باورم نمیشد که توی ایرانیکارت کار کنم و مدت کوتاهی بعد تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم. مسیر کار همچنان خوب پیش میرفت، اما اضافهکاری اجباری بود و صبحانه و ناهار ارائه نمیشد. از نظر ترکیب تیم، افراد زیادی از خانوادههای مدیران در شرکت حضور دارند؛ خواهر، مادر و برادر مدیرعامل، مدیر داخلی و همسر او و دو برادر همسرشان، مدیر افراک و همسر او، مدیر بخش کارتها و همسرش در بخش دیگر، همچنین دخترعمهها و دوستانی از دانشگاه آزاد که همه در یک ورودی هستند. به طور کلی حس میکنم شرکت خانوادگی است و اغلب افراد با آشنایان نزدیک و دور نسبت به هم پیوند دارند؛ محیط حرفهای و مبتنی بر شایستهسالاری چندان دیده نمیشود، بیشتر بر پایه تعارف و تشریفات خانوادگی بنا شده تا معیارهای حرفهای و شایستهگزینی.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در پایان دورههای مپصا انتظار داشتم با تلاش و سرمایهای که صرف کردم به جایگاه بهتری دست پیدا کنم، اما به واقعیت آنچه نصیبام شد چیزی نبود که انتظارش را داشتم و حتی از جایگاهی که هماکنون در آن بودم هم فاصله گرفتم. برگزاری کلاسها بینظم و بیبرنامه بود و به سطح یادگیری من یا خروجی دوره اهمیت چندانی داده نمیشد.
در محیطی دوستانه و منظم کار میکردم که الهامبخش و پر از چالش بود. فرصت خوبی داشتم تا دانشم را در زمینه ERP گسترش دهم و تجربهای ارزشمند در ABAP به دست آورم. به əlavə باید بگویم که این شرکت دانشبنیان است و امکان گرفتن امریه در آن وجود دارد.
تا به حال هیچ شرکتی به اندازه ایران تلنت تجربهی دلچسب و پرحرارتی برای من فراهم نکرده بود. وقتی پنج سال پیش وارد این مجموعه شدم، فضای کار برای من خیلی روشن و جوانپسند و پر از انرژی بود. به پرسنل احترام میگذاشتن و آزادی عمل رو با منطق سازمانی تلفیق میکردن. فرصتهای یادگیری و رشد قابل توجه بود و هرچقدر سابقهام کم بود، با وجود اسم ایران تلنت در رزومهام، فرصتهای مصاحبه معتبر از سوی شرکتهای مناسب برای من باز میشد. این موضوع به من کمک کرد تا در مسیر شغلیم نسبت به سایرین، حرفهایتر و با تسلط بیشتری روی سیستمهای شرکت حرکت کنم. با این حال، همه چیز هم ایدهآل نبود. جلسات بینتیجه و گاهگداری طولانی وجود داشت، و گاهی مدیریت واحدها به خصوص در گزینش افراد دچار ضعف میشد. اختلاف حقوق بین کارکنان، نه صرفا بر اساس سمت، بلکه گاهی به سلیقه مدیران بالا بود و این باعث میشد حس برابری کمتری احساس کنم. با وجود این تفاوتها، معمولا نگه داشتن افراد بستگی به رضایت مدیران داشت و اگر با آنها همسو نبودی، مسیر ادامه همکاری ممکن بود با خداحافظی همراه شود، نه لزوما بر مبنای KPI و عملکرد. در عین حال، قدرتمند بودن در حضور و ارتباط با مدیران و نشان دادن حسن نیت، به شکل مداوم اهمیت داشت و چاپلوسی گاهی نقش مهمی ایفا میکرد. با وجود تمام این نکات، همچنان معتقد بودم که ایران تلنت یکی از بهترین تجربههای کاری من است؛ به خاطر جو جشنها، هدایا و اتفاقات تفریحی که برای کارمندان برگزار میشد و منابعی که با صداقت و بهموقع در اختیار افراد قرار میگرفت. قراردادهای کاری همواره بهروز بوده و برگههای تمدید هر سه ماه یکبار به من ارائه میشد.
