تجربهای که دارم از کار در شرکت مهندسین مشاور پارس پرنون این است که ساختار سازمانی به خوبی کار نمیکند و توجه لازم به کارکنان نمیشود. اخیرا بارها شاهد اخراجهای بیدلیل بودم، به خصوص در کمترین خطاها یا بهانههای کوچک، که این رفتار در چندین بخش و در طول یک سال تکرار شد و حتی در یک واحد دیسیپلین، هفت مرتبه نیرو تغییر کردند. یکی از مشکلات بزرگ اینجا این است که حقوق را به صورت سه ماهه پرداخت میکنند و گاهی به جای تسویه حقوق، مدیران بخشی از سرمایهگذاریهای شرکت را گزینه میکنند. به علاوه، نظم کاری پایین است و مراقبت کافی از تمیزی و نظافت محیط کار هم وجود ندارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهی حرفهایم را از شرکت رهآورد به اشتراک میگذارم، و امیدوارم دیگران به هیچ وجه به چنین محیطی نیاند. در اینجا، فضای شرکت خیلی پرتنش بود و بیشتر از هر چیز از پارتیبازی و روابط برای پیشبرد استخدام و نگاه داشتن مزایا استفاده میشد. پرداخت حقوق گاه تا چهار تا شش ماه به تعویق میافتاد و بیمه برای برخی همکاران درست و حسابی اعمال نمیشد. برای پیگیری حقمان باید بارها تماس میگرفتیم و التماس میکردیم، در نهایت ناچار به شکایت شدیم و رای به سود ما نبود. مدیران و سرپرستان هم با بیاعتمادی نسبت به تخصصشان و کمسوادی در مسئولیتهای خود روبهرو بودیم؛ برخی هیچوقت مدرک دکترایشان را در واقعیت دریافت نکرده بودند، اما مدعی بودند که فقط ظاهر حرفهای دارند. اگر دنبال محیطی آرام و با برنامه نبودید، این شرکت را ترک کنید. اینجا استادان و کارآموزان زیادی را جذب میکند، اما در دو تا سه ماه بعد کارآموزان متوجه خسارتشان میشوند و به جای وعدههای دروغین، با کار سخت و بیعملی رو به رو میشویم. حقوق همواره وعده میشد و قراردادها همواره دروغی بیش نبودند. لطفا گول این شرکت را نخورید و جایگاهی دیگر را انتخاب کنید. من چهار سال اینجا کار کردم.
در زمان کار در خانه معماران کاکتوس، وضع کار به شدت سخت بود و پر از چالشهای بیپایان بود. همیشه بیوقفه به دنبال حفظ مدیریت کارآمد بودم اما با وجود این همه فشار، آتیهای برای آینده نمیدیدم. عیدی هرگز به موقع پرداخت نمیشد، بیمه سه ماهه رد میشد و همواره نوعی توهین یا تحقیر در محیط وجود داشت. حقوق من مطابق پایههای تعیینشده توسط وزارت کار بود، اما پورسانت به کمترین حد ممکن میرسید و این شرایط را به شکل استثمار مدرن تجربه میکردم.
برای من همون روزها که باهاشون صحبت کردم، تصمیم گرفتم از حضور در این شرکت صرفنظر کنم چون رفتارشون با من خیلی نامناسب بود و احساس کردم تعهدی وجود نداره. من در مصاحبه گفتم که میتونم از دو هفته بعد شروع کنم چون فعلا مشغول کار فعلی هستم. فردای مصاحبه تماس گرفتند و گفتند میتونم برای همکاری بیام، من هم تأکید کردم همان تاریخی که اعلام کردم میتونم شروع کنم. قرار شد برای هماهنگی باهام تماس بگیرند، اما هیچ خبری نشد. به مدیر سابق کارم گفتم نمیتونم بیام. دوباره با شرکت تماس گرفتم و گفتم از شنبه میتونم بیام، اما گفتند عجله داشتند و فردی دیگه رو استخدام کردن و از ماجرای اطلاعرسانی هم بیاطلاعی داشتند. در پاسخ پرسیدم چرا خبرم نکردید؛ خیلی سرد گفتند نمیدانند.
