مصاحبه ای با هد جذب استخدام آقای س.ر داشتم مطمعنم مصاحبه خوب و قابل قبولی داشتم و هیچ نکته منفی وجود نداشت و هیچ بازخورد یا نکته منفی ارائه ندادن اما متوجه شدم شخصی فردای روز مصاحبه با من رو بلافاصله استخدام کردن گویا متاسفانه همه این ها نمایش بود و شاید هم برای بنچ مارک و نفری که استخدام کردن از قبل انتخاب و نهایی شده بود چراکه طی کردن مراحل استخدام و… به این سرعت امکان پذیر نبود متوجه شدم این خانم از دوستان و آشنایان خودشون بود که اتفاقا شاغل در شرکت کروز بود و شرایط شغلی خوبی داشت و منصفانه نبود بقیه حقشون اینطور ضایع بشه فکر میکردم استخدام در این شرکت بر حسب شایستگی و ضوابط باشه نه روابط و تیم سازی.مشکل من اصلا اعتراض به انتخاب اون خانم نیست ولی حق من که متاهل با یک فرزند هستم نباید اینطور ضایع میشد اگر از اول قرار به استخدام دوستان خودشون بوده پس چرا بقیه رو امیدوار می کنن و فهمیدم این شرکت هم با بقیه جاها فرقی نداره و آشنا سالاری حاکم هست و اینکه ایشون دوستان خودشون رو انتخاب کردن قابل تامل. هنوز حتی عدم تایید بقیه متقاضیان رو هم شفاف اعلام نکردن ولی نفر خودشون ااستخدام شد عدالتی وجود نداره همه جا اشنا بر اساس آشنا بازی کارا پیش میره دوستان عزیز شما علامه هم باشین بی فایده هست حق الناس کردن خوب نیست حسف این شرکت معتبر
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت پویندگان پزشکی پردیس برای من تجربهای دوگانه داشت. اوایل سال گذشته برای کارشناس SME وارد روند مصاحبه شدم و برخورد اعضای منابع انسانی خیلی محترمانه و گرم بود؛ شفافیت کامل وجود داشت و آرامش بهطور کامل به من منتقل شد. در ادامه برای مرحله فنی با دو نفر مصاحبه کردم و به دلیل حقوق پایین در آن نقش، تصمیمی نگرفتم. امسال دوباره برای همان پست ارتباط گرفتند و دوباره رفتم تا گفتوگوهای فنی را پشت سر بگذارم. در اینبار با بانویی مسن از منابع انسانی روبهرو شدم که بهشدت بیادب و بیمنش بود و کلمهها با سختی رد و بدل میشد. همچنان فهمیدم که فضای کار بهنظر شلخته است و رفتارها نظم مشخصی ندارد؛ گویی هر لحظه ممکن است از حضور من منصرف شوند. در نهایت تجربهام از این شرکت خیلی تناقضی بود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
شرکت تولیدی بازرگانی سپیدرو برای من تجربهٔ کار در بخش بکاند بود. اوضاع تیم فنی از زمان ورود تغییرات جدید دچار بینظمی شده و مشکلات تازهای به وجود آمده است. منابع انسانی هم به نظر میرسد که چندان اختیار یا درکی از وضعیت ندارد. حقوقها به نسبت مناسب نیستند مگر اینکه کسی خودش را به عنوان معرف معرفی کند یا برای مصاحبه دست به سفارش بزند. فضای کار کاملاً نامساعد است و وجود چنین جو سمی، من را به ماندن مجبور میکند.
