من بیش از سیزده سال تجربه مرتبط با بازار آی تی دارم و بانـی نو واقعا تفاوتهای خاصی داره. جایی که میتونید واقعا یاد بگیرید اگر انگیزهی پیشرفت دارید و یکی از مجموعههاییه که هم واردات داره هم گارانتی میفراهم کنه. اگر بخوام بیشتر توضیح بدهم، تنها نکتهی ضعف این شرکت ساعات کاری نامشخص است که بعضی روزها واقعا خستهکننده میشود، اما در کنار اینها فضای بسیار صمیمی هست که اکثرا این موضوع را کمرنگ میکند. در محیطی که نیروها یکی یکی اضافه میشوند، مطمئنا حس پیشرفت را تجربه میکنید چون اندازه شرکت در حال رشد است. یکی از جاهایی است که پیشنهاد میکنم برای کار فکر کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت، رفتار مدیران با کارمندان تازه وارد و بیتجربه به شکلی مغرورانه و بیرحمانه است، و حقوق پخش به موقعی ندارد و ارزشی برای نیروهای انسانی قائل نیستند. به نظر میرسد که پرداختهای منظم و منصفانهای وجود ندارد. پیشنهاد میکنم به آنجا نروید چون کار سنگین و بیسروسامان زیادی از شما انتظار میرود. در نتیجه تجربه من از این کار اصلا رضایتبخش نبود.
پس از اینکه با ایرانیکارت قرارداد میبندم، حقوق ثابت میگیرم و علاوه بر آن پاداش یا کارانهای که بهخوبی روی کاغذ نمیآید برای من مشخص میشود. در واقع بخش دوم قرارداد به هیچ وجه قید نمیشود و هنگام تسویه فقط مبلغ حقوق ثابت واریز میشود و دستاوردهای من انگار هیچ زحمتی نبودند. مدیر منابع انسانی هم تنها با صدای بلند پاسخ میدهد. مرخصیهای باقیمانده یا کارهای انجامشده در دورهای که حضور داشتم به رسمیت شناخته نمیشود و انگار شرکتی که سیستم مالی جهان را دور میزند، برای کارمند بودن معنایی ندارد. واقعا از این وضع تعجب میکنم و ناامید میشوم.
چندسالیش رفتم شرکتشون 45دقیقه منتظر شدم تا مصاحبه شروع بشه...2بار به منشی گفتم اگر جلسه دارند یا تاخیر داره من بیش از این تمایل به منتظر موندن ندارم گفتند نه الان میان الان میان اومدن اولین سوال این بود که Life Cycle در mvc رو کامل نام ببر و توضیح بده....گفتم 3 مرحله اولشو میگم و توضیح میدم ولی من این جور چیزارو حفظ نمیکنم....چنان با تعجب نگاه کرد و بهش برخورد انگار بدوبیراه گفتم سوالات بعدی هم همه تعوری و مزخرف تمام افتخارشون اینه بچه های شریف هستند از سوالاشونم لول کاریشون مشخصه هر مرحله از lifecyle 25صدم اون زمان فکر میکردم باید سریع کار پیدا میکردم که رفتم هم چین جای درپیتی...پروژه هاشون رو توو سایتشون ببینید برا دوره قاجاره...ولی الان ماهها بیکار باشم همچین جاهایی پا نمیذارم
اقای گویا با من مصاحبه کرد در شعبه تهران.....2دقیقه از شروع مصاحبه نگذشته بود که 2نفر اومدن گفتن اینجا قراره جلسه برگزار بشه.رفتیم 2طبقه پایینتر و مجدد..... اوج هماهنگی!!!! با ماژیک رو شیشه میز سناریو مطرح میکردند و من باید جواب میدادم خیلی خوشم اومد ولی هر جوابی میدادم دو دقیقه توی چشام زل میزدن که مطمنی؟؟؟؟؟؟؟ مگه بازجوییه؟ مثلا یکی از سوالات درمورد finally در try-catch بود گفتم در هرصورت اجرا میشه گفتن مطمنی؟اگر exceptionبده اجرا نمیشه ها که گفتم چرا میشه...دودقیقه نگاه کردند و رفتند سوال بعدی اخر جلسه گفتند کارهای عملیاتی هم انجام میدید گفتم دوست دارم یاد بگیرم هرچند وظیفه برنامه نویس نیس...