گرچه دورکاری می کنم ولی قرارداد هم با من بسته اند. وقتی قراردادی بسته می شود کارفرما موظف به تامین کار برای طرف قرارداد خود می باشد ولی متاسفانه در این شرکت تازه انجام یک سفارش را به لاتاری می گذارند که شاید سفارش به درخواست کننده تعلق گرفت. دیگر به سر میز لاتاری رفتن قرارداد نمی خواهد. ساعات تحویل ۳۰٪ و ۶۰٪ و ۱۰۰٪ کار بیشتر شبیه ساعت تحویل و جابجایی اجناس قاچاق مثل شوتی های خلیج فارس است. ساعت ۳ صبح یا ۱۲ نیمه شب و مانند این ساعات عجیب. دورکاری به معنای ربات بودن نیست. افراد دورکار هم ساعت کار معین دارند و فقط تنها فرق آنها عدم رفت و آمد فیزیکی به محل کار است. مشکل اساسی این شرکت در عدم پذیرش تقصیرات خود و پرسنل آن می باشد و بجای قبول تقصیر و عذرخواهی معنوی و مادی از نفر دورکار طلبکار هم می شوند. بیشترین کار را در قبال کمترین درآمد از نفر می کشند. بی نظمی شدیدی در این شرکت حاکم است که بیشتر نشان از عدم اتفاق نظر در مدیریت دارد. خلاصه کنم، این محل برای توجیه کوتاهی ها و قصور خود در وظایفی که نسبت به پرسنل دارد از انواع ابزارهای قابل بهانه گیری مثل بکارگیری ماشین ترجمه و ... استفاده می نماید. در کوتاه سخن، این شرکت لیاقت لقب《دانش بنیان》را ندارد و حیف محیط و امکانات دانشگاهی که به این شرکت تخصیص داده شده است. نکته مثبتی در این شرکت نیست و بجز عدم جسارت در قبول اشتباهات و جبران خسارات وارده معنوی و مادی نکته مثبتی دیده نمی شود. البته این شرکت با شرایط عنوان شده لایق امتیاز نمی باشد ولی از روی اجبار نرمافزاری و از روی اکراه یک ستاره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به طور کلی فضای کار شرکت خیلی خانوادگی بود و با گویش محلی صحبت میکردن. من پنج ماه اونجا کار کردم، اما چهار ماهش بیمه رد نشده بود و فقط یه ماه بیمه رد شد. پرداخت دستمزد تا اون دوره نسبتا منظم بود، هرچند سابقهای وجود داشت که حقوق کارمندان تا شش ماه هم داده نشده باشه. جذب شرکت اغلب از طریق لینکدین بود و آگهی رسمی توی جاهای دیگه نمیزدن. مدیران شرکت از نظر دانش تخصصی و همچنین مهارتهای نرم و نگاه محصولمحور خیلی قوی نبودن. کار کردن توی شرکت حس میکرد که بیشتر به عنوان ابزار از نیروش استفاده میشه و کمترین اهمیت رو بهشون میدن. وقتی نیرو جدید به تیم اضافه میشد، جو منفی شد و از طرف نیروهای با سابقهتر فضا به صورت ناسالمی در میاومد. خیلی روزهای بد هم داشتم؛ یکی از بدترین روزها این بود که بدون هیچ هشدار قبلی، پنج نفر از کارمندانی که سابقهشون زیر یک ماه بود رو اخراج کردن. خیلی بیاحترامی بود و توهینآمیز رفتار میشد. از نظر حقوقی هم یک سابقه بد وجود داشت، شرکت برای مدت طولانی حقوق نمیداد و اوایل میگفتند قصد دارن از بیمه ازکی برای کارها استفاده کنند، اما این تنها ظاهر قضیه بود. در یک لحظه به نظر میرسید که نیروی انسانی فقط به عنوان ابزار دیده میشود و اهمیتی براش قائل نیستند؛ گاهی برای نشان دادن پویایی شرکت، فاند میگرفتند و ۱۵ نفر رو استخدام میکردند تا نشان بدهند شرکت فعال است، اما اگر اون فاند اوکی نبود، همه رو اخراج میکردند. به طور کلی اگر دوباره برگردم، مطمئنا دوباره به این تجربه فکر نمیکنم. حجم کار تیم معمولا زیاد نبود، چون معمولا پروژه مشخصی در حال انجام نبود که به صورت ثابت کارها رو اضافه کنه.
