ترجمیک تو کار ترجمه و ترجمه رسمی یه برند شناخته شده است و از این نظر کارکردن توش خوبه. تو ترجمیک امکان آزمون و خطا داشتیم و از لحاظ مرخصی و برخورد همکارا به طور کلی انعطاف پذیر بودیم. سعی می کردیم شرح وظایف رو تفکیک کنیم ولی گاهی نمیشد و آزاردهنده بود. حال و هوای استارتاپی و این که چند کار رو باید انجام میدادی وجود داشت و بعضی کارها به افراد وابسته می شد تا مثلا یه رویکرد سیستم. از لحاظ حقوق منظم بود پرداخت ها و عیدی و سنوات و اینا بود. گاه گاهی برنامه های جمعی و جشن و اینا هم داشتیم که بد نبود ولی خیلی فوق العاده هم نبود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
چیزی که در مصاحبه با شرکت ارم توجه من رو به خودش جلب کرد، ساختار حرفه ای و قوام پیدا کرده مصاحبه بود. از همون تماس اولیه تا ست کردن در کلندر با توضیحات کامل و مصاحبه های اول و دوم و نهایی که تمام جوانب فنی و منابع انسانی و مدیریتی توش لحاظ شده. هم باعث میشه روند اصولی جلو بره هم کمترین زمان تلف بشه و هم حس خوبی به طرف مقابل منتقل میشه. بعد از مدتها مصاحبه درست رو دیدم که نه تنها روش فکر شده و اجرایی کردنش، بلکه هیچ مرحله ای طرف مقابل دنبال عقده گشایی یا از سر باز کردن نبود و مشخص بود مهم چهارچوب حرفه ای مصاحبه کاری هست
به نظر من تنها شرکتی بود که همه موارد را صادقانه به من گفتن مصاحبه خوبی بود خیلی هم برخورد محترمانه ای داشتند کسانی که مصاحبه کردن افراد با سوادی بودن چنتا سوال فنی پرسیدن که من ۲ تا از سوال های تخصصی را کامل جواب ندادم ولی بهم گفتن مشکلی ندارد استرس نداشته باشید شرط پذیرش اولین جلسه مصاحبه نمی باشد فرصت داده خواهد شد با حضور در محیط توانمندی خودمو ثابت بکنم کلا ممنونم که به من روحیه دادید
تقریبا 3 سالی هست در این شرکت مشغول به کار هستم. مثل هر شرکتی مزایا و عیب زیاد داره. هر کسی باید با توجه به شرایطش تصمیم بگیره. این شرکت بزرگه و فکر کنم بیش از 800 نفر پرسنل داشته باشه که بیشترشون هم متخصصین کامپیوتر هستند. چندین اداره و معاونت و کلی تیم تخصصی هم داره که اصلا شبیه شرکتهای خصوصی نیست. اغلب مدیران دولتی هستند ولی خوشبختانه غیر از مدیران سطح بالا جابجایی و تغییر ندیدم. بسته به این که در چه اداره و تیمی باشی تجربههای مختلفی خواهید داشت. نه اونقدر سیاه که بعضیها رویا پردازی کردند و نه بهشت. جایی که من هستم جو کاری به طور کلی مثبت و دوستانه ست. البته، تجربه کار در هر گروه کاری میتواند متفاوت باشد. با این حال به نظرم این شرکت پتانسیل بالایی برای رشد و پیشرفت کارشناسی داره. باید تواناییهای تخصصی و سازمانی خوبی داشته باشید. مزایا: - محیط آرام و امن. - حقوق و پرداخت به منظم. - افزایش حقوق بنا به شرایط اقتصادی و علاوه بر افزایش مصوب دولت. - ناهار (خیلی تعریفی نداره ولی مزیت مهمیه). - امکان یادگیری بالا در کارهای تخصصی و هم کسب و کارهای سازمانی و بانکی. - غرب تهرانه و رفت و آمد برای ساکنین غرب راحته. اطرافش جای پارک هم خیلی هست که خیلی خوبه. - تنوع عجیب و غریب خدمات و محصول که برای من تجربه خیلی خوبی هست. - باشگاه و استخر و مراکز رفاهی داره که اگر اهل استفاده باشید خیلی خوبه. عیبهاش: - ساختار دولتی و سلسله مراتبی البته برای من مهم نیست چون دنبال جایگاه نیستم. - بیمه تکمیلیش ظاهرش خوبه ولی نه اونقدر و خیلی هم اپشن نداره. خداروشکر من استفاده نکردم. - فضاهاش از نظر استاندارد اداری جالب نیست بسته به تیمی که هستی. - روشهای تولید نرم افزار قدیمی نه اسکرامه نه روشهای دیگر اینش بده. - دورکاری و شناوری و هیبریدی اصلا معنی نداره تازه تابستون باید از 6 صبح سر کار باشی. - مراحل کارهای تخصصی و امنیتیش خیلی پیچیده است بنظرم برای دیپلوی باید سختی کار بدن.
تجربهام از بادبادک هفت آسمان را اینطور روایت میکنم که شرکت به نوعی از دروغها و توهمهای مدیریتی شکل گرفته است و اینکه دقیقا چه میگذرد درون سازمان روشن نیست. هر چه بیشتر در مجموعه میمانم، حال آرامی ندارم و احساس میکنم نشانههای افسردگی در پی دارد.