حقوق رو پرسیدند و خدافظی یک هفته گذشت خبری نشد با منابع انسانی تماس گرفتم با لحن خیلی بدی گفتند امکان نداره بعد3روز نتیجه ایمیل میشه گفتم نشده...قطع کردند...تماس گرفتند گفتند رد شدید تق گوشیو گذاشتند اقای گویا یه مورد از هزاران موردی که به من القا کردید اشتباه دارم جواب میدمو بخونید بلکم یه چیزی یاد بگیرید https://www.csharptutorial.net/csharp-tutorial/csharp-try-catch-finally/ اول واقعا ناراحت شدم چون به این شغل احتیاج داشتم ولی انقد درمورد باندبازی و دوستو فامیل بازیش شنیدم که خوشحالم که نشد
خواستم تجربیاتی که داشتم رو بگم تا مثل من و باقی افراد اذیت نشید و زمانتون از بین نره اول که به این شرکت رفتم با مدیر شرکت صحبت کردم فکر کردم محیط خوبیه و واقعا تیم حرفه ای دور هم هستن (چون سطح ادب و علم مدیر بالاست )ولی بعد از مدتی فهمیدم اصلا چیزی که فکر میکردم نیست بلکه بدتر هم هست اگر زمان برای شما اهمیت نداره و بعد از یه مدتی برید و بعد بهانه های الکی بیارن و بگن متاسفیم به این شرکت برید به نظرم تنها چیزی که این شرکت باید داشته باشید روابط هست غیر اون به تخصص نگاهی نمیکنن دقیقا حرف همین خانمی که گفتند نگاه ها عوض میشه رو تایید میکنم و اول همه خوبن ولی بعدش همه چیز عوض میشه و از شما انتظار دارند راهی که خودشون چند ساله رفتن رو تو مدت کم برید. متاسفانه چیزی که خیلی هم اذیت میکنه دو رو بودن افراد هست که جلوی و پشت شما حرفها فرق میکنه و خاله زنک هستند و این مشهود هست دوره های آموزشی که میذارن بیشتر شبیه رفع اشکال هست و افرادی که تو اون ویدئو های ضبط شده هستن حداقل چند سالی اونجا کار میکنند ولی هنوز کارهای ساده رو هم بلد نیستن ولی از شما انتظار شق القمر میکنند به نظرم این شرکت اون چیزی که نمایش میدن نیست و گول تبلیغات وبسایت و اینستاگرامشون و ... رو نخورین. ولی اگه فکر میکنید خیلی به کار هم احتیاج دارید و فکر میکنید من یا کسایی که نظر میدن الکی میگیم، میتونید امتحان کنید. در ضمن اون افرادی هم که از قدیم موندن به غیر چند نفر متخصص، که حتما شرایط بهتری در بیرون پیدا نکردن، بقیه فقط به خاطر قدیمی بودن و روابطی که پیدا کردن ماندگار شدن و در عمل بیسواد هستن و فقط میخوان جایگاهشون رو حفظ کنند امیدوارم تجربیاتم به دردتون بخوره
در کار با این شرکت، نکات منفی زیادی دیدم که ترجیح میدهم بهطور روشن بیان کنم. یکی از معایب اینجا این است که قراردادی با شرکت منعقد نمیکنید و تنها موظف به امضای توافق محرمانگی میشوید؛ بنابراین اگر با شرکت دچار اختلاف شوید، احتمال سست بودن پایبندی به تعهدات و عدم حمایت واقعی از حقوقتان وجود دارد. اضافهکاری وجود ندارد، اما حجم کارهای محولشده همواره از یک زمان عادی فراتر میرود و منافع مالی مشخصی برای این زمان اضافی نصیب من نمیشود و به زندگی شخصیام آسیب میزند. نکته دیگر این است که ابر زس با ابر ایران همکاری میکند و در پروژههای دولتی نیز دست دارد؛ این ممکن است در آینده به محدودیتها یا موانعی مانند تحریم یا محدودیتهای اقتصادی منجر شود و احتمال ایجاد مسائلی مثل ممنوعالخروج یا ممنوعالورود وجود دارد. در عین حال، مزایای این تجربه را هم میتوان دید: صبحانه و ناهار در محل کار فراهم است، حقوق بهموقع در پایان هر ماه واریز میشود، و محیط کار بهوضوح صمیمی و دوستانه است.