من به عنوان کارشناس پشتیبانی در ایمن افزار شایگان فعالیت میکردم و در فرآیند مصاحبه متوجه نبودم که همکاران پشتیبانی شیفتهای کاری هم دارن و در ماه سه روز باید به همراه ساعات اداری شیفت بمونن، حتی در روزهای تعطیل رسمی. مصاحبهکننده از مدیر شرکت گفته بود که تجربهی من در مصاحبه خوب نبود و وعدههای دادهشده بهطور دقیق محقق نشده است. در توصیف مدیر شرکت، بینظمی زیادی در رفتارها و تصمیمگیریهای لحظهای دیده میشد و مدیریت بحران بهطور موثری انجام نمیشد؛ گویی تنها از واژگان انگلیسی استفاده میکرد. احترام و ارزشگذاری برای پرسنل وجود نداشت و عملکرد هم به طور کامل دیده نمیشد؛ مدیر شرکت بیشتر به بانوان ارزش میداد و هدایا و مناسبتها مانند روز زن به خانمها اختصاص داشت، در حالی که برای مردان هیچ هدیهای در روز مرد در نظر نمیگرفت که این نشاندهندهی عدم رشد و قابلیت مدیر بود. بینظمی در کار بسیار مشهود بود و واحدهای مختلف با هم هماهنگ نبودند؛ واحد فروش با حرفی که میزد، واحد پشتیبانی در جریان نبود و این بینظمی نتیجهی مدیریت نادرست مدیر شرکت بود. از رفتارهای مدیر، گرایش به دو به هم زنی بین همکاران دیده میشد تا ایجاد روابط صمیمی و دوستانه با کارها و صحبتهایش؛ این رویکرد بر روی رفتارهای روزمره اثر میگذاشت. کارمندان معمولا وظایف خود را انجام میدادند، اما به صحبتهای مدیر پشتیبانی که فردی متعهد و سالم بود و به او احترام میگذاشتند، توجه کافی نمیشد. البته همه اینطور نبودند. پرداختها بهموقع انجام میشد و مدیر شرکت دخل و تصرفی در فرآیند پرداختیها نداشت. اگر به دنبال امنیت شغلی و فرصتهای رشد هستید، این شرکت را توصیه نمیکنم.
وقتی به عنوان بازاریاب در این شرکت کار میکردم، اوضاع خیلی ناپایدار بود. مزایای بیمه وجود نداشت و سنوات هم ارائه نمیشد. از پورسانتها هیچ حمایتی نمیشد و بخشی از حقوقوق من بهطور نامناسب پرداخت نمیشد. کار خیلی پر استرس بود و دورکاری اجباری همراه با بیانصافی در اضافهکاری وجود داشت. اگر دنبال پیشرفت شغلی و درآمد پایدار هستید، سرچ فن حداقل الزامات را هم فراهم نمیکند.
من در حین کار به عنوان بازاریاب با مشکلات جدی روبهرو شدم. با وجود قولهایی که درباره پورسانت مطرح شده بود، حقم به طور کامل پرداخت نشد و رفتار مدیریتی هم بسیار بیادبانه و غیرحرفهای بود. بیمه و سنوات هم فراهم نبودند. اگر به ارزشهای خود اهمیت میدهید، نباید در مکانی کار کنید که توهین میکند و حقوقها را پرداخت نمیکند؛ به خودتان احترام بگذارید و به دنبال جایگاهی باشید که شأن و حقوق شما را رعایت کند.
در یک سال و دو ماه تجربه کار به عنوان فیشال بیوتی تراپیست دارم. با محیط کار سازگار، با روحیه همکارانه و تیمی، دلسوز و با درک بالایی از مواد و برندهای گوناگون کار میکنم. منظم و باانضباط هستم و اخلاق حرفهای را سرلوحه کارم قرار میدهم.
