در ابتدای کار فهمیدم که فضای شرکت واقعا حرفهای و منسجم است و حمایت جدی از کارکنان را در اولویت میگذارد. آنها فرآیندهای استخدام را به شکلی کاملا متفاوت از هر چیزی که تا به حال دیده بودم تغییر دادهاند و با فراهم کردن محیطی کاری حرفهای، فرصتهای متنوعی برای توسعه و تجربههای مختلف ایجاد کردهاند. وقتی وارد میشوی، به محض پذیرش در یکی از بخشهای مالی، بازرگانی یا حقوق و دستمزد، یک میز و صندلی به تو داده میشود و بقیهی کار با خودت میافتد، که به نوعی نشان از اعتماد به کاربر و استقلال عمل است. حقوقها به نسبت مناسب است و در دو بخش، با رویکردی منظم و هماهنگ در قالب پرداختهای ماهانه تقسیم میشود تا هم تنوع تجربهها را پوشش دهد و هم هوش هیجانی را تقویت کند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
درود چندین سال توی این شرکت کار میکردم. شرکت در بسیاری از نقاط ضعف داره که مهترین اون مدیریت ضعیف هستش و متاسفانه هیچ انتقادی رو هم قبول نمیکنند. شرایط توی شرکت برای خانم ها بسیار سخته و اصلا پیشنهاد نمی کنم که وارد شن. بنده خودم هم واقعا بعد از ورود بسیار سریع از قرار داد یک طرفه ای که نوشتم پشیمون شدم. محیط کاری بسیار غیرحرفه ای و پر سر و صداست و هیچ موقع تمرکز لازم رو پیدا نمیکنید. نکته منفی دیگه اینه که منابع انسانی شرکت اونطور که باید در حمایت از کارکنان نیستن و بیشتر در خدمت دستورات آقای رییس هستند. چه بسیار مواردی که بنده به خاطر یه هوا خوردن در پشت بام شرکت که توبیخ نشدم! فقط به خاطر چند دقیقه استراحت!! به هر حال اگر برای سلامتیتون ارزش قائلید و دوست ندارید که همیشه در محل کار زیر فشار باشید و ساعت به ساعت از طریق دوربین چک بشید، وارد این شرکت نشید. سپاس
از همان روزهای ابتدایی حضورم در شرکت اتصال یکپارچه حس کردم وارد گروهی فعال و متفاوت شدم. فضایی که با حرفهایگری و تمرکز عمیق بر کار تعریف میشود، فرصت داد مرا در پروژههای مهم مشارکت داده و تجربههای ارزشمندی به من بدهد. با این حال، تجربهام همراه با چند نکته قابل بهبود هم بود؛ برخی روالهای داخلی نیازمند بازنگریاند تا تیم کارآمدتر شود و توزیع وظایف میان اعضا هم میتواند به بهبود کارایی کمک کند. به طور کلی، تجربه من مثبت بود. نقاط قوتی که احساس میکنم از آنها بهره بردم عبارتند از رشد حرفهای که فراهم شد و امکاناتی که در اختیارم قرار گرفت، فرصتهای یادگیری فراوان در محیطی پویا، و برخورداری از فضایی سالم و دوستانه که حس راحتی و انس با تیم را به من القا میکند. اما ضعفهایی هم وجود داشت از جمله فشار کاری گاه سنگین که نیازمند مدیریت بهتری و تعادل میان کار و زندگی است، و برخی جنبههای محیط کار که به نظر رسمی میرسید و ممکن است برای برخی از اعضا احساس ناراحتی ایجاد کند. با همه این موارد، میتوانم بگویم تجربهام در این شرکت مثبت بوده و امیدوارم با تداوم رشد و پیشرفت، این سازمان بهترینها را هم برای تیم و هم برای مشتریانش فراهم کند.