در محیطی که انصاف و نظم کمی دیده نمیشود کار کردم و تجربهام از شرکت مهنا این بود که فضا بیش از حد بینظم و بدون مدیریت است. حقوقها بهدرستی پرداخت نمیشود و معمولا باید برای دریافتشان مقاومت کرد؛ پاداش هم وجود ندارد و از لطفی هم خبری نیست. گلهمند بودن کارکنان در آنجا فقط مخصوص یک نفر نیست، بلکه به همه نیروها سراسر است و حتی سر حسابدار و منشی نیز از مدیرعامل فریاد میکشند. هیچ دیسیپلینی وجود ندارد و امکانات رفاهی کافی هم نیست؛ بهعنوان مثال آب خنک بهسختی پیدا میشود. برخی تجربهها درباره مدیریت بسیار خوب گفته میشود اما واقعیت این است که با کارکردن یک هفته در آنجا، میشود فهمید که محیط تا چه حد شلخته و بیمدریت است. شرکت مهنا هیچ مزیت مثبتی ندارد: نه فرصت رشد، نه پاداش مناسب و نه حقوق متناسب با کار، و فشار و حجم کار خیلی بالاست. طول مدت حضورم آنجا را از دست دادن زمان دانستهام و برای خودم تأسف میخورم. به هرکس که این پیام را میخواند، توصیه میکنم از تکرار اشتباه من پرهیز کند و آیندهاش را زیر سؤال نبرد.
دو سالی به صورت حضوری در این شرکت فعالیت کردم و با جنبههای گوناگون کارش آشنا شدم. فضای مدیریتی شرکت کاملا خانوادگی بود و از همسر و فرزندان و دامادها تشکیل میشد، و گاهی نگاه مدیران بالا به پایین بود و به نظرها و پیشنهادهای تخصصی احترام زیادی قائل نبودند. روابط با همکاران به سختی امکانپذیر بود و گاهی رفتارهای تند و ناسزا از طرف برخی مدیران دیده میشد. شبهایی هم بود که تا چهار، پنج صبح کار میکردم؛ با این وجود از نظر آنان تشکر نمیکردند و کار را طبیعی وظیفه میدانستند. چندی بعد مدیران میآمدند و میگفتند کمکاری یا کند بودن، وسط کار داد و فریاد داشتند و اوضاع به هم میریخت. تعهدات غیرواقعی زیادی میدادند و پرداخت حقوق به تأخیر میافتاد؛ در طول سه ماه هم گاهی حقوق فقط با تأخیر پرداخت میشد. ساعات کار کارکنان پنهان نگهداشته میشد و تنها در آخر ماه قابل مشاهده بود. انتظار کاری بیوقفه، حتی در تعطیلات رسمی، وجود داشت و تماسهای شبانه هم ادامه داشت. خروج از ساختمان شرکت با تبعاتی روبهرو میشد و حقوق کاهش مییافت. قراردادها اجازه نمیداد نسخهای از آنها گرفته شود و هنگام استعفا معمولا با فشار برای پرداخت نکردن یا تاخیر در پرداخت باقیمانده حقوق مواجه میشدم. نمونههای مشخصی از میکرومدیریت در شرکت وجود داشت: درباره کوچکترین تغییرات مدیرعامل دخالت میکردند و چون تخصص لازم را در آن حوزه نداشتند، غالبا نظر اشتباهی میدادند و مجبور میشدی به رغم احساس درست نبودن تصمیم، اجرای آن را بپذیری زیرا نتیجه میگشت که ما بلد نیستیم کار کنیم و خود مدیرعامل یا تیمش تصمیم را اجرا میکردند یا ممکن بود از همکاری با کارمند امتناع کنند. در برخی مواقع تشویق به مصرف مواد مخدر برای افزایش بهرهوری هم مطرح میشد. گفتگو با همکاران را به سختی میپذیرفتند و در نتیجه بخشی از کارها به دلیل محدودیت ارتباطی ناقص میماند. مخالفتهای مکرر با دورکاری وجود داشت، گرچه در شرایط خاص استثناء داشتند. شرکت کاملا تحت شنود بود و دوربینهای زیادی در محیط وجود داشت. فضای کار بینظم بود: اتاقی بزرگ که حدودا پنجاه نفر را کنار هم چیده بودند، بدون پارتیشن یا اتاق مشخص، و تهویهی نامطلوبی داشت تا جایی که در زمستان با لباسی سبک عرق میکردی. در کل مدیریت مجموعه رفتاری آزاردهنده داشت که به سلامت روحی و گاه فیزیکی کارکنان آسیب میزد و تجربهی کار در چنین محیطی برای من بهجز خستگی و ناامیدی نتیجهای نداشت. واقعا ارزش تجربه کردنش را نداشت و به هیچکس توصیه نمیکنم برای کار به این شرکت مراجعه کند.
سلام چیزی که من تجربه کردم: روند مصاحبه کاملا حرفه ای بود و همه خوش برخورد و سر وقت حاضر شدن. امنیت شغلی بالایی داره در حد دولتی. از لحاظ حقوقی و امتیازات کمی از متوسط بالاترن. پرداختیها منظم و به موقع است. جو خوبی داره و بنظرم ارزش امتحان رو داره. در کل هرگروهی جو اش متفاوته ولی بنظرم ارزش امتحانو داره.
با سلام. در ابتدا، از این که سفارشها را بهسرعت انتخاب میشدند و از سوی موسسه نظارتی بر انتخابها وجود نداشت و صرفا به سرعت مترجمان در انتخاب سفارشهای مبتنی بود، خیلی آزردهخاطر میشدم. اما، پس از تغییر شیوه توزیع سفارشها، در صورت فعال بودن خود مترجم، تعداد سفارشهایم بهتر شدند و اکثرا دستخالی نیستم.
ما اینجا کلا همکاری نداشتیم که بعد از 2 سال رفته باشه. چون یا شرکت خودش سریع تشخیص می ده که افراد مناسب نیستن و عذرشون رو می خواد، یا اینکه می مونن برای سالهای طولانی. اخیرا یه همکاری داشتیم که برادر مدیر عامل لطف کردن و ما رو نجات دادن از دستش. نمی دونم چه مشکلی داشت. پرخاشگر بود، در مورد تخصصش خالی بسته بود، بی نظم بود، اغلب اوقات هم توی دستشویی می موند. حالا شاید به گفته خودش مشکل نبود آب گرم بوده... خداوند بر خفیات عالم است .