در تجربهای که با من روبهرو شد، من به عنوان کارشناس در شرکت معماری منظر تک باغ با ارائه خدمات جامع مدیریت ویلا کار میکردم. کارها از خرید و فروش تا طراحی، اجرا و نگهداری ویلا با استانداردهای بالا بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تک باغ مراجعه میکردم. با همکاری تک باغ، ویلاهایمان همواره در دست افراد ماهر بود؛ مجموعهای کامل از طراحی تا نگهداری ارائه میشد. ارتباط از طریق تماس ۰۲۱۲۲۲۰۰۰۶۱ و واتساپ ۰۹۱۲۶۶۰۱۲۵۴ انجام میشد.
در آغاز کار، تصور میکردم که شرایط بیمهکردن از همان ابتدا اجرا میشود، اما سه ماه طول کشید تا روشن شد خبری از بیمه نیست. با وجود وعدههایی که داده میشد، بهخاطر اینکه سابقه بیمه فقط دو ماه پس از پایان کار قابل دید بود، فهمیدم بیمه نشدهام. پیگیریهایم همواره با قول بیمهشدن از ماه بعد همراه بود، اما باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد. از طرف دیگر، در آخرین ماهها حقوقم را بهطور کامل دریافت نکردند و من بدون قرارداد بودم، بیسند و مدرک کار در شرکت را نیز نمیتوانستم ارائه بدهم؛ حتی حقوقم را باید با چک میگرفتم و نقد میکردم. فضای مدیریتی شرکت بسیار نامنظم بود و تنها ظاهری مطلوب از شرکت ارائه میدادند تا بیرون از سازمان تصویری خوب به نظر برسد. به هیچ وجه نمیتوانم این شرکت را معتبر بنامم. به نظرم بیکاری در مقایسه با کار در چنین فضایی، گزینه بهتری بود، مخصوصا برای افرادی که مانند من در جستوجوی کاری هستند.
در یکی از سالهای اولیه کاریام در مقاومسازی افزیر، به عنوان کارشناس عمران فعالیت میکردم و دورهای از سال ۹۵ تا ۹۶ را در این شرکت گذراندیم. بخش زیادی از محتوای سایت را با تکیه به نوشتههای من منتشر کردهاند. مشکلات زیادی داشتم، اما مهمترینشان این بود که سه ماه از حقوقم را پرداخت نکردند و به من گفتند اگر ناراضی هستی، برو! در نهایت تصمیم گرفتم بیرون بیایم؛ هیچ قرارداد یا بیمهای هم وجود نداشت.
سالها تجربهام در این شرکت به من نشان داد که مدیریت طراحی تیم چگونه میتواند افق کیفی پروژهها را بالا ببرد، زیرا سطح کارها واقعا از استانداردهای برتر کشور پیروی میکند. مدت سه سال در این مجموعه به عنوان مهندس نرمافزار و مدیر طراحی فعالیت کردم و از دید من کیفیت تیم محبوب و بالاست و پروژههایی که انجام میشوند، بهطور واقعی جزو بهترینها در ایران به حساب میآیند.
من تجربهای از همکاری با فابا انرژی دارم که همچنان با دیدگاهی متفاوت به آن نگاه میکنم. در مجموع، این شرکت چند نکته مثبت دارد؛ از جمله وجود مدیران داخلی پرتلاش و پرحوصله و پرسنلی که واقعا برای کار ارزش قائلند. مدیرعامل مداومت زیادی در پی یافتن منابع مالی، وام یا سرمایهگذار دارد تا خلأهای شرکت را پوشش بدهد و این نکته میتواند هم به دیدهی خوشبینانه هم به چشم نگرانی نگاه شود. منشی شرکت بسیار سختگیر است و روی نظم حساسیت بالایی دارد. از نظر فشار کاری، ممکن است تجربهی کار در فابا انرژی شما را خسته نکند و حقوقی که دریافت میکنید در سطح میانگین بازار است، اما تصویر کلی از جو شرکت چندان پویا و زنده به نظر نمیرسید؛ گویی شرکت همچنان به مسیر ثابتی عقبافتاده است. من در آن زمان احساس میکردم تجربهای که داشتم برای نقطهی آغاز کار جدید مناسب است، اما وضعیت شرکت از نظر من چندان قابل تداوم نبود.