ساعت کاری فوقالعاده زیاد، اینطوری که میبینی 200 ساعت ماهانه ایستادی و حقوقت در برابر زمانی که سرکاری یه شوخیه.ساعت کاری بین 8 تا 8:30 هست. اگر یک دقیقه دیر برسید، 31 دقیقه تاخیر میخورید و باید مرخصی بگیرید. شانس بیارید اگر سرپرستتون آدم گیری نباشه برای تایید مرخصی که اکثر موارد گیر هستند. در ماه دو روز و یک ساعت زمان مرخصی تون هست. اما چه دو روزی! روزانه به صورت اجباری باید 9:30 سر کار باشید اما مرخصی روزانه 8:45 محسوب میشه یعنی تایم استراحت رو ازش کم میکنند(همه چی رو به نفع خودشون و به ضرر کارمند در نظر میگیرند). تولدهای سیستمی و مسخره که مجبورت میکنند پول بدی و همون هزینه رو دوباره به خودت بر میگردونند روز تولدت. واحدهایی که ساعت کار و سخت گیری زیاد هست، همه پر از استرس و اضطراب اند. واقعا باید ناچار باشید که اینجا کار کنید. چون صبح تا شب عملا سرکارید و زندگی شخصی رو ازتون میگیرن. کلا با داشتن زندگی شخصی مخالفن و اعتقاد دارند باید وقف کار شی و برده اونا باشی. اکثر واحدها مجبورت میکنند اضافه کار بمونی. مکالمات رو چک میکنند و الکی ایراد ممکنه بگیرند. آدم های بیسواد که کارشناس یا سرپرست هستند یا مدیر زیاد هست. گردن نگیر هم زیاد هست. اگر دانشگاه خوب درس خوندید، به هیچ وجه توصیه نمیشه مگه برای تجربه و سابقه کار و ناچاری. خاله زنک بازی و زیراب زنی و رقابت هم زیاد هست. سرویس بهداشتی نسبت به کارکنان کم و عملا مختلط میشه. مریض باشی مرخصی نمیدن، هزارتا منت میذارن یا کنترلت میکنند. منابع انسانی تلاش هایی میکنه ولی گول نخورید و مثل اینه یه بچه رو با شکلات گول بزنن. اگر روحیه برده شدن دارید و مجرد هستید و دوست دارید افسرده بشید، بهتون توصیه میکنم استخدام این شرکت بشید و زندگی شخصی تون رو فراموش کنید.
عدم توازن بین کار و زندگی ، مدیریت ضعیف و پر مدعا ، تبعیض زیاد ، عدم وجود عدالت اجتماعی ، عدم شایسته سالاری ، مشخص نبودن وظایف افراد از جمله نقطه ضعفهای سازمان هستند
دوستان من مدتی با این شرکت همکاری داشتم ، این همکاری واقعا جزء بدترین تجربه های کاری من بود ، با اینکه در این شرکت من رو بسیار قبول داشتند و پروژه های زیادی دست من بود و خیلی برای این شرکت زحمت کشیدم ، باید بگم لحظه لحظه کار کردن در این شرکت عذاب آور بود ، حتی موقعیکه میخواستم از این شرکت برم ازشون خواستم راضیت نامه برای شرکت جدیدی که میخواستم برم بدند ، با اینکه با من مشکلی نداشتند و از کارم راضی بودند باز هم راضیتنامه بهم ندادند ، خلاصه بگم اگر برای شخصیتت - سابقه کاریت - شعورت و ..... ارزش قائل هستی ، این شرکت نرو
من دو سال با این شرکت کار کردم با اینکه خیلی جاها کار کرده بودم و چند سال بود که برنامه نویس بودم تازه فهمیدم چقدر محیط شغلی و فضای شرکتی که آدم توش کار میکنه چقدر روی تخصص و آینده شغلی فرد تاثیرگذاره خیلی خوب بود همه چی اون زمان که اونجا بودم