مدت یک سال و دو ماه در کار به عنوان بیوتی تراپیست فیشال کار کردم و تجربهای سازگار با فضای کار بود. با دلسوزی کار میکردم و با مواد و برندهای مختلف آشنا بودم. از نظر حرفهای منظم و منضبط بودم و روحیه تیمی بالایی داشتم، همچنین اخلاق حرفهای را همواره در اولویت قرار میدادم.
میدیریت افتضاح محیط کاملا سمی رفتارا کاملا سمی و نگاه بالا به پایین پرداختی افتضاح به این صورت که پرداختی به قول خودشون تا 5ام انجام میشه ولی تا 15 ام حتی طول میکشید هر اپشنی که در حین قرار داد قول داده بودند به هیچ کدوم تعهدی نداشتن و حتی سیستم برای انجام کار به سختی میدادن
در این شرکت مدت کوتاهی کار کردهام و به عنوان برنامهنویس در تیمی مشغول بودم که تمرکز اصلیشان روی پنلهای پیامکی است. چند نکته را برخلاف تجربههایم در جای دیگر دوست داشتم: برای برنامهنویسها، ساعات کاری منعطفی وجود دارد و فضای کار دوستانه است. با این حال، برخی محدودیتها هم وجود دارد: سیستمها تحت پایش هستند، پورت USB قفل است و در تمامی بخشهای شرکت دوربین فعال است.
یکی از بدترین شرکتا و مسموم ترین فضاهایی که میتونید داخلش کار کنید. پرداختیا افتضاح طرز رفتار با پرسنل افتضاح سطح پروژه ها بسیار پایین اصلا توصیه نمیکنم
یکی از بدترین شرکت هایی که تجربه همکاری باهاشون رو داشتم مدیریت افتضاح و نا آشنا کلا با فضای بیزنسی که داخلش هستن مدیر فنی سطح دانش خیلی کمی داره محیط سمی و به شدت دولتی بعد از اتمام همکاری به هر شکلی متاسفانه تسویه با چک چندماه بعد انجام میشه و حتی مبلغی که در نظر میگیرن کمتر از خالص مبلغ دریافتی ای هست که توافق کردید پروژه هایی که در شرکت وجود داره فارغ از چالش و صرفا کلون سازیه متاسفانه هم تیم مدیریت و هم تیم حسابداری مدام به کارمندها دروغ میگن پرداختی ها اصلا منظم نیست
دو سالی بود که در کاوانو کار میکردم و تجربهام از بخش Devops نسبتا مثبت بود. حقوق نسبتا بالا نبود، اما فضای کار دوستانه و صمیمی بود. رفتوآمد برخی اوقات سختگیرانه نبود و با امکان دورکاری از طریق هماهنگی قابل انجام بود. کارها گاهی بینظم انجام میشد، اما قابل کنترل بود. در کل، تجربهام برای من خوب بود.
من در مجموعه آموزشی منتا کار میکنم و در این شرکت احساس رضایت دارم. محیط کاری خوب و دوستانهای دارم، حقوق هم نسبتا مناسب است و با تلاش، توانستهام از امکانات آموزشی و فرصتهای شغلی بهره ببرم.
2 سال در منابع انسانی این شرکت ملعون کار کردم (عمرم رو تلف کردم) و نفرت خودم رو از این شرکت پرسنل ستیز اعلام میکنم
برای فروتل، تجربهای ناامیدکننده بود که میخواهم از آن درس بگیرم و به شکل روشنتری بیانش کنم. وقتی وارد مجموعه شدم، با نگرانی از بیثباتی مدیریتی و فاصلهی زیاد بین حرف تا عمل روبهرو شدم. فردی که بهعنوان مدیر منابع انسانی معرفی شد، بهنظر میرسید تجربهای معمولی در حوزه اربابرایانه ندارد و بیشتر با جنبههای عملیاتی غیرسایلمندی درگیر بود. در کنار این، تیمی از افراد نزدیک به مدیران سطح بالا هم حضور داشتند که با منطق و شیوههای رایجی که انتظار داشتم تفاوت داشتند و گاهی ارتباطات غیرشفاف ایجاد میکردند. بهطور کلی، شاهد نبودن یک نقشهی روشن، مسیر شفاف برای کارها و معیارهای قابل اندازهگیری بودم، که کار را دشوار میکرد. در کل احساس کردم که هماهنگی بین تیمها و اولویتبندیهای اجرایی بهدرستی برقرار نیست و این امر باعث شد که از مقدار زمان و انرژی صرفشده برای پروژهها راضی نباشم. اگر بخواهم نتیجه بگیرم، بهتر است شرکتهایی که به واقع به سازواری داخلی و برنامهریزی روشن پایبندند را ترجیح بدهم تا تجربهی کاری بهتری رقم بخورد.