۴ عصر تو راه ۴ صبح میرسیم خونه ۱۲ ساعت کاری حساب میشه مدریت صفر کاری که کشاورزا از الاغ میکشن اینجا از ما میکشن سرپرستای چاپلوس آدم فروش تایم استراحت تو ۱۰ ساعت خر حمالی ۴۵ دقه با شکم پر میفرستنت خاور پر کنی هرکی میاد یچی میگه میره حراست عقده ای
در ابتدای کار، مصاحبهای فنی با شرکت پرداخت اول کیش داشتم که بیشتر حول سابقه کاری من میگشت تا سوالات نظری. بعد از چند روز برای کدنویسی چالش به من زنگ زدند و من گفتنم به دلیل فشار کاری مقداری تاخیر دارم اما در نهایت قبول کردند. دو روز دیگر دوباره پیگیری کردند تا مطمئن شوند که کار چالش را انجام دادهام و صحت انجام آن را تأیید کردند. پس از مدتی با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه منابع انسانی بیایم. مصاحبه منابع انسانی حدود دو تا سه ساعت طول کشید و واضح بود که اخلاق و روحیه کارمندان برایشان اهمیت زیادی دارد. چند روز بعد خبر دادند که در فرایند استخدام تأیید شدهام و اکنون حدود شش تا هفت ماه است که در این شرکت مشغول کارم. در بخش فنی فضای کار واقعا آرام و بدون حاشیه است و امکان رشد وجود دارد. از نظر حقوق و مزایا به نسبت مناسب است و همواره به من و مدیرم گوش شنوا داده میشود تا در صورت وجود کمبودها آنها را برطرف کنند. هرچند هیچ شرکتی عاری از اشکال نیست، اما بهطور کل از نظر من، جیرینگ شرکت خوب و نسبتا بیدغدغهای است و تجربهاش نسبتا مثبت بوده است.
برای من که در بادبادک هفت آسمان کار میکردم، تجربهای کاملا ناامیدکننده بود. رفتار مدیران ناوناخت و بیادب بود و دائما حرفهایی زده میشد که حس بیاحترامی میداد. فضای کار پر از تنش و بیاعتمادی بود و بیشتر همکاران به مواد مخدر گرایش داشتند که اثر منفی روی محیط کار میگذاشت.
شرکت نوآوران پردازش گستر نصر تجربهای را از نگاه من روایت میکند که فرهنگ سازمانی و رفتارهای روزمره در ماه اول حضور را به وضوح نشان میدهد. اولین نکته مربوط به ساعات کار است؛ شرکت از ساعت هشت صبح تا شش عصر باز است و پایه بر هشت ساعت کار میچید. وقتی وارد مجموعه میشویم، نرمافزار تایمتراکسینگ روی سیستم نصب میشود و با ورود به محیط کار، باید آن را استارت کرد. در زمان ناهار یا هر گفتگوی غیرکاری، باید استاپ شود و فقط وقتی به سرویس میرویم، اجازه استاپ نداریم. در زمینه مانیتورینگ، تمامی میزها با دوربینهای سقفی به صورت صوتی و تصویری ثبت و بازبینی میشوند و ممکن است در حین کار پیامهایی درباره رفتارهای خارج از منشور شرکت دریافت کنیم. روی ویندوز، اپلیکیشن اسکرینشات نصب شده که بلافاصله پس از استارت تایم فعال میشود و به شدت بیشتر از استخراج تصاویر و لینکهای جستجو را ذخیره میکند. منشور سازمانی حاکم بر کار این است که استفاده از موبایل در محل کار ممنوع است مگر در زمان استاپ و خروج از شرکت. افشای نحوه همکاری و دیتای قراردادی با سایر همکاران هم ممنوع بوده و این موضوع در قرارداد ذکر میشود. گاه امکان صحبت غیرکاری در حین کار وجود ندارد و در صورت تکرار، تذکر میگیرم. تسکهای دستوری هم وجود دارد؛ پس از مدتی متوجه میشوم که تسکها به شکل دستوری طراحی شدهاند و برخی روندها هم ذکر میشود که گاهی اجازه استفاده از روشهای استاندارد را به من نمیدهد. آگهیهای استخدام شرکت همیشه باز هستند و این به دلیل ورود و خروج مداوم نیرو است. در مورد پروژه هم توضیح داده میشود که شرکت برای یک وبسایت آمریکایی ایجاد شده تا هزینهها کاهش یابد و به هیچ عنوان اجازه ندارم نام شرکت یا نامهای مرتبط را در رزومه یا هر جای دیگری به کار ببرم. در حقیقت من به عنوان نیرویی از نوآوران پردازش گستر نصر یا NPG Nasr شناخته میشوم. در مورد محیط کار نیز باید گفت فضای اغلب گفتوگو و شوخی کوتاه است و جو غالب کمی خشک است مگر در لحظات ناهار که اوضاع تغییر میکند. صندلی ماساژ وجود دارد که کاور شده و استفاده از آن ممکن نیست، اما چای و قهوه رایگان است. وعدههای نهار در روزهای مختلف سطوح متنوعی دارد و عموما کیفیت غذا متوسط است، گاهی بهتر میشود. زمان استیمنیتی که برای هر تسک در نظر گرفته میشود ۳۰ دقیقه است و اگر مطابق برنامه پایان نیابد، باید دوباره استیمنیت گرفته شود که برای من نکته منفی قابل توجهی محسوب میشود. تمامی تجربیات من را میتوان از همکاران فعلی و قدیمی سؤال کرد تا تصویر جامعتری به دست آید.
