روابط کاری پیشرفت قابل توجهی به دست میآورم.
به نظر من شرکت امن پردازان سورنا جای خوبی برایGrowth نبود و تجربهام از کار در اون پر از مشکلات بود. انگار شرکت چندانی نظم یا ساختار مشخصی نداشت و نیروی انسانی براش خیلی اهمیت نداشت. حقوق با تاخیر میدادند و مزایای ملموسی نبود. روابط فامیلی و آشناییها برای ورود نیروها نقش بیشتری داشتند و گاهی افراد از اقوام و دوستان به تیم پروژهها میآمدند. برای پروژهها معمولا کارمندانی با حقوق نسبتا پایین جذب میشدند و وقتی پروژه به پایان میرسید، با دلایل مختلف از شرکت میرفتند. پیشرفت شغلی هم خیلی به چشم نمیخورد و شرایط کار به گونهای بود که احساس میکردم حقوق کم است و با احترام کم با کارمندان رفتار میشود. مدیر شرکت هم به نظر میرسید دنبال پروژهای با راههای غیرشفاف و ارتباطاتی در بانکها باشد تا وامها و پروژهها را به دست بیاورد. فردی هم در تیم وجود داشت که تخصص مشخصی نداشت و بهطور غیررسمی مسئول پروژهها شده بود. لایسنس برخی محصولات امنیتی هم ظاهرا به صورت غیرقانونی یا با استفاده از نرمافزارهای کرکشده به مشتریان فروخته میشد. در کل رفتارها و روندها به نظر من قابل اعتماد نبود و خیلی با انتظارهای من از محیط کار سالم و حرفهای فاصله داشت.
من با مدیران و کارکنان آراد برندینگ مدت کوتاهی ارتباط داشتم و دیدم که نقش انسانهای شریف و حرفهای را جلوی دوربین ایفا میکنند، اما در واقعیت رفتارشان بیادبی و بیحرمتی بوده و حرفهایگری آنها نسبت به ظاهر نیست. بیشتر مدیران و کارمندان این شرکت به طور عمده رشتهای نامرتبط با بازاریابی و تجارت دارند. کار من بهعنوان کارمند این شرکت این بود که در شکار مشتریان مهارت خوبی در اغواگری به کار ببرم تا از هر میلیارد پولی که به نفع آراد برندینگ از مشتریان گرفته میشود حدود یک درصد به من برسد؛ در حالی که برخی از افراد که در تجارت موفقاند به تعبیر من با تلاش و پشتکار خودشان بدون استفاده از تبلیغات این شرکت نیز میتوانستند به موفقیت برسند. در منطقه طایقان قم، آنها باشگاههای اسبسواری و بیلیارد دارند که حس یادآور پولشویی اخلالگران اقتصادی را برمیانگیزد و احتمالا در مجموعه تلویزیونی هفت سر اژدها هم دیده شده است. سوال اصلی که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد این است که این ساختمانها و محوطههای پرهزینه اسبسواری و بیلیارد با این امکانات فراوان از کجا و به چه پولی تهیه شدهاند و شرکت در این زمینه فاقد شفافیت مالی است.
شرکت امرتات را در ابتدای مسیر نسبتا معمولی دیدم، اما به مرور به نگرشی منفی تبدیل شد. رفتارهای ناعادلانه با کارمندان و مشتریان به چشم آمد و انتظار میرفت که هر کس به خواستههای شرکت پاسخ دهد، هر چند این رفتارها به طور منظم شکل میگرفت. مدیر شرکت از منابع مالی پرسنل بهره میبرد و کارهای غیرقابل قبول دیگری نیز شنیده میشد، در حالی که خود او زندگی مرفهی در تهران و کانادا داشت. گروهی ناهمسو با نام بروبکس ساعی را در پروژهای به کار گرفته بودند. مجموعهای که به نظر میآمد بیشتر به دنبال ظاهر و نمایش بود تا ارائه خدمات درست در حوزه فناوری اطلاعات، با تمرکز اصلی روی سرورهای اچپی. یکی از افراد نزدیک به مدیر، بر خلاف انتظارات، رفتاری نامناسب و بیاحترامی داشت. در نتیجه، اگر درخواستی ارائه نمیشد یا همکاری به سمت همسویی با شرکت نبود، تمایل به ادامه کار کمرنگ میشد.