به نظر میرسد شرکت سایتال ساخت در بازار نما فعالیت میکند و طی پنج سال گذشته پروژههای نیمهتمام زیادی را شاهد بودهام و از ریزش گسترده کارمندان نیز با خبر هستم. پیشنهاد میکنم کسانی که قصد بررسی این شرکت برای کار دارند، پژوهش قابلتوجهی درباره شهرت و سابقهاش در بازار انجام بدهند تا به دید بهتری برسند.
من تجربهام را در خانه معماران کاکتوس بهعنوان مدیر پروژه روایت میکنم. در این نقش، مسئولیت سیستم مدیریت همراه با تیم را بر عهده داشتم و فرآیند آموزش کامل و صبورانهای برای همه اعضا اجرا میکردم. معمولا پرداختها بالاتر از توافقهای اولیه بود و به موقع یا با تاخیر كم، اما اغلب بیش از مبلغ تعیینشده واریز میشد. برای من اصلیترین مسأله، دریافت حقوق در ابتدای هر ماه بود و این نکته را هم اشاره میکنم که عیدی نیز همزمان با حقوق بهمن پرداخت میشد. دعای خیر و رضایت پرسنل همواره بهعنوان انرژی مثبتی که همراه تیم بود، در ذهنم باقی میماند.
نگاه کلی از بالا به پایین داشتم و با وجود کاردهی محدود، در نهایت حق و حقوق پرسنل پایمال میشد. پرداختها به حداقل میرسید و عیدی و سنوات به موقع پرداخت نمیشدند. بیمه سه ماهه هم به طور مداوم رد میشد. هر تفاوت کوچکی هم با جدل همراه بود و برای هر مورد کوچک هم به مناقشه کشیده میشد.
در این شرکت هیچوقت کیفیت برای من اولویت نبود و تنها مقدار کار برایشان اهمیت داشت. به آینده هیچ سهمی را در نظر نمیگرفتند و به نظر من شرکتهای تازهتأسیسی مثل سازه صد و دفینه سبز از نظر آبرو بهترند. مدیری که همچون کسی بود که جورابش را در میآورد و با دمپایی در محیط کار میچرخید، فضایی از عدم حرفهای بودن را نشان میداد. حقوق پایینی داشتند و به موقع هم بدهیهایشان را انجام نمیدادند. معمولا با مشتریهای ضعیف یا دولتی کار میکردند و قیمت خدماتشان بهازای کار انجامشده زیاد بود.
در اینجا تجربهای واقعی از کار در ره آورد را میخواهم بازگو کنم که توضیحات من از زاویهی یک کارمند است. اول اینکه موقعیت من در عنوان کار طراحی مدلهای سهبعدی بود و شرکت ره آورد با مدیریت خودشان، که به قول برخی به نام هلدینگ ره آورد مطرح است، ظاهرا در ظاهر تخصصی به نظر میرسد اما در عمل پولمحور حرکت میکند و هرکجا فرصت باشد بودجه به آن سمت سرازیر میشود. امور نمایشگاهی از جمله کارهای اصلیشان گفته میشود، اما فقط این نیستند. در تیمی با حدود ده تا دوازده نفر فعال، برای هر نفر یک پروژه تعریف میشود و تقریبا هر کدام از اعضا مدیر دپارتمانی هستند. مدیر شرکت را میتوان یکی از بااخلاقترین مدیری دانست که تا به حال دیدهام؛ با این وجود دو یا سه نقطهضعف بنیادی وجود دارد: خیلی تمایل دارد بر تصمیمات افراطی پافشاری کند، و مسیر پروژهها را مشخص میکند؛ به طورکلی تأیید تمامی کارها از سوی او انجام میشود. چنین رفتاری باعث شده فضای کار، سختی و سردرگمی عجیبی پیدا کند، تا حدی که کار در این شرکت بیشتر شبیه بنگاه توزیع مواد خام یا آژانسی شلوغ به نظر میرسد. در این مجموعه متأسفانه چاپلوسی و ترغیب به معرفی افراد خاصی که نقششان تنها سطحی است باعث شده تا بخش عمدهای از تیم با معرفی چنین افرادی وارد شرکت شوند. اگر چه فضا دوستانه است، اما حرفهای نیست و تفکر خلاق یا انتقادی در آن وجود ندارد. گاهگاهی دو سه نفر هستند که خارج از حوزه تخصصشان دانش کافی ندارند، اما به دلیل نمایش شو آف و چاپلوسی بالا، بهگونهای رفتار میکنند که راهنمایی مدیر مهربان اما ضعیف را به سمت خیالپردازیهای خلاق هدایت میکنند. نتیجهاش گاهی محقق میشود و شرکت را با خیالپردازیهای غیرواقعی به ضررهای سنگین میاندازد و در پروژههای برخی هم با شکستهای قابلتوجه مواجه شدهام. هدف از نوشتن این توضیحات این است که به عنوان کارمندی که از گروهی که ۸۰ درصد را تشکیل میدهد نیستم، بدانید که دستاوردتان در این مجموعه کم خواهد بود و پس از چند ماه کار کم، انرژی و وقتتان بیثمر میشود. حقوق چندان مناسب نیست، فرصت رشد وجود ندارد و نقش شما در تعیین جهت کارها بسیار محدود است. به طور کل ما اینجا بیش از آن که برای افراد با تجربه و آماده کار باشد، مناسب افراد تازهکار با مدت حدود شش ماه است.