ادبیات جواب دادن و سطح منطق ماستمالی کردن مساعل کاااااااااامل مشخص میکنه چه جاییه این شرکت از نظر فنی هم خیلی خیلی ضعیف هستند جو سمی بی ارزش بودن نیروی کار
رو سایت خوابیدیااااا :) همین که رو سایت خوابیدی و تو کم تر از نصف روز جواب دادی و اینقدر هول شدی که دیگه حواست نبود از زبون یکی دیگه بنویسی نشون میده هرچی گفتم درست بوده بعد ببین چه شرکتی داری که نمیدونی چند نفر ازت شاکین آدما رو باهم اشتباه میگیری در ضمن من کی گفتم برنامه نویسی بلد نیستید اتفاقا تنها بخشی که توش خوب بود این شرکت تو بحث فنی بود که اینم بخاطر برنامه نویساش بود اینم یه دلیل دیگه واسه اینکه منو اشتباه میگیری آدما رو برادر من به جای اینکه بخوابی رو سایتا و هی با تعریف از خودت از لحاظ ذهنی ارضا بشی وقت بذار خودتو قوی کن که یه چیزی داشته باشی که ازت تعریف کنن نه اینکه بیای هی بگی زرنگم ، فیتیله پیچتون میکنم و ... وقت بذار شرکتتو قوی کن که مجبور نباشی بیای بگی سیاستمونه که شرکت کوچیکی باشیم حداقل ترین کاری که بجای خوابیدن تو سایتا میتونی انجام بدی اون پکیج رو درست کنی تو زمستون با مشقت دستشویی نرن مردم من میخواستم به بقیه کمک کنم که بدونن اون شرکت چه جاییه که فک کنم تونسته باشم کمک کنم دیگه کاری با این سایت ندارم شما دیگه راحت باش تعریفتو از خودت بکن هر وقت بقیه خرابت کردن ، حالت خوب نبود ، نیاز داشتی یکی ازت تعریف بکنه ولی کسی چیز قابل تعریفی ازت ندید بیا اینجا بنویس داداش مدیر عامل خیلی تیز هوشه هایزنبرگ رو میذاره جیب عقبش فیتیله پیچتون میکنه نوستراداموسه هرچی میگه بقیه یه هفته بعد میفهمن تو کالاف دیوتی مقام جهانی داره کی به کیه بگو برنامه نویسم هستم سطح فنی شرکتو من بردم بالا راااااحت باش بالاخره یه جام باید از شما تعریف بشه
به خاطر فضای بههمریز کار و شرایط طاقتفرسا، خیلی زود تصمیم گرفتم دنبال کار دیگهای بگردم و بالاخره شرکتی پیدا کردم که با من قرارداد بست و دستمزد بهتری ارائه داد. مدیر IT هر روز از من میخواست دیرتر به دفتر بیایم و شنبه تا پنجشنبه هم حضور در محل کار را اجباری میکرد، در حالی که خودش اگر تعطیل نبود پنجشنبهها را میرفت اما در اکثر روزها فرزندش را با خود میآورد و سروصدای زیادی ایجاد میکرد که تمرکز و آرامش تیم را تحت تاثیر قرار میداد. از نگاه من، حتی در حالت فشار هم شرکت را بهعنوان محل کار مناسب توصیه نمیکنم؛ چون نه تجربهای برای پیشرفت ایجاد میکند و نه رزومهای که برای ورود به شرکتهای بزرگ بعدی کارآمد باشد.
منابع انسانی پنج ارزش اصلی رو اعلام کرده ولی به این ارزش ها اهمیت نمیده. نمی تونی به مدیرت فیدبک بدی ، نگاه از بالا به پایینه ، زندگی شخصی نداری و برای پیشرفت باید چابلوسی کنی. مدیران و نیروها خودشون مارکتینگ و تبلیغات رو درک نمیکنن و نمیشناسن. سازمان ساختار مشخصی نداره و همه چی دقیقه ۹۰ انجام می شه. افراد متخصص رو فراری دادن تا با جذب نیروی تازه کار زور بگن و انتقاد نشنون. نرخ خروجی شرکت بالاست و نیروهای جدید ۶ ماه بیشتر وضعیت شرکت رو تحمل نمی کنن. جو یکتانت باعث می شه تو احساس کنی کارت خوب نبوده و مدیرهای ارشد تحقیرت می کنن. هنره با مدیریت منابع انسانی به این روز بیافتی.
من واسه مصاحبه رفته بودم توی این شرکت، برخوردا خیلی خوب بود حتی با مدیر اون پروژه هم مصاحبه داشتم با این که منو نمیشناخت خیلی کمکم کرد، نه فقط من چون توی اون اتاق که بودم نفرهای قبل من هم که مصاحبه داشتن میشنیدم به اونا هم خیلی کمک میکردن. من چون موقعیت کاری بهتر داشتم نتونستم برم ولی واقعا از نظر روند کارهای استخدام خیلی منظم بودن.
عجب فریبرز بابا من که با حرفات کاری ندارم 3 ماه آزمایشی که اینجا بودی شد 2 سال؟ به ما که بر میخوره تو بیایی بگی و بری ، بیا به ما آموزش بده - تو که گفتی ما برنامه نویسی بلد نیستیم. می خوای کلاس اموزشی بزاری برامون؟ منکه خودم شنیدم گفتی نصف حقوق بدن میمونم.