به نظر من شرکت آذرخش توان آفرین با جذب نیروهای جوان و بهویژه دانشجویان نخبه دانشگاههای معتبر چون امیرکبیر، بدون تجربه کاری کافی، قصد سوءاستفاده دارد. در فرآیند استخدام اولیه، قراردادی مبنی بر عدم افشای اطلاعات به کارجو ارائه میشود و تا امضا نشود وارد مرحله بعدی نمیشوی. بعد از امضا، یا باید آزمون بدهی یا چند روزی به صورت آزمایشی کار کنی. سپس با پذیرش نهایی، قراردادی متفاوت از توافقی که در جلسه مصاحبه صورت گرفت باید امضا شود که در صورت طرح شکایت، حقوق و مزایا بسیار کمتر از مبلغ توافقی به تو تعلق میگیرد. ورود و خروج نیرو در این شرکت بهشدت تکرار میشود و به همین خاطر اکثر قراردادها ماه به ماه تمدید میشود. از این رو فریب حرفهای شیرین مسئول منابع انسانی را نباید خورد. نظارت و کنترل زیادی روی نیروها از طریق دوربینها و سیستمهای نظارت وجود دارد. جو شرکت واقعا ناخوشایند است و ریاست، که آقای دکتر معرفی میشود، بهشدت مشکلساز و تندخو به نظر میرسد. بهراحتی ممکن است کارمند را بدون رعایت حقوق ابتدایی اخراج کنند، حتی اگر سالها برای شرکت کار مفید کرده باشد. پیشنهاد میکنم وقتتان را صرف محیطهایی با امنیت و شفافیت بیشتر کنید و از ورود به چنین محیطهایی خودداری کنید.
شرکت چرم کروکو تجربهای پرالتهاب و بیثبات را به من ارائه داد. بدون هیچ ساختار منسجم در بخشهای اداری و مالی همراه با تغییرات مداوم در دستورها و درخواستها از طرف مدیریت روبرو شدم. شرایط کاری گاهی برخاسته از حال و روز مدیر بود و هیچ پایبندی روشن به بندهای قرارداد مشاهده نمیشد. واریزهای حقوق به صورت نامنظم انجام میشد و معمولا در آخر ماه انجام میگرفت. در کل احساس نارضایتی از محیط کار بالاست و به همه توصیه میکنم مدت زیادی در چنین شرکتهایی وقت خود را صرف نکنند.
من تجربهام را اینطور منتقل میکنم: گروه آموزشی پرش را به هیچ وجه گزینهی همکاری ندانید. در روز مصاحبه وعدههای زیادی داده میشود، از جمله بیمه، پاداش و پورسانت، اما واقعا همهاش تحققنیافته است. قرار بود ۱۰ درصد پورسانت فروش بدهند و بعد بگویند باید تیروز هدف ۱۰۰ میلیون را بزنید تا بتوانید همان ده درصد را بگیرید، و اگر به هدف نرسیدید هم پاداشی در کار نیست. بهعنوان توصیف بیمه، در آگهی و هنگام مصاحبه بیمه تکمیلی مطرح میشود، اما در عمل مشخص میشود که فقط بیمه تامین اجتماعی وجود دارد و زیر همان بیمهها هم باید خودتان اقدام کنید تا بیمه تکمیلی را اضافه کنید. از طرفی گفته میشود که بیمه از ماه دوم به بعد شامل حالتان میشود، اما پس از یک ماه کار میگویند این دو ماه را پوشش نمیدهیم و غیره. تمام این ادعاها با مدارک و شاهدهای عینی قابل استناد است. به طور کلی از سرمایهگذاری وقت و فرزند و پولتان در این مجموعه پرهیز کنید؛ زیرا نیروها راضی نیستند و مشتریها هم ناراضیاند.
شرکت لیمون که کارخونش داخل پرنده به سختی مرخصی میدن انگار میخوان جونشونو بدن. حقوق ها طبقه بندی بر اساس مقام شغلی ساعت کار ۸ تا ۷ که ۵ تا۷ اضافه کاری اجباری هستش الکی میگن اگه کارت بمونه باید اضافه کاری وایسی کلا اجباری هست شنبه تا پنجشنبه باید کار کنی ساعت کاریش واقعا زیاد هستش این کار خانه همیشه کمبود نیرو داره بخاطر این مسائل و اکثر نیرو های تازه کار بعد یکی دوماه ازراین شرکت میان بیرون بخاطر حقوق کم وساعت کاری زیاد و حقوقش وزارت کار هست بسته به سابقه کاریت افزایش میدن برای من تجربه خوبی نبود برید یه شرکتی کار کنید حقوقش بالاتر وساعت کاریش کمتر باشه اونایی ام که تعریف میکنن از این شرکت مطمعن باشید از مدیران ومعاونا هستن مزایا سرویس به پرند ناهار
به نظر من مدیرعامل فردی باذات سودجو است که با چشمان مستقیم به تو نگاه میکند و فشار و تهدید را دستکم میگیرد. کسی هم در کنار اوست که فقط دنبال گزارش از کار دیگران است. به عنوان نمونه، برای تیم برنامهریزی با چهار نفر در هشت ماه کار میگیرند و بعد آنها را اخراج میکنند. حقوقها به موقع پرداخت نمیشود و هر بار که یکی از کارکنان شرکت جدا میشود، حقوقش با تاخیری دو ماهه پرداخت میشود.