کار کردن در شرکت فرینه فناور تجربهای است که با ساعات کار شناور آغاز میشود؛ در واقع حساسیت چندانی نسبت به بدون تأخیر رسیدن به زمانهای کاری ندارند و بیشتر به مدل کارگزار تسکبیس متکیاند تا تفکر سنتی حضور تماموقت. در رابطه با تحصیل همزمان با کار، شرکت با برنامههای آموزشی افراد یا دورههای دیگری مانند کلاس زبان مشکلی ندارد و با آنها همراهی میکند. همکاران، در کل افراد فوقالعادهای هستند و فضایی دوستانه حاکم است. ارتباطها به واقع صمیمانه است و جو کار گروهی نسبتا خوب است. با این حال اخیرا حضور برخی از همکاران کاهش یافته است و جو دوستانه به شکل محدودتری میان پرسنل حفظ میشود.
تنها چیزی که میتونم بگم و به دردتون هزار درصد میخوره اینه که تو مدیریت کارت توسن (یعنی با مدیر فعلیش) به هیج عنوان نرید، مدیرش آدم درست و حسابی نیست، خیلی از بچه ها هم ازش شاکین، ولی خب دیگه .. ایشون در اصل گرافیک کار بوده، و تو توسن دات نت میزد! یهویی شد مدیر پروژه های جاوایی مثل ما، ما که سواد درست و حسابی ازش ندیدیم ولی برنامه نویس یک توسن هست! و باید توضیح بهش بدید کار رو !!! .. تا بفهمه .. (البته شاید چون بنده خدا جاوا کار نکرده بود) البته همون دات نت هم فکر نکنم درست بلد باشه .. با صدای بلند و تیز هم میاد باهاتون حرف میزنه هر وقت مودش بود و وقتی کم میاره و خییییلی به چشم گفتن علاقه داره .. جلوش خم بشید و قربان و سرورم بگید حال میکنه .. ولی انصافا حال گروه های دیگه مثل تست و گروه های دلوپ مدیریت های دیگه و تحلیل که کارتون وابسته هست بهشون و انجام ندادن و دور زدن و انداختن سمت شمل رو راحت میگیره، اینش خیلی خوبه! چون تو توسن خیلی از بچه ها فقط با رابطه و دوست بازی کارتو انجام میدن و بدون دلیل هم اگه کارشون رو درست انجام ندن میندازن تقصیر شما که گروه دیگه هستی، سرپرستتون هم اگه با سرپرست اون گروه رفیق باشه عملا طرف اون گروه رو میگیره! و شما میمونید و کار چند تا گروه رو انجام دادید و تهشم زیرتون کشیده شده! خیییلی دیدم اینو. خلاصه به خودتون رحم کنید و مدیریت کارت نرید .. یک خانومه اسمش شبنم ر. سرپرست همونجاست، کار تیمش به مدیریت کارت ربطی نداره ولی هیچ مدیریتی فکر نکنم قبول کنه خودشو تیمشو، این مدیره خودش هم کردتش سرپرست! مدیره خیلی هواشو داشت اون تیمه هم نرید به هیچ عنوان، کل توسن بپرسید بچه هایی که میشناسن حرف منو تایید میکنند. دختره پاچه میگیره و حمله میکنه و حسادت و زیر آب زنی رو به بهترین شکل ممکن بازی میکنه .. مدیره هم اینجور رفتارها رو انگار دوست داره!
نگرش اولیهام نسبت به بازار سرمایه، با تجربهای نسبتا خوب در این شرکت تغییر کرد و تصمیم گرفتم با وجود فشارها و توقعات متفاوت، مسیر خودم را ادامه بدهم. مدت کوتاهی در نقش برنامهنویس بودم و هرچند تجربه نسبتا مطلوبی کسب کردم، اما تصور من از بازار سرمایه چیز دیگری بود که خوشایندم نیفتاد. برای کسانی که قصد دارند تجربه بازار سرمایه را به دست بیاورند، این محیط میتواند گزینهای مناسب به نظر برسد.
بیشتر از ۲ سال داخل این شرکت بودم با توجه مشتریی هایی که داره تجربه های زیادی در مورد پروژه ها بدست آوردم. و از این بابت خیلی پیشرفت خوبی بود و باعث یادگیریم شد. محیط شرکت بد نبود و از سرکار اومدنم حس بدی نداشتم. بیشتر همکارها حاشیه نداشتند. چند وقت بعد از اتمام همکاری همه حساب کتاب هام رو تسویه کردند. درکل تجربه خوبی داشتم.