اولش بخش فنی بود؛ یکی از برنامهنویسهای ارشدِ این مجموعه باهام مصاحبه کرد. جدی بود ولی خیلی محترمانه برخورد میکرد. از مهارتهام پرسید، اینکه هر کدومو چقدر کار کردم، چطوری یاد گرفتم و چه تجربهٔ حرفهای دارم. بعد سراغ مفاهیم پایهٔ مهندسی اینترنت رفتن و اگه چیزی رو بلد نبودم، با حوصله درستشو برام توضیح میدادن. کمکم سوالا تخصصیتر و سختتر شد؛ توی منطق برنامهنویسی سؤال کردن اما توی سینتکس کمتر گیر دادن (هرچند تأکید داشتن که برای این موقعیت باید روی JS مسلط باشی). بعد از اون، رفتم سراغ مصاحبه با واحد منابع انسانی که واقعاً رفتار گرمی داشتن و راحت بودیم. شروع کردیم به گپ در مورد مدرسه و دانشگاه و اینکه چرا کاری که دنبالشم ربطی به رشتهم نداره. یهو فهمیدیم یکی از دوستامون هم آشناشون کرده و فضا کمی صمیمیتر شد. بعد راجع به چشمانداز کاریم پرسیدن، ۵ تا ۱۰ سال بعد خودمو کجا میبینم. بعد یک مسئلهٔ ریاضی-منطقی دادن و من روی وایتبرد حلش کردم، ایشون هم وسط حل راهنمایی میکردن. در پایان با مهربونی خداحافظی کردن و گفتن نتیجه رو از طریق همون دوستی که معرفی کرده بود خبر میدن. یه چند تا نکته هم از تجربم: توی حوزهای که اپلای میکنید حسابی قوی باشید و خصوصاً پایهها رو خوب بلد باشید. تو مصاحبه سعی کنید آرومتون رو حفظ کنین چون ممکنه ازتون بخوان چیزی رو روی تخته حل کنین و استرس باعث میشه یادتون بره یا زمان کم بیارید؛ راحت بلند فکر کنین، معمولاً مصاحبهکننده همراهی میکنه و از طرز فکر شما هم مطلع میشه. من در نهایت قبول نشدم، دلیلش کمبودن مهارتهام بود و البته من اون موقع مریضی خیلی سختی هم داشتم و بهشون گفته بودم؛ شاید اون هم بیتأثیر نبوده. با این حال گفتن بعد از بهبود و تقویت مهارتها اگر خواستم دوباره اپلای کنم، اپلیکیشنم رو بررسی میکنن. یه چیز دیگه که براشون خیلی مهم بود وقتشناسی بود. من زودتر رسیده بودم و جلوی در با نگهبان هماهنگ کرده بودم که داخل راهرو منتظر بمونم. مصاحبهکننده چند دقیقه تأخیر داشت و اول فکر کرد تأخیر از طرف من بوده؛ توضیح دادم که من زودتر اومدم و منتظر بودم. بعد از تماس با حراست، از رفتار نگهبان خیلی انتقاد شد! در نهایت با یک عذرخواهی جدی منو به اتاق دعوت کردن.
مدتی بهعنوان پیک/سفیر برای این شرکت فعالیت میکردم. اوایل کار تصور میکردم وظایف مشخصی دارم، اما بعد از چند روز با صحبتی روبهرو شدم که بابت سفارشی که خریدار آن را کنسل کرده بود، به من بدهی ۱۵ میلیون ریال بهعنوان جریمهی عدم تحویل تعلق گرفته بود؛ این حرف را مسئولان مجموعه مطرح کردند. چندین بار موضوع را به پشتیبانی گزارش کردم، ایمیلهایی با جزییات فرستادم و حتی چند مرتبه حضوری به دفتر رفتم، اما نتیجهای از پیگیری، تماس یا پاسخ مناسب دریافت نکردم. اکنون هر بار که وارد حسابم میشوم، بدهی بلندبالا روی صفحه مثل یک نوع توهین به چشم میزند. وقتی نظرات دیگران دربارهی اینکه این مجموعه چه میزان به مشکلات سفیرها رسیدگی میکند را میخوانم، واقعاً تعجب میکنم: آیا من واقعاً فردی کمارزش بودم که برایشان اهمیت نداشتم یا دیگران چه میدانند که من نمیفهمم.
شرکت گروه اچ جی ایچ برای مصاحبه من تجربهای بسیار مثبت بود. در نخستین جلسه با تیم منابع انسانی صحبت کردم و بخش فنی برای مرحله بعد هماهنگ شد. مصاحبهکننده با دقت و شفافیت سوالها را مطرح میکرد و واقعاً به پاسخهایم توجه داشت. به نظرم این سازمان ویژگیهایی دارد که آیندهای روشن برایش میبینم و اگر در بخش فنی هم پذیرفته شوم، خوشحال میشوم که با آنها همکاری کنم.
