وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۵۸۶ تجربه منتشرشده · صفحه ۸ از ۳۰
بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس Fullstack·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس Fullstack

برای من تجربه‌ای بود که طرز برگزاری مصاحبه شرکت بريد سامانه نوين را به‌طور کامل تغییر داد؛ به‌دليل کرونا به‌صورت آنلاین برگزار شد و قرار شد تماس صبح باشد و امکان تعویق به بعد ظهر وجود داشت. سه نفر حضور داشتند: دو نفر از تیم فنی و یک نفر منابع انسانی. در ابتدای مصاحبه درباره رزومه‌ام سوال شد و از همان ابتدا برخی سوالات بسیار ناگوار و بی‌ربط مطرح شد؛ پرسیدن دلیل خروج از شرکت ده سال پیش یا اینکه آیا با آشناها رفتیم یا نه. متوجه شدم هدفشان تخریب است؛ هر بار سوال فنی را که می‌پرسیدند، من را گیج می‌کردند و گاهی می‌گفتند پاسخ من اشتباه است. بعد از چند سوال و توضیح مفاهیم، عصبی شدم و با آنها بحث کردم که این نوع مصاحبه حرفه‌ای نیست؛ علاوه‌بر این که گفتند سینتکس و روش‌های جنریک یا نحوه نوشتن یک کوئری را از ابتدای کار بخواهند، و توضیح دادند که به‌صورت دقیق چه چیزی را می‌خواهند. در نهایت به نظرشان رسید که پاسخ من ناقص است و از ادامه گفت‌وگو منصرف شدم. همچنین از تلفظ واژه‌هایی مثل virtual نیز به‌زعم خودشان اشکال می‌گرفتند و به رخ کشیدن دانششان را نشان می‌دادند که خیلی بی‌احترامی بود و نیاز نبود. در کل فقط ده دقیقه مصاحبه را ادامه دادم و تصمیم گرفتم ادامه ندهم چون تجربه‌ای بود که به‌هیچ وجه استاندارد و حرفه‌ای نبود و احساس کردم ادامه دادن به آن بی‌فایده است. به آنها هم گفتم که چنین مصاحبه‌هایی را توصیه نمی‌کنم و بهتر است در چنین شرایطی آرامش حفظ شود و به‌جای برخوردهای تخریب‌گر، به معیارهای حرفه‌ای توجه شود. ویژگی‌های مهمی که برایشان مطرح بود، برای من واضح نبود؛ هیچ‌ کدام را به‌عنوان نکته مثبت مطرح نکردند.

آتی فارمد
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه سرپرست پشتیبانی کسب و کار·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه سرپرست پشتیبانی کسب و کار

در برخورد اول از شرکت آتی فارمد احساس کردم که مصاحبه برای پشتیبانی کسب‌و‌کار خیلی جدی و دقیق بود. در ابتدای کار، سوالاتی کلی پرسیده شد و دلیل ترک شغل فعلیم و برنامه‌های آینده و سطح زبانم را جویا شدند. در مرحله دوم، گویی رئیس منابع انسانی بود که مصاحبه‌ای تند و چالشی داشت؛ همانند یک بازی پینگ‌پنگ با پاسخ‌های سریع و گاهی روانشناختی، که در پایان گفت مصاحبه‌هایش معمولا زیر ده دقیقه است اما این مصاحبه برای من نزدیک به یک ساعت طول کشید و از این که چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشتم، لذت بردم. همچنین تأکید داشتند که برای مصاحبه‌های سنگین کاملا آماده باشم و پول برایشان اهمیت زیادی ندارد. توضیحی که ارائه کردند این بود که ویژگی‌های مدنظرشان را نمی‌دانم.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس روابط عمومی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس روابط عمومی

برای من، فرایند مصاحبه با این شرکت از نظر تجربه کاری در قالبی تازه و طبیعی بود. رزومه‌ام دو روز پس از ارسال از طریق یکی از سایت‌های کاریابی دیده شد و روز بعد تماس گرفتند تا برای مصاحبه دعوت شوم. با وجود اینکه آدرس شرکت در طرح ترافیک بود و امکان برگزاری مصاحبه آنلاین وجود داشت، روال به صورت حضوری برگزار شد. در نخستین مرحله، با تاخیری تقریبی بیست دقیقه‌ای مواجه شدم؛ خانمی خوش‌برخورد خود را به عنوان مشاور سازمان معرفی کرد و از تجربه‌های کاری و واکنش‌هایم در چند موقعیت مختلف سؤال کرد. پس از پایان آن مصاحبه، با ده دقیقه انتظار، آقایی از بخش بازاریابی برای مصاحبه دوم وارد صحنه شد. جالب بود که بخش روابط عمومی زیر مجموعه‌ای از بازاریابی به نظر می‌رسید و نکاتی که بیان می‌کرد بیشتر به سمت بازاریابی می‌رفت تا ارتباطات برون‌سازمانی و روابط عمومی. در نهایت، از من سوابق و تجربیاتی فراتر از روابط عمومی تقاضا شد که در آن لحظه در اختیار نداشتم.

ابیان دارو
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه فروش·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه فروش

به نظر می‌رسید فرایند مصاحبه از همان لحظه‌های ابتدایی با سردرگمی همراه باشد و پاسخگویی مناسب اما کمبود راهنمایی محسوس بود. وارد ساختمان که شدم هیچ‌کس نبود تا راهنمایی کند و انتظار می‌کشیدم با چه فردی مصاحبه کنم. بالاخره از اتاق خروجی فردی آمد اما با وجود اینکه می‌دید مراجعه‌کننده آمده، از بیرون رفتن و کمک کردن امتناع کرد و فقط پس از مدت معطلی و مشکلات چاپگر، مسئول منابع انسانی به همراه مدیر علمی بخش فروش وارد شدند. تجربه من از مصاحبه به شدت ناامیدکننده بود: روز قبل فقط بیست دقیقه تلفنی سوال پرسیده بودند که به نظر می‌رسید رزومه را خوب بررسی نکرده‌اند. دو نفر که به نظر می‌رسید مسئول منابع انسانی و مدیر علمی بودند، هر دو جوان و با رفتاری که حس می‌کردم از بالا به من نگاه می‌کنند، سوالات را آغاز کردند. سوالات آنها بی‌ربط و گاها شخصی بود، مثلا درباره مادر یا پدر و دلایل انتخاب رشته و سابقه کار. در این روند می‌شنیدم پرسش‌هایی از این دست که به نظر می‌رسید هدف‌شان فهم دلیل انجام بعضی تصمیم‌ها یا مسیر تحصیلی من است. مدیر علمی هم با رفتاری که انگار جایزه‌ای در دست داشت، درباره رشته‌ای که من خواندم اعتراضاتی داشت و توضیح می‌داد که چرا این رشته را انتخاب کردم. نتیجه این مصاحبه برای من بسیار ناامیدکننده بود؛ فضایی خشک و از بالا نگاه کردن و رفتاری بی‌ادبانه نسبت به من احساس شد.

کولر هوایی آبان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند کولر هوایی آبان·۸ اسفند ۱۴۰۴
۱.۰
کارمند کولر هوایی آبان

احساس کردم که با وجود حضور چنین شرکت‌هایی برای آشنایی دقیق با فضای کاری، گاهی ممکنه تصویر واضحی از وضع کار کردن به دست نیاد. به گفته‌ی این کاربر، در زمان فعلی که شب عید است تصمیم گرفتم تجربه‌ام را بنویسم تا روشن‌تر بشود موضوع. الان در تاریخ هشتم اسفند سال هزار و چهارصد و چهار، حقوق دی ما به تازگی و حدود بیستم اسفند پرداخت می‌شود که این به معنای کار بی‌دریافت در ازای تورم است؛ حقوق بهمن هم تنها حقوقی است که با تاخیر بیست روزه همراه می‌شود و در اسفند هم با همین تاخیر به جزئی از حقوق دی اضافه می‌شود و حقوق اسفند به اردیبهشت سال بعد می‌رود تا تاخیر ماه و نیم حفظ شود. در نتیجه موقع نیاز مالی شب عید فشار هست و پولی در دست نیست. یکی از نکات مهم این است که چون پایه حقوق پایین است، عیدی و سنوات آخر همکاری بر اساس همان پایه محاسبه می‌شود و در نهایت به شما فقط دو برابر پایه عیدی تعلق می‌گیرد که ارزش زیادی ندارد؛ به عنوان نمونه برای سال ۱۴۰۴ حدودا معادل ۳۰ تومان عیدی می‌شود. همچنین آیتم‌های غیرنقدی مانند آجیل و کمک‌های عید به صورت قابل توجهی کمرنگ است و شرکت به نظر کمتر حمایتی ارائه می‌کند. در موقع استخدام هم ممکن است وعده‌ای بدهند که بعدا خبری از آن نیست. عیدها تعطیل است و از مرخصی شما کسر می‌شود، اما مجموع مرخصی سالیانه شما ۲۶ روز است و به دلیل اینکه روزهای کاری ۹ ساعت هستند، هر روز مرخصی باعث کسر یک روز و صد و چهل دقیقه از کل ۲۰۰ ساعت می‌شود؛ در واقع به لحاظ عملی شما تنها حدود بیست و یک روز مرخصی در سال دارید، نه بیست و شش روز طبق قانون کار. و در نهایت، می‌خواهم بگویم مجموعه‌ای از معایب شرکت وجود دارد که نمی‌شود آنها را به طور کامل در یک متن جا داد.