من تقریبا دو سال تو این شرکت کار کردم جز بدترین جاهایی که یه نفر تو زندگیش میتونه کار بکنه هرجا کار بکنید بهتر از این شرکته برادر و خواهر مدیر عاملش اونجا کار میکنن که تنها انسان نرمال تو اون خانواده خواهرشونه ادمای دروغگو ، بی ادب ، خودبزرگ بین ، بی برنامه ای هستن هرجا تو هر سایتی دیدید دارن از این شرکت تعریف میکنن خودشونن هرجا دیدید یکی داره از برادر مدیر عامل تعریف میکنه شک نکنید خودشه این بنده خدا آرزوش بود ازش تعریف بکنن بگن چقدر زرنگه ، چقدر باهوشه ، چقدر مدیر خوبیه ، چقدر کار بلده و …. که هیچ کدوم از این ویژگی هارو که نداره هیچ خیلیم انسان بی ادب و بی شعوریه تو همین سایتم دوتا پیام گذاشته که برادر مدیر عامل حواسش به همه چیز هست ، فیتیله پیچتون میکنه و … همش خودشونن فقط یه برنامه نویس فرانت دارن که ادم خوبیه و فقط اون تونسته اونجا دووم بیاره به جز اون هیچکس نیست که بیشتر از دو سال اونجا کار بکنه خییییلی محیط سمی داره همش کنترلتون میکنن تایم کاری از هشت صبحه تا وقتی دعوا بشه یعنی شما پنج ربع که تایم کاریت تموم میشه بری جلسه میذارن باهات که چرا رفتی مگه اینجا شرکت دولتیه که سر تایم میرید تایم ناهار اون موقع یه ربع بود بیشتر از اون همون برادر مدیر عامل بهتون پیام میداد تایم ناهار یه ربع لطفا رعایت کنید حقوقتون معلوم نیست کی پرداخت میشه اگه قسط دارید اصلا اونجا کار نکنید هر ماه نصف حقوق رو میدن اونم اواسط ماه هرچی از بدی های این شرکت کمگفتم تا صبح میتونم مثال بزنم براتون خلاصه اگه اعصابتون رو دوست دارید سمت این شرکت نرید
حدود 10 ماه پشتیبان این سایت بودم. جو همکاری خوبی بود و محیط دوستانه بود. حجم و ساعت کار منطقی بود. متاسفانه به دلیل جابجایی مجبور به ترک محل کار شدم.
با سلام خدمت همه دوستان مخصوصا اونایی که میخان تشریف بیارن تو این شرکت و مخصوصا اونایی که میان تو بخش منابع انسانی به شما دوست عزیز شدیدا تاکید میکنم شدیدا تاکید میکنم برید یه جای دیگه اگه میخاید بیاید تو این شرکت و مخصوصا تو قسمت منابع انسانی ساختار منابع انسانی یا شبکه بی سواد و فاسدشون به این شکل یه مدیر فنی به شدت بی سواد، بی ادب، موقعیت دوست که کارمند رسمی بانک هست. دو تا سرگروه بی شرف بی ناموس که برای کسب جایگاه بالا حاظرن هر غلطی بکنن از لحاظ تکنولوژی بخش منابع انسانی به شدت پاییین هست خبری از تکنولوژی جدید تو این قسمت نیست درخواست های بی جا و خسته کننده از کارشناسان تیم که بعنوان برنامه نویس در اینجا مشغول به کار هستند. شرکت از لحاظ مدیریت منابع انسانی افتضاح نیروهایی که فک و فامیل این کارمندهای رسمی بانک هستند عشق و حال میکنند بقیه هر چقدر هم با سواد و فنی باشند مخصوصا در قسمت منابع انسانی دربه در هستند. اگه فک هم میخای بفرما اپلیکشن بانک کشاورزی رو استفاده کن میفهمی اوضاع این شرکت چقدر بد حالا بهترین نیروهاشونو تو روی این اپ کار کردند ببین بخشی مثل منابع انسانی چه افتضاحی هست. یه صحبتی هم مدیر فنی بی سواد حوشی گر منابع انسانی اینجابزنم که ای کاش اونروز غذا تو گلوت میموند خفه میشدی حال بهم زن دو هزاری دوست عزیز اگر در مترو دست فروشی کنی شرف داره بیای اینجا جدا میگم
تجربه بیش از 3 سال فعالیت در آسیاتک و در 3 دپارتمان مختلف اینو بهم ثابت کرد این شرکت و مدیران این مجموعه هیچگونه اهمییتی برای نیرویی انسانی خود قائل نمیشن و شرایط هر سال بدتر از سال قبل میشه تازگیا هر روز داره شرایط بد و بدتر میشه مدیران و سرپرست ها منفعت طلب هستن و هیچ اهمیتی براشون نداره چون شرایط برای آنها اینگونه ایجاب میکند . مزایا خیلی کم شده و حداقل با یک ماه تاخیر واریز میشود . حجم کار خیلی زیاد شده چون خیلی از نیروها استعفا دادن و با اولین موقعیت شغلی که پیدا میشه استعفا میدن شرکت یه قانون مسخره هم داره که شما تا یک ماه بعد استعفا باید بمونی تا قبول بشه که بریی عیدی و سنوات هم با تاخیر زیاد بهت پرداخت میکنند تمام کسانی که تو منابع انسانی هستن با رابطه استخدام شدن و فقط به فکر منافع شرکت هستن اصلا به نیرو انسانی اهمییت نمیدن مزایا کم کردن یا به پایین ترین کیفیت رسوندن از آجیل که عید و شب یلدا میدن بگیر تا بن فصلی و کارانه تمام کارمندها امور مشترکین ( کارشناسان پشتیبانی و فروش) بهشون اصلا کارانه تعلق نمیگیره !! خلاصه آسیاتک از اول اینطوری نبود دوست داشتنی بود ولی الان قابل تحمل نیست میدرران آسیاتک باید متوجه بشن که این شرکت برپایه خدمات به مشترکین بنا شده ولی با این شرایطی که درست کردن کسی نمیمونه یا دل و دماغ درست خدمات دادن به مشترکینو نداره
ترجمیک تو کار ترجمه و ترجمه رسمی یه برند شناخته شده است و از این نظر کارکردن توش خوبه. تو ترجمیک امکان آزمون و خطا داشتیم و از لحاظ مرخصی و برخورد همکارا به طور کلی انعطاف پذیر بودیم. سعی می کردیم شرح وظایف رو تفکیک کنیم ولی گاهی نمیشد و آزاردهنده بود. حال و هوای استارتاپی و این که چند کار رو باید انجام میدادی وجود داشت و بعضی کارها به افراد وابسته می شد تا مثلا یه رویکرد سیستم. از لحاظ حقوق منظم بود پرداخت ها و عیدی و سنوات و اینا بود. گاه گاهی برنامه های جمعی و جشن و اینا هم داشتیم که بد نبود ولی خیلی فوق العاده هم نبود.