در یک خانه قدیمی با حیاط بزرگ وارد کار شدم تا به شکل موسسه حقوقی دربیایم و مدیریت امور را به دست زنانی بسپارم که هیچ تجربهای از مدیریت موسسه حقوقی و جذب نیروی انسانی کارآمد ندارند. این موسسه به طور مداوم و گسترده در دیوارها و نقاط مختلف تبلیغات ارایه میدهد و به این وسیله مردم را جذب میکند.
از بازخورد شما سپاسگزاریم. برای شفافسازی لازم به ذکر است که خوشبختانه همکارانی که اخیرا به مجموعه پیوستند، دوره آزمایشی خود را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند و اکنون بهعنوان اعضای اصلی تیمها و شرکت مشغول فعالیت هستند؛ بنابراین اینموضوع صحت ندارد! در خصوص موضوع سورسکدها لازم به ذکر است، که کلیه کارها و پروژههای شرکت توسط تیمهای تولیدی داخلی انجام شده و خوشبختانه با موفقیت به نتیجه رسیدهاند. بنابراین این ادعا که کارها صرفا با سورس آماده انجام میشود، به هیچ وجه صحیح ندارد و محصولات تولید شده با کیفیت بالا گواه این مساله می باشد همچنین یادآور میشویم اگر هر یک از همکاران دغدغه یا مسئلهای دارند، بهترین مسیر این است که آن را بهصورت مستقیم و شفاف با واحد منابع انسانی مطرح کنند تا بررسی و پیگیری شود. ما همواره از نقد سازنده استقبال میکنیم، اما انتظار داریم موضوعات در فضایی محترمانه و مبتنی بر واقعیت بیان شود تا بتوانیم در کنار هم محیطی حرفهایتر و پویاتر داشته باشیم امیدواریم شما هم کار مورد علاقه خود را پیدا کنید و در مسیر کاری حرفه ای خود موفق باشید
مدیران ارشد شرکت بسیار با تجربه هستند و اگر آدم توانمندی باشید مسیر برای رشد شما فراهم است.به لحاظ امنیت شغلی شرکت در سطح بالایی است.امکانات رفاهی و کارانه در حد نرمال وجود دارد.
برای من کارفرمایان این شرکت تنها به دنبال سود خود هستند و رفتارشان برخلاف اخلاق حرفهای است. آنها نزاکت زیادی ندارند و با بیادبی با کارمندان برخورد میکنند. به نظر میرسد به افراد جوانتر با حقوق پایینتر فرصتهای شغلی میدهند و پس از مدتی آنان را با شرایط نامساعد اخراج میکنند و هیچ مزیت یا امکاناتی هم ارائه نمیدهند.
خیلی بالا پایین کردم که چیزی بنویسم یا نه، دیدم تجربیاتم روی یک آدم هم بتونه تاثیر بگذاره خوبه این شرکت پروژه محور هست نه محصول محور، در شرکت پروژه محور که فقط نیاز به این هست که نیازمندی های کارفرما برطرف بشه، عملا کیفیت کد شما مهم نیست، پس چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که کار تیمی وجود نداره، افراد به تنهایی کار می کنن و code review انجام نمی شه شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که به شما یک اپلیکیشن داده می شه که تایمر داره و شما زمان هایی که پشت سیستم نشستید رو استارت می زنید و می رید دستشویی استاپ می کنید شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که از اسکرام فقط تخمین زمان انجام می شه (که اون هم طبق قاعده اسکرام نیست) شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که شما رو با وسایل مختلف رصد می کنن، شما چیزی یاد نمی گیرید اگر خواستید در این شرکت استخدام شید، همین مسایلی که گفتم رو بررسی کنید، بعد با فکر باز تصمیم بگیرید، شاید برای شما این مسایل مهم نباشه تجربه شخصی من، بدترین شرکتی بود که توی این سال ها دیدم دلخوش به یک حقوق سر وقت (که اون هم حقوق مناسب سطح شما نیست) و یک ناهار نباشید، تلاش کنید که شرکت بهتری برید
من بعنوان فردی تازه وارد تو سازمان، سازمان رو تو دسته میبینم خودی و ناخودی، افراد گارد دارن برای ورود فرد جدید. اکثرا ++ افراد تخصص ندارن، کار و راندمان کار بسیار پایین در حد صفر، برنامه نویسی که نمیشه بیشتر سورس ها آورد میشه، و قرار بره!!! بدنبال کارم، کامنت ها رو بدقت بخونید، جز خودی کامنت مثبت نگذاشته!!!! اسکرول و اسکرول و اسکرول کنید. وقتتون رو هدر ندید اینجا. در کل برای سازمان و بیش از همه برای منابع انسانی متاسفم!
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.