صنایع غذایی بدر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه·۷ اسفند ۱۴۰۴
۲.۰
مصاحبه

به دیدن مصاحبه رفتم و از همان ابتدای جلسه فهمیدم که سابقه‌کار من ارتباطی به موقعیت مطرح‌شده ندارد. برخوردها طوری بود که هر سوالی می‌کردند، به جای پاسخ دقیق درباره توانمندی‌ها، فقط می‌گفتند که اینجا دنبال چیز دیگری هستند یا نه. به قدری تحقیر شدند که اگر می‌گفتند استخدامی قبول نمی‌کنم، بعید نبود که تصمیمم را عوض کنم. واقعا به سمت‌وسوی شرکت‌های جوان‌پسند و با عزت نفس نمی‌رفت که این رفتارها انگار با من و هم‌نسلانم هم بی‌رحمانه است. کسی را می‌خواستند که تجربه‌ای بالغ بر پنجاه سال داشته باشد و در ازای آن دیگران انتظار کار شبانه‌روزی و حقوقی کم یا خارج از عرف را داشتند. برای من هیچ‌کدام از این‌ها درست نبود و گفت‌وگو طوری شد که ادامه ندادم. واقعا این رفتارها را نمی‌پسندم و ترجیح می‌دهم جایگاهی پیدا کنم که ارزش‌گذاری به مهارت‌ها و کار گروهی باشد، نه باژوهای منفی و قضاوت‌های بی‌پایه. در آن جلسه احساس کردم جای من در آن‌جا نیست.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·سرپرست تمام وقت·۲۸ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
سرپرست تمام وقت

من همیشه دوست دارم با رویکرد واقع‌گرایانه و محترمانه، تجربه‌ای که از محیط کار دارم را بازگو کنم. در این وظیفه، قصد دارم نکات کلیدی و احساساتی که در تجربه حضور داشت را به زبان تازه و طبیعی بیان کنم. وقتی به موضوعاتی که مربوط به رفتارهای نامطلوب یا تضادهای اخلاقی می‌شود فکر می‌کنم، سریعا تصمیم گرفتم واکنش نشان دهم و وویس مربوط به صحبت‌های ن با ع عنوانی که در یک سایت منتشر شده بود را بررسی کنم و لینک آن را به اشتراک بگذارم تا شفافیت حفظ شود. این تصمیم را با هدف روشن شده‌ای گرفتم تا بتوانم واقعیت ماجرا را بدون تحمیل نظر شخصی بیان کنم. به مدیر منابع انسانی که درباره قائم مقام پیش کارشناس منابع انسانی صحبت می‌کرد، اشاره شد که از این گونه موضوعات چگونه باید برخورد کرد تا انتظارها از تیم‌های کارشناسی بالا نباشد و راهکارهای مناسب‌تر برای مدیریتی دقیق‌تر پدید آید. در فاز بعدی از من می‌خواستند منتظر بمانم و حتما این اقدام را انجام دهم تا ع.ن بفهمد که از چه شخصی حمایت می‌شد و چه انگیزه‌ای پشت رفتارهای کارمند وجود داشت. در نهایت، هدفم این بود تا با شفاف‌سازی و نشان دادن واقعیت‌ها، مسیر بهتری برای رفتارهای حرفه‌ای و پاسخگویی به موقع در تیم ایجاد کنم.

بهران آسانبر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارگر معمولی ·۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
کارگر معمولی

این تجربه را به‌گونه‌ای تازه و طبیعی بازنویسی می‌کنم که معنا و لحن اصلی حفظ شود اما ساختار جمله‌ها نو شود. آغازم یک جمله افتتاحیه‌ی جدید است و سعی می‌کنم بیشتر واژگان و توالی را تغییر دهم. بهران آسانبر تجربه‌ای پر از یادگیری بود و من در این مسیر از هم‌کارانم قدردانی می‌کنم؛ همکاری با تیم واقعا برایم ارزشمند بود هرچند مشکلاتی هم وجود داشت. شرایط خاص اقتصاد کشور هم فشارهایی داشت اما حقوق به‌موقع پرداخت می‌شد و برای اثبات مواردی که مطرح می‌شد، خودم می‌دیدم که اقدامات لازم انجام می‌شود، پیشرفت در این واحد واقعا امکان‌پذیر بود اگر اراده باشد. دوستی که درباره قیمت غذا صحبت می‌کند، ظاهرا از قیمت‌ها خبر ندارد. روزانه قیمت غذا می‌تواند حدود سه‌صد دربی باشد اما از دستمزدها حدود سی تومان کسر می‌شود؛ کیفیت غذا هم بین پنج گزینه، چهار تا خوب است و یکی کم‌کیفیت بود که به انصاف برمی‌گردد. در واقع این مسائل ثابت شده‌اند. گوشی‌ها برای برخی افراد ممنوع است زیرا سابقه حضور در شبکه‌های اجتماعی و خطرهای مربوط به آن وجود دارد؛ اینجا کارگاه با ابزارهای خطرناک است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند عواقبی جدی به همراه داشته باشد. پس باید به قوانین احترام بگذاریم تا تجربه کاری‌مان ارتقا یابد. درآمد بالاست اما ورودی در این شرایط اقتصادی کم است، بنابراین با درک متقابل و انصاف، بتوانیم این محیط را بزرگ‌تر و بهتر کنیم. سربلند باشید. به طور کلی، چه اینجا و چه هر جای دیگر، تا خودمان نخواهیم پیشرفت نمی‌کنیم و باید صبر کنیم تا به هدف برسیم. کاش اگر کسی دغدغه‌ای داشت، به جای کلی‌گویی به واقعیت‌ها بپردازد تا فضای کار بهتر شود.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۳.۰

در جایی کار می‌کنم که با وجود ادعاهای متفاوت، رفتارهای سازمانی همواره از پایین‌ترین تا بالا به گونه‌ای بود که اصالت در آنجا کم‌رنگ دیده می‌شد. در آروا، به گمانم ارزش‌های مشترک تیمی خیلی روشن نبود و هر روز شیوه‌های کاری فرق می‌کرد؛ گاهی تصمیمات ناگهانی و بدون روال مشخص گرفته می‌شد و کمتر رویکرد سازمانی مشخصی برای مدیریت وجود داشت. محیط کار به نظر من می‌رفت که به جای همکاری و هم‌سویی، حالتی شدید و گاهی فشارآلود داشت؛ مدیران ارشد با لحن تند صحبت می‌کردند و فضایی سمی ایجاد می‌شد، به‌خصوص برای کسانی که شدت و یا توانایی دفاع از مواضع خود را نشان نمی‌دادند. برخی از اعضا با رفتارهای خاصی مثل تعریف‌های بیش از حد یا تبلیغ‌های غیرواقعی برای حضور در مقام‌های بالاتر تلاش می‌کردند تا جایی که گویی جایگاهشان به عنوان رهبران کشوری بود و سایرین را با تصویربرداری‌های گسترده همراه می‌کردند. اختیارات تصمیم‌گیری کارخانه به ظاهر محدود بود و گاه به نظر می‌رسید که مدیر کارخانه فقط نقش اجرایی دارد و از دفاع از مسائل کارخانه باز مانده است. کیفیت تولید هم با وجود ادعاهایی درباره بهبود، از نظر من پایین بود و در میان کارکنان تمایلاتی مانند حفظ ظاهر یا دنبال کردن اخبار و حاشیه‌های داخلی بیشتر حاکم بود تا تمرکز بر بهبود فرآیندها و کارایی. وقتی وارد سازمان شدم، استقبال اولیه با وعده‌هایی مبنی بر نیاز بودن به تجربه‌ام همراه بود، اما در ادامه مسیر مقاومت‌هایی در برابر پیشنهادها وجود داشت و کار به سمت تفکری دیوارکشی برای حفظ وضعیت فعلی رفت، تا جایی که در نهایت برخی افراد پذیرفتند که نکته‌ای که مطرح شده بود دقیقا درست بوده است. در عین حال، برخی از جلسات و فعالیت‌های غیرمرتبط با تولید نیز دیده می‌شد، مثل برنامه‌ریزی‌های سرگرمی‌ای که به نظر می‌آمد هیچ ارتباطی با هدف اصلی کارخانه ندارد؛ مسابقه آشپزی یا فعالیت‌های هنری و فرهنگی گاه به شکل جدی مطرح می‌شدند و به نظر می‌رسید که به جای تمرکز روی تولید، بیشتر به دنبال نمایش و تبلیغ هستند. در کل، این تجربه برای من نمونه‌ای از جایگاهی است که به رغم وجود نقشه‌های ظاهرا روشن، رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها به گونه‌ای بود که از نظر من اصالت سازمانی و تمرکز بر بهبود کارکرد از دست می‌رفت و در نهایت خود را به قضاوت شما می‌سپارم تا تصمیم بگیرید کجا جای افراد با اصالت واقعی است.

