وقتی تصمیم گرفتم در دوره ثبتنام کنم، با وجود دیدن تعداد زیادی از نظرات، هنوز مقداری دودل بودم؛ اما بعد از اینکه وارد دوره شدم و مسیر learning را دنبال کردم، تقریبا یک سال و نیم است که به بازار کار وارد شدم. یادگیری درس هوش مصنوعی را با همتاسات فرهیختهای که در این مجموعه حضور داشتند بهطور کاملا جامع تجربه کردم و واقعا از کیفیت تیم مدرسین رضایت داشتم. به خاطر داشته باشید که برخی افراد بدون داشتن برنامه صحیح، نتیجهگیریهای سریع درباره موفقیت دورهها میکنند؛ پس هر آغاز کاری نیازمند برنامهریزی و پشتکار است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با سلام خدمت کارجویان محترم ""اگر قصد استخدام شدن در شرکت توسن تکنو رو دارید با دقت این مطلب رو بخوانید"" بنده به مدت تقریبا ۳ سال از سال ۱۴۰۱ تا تقریبا ۲ماه پیش به عنوان تعمیرکار دستگاه کارتخوان( با مدرک فوق لیسانس برق الکترونیک) تو واحد پوینت(point) در شرکت توسن تکنو در شهرک صنعتی کاسپین(روبروی نیروگاه شهید رجایی)واقع در استان قزوین مشغول به کار بودم،داستان های بد این شرکت تقریبا از ۲ سال پیش با اومدن مدیران خشک ،یکدنده، خودرای،که فکر می کنن خیلی کاربلد هستن شروع شد،تمام مزایایی که به کارگرا و مهندس های شرکت داده می شد رو حذف کردن (مثلا شما اگه مرخصی نمی رفتین پول مرخصی هاتون رو می دادن،بلیط استخر،کارت هدیه های ۲.۵میلیون تومنی،بن ارزاق،ناهار باکیفیت،سرویس برگشت ایاب ذهاب،حفظ احترام و شان منزلت نیرو ها،ساعت کاری مناسب...)چرا ؟به خاطر این که منافع شخصی خودشون رو به منافع جمعی ترجیح دادن.شروع کردن افزایش ساعت کاری از ۸ ساعت به ۱۲ ساعت اجباری(ما تو قانون کار چیزی به عنوان اضافه کار اجباری نداریم ولی متاسفانه تو این شرکت داریم) حتی شما باید روز های تعطیل مثل ۵شنبه و جمعه هارو هم می اومدی سرکار چرا؟ چون مدیران بی کفایت این شرکت نمی تونستن درست کار رو مدیریت کنن کار عقب می افتاد و نیروهای شرکت باید تاوان پس می دادن، آقا تراکتور که نیست ادمه دیگه،به استراحت هم نیاز داره،یه ادم چقدر می تونه فشار کار رو تحمل کنه؟ ...برای گرفتن مرخصی استحقاقی باید دروغ می گفتی و التماس می کردی.سرویس برگشت ساعت ۱۷ رو برداشتن تا نیرو ها مجبور بشن ۱۲ ساعت کار کنن،کار تعمیرات با کار تولید خیلی فرق داره آقای مدیر!!!!۱۲ ساعت شما تو این شرکت باید دود سمی قلع رو استشمام کنی ریه هات داغون می شه،کو گوش شنوا؟!،خیلی از نیرو ها ساعت ۱۷ با هزینه شخصی خودشون بر می گشتن،مدیرها هم به حراست دستور دادن هیچکس حق خروج ساعت ۱۷ رو نداره مگر با برگه خروج ،عملا شرکت تبدیل شده به پادگان،مسئول صدور برگه خروج هم دو نفر آدم عقده ایی ،هوس باز بودن ،که بهشون میگفتی برگه خروج می خوام اینگار که ارث پدرشون رو می خوای بگیری،باید کلی بری خواهش التماس و دستمال زنی کنی ،البته به خانم ها راحتتر برگه خروج می دن!!!!! هر روز فشار کار رو بیشتر می کنن تا شیره طرف رو بکشن،طرف پا به فرار بزاره استعفا بده،همین طور هم شد ۲۰ نفر استعفا دادن!!!...خلاصه که جونم براتون بگه، از کجاش براتون بگم؟از بی احترامی هایی که مدیران واحد پوینت(point)یا همون واحد تعمیرات دستگاه کارتخوان به مهندس ها می کردن،می گفتن کی گفته شما مهندس هستید؟شما هیچ فرقی با کارگرا ندارید!!!!طرف رفته ۱۸ سال درس خونده زحمت کشیده دود چراغ خورده که تو مدیر الدنگ بیای این حرف رو بهش بزنی؟کار بیشتر از توانش ازش بکشی؟که چی بشه؟مدیر خودشو پیش مدیر بالاتر از خودش خوب نشون بده،پاداش بگیره...حتی شده بقیمت تحقیر نیرو ها...از پرداخت های نامنظم و دو قسطه حقوق هامون بگم براتون؟از حقوق های کارگری که به مهندس ها می دادن بگم براتون؟و... ""من کار در توسن تکنو رو، به هیچکس توصیه نمی کنم"" یعنی بیکار باشی خیلی بهتر از کار کردن در توسن تکنو هست.جایی کار کنید که بهتون احترام بذارن،شما دارید برای مدیران و شرکت پول در میارید،شما تو خط مقدم کار و زحمت و فعالیت هستید. تجربه بد رو، تجربه کردن خطاست!... من به شخصه بابت تحقیر ها و فشار های بیش از حد روحی و کاری که در توسن تکنو متحمل شدم مدیران این شرکت رو حلال نمی کنم،واگذارشون کردم به ابا صالح المهدی...امیدوارم همون جوری که کار و زندگی رو به من و اون ۲۰ نفر مهندسی که استعفا دادن،سخت گرفتن یه روزی کار زندگی رو بهشون سخت بگیرن به خصوص مدیرای واحد پوینت(تعمیرات کارتخوان). یامهدی مددی کن...
