اردیبهشت ۹۴ قرارداد ۳ ماهه بام بستن با حقوق یک میلیون و دویست هزار تومان. گفته بودم که بکندکار هستم اما دیدم یه فایل فتوشاپی میدن و کل فرانت و بک سایت رو باید خودت بزنی و به هر کس یه پروژه کامل مجزا میدن و اصلا تیم ورکی در میان نیست، یه روز از کوره در رفتم و با مشت کوبیدم رو میز برنامه نویس ارشدی که ریش پرفسوری داشت و فریاد زدم این چه وضعیه ، قرارداد سه ماهه من تمدید نشد و اومدم بیرون فریلنسر شدم و خیلی هم راضی ام.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
فشار کاری افتضاح در حد این که در هر شیفت ۹:۳۰ کار مداوم فقط یه رب تایم ناهار و ۱۵ دقیقه استراحت دارید بعد از دوسال فعالیت نه پیشرفت شغلی در کار بود و نه احترامی دریافت مرخصی با هزار منت و اطلاع رسانی از هفته قبل در حد یکی دو روز امکان پذیر بود. حقوق و مزایا پایین، آسیب دیدن روح و جسم بالا
در تجربهای که از شرکت گروه مهبانگ دارم، بیشترین رضایت را از فضای کاری و نحوهی مدیریت احساس کردم. جو دوستانه و همدلی بین همکاران برایم بسیار ارزشمند بود. پرداخت حقوق بهموقع و بدون کاهش حقوق، از نکات مثبتی بودند که دنبالشان میکردم. مدیران جوان و خلاق انگیزهی یادگیری و رشد را در کارم تقویت میکردند و فرصتهای تازهای برای توسعهی مهارتها در اختیارم میگذاشتند. وقتی بحران یا چالشی پیش میآمد، با استفاده از تبادل نظر جمعی و نظرات تیم به حل موضوع میرسیدیم. پس از آنکه بحران جدی تری به وجود آمد، به خوبی از پس مدیریت وضعیت برآمدند و روند بهبود را به جلو بردند. در نهایت، هیچ کاهش حقوقی برای من یا همکاران اعمال نشد.
در گروه مهبانگ تجربهی من در کارم این بود که به دنبال یافتن مرزهای ممکن در نوشتن و انتشار هر چیزی باشم. هدفم این بود که ببینم آیا میشود به سادگی هر حرف یا ادعایی را نوشت و آن را منتشر کرد یا نه. با این قصد، چندین بار این آزمون را تکرار کردم تا ببینم چگونه میتوان محتوا را به شکل ساده و بدون محدودیت تولید و منتشر کرد یا خیر. نتیجهای مشخص نگرفتم اما احساس کردم این تجربه، بهخصوص در فضای نویسندگی و انتشار، میتواند دغدغههای اخلاقی و مدیریتی زیادی به همراه داشته باشد و نیازمند دقت و مسئولیتپذیری بیشتری باشد. در نهایت، دریافتم که بررسی صحیح قابلیت انتشار هر متن نیازمند رویکردهای شفاف و چارچوبهای اخلاقی است تا از آسیبرسانی به افراد یا مجموعهها جلوگیری شود.
در ماههای اخیر تعدادی از سفیران پلتفرم میاره (miare.ir) گزارش دادهاند که مبالغی نامتناسب و غیرمنصفانه بابت خسارت کالا از حساب آنها کسر شده است. در بسیاری از این موارد، کالا از سوی فروشگاه مبدأ دچار ایراد یا آسیب بوده و سفیر هیچ نقشی در بروز خسارت نداشته است. طبق مقررات رسمی میاره که در وبسایت این شرکت منتشر شده، جبران خسارت تنها در صورتی بر عهده سفیر است که خسارت مستقیما ناشی از تقصیر او باشد، مانند گمکردن بسته یا آسیب فیزیکی در حین جابهجایی. بنابراین کسر مبالغ چندبرابری از حساب سفیران در شرایطی که قصور از سوی فروشگاه یا پلتفرم رخ داده، اقدامی خلاف مقررات داخلی میاره و مغایر با قوانین کشور از جمله ماده ۲۲۱ قانون مدنی، ماده ۴ قانون حمایت از حقوق مصرفکننده و ماده ۳۷ قانون تجارت الکترونیکی محسوب میشود که همگی بر تناسب و انصاف