همراه صنعت کاوه
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مالی ·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
مالی

به مدت یک سال و نیم در بخش مالی این شرکت فعالیت داشتم و نقش مدیر شرکت را بر عهده میزدم. آقای حاج، به شدت انسان با شخصیت و بزرگ‌منش هستند و تا کنون صدای بلندشان را نشنیده‌ام. از مزایای شرکت می‌توان به حقوق به‌موقع، بیمه تکمیلی، امنیت شغلی و هدایا در مناسبت‌های مختلف اشاره کرد. تیم مالی پوشش‌دهی کامل و هم‌سو با یکدیگر دارد و به ویژه رئیس حسابداری بدون توقع، سال‌ها است که آنچه آموخته را بی‌دریغ منتقل می‌کند. محیط کار امنی دارم و گروه‌های کاری فعال و پویا هستند. به طور کلی اگر فرصت پیش آمد، قطعا اینجا را توصیه می‌کنم.

مکانیک آب
تولید و صنایع · آذربایجان شرقی، تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس

در دوران سال‌های دو هزار و بیست تا دو هزار و بیست و دو در دفتر فنی شرکت مکانیک آب تبریز واقع در شهرک رجایی مشغول به کار بودم و مسئولیت ترسیم نقشه‌های فنی و تهیه BOM را داشتم. به خاطر فشار کار و خطا در ترسیم نقشه، آسیب شدید دیسک گردن گرفتم که به طور مستقیم ناشی از ضربه‌ای بود که از سوی مافوقم وارد شد و بعدها همان شخص گفت که باید گردنم را بشکنم. پس از گزارش به مدیر مستقیم، با مزاحمت روبه‌رو شدم. شنیده‌ام پیش از من نیز یکی از همکاران خانم در همان مجموعه از الفاظ توهین‌آمیز رنج برده و پس از اعتراض قراردادش تمدید نشده بود؛ نشانی از مشکلات عمیق‌تر در فرهنگ کاری آنجا است. کارفرما وقوع حادثه را انکار کرد، ادعا کرد مشکل از قبل وجود داشته و مرا به زودرنجی متهم کرد. در همان محیط بارها مورد آزار روانی، توهین و فحاشی قرار گرفتم و پس از اعتراض، روندی نامناسب در پیشگیری از عود این رفتارها دنبال شد. افراد مرتبط بارها اعلام می‌کردند که «خدایی نیست» و هر کاری که بتوانی انجام بده، حتی اگر شکایت کنی. پس از آن هم تهدید شدم. دوره‌ای نیز به بهانه‌های مختلف احیا یا کنترل ایمنی برگزار کردند و امضا گرفتند تا استخلاص مسیر پیگیری حقوقی را دشوارتر کنند. در نهایت، به دلیل شدت آزارها، فشار روانی و نبود سازوکار عادلانه برای پیگیری، مجبور به ترک کار شدم؛ ترک به صورت اجباری و تحت فشار شدید بود و نه اخراج رسمی. امروز همچنان از درد مزمن گردن رنج می‌برم؛ هزینه‌های درمان شامل فیزیوتراپی، داروها، MRI و مراجعات مکرر پزشکی زندگی‌ام را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده و کیفیت زندگی‌ام را کاهش داده است. مدیر مستقیمم دیگر پاسخگوی تماس‌ها نیست و مرا بلاک کرده است. کسانی که گفتند این ماجرا را به دلیل حفظ جایگاه مدیریتی‌اشان باید سکوت کرد، از پیگیری من جلوگیری می‌کردند. با توجه به تجربه‌ام، به نظر نمی‌رسد در مدیران آن مجموعه وجدانی وجود داشته باشد. این رفتارها نه تنها جسم و روح مرا آسیب زد، بلکه نشان می‌دهد برخی محیط‌های کاری تا چه حد می‌توانند از مسئولیت‌پذیری، انسانیت و اصول اخلاقی فاصله بگیرند. اکنون در محیط کاری بهتری مشغولم، اما این تجربه به من آموخته است که باید بسیار محتاط‌تر باشم و حقوق خود را جدی بگیرم. شاید روایت کردن این تجربه به دیگران کمک کند تا زودتر از چنین موقعیت‌هایی عبور کنند. آرزوی سلامتی و آرامش جسمی و روحی برای همگان.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
مهندس

ماجرای کار من در شرکت پرگاس طب تجربه‌ای پرفشار و ناامیدکننده بود. تا تیر ۱۴۰۲ در این مجموعه کار می‌کردم و دلیل قطع همکاری ما جمعی بودن اعتراضمان بابت عدم پرداخت حقوق بود که تقریبا ۵ ماه طول کشید. در نهایت، نحوه خروج ما به‌عنوان اخراج ارائه شد، هرچند جزئیات با واقعیت مطابقت نداشتند. بعد از آن اتفاق، برخی از همکاران با حضور دوباره در شرکت، واقعیت اعتراض را انکار کردند یا ادعا کردند نقشی نداشته یا در مرخصی بوده‌اند. این رفتار باعث شد مسئولیت اعتراض به‌دست عده‌ای دیگر بیفتد و فضای کار ناسالم‌تر شود. از نظر اداری، رفتارها خیلی حرفه‌ای نبود و برخوردها تبعیض‌آمیز به نظر می‌رسید. حمایت و توجه بیشتر متوجه عده‌ای خاص بود تا درخور شایستگی و تلاش همه کارکنان. واحد منابع انسانی نه تنها از حقوق کارکنان دفاع نمی‌کرد، بلکه بیشتر به رضایت مدیران ارشد می‌اندیشید و قدر نیروی انسانی را به‌طور مناسب نمی‌دانست. حقوق کارکنان برای شرکت اولویت نبود و مزایای مشخصی وجود نداشت. پاسخ‌دهی به تعهدات مالی هم منظم نبود. قبل از هر همکاری، توصیه می‌کنم حتما درباره سابقه پرداخت حقوق، تعهدات مالی و جو مدیریتی مجموعه به‌دقت تحقیق کنید.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۱۱ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس

از وقتی اختیارات مدیر کارخانه به شکل نامناسبی گسترش پیدا کرد، بحث تعدیل تنها چیزی بود که مطرح می‌شد و تلاش‌های سازمان در مسیر نابودی رفت. فردی که حتی قادر به مدیریت ده نفر هم نبود و فقط با دستپاچه‌کردن صدای کارخانه را به دفتر می‌رساند، حضور داشت. رشد کارخانه بیش از همه به نام برادرانی نسبت داده می‌شود که هیچ نقش عملی در پیشبرد امور نداشتند و تنها با سیاست‌بازی، پنهان‌کاری، و دفاترزدایی به روندها ضربه می‌زدند. به مرور، رفتارهای مختلف ایشان برای همه روشن شد.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور·۱۱ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
مشاور

در این شرکت با وجود تمام تلاشم، سرانجام به دلیل اتفاقی که در آن دوران افتاد از کار بی‌کار شدم و با وجود شکایتی که مطرح کردم، به تعهداتشان عمل نکردند و از آن‌ها هیچ قرارداد کتبی یا کپی به من داده نشد. هر چیزی که خواستیم، ادعا می‌کردند که باید مدرک ارائه بدهیم و چیچی در دست نبود تا بتوانیم از حق‌مان دفاع کنیم. با وجود این مشکلات، برای حفظ آرامش روحی‌ام، به مبلغ ناچیزی رضایت دادم؛ اما درباره‌ی ضرر مالی که متقبل شدیم، هنوز احساس می‌کنم به طور عادلانه جبران نشده و از مدیریتی که آن زمان وجود داشت و همچنین از کارکنانی که امور اجرایی کارها را در دست داشتند، دلگیرم. شخصا حتی برای یک تومان هم که از دست رفت، راضی نیستم و نمی‌توانم آن را بخشیده تصور کنم. اکنون می‌فهمم چه اشتباهی کردم که در آن وضعیت ماندم و زمانم را از دست دادم؛ با این فرض که در جایی روزی پاسخ این ضررها را خواهند داد.