کارشناس استقرار و پشتیبانی بودم و چیزهایی که از این شرکت دیدم کاملاً با شهرت عمومی تفاوت داشت. فرآیند استخدامشون رو خیلی بهروز و متفاوت میگن، اما واقعاً این روشهای جدید جوری عمل میکنن که انگار کسی رو وسط کار رها میکنن و استرس زیادی میسازن. ورود که میشی، گروههایی مثل مالی یا بازرگانی یا حقوق و دستمزد کنار دستت میز کار میدن و عمدتاً کسی نیست راهنمایی کنه. رونقِ حقوق واقعاً خوبه و پرداختها هم جالبن: حقوق رو در دو نوبت و در روزهای مختلف ماه واریز میکنن، انگار برای تنوع یا چیزای بهاصطلاح هوش هیجانی.»
سرعت پاسخدهی مصاحبه مثل همیشه نبود، اما از نظر من تجربه نسبتاً معمولی و بدون هیجان بود. برخورد همکاران و سوالات مطرحشده عادی و سادهست؛ فقط محدودیتهای ضمانتی آن مجموعه کمی سنگین است و خیلی سختگیرانه به نظر میرسد، اما حقوق نسبت به کار مشخص خوب است. تنها نکتهای که آزارم داد، اینکه مسیر تا دفتر خیلی از ایستگاه مترو فاصله دارد و رفتوآمد را دشوار میکند.
حدود یکسال با این شرکت غیر حرفه ای کار کردم و تا مرز بهم ریختگی روانی پیش رفتم.شرکت خانوادگی که توسط ۳ برادر اداره میشد، برادر بزرگتر که مدیرعامل هم بودن و همینطور برادر کوچکتر آدمهای حرفه ای و محترمی بودن ولی متاسفانه برادر وسط ، کلا مشکل پارانوئید و مشکوک بودن به عالم و آدم به هیچ وجه سواد و لول مدیریت نداشت.دخالت در امور همه واحدها، چک کردن مداوم دوربین و استراق سمع از طریق دوربین و تلفنهای شرکت،تفرقه انداختن بین کارکنان، رفتار بی ادبانه با کارکنان،عدم رعایت سلسله مراتب در سازمان ، گوشه ای از کارهای ایشون بود. وضعیت کاری هم که کارهای تلنبار شده سالهای قبل، اضافه کارهای اجباری، عدم هماهنگی بین واحدها،زیر آب زدن و کلا غیرحرفه ای بودن. ملاک پاداش و مزایا نسبت فامیلی بود نه کارایی و توانایی های فردی. تنها مزیت مدیر عامل باشعور و محترم و حقوق به موقع بود اگر برای شخصیت شغلی و روان خودتون ارزش قائل هستین سمت این شرکت نرید
فریب عنوان شغلی و حرفهای مصاحبه را نخورید؛ دو ماه کار، حقوق پرداختنشده و سفته بدون قرارداد این متن را مینویسم تا نفر بعدی مثل من فریب حرفهای جلسه مصاحبه این مجموعه را نخورد. من فارغالتحصیل مهندسی پزشکی دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستم و حدود 7 سال سابقه کار دارم. همان زمان از پنج یا شش شرکت دیگر پیشنهاد همکاری داشتم که بعضی بسیار قویتر بودند، اما فقط بهدلیل نزدیکبودن محل شرکت، این مجموعه را انتخاب کردم و الان بهشدت پشیمانم. من با عنوان کارشناس مهندسی پزشکی استخدام شدم، اما تقریباً هیچکدام از حرفهایی که در مصاحبه درباره این موقعیت شغلی زده شد، در واقعیت وجود نداشت. عنوان شغلی فقط در حد حرف بود. در عمل هر کار نامرتبطی که روی زمین مانده بود به من میدادند؛ از مدیریت امور مراکز دیالیز تا پیگیری پول اسنپوانت، پیدا کردن و خرید تلویزیون و پالت برای مرکز دیالیز و خرید اقلام مصرفی شرکت. تحقیرکننده بود که یک نفر را با سابقه و عنوان کارشناس مهندسی پزشکی استخدام کنند، اما هر روز دنبال پول اسنپوانت، تلویزیون و قند و چایی شرکت بدود. در دو ماه حضور من، این شرکت حتی یک نکته مثبت هم نداشت. تقریباً هر روز دعوا، بحث، تنش و اعصابخردی بود. هیچ ساختار مشخصی وجود نداشت و سادهترین کارها به بحران تبدیل میشد. در مصاحبه خیلی