برای مدت حدود پنج سال در این شرکت حضور دارم و تا حالا اینجا رو به عنوان آخرین مقصد شغلیم میبینم؛ فرصتهای رشد، حقوق عادلانه و بهموقع، و پروژههای جالبی در سطح ملی مثل پیامرسان آی گپ، سامانه امتا و اپلیکیشن پزشکت از جمله دلایلی هستند که انگیزهام برای ادامه کار را تقویت میکنند. احساس میکنم در این مجموعه فرصتهای قابل توجهی برای پیشرفت وجود دارد و واقعا دلیلی برای ترک آن نمیبینم. با این حال، به دلیل شیوه کاری شرکت و قالب پروژههایی که رویشان کار میکنم، گاهی انجام کارها سخت میشود—اما با شخصیت و سبک کار من به عنوان یک توسعهدهنده فولاستک، این چالشها معمولا همسو و سازگار هستند و مشکلی از این بابت ندارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهای از کار در شرکت روی خط مدیا دارم که به شکل کاملا روشن و خودمانی بیان میکند چگونه یک تیم کوچک اما حرفهای شکل گرفته است. شرکت به نسبت اندازهاش دستاوردهای بزرگی داشته و توانسته پروژههای مهمی را به سرانجام برساند. مدیرعامل هم نقش همهکاره را در اختیار دارد و به عنوان نقطه اصلی تصمیمگیری عمل میکند. یکی از مزایای این مجموعه، حضور تیمی است که کاملا حرفهای و با تجربه است و اعضایش از سطح سواد و تخصص بالایی برخوردارند. در کل، فضای شرکت به صورتی است که هم تخصصی بودن اعضا و هم تجربهای که دارند، به شکل موثری حس میشود.
فوق العاده بودن سطح دانش و کار در بخش گیم انجین شرکت فن افزار واقعا چشمگیر است. من در حدود چهار ماه است که در تیم گیم انجین این شرکت کار میکنم و باورم نمیشود که سطح تجربه و تخصص همکاران تا این حد بالا باشد. به جرات میگویم تنها استودیویی در ایران است که فرصت کار روی یک تکنولوژی نوین را به کارمند میدهد، بدون تکیه بر مدونهای رایج یا مونتاژ پروژههای دیگر از منابع مختلف. اعضای تیم هم از نظر دانش و هم از نظر اخلاقی واقعا نخبه هستند. تجربه کار روی پروژههای منحصربهفرد برای ویندوز، ایکسباکس و پلی استیشن، در کنار این امکان که بدون مهاجرت به کشور دیگری مانند آمریکا، کانادا یا استرالیا چنین فرصت استثنایی نصیبم شود، چیزی بود که واقعا فکر نمیکردم در ایران ممکن باشد و اکنون در این استودیو برای من به واقع اتفاق افتاده است.
من نزدیک هشت ماه تو این شرکت کار کردم و فضای کاریش مثل همهجا خیلی بینظم بود و جوش بیشتر شبیه خانوادهگیهای پرحاشیه بود. هر روز در جلسات مدیران با سخره و کنایههای تهدیدآمیز میگفتند که ممکنه اخراج بشم. احساس امنیت شغلیم صفر بود و فشار کار بالا بود؛ حقوق هم به نسبت کارمندای قدیمی اضافهحقوقی بود و برای من که تازه وارد بودم، اوضاع فرق میکرد. زمانی که وارد شدیم، سفته سفید امضا میگرفتن و بدترین تیم منابع انسانی رو داشتم که مجبور میکردن اضافهکاری رو انجام بدیم و به مدت سه ماه حقوقمو پرداخت نکردن. بعد از سه ماه پیگیری، حقوقم پرداخت شد اما اضافهکارها بهطور دقیق پرداخت نمیشدن و هیچ فیش حقوقی بهت پاسخ نمیداد تا بفهمم دقیقا چی از حقوقم کم شده یا چرا اضافهکارهای اجباری تأیید نشده.