چیزی که در مصاحبه با شرکت ارم توجه من رو به خودش جلب کرد، ساختار حرفه ای و قوام پیدا کرده مصاحبه بود. از همون تماس اولیه تا ست کردن در کلندر با توضیحات کامل و مصاحبه های اول و دوم و نهایی که تمام جوانب فنی و منابع انسانی و مدیریتی توش لحاظ شده. هم باعث میشه روند اصولی جلو بره هم کمترین زمان تلف بشه و هم حس خوبی به طرف مقابل منتقل میشه. بعد از مدتها مصاحبه درست رو دیدم که نه تنها روش فکر شده و اجرایی کردنش، بلکه هیچ مرحله ای طرف مقابل دنبال عقده گشایی یا از سر باز کردن نبود و مشخص بود مهم چهارچوب حرفه ای مصاحبه کاری هست
به نظر من تنها شرکتی بود که همه موارد را صادقانه به من گفتن مصاحبه خوبی بود خیلی هم برخورد محترمانه ای داشتند کسانی که مصاحبه کردن افراد با سوادی بودن چنتا سوال فنی پرسیدن که من ۲ تا از سوال های تخصصی را کامل جواب ندادم ولی بهم گفتن مشکلی ندارد استرس نداشته باشید شرط پذیرش اولین جلسه مصاحبه نمی باشد فرصت داده خواهد شد با حضور در محیط توانمندی خودمو ثابت بکنم کلا ممنونم که به من روحیه دادید
تقریبا 3 سالی هست در این شرکت مشغول به کار هستم. مثل هر شرکتی مزایا و عیب زیاد داره. هر کسی باید با توجه به شرایطش تصمیم بگیره. این شرکت بزرگه و فکر کنم بیش از 800 نفر پرسنل داشته باشه که بیشترشون هم متخصصین کامپیوتر هستند. چندین اداره و معاونت و کلی تیم تخصصی هم داره که اصلا شبیه شرکتهای خصوصی نیست. اغلب مدیران دولتی هستند ولی خوشبختانه غیر از مدیران سطح بالا جابجایی و تغییر ندیدم. بسته به این که در چه اداره و تیمی باشی تجربههای مختلفی خواهید داشت. نه اونقدر سیاه که بعضیها رویا پردازی کردند و نه بهشت. جایی که من هستم جو کاری به طور کلی مثبت و دوستانه ست. البته، تجربه کار در هر گروه کاری میتواند متفاوت باشد. با این حال به نظرم این شرکت پتانسیل بالایی برای رشد و پیشرفت کارشناسی داره. باید تواناییهای تخصصی و سازمانی خوبی داشته باشید. مزایا: - محیط آرام و امن. - حقوق و پرداخت به منظم. - افزایش حقوق بنا به شرایط اقتصادی و علاوه بر افزایش مصوب دولت. - ناهار (خیلی تعریفی نداره ولی مزیت مهمیه). - امکان یادگیری بالا در کارهای تخصصی و هم کسب و کارهای سازمانی و بانکی. - غرب تهرانه و رفت و آمد برای ساکنین غرب راحته. اطرافش جای پارک هم خیلی هست که خیلی خوبه. - تنوع عجیب و غریب خدمات و محصول که برای من تجربه خیلی خوبی هست. - باشگاه و استخر و مراکز رفاهی داره که اگر اهل استفاده باشید خیلی خوبه. عیبهاش: - ساختار دولتی و سلسله مراتبی البته برای من مهم نیست چون دنبال جایگاه نیستم. - بیمه تکمیلیش ظاهرش خوبه ولی نه اونقدر و خیلی هم اپشن نداره. خداروشکر من استفاده نکردم. - فضاهاش از نظر استاندارد اداری جالب نیست بسته به تیمی که هستی. - روشهای تولید نرم افزار قدیمی نه اسکرامه نه روشهای دیگر اینش بده. - دورکاری و شناوری و هیبریدی اصلا معنی نداره تازه تابستون باید از 6 صبح سر کار باشی. - مراحل کارهای تخصصی و امنیتیش خیلی پیچیده است بنظرم برای دیپلوی باید سختی کار بدن.
تجربهام از بادبادک هفت آسمان را اینطور روایت میکنم که شرکت به نوعی از دروغها و توهمهای مدیریتی شکل گرفته است و اینکه دقیقا چه میگذرد درون سازمان روشن نیست. هر چه بیشتر در مجموعه میمانم، حال آرامی ندارم و احساس میکنم نشانههای افسردگی در پی دارد.