بیشتر از ۲ سال داخل این شرکت بودم با توجه مشتریی هایی که داره تجربه های زیادی در مورد پروژه ها بدست آوردم. و از این بابت خیلی پیشرفت خوبی بود و باعث یادگیریم شد. محیط شرکت بد نبود و از سرکار اومدنم حس بدی نداشتم. بیشتر همکارها حاشیه نداشتند. چند وقت بعد از اتمام همکاری همه حساب کتاب هام رو تسویه کردند. درکل تجربه خوبی داشتم.
جو توسن خیییلی زیرآب زنی هست .. همکار و مدیر .. اوووف، نخاله بدجور خییلی داره .. خدا نیاره برای کسی .. جز چند تا تیم، خیلی هاشون به درد نخورن.
در شرکت صحرا به عنوان یک برنامهنویس فعالیت میکردم. صحرا زیرمجموعهای از تأمین سرمایه تمدن است و در بازه سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹، تحت مدیریت خواجه نصیر، با جذب نیروهای ماهر توانست Ibshop و صندوقهای خود را گسترش بدهد و حتی استارتاپهای موفقی راهاندازی کند. با وجود تغییرات مکرر مدیریتی در تمدن، روند رو به رشد تا حدی حفظ شد، اما تمدن بعدها دچار افول شد و شرکت صحرا نیز تحت تاثیر این وضعیت قرار گرفت. با این حال تا حدی توانست محیطی نسبتا آرام و بدون جنجال فراهم کند و برای افراد تازهکار که به دنبال کسب تجربه در بازار سرمایه هستند، مکان مناسبی بود. امکان استفاده از تجربیات همکاران برای رشد فردی هم وجود داشت و من خودم پیگیر ایدههایم بودم و از شرکت جدا شدم. تجربههای کاری آنجا تا حدودی به من کمک کرد و در نهایت نظرم این بود که بازار سرمایه ایران فضای رقابتی نسبتا دشواری دارد و معمولا تدبیر و رایان از تکنولوژیهای قدیمی استفاده میکنند و تمرکز بیشتری روی کار با کسبوکار است تا فناوری.
به خاطر تجربه من از کار در بادبادک هفت آسمان میخواهم صریح بگویم که رابطهام با این شرکت اصلا رضایتبخش نبود و ترک کار به نظرم بهتر از ماندن بود. فضای شرکت به شدت بینظم به نظر میرسید: اختلاف نظرهای داخلی، بیبرنامهگی و گروهبندیهای داخلی که همهجا پخش بود و حس ناامنی شغلی را افزایش میداد. اوضاع آنقدر آشفته بود که حتی در پیگیریهای پزشکی هم اثر منفی میگذاشت و بارها به این نتیجه میرسیدم که شاید تغییر محیط کار، بهترین راه باشد. از آن تجربه فهمیدم که باید برای حفظ سلامت روانیام به دنبال جایگاهی با ثباتتر باشم. شرکت بهنوعی مانند یک اتوبوس عمل میکرد؛ عدهای سوار میشدند و عدهای پیوسته پیاده میشدند و این رفتوآمد مداوم، حس ثبات را از کارم کم میکرد. در پرداختها هم مشکلاتی وجود داشت؛ حقوق و مزایا معمولا با تاخیر یا در فرایند تسویهحساب کامل پرداخت نمیشد و اغلب با ایجاد تنش و بحث و دعوا از طرف کارفرما یا واحد مالی مواجه میشدیم. بسیاری از همکاران هم در نتیجه این فشارها از شرکت جدا شدند. همانطور که در صحبتهای دیگران نیز شنیده میشد، این شرکت سابقهای مشابه با برخی اصلاحات ناموفق داشت؛ نامی که اخیرا به عنوان برند انتخاب شده بود، در گذشته با سیاستهای خاص و وضعیتهای داخلی مرتبط با ثبت بهعنوان شرکت دانشبنیان و استفاده از امتیازات مالیاتی مطرح بود و برخی از این رویدادها باعث شهرت کمرنگ برند شد. در کل، آن تجربه برای من عبرتآموز بود و باعث شد به ارزشهای کار با ثبات و حفظ سلامت کارمندان بیشتر توجه کنم.