واضح گفتند حقوق تمام پرسنل بین روزهای اول تا چهارم ماه پرداخت میشود. اما ماه اول، حقوق پایه من روز دهم و بقیه حقوق روز هجدهم پرداخت شد. حقوق ماه دوم من نیز با وجود گذشت حدود دو ماه از قطع همکاری، هنوز پرداخت نشده است. بعد از قطع همکاری برای گرفتن حق و حقوقم باید دنبالشان بدوم. تلفنها را خاموش میکنند یا جواب نمیدهند و من و یکی از همکارانم را سر میدوانند. نتیجه برای کارمند روشن است: کار میکند، حقوقش را نمیگیرد و کسی هم پاسخگو نیست. موضوع سفته را کاملاً جدی بگیرید. روز اول، قبل از اینکه قرارداد را به من بدهند یا حتی قراردادی امضا شود، گفتند سفتههایت را بیاور. هنوز مبلغ حقوق، شرح وظایف، شرایط همکاری، علت سفته و زمان بازگرداندن آن مشخص نبود، اما سفته را فوری میخواستند و برای تحویل آن فشار وارد کردند. من هم چون نمیخواستم از روز اول درگیری ایجاد شود، اشتباه کردم و سفته را تحویل دادم. چرا باید به شرکتی که هنوز قرارداد نداده، سفته با مبلغ بالا بدهید؟ تا قرارداد کامل، شرح وظایف، حقوق، تاریخ پرداخت، علت دریافت سفته و شرایط پسدادن آن مکتوب نشده، هیچ سفتهای تحویل ندهید و رسید رسمی بگیرید. شرکتهای صحت صنعت رفیع، پویش درمان گستر و پویش درمان دیالیز عملاً یک مجموعه هستند که با چند اسم مختلف فعالیت میکنند. یک خانم با نام «جواهری» صحت صنعت رفیع را میچرخاند و آقای سمیر کرم پویش درمان گستر و پویش درمان دیالیز را اداره میکند. در دوره همکاری متوجه شدم «جواهری» نام واقعی این خانم نیست و ایشان خواهر آقای سمیر کرم است. من کپی شناسنامه این خانم را در سیستم شرکت دیدم. این مجموعه در یک کوچه دو واحد گرفته و با چند نام فعالیت میکند. ممکن است با نام یک شرکت مصاحبه کنید، برای مجموعه دیگری کار کنید و هنگام گرفتن حقوق یا پسدادن سفته بین چند نام و چند نفر پاس داده شوید. قبل از شروع کار مشخص کنید قرارداد با کدام شرکت بسته میشود، حقوق را چه شرکتی میپردازد، سفته به نام چه کسی است و در صورت پرداختنشدن حقوق باید از کدام شخصیت حقوقی مطالبه کنید. وضعیت مالی مجموعه در زمان حضور من واقعاً افتضاح بود. برای سادهترین هزینههای روزمره هم مشکل داشتند. این شرکت در مراکز خود به افراد دارای بیمه سلامت و تأمین اجتماعی خدمات دیالیز رایگان ارائه میدهد و هزینه را از بیمه میگیرد. آن زمان گفته میشد بیمهها مطالبات مجموعه را پرداخت نکردهاند و مجموعه هم به افراد و شرکتهای مختلف بدهکار است. من به صورتهای مالی رسمی دسترسی نداشتم، اما چیزی که دیدم این بود که برای هزینههای عادی و حتی حقوق کارکنان نقدینگی کافی وجود نداشت. من با عنوان مدیر اجرایی تقریباً هر روز با مدیر مالی بحث داشتم که چرا پول اسنپوانت پرداخت نشده یا چرا شرکت قند ندارد؟ در نهایت خودم برای شرکت قند خریدم. من قبل از شروع کار کامنتهای منفی قبلی را خوانده بودم، اما فکر کردم شاید مشکلات برطرف شده باشد. اشتباه کردم. شرایط از چیزی که نوشته بودند هم بدتر بود. اگر برای وقت، آرامش روانی، سابقه کاری و پولتان ارزش قائل هستید، بدون بررسی کامل وارد این مجموعه نشوید. فریب عنوان شغلی و وعدههای مصاحبه را نخورید، قبل از قرارداد سفته ندهید و همهچیز را مکتوب بگیرید. تجربه من از این مجموعه دو ماه دعوا، کارهای بیربط، سفته بدون قرارداد، حقوق پرداختنشده و دنبالدویدن برای گرفتن حق خودم بود.