در چارگون مشغول به کار هستم و بیشترین نکتهای که در مورد این شرکت به چشم میخورد، اعتماد بیش از حد به جوانترها برای پذیرش مسئولیتهاست. من هم با وجود کمتجربگی و کمدانشی نسبت به نرمافزار، فرصتی برای یادگیری پیدا کردم و از این اعتماد کاملا خوشحال بودم. وقتی خطایی هم بکنم در کار، برخورد خیلی روشن و مهربان بودن تیم و بویژه مدیران را لمس کردم. تیمها با هم متفاوتاند، اما تیم من واقعا دوستانه و حمایتگر است و مدیرش هم از نظر من فرد بسیار مناسبی است. حقوقی که دریافت میکنم نسبتا پایین است، اما برای من یادگیری و امنیت شغلی اولویت دارند و در چارگون این دو اولویت تا حدودی برآورده میشود. از نظر زیربناها، شرکت دو ساختمان دارد؛ ساختمان اول قدیمی است و دلگیر به نظر میرسد، اما ساختمان دوم در شیخبهائی طراحی بهتری دارد و محیط آن بازتر و دلنشینتر است. نکته دیگر اینکه حقوق بهطور منظم و به موقع پرداخت میشود.
در سما سامانه جایگاهی هست که اگر از لحاظ اخلاقی مشکل خاصی نباشه میشه خیلی راحت موند و پیشرفتش برای بعضیها آسانه و برای برخی دیگه نه. بعد از سالها کار نمون فهمیدم معیارهای ارتقا و حقوق توی شرکت خیلی روشن نیستن، ولی جو همکارانهای داغون نیست و اکثر افراد دانششونو به هم منتقل میکنن. یه چیزی که منو آزار میداد این بود که اگر کسی خودش رو خوب به نمایش میگذاشت، سریعتر دیده میشد؛ در حالی که اگر کسی کارش رو درست انجام میداد و دنبال ارتقا بود اما تنها روی کار خودش تمرکز میکرد، معمولا دیده نمیشد. پاداشها، مزایا و کارانه و اینجور چیزها هم به شکل واضح و مشخص تعریف نشده بود. در کل میتونم بگم اگر مدیریت کمی بهبود پیدا کنه و به کارمندا با درنظر گرفتن لیاقت واقعیشون اهمیت بده، شرکت نسبتا خوبی میشه؛ به ویژه برای افرادی که از نظر علمی رشد کنن و برایشون حقوق و مزایا خیلی مهم نیست.
شرکت تجارت مجازی اوکسین را تجربه کردم و در نگاه من این شرکت از نظر منابع انسانی با کمبود زیادی روبهرو بود. هر بار وارد جابینجا میشدم، بیش از بیست آگهی استخدام داشتند که نشان میداد روند جذبشان خیلی فعال است؛ از منشی تا برنامهنویس و بهویژه گرافیست. با این حال وقتی وارد شرکت میشدم، کمتر از ده نفر کارمند میدیدم و بیشترشان هم در کارشان موفق نبودند. ساخت موشن گرافیک کار عمدهشان بود و به نظر میرسید که نمونههای آن کاملا شبیه کارهای آماده باشد و کیفیت مناسبی نداشت. در هفتههای نخست حضورم، منشی هم وجود نداشت و مسئولیتهای استخدام بهطور مداوم با تیم مصاحبهکننده تقسیم میشد. اکثر ساعات اداری به مصاحبه با متقاضیان اختصاص داشت و نتیجه این بود که معمولا دو تا سه نفر برای هر شغل میآمدند و طی چند روز آزمایشی کار میکردند و بعد میرفتند. روز اول با وعده ارائه ناهار مواجه شدم، اما رفتار مدیر اداری به شکلی بود که اعتراضهای همواره دیر رسیدن را نادیده میگرفت و بابت تأخیرهای دیگر هیچ تمایلی به توضیح یا همکاری نمیکرد. رئیس هیئت مدیره که فردی با نفوذ محسوب میشد، وقتی ناهار به کارمندان تعلق گرفت، اعلام کرده بود که به