در جبران خسارت تأکید دارند. اگر شما نیز به عنوان سفیر میاره با چنین وضعیتی مواجه شدهاید و مبلغی بیش از ارزش واقعی کالا از حسابتان کسر شده، میتوانید بهصورت رسمی از طریق سامانه اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی به نشانی ecunion.ir شکایت خود را ثبت کنید. پس از ورود به سایت، گزینه «ثبت شکایت» را انتخاب کرده و در بخش نوع شکایت، گزینه «خسارت وارده به اشخاص ثالث بر اساس وقوع تخلف» را برگزینید. سپس مشخصات خود از جمله نام، کد ملی و شماره تماس را وارد کرده و در قسمت متن شکایت بنویسید که پلتفرم میاره مبلغی نامتناسب با ارزش واقعی کالا به عنوان خسارت از حساب شما کسر کرده و درخواست بررسی، ارائه مستندات و بازگشت وجه را دارید. حتما مدارکی مانند اسکرینشات از اپلیکیشن، رسید تسویه یا پیامهای پشتیبانی را نیز پیوست کنید. پس از ثبت شکایت، یک کد پیگیری دریافت میکنید که از طریق بخش «پیگیری شکایت» در همان سایت قابل بررسی است. اتحادیه معمولا طی چند روز کاری نتیجه اولیه را اعلام میکند و در صورت احراز تخلف، پلتفرم موظف به جبران خسارت و اصلاح رویه خود خواهد بود. کسر وجه بدون دلیل موجه و خارج از ارزش واقعی کالا، تخلف صنفی محسوب میشود و پیگیری آن حق قانونی هر سفیر است. آگاهسازی و ثبت شکایت جمعی باعث میشود روند بررسی با جدیت بیشتری انجام گیرد و از تکرار رفتارهای ناعادلانه جلوگیری شود. اگر تجربه مشابهی دارید، شکایت خود را ثبت کرده و این اطلاعرسانی را با سایر سفیران میاره به اشتراک بگذارید تا همه از حقوق خود آگاه شوند.
مزخرف ترین شرکت برای کار. ای کاش اون روزی که رزومه دادم برای این شرکت دستم شکسته بود. بی نظمی در اوج خودشه. استایل رئیس شرکت شبیه رئیس کشورهای محبوب کمونیستیه. حقوق پرداختی نصف حقوق شرکتهای دیگه است. حتی تا سالها بعد کابوس اینجا رو خواهی دید.
در تجربهام از همکاری با این تیم، حس رضایت عمیقی دارم. پروژه بهطور دقیق به موقع تحویل شد و هیچ تاخیری وجود نداشت. واقعا مهم بود که تیمشان واقعا نیازهای ما را درک کرد و دقیقا همان چیزی را پیادهسازی کرد که مدنظر ما بود. پشتیبانیشان نیز عالی است و هرگاه سوالی داشتم به سرعت پاسخ داده شد.
برای ورود به این مجموعه با این انتظار که تجربهای ارزشمند کسب کنم، اما حقیقتا دریافتم که بیش از هر چیز، درس بزرگی به من نشان میدهد که هیچ تجربهای ارزش بیاحترامی را ندارد. حقوقی که پیشنهاد میشد آنقدر ناچیز و تحقیرآمیز بود که تعجببرانگیز بود چطور میشود انسان با انگیزه و حرفهای را به کار کشید. قبولش اشتباه من بود و تنها با تصور آغاز تجربهای کمخطر، اما خیلی زود فهمیدم اینجا صرفا اتلاف وقت، انرژی و حیثیت است. این مجموعه الگویی مشخص دارد: جذب نیروهای کمتجربه با پرداخت کمترین هزینه، و به محض اینکه فردی اندکی تجربه میکند یا انتظار حداقلی و منطقی برمیتابد، خود نیرو ترجیح میدهد برود. کارها آنقدر سادهاند که یک تازهکار هم از پسشان برمیآید، بنابراین برایشان مهم نیست که چه کسی باشد؛ تنها شرط قابلیت ارزان بودن است. قوانین و فرهنگ کاری به نحوی است که نیرو صرفا ابزار مصرفی است و به آدمی با ارزش نگاه نمیشود. خیلی از کسانی که اینجا کار میکنند، بهنوعی تحت فشار هستند و تحمل وضعیت را بهاجبار پذیرفتهاند. نام شرکت