در بدو ورود و کاراموزی یه مدیر دارن به اسم ****** که یدونه نیرو هم داره ****** که اولش خیلی خوب برخورد میکنه و این داستانا بعد از رفتارها و نگاهای آزار دهنده به صورت مستقیم و با احترام با ***** به گفتگو پرداختم ازش خواستم تا این رفتار را ترک کند اما متاسفانه خلاف برخورد اولیش ******. . . من که در سطح کاراموزی بودم و فرار کردم اما محیط غیر حرفه ای خیلی مشهود بود
باورم نمیشد که توی ایرانیکارت کار کنم و مدت کوتاهی بعد تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم. مسیر کار همچنان خوب پیش میرفت، اما اضافهکاری اجباری بود و صبحانه و ناهار ارائه نمیشد. از نظر ترکیب تیم، افراد زیادی از خانوادههای مدیران در شرکت حضور دارند؛ خواهر، مادر و برادر مدیرعامل، مدیر داخلی و همسر او و دو برادر همسرشان، مدیر افراک و همسر او، مدیر بخش کارتها و همسرش در بخش دیگر، همچنین دخترعمهها و دوستانی از دانشگاه آزاد که همه در یک ورودی هستند. به طور کلی حس میکنم شرکت خانوادگی است و اغلب افراد با آشنایان نزدیک و دور نسبت به هم پیوند دارند؛ محیط حرفهای و مبتنی بر شایستهسالاری چندان دیده نمیشود، بیشتر بر پایه تعارف و تشریفات خانوادگی بنا شده تا معیارهای حرفهای و شایستهگزینی.
در پایان دورههای مپصا انتظار داشتم با تلاش و سرمایهای که صرف کردم به جایگاه بهتری دست پیدا کنم، اما به واقعیت آنچه نصیبام شد چیزی نبود که انتظارش را داشتم و حتی از جایگاهی که هماکنون در آن بودم هم فاصله گرفتم. برگزاری کلاسها بینظم و بیبرنامه بود و به سطح یادگیری من یا خروجی دوره اهمیت چندانی داده نمیشد.
در محیطی دوستانه و منظم کار میکردم که الهامبخش و پر از چالش بود. فرصت خوبی داشتم تا دانشم را در زمینه ERP گسترش دهم و تجربهای ارزشمند در ABAP به دست آورم. به əlavə باید بگویم که این شرکت دانشبنیان است و امکان گرفتن امریه در آن وجود دارد.
تا به حال هیچ شرکتی به اندازه ایران تلنت تجربهی دلچسب و پرحرارتی برای من فراهم نکرده بود. وقتی پنج سال پیش وارد این مجموعه شدم، فضای کار برای من خیلی روشن و جوانپسند و پر از انرژی بود. به پرسنل احترام میگذاشتن و آزادی عمل رو با منطق سازمانی تلفیق میکردن. فرصتهای یادگیری و رشد قابل توجه بود و هرچقدر سابقهام کم بود، با وجود اسم ایران تلنت در رزومهام، فرصتهای مصاحبه معتبر از سوی شرکتهای مناسب برای من باز میشد. این موضوع به من کمک کرد تا در مسیر شغلیم نسبت به سایرین، حرفهایتر و با تسلط بیشتری روی سیستمهای شرکت حرکت کنم. با این حال، همه چیز هم ایدهآل نبود. جلسات بینتیجه و گاهگداری طولانی وجود داشت، و گاهی مدیریت واحدها به خصوص در گزینش افراد دچار ضعف میشد. اختلاف حقوق بین کارکنان، نه صرفا بر اساس سمت، بلکه گاهی به سلیقه مدیران بالا بود و این باعث میشد حس برابری کمتری احساس کنم. با وجود این تفاوتها، معمولا نگه داشتن افراد بستگی به رضایت مدیران داشت و اگر با آنها همسو نبودی، مسیر ادامه همکاری ممکن بود با خداحافظی همراه شود، نه لزوما بر مبنای KPI و عملکرد. در عین حال، قدرتمند بودن در حضور و ارتباط با مدیران و نشان دادن حسن نیت، به شکل مداوم اهمیت داشت و چاپلوسی گاهی نقش مهمی ایفا میکرد. با وجود تمام این نکات، همچنان معتقد بودم که ایران تلنت یکی از بهترین تجربههای کاری من است؛ به خاطر جو جشنها، هدایا و اتفاقات تفریحی که برای کارمندان برگزار میشد و منابعی که با صداقت و بهموقع در اختیار افراد قرار میگرفت. قراردادهای کاری همواره بهروز بوده و برگههای تمدید هر سه ماه یکبار به من ارائه میشد.