منابع انسانی بی سواد بی تجربه و بد دهن متاسفم برای انتخاب این افراد وقتی منابع انسانی یک سازمان انقدر غیر حرفه ای باشند وای به حال ااباقی افراد سازمان
اولین چیزی که توی آیکن به چشم میاد محیط گرم و صمیمیش هست، کلا جای پیشرفت خوبی داره، یکی از چیزهایی که من در بدو ورود دیدم و برام جالب بود این بود که یکی از بچه های استقرار و پشتیبانی تو ارتقا شغلیش عضو تیم تولید شده بود و خب برام خیلی دل انگیز بود اینکه فضا لازم برای پیشرفت رو به افراد میدن، بودجه ورزشی خوبی داره به نسبت بقیه جاهایی که من بودم و اصلا همچین چیزی وجود نداشت با اینکه من قبلا توی یکی از بزرگترین استارتاپ ها بودم (سال ۱۴۰۲ بودجه اش تقریبایک، یک و نیم اینا بود) . نیروهای شرکت اکثرا جوون هستن و جو خوبی داره، هیات مدیرش بسیار همراه هستند و خیلی آدم احساس خوبی داره در کنارشون.افزایش حقوق امسال خیلی خوب بود و بچه ها خیلی راضی هستن. از معایب شرکت میتونه ساختمون قدیمی شرکت باشه، در مجموع من خیلی از حضور توی آیکن راضی هستم ، کامنت دوستان رو خوندم واقعا شوکه شدم بهترین حالت که آدم میتونه متصور بشه که این مسائل دروغ و ... نیست اینه که شاید در زمان های دور شرکت معضلاتی داشته ولی الان قطعا این مسایل نیستند.
سلام خسته نباشید شوهر بنده ابان ماه به هزارو یک بدبختی تو اوضاع نا بسامان با یک بچه کوچیک که توی بدترین شرایط بودیم توی گلپخش بجنورد استخدام شد .گفتم تمام ۸ سال زجری که از بیکاری شوهرم کشیدم تموم شد.شب و روز دعا برای خانواده بزرگ گلرنگ و موسس بزرگ .شوهرم بسیار ادم دقیق و منظبط در کار هستن از ۶ صبح از خونه میزد بیرون تا ۸.۹ شب گاهی ۱۲ شب.کلی تلاش و زحمت کشید برای کارش اما متاسفانه نمیدونیم چرا اواخر فروردین همسرم رو از کار بیکار کردن فرم استعفارو گذاشتن جلوش گفتن باید امضا کنی دقیقا تایمی که رییس عوض شد و رییس جدید اومد همه چیز شده پارتی بازی چون سابقه کاریش کم بود بیرون کردنش راحت تر بود شاید همسر بنده چیزهایی رو دید که نباید میدید اما کدوم قانون کدوم دلیل کدوم انسانیت. همکارانتون تماس گرفتن دلیل استعفارو خواستن و همسرم گفتن و گفتن کاری از دستشون بر نمیاد .قانون کجاس؟عدالت کجاس شوهر بنده دم عید از رو ماشین پخش افتاد و قفسه سینش موی کردو زانوش به طور فجیحی اسیب دید کلی زحمت کشید برای این شرکت .الان حق منو بچه هام چی میشه.به همین راحتی بندازن بیرون . کاشکی یکی رسیدگی به این مساعل رو میکرد پیگیر بود.متاسفم برای شدکت به این بزرگی که قانون نداره
پس از مدت همکاری با این شرکت، تجربهای خوب و مثبت داشتم. مدیران با حس مسئولیتپذیری قابل توجهی در حوزه کاری من حضور داشتند و به همسویی و پشتیبانی میکردند. فضایی امن و با فرهنگی سازگار برای بانوان وجود داشت که برای من خیلی دلگرمکننده بود. امکان رشد و ارتقا در واحدهای مختلف وجود داشت و تصمیمگیریهای مربوط به این امر به تلاش و توانایی هر فرد بستگی داشت. نکات مثبت ریز و قابل توجهی در این شرکت دیده میشد که در بسیاری از شرکتها به چشم نمیخورد و توجه بیشتری میطلبید. معمولا افرادی که از اینجا میرفتند، تمایل دوباره برای بازگشت را داشتند.
تعداد مدیر خیلی زیاد ، فرهنگ خواص خودشه داره مثلا پشت سر هم غیبت میکنن و این یک چیز عادی تو این شرکته ،و با هم که رو در رو میشن قربون صدقه هم میشن،مدیر ها سعی میکن تا اونجا که میتون رابطه بچه ها رو با هم بد کنن . حرفی هم که میزن در مورد کار ، اگر به مشکل خورد کاملا زیر حرفشون میزن ، اگرتخصص کم هستش و مدیر های بیسود بهت هر چی بگن بگی چشم به نظرم جای خوبی چون اصلا براشون مهم نیست تخصص ، فقط براشون مهم که ازشون تعریف کنید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.