من در شایگان مهر آپادانا با شرایطی روبهرو شدم که امنیت شغلی وجود نداشت و حقوق به صورت سه ماهه تاخیر میخورد. وقتی اعتراض میکردم، به سرعت از کار اخراج میشدم و میگفتند برو شکایت کن. طی مدت فعالیت، هماکنون پنج پرونده از طرف کارکنان دفتر مرکزی در اداری کار پل کالج مطرح شده بود و وضعیت شهرستانی باقی مانده بود.
خاطرهای که از یکی از کارهای اخیرم دارم، تجربهای مثبت از یک شرکت مهندسی بود. در این مجموعه برای مهندسان جوان فرصتهای آموزشی زیادی وجود داشت و دامنه کارها به سرعت متنوع میشد. مدیریتی که بر شرکت حاکم بود، به پیشنهادهای تازه و خوب با روی گشاده پاسخ میداد و فضا را برای یادگیری فراهم میکرد.
تجربهای که دارم از کار در شرکت مهندسین مشاور پارس پرنون این است که ساختار سازمانی به خوبی کار نمیکند و توجه لازم به کارکنان نمیشود. اخیرا بارها شاهد اخراجهای بیدلیل بودم، به خصوص در کمترین خطاها یا بهانههای کوچک، که این رفتار در چندین بخش و در طول یک سال تکرار شد و حتی در یک واحد دیسیپلین، هفت مرتبه نیرو تغییر کردند. یکی از مشکلات بزرگ اینجا این است که حقوق را به صورت سه ماهه پرداخت میکنند و گاهی به جای تسویه حقوق، مدیران بخشی از سرمایهگذاریهای شرکت را گزینه میکنند. به علاوه، نظم کاری پایین است و مراقبت کافی از تمیزی و نظافت محیط کار هم وجود ندارد.
من تجربهی حرفهایم را از شرکت رهآورد به اشتراک میگذارم، و امیدوارم دیگران به هیچ وجه به چنین محیطی نیاند. در اینجا، فضای شرکت خیلی پرتنش بود و بیشتر از هر چیز از پارتیبازی و روابط برای پیشبرد استخدام و نگاه داشتن مزایا استفاده میشد. پرداخت حقوق گاه تا چهار تا شش ماه به تعویق میافتاد و بیمه برای برخی همکاران درست و حسابی اعمال نمیشد. برای پیگیری حقمان باید بارها تماس میگرفتیم و التماس میکردیم، در نهایت ناچار به شکایت شدیم و رای به سود ما نبود. مدیران و سرپرستان هم با بیاعتمادی نسبت به تخصصشان و کمسوادی در مسئولیتهای خود روبهرو بودیم؛ برخی هیچوقت مدرک دکترایشان را در واقعیت دریافت نکرده بودند، اما مدعی بودند که فقط ظاهر حرفهای دارند. اگر دنبال محیطی آرام و با برنامه نبودید، این شرکت را ترک کنید. اینجا استادان و کارآموزان زیادی را جذب میکند، اما در دو تا سه ماه بعد کارآموزان متوجه خسارتشان میشوند و به جای وعدههای دروغین، با کار سخت و بیعملی رو به رو میشویم. حقوق همواره وعده میشد و قراردادها همواره دروغی بیش نبودند. لطفا گول این شرکت را نخورید و جایگاهی دیگر را انتخاب کنید. من چهار سال اینجا کار کردم.