زرین رویا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·بازرگانی ·۸ بهمن ۱۴۰۴
۲.۰
بازرگانی

برای من تجربه‌ای بود که نشان داد اختلاف بین تبلیغ و واقعیت تا چه حد می‌تواند باشد. مصاحبه در یک مرحله برگزار شد اما با حضور چند نفر، و سوال‌ها بیشتر جنبه عمومی داشتند تا مرتبط با کار تخصصی. رفتار تیم منابع انسانی چندان حرفه‌ای نبود و گاهی با حالت آزرده یا مغرور جلوه می‌کردند. پاسخ‌هایم که معمولا واضح بود، باز هم سوال‌های تکراری پرسیده می‌شدند و بازخورد مشخصی دریافت نمی‌شد؛ انگار روندی ماشین‌وار ولی بی‌فایده بود. رئیس دپارتمان به جای تمرکز روی کار، بیشتر نظاره‌گر پاسخ‌های من بود و تنها یک برخورد محترمانه از او دیدم. آگهی شرکت با چیزی که حضوری دیدم تفاوت داشت و با توضیح من درباره کار در مصاحبه تلفنی قبلی، اشاره‌ای به تفاوت وظیفه‌ها نشده و از ادامه کار در دفتر منصرف شدم. به‌نظر می‌رسید بی‌نظمی در بخش منابع انسانی زیاد بود و همین، من را با مشکلاتی روبرو کرد.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۵ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰

در این شرکت هیچ پیگیری جدی برای بهبود شرایط وجود ندارد؛ مدیرعامل همیشه در اداره حاضر نیست و این بی‌انگیزگی به سایر بخش‌ها هم سرایت می‌کند. کارمندانی که مسئولیت‌های اصلی را به دوش می‌کشند کم هستند و اکثر مدیران بدون اینکه اقدام عملی انجام بدهند، فقط حقوق‌های بالا می‌گیرند. در چنین محیطی، رفتارهای شخصی اعضای خانواده‌ی مدیرعامل هم به وضوح فضای شرکت را پر از حاشیه کرده است و نتیجه این است که فضای کاری چندان حرفه‌ای و قابل اعتماد به نظر نمی‌رسد. به طور کلی پیشنهاد می‌کنم از کار در این مجموعه پرهیز کنید.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۷ دی ۱۴۰۴
۱.۰

شرکت آروا به نظر من جایی نیست که به سهولت بتوان درباره‌اش قضاوت کرد، اما تجربه‌ام آن‌طور که بوده هم در دل همان فضا می‌گذرد. چندین نکته، که برآمده از دیدگاه من است، در ذهنم مانده و ترجیح می‌دهم به‌صورت روایی و بی‌طرفانه بیان کنم. در محیط کارشیوه رفت و برگشت نسبتا منظم بود و این روند، به نظر می‌رسد که واقعا وجود دارد. اما از جو حاکم در دفتر مرکزی کارگاهی که در آن فعالیت می‌کردم، چندان اطلاعی نداشتم و به همین دلیل نسبت به شرایط حال و آینده تردید داشتم. اگر کسی از من سؤال کند، با توجه به تجربیات روزمره‌ام ممکن است به این نتیجه برسد که فضای عمومی مجموعه کمی سرد و سردرگم به نظر می‌رسد و برخی تغییرات مدیریتی که اخیرا رخ داده، می‌تواند بر جو تیمی تاثیر بگذارد. بدون دسترسی به اطلاعات دقیق و موثق، نمی‌توان با قطعیت درباره این موضوع صحبت کرد. در کنار این جنبه‌ها، یکی از مزایا که می‌توان به آن اشاره کرد وجود نوشیدنی رایگان در محل کار بود که برای برخی از همکاران نکته‌ی جذابی به نظر می‌رسید. به‌طور کلی، تجربه من از حضور در آنجا بیشتر حول جنبه‌های روزمره محیط کار می‌چرخید، بدون ورود به قضاوت‌های قطعی درباره ساختار مدیریتی یا آینده شرکت.

بهران آسانبر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مسئول دفتر·۱۶ دی ۱۴۰۴
۱.۰
مسئول دفتر

در این شرکت هیچ پیگیری منظمی وجود ندارد و همیشه مشخص نیست چه کسی مسئول پیگیری وظایف است. یک سال آخر، پنج بار تغییر مسئول دفتر اتفاق افتاد و هیچ توضیح روشن و مستندی درباره چرایی این تغییرات ارائه نشد. به نظر می‌رسد مشکل از افراد نیست بلکه ساختار منابع انسانی شرکت است که به دلیل رویکرد پارتی‌بازی، کارمندان جدید با دلایل سطحی اخراج می‌شوند و قراردادها هم به‌طور ناگهانی پایان می‌یابد. به محض پایان یافتن قرارداد، در روز آخر به شیوه‌ای سریع تماس گرفته می‌شود و اعلام می‌کنند که از فردا به حضور در کارخانه نیازی نیست. این فضا واقعا ناراحت‌کننده و غیرمنصفانه است. روز اول کار با پرسش‌هایی مثل اینکه چه زمانی آمده‌ای و آیا سابقه‌ای از کارخانه یا شرکت‌های دیگر داری روبه‌رو می‌شویی و اگر پاسخ مثبت نباشد، برخوردها تغییر می‌کند. در این کارخانه، هفت نفر مسئول دفتر وجود دارند که به نظر می‌رسد تنها نقش ظاهری داشته باشند؛ افرادی بدون تحصیلات کافی در اطراف تهران استخدام می‌شوند و سپس به عنوان مدیر، سرپرست یا با عناوینی مشابه معرفی می‌شوند و با مقادیر کم تجربه، با سختی کار را پیش می‌برند. این ترکیب مدیریتی باعث می‌شود فضای کار به شدت غیرحرفه‌ای شود و با ادب کمتری برخورد شود.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·سرپرست تمام وقت ·۱۶ دی ۱۴۰۴
۵.۰
سرپرست تمام وقت

در آغاز نقشه‌ی مسیر رشد اروا را از زمانی دیدم که بهبودها به وسیله‌ی حضور افراد مؤثر در سیستم کلید خورد و بدون شک تلاش مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره هم در این مسیر نقش داشت. اروا شرکتی بود با نظم خوب و همه‌چیز در جای خود، به جز نقطه‌ای خاص. مدیری که در کارخانه مسئول تولید استگاه، خارج از دید همگان و با اوج بی‌نظمی، سیاسی‌بازی و تیم‌های غیررسمی اتفاقاتی می‌افتاد که خلاف آنچه در برخی صفحات نوشته می‌شود، به چشم می‌آمد. در واقع، متأسفانه عواملی وجود داشت که ذهن‌ها را به جهت‌های دیگری می‌کشاند و دروغ‌های فراگیر هم در برخی موارد به چشم می‌آمدند.