مدیریت شرکت بسیار بینظم هست. مهمترین مشکل، عدم توازن سفارشات و تولید هست. در عرض یکسال که من اونجا بودم، یکبار نشد که سفارش مشتریان، به موقع اعلام شود. خرابی های مستمر تجهیزات و عدم تزریق مالی برای تعمیرات پیشگیرانه، همواره باعث توقف های زیاد خط تولید میباشد. نگاه مدیریت به نیروهای انسانی، فقط به عنوان دستمال کاغذی میباشد و پس از اینکه کار راه افتاد، دیگر ارزشی برای نیروی انسانی قائل نیستند. مدیریت ارشد ضعیف، باعث تشدید مشکلات مالی شده و پرداختی نامنظم شده است. با توجه به شرایط سازمان، تمامی کارگران خط تولید، بالای ۵۰ سال هستند و چندین نفر بازنشسته هستند. و این تنها به علت شرایط برخورد با نیروی انسانی میباشد
در طول دوران کارم در بخش فنی شرکت، شرایط کار بسیار سخت و نامطلوب بود و فشار مدیریتی زیادی احساس میکردم. مدیر بخش هیچوقت نتوانست بهطور مؤثری تیم را راهبری کند و بیشتر از هر چیز به چاپلوسی و حفظ رابطههای سطحی اهمیت میداد؛ گویا برایش تنها بلهسمتها ارزش داشتند و دغدغههای افراد باتجربه و باسواد را چندان جدی نمیگرفت. جو کار به صورت فئودالی و با فضایی که رقابت ناسالم و زیرآبزنی در آن رایج بود، پیش میرفت. گزارشرسانیها به بالادستیها چندان تفاوتی ایجاد نمیکرد و هدف غالب، ادامهی تولید بود. استرس آنقدر زیاد بود که آرامش و زندگی روزمرهام تحت تأثیر قرار میگرفت؛ خوشحالام که از آنجا جدا شدم و حالا در حال فراموش کردن تجربهی آنجا هستم.
اگر بخواهم واقعیتِ این کار را بگویم، زندگی شخصیام خیلی تحتتاثیر قرار میگرفت و جمعهها یا فرصتهای با دوستان و خانواده را از دست میدادم. به طور جدی اجازه مرخصی یا جابهجایی درست و حسابی نبود. ناهار هم تنها نیم ساعت بود و بیشترش یا در صف چککردن سفارشها میگذشت یا با استرس زیادی همراه بود. حقوق با میزان کاری که انجام میدادم خیلی تفاوت داشت. باگهای نرمافزار تقریباً همۀ اعصابم را خرد میکرد و من باید به هزاران نفر نارضی پاسخ میدادم در حالی که بعد از گزارش مشکل، عملاً تغییری محسوس اتفاق نمیافتاد و همه چیز همانطور باقی میماند. وقتی سفارشها کم میشد، میگفتند عملکردم ضعیف است، اما واقعیت این بود که کمبود ورودی سفارش یکی از عوامل بیرونی است که به من مربوط نمیشود. سیستم ارزیابی هم شرایط عجیب وگیرندهای داشت و به همه چیز ایراد میگرفت. سرپرستان و مدیران اغلب خودمحور بودند و پر از شایعهپراکنی؛ هر اتفاقی رو سریع به من نسبت میدادند. قرارداد معمولاً سهماهه بود و تهدید میکردند که به یک ماهه تبدیلش کنند به خاطر «عملکرد»ی که از کمبود سفارشها به وجود میآمد و پاداشها هم در همان مسیر کم یا حذف میشد. در نهایت فهمیدم که نباید به این روند اعتماد کنم؛ اول مراجعات مشابه را دیدم و جدی نگرفتم، اما بعدها دیدم که اغلب واقعیت داشتند.
جلسه مصاحبه آنلاین با ۳ ساعت تاخیر و بدون هیچ تشکر و عذرخواهی برگزار شد و بعد از اینکه سوالاتشون رو پرسیدن به هیچکدوم از سوال های من درمورد نحوه مدیریت تیم و تسک های آینده و انتظارات پاسخ ندادند.از همچین شرکت بزرگی چنین رفتاری با کارجو انتظار نمیرفت.