در محیطی که انصاف و نظم کمی دیده نمیشود کار کردم و تجربهام از شرکت مهنا این بود که فضا بیش از حد بینظم و بدون مدیریت است. حقوقها بهدرستی پرداخت نمیشود و معمولا باید برای دریافتشان مقاومت کرد؛ پاداش هم وجود ندارد و از لطفی هم خبری نیست. گلهمند بودن کارکنان در آنجا فقط مخصوص یک نفر نیست، بلکه به همه نیروها سراسر است و حتی سر حسابدار و منشی نیز از مدیرعامل فریاد میکشند. هیچ دیسیپلینی وجود ندارد و امکانات رفاهی کافی هم نیست؛ بهعنوان مثال آب خنک بهسختی پیدا میشود. برخی تجربهها درباره مدیریت بسیار خوب گفته میشود اما واقعیت این است که با کارکردن یک هفته در آنجا، میشود فهمید که محیط تا چه حد شلخته و بیمدریت است. شرکت مهنا هیچ مزیت مثبتی ندارد: نه فرصت رشد، نه پاداش مناسب و نه حقوق متناسب با کار، و فشار و حجم کار خیلی بالاست. طول مدت حضورم آنجا را از دست دادن زمان دانستهام و برای خودم تأسف میخورم. به هرکس که این پیام را میخواند، توصیه میکنم از تکرار اشتباه من پرهیز کند و آیندهاش را زیر سؤال نبرد.
دو سالی به صورت حضوری در این شرکت فعالیت کردم و با جنبههای گوناگون کارش آشنا شدم. فضای مدیریتی شرکت کاملا خانوادگی بود و از همسر و فرزندان و دامادها تشکیل میشد، و گاهی نگاه مدیران بالا به پایین بود و به نظرها و پیشنهادهای تخصصی احترام زیادی قائل نبودند. روابط با همکاران به سختی امکانپذیر بود و گاهی رفتارهای تند و ناسزا از طرف برخی مدیران دیده میشد. شبهایی هم بود که تا چهار، پنج صبح کار میکردم؛ با این وجود از نظر آنان تشکر نمیکردند و کار را طبیعی وظیفه میدانستند. چندی بعد مدیران میآمدند و میگفتند کمکاری یا کند بودن، وسط کار داد و فریاد داشتند و اوضاع به هم میریخت. تعهدات غیرواقعی زیادی میدادند و پرداخت حقوق به تأخیر میافتاد؛ در طول سه ماه هم گاهی حقوق فقط با تأخیر پرداخت میشد. ساعات کار کارکنان پنهان نگهداشته میشد و تنها در آخر ماه قابل مشاهده بود. انتظار کاری بیوقفه، حتی در تعطیلات رسمی، وجود داشت و تماسهای شبانه هم ادامه داشت. خروج از ساختمان شرکت با تبعاتی روبهرو میشد و حقوق کاهش مییافت. قراردادها اجازه نمیداد نسخهای از آنها گرفته شود و هنگام استعفا معمولا با فشار برای پرداخت نکردن یا تاخیر در پرداخت باقیمانده حقوق مواجه میشدم. نمونههای مشخصی از میکرومدیریت در شرکت وجود داشت: درباره کوچکترین تغییرات مدیرعامل دخالت میکردند و چون تخصص لازم را در آن حوزه نداشتند، غالبا نظر اشتباهی میدادند و مجبور میشدی به رغم احساس درست نبودن تصمیم، اجرای آن را بپذیری زیرا نتیجه میگشت که ما بلد نیستیم کار کنیم و خود مدیرعامل یا تیمش تصمیم را اجرا میکردند یا ممکن بود از همکاری با کارمند امتناع کنند. در برخی مواقع تشویق به مصرف مواد مخدر برای افزایش بهرهوری هم مطرح میشد. گفتگو با همکاران را به سختی میپذیرفتند و در نتیجه بخشی از کارها به دلیل محدودیت ارتباطی ناقص میماند. مخالفتهای مکرر با دورکاری وجود داشت، گرچه در شرایط خاص استثناء داشتند. شرکت کاملا تحت شنود بود و دوربینهای زیادی در محیط وجود داشت. فضای کار بینظم بود: اتاقی بزرگ که حدودا پنجاه نفر را کنار هم چیده بودند، بدون پارتیشن یا اتاق مشخص، و تهویهی نامطلوبی داشت تا جایی که در زمستان با لباسی سبک عرق میکردی. در کل مدیریت مجموعه رفتاری آزاردهنده داشت که به سلامت روحی و گاه فیزیکی کارکنان آسیب میزد و تجربهی کار در چنین محیطی برای من بهجز خستگی و ناامیدی نتیجهای نداشت. واقعا ارزش تجربه کردنش را نداشت و به هیچکس توصیه نمیکنم برای کار به این شرکت مراجعه کند.
سلام چیزی که من تجربه کردم: روند مصاحبه کاملا حرفه ای بود و همه خوش برخورد و سر وقت حاضر شدن. امنیت شغلی بالایی داره در حد دولتی. از لحاظ حقوقی و امتیازات کمی از متوسط بالاترن. پرداختیها منظم و به موقع است. جو خوبی داره و بنظرم ارزش امتحان رو داره. در کل هرگروهی جو اش متفاوته ولی بنظرم ارزش امتحانو داره.
با سلام. در ابتدا، از این که سفارشها را بهسرعت انتخاب میشدند و از سوی موسسه نظارتی بر انتخابها وجود نداشت و صرفا به سرعت مترجمان در انتخاب سفارشهای مبتنی بود، خیلی آزردهخاطر میشدم. اما، پس از تغییر شیوه توزیع سفارشها، در صورت فعال بودن خود مترجم، تعداد سفارشهایم بهتر شدند و اکثرا دستخالی نیستم.
ما اینجا کلا همکاری نداشتیم که بعد از 2 سال رفته باشه. چون یا شرکت خودش سریع تشخیص می ده که افراد مناسب نیستن و عذرشون رو می خواد، یا اینکه می مونن برای سالهای طولانی. اخیرا یه همکاری داشتیم که برادر مدیر عامل لطف کردن و ما رو نجات دادن از دستش. نمی دونم چه مشکلی داشت. پرخاشگر بود، در مورد تخصصش خالی بسته بود، بی نظم بود، اغلب اوقات هم توی دستشویی می موند. حالا شاید به گفته خودش مشکل نبود آب گرم بوده... خداوند بر خفیات عالم است .