در زمان کار در خانه معماران کاکتوس، وضع کار به شدت سخت بود و پر از چالشهای بیپایان بود. همیشه بیوقفه به دنبال حفظ مدیریت کارآمد بودم اما با وجود این همه فشار، آتیهای برای آینده نمیدیدم. عیدی هرگز به موقع پرداخت نمیشد، بیمه سه ماهه رد میشد و همواره نوعی توهین یا تحقیر در محیط وجود داشت. حقوق من مطابق پایههای تعیینشده توسط وزارت کار بود، اما پورسانت به کمترین حد ممکن میرسید و این شرایط را به شکل استثمار مدرن تجربه میکردم.
برای من همون روزها که باهاشون صحبت کردم، تصمیم گرفتم از حضور در این شرکت صرفنظر کنم چون رفتارشون با من خیلی نامناسب بود و احساس کردم تعهدی وجود نداره. من در مصاحبه گفتم که میتونم از دو هفته بعد شروع کنم چون فعلا مشغول کار فعلی هستم. فردای مصاحبه تماس گرفتند و گفتند میتونم برای همکاری بیام، من هم تأکید کردم همان تاریخی که اعلام کردم میتونم شروع کنم. قرار شد برای هماهنگی باهام تماس بگیرند، اما هیچ خبری نشد. به مدیر سابق کارم گفتم نمیتونم بیام. دوباره با شرکت تماس گرفتم و گفتم از شنبه میتونم بیام، اما گفتند عجله داشتند و فردی دیگه رو استخدام کردن و از ماجرای اطلاعرسانی هم بیاطلاعی داشتند. در پاسخ پرسیدم چرا خبرم نکردید؛ خیلی سرد گفتند نمیدانند.
در تجربهای که با من روبهرو شد، من به عنوان کارشناس در شرکت معماری منظر تک باغ با ارائه خدمات جامع مدیریت ویلا کار میکردم. کارها از خرید و فروش تا طراحی، اجرا و نگهداری ویلا با استانداردهای بالا بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تک باغ مراجعه میکردم. با همکاری تک باغ، ویلاهایمان همواره در دست افراد ماهر بود؛ مجموعهای کامل از طراحی تا نگهداری ارائه میشد. ارتباط از طریق تماس ۰۲۱۲۲۲۰۰۰۶۱ و واتساپ ۰۹۱۲۶۶۰۱۲۵۴ انجام میشد.
در آغاز کار، تصور میکردم که شرایط بیمهکردن از همان ابتدا اجرا میشود، اما سه ماه طول کشید تا روشن شد خبری از بیمه نیست. با وجود وعدههایی که داده میشد، بهخاطر اینکه سابقه بیمه فقط دو ماه پس از پایان کار قابل دید بود، فهمیدم بیمه نشدهام. پیگیریهایم همواره با قول بیمهشدن از ماه بعد همراه بود، اما باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد. از طرف دیگر، در آخرین ماهها حقوقم را بهطور کامل دریافت نکردند و من بدون قرارداد بودم، بیسند و مدرک کار در شرکت را نیز نمیتوانستم ارائه بدهم؛ حتی حقوقم را باید با چک میگرفتم و نقد میکردم. فضای مدیریتی شرکت بسیار نامنظم بود و تنها ظاهری مطلوب از شرکت ارائه میدادند تا بیرون از سازمان تصویری خوب به نظر برسد. به هیچ وجه نمیتوانم این شرکت را معتبر بنامم. به نظرم بیکاری در مقایسه با کار در چنین فضایی، گزینه بهتری بود، مخصوصا برای افرادی که مانند من در جستوجوی کاری هستند.