من نخستین بار با گروه آریاداناک تجربهای را آغاز کردم که تمام مراحل راهاندازی یک کسبوکار را درون خودش جای داده بود و از ویژگیهای شاخصش این بود که در کوتاهترین زمان ممکن بهترین طرحها را اجرا میکرد. یکی از برنامههایی که در آن حضور داشتم همایش ویژه کارآفرینان کشور بود که کمتر از یک هفته از ایده تا اجرا پیش رفت و برگزار شد.
من سه چهار سال پیش توی موپن بودم - حدود نه ده ماه تمام وقت تو بخش محتوا بودم - اصلا نمیدونستم همچین سایتی برای نظردهی هست - اون زمان کهمدیریت اونجا یه بچه بیتجربه و غیرحرفهای بود، احتمالا میدادم توی این مدت از تجربههایی که بدست آورده استفاده کرده باشه و تیم رو ارتقا داده باشن - اما کامنتارو که خوندم، خیلی خیلی به تشخیص و تصمیم خودم مبنی بر ترک اون مجموعه افتخار کردم - با اختلاف، داغونترین شرکت ایرانه - هر از گاهی که آگهیهای جابینجارو چک میکنم باورتون نمیشه اگه بگم از سال ۹۸ تا الان، بدون وقفه آگهی جذب نیرو داره - و تعداد نیروها حتی ده نفر هم نیستن یعنی همه بلافاصله ازونجا خارج میشن! حالا چرا؟ دیگه گفتن نداره! اگه یه جوراب فروشی ۲ متر در ۲ متر رو به مدیریت اونجا بدید، کاری میکنه کل بازار ازون قسمت متنفر بشن! روزگار عجیبیه ....
سلام دوستان عزیزم لطفا به هیچ وجه به این شرکت پیغام ندید رزومه ندید وقتی پول ندارن فقط یک عده کارآموز دارن مدل کسب وکار ندارن اصلا استراتژی ندارن ، پولتون چند ماه نگه میدارن اخرش هیچی لطفا شرکت ویستا نرید چول نمیدن
متاسفانه گفتن تجربه من تلخ ولی مستند است ،بعد از همکاری طولانی مدتی که با این مجموعه داشتم حدودا بیش از ۱۲ سال ، در نهایت انتظاراتی که داشتم برآورده نشد، خوب یادم میاد که زمان شروع همکاری من تهرانملودی صرفا یک فروشگاه معمولی بود که در زمینه فروش تجهیزات استودیو فعالیت میکرد، ولی موقع قطع همکاریم مجموعه بزرگ و معروفی شده بود و در همه شاخه های صنفی مثل خرید و فروش سازهای مختلف، تجهیزات اکوستیک و اجرای پروژه، تجهیزات دی جی ، تجهیزات اجرای زنده ، و . . . فعالیت میکرد و در خرید و فروش تجهیزات استودیو به مرجعیت رسیده بود، صادقانه خدمت شما عزیزان میگم که این مجموعه به نوعی خانه دوم من و عده ای محدودی از همکارانم محسوب میشد، ولی رفته رفته هرچقدر بیشتر انرژی خرج کردیم هرچه بیشتر دلسوز مشتری ها و مجموعه و اعتباره آن شدیم با اینکه با تلاش های بسیار شرکت را در مسیر پر شتاب پیشرفت قرار دادیم ولی هیچکدام از وعده هایی که به ما داده شده بود عملی نشد، و در نهایت چهارچوب شرکت با کمرنگ شدن مدیران اصلی از شایسته سالاری خارج و وارد فاز محیط کاری بیمار گونه ای شد که مدیران نالایق اداره آن را در دست گرفته بودند و بجای عمل کرد حرفه ای کاری ، مجموعه کلا یک مدیر داشت که تمام ساعت کاری در اتاق در بسته ای بود و این شخص هم مدیر مالی بود هم مدیر منابع انسانی بود هم مدیر فروش بود و هم مسعول تامین کالا بود هم مدیر داخلی بود برخورد مدیریت بسیار ضعیف و از روی برداشت و قضاوت های یک طرفه و مشکلات شخصی فرد