ادبیات جواب دادن و سطح منطق ماستمالی کردن مساعل کاااااااااامل مشخص میکنه چه جاییه این شرکت از نظر فنی هم خیلی خیلی ضعیف هستند جو سمی بی ارزش بودن نیروی کار
رو سایت خوابیدیااااا :) همین که رو سایت خوابیدی و تو کم تر از نصف روز جواب دادی و اینقدر هول شدی که دیگه حواست نبود از زبون یکی دیگه بنویسی نشون میده هرچی گفتم درست بوده بعد ببین چه شرکتی داری که نمیدونی چند نفر ازت شاکین آدما رو باهم اشتباه میگیری در ضمن من کی گفتم برنامه نویسی بلد نیستید اتفاقا تنها بخشی که توش خوب بود این شرکت تو بحث فنی بود که اینم بخاطر برنامه نویساش بود اینم یه دلیل دیگه واسه اینکه منو اشتباه میگیری آدما رو برادر من به جای اینکه بخوابی رو سایتا و هی با تعریف از خودت از لحاظ ذهنی ارضا بشی وقت بذار خودتو قوی کن که یه چیزی داشته باشی که ازت تعریف کنن نه اینکه بیای هی بگی زرنگم ، فیتیله پیچتون میکنم و ... وقت بذار شرکتتو قوی کن که مجبور نباشی بیای بگی سیاستمونه که شرکت کوچیکی باشیم حداقل ترین کاری که بجای خوابیدن تو سایتا میتونی انجام بدی اون پکیج رو درست کنی تو زمستون با مشقت دستشویی نرن مردم من میخواستم به بقیه کمک کنم که بدونن اون شرکت چه جاییه که فک کنم تونسته باشم کمک کنم دیگه کاری با این سایت ندارم شما دیگه راحت باش تعریفتو از خودت بکن هر وقت بقیه خرابت کردن ، حالت خوب نبود ، نیاز داشتی یکی ازت تعریف بکنه ولی کسی چیز قابل تعریفی ازت ندید بیا اینجا بنویس داداش مدیر عامل خیلی تیز هوشه هایزنبرگ رو میذاره جیب عقبش فیتیله پیچتون میکنه نوستراداموسه هرچی میگه بقیه یه هفته بعد میفهمن تو کالاف دیوتی مقام جهانی داره کی به کیه بگو برنامه نویسم هستم سطح فنی شرکتو من بردم بالا راااااحت باش بالاخره یه جام باید از شما تعریف بشه
به خاطر فضای بههمریز کار و شرایط طاقتفرسا، خیلی زود تصمیم گرفتم دنبال کار دیگهای بگردم و بالاخره شرکتی پیدا کردم که با من قرارداد بست و دستمزد بهتری ارائه داد. مدیر IT هر روز از من میخواست دیرتر به دفتر بیایم و شنبه تا پنجشنبه هم حضور در محل کار را اجباری میکرد، در حالی که خودش اگر تعطیل نبود پنجشنبهها را میرفت اما در اکثر روزها فرزندش را با خود میآورد و سروصدای زیادی ایجاد میکرد که تمرکز و آرامش تیم را تحت تاثیر قرار میداد. از نگاه من، حتی در حالت فشار هم شرکت را بهعنوان محل کار مناسب توصیه نمیکنم؛ چون نه تجربهای برای پیشرفت ایجاد میکند و نه رزومهای که برای ورود به شرکتهای بزرگ بعدی کارآمد باشد.
منابع انسانی پنج ارزش اصلی رو اعلام کرده ولی به این ارزش ها اهمیت نمیده. نمی تونی به مدیرت فیدبک بدی ، نگاه از بالا به پایینه ، زندگی شخصی نداری و برای پیشرفت باید چابلوسی کنی. مدیران و نیروها خودشون مارکتینگ و تبلیغات رو درک نمیکنن و نمیشناسن. سازمان ساختار مشخصی نداره و همه چی دقیقه ۹۰ انجام می شه. افراد متخصص رو فراری دادن تا با جذب نیروی تازه کار زور بگن و انتقاد نشنون. نرخ خروجی شرکت بالاست و نیروهای جدید ۶ ماه بیشتر وضعیت شرکت رو تحمل نمی کنن. جو یکتانت باعث می شه تو احساس کنی کارت خوب نبوده و مدیرهای ارشد تحقیرت می کنن. هنره با مدیریت منابع انسانی به این روز بیافتی.
من واسه مصاحبه رفته بودم توی این شرکت، برخوردا خیلی خوب بود حتی با مدیر اون پروژه هم مصاحبه داشتم با این که منو نمیشناخت خیلی کمکم کرد، نه فقط من چون توی اون اتاق که بودم نفرهای قبل من هم که مصاحبه داشتن میشنیدم به اونا هم خیلی کمک میکردن. من چون موقعیت کاری بهتر داشتم نتونستم برم ولی واقعا از نظر روند کارهای استخدام خیلی منظم بودن.
عجب فریبرز بابا من که با حرفات کاری ندارم 3 ماه آزمایشی که اینجا بودی شد 2 سال؟ به ما که بر میخوره تو بیایی بگی و بری ، بیا به ما آموزش بده - تو که گفتی ما برنامه نویسی بلد نیستیم. می خوای کلاس اموزشی بزاری برامون؟ منکه خودم شنیدم گفتی نصف حقوق بدن میمونم.