در یکی از سالهای اولیه کاریام در مقاومسازی افزیر، به عنوان کارشناس عمران فعالیت میکردم و دورهای از سال ۹۵ تا ۹۶ را در این شرکت گذراندیم. بخش زیادی از محتوای سایت را با تکیه به نوشتههای من منتشر کردهاند. مشکلات زیادی داشتم، اما مهمترینشان این بود که سه ماه از حقوقم را پرداخت نکردند و به من گفتند اگر ناراضی هستی، برو! در نهایت تصمیم گرفتم بیرون بیایم؛ هیچ قرارداد یا بیمهای هم وجود نداشت.
سالها تجربهام در این شرکت به من نشان داد که مدیریت طراحی تیم چگونه میتواند افق کیفی پروژهها را بالا ببرد، زیرا سطح کارها واقعا از استانداردهای برتر کشور پیروی میکند. مدت سه سال در این مجموعه به عنوان مهندس نرمافزار و مدیر طراحی فعالیت کردم و از دید من کیفیت تیم محبوب و بالاست و پروژههایی که انجام میشوند، بهطور واقعی جزو بهترینها در ایران به حساب میآیند.
من تجربهای از همکاری با فابا انرژی دارم که همچنان با دیدگاهی متفاوت به آن نگاه میکنم. در مجموع، این شرکت چند نکته مثبت دارد؛ از جمله وجود مدیران داخلی پرتلاش و پرحوصله و پرسنلی که واقعا برای کار ارزش قائلند. مدیرعامل مداومت زیادی در پی یافتن منابع مالی، وام یا سرمایهگذار دارد تا خلأهای شرکت را پوشش بدهد و این نکته میتواند هم به دیدهی خوشبینانه هم به چشم نگرانی نگاه شود. منشی شرکت بسیار سختگیر است و روی نظم حساسیت بالایی دارد. از نظر فشار کاری، ممکن است تجربهی کار در فابا انرژی شما را خسته نکند و حقوقی که دریافت میکنید در سطح میانگین بازار است، اما تصویر کلی از جو شرکت چندان پویا و زنده به نظر نمیرسید؛ گویی شرکت همچنان به مسیر ثابتی عقبافتاده است. من در آن زمان احساس میکردم تجربهای که داشتم برای نقطهی آغاز کار جدید مناسب است، اما وضعیت شرکت از نظر من چندان قابل تداوم نبود.
به نظر میرسد شرکت سایتال ساخت در بازار نما فعالیت میکند و طی پنج سال گذشته پروژههای نیمهتمام زیادی را شاهد بودهام و از ریزش گسترده کارمندان نیز با خبر هستم. پیشنهاد میکنم کسانی که قصد بررسی این شرکت برای کار دارند، پژوهش قابلتوجهی درباره شهرت و سابقهاش در بازار انجام بدهند تا به دید بهتری برسند.
من تجربهام را در خانه معماران کاکتوس بهعنوان مدیر پروژه روایت میکنم. در این نقش، مسئولیت سیستم مدیریت همراه با تیم را بر عهده داشتم و فرآیند آموزش کامل و صبورانهای برای همه اعضا اجرا میکردم. معمولا پرداختها بالاتر از توافقهای اولیه بود و به موقع یا با تاخیر كم، اما اغلب بیش از مبلغ تعیینشده واریز میشد. برای من اصلیترین مسأله، دریافت حقوق در ابتدای هر ماه بود و این نکته را هم اشاره میکنم که عیدی نیز همزمان با حقوق بهمن پرداخت میشد. دعای خیر و رضایت پرسنل همواره بهعنوان انرژی مثبتی که همراه تیم بود، در ذهنم باقی میماند.
نگاه کلی از بالا به پایین داشتم و با وجود کاردهی محدود، در نهایت حق و حقوق پرسنل پایمال میشد. پرداختها به حداقل میرسید و عیدی و سنوات به موقع پرداخت نمیشدند. بیمه سه ماهه هم به طور مداوم رد میشد. هر تفاوت کوچکی هم با جدل همراه بود و برای هر مورد کوچک هم به مناقشه کشیده میشد.
در این شرکت هیچوقت کیفیت برای من اولویت نبود و تنها مقدار کار برایشان اهمیت داشت. به آینده هیچ سهمی را در نظر نمیگرفتند و به نظر من شرکتهای تازهتأسیسی مثل سازه صد و دفینه سبز از نظر آبرو بهترند. مدیری که همچون کسی بود که جورابش را در میآورد و با دمپایی در محیط کار میچرخید، فضایی از عدم حرفهای بودن را نشان میداد. حقوق پایینی داشتند و به موقع هم بدهیهایشان را انجام نمیدادند. معمولا با مشتریهای ضعیف یا دولتی کار میکردند و قیمت خدماتشان بهازای کار انجامشده زیاد بود.