پارسیان ترمز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۵ دی ۱۴۰۴
۱.۰

در آگهی گفته شده بود حقوق ۱۸ تومن حضوری، اما وقتی وارد کار شدم با حقوق ۱۵ تومن روبه‌رو شدم و واقعا با این مبلغ امکان زندگی هم نبود. صدای اعتراض در محیط بالا می‌گرفت و دائم با حراست تماس می‌گرفتند تا برایشان قرص سردرد بیارم. رفتار مدیران بورس‌مانند و تحقیرآمیز بود و با من و همکاران با زبانی با شائبه توهین برخورد می‌کردند. به من گفتند تا چند هفته آینده تماس می‌گیرند اما هرگز خبری نشد. در عین حال با تعداد زیادی از افراد دیگر برای همین شغل صحبت می‌کردند و به نظر می‌رسید که استخدام کلی صرفا برای گروهبندی‌های مختلف انجام می‌شود و در نهایت به گروه‌های استخدامی واقعی اعتماد نمی‌کنند.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس Fullstack·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس Fullstack

برای من تجربه‌ای بود که طرز برگزاری مصاحبه شرکت بريد سامانه نوين را به‌طور کامل تغییر داد؛ به‌دليل کرونا به‌صورت آنلاین برگزار شد و قرار شد تماس صبح باشد و امکان تعویق به بعد ظهر وجود داشت. سه نفر حضور داشتند: دو نفر از تیم فنی و یک نفر منابع انسانی. در ابتدای مصاحبه درباره رزومه‌ام سوال شد و از همان ابتدا برخی سوالات بسیار ناگوار و بی‌ربط مطرح شد؛ پرسیدن دلیل خروج از شرکت ده سال پیش یا اینکه آیا با آشناها رفتیم یا نه. متوجه شدم هدفشان تخریب است؛ هر بار سوال فنی را که می‌پرسیدند، من را گیج می‌کردند و گاهی می‌گفتند پاسخ من اشتباه است. بعد از چند سوال و توضیح مفاهیم، عصبی شدم و با آنها بحث کردم که این نوع مصاحبه حرفه‌ای نیست؛ علاوه‌بر این که گفتند سینتکس و روش‌های جنریک یا نحوه نوشتن یک کوئری را از ابتدای کار بخواهند، و توضیح دادند که به‌صورت دقیق چه چیزی را می‌خواهند. در نهایت به نظرشان رسید که پاسخ من ناقص است و از ادامه گفت‌وگو منصرف شدم. همچنین از تلفظ واژه‌هایی مثل virtual نیز به‌زعم خودشان اشکال می‌گرفتند و به رخ کشیدن دانششان را نشان می‌دادند که خیلی بی‌احترامی بود و نیاز نبود. در کل فقط ده دقیقه مصاحبه را ادامه دادم و تصمیم گرفتم ادامه ندهم چون تجربه‌ای بود که به‌هیچ وجه استاندارد و حرفه‌ای نبود و احساس کردم ادامه دادن به آن بی‌فایده است. به آنها هم گفتم که چنین مصاحبه‌هایی را توصیه نمی‌کنم و بهتر است در چنین شرایطی آرامش حفظ شود و به‌جای برخوردهای تخریب‌گر، به معیارهای حرفه‌ای توجه شود. ویژگی‌های مهمی که برایشان مطرح بود، برای من واضح نبود؛ هیچ‌ کدام را به‌عنوان نکته مثبت مطرح نکردند.

آتی فارمد
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه سرپرست پشتیبانی کسب و کار·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه سرپرست پشتیبانی کسب و کار

در برخورد اول از شرکت آتی فارمد احساس کردم که مصاحبه برای پشتیبانی کسب‌و‌کار خیلی جدی و دقیق بود. در ابتدای کار، سوالاتی کلی پرسیده شد و دلیل ترک شغل فعلیم و برنامه‌های آینده و سطح زبانم را جویا شدند. در مرحله دوم، گویی رئیس منابع انسانی بود که مصاحبه‌ای تند و چالشی داشت؛ همانند یک بازی پینگ‌پنگ با پاسخ‌های سریع و گاهی روانشناختی، که در پایان گفت مصاحبه‌هایش معمولا زیر ده دقیقه است اما این مصاحبه برای من نزدیک به یک ساعت طول کشید و از این که چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشتم، لذت بردم. همچنین تأکید داشتند که برای مصاحبه‌های سنگین کاملا آماده باشم و پول برایشان اهمیت زیادی ندارد. توضیحی که ارائه کردند این بود که ویژگی‌های مدنظرشان را نمی‌دانم.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس روابط عمومی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس روابط عمومی

برای من، فرایند مصاحبه با این شرکت از نظر تجربه کاری در قالبی تازه و طبیعی بود. رزومه‌ام دو روز پس از ارسال از طریق یکی از سایت‌های کاریابی دیده شد و روز بعد تماس گرفتند تا برای مصاحبه دعوت شوم. با وجود اینکه آدرس شرکت در طرح ترافیک بود و امکان برگزاری مصاحبه آنلاین وجود داشت، روال به صورت حضوری برگزار شد. در نخستین مرحله، با تاخیری تقریبی بیست دقیقه‌ای مواجه شدم؛ خانمی خوش‌برخورد خود را به عنوان مشاور سازمان معرفی کرد و از تجربه‌های کاری و واکنش‌هایم در چند موقعیت مختلف سؤال کرد. پس از پایان آن مصاحبه، با ده دقیقه انتظار، آقایی از بخش بازاریابی برای مصاحبه دوم وارد صحنه شد. جالب بود که بخش روابط عمومی زیر مجموعه‌ای از بازاریابی به نظر می‌رسید و نکاتی که بیان می‌کرد بیشتر به سمت بازاریابی می‌رفت تا ارتباطات برون‌سازمانی و روابط عمومی. در نهایت، از من سوابق و تجربیاتی فراتر از روابط عمومی تقاضا شد که در آن لحظه در اختیار نداشتم.

ابیان دارو
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه فروش·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه فروش

به نظر می‌رسید فرایند مصاحبه از همان لحظه‌های ابتدایی با سردرگمی همراه باشد و پاسخگویی مناسب اما کمبود راهنمایی محسوس بود. وارد ساختمان که شدم هیچ‌کس نبود تا راهنمایی کند و انتظار می‌کشیدم با چه فردی مصاحبه کنم. بالاخره از اتاق خروجی فردی آمد اما با وجود اینکه می‌دید مراجعه‌کننده آمده، از بیرون رفتن و کمک کردن امتناع کرد و فقط پس از مدت معطلی و مشکلات چاپگر، مسئول منابع انسانی به همراه مدیر علمی بخش فروش وارد شدند. تجربه من از مصاحبه به شدت ناامیدکننده بود: روز قبل فقط بیست دقیقه تلفنی سوال پرسیده بودند که به نظر می‌رسید رزومه را خوب بررسی نکرده‌اند. دو نفر که به نظر می‌رسید مسئول منابع انسانی و مدیر علمی بودند، هر دو جوان و با رفتاری که حس می‌کردم از بالا به من نگاه می‌کنند، سوالات را آغاز کردند. سوالات آنها بی‌ربط و گاها شخصی بود، مثلا درباره مادر یا پدر و دلایل انتخاب رشته و سابقه کار. در این روند می‌شنیدم پرسش‌هایی از این دست که به نظر می‌رسید هدف‌شان فهم دلیل انجام بعضی تصمیم‌ها یا مسیر تحصیلی من است. مدیر علمی هم با رفتاری که انگار جایزه‌ای در دست داشت، درباره رشته‌ای که من خواندم اعتراضاتی داشت و توضیح می‌داد که چرا این رشته را انتخاب کردم. نتیجه این مصاحبه برای من بسیار ناامیدکننده بود؛ فضایی خشک و از بالا نگاه کردن و رفتاری بی‌ادبانه نسبت به من احساس شد.

کولر هوایی آبان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند کولر هوایی آبان·۸ اسفند ۱۴۰۴
۱.۰
کارمند کولر هوایی آبان

احساس کردم که با وجود حضور چنین شرکت‌هایی برای آشنایی دقیق با فضای کاری، گاهی ممکنه تصویر واضحی از وضع کار کردن به دست نیاد. به گفته‌ی این کاربر، در زمان فعلی که شب عید است تصمیم گرفتم تجربه‌ام را بنویسم تا روشن‌تر بشود موضوع. الان در تاریخ هشتم اسفند سال هزار و چهارصد و چهار، حقوق دی ما به تازگی و حدود بیستم اسفند پرداخت می‌شود که این به معنای کار بی‌دریافت در ازای تورم است؛ حقوق بهمن هم تنها حقوقی است که با تاخیر بیست روزه همراه می‌شود و در اسفند هم با همین تاخیر به جزئی از حقوق دی اضافه می‌شود و حقوق اسفند به اردیبهشت سال بعد می‌رود تا تاخیر ماه و نیم حفظ شود. در نتیجه موقع نیاز مالی شب عید فشار هست و پولی در دست نیست. یکی از نکات مهم این است که چون پایه حقوق پایین است، عیدی و سنوات آخر همکاری بر اساس همان پایه محاسبه می‌شود و در نهایت به شما فقط دو برابر پایه عیدی تعلق می‌گیرد که ارزش زیادی ندارد؛ به عنوان نمونه برای سال ۱۴۰۴ حدودا معادل ۳۰ تومان عیدی می‌شود. همچنین آیتم‌های غیرنقدی مانند آجیل و کمک‌های عید به صورت قابل توجهی کمرنگ است و شرکت به نظر کمتر حمایتی ارائه می‌کند. در موقع استخدام هم ممکن است وعده‌ای بدهند که بعدا خبری از آن نیست. عیدها تعطیل است و از مرخصی شما کسر می‌شود، اما مجموع مرخصی سالیانه شما ۲۶ روز است و به دلیل اینکه روزهای کاری ۹ ساعت هستند، هر روز مرخصی باعث کسر یک روز و صد و چهل دقیقه از کل ۲۰۰ ساعت می‌شود؛ در واقع به لحاظ عملی شما تنها حدود بیست و یک روز مرخصی در سال دارید، نه بیست و شش روز طبق قانون کار. و در نهایت، می‌خواهم بگویم مجموعه‌ای از معایب شرکت وجود دارد که نمی‌شود آنها را به طور کامل در یک متن جا داد.