من تقریبا دو سال تو این شرکت کار کردم جز بدترین جاهایی که یه نفر تو زندگیش میتونه کار بکنه هرجا کار بکنید بهتر از این شرکته برادر و خواهر مدیر عاملش اونجا کار میکنن که تنها انسان نرمال تو اون خانواده خواهرشونه ادمای دروغگو ، بی ادب ، خودبزرگ بین ، بی برنامه ای هستن هرجا تو هر سایتی دیدید دارن از این شرکت تعریف میکنن خودشونن هرجا دیدید یکی داره از برادر مدیر عامل تعریف میکنه شک نکنید خودشه این بنده خدا آرزوش بود ازش تعریف بکنن بگن چقدر زرنگه ، چقدر باهوشه ، چقدر مدیر خوبیه ، چقدر کار بلده و …. که هیچ کدوم از این ویژگی هارو که نداره هیچ خیلیم انسان بی ادب و بی شعوریه تو همین سایتم دوتا پیام گذاشته که برادر مدیر عامل حواسش به همه چیز هست ، فیتیله پیچتون میکنه و … همش خودشونن فقط یه برنامه نویس فرانت دارن که ادم خوبیه و فقط اون تونسته اونجا دووم بیاره به جز اون هیچکس نیست که بیشتر از دو سال اونجا کار بکنه خییییلی محیط سمی داره همش کنترلتون میکنن تایم کاری از هشت صبحه تا وقتی دعوا بشه یعنی شما پنج ربع که تایم کاریت تموم میشه بری جلسه میذارن باهات که چرا رفتی مگه اینجا شرکت دولتیه که سر تایم میرید تایم ناهار اون موقع یه ربع بود بیشتر از اون همون برادر مدیر عامل بهتون پیام میداد تایم ناهار یه ربع لطفا رعایت کنید حقوقتون معلوم نیست کی پرداخت میشه اگه قسط دارید اصلا اونجا کار نکنید هر ماه نصف حقوق رو میدن اونم اواسط ماه هرچی از بدی های این شرکت کمگفتم تا صبح میتونم مثال بزنم براتون خلاصه اگه اعصابتون رو دوست دارید سمت این شرکت نرید
حدود 10 ماه پشتیبان این سایت بودم. جو همکاری خوبی بود و محیط دوستانه بود. حجم و ساعت کار منطقی بود. متاسفانه به دلیل جابجایی مجبور به ترک محل کار شدم.
با سلام خدمت همه دوستان مخصوصا اونایی که میخان تشریف بیارن تو این شرکت و مخصوصا اونایی که میان تو بخش منابع انسانی به شما دوست عزیز شدیدا تاکید میکنم شدیدا تاکید میکنم برید یه جای دیگه اگه میخاید بیاید تو این شرکت و مخصوصا تو قسمت منابع انسانی ساختار منابع انسانی یا شبکه بی سواد و فاسدشون به این شکل یه مدیر فنی به شدت بی سواد، بی ادب، موقعیت دوست که کارمند رسمی بانک هست. دو تا سرگروه بی شرف بی ناموس که برای کسب جایگاه بالا حاظرن هر غلطی بکنن از لحاظ تکنولوژی بخش منابع انسانی به شدت پاییین هست خبری از تکنولوژی جدید تو این قسمت نیست درخواست های بی جا و خسته کننده از کارشناسان تیم که بعنوان برنامه نویس در اینجا مشغول به کار هستند. شرکت از لحاظ مدیریت منابع انسانی افتضاح نیروهایی که فک و فامیل این کارمندهای رسمی بانک هستند عشق و حال میکنند بقیه هر چقدر هم با سواد و فنی باشند مخصوصا در قسمت منابع انسانی دربه در هستند. اگه فک هم میخای بفرما اپلیکشن بانک کشاورزی رو استفاده کن میفهمی اوضاع این شرکت چقدر بد حالا بهترین نیروهاشونو تو روی این اپ کار کردند ببین بخشی مثل منابع انسانی چه افتضاحی هست. یه صحبتی هم مدیر فنی بی سواد حوشی گر منابع انسانی اینجابزنم که ای کاش اونروز غذا تو گلوت میموند خفه میشدی حال بهم زن دو هزاری دوست عزیز اگر در مترو دست فروشی کنی شرف داره بیای اینجا جدا میگم
تجربه بیش از 3 سال فعالیت در آسیاتک و در 3 دپارتمان مختلف اینو بهم ثابت کرد این شرکت و مدیران این مجموعه هیچگونه اهمییتی برای نیرویی انسانی خود قائل نمیشن و شرایط هر سال بدتر از سال قبل میشه تازگیا هر روز داره شرایط بد و بدتر میشه مدیران و سرپرست ها منفعت طلب هستن و هیچ اهمیتی براشون نداره چون شرایط برای آنها اینگونه ایجاب میکند . مزایا خیلی کم شده و حداقل با یک ماه تاخیر واریز میشود . حجم کار خیلی زیاد شده چون خیلی از نیروها استعفا دادن و با اولین موقعیت شغلی که پیدا میشه استعفا میدن شرکت یه قانون مسخره هم داره که شما تا یک ماه بعد استعفا باید بمونی تا قبول بشه که بریی عیدی و سنوات هم با تاخیر زیاد بهت پرداخت میکنند تمام کسانی که تو منابع انسانی هستن با رابطه استخدام شدن و فقط به فکر منافع شرکت هستن اصلا به نیرو انسانی اهمییت نمیدن مزایا کم کردن یا به پایین ترین کیفیت رسوندن از آجیل که عید و شب یلدا میدن بگیر تا بن فصلی و کارانه تمام کارمندها امور مشترکین ( کارشناسان پشتیبانی و فروش) بهشون اصلا کارانه تعلق نمیگیره !! خلاصه آسیاتک از اول اینطوری نبود دوست داشتنی بود ولی الان قابل تحمل نیست میدرران آسیاتک باید متوجه بشن که این شرکت برپایه خدمات به مشترکین بنا شده ولی با این شرایطی که درست کردن کسی نمیمونه یا دل و دماغ درست خدمات دادن به مشترکینو نداره