شرکت به صورت خانوادگی اداره میشه جوری که مدیر عامل نقشی نداره بیشتر همسر و خانواده همسرشون در تایید و یا عدم همکاری با پرسنل نقش دارند. هرروز یا باهم قهرن یا دعوا میکنند به طوری که شما واقعا نمیدونی چه کاری واسه چه کسی انجام بدی که کسی بهش برنخوره. هرروز طلب کارا پشت در شرکت هستند به طوری که نصف روز با دادو بیداد و جواب دادن به این طلب کارها میگذره.و برای خودشون کاملا ااا عادی هست!!! از اونجا بری بیرون که باید یا خداحافظی کنی با حق و حقوقت یا باید به شکایت و شکایت کشی ببری جلو. سمی ترین بدرد نخور ترین شرکتی هست که طی این سالها کار میکردم.
تجربهای از مصاحبه که در بخش فنی کارگاهشی را گذراندم را با ارزش قائل شدم و درباره حال و هوای آن توضیح میدهم. با حوصله به سوالهای آنها درباره پروژهها و کارهای گذشتهام پاسخ دادم؛ مشخصاً درباره هر مرحله از تستها، چگونگی ثبت نتایج و تحلیلم از آنها پرسیدند و دلیل انتخاب همان رویکرد را هم جویا شدند. در طول مصاحبه حس میکردم مدیر UX و مسئول محصول واقعاً به این حوزه آشنایی دارند و از انتظاراتشان برای این نقش کاملاً روشن است. احتمالاً هر چیزی که در رزومهام نوشته شده بود را میتوانستند بهراحتی با دقت ارزیابی کنند، چون گاه برخی جزئیات را فراموش کرده بودم و ایکاش قبلش مرور میکردم. از من خواستند بهطور همسو با تیم کار کنم، انعطافپذیر باشم و نشان دهم قصد دارم در این حوزه بمانم.
در طول پروسه همکاری با شرکت های مختلفی که داشتم این اولین مصاحبه ای بود که واقعا برام عجیب بود و تو مصاحبه از سوالات ریاضی گسسته استفاده شد! بعد از دو باری که با توجه به شرایط موجود کسب و کار و انجام تست های mbti و دیسک برای یک شرکت نوپا و استارت آپی قرار دادن همچون سوالاتی برای این پوزیشن و اینکه در متن آگهی انتظارات رو حتی پایین تر از ساده درخواست میکنن اما حقیقت امر موارد بعدی رو تو جلسه های حضوری عنوان میکنن
انتظار داشتن برای شروع با حقوق زیر وزارت کار قرارداد ببندیم که برای من مناسب نبود، ولی به طور کلی شرکت بدی نیست برای اینکه کار یاد بگیرید، اگر تازه کار هستید و حقوق براتون اهمیت نداره به نظرم برای شروع خوبه، آموزش داره و تیم صمیمی هست.
رابطهی کار در این شرکت در ظاهر منظم به نظر میرسید، اما با گذشت زمان کمبود انسجام در تصمیمگیریها مشخص شد. افراد دارای مسئولیت اغلب در کار حضور ندارند و بهطور مداوم روی کار دیگران دخالت میکنند که کار را دشوار میکند. ارتقاءها بیشتر بر پایهی روابط و آشناییها است و متخصصهای واقعی گاهی فرصت پیشرفت پیدا نمیکنند. بسیاری از نیروهای با تجربه ترک کردند و به نظر میرسد بازگشتشان هم چندان قابلتصور نیست. فضای شرکت برای توسعه و رشد فردی مناسب نیست. همچنین قسمتی از حقوق به شکل سهام پرداخت میشود که در نهایت به ضرر کارکنان تمام میشود.
سلام. میخواهم تجربهای از زمانی در گروه ای اچ جی اچ را بازگو کنم که به نظرم نشاندهنده فاصله بین تصویر بیرونی شرکت و واقعیت داخلی بود. هرچند همکارم میگفت نظرات خوانده میشود و هدف چیزی جز منحرف کردن ذهنها نیست، اما واقعاً دیده بودم که فضای کارگاه و کارخانه از جو دفتر مرکزی تفاوت زیادی دارد. بنابراین با اعتمادبهنفس، نباید از اوضاع مجموعه تعریف کلی کرد و گفت همه چیز رو به راه است؛ چرا که وضعیت به این شکل نیست. اگر تا آن موقع واقعیتها را دقیق درک میکردم، متوجه میشدم قائممقام مجموعه بهخاطر چند نفر از همکاران که همگی مشخصاند چهطور تغییر کرده و در حال حاضر یک معاون جدید روی کار آمده است. از مزایای کار هم به جز نوشیدنی رایگان چیز خاصی نبود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.