ساعت کاری فوقالعاده زیاد، اینطوری که میبینی 200 ساعت ماهانه ایستادی و حقوقت در برابر زمانی که سرکاری یه شوخیه.ساعت کاری بین 8 تا 8:30 هست. اگر یک دقیقه دیر برسید، 31 دقیقه تاخیر میخورید و باید مرخصی بگیرید. شانس بیارید اگر سرپرستتون آدم گیری نباشه برای تایید مرخصی که اکثر موارد گیر هستند. در ماه دو روز و یک ساعت زمان مرخصی تون هست. اما چه دو روزی! روزانه به صورت اجباری باید 9:30 سر کار باشید اما مرخصی روزانه 8:45 محسوب میشه یعنی تایم استراحت رو ازش کم میکنند(همه چی رو به نفع خودشون و به ضرر کارمند در نظر میگیرند). تولدهای سیستمی و مسخره که مجبورت میکنند پول بدی و همون هزینه رو دوباره به خودت بر میگردونند روز تولدت. واحدهایی که ساعت کار و سخت گیری زیاد هست، همه پر از استرس و اضطراب اند. واقعا باید ناچار باشید که اینجا کار کنید. چون صبح تا شب عملا سرکارید و زندگی شخصی رو ازتون میگیرن. کلا با داشتن زندگی شخصی مخالفن و اعتقاد دارند باید وقف کار شی و برده اونا باشی. اکثر واحدها مجبورت میکنند اضافه کار بمونی. مکالمات رو چک میکنند و الکی ایراد ممکنه بگیرند. آدم های بیسواد که کارشناس یا سرپرست هستند یا مدیر زیاد هست. گردن نگیر هم زیاد هست. اگر دانشگاه خوب درس خوندید، به هیچ وجه توصیه نمیشه مگه برای تجربه و سابقه کار و ناچاری. خاله زنک بازی و زیراب زنی و رقابت هم زیاد هست. سرویس بهداشتی نسبت به کارکنان کم و عملا مختلط میشه. مریض باشی مرخصی نمیدن، هزارتا منت میذارن یا کنترلت میکنند. منابع انسانی تلاش هایی میکنه ولی گول نخورید و مثل اینه یه بچه رو با شکلات گول بزنن. اگر روحیه برده شدن دارید و مجرد هستید و دوست دارید افسرده بشید، بهتون توصیه میکنم استخدام این شرکت بشید و زندگی شخصی تون رو فراموش کنید.