برای این مجموعه بیش از حد بزرگ به نظر میرسد و واقعیت این است که با یک کافینت خانوادگی کوچک روبهرو هستید که مدیرش تصور میکند شرکت بزرگی ساخته است. تفاوت بین تصویر ذهنی مدیر و واقعیت مجموعه آنقدر زیاد است که به سوژهای طنز تبدیل شده بود. مدیریت هم بهطور قابل توجهی عقدهمحور است و با رفتارهای تلافیجویانه همراه است؛ بهنظر میرسد هدف اصلی نه رشد مجموعه، بلکه نمایش و کنترل و بزرگنمایی آن است. به جای تمرکز روی پیشرفت، انرژی زیادی صرف نمایش، کنترلگری و تبلیغ میشود. در محیط کار هم اوضاع قابل دفاع نیست. بیاحترامیهای عجیب، رفتارهای غیرحرفهای، تصمیمهای هیجانی و سلیقهای، و ساختار کاملا خانوادگی که قوانینش با حال و روز تغییر میکند. از منابع انسانی خبری نیست و بیشتر شبیه یک مناسبات خانوادگی است تا یک محیط سالم کاری. استراحت و ناهار تعریف نشدهاند؛ حتی هنگام صرف غذا باید مشغول کار بود. چند دقیقهای نفس کشیدن هم گاهی بهعنوان لطف تلقی میشود. نرخ ترک نیروها آنقدر بالا است که اگر کسی یک سال بماند خبر میشود. همین واقعیت بهخوبی نشاندهنده کیفیت محیط است. اگر دانشجوی روانشناسی هستید، اینجا میتواند برای بررسی کیسهای مطالعه مفید باشد. اما اگر دنبال تجربه کاری سالم، حرفهای و با احترام میگردید، گزینههای بهتری وجود دارد. و در پایان، اگر در مرور نظرات با تعریفهای غیرواقعی یا بیشازحد مثبت برخورد کردید، جای تعجب نیست — براساس تجربه من و دیگران، اینها هیچ نزدیکیای به واقعیت ندارند و از داخل مجموعه نوشته میشوند. نتیجه نهایی: اگر برای وقت، آرامش و شأن کاری ارزش قائل هستید، این مجموعه را در لیست سیاه خود قرار دهید.
من به عنوان یک مترجم دورکار با ترجمیک همکاری میکردم. اوایل کار فضای مثبتی نشان میداد و به نظر میرسید که همه خوشحال هستند، اما به محض ورود متوجه شدم اوضاع خیلی فرق میکند و نباید به نظرات اولیه اعتماد کرد. حقوق هم تا حد زیادی با انتظارها فاصله داشت و به خوبی پرداخت نمیشد؛ پاسخگویی شرکت هم معمولا محدود بود. پیش از امضای هر قرارداد باید با دقت مطالعه شود، چون ظاهرا تصمیمگیری نهایی با شرکت است و ممکن است در هر مورد به صورت جداگانه تصمیم بگیرند. به لحاظ تجربه کاری، پروژههای ترجمه که ارسال میشدند واقعا وقتگیر بودند و سطح دقت بالایی لازم داشتند، اما دستمزدها مطلوب نبود و این کار تا حدی حالت فوری پیدا میکرد. مدتی پس از مدیدیت پروژه، برچسبی مبنی بر وجود هوش مصنوعی برای ترجمهها زده شد، در حالی که مستندات و نمونههای من تأیید میکردند که کار با هوش مصنوعی انجام نشده است؛ با این وجود حساب کاربری من را مسدود کردند. اگر زمان زیادی به دنبال کار هستید، ممکن است با این شرکت همکاری کنید و درآمدی کم به دست آورید. پرداخت حقوق هم گاهی طول میکشید و با این که قانونی برای تسویه وجود دارد، فرایند آن طولانی و متزلزل بود. در کل تجربهام از ترجمیک پر از نکات منفی و بیاعتمادی بود.
برای شش ماه در ماهشهر با شرکت تهران جنوب همکاری داشتم و تجربه ارزشمندی برای من بود؛ مجموعهای منظم، قدرتمند و حرفهای که در هر زمینهای با دقت و برنامهریزی عمل میکرد. با پذیرفته شدن در پتروشیمی کارون در بخش امور حقوقی و قراردادها تصمیم به ترک همکاری با این شرکت گرفتم. در حال حاضر ساکن کرج هستم.