صنایع غذایی بدر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه·۷ اسفند ۱۴۰۴
۲.۰
مصاحبه

به دیدن مصاحبه رفتم و از همان ابتدای جلسه فهمیدم که سابقه‌کار من ارتباطی به موقعیت مطرح‌شده ندارد. برخوردها طوری بود که هر سوالی می‌کردند، به جای پاسخ دقیق درباره توانمندی‌ها، فقط می‌گفتند که اینجا دنبال چیز دیگری هستند یا نه. به قدری تحقیر شدند که اگر می‌گفتند استخدامی قبول نمی‌کنم، بعید نبود که تصمیمم را عوض کنم. واقعا به سمت‌وسوی شرکت‌های جوان‌پسند و با عزت نفس نمی‌رفت که این رفتارها انگار با من و هم‌نسلانم هم بی‌رحمانه است. کسی را می‌خواستند که تجربه‌ای بالغ بر پنجاه سال داشته باشد و در ازای آن دیگران انتظار کار شبانه‌روزی و حقوقی کم یا خارج از عرف را داشتند. برای من هیچ‌کدام از این‌ها درست نبود و گفت‌وگو طوری شد که ادامه ندادم. واقعا این رفتارها را نمی‌پسندم و ترجیح می‌دهم جایگاهی پیدا کنم که ارزش‌گذاری به مهارت‌ها و کار گروهی باشد، نه باژوهای منفی و قضاوت‌های بی‌پایه. در آن جلسه احساس کردم جای من در آن‌جا نیست.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·سرپرست تمام وقت·۲۸ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
سرپرست تمام وقت

من همیشه دوست دارم با رویکرد واقع‌گرایانه و محترمانه، تجربه‌ای که از محیط کار دارم را بازگو کنم. در این وظیفه، قصد دارم نکات کلیدی و احساساتی که در تجربه حضور داشت را به زبان تازه و طبیعی بیان کنم. وقتی به موضوعاتی که مربوط به رفتارهای نامطلوب یا تضادهای اخلاقی می‌شود فکر می‌کنم، سریعا تصمیم گرفتم واکنش نشان دهم و وویس مربوط به صحبت‌های ن با ع عنوانی که در یک سایت منتشر شده بود را بررسی کنم و لینک آن را به اشتراک بگذارم تا شفافیت حفظ شود. این تصمیم را با هدف روشن شده‌ای گرفتم تا بتوانم واقعیت ماجرا را بدون تحمیل نظر شخصی بیان کنم. به مدیر منابع انسانی که درباره قائم مقام پیش کارشناس منابع انسانی صحبت می‌کرد، اشاره شد که از این گونه موضوعات چگونه باید برخورد کرد تا انتظارها از تیم‌های کارشناسی بالا نباشد و راهکارهای مناسب‌تر برای مدیریتی دقیق‌تر پدید آید. در فاز بعدی از من می‌خواستند منتظر بمانم و حتما این اقدام را انجام دهم تا ع.ن بفهمد که از چه شخصی حمایت می‌شد و چه انگیزه‌ای پشت رفتارهای کارمند وجود داشت. در نهایت، هدفم این بود تا با شفاف‌سازی و نشان دادن واقعیت‌ها، مسیر بهتری برای رفتارهای حرفه‌ای و پاسخگویی به موقع در تیم ایجاد کنم.

بهران آسانبر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارگر معمولی ·۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
کارگر معمولی

این تجربه را به‌گونه‌ای تازه و طبیعی بازنویسی می‌کنم که معنا و لحن اصلی حفظ شود اما ساختار جمله‌ها نو شود. آغازم یک جمله افتتاحیه‌ی جدید است و سعی می‌کنم بیشتر واژگان و توالی را تغییر دهم. بهران آسانبر تجربه‌ای پر از یادگیری بود و من در این مسیر از هم‌کارانم قدردانی می‌کنم؛ همکاری با تیم واقعا برایم ارزشمند بود هرچند مشکلاتی هم وجود داشت. شرایط خاص اقتصاد کشور هم فشارهایی داشت اما حقوق به‌موقع پرداخت می‌شد و برای اثبات مواردی که مطرح می‌شد، خودم می‌دیدم که اقدامات لازم انجام می‌شود، پیشرفت در این واحد واقعا امکان‌پذیر بود اگر اراده باشد. دوستی که درباره قیمت غذا صحبت می‌کند، ظاهرا از قیمت‌ها خبر ندارد. روزانه قیمت غذا می‌تواند حدود سه‌صد دربی باشد اما از دستمزدها حدود سی تومان کسر می‌شود؛ کیفیت غذا هم بین پنج گزینه، چهار تا خوب است و یکی کم‌کیفیت بود که به انصاف برمی‌گردد. در واقع این مسائل ثابت شده‌اند. گوشی‌ها برای برخی افراد ممنوع است زیرا سابقه حضور در شبکه‌های اجتماعی و خطرهای مربوط به آن وجود دارد؛ اینجا کارگاه با ابزارهای خطرناک است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند عواقبی جدی به همراه داشته باشد. پس باید به قوانین احترام بگذاریم تا تجربه کاری‌مان ارتقا یابد. درآمد بالاست اما ورودی در این شرایط اقتصادی کم است، بنابراین با درک متقابل و انصاف، بتوانیم این محیط را بزرگ‌تر و بهتر کنیم. سربلند باشید. به طور کلی، چه اینجا و چه هر جای دیگر، تا خودمان نخواهیم پیشرفت نمی‌کنیم و باید صبر کنیم تا به هدف برسیم. کاش اگر کسی دغدغه‌ای داشت، به جای کلی‌گویی به واقعیت‌ها بپردازد تا فضای کار بهتر شود.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۳.۰

در جایی کار می‌کنم که با وجود ادعاهای متفاوت، رفتارهای سازمانی همواره از پایین‌ترین تا بالا به گونه‌ای بود که اصالت در آنجا کم‌رنگ دیده می‌شد. در آروا، به گمانم ارزش‌های مشترک تیمی خیلی روشن نبود و هر روز شیوه‌های کاری فرق می‌کرد؛ گاهی تصمیمات ناگهانی و بدون روال مشخص گرفته می‌شد و کمتر رویکرد سازمانی مشخصی برای مدیریت وجود داشت. محیط کار به نظر من می‌رفت که به جای همکاری و هم‌سویی، حالتی شدید و گاهی فشارآلود داشت؛ مدیران ارشد با لحن تند صحبت می‌کردند و فضایی سمی ایجاد می‌شد، به‌خصوص برای کسانی که شدت و یا توانایی دفاع از مواضع خود را نشان نمی‌دادند. برخی از اعضا با رفتارهای خاصی مثل تعریف‌های بیش از حد یا تبلیغ‌های غیرواقعی برای حضور در مقام‌های بالاتر تلاش می‌کردند تا جایی که گویی جایگاهشان به عنوان رهبران کشوری بود و سایرین را با تصویربرداری‌های گسترده همراه می‌کردند. اختیارات تصمیم‌گیری کارخانه به ظاهر محدود بود و گاه به نظر می‌رسید که مدیر کارخانه فقط نقش اجرایی دارد و از دفاع از مسائل کارخانه باز مانده است. کیفیت تولید هم با وجود ادعاهایی درباره بهبود، از نظر من پایین بود و در میان کارکنان تمایلاتی مانند حفظ ظاهر یا دنبال کردن اخبار و حاشیه‌های داخلی بیشتر حاکم بود تا تمرکز بر بهبود فرآیندها و کارایی. وقتی وارد سازمان شدم، استقبال اولیه با وعده‌هایی مبنی بر نیاز بودن به تجربه‌ام همراه بود، اما در ادامه مسیر مقاومت‌هایی در برابر پیشنهادها وجود داشت و کار به سمت تفکری دیوارکشی برای حفظ وضعیت فعلی رفت، تا جایی که در نهایت برخی افراد پذیرفتند که نکته‌ای که مطرح شده بود دقیقا درست بوده است. در عین حال، برخی از جلسات و فعالیت‌های غیرمرتبط با تولید نیز دیده می‌شد، مثل برنامه‌ریزی‌های سرگرمی‌ای که به نظر می‌آمد هیچ ارتباطی با هدف اصلی کارخانه ندارد؛ مسابقه آشپزی یا فعالیت‌های هنری و فرهنگی گاه به شکل جدی مطرح می‌شدند و به نظر می‌رسید که به جای تمرکز روی تولید، بیشتر به دنبال نمایش و تبلیغ هستند. در کل، این تجربه برای من نمونه‌ای از جایگاهی است که به رغم وجود نقشه‌های ظاهرا روشن، رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها به گونه‌ای بود که از نظر من اصالت سازمانی و تمرکز بر بهبود کارکرد از دست می‌رفت و در نهایت خود را به قضاوت شما می‌سپارم تا تصمیم بگیرید کجا جای افراد با اصالت واقعی است.