با افراد دیگر گرفته میشد گرچه در نهایت مدیران اصلی نیز به امور شرکت نظارت داشته اند اما انگار خودشان هم میلی برای سر و سامان دادن به شرکت و اوضاع را نداشتند ، همین دلایل سبب شد رسالت مجموعه در فروش تجهیزات که بر پایه مشتری سالاری و مشاوره های صادقانه و کامل و جامع بود جایش را به مشاوره های کوتاه و غیر تخصصی بر پایه برندهای پر سود و انحصاری شرکت داد، به طوری که علنی گفته شد هرکس که دروغگو بهتری باشد فروشنده بهتری محسوب میشود فقط مهم میزان فروش هر یک از فروشنده ها بود به همین سبب شرکت تهرانملودی خیلی از نیروهای انسانی با ارزش و متخصص خود را از دست داد، تعداد اندکی که هنوزم در مجموعه فعالیت داشتند نیز با وعده های متعدد و تو خالی که نوید آینده درخشان مجموعه و آینده شغلی ممتاز و امنیت شغلی بود نگه داشتند و این وعده ها که از طرف مدیر عامل ها داده میشد به پرسنل وفادار و با تجربه تا کارهای مورد نیازشان انجام شود ، بعد از آن به صورت ناگهانی فروش کل مجموعه و برند تهرانملودی کلید خورد، و این فروش در نهایت انجام شد تمامی پرسنل باقی مانده تسویه و قطع همکاری کردند و از نظر شخصی خود من دیگر از این مجموعه هیچی بجز یک پوسته تو خالی و یک نام و چند خاطره خوب باقی نمانده است ، تمام مشتری های وفادار مجموعه هم مال دوران شایسته سالاری و دوران طلایی بودند که امثال من با صرف ۱۲ سال از زندگیم بدست آورده بودیم و تمام نیروی انسانی در جای صحیح خود بودند و به اصول اخلاقی پای بند بودند، در نهایت برای این مجموعه آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم از اشتباه های گذشتگان درس گرفته باشند تا بتوانند شاید شاید اعتبار و تخصص از دست رفته را جبران کنند
شرکت تجارت الکترونیک اول را از بیرون خیلی جذاب میبینم اما نباید فریب ظاهر زیبا و رفتار دوستانه منابع انسانی را خورد چون با ورود به شرکت متوجه بینظمیهای بیپایان میشوی. حقوق به صورت دو بخش جداگانه و با تاخیرهای نامشخصی از بیست تا پنجاه روز پرداخت میشود. همکاران خوب و مهربان هستند، هرچند دستهای هم پیدا میشوند که کار گروهی بلد نیستند و اخلاق مناسبی ندارند. در فرایند انجام کار، توهینهای زیادی میشود و منابع انسانی هم معمولا پاسخ میدهد که کاری از دستشان برنمیآید و مشکلات فرهنگی و رفتاری شرکت خیلی بالاست. رفتار مدیران با کارکنان عمدتا توهینآمیز و از بالا به پایین است. حجم کار بالاست و حقوق هم متناسب با فشار نیست. بینظمی در شرکت تا آن اندازه است که گاهی نیروهای خدماتی هم از شرکت میروند و تمیز کردن دستشویی را خود کارمندان انجام میدهند. انتظار میرود تا ساعات آخر شب بمانید و کار کنید و حتی در روزهای تعطیل هم کار میدهند. اینجا پاداش پایان سال وجود ندارد و مسیر پیشرفت شغلی هم مشخص نیست؛ باید تا آخر به عنوان کارمند همینجا بمانید. این متن بدون قصد نیتداری نوشته شده تا افراد بعدی با ورود به این شرکت از روند و شرایط شغلی آگاه باشند و دچار زیان مشابه نشوند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.