شرکتهای دیگر میدهند اما به ما نه؛ غذایی بیکیفیت از کترینگ ارزان را در دسترس قرار دادند که تنها معدهدرد و بیماری را به همراه داشت و پس از چند روز هم بهطور ناگهانی قطع شد. مشخص بود که حقوق و زمانبندی مشخصی وجود ندارد و از این رو، ساعات کاری نسبتا طولانی بدون اضافهکاری پرداخت میشد. موضوع پابرجا این بود که از نظر برخی همکاران، ساعات آغاز به کار ۸:۳۰ بود اما انتظار میرفت تا پایان شب بمانند، در حالی که گفته میشد پایان ساعات کار وزارت کار است، اما باز هم زمان اضافهای پرداخت نمیشد. دو همکار خانم از اسلامشهر هم بودند و با وجود اینکه فاصله زیادی تا محل کار داشتند، مجبور بودند به توافقهایی برسند. مدیرعامل در پاسخ میگفت چنین شرایطی عادی است، اما برای من کاملا مشخص بود که وضعیت با تعهدات کارگاهی منطبق نیست و فاصله زیادی با زندگی عادی کارمندان دارد.
از کار در این شرکت، فهمیدم که انتظارم از کار صرفا دریافت حقوق و بیمه نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم بهصورت کامل با عوامل و فضای کاری آشنا شوم. درک من از محیط کار نشان میدهد که رضایت از کار خیلی بعيد است و ساعات کاری منظم و قابل پیشبینی نیستند. همچنین با وجود فشارهای گفتاری از سمت مدیریت، برخورد با توهینها را تجربه کردم و این محیط برای من مساعد نبود. امکان استفاده از مرخصی هم به اندازهای که انتظار میرفت نبود و در صورت انجام اضافهکاری، حقوق منفی کمترین سطح قابل انتظار را داشت. بهطور کلی به نظر میرسید که این موقعیت بیشتر برای گذراندن وقت و کسب تجربهای محدود است تا توسعه پروژهای یا رشد شخصی—که هدفم از کار نبود. سپاس فراوان. تذکر: از بحثهای مربوط به مسائل شخصی و پیامهای موبایل یا مکالمات شنود میشود.
من تجربهای عجیب از جایی دارم که با وجود ادعای شرکت، هیچکدام از آنچه وعده میداد را تحقق نمیداد و مسیرش به ناچار به سمت ابهام و سردرگمی رفت. دوست داشتم شرکت روشن و هدف روشنش را از همان ابتدا بفهمم، اما سؤال و پاسخ روشنی برایم وجود نداشت: کی تأسیس کردهاند، مدیر یا مالک واقعی چه کسی است، هدف از راهاندازی چیست، محصول یا خدمات مشخصی دارند یا نه، و آیا مشتریای هم دارند یا نه؟ وقتی رسیدم به دفترشان در سعادتآباد، بالای میدان کاج، گفتند که یک مجموعه بزرگ استارتاپی در حوزه تجارت الکترونیک است و میخواهد به فروشگاههای اینترنتی بزرگی مثل دیجیکالا خدمات بدهد؛ طراحی سایت و اپ، ارسال کالا، درگاه پرداخت، تبلیغات دیجیتال؛ همه با هم ارائه میشود. از مسیر وعدهها بسیار خوشبین شده بودم و فکر میکردم در جای قدرتمندی کار میکنم. اما بعدا دیدم همه اینها پوچ است و واقعا دروغ از آب در آمدند. دفتر کوچک با چند نفر کارمند بود که اکثرشان هم بیکار شده بودند. هیچیک از خدمات وعده دادهشده وجود نداشت و مشتری هم نبود. کارکنان مجبور بودند از ساعت هشت و سی دقیقه صبح بیایند و مدیران معمولا بعد از ظهر و حدودا دو یا سه دوباره ظاهر میشدند. یکی از سهامداران با نفوذ که بهخاطر ثروت و شرکتهای متعددش مشهور بود، آنجا دفتر شخصی خودش را