همراه صنعت کاوه
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مالی ·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
مالی

به مدت یک سال و نیم در بخش مالی این شرکت فعالیت داشتم و نقش مدیر شرکت را بر عهده میزدم. آقای حاج، به شدت انسان با شخصیت و بزرگ‌منش هستند و تا کنون صدای بلندشان را نشنیده‌ام. از مزایای شرکت می‌توان به حقوق به‌موقع، بیمه تکمیلی، امنیت شغلی و هدایا در مناسبت‌های مختلف اشاره کرد. تیم مالی پوشش‌دهی کامل و هم‌سو با یکدیگر دارد و به ویژه رئیس حسابداری بدون توقع، سال‌ها است که آنچه آموخته را بی‌دریغ منتقل می‌کند. محیط کار امنی دارم و گروه‌های کاری فعال و پویا هستند. به طور کلی اگر فرصت پیش آمد، قطعا اینجا را توصیه می‌کنم.

مکانیک آب
تولید و صنایع · آذربایجان شرقی، تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس

در دوران سال‌های دو هزار و بیست تا دو هزار و بیست و دو در دفتر فنی شرکت مکانیک آب تبریز واقع در شهرک رجایی مشغول به کار بودم و مسئولیت ترسیم نقشه‌های فنی و تهیه BOM را داشتم. به خاطر فشار کار و خطا در ترسیم نقشه، آسیب شدید دیسک گردن گرفتم که به طور مستقیم ناشی از ضربه‌ای بود که از سوی مافوقم وارد شد و بعدها همان شخص گفت که باید گردنم را بشکنم. پس از گزارش به مدیر مستقیم، با مزاحمت روبه‌رو شدم. شنیده‌ام پیش از من نیز یکی از همکاران خانم در همان مجموعه از الفاظ توهین‌آمیز رنج برده و پس از اعتراض قراردادش تمدید نشده بود؛ نشانی از مشکلات عمیق‌تر در فرهنگ کاری آنجا است. کارفرما وقوع حادثه را انکار کرد، ادعا کرد مشکل از قبل وجود داشته و مرا به زودرنجی متهم کرد. در همان محیط بارها مورد آزار روانی، توهین و فحاشی قرار گرفتم و پس از اعتراض، روندی نامناسب در پیشگیری از عود این رفتارها دنبال شد. افراد مرتبط بارها اعلام می‌کردند که «خدایی نیست» و هر کاری که بتوانی انجام بده، حتی اگر شکایت کنی. پس از آن هم تهدید شدم. دوره‌ای نیز به بهانه‌های مختلف احیا یا کنترل ایمنی برگزار کردند و امضا گرفتند تا استخلاص مسیر پیگیری حقوقی را دشوارتر کنند. در نهایت، به دلیل شدت آزارها، فشار روانی و نبود سازوکار عادلانه برای پیگیری، مجبور به ترک کار شدم؛ ترک به صورت اجباری و تحت فشار شدید بود و نه اخراج رسمی. امروز همچنان از درد مزمن گردن رنج می‌برم؛ هزینه‌های درمان شامل فیزیوتراپی، داروها، MRI و مراجعات مکرر پزشکی زندگی‌ام را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده و کیفیت زندگی‌ام را کاهش داده است. مدیر مستقیمم دیگر پاسخگوی تماس‌ها نیست و مرا بلاک کرده است. کسانی که گفتند این ماجرا را به دلیل حفظ جایگاه مدیریتی‌اشان باید سکوت کرد، از پیگیری من جلوگیری می‌کردند. با توجه به تجربه‌ام، به نظر نمی‌رسد در مدیران آن مجموعه وجدانی وجود داشته باشد. این رفتارها نه تنها جسم و روح مرا آسیب زد، بلکه نشان می‌دهد برخی محیط‌های کاری تا چه حد می‌توانند از مسئولیت‌پذیری، انسانیت و اصول اخلاقی فاصله بگیرند. اکنون در محیط کاری بهتری مشغولم، اما این تجربه به من آموخته است که باید بسیار محتاط‌تر باشم و حقوق خود را جدی بگیرم. شاید روایت کردن این تجربه به دیگران کمک کند تا زودتر از چنین موقعیت‌هایی عبور کنند. آرزوی سلامتی و آرامش جسمی و روحی برای همگان.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
مهندس

ماجرای کار من در شرکت پرگاس طب تجربه‌ای پرفشار و ناامیدکننده بود. تا تیر ۱۴۰۲ در این مجموعه کار می‌کردم و دلیل قطع همکاری ما جمعی بودن اعتراضمان بابت عدم پرداخت حقوق بود که تقریبا ۵ ماه طول کشید. در نهایت، نحوه خروج ما به‌عنوان اخراج ارائه شد، هرچند جزئیات با واقعیت مطابقت نداشتند. بعد از آن اتفاق، برخی از همکاران با حضور دوباره در شرکت، واقعیت اعتراض را انکار کردند یا ادعا کردند نقشی نداشته یا در مرخصی بوده‌اند. این رفتار باعث شد مسئولیت اعتراض به‌دست عده‌ای دیگر بیفتد و فضای کار ناسالم‌تر شود. از نظر اداری، رفتارها خیلی حرفه‌ای نبود و برخوردها تبعیض‌آمیز به نظر می‌رسید. حمایت و توجه بیشتر متوجه عده‌ای خاص بود تا درخور شایستگی و تلاش همه کارکنان. واحد منابع انسانی نه تنها از حقوق کارکنان دفاع نمی‌کرد، بلکه بیشتر به رضایت مدیران ارشد می‌اندیشید و قدر نیروی انسانی را به‌طور مناسب نمی‌دانست. حقوق کارکنان برای شرکت اولویت نبود و مزایای مشخصی وجود نداشت. پاسخ‌دهی به تعهدات مالی هم منظم نبود. قبل از هر همکاری، توصیه می‌کنم حتما درباره سابقه پرداخت حقوق، تعهدات مالی و جو مدیریتی مجموعه به‌دقت تحقیق کنید.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۱۱ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس

از وقتی اختیارات مدیر کارخانه به شکل نامناسبی گسترش پیدا کرد، بحث تعدیل تنها چیزی بود که مطرح می‌شد و تلاش‌های سازمان در مسیر نابودی رفت. فردی که حتی قادر به مدیریت ده نفر هم نبود و فقط با دستپاچه‌کردن صدای کارخانه را به دفتر می‌رساند، حضور داشت. رشد کارخانه بیش از همه به نام برادرانی نسبت داده می‌شود که هیچ نقش عملی در پیشبرد امور نداشتند و تنها با سیاست‌بازی، پنهان‌کاری، و دفاترزدایی به روندها ضربه می‌زدند. به مرور، رفتارهای مختلف ایشان برای همه روشن شد.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور·۱۱ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
مشاور

در این شرکت با وجود تمام تلاشم، سرانجام به دلیل اتفاقی که در آن دوران افتاد از کار بی‌کار شدم و با وجود شکایتی که مطرح کردم، به تعهداتشان عمل نکردند و از آن‌ها هیچ قرارداد کتبی یا کپی به من داده نشد. هر چیزی که خواستیم، ادعا می‌کردند که باید مدرک ارائه بدهیم و چیچی در دست نبود تا بتوانیم از حق‌مان دفاع کنیم. با وجود این مشکلات، برای حفظ آرامش روحی‌ام، به مبلغ ناچیزی رضایت دادم؛ اما درباره‌ی ضرر مالی که متقبل شدیم، هنوز احساس می‌کنم به طور عادلانه جبران نشده و از مدیریتی که آن زمان وجود داشت و همچنین از کارکنانی که امور اجرایی کارها را در دست داشتند، دلگیرم. شخصا حتی برای یک تومان هم که از دست رفت، راضی نیستم و نمی‌توانم آن را بخشیده تصور کنم. اکنون می‌فهمم چه اشتباهی کردم که در آن وضعیت ماندم و زمانم را از دست دادم؛ با این فرض که در جایی روزی پاسخ این ضررها را خواهند داد.