شرکت صفا رایانه را تجربه نکردم اما وقتی واردش شدم با احساس ناامیدی و سردرگمی روبهرو شدم. در ذهنم تصور میکردم مثل یک سازمان منظم و حرفهای کار کنم، اما واقعا فاصلهی زیادی با این تصور داشت. به جای برخوردهای حرفهای و اصولی، با فضایی پر از شایعه، بیاعتمادی نسبت به دانش فنی و معیارهای اخلاقی روبهرو شدم و این برای من ناامیدکننده بود. گاهی شنیدم که حقوق و شرایط کاری به سرعت و بدون فرایند مشخص تعیین میشود و این موضوع اعتماد من را به تیم و روندهای شرکت کاهش میداد. از طرفی، از حد و حدود تعهدات و استانداردهای حرفهای همچنان فاصله بود و به جای تمرکز روی آموزش، بیشتر به مسائل جانبی و حاشیهای پرداخته میشد. برای دریافت فرصتها، به نظر میرسید که راههای غیرمعمول و غیرشفاف هم وجود دارد، که این هم موجب سردرگمی میشد و من را به سمت تردید نسبت به آیندهی همکاری با مجموعه میبرد. در نهایت احساس کردم که کاستیهای فنی، کمبود اصول حرفهای و نبود فضایی با احترام نسبت به همکاران، تجربهی مطلوبی را رقم نمیزند و به وجود چنین محیطی تمایل ندارم ادامه بدهم. از دیدگاه من، اگر مسیرهای آموزشی و استانداردهای اخلاقی و حرفهای در این مجموعه بهبود یابد، میتواند تجربهای متفاوت و سازنده باشد.
برای من که مدرکی از برخوردهای درون سازمانی دارم، تجربهای به این شکل پیش آمده است: مدیران به طور کامل صادق نیستند و قوانین کار به شکل قابل توجهی نقض میشود. گاهی سیستمهای نرمافزاری ناقص یا حتی کاربردا نوشته نشده را به سازمانها میفرستند و بعد مسئولیتهای برنامهنویسان و پشتیبانها را با مدیران آن سازمانها درگیر میکنند. تبعیض شدیدی بین نیروها وجود دارد و جایی که اعضای خانواده و فامیل در شرکت مشغول به کارند، وضعیت بهشدت تفاوتدار میشود. حقوق هم با تاخیر یک ماهه پرداخت میشود. از طرفی، امنیت شغلی را میتوان بهنوعی مثبت برداشت کرد، اما امکان اضافهکاری بهدست قانون نمیافتد و از مبلغ آن هم به شکل نامناسبی کند و بهزد کم میشود. اخیرا شعبهای در استرالیا افتتاح شده و من واقعا نگران این تغییر و مسیر آینده هستم.
به شدت از این تجربه درس گرفتم و این را میخواهم با صداقتی ساده بازگو کنم. در دوران کار در فناپ زیرساخت، شاهد ناکارآمدیهای زیادی بودم؛ همکاران با مشکلات بیغرضی کنار هم کار میکردند اما ساختارها و روالهای اجرایی به شکل مشخصی ضعف داشتند. منابع انسانی و مدیران در برخی مواقع بهبود لازم را نشان نمیدادند و این طور به نظر میآمد که تصمیمات به شکل غیرمنطبق با واقعیت اجرا میشود و مسیر پیشرفت را سخت میکند. نتیجهاش این بود که زمان و انرژی من و سایر همکاران به شکل قابل توجهی از بین رفت و فرصتهای رشدیمان کاهش یافت.
آنقدر مدیر عامل های ناواکو در طی سالهای اخیر حیف و میل کردن و ناواکو را ملک پدری خود می دانستند و آنقدر سطح علمی و فنی بچه های نرم افزار که همگی پشتیبان بودن پایین بود و آنقدر تنبل و بی انگیزه بودن و برای بانک مسکن ناز آوردن، اذیت کردن و گروکشی کردن تا بانک مجبور شد یک مدیر و به اضافه یک اتوبوس از بازنشسته ها و دوستان و عوامل خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کند تا این وضعیت را برای همیشه تغییر دهد اما اینها هم کاری از پیش نمی برند و یک جور یگر دارن حیف و میل می کنند! نا سپاسی و حیف و میل بیت المال عاقبت خوبی نداره!
در وهله اول حقوقها نسبتا منظم بود و بیمه هم وجود داشت؛ ساعات کاری هم عادی بود و از این نظر مشکلی نبود. من در واحد تهران مشغول بودم. تنها نکتهای که ناچارم یاد کنم این است که در بخش نرمافزار معدن یک نیرو پشتیبان خانم وجود دارد که نام خانوادگیاش با حرف ش شروع میشود و رفتار خیلی نامناسبی از خود نشان میدهد. او آرامش فکری و اعصاب چارچوب کار را به هم میزند و به نظر میرسد اعتمادی به کار تیمی ندارد. اگر قصد دارید به این شرکت بپیوندید، مطمئن باشید با چنین فردی در تماس نخواهید شد.