ساخته بود. هر روز با ماشینهای سوپر لاکچری از پنج عصر به بعد دستهای بازیگر و کارگردان و بازاری را جمع میکرد و با آنها تا نیمهشب شام و شیرینی و میوه میخوردند. آبدارخانه هم برایشان کار میکرد تا تا صبح پذیرایی کنند. در آن زمان کل پروژه مجموعه تنها طراحی سایت برای دو نفر از بازیگران و فعالیتهای ساده در اینستاگرام یک آرایشگاه زنانه و دو ناخنکار بود. بعد از مدتی شرکت محل کار را عوض کرد و ارزش تغییر آدرس در بخش تماس با ما را هم بهخوبی ندانستند؛ کارشان هم تغییر کرد و از تجارت الکترونیک رفتند سراغ فیلم و سریالهای شبکه خانگی برای اپلیکیشن، وارد کردن اطلاعات فیلمها، سانسور و زیرنویس فیلمهای خارجی. بهتدریج نفرات جدیدی به تیم اضافه شدند. نکته جالب اینکه گرافیست رسمی نداشتند و کارهای گرافیکی را همسر مدیرعامل که تازه دورهای برای یادگیری فتوشاپ گرفته بود انجام میداد. من بالاخره از آنجا بیرون آمدم چون واقعا توان ادامه نداشتم. وقتی با دوستان سابق که هنوز آنجا هستند صحبت کردم، شنیدم شرکت دوباره محل کارش را عوض کرده و حالا زیرمجموعه دانشگاه شریف شده است و در ساختمانی آنجا مستقر است؛ اما همچنان آدرس روی سایت رسمی شرکت مثل سه سال پیش پابرجاست و گوگل مپ هم همان موقعیت را نشان میدهد. این رفتار ظاهرپرستی هم برای خودشان کمتر به چشم میآمد. واقعا تعجب میکنم چگونه شرکتی که هیچ کار مشخصی انجام نمیدهد و مشتری هم ندارد، برای تأسیس چه منظوری داشته و از کجا سرمایه و درآمد میآورد تا حقوق کارمندها و اجاره ساختمان را بدهد؟
نقاط منفی: عدم شفافیت در واحد منابع انسانی موج میزند و قراردادها بیشتر یکطرفه و به نفع کارفرماست. مواردی که به نفع کارفرماست به شما گفته نمیشود و خودتون بعد از یه مدت تازه متوجه میشوید. تبعیض جنسیتی وجود دارد و خانم ها باید پوشش خاصی رو حتما رعایت کنند. حقوق ها ۵ام هر ماه پرداخت میشه و حقوق فروردین ماه هم ۱۴ام پرداخت میشه! نکات مثبت: تیم فنی خوب، باسواد و جوونی داره که باعث میشه جو خیلی خشک و اداری نباشه و فرصت یادگیری خوبی برای افراد تازه کار فراهم است.
شرکت همکاران سیستم برای من تجربهای بود که از لحاظ بلوغ حرفهای همکاران، جو مناسبی ایجاد میکرد و پاداشهای خوبی هم در پی داشت. با این وجود یکی از مواردی که برای من آزاردهنده بود، مدیریت خرد و میکرو بودن بود که با وجود اینکه من در تمامی دپارتمانها حضور نداشتم، نمیتوانستم تعمیمش دهم و آن بخش از کار که با من درگیر بود واقعا اذیتم میکرد. همچنین رعایت نکردن سلسلهمراتب نیازهای مازلو در تیم و رفتارهای یکنواخت با همه تفاوتها، از دیگر نکات منفی بود. نکته دیگر این است که فرهنگ سازمانی همکاران سیستم به گونهای است که انتظار دارم هر چه بیشتر بمانم تا کار کنم، و اضافهکاری معمولا به عنوان پاداش در نظر گرفته نمیشود اگر از مدت زمانی فراتر بروم. در نتیجه تعادل کار و زندگی به شدت دچار مشکل میشود و کل تمرکزم به همکاران سیستم اختصاص مییابد و شرکت هم از من انتظار دارد که این سازمان تنها جایی باشد که به آن فکر میکنم.