عدم توازن بین کار و زندگی ، مدیریت ضعیف و پر مدعا ، تبعیض زیاد ، عدم وجود عدالت اجتماعی ، عدم شایسته سالاری ، مشخص نبودن وظایف افراد از جمله نقطه ضعفهای سازمان هستند
دوستان من مدتی با این شرکت همکاری داشتم ، این همکاری واقعا جزء بدترین تجربه های کاری من بود ، با اینکه در این شرکت من رو بسیار قبول داشتند و پروژه های زیادی دست من بود و خیلی برای این شرکت زحمت کشیدم ، باید بگم لحظه لحظه کار کردن در این شرکت عذاب آور بود ، حتی موقعیکه میخواستم از این شرکت برم ازشون خواستم راضیت نامه برای شرکت جدیدی که میخواستم برم بدند ، با اینکه با من مشکلی نداشتند و از کارم راضی بودند باز هم راضیتنامه بهم ندادند ، خلاصه بگم اگر برای شخصیتت - سابقه کاریت - شعورت و ..... ارزش قائل هستی ، این شرکت نرو
من دو سال با این شرکت کار کردم با اینکه خیلی جاها کار کرده بودم و چند سال بود که برنامه نویس بودم تازه فهمیدم چقدر محیط شغلی و فضای شرکتی که آدم توش کار میکنه چقدر روی تخصص و آینده شغلی فرد تاثیرگذاره خیلی خوب بود همه چی اون زمان که اونجا بودم
به عنوان کسی که ۷۰ درصد قوانین شرکت رو نوشت و باعث پیشرفت شرکت شد بهتون میگم اگر روزی محتاج هم بودین سمت این شرکت نرید.تقریبا از اولین سال در شرکت بودم و ۴ سال در شرکت بودم. در تمام این مدت خیلی بیشتر از وظیفه برای اون شرکت کار کردم. مدیریت کال سنتر و مدیر عامل باهم رابطه شخصی داشتند و این موضوع به نحوی شده بود که عملا مدیرعامل هیچ اختیار و اقتداری نداشت. تصمیمات کاملآ بستگی به رابطه این دو نفر داشت . نیروی کار برای این دو نفر ارزشی به مراتب کمتر از برده رو دارند و کاملا با بی احترامی ، پرخاش و حتی توهین با نیرو برخورد می کنند. حتی برای آب خوردن هم دوبار در طول شیفت اجازه بلند شدن از پشت میز کار رو دارید.تمامی سایت ها بجز پنل خودشرکت و سایت خودشرکت ، بسته شدند و با نت شرکت تحت هیچ شرایطی باز نمی شوند. هیچگونه مدیریتی بلد نیستند و شما اگر ۱ درصد توانایی از خودت نشون بدی که مدیر کال سنتر احساس خطر کنه ، نابودت می کنه و کاری می کنه به مرگ خودت راضی بشی به عنوان مثال خودم باشگاه مشتریان و میزبان رو برای شرکت طراحی کردم اما کاری با من شد که از کار خودم پشیمون شدم. در نهایت کار به جایی رسید که از اونجا خارج شدم درصورتی که اون شرکت مثل بچه ی من بود. از نحوه فرایند هم در رابطه کار با میهمان و میزبان هم چیزی نگم خیلی بهتره. باز هم میگم اگر روزی محتاج کار بودین برید دست فروشی ولی سمت این شرکت نرید
من به عنوان برنامه نویس سی شارپ 3 مرحله مصاحبه فنی داشتم.سی شارپ جدا sql جدا و js جدا خیلی روند جذب طولانی شد ولی هیچوقت نگفتند که فریمورک خودشون رو دارن که یه محیط داغون و آشغاله مدیر تیم ها باهم خیلی فرق داشتند.ماه به ماه دورکار بودند.جواب سوال رو نمیدادند اسم جدول رو میپرسیدم ولی جواب نمیدادند.میگفتند خودت برو پیدا کن مدیر فقط حقوق بالاتر میگرفت وگرنه نه راهنمایی میکرد نه سوادشو داشت در نهایت استعفا دادم که فهمیدم زیر ابمو پیش مدیر hr هم زده در فیش پارامترهایی وجود داشت برای کسر حقوق بت عناوین گنگ که متاسفانه بخاطر تجربه کم توضیحات چرت و پرتشون رو قبول کردم به هیچ عنوان چه سابقه کار دارید چه ندارید برای فیلد برنامه نویسی این شرکت مناسب نیست
بحران مالی شرکت و عدم باور مدیر شرکت به ورشکستگی، استخدام افراد متخصص و بازی با زندگی این افراد و نهایتا بعد از پیش برد کارها بدون تسویه عدم نیاز میزنن
شرکت نبض افزار را به عنوان تجربهای واقعی از کار با آن توصیف میکنم. حقوق کم و بیثباتی مشخص بود و رفتار سازمانی هم سطح پایینی داشت. اعضای هیئت مدیره بیشتر بر پایه رابطه فامیلی و بدون تخصص اداره میشدند و منافع تنها برای چند مدیر بود. یکی از اعضای هیئت مدیره هنگام تحصیل دکترا در امریکا بود و شرکت به جای هزینههای تحصیل، خودش نقش تأمینکننده مالی او را داشت. بهکارگیری نیروهای کمتجربه به شکل استثمار دیده میشد و فضای رشد حرفهای وجود نداشت. در زمان همکاری من، تا چهار ماه بیمه ارائه نمیشد و این موضوع هم به من اطلاع داده نمیشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.