دوستانی که تازه میخوان ثبت نام کنن ،،، هواستون باشه این شرکت الکی و بی دلیل پول کم میکنه هیچ پیامی ندادن ولی بابت باکسی که عکس فرستادم پول کم کردن و دیگه ندادن مسیرها خیلی طولانی و کرایه ها خیلی کم کار کردن با این نرمافزار وقت تلف کردنه
با همکاری دیجی آلفا در مسیری تازه گام برداشتم؛ در آغاز به دنبال شریک فنی قابل اعتمادی برای توسعه زیرساخت پرداخت رمزارزی بودیم و پس از بررسی چند تیم داخلی و خارجی، تصمیم گرفتیم با این تیم همکاری را آغاز کنیم و نتیجه فراتر از انتظار بود. از همان روزهای اول، تیم دیجی آلفا با عرضه مستندات فنی روشن، طراحی معماری دقیق و درک عمیق از نیازهای ما، روند توسعه را بهطور کاملا حرفهای پیش برد. نکتهی بارز کار با این تیم، ارتباط پیوسته و پاسخگویی سریع بود؛ هر تغییری در نیازهای ما به سرعت در نسخههای آینده اعمال میشد. در فاز دوم، تصمیم گرفتیم ماژول تسویه هوشمند بینالمللی را به پروژه اضافه کنیم و با راهنماییهای دیجی آلفا، زمان تسویه تراکنشها از چند ساعت به کمتر از ده دقیقه رسید. از منظر امنیتی، تیم امنیتی دیجی آلفا با انجام تستهای نفوذ و ممیزی کد، گزارش نهایی را به صورت مستند ارائه کرد. هماکنون این زیرساخت در دو کشور امارات و ترکیه به صورت پایدار در حال استفاده است و روزانه صدها تراکنش بینالمللی از طریق آن انجام میشود. همکاری با دیجی آلفا برای من به معنای یافتن یک پارتنر تکنولوژیک قابل اعتماد بود که هم کیفیت توسعه و هم تعهد و مسئولیتپذیری را به صورت عینی نشان داده است.
بهد craving یک تجربه تازه و بیوقفه از همکاری با دیجیآلفا دارم. وقتی برای راهاندازی یک پلتفرم مبادله ارز دیجیتال به دنبال تیمی بودیم که توانایی پیادهسازی کامل و امن پروژه را داشته باشد، از میان چند شرکت داخلی و خارجی سرانجام دیجیآلفا را انتخاب کردیم و از این تصمیم رضایت کامل دارم. در همان جلسات نخست، تیم دیجیآلفا با درکی عمیق از بازار کریپتو و اصول معماری نرمافزار، ما را غافلگیر کرد. طراحی دقیق رابط کاربری و تجربه کاربری، راهاندازی سریع APIهای ولت و ماژول ترید، و در کنار آن انجام تستهای امنیتی جامع موجب شد پروژه ما بهموقع و بدون اختلال لانچ شود. پشتیبانی پس از تحویل را هم بهخوبی میشود عنوان کرد که یکی از نقاط قوت بارز تیم بود. هر موقع باگی میخواستیم یا نیاز تازهای داشتیم، تیم فنی ظرف کمتر از بیستوچهار ساعت پاسخ میداد و نسخهی اصلاحشده را ارسال میکرد. بعد از شش ماه فعالیت، پلتفرم ما بیش از چهلهزار کاربر فعال دارد و بدون وقفهای قابل توجه به کارش ادامه میدهد. میتوانم با اطمینان بگویم که همکاری با دیجیآلفا صرفا یه قرارداد کاری نبود، بلکه آغاز یک شراکت بلندمدت بر پایه اعتماد و تخصص است.
من وقتی وارد این مجموعه شدم، به مرور فهمیدم که سابقهها و نظرات قبلی حذف شده و این موضوع نشان از مدیریت ناقص مجموعه دارد. در سال هزار و نود و پنج بود که با مشکلات جدی روبهرو شدم و بارها دیدم که نظرات من پاک میشود. آن زمان دو مدیر مداخلهگر در کار بودند که در هر موضوعی، حتی مسائل شخصی هم دخالت میکردند. تنها با ارتباط با یک نفر، مخصوصا از بخش منابع انسانی، رفتارهایی همراه با فشار و دخالتهای غیرمنصفانه مشاهده میشد. اکنون احتمالا این افراد تغییر کردهاند یا حضورشان دیگر تأثیرگذار نیست، اما تصمیم برای کار کردن در این مجموعه همچنان به عهده خود فرد است.
بشدت داغون سواد توسعه دهندگان پایین، با چت جی بی تی کد مینویسن، مردهای شرکتم خاله هستن، زنهاشون ابلیس کافیه اسکرول کنید همه کامنتها منفیه، برای چندین سال!!! برای منابع انسانی هم دعای خیرمون رو هر شب جمعه برای امواتشون میفرستیم بدنبال کار جدید و ترک شرکتم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.