در اینجا تجربهای واقعی از کار در ره آورد را میخواهم بازگو کنم که توضیحات من از زاویهی یک کارمند است. اول اینکه موقعیت من در عنوان کار طراحی مدلهای سهبعدی بود و شرکت ره آورد با مدیریت خودشان، که به قول برخی به نام هلدینگ ره آورد مطرح است، ظاهرا در ظاهر تخصصی به نظر میرسد اما در عمل پولمحور حرکت میکند و هرکجا فرصت باشد بودجه به آن سمت سرازیر میشود. امور نمایشگاهی از جمله کارهای اصلیشان گفته میشود، اما فقط این نیستند. در تیمی با حدود ده تا دوازده نفر فعال، برای هر نفر یک پروژه تعریف میشود و تقریبا هر کدام از اعضا مدیر دپارتمانی هستند. مدیر شرکت را میتوان یکی از بااخلاقترین مدیری دانست که تا به حال دیدهام؛ با این وجود دو یا سه نقطهضعف بنیادی وجود دارد: خیلی تمایل دارد بر تصمیمات افراطی پافشاری کند، و مسیر پروژهها را مشخص میکند؛ به طورکلی تأیید تمامی کارها از سوی او انجام میشود. چنین رفتاری باعث شده فضای کار، سختی و سردرگمی عجیبی پیدا کند، تا حدی که کار در این شرکت بیشتر شبیه بنگاه توزیع مواد خام یا آژانسی شلوغ به نظر میرسد. در این مجموعه متأسفانه چاپلوسی و ترغیب به معرفی افراد خاصی که نقششان تنها سطحی است باعث شده تا بخش عمدهای از تیم با معرفی چنین افرادی وارد شرکت شوند. اگر چه فضا دوستانه است، اما حرفهای نیست و تفکر خلاق یا انتقادی در آن وجود ندارد. گاهگاهی دو سه نفر هستند که خارج از حوزه تخصصشان دانش کافی ندارند، اما به دلیل نمایش شو آف و چاپلوسی بالا، بهگونهای رفتار میکنند که راهنمایی مدیر مهربان اما ضعیف را به سمت خیالپردازیهای خلاق هدایت میکنند. نتیجهاش گاهی محقق میشود و شرکت را با خیالپردازیهای غیرواقعی به ضررهای سنگین میاندازد و در پروژههای برخی هم با شکستهای قابلتوجه مواجه شدهام. هدف از نوشتن این توضیحات این است که به عنوان کارمندی که از گروهی که ۸۰ درصد را تشکیل میدهد نیستم، بدانید که دستاوردتان در این مجموعه کم خواهد بود و پس از چند ماه کار کم، انرژی و وقتتان بیثمر میشود. حقوق چندان مناسب نیست، فرصت رشد وجود ندارد و نقش شما در تعیین جهت کارها بسیار محدود است. به طور کل ما اینجا بیش از آن که برای افراد با تجربه و آماده کار باشد، مناسب افراد تازهکار با مدت حدود شش ماه است.
من در شایگان مهر آپادانا با شرایطی روبهرو شدم که امنیت شغلی وجود نداشت و حقوق به صورت سه ماهه تاخیر میخورد. وقتی اعتراض میکردم، به سرعت از کار اخراج میشدم و میگفتند برو شکایت کن. طی مدت فعالیت، هماکنون پنج پرونده از طرف کارکنان دفتر مرکزی در اداری کار پل کالج مطرح شده بود و وضعیت شهرستانی باقی مانده بود.
خاطرهای که از یکی از کارهای اخیرم دارم، تجربهای مثبت از یک شرکت مهندسی بود. در این مجموعه برای مهندسان جوان فرصتهای آموزشی زیادی وجود داشت و دامنه کارها به سرعت متنوع میشد. مدیریتی که بر شرکت حاکم بود، به پیشنهادهای تازه و خوب با روی گشاده پاسخ میداد و فضا را برای یادگیری فراهم میکرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.