برای کسی که دوست داره محیط کار به شکل منظم و آرام باقی بمونه ممکنه فرابین جای مناسب نباشه، اما برای من تجربهای دوستداشتنی به حساب میآید. روابط بین همکارها واقعا دوستانه است و فضای کار خستهکننده نیست. مدیریت هم از بچهها جدا نیست و به اطرافیانش نزدیک است. جای پیشرفت دارد، هرچند بیشتر شبیه یک استارتاپ است و توقعاتتان را تا همین حد باید در نظر بگیرید.
در ابتدای کار، تصورم این بود که با یک تیم فناوری و خلاق روبهرو هستم، اما به مرور دریافتم شرایط کاری سخت و مدیریت نامناسبی وجود دارد. مدیر فنی و برنامهنویسانی که در کنار هم کار میکردم تجربه و تخصص قابل توجهی داشتند، اما مدیریت شرکت خیلی از کارها را به شکل نامتوازن کنترل میکرد. دو مدیر شرکت که کوچکتر از من بودند و حدودا متولد سالهای ۷۴ بودند، در بسیاری از تصمیمگیریها دخالت میکردند و اغلب نظراتشان کارشناسی نبود و با هم همسو هم نبودند. از ادعاهای مصاحبه این بود که شرکت دو سال سابقه دارد و پنج شرکت زیرمجموعه هم دارد، اما در عمل تنها تعدادی سایت و اپلیکیشن ناقص دیده میشد که به نظر میرسید درست کردنشان برای یک نفر هم دشوار است. از همان روزهای اول فشار برای تکمیل سریع کارها وجود داشت و من به دلیل نیاز به تمرکز و آرامش برای کارهای فنی و همچنین بخش هنری و گرافیکی که نیازمند هماهنگی با تیمها بود، نمیتوانستم به محیط پراسترس رفته و تحت فشار کار کنم. کار من علاوه بر جنبه فنی، شامل کار_UI هم بود که باید با تیم برنامهنویسی و گرافیست در تماس میبودم. در روزهای نخست حضور، گرافیست شرکت حضور داشت و چیزهایی که نیاز داشتم را فراهم میکرد، اما به سرعت همکاری با او قطع شد و به من محول شد که تمامی کارها را به عهده بگیرم، هرچند انتظار داشتند طراحی و گرافیک را هم خودم انجام دهم فقط به این دلیل که فتوشاپ بلد بودم. آنها انتظار داشتند تا آخر شب در شرکت بمانیم و کار کنیم، و خبری از اضافه حقوق نبود و این موضوع از همان ابتدا در جلسههای داخلی به وضوح مطرح میشد. هرکس اعتراض میکرد، با این پاسخ مواجه میشد که اگر نمیتواند با شرایط کار کند، میتواند شرکت را ترک کند. من در نهایت دیدم وضعیت قابل تحمل نیست و پس از مدتی تصمیم به ترک کار گرفتم.
شرکت ایران هتل آنلاین را تجربه کردم و به عنوان تجربهای واقعی از محیط کار برای من به یادگار مانده است. محیط کار پر از فضای گمانهزنی و حرفهای بیپایه بود و احساس میشد فضای داخلی به نوعی پرتنش و بیاعتماد است؛ گویی در هر ستون فقرات تیمی خبرچینی و زیرآبزنی وجود داشت و هیچ تعادلی در کار همیشگی برقرار نبود. شیفها دائما تحت نظارت کامل و با دوربینهای مداربسته کنترل میشدند و این سختی کار را دوچندان میکرد. پرداخت حقوقها به تاخیر میافتاد و این تاخیر فشار زیادی بر روی کارکنان میآورد و کار بیش از حد و خستگی مفرط تجربه میشد.