به عنوان کسی که ۷۰ درصد قوانین شرکت رو نوشت و باعث پیشرفت شرکت شد بهتون میگم اگر روزی محتاج هم بودین سمت این شرکت نرید.تقریبا از اولین سال در شرکت بودم و ۴ سال در شرکت بودم. در تمام این مدت خیلی بیشتر از وظیفه برای اون شرکت کار کردم. مدیریت کال سنتر و مدیر عامل باهم رابطه شخصی داشتند و این موضوع به نحوی شده بود که عملا مدیرعامل هیچ اختیار و اقتداری نداشت. تصمیمات کاملآ بستگی به رابطه این دو نفر داشت . نیروی کار برای این دو نفر ارزشی به مراتب کمتر از برده رو دارند و کاملا با بی احترامی ، پرخاش و حتی توهین با نیرو برخورد می کنند. حتی برای آب خوردن هم دوبار در طول شیفت اجازه بلند شدن از پشت میز کار رو دارید.تمامی سایت ها بجز پنل خودشرکت و سایت خودشرکت ، بسته شدند و با نت شرکت تحت هیچ شرایطی باز نمی شوند. هیچگونه مدیریتی بلد نیستند و شما اگر ۱ درصد توانایی از خودت نشون بدی که مدیر کال سنتر احساس خطر کنه ، نابودت می کنه و کاری می کنه به مرگ خودت راضی بشی به عنوان مثال خودم باشگاه مشتریان و میزبان رو برای شرکت طراحی کردم اما کاری با من شد که از کار خودم پشیمون شدم. در نهایت کار به جایی رسید که از اونجا خارج شدم درصورتی که اون شرکت مثل بچه ی من بود. از نحوه فرایند هم در رابطه کار با میهمان و میزبان هم چیزی نگم خیلی بهتره. باز هم میگم اگر روزی محتاج کار بودین برید دست فروشی ولی سمت این شرکت نرید
من به عنوان برنامه نویس سی شارپ 3 مرحله مصاحبه فنی داشتم.سی شارپ جدا sql جدا و js جدا خیلی روند جذب طولانی شد ولی هیچوقت نگفتند که فریمورک خودشون رو دارن که یه محیط داغون و آشغاله مدیر تیم ها باهم خیلی فرق داشتند.ماه به ماه دورکار بودند.جواب سوال رو نمیدادند اسم جدول رو میپرسیدم ولی جواب نمیدادند.میگفتند خودت برو پیدا کن مدیر فقط حقوق بالاتر میگرفت وگرنه نه راهنمایی میکرد نه سوادشو داشت در نهایت استعفا دادم که فهمیدم زیر ابمو پیش مدیر hr هم زده در فیش پارامترهایی وجود داشت برای کسر حقوق بت عناوین گنگ که متاسفانه بخاطر تجربه کم توضیحات چرت و پرتشون رو قبول کردم به هیچ عنوان چه سابقه کار دارید چه ندارید برای فیلد برنامه نویسی این شرکت مناسب نیست
بحران مالی شرکت و عدم باور مدیر شرکت به ورشکستگی، استخدام افراد متخصص و بازی با زندگی این افراد و نهایتا بعد از پیش برد کارها بدون تسویه عدم نیاز میزنن
شرکت نبض افزار را به عنوان تجربهای واقعی از کار با آن توصیف میکنم. حقوق کم و بیثباتی مشخص بود و رفتار سازمانی هم سطح پایینی داشت. اعضای هیئت مدیره بیشتر بر پایه رابطه فامیلی و بدون تخصص اداره میشدند و منافع تنها برای چند مدیر بود. یکی از اعضای هیئت مدیره هنگام تحصیل دکترا در امریکا بود و شرکت به جای هزینههای تحصیل، خودش نقش تأمینکننده مالی او را داشت. بهکارگیری نیروهای کمتجربه به شکل استثمار دیده میشد و فضای رشد حرفهای وجود نداشت. در زمان همکاری من، تا چهار ماه بیمه ارائه نمیشد و این موضوع هم به من اطلاع داده نمیشد.