شرکت شماران سیستم تجربهای بود که از همان روز مصاحبه تا رسیدن به استخدام، طول کشیده و خستهکننده پیش رفت. سوالات شخصی زیادی پرسیده شد و در نهایت به کار مشغول شدم. تنها هفته نخست خوب بود اما به مرور فضای کار بسیار پرتنش شد؛ یا همکاران زیرانگیزهای میزنند یا با دوربینها کنترلها شدت میگیرد. اگر هدف امنیتی و محافظت از اموال شرکت باشد، دیگه این کنترلها به شدت فراتر از حد نیاز شده و به نظر میرسد که بیشتر جنبهی سرگرمی مدیران و نظارت بر رفت و آمد کارکنان پیدا کرده است و حتی شنود هم انجام میشود. دوستان و اطرافیانم که خارج از کشور کار میکنند گفتند چنین چیزی در دنیا معمول نیست و با تعجب به داستانمان نگاه کردند. اینترنت محدود به واحدهاست، و برنامهریزی منظم وجود ندارد. زمان استراحت و فراغت برای کارکنان مشخص نیست. هر هفته بحث و حاشیهای در کار هست و انگار بمبی ساعتی در شرکت وجود دارد که هر لحظه ممکن است منفجر شود و اگر حرفی بزنی، به سرعت واکنش نشان میدهند. در میان تجربههای خوب هم وجود دارد، اما بطور کلی معایب آنقدر زیاد است که گاهی مزیتها به چشم نمیآیند. حس پیشرفت و رقابت در محیط از بین میرود. از نظر علمی و پیشبرد پروژهها سعی میکنند تازه باشند، اما واقعا از پس این کار برنمیآیند. در نگاه کلی، در دنیای فناوری و توسعه که امروزه انتظار میرود، شماران سیستم به اندازهی رقبا مزیت رقابتی ندارد. دید مدیران خیلی سنتی و کهنه است و وجود افراد با اعتماد به نفس و سطح بالای دانش در آنجا محدود است، یا اینکه بیشتر همکاران از نظر علمی و فنی سطح پایینی دارند.
کلا به هیچ وجه سراغ این شرکت نرین، بابت هر یک ماه کار کردن باید ۶ ماه تراپی برین تا تاثیر افسردگی که مدیر مجموعه براتون ایجاد میکنه رو بتونین از روانتون حذف کنید. کلا اسم موپن رو شنیدین در جهت مخالفش با سرعت هرچه تمام تر فرار کنید.
شمایی که داری این مطالب رو میخونی بعنوان کسی که 4 سال تو این شرکت بعنوان کارشناس1 و کارشناس ارشد حضور داشتم باور کن حرفای دوستانی که کامنت گذاشتن درسته این شرکت فقط دکوره فقط اسمه فقط اداعه یا باید مشتری این شرکت باشی که بفهمی چه کلاهی سرت رفته یا پرسنل اگر میبنی یکسری مجموعه های بزرگ دولتی و خصوصی مشتریاشونن فقط بخاطر اینه ک چندین سال پیش شرکت های نرم افزاری انگشت شمار بودن و چارگون هم از قدیماس پس مجموعه های بالاسری خرید کردن الان شرکت های زیرمجموعه هلدینگی موظفن ک همون فضا نرم افزاری رو داشته باشن مثل غذا دارو مثل یکسری وزارتخانه ها پس گول اینو نخور که این شرکت بزرگیه پس خوبه تمام هدف مدیرعامل و بنیان گذار این شرکت فقط و فقط درآمد بیشتر با کمترین هزینه هاست میگن دنبال توسعه فردی هستن ولی واقعیت اینه هیچ تاثیری روی درآمد و سمتت نداره هیچ مزایایی نداره فکردی پک های اغذیه ایی میدن یا رفاهیات حتی نزدیک شرکت های رقیبش داره ( شرکت های دیگ حداقلش اینه صبحانه یا میان وعده دارن اینا اگر بخوای صبح اول وقت صبحانه بخوری ناراحت میشن دوست دارن تو خونه بخوری بیای ) بچه های استقرار هیچ ایاب ذهابی ندارند و یکسره ماموریت داخل شهری یا برون شهری هستن ( حق ماموریت 120 هزارتومن ) بچه های فروش هیچ پورسانتی ندارن بچه های وصول هیچ پورسانتی ندارن پشتیبانی هم و تولید هم مسائل خودشون رو دارن هر روز جلسه هر روز ی طرح جدید ( نمیذارن طرح قبلی اجرا بشه اصلا ی طرح دیگ میدن ) مطمئن باش اگر حتی بعنوان کارشناس ارشد هم میخوای وارد این شرکت بشی حقوق ناچیزی برات میبندن خوددانی
بعد از 10 