تقریبا یک سالی میشود که در فرابین مشغولم و با همکارانم به قدری انس گرفتهام که اکنون بهترین دوستانم نیز به شمار میروند.
بدترین فضای کاری که تابحال تجربه کرده بودم... از منابع انسانی تا مدیرعامل و... از اولین مصاحبه با دروغ پیش می ره تا آخرین روز کاری...دقیقا نصف عدد پیشنهادی من رو توی قرارداد آوردند و قول دادند بعد از یک ماه زیاد میشه...من هم به فردی که مدیر واحد بود ( بی سوادترین مدیر در ایران نوین ) اعتماد کردم ... و البته چون مجبور بودم مشغول به کار بشم... حتی یک بار هم رزومه ی افراد مطالعه نمیشه...و توانایی های هیچکی مورد توجه نیست... پست و سمت دادن کاملا ارتباطی و بر اساس....هست. از نظر حقوق و مزایا کاملا اجحاف و دزدی رو میشه دید...و فکر می کنند فقط پرداخت به موقع حقوق و دستمزد کافیه...که اون حق مشخص و نرمال هر کارمند هست. امنیت شغلی در این شرکت زیر صفر هست... یعنی ممکنه یک روز بهت بگن اخراجی یا بگن از فردا نیا...یعنی عملی دور از انسانیت...بی خاصیت ترین شرکتی که وجود داره در ایران...از هر نظر... مصاحبه ها کاملا مسخره ست و با افرادی که سوادشون از شما بسیار پایین تر هست... از تمام اون افراد ، فقط دو سه تا از مدیرهاشون کمی بهتر از بقیه هستند...گرچه از نوع عملکرد واحدها هر کسی اینو میفهمه...کیفیت کارهای نهایی افتضاحه...
نکات مثبت: تیم با این که شرکت بزرگ هست اما صمیمت زیاد هست مدیریت شخص بسیار درستی هست و هوای کارکنان رو داره نکات منفی: هرج و مرج کاری و آشفتگی و فشار روانی پروژه ها گاهی اوقات منتشر نمیشوند و کار کارکنان دیده نشده باقی میماند منافع بیزنسی باعث میشود گاهی اوقات بجای کار فنی قوی کار تکراری انجام بدیم
تجربهکاری من بهعنوان برنامهنویس وب در شرکتی با فضای کاری خیلی صمیمی و گرم آغاز شد؛ جایی که واقعا از کار کردن آنجا لذت میبردم و گذران وقت برایم ملموس نبود، چون تیمی به معنای واقعی کار گروهی داشت. از آریاداناک و تیم خوبشان سپاسگزارم. گویی هر روز با آرامش و امید به جلو حرکت میکردم. خدایا شکرت.
دوست دارم از تجربهام در جامع پرداز دانا بگویم که فضای کارش واقعا انرژیبخش است و با تیم همدلی فوقالعادهای پیش میرود. همه کارها با رویکرد teamwork انجام میشود و ما با هم به صورت دوستانهای وظایف را جلو میبریم و گاهی حتی گذر زمان را احساس نمیکنم. در اینجا همیشه نظرات و مشورتهای همهی همکاران برای تصمیمگیریها لحاظ میشود و اهمیت بالایی به دیدگاههایشان داده میشود. حالا دیگر در کنار تیم نیستم، اما چیزهایی که آنجا یاد گرفتم به من کمک کرده تا در حال حاضر بهترین فرصتهای شغلی را تجربه کنم.
دورکاری با فضای دوستانه و بدون حاشیه از ویژگیهای برجسته این تجربه بود. در جیبیمو، افراد با پستهای بالا اغلب به عنوان رهبران تیم دیده میشوند تا به منزله رئیس صرف، و این رویکرد باعث پیشرفت کل تیم میشود. فضای کار کمتنش و صمیمی بود و تجربه کار در چنین محیطی برای من ثمربخش بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.