در حال حاضر مشهد یکی از بدترین شرکتهای فعال در این حوزه را دارا میدانم و رفتار کارکنانش بهشدت نامناسب است. مدیرعامل، به گونهای بیادب و سبکسر است که فضای کاری را آزاردهنده میکند. منابع انسانی ضعف زیادی دارد و پروژهای که زیرنظرشان پیش میرود، از ابتدا تا انتها با اشکالات جدی روبهروست و به نظر من جریان کار را فریبنده جلوه میدهد.
طولانیترین سالهای تجربهام را در جایی گذراندم که با ترک چند نفر از همکاران و بیمیلی مدیرعامل روبهرو بود. از آغاز کار، شش نفر از تیم استعفا دادند و این موضوع بهسرعت فضای وضعیت شرکت را به هم ریخت و نشان میداد که بسیاری از نیروهای حرفهای از قبل با جایی که در آن بودند، آشنا نبودند و نتوانستند محیط را به درستی درک کنند.
عدم امنیت شغلی پرداختی نامنظم غیر قابل اعتماد بودن مدیران و نامشخص بودن خط مشی شرکت. عدم تسویه حسابه موقع بعد از قطع همکاری و.... مناسب کار آموزان مبتدی فاقد نیاز مالی
من اول یه مدت رفتم تابان شهر کارآموزی چیزی بلد نبودم و خیلی کمکم کردن برای یادگیری . شاید بهم خیلی واضح مواردی رو نمیگفتن ولی کاملا بهم مسیر رو نشون میدادن و منم طبق همون آموزش ها پیشرفتم ویدپوها و چک لیست هایی رو که مدیر مجموعه خودش ساعت ها وقت میذاشت طبق آپدیت های جدید گوگل بهمون میدادن برای مطالعه و واقعا بار علمی زیادی داشت مجموعه تابان شهر . من در پروسه استخدامی بودم ولی چون برنامه های مهاجرتم اوکی شده بود متاسفانه نتونستم بمونم داخل مجموعه ولی همچنان به چشم یک خانواده تو تابان شهر بهم نگاه میکنن . من باتوجه به کامنت هایی که خوندم واقعا باید بگم اینطور نیست بستر فراهمه داخل تابان شهر باید استفاده کنید برای پیشرفت ولی اگر بخوای دنبال موارد باطل بری هیچ کجا فرصتی برای پیشرفت و آموزش دیدن نخواهی داشت . پس منصفانه کامنت بذارید . من دیدم کارآموزهایی رو که هیچی بلد نبودن و تیم تابان در بخش های مختلف با صبر و حوصله آموزش ها و اصلاحات هر تسک رو براشون توضیح میدادن .
پس از چند ماه کار در این شرکت فهمیدم که محیط کار به شدت نامطلوب است و به ارزشها توجه چندانی نمیشود. اکثر نیروهای بااستعداد از شرکت رفتند و حالا هر روز تبلیغ فرصتهای شغلی جدید دیده میشود؛ این وضعیت واقعا آزاردهنده به نظر میرسد.