زرین رویا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·بازرگانی ·۸ بهمن ۱۴۰۴
۲.۰
بازرگانی

برای من تجربه‌ای بود که نشان داد اختلاف بین تبلیغ و واقعیت تا چه حد می‌تواند باشد. مصاحبه در یک مرحله برگزار شد اما با حضور چند نفر، و سوال‌ها بیشتر جنبه عمومی داشتند تا مرتبط با کار تخصصی. رفتار تیم منابع انسانی چندان حرفه‌ای نبود و گاهی با حالت آزرده یا مغرور جلوه می‌کردند. پاسخ‌هایم که معمولا واضح بود، باز هم سوال‌های تکراری پرسیده می‌شدند و بازخورد مشخصی دریافت نمی‌شد؛ انگار روندی ماشین‌وار ولی بی‌فایده بود. رئیس دپارتمان به جای تمرکز روی کار، بیشتر نظاره‌گر پاسخ‌های من بود و تنها یک برخورد محترمانه از او دیدم. آگهی شرکت با چیزی که حضوری دیدم تفاوت داشت و با توضیح من درباره کار در مصاحبه تلفنی قبلی، اشاره‌ای به تفاوت وظیفه‌ها نشده و از ادامه کار در دفتر منصرف شدم. به‌نظر می‌رسید بی‌نظمی در بخش منابع انسانی زیاد بود و همین، من را با مشکلاتی روبرو کرد.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۵ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰

در این شرکت هیچ پیگیری جدی برای بهبود شرایط وجود ندارد؛ مدیرعامل همیشه در اداره حاضر نیست و این بی‌انگیزگی به سایر بخش‌ها هم سرایت می‌کند. کارمندانی که مسئولیت‌های اصلی را به دوش می‌کشند کم هستند و اکثر مدیران بدون اینکه اقدام عملی انجام بدهند، فقط حقوق‌های بالا می‌گیرند. در چنین محیطی، رفتارهای شخصی اعضای خانواده‌ی مدیرعامل هم به وضوح فضای شرکت را پر از حاشیه کرده است و نتیجه این است که فضای کاری چندان حرفه‌ای و قابل اعتماد به نظر نمی‌رسد. به طور کلی پیشنهاد می‌کنم از کار در این مجموعه پرهیز کنید.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۷ دی ۱۴۰۴
۱.۰

شرکت آروا به نظر من جایی نیست که به سهولت بتوان درباره‌اش قضاوت کرد، اما تجربه‌ام آن‌طور که بوده هم در دل همان فضا می‌گذرد. چندین نکته، که برآمده از دیدگاه من است، در ذهنم مانده و ترجیح می‌دهم به‌صورت روایی و بی‌طرفانه بیان کنم. در محیط کارشیوه رفت و برگشت نسبتا منظم بود و این روند، به نظر می‌رسد که واقعا وجود دارد. اما از جو حاکم در دفتر مرکزی کارگاهی که در آن فعالیت می‌کردم، چندان اطلاعی نداشتم و به همین دلیل نسبت به شرایط حال و آینده تردید داشتم. اگر کسی از من سؤال کند، با توجه به تجربیات روزمره‌ام ممکن است به این نتیجه برسد که فضای عمومی مجموعه کمی سرد و سردرگم به نظر می‌رسد و برخی تغییرات مدیریتی که اخیرا رخ داده، می‌تواند بر جو تیمی تاثیر بگذارد. بدون دسترسی به اطلاعات دقیق و موثق، نمی‌توان با قطعیت درباره این موضوع صحبت کرد. در کنار این جنبه‌ها، یکی از مزایا که می‌توان به آن اشاره کرد وجود نوشیدنی رایگان در محل کار بود که برای برخی از همکاران نکته‌ی جذابی به نظر می‌رسید. به‌طور کلی، تجربه من از حضور در آنجا بیشتر حول جنبه‌های روزمره محیط کار می‌چرخید، بدون ورود به قضاوت‌های قطعی درباره ساختار مدیریتی یا آینده شرکت.

بهران آسانبر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مسئول دفتر·۱۶ دی ۱۴۰۴
۱.۰
مسئول دفتر

در این شرکت هیچ پیگیری منظمی وجود ندارد و همیشه مشخص نیست چه کسی مسئول پیگیری وظایف است. یک سال آخر، پنج بار تغییر مسئول دفتر اتفاق افتاد و هیچ توضیح روشن و مستندی درباره چرایی این تغییرات ارائه نشد. به نظر می‌رسد مشکل از افراد نیست بلکه ساختار منابع انسانی شرکت است که به دلیل رویکرد پارتی‌بازی، کارمندان جدید با دلایل سطحی اخراج می‌شوند و قراردادها هم به‌طور ناگهانی پایان می‌یابد. به محض پایان یافتن قرارداد، در روز آخر به شیوه‌ای سریع تماس گرفته می‌شود و اعلام می‌کنند که از فردا به حضور در کارخانه نیازی نیست. این فضا واقعا ناراحت‌کننده و غیرمنصفانه است. روز اول کار با پرسش‌هایی مثل اینکه چه زمانی آمده‌ای و آیا سابقه‌ای از کارخانه یا شرکت‌های دیگر داری روبه‌رو می‌شویی و اگر پاسخ مثبت نباشد، برخوردها تغییر می‌کند. در این کارخانه، هفت نفر مسئول دفتر وجود دارند که به نظر می‌رسد تنها نقش ظاهری داشته باشند؛ افرادی بدون تحصیلات کافی در اطراف تهران استخدام می‌شوند و سپس به عنوان مدیر، سرپرست یا با عناوینی مشابه معرفی می‌شوند و با مقادیر کم تجربه، با سختی کار را پیش می‌برند. این ترکیب مدیریتی باعث می‌شود فضای کار به شدت غیرحرفه‌ای شود و با ادب کمتری برخورد شود.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·سرپرست تمام وقت ·۱۶ دی ۱۴۰۴
۵.۰
سرپرست تمام وقت

در آغاز نقشه‌ی مسیر رشد اروا را از زمانی دیدم که بهبودها به وسیله‌ی حضور افراد مؤثر در سیستم کلید خورد و بدون شک تلاش مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره هم در این مسیر نقش داشت. اروا شرکتی بود با نظم خوب و همه‌چیز در جای خود، به جز نقطه‌ای خاص. مدیری که در کارخانه مسئول تولید استگاه، خارج از دید همگان و با اوج بی‌نظمی، سیاسی‌بازی و تیم‌های غیررسمی اتفاقاتی می‌افتاد که خلاف آنچه در برخی صفحات نوشته می‌شود، به چشم می‌آمد. در واقع، متأسفانه عواملی وجود داشت که ذهن‌ها را به جهت‌های دیگری می‌کشاند و دروغ‌های فراگیر هم در برخی موارد به چشم می‌آمدند.

پارسیان ترمز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۵ دی ۱۴۰۴
۱.۰

در آگهی گفته شده بود حقوق ۱۸ تومن حضوری، اما وقتی وارد کار شدم با حقوق ۱۵ تومن روبه‌رو شدم و واقعا با این مبلغ امکان زندگی هم نبود. صدای اعتراض در محیط بالا می‌گرفت و دائم با حراست تماس می‌گرفتند تا برایشان قرص سردرد بیارم. رفتار مدیران بورس‌مانند و تحقیرآمیز بود و با من و همکاران با زبانی با شائبه توهین برخورد می‌کردند. به من گفتند تا چند هفته آینده تماس می‌گیرند اما هرگز خبری نشد. در عین حال با تعداد زیادی از افراد دیگر برای همین شغل صحبت می‌کردند و به نظر می‌رسید که استخدام کلی صرفا برای گروهبندی‌های مختلف انجام می‌شود و در نهایت به گروه‌های استخدامی واقعی اعتماد نمی‌کنند.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.