شرکت علوم سبز شاخهای به نام شهر سبز دارد که در واقع سرمایهگذاری این شرکت محسوب میشود و خیابان کارگر شمالی محل استقرارشان بود. اوایل کارشان با کلی جلسه و پذیرایی و برخوردهای مثبت روبهرو شدم و احساس خوبی نسبت بهشان پیدا کردم. ماه اول به صورت پارت تایم باهاشان کار کردم و همزمان در شرکت قبلیم هم فعال بودم. پس از گذشت یک ماه به آنها گفتم اگر لازم شد از شرکت فعلیم استعفا میدهم و تماموقت به تیمشان میپیوندم؛ چون رفتارشان را خوب میدیدم پذیرفتم و گفتند هر طور که بخواهم انجام بدهند. از همان ماه اول که بهصورت تماموقت کار را آغاز کردم، هشت روز بعد ناگهان مدیرشان مرا خواست به اتاقش و بدون هیچ اطلاع قبلی و اخطاری گفت دیگر نیایم؛ در حالی که قراره بود سهام پروژه را به من بدهند. شوکه شدم اما گفتم شاید برای این تصمیم ضرورتی نبود و شاید ادامه همکاری هم ممکن است. تا آن زمان مشکل خاصی نبود. متأسفانه قراردادها در این شرکت خیلی طول میکشید و ظاهرا این تاخیر عمدی بود، به همین دلیل هیچ قرارداد شفاهی یا کتبی با من امضا نکردند. با وجود تصور اینکه افراد خوبی هستند، تا حدود دو ماه بعد از این اتفاق بیش از بیست بار با مدیر تماس گرفتم ولی پاسخ نمیدادند؛ نه به پیامها و نه به تماسها. از این موضوع فهمیدم پولم بهطور جدی بهسودشان خورده است. مدیر شرکت با سرمایهگذار روی پروژه شخصی خودش کار میکرد و هیچ اقدامی در قبال بازگرداندن پول من انجام نمیداد چون سرمایهگذار فقط برای پروژه اصلی به شرکت پرداخت داشت و نه پروژههای جانبی. سرمایهگذار صرفا برای قرارداد پروژه دوربینهای کشف حجاب با آقای آ.ی با آنها قرارداد بسته بود و اینها با پول سرمایهگذار به سرعت پروژه شخصی خود را جلو میبردند. نتیجه این شد که از شرکت قبلیم استعفا دادم و در اینجا هم به سادگی اخراج شدم و حقوقم پرداخت نشد. با وجود این، از لحاظ فنی، تیمشان در قالبی قوی به نظر میرسیدند و این نکته را نمیتوانم انکار کنم. اگر به این گروه رفتید و ماه اول حقوقتان پرداخت نشد یا قراردادی با شما امضا نشد، بدون معطلی کار را ترک کنید؛ چون این رفتارها معمولا تکرار میشود تا پول کلان شما را ندهند و به تماسها پاسخ ندهند. من هم متوجه شدم من اولین قربانی نبودم. خلاصه اگر تصمیم به همکاری دارید، فریب جلسات روزهای اول و افتخار و احترام سطحی که به شما نشان میدهند را نخورید.
نمیدونم این سایت قبل اینکه برای کار برم اونجا چرا نخوندم ، یه پسر بچه مدیر شرکته و مادرش هم حضور داره ، منظورم از پسر بچه فقط سن کم نیست متولد 75 ، منظورم اینه حتی اندازه سنش از نظر شخصیتی رشد نکرده و آداب معاشرت مناسب سنش هم بلد نیست ( حضوری بلد نیست حرف بزنه چت میکنه با کارمندا ! ) ، تو زمانی که من مشغول بودم رفتن مدیر محتوا و مدیر فروش ، کارمند های محتوی ، فروش ، منابع انسانی رو به شکل های مختلف دیدم و همش فقط تو 6 ماه و جالبه که هیچ کس تسویه مالی نشد باهاش ، خلاصه نه از نظر مالی ( حق بیمه هم از خود کارمند کم میکنن و از وزارت کار کمتر حقوق میدن و اگه حقوق بیشتری بخوان بدن نقدی پرداخت میکنن که مدرک نباشه ) ، نه یادگیری و رشد حرفه ای و نه از نظر اخلاق و محیط مناسب کاری هیچ نکته مثبتی نداره (وضعیت اینترنتش نمیدونم بدتر بود یا سرویس بهداشتیش ، ولی قطعا شخصیت و اخلاقش از اونام بدتر ) میدونم چند تا شاکی قضایی دارن به خاطر همین مسایل و سفته هایی که گرفتن و چندین مورد شکایت وزارت کار و چند بار پلیس رفته اونجا به خاطر شکایت کارمندا ، بدتر از چیزیه که میگن اونجا .
تعریف این شرکت رو زیاد از دوستانم شنیدم و چند بار هم رزومه فرستادم برا موقعیتهای شغلی مختلف حتی تماس هم گرفتم ولی هنوز موفق نشدم همکاری کنم چیزی که شنیدم شرکت حرفه ای و بزرگی هستن خیلی خوب با پرسنل برخورد میکنن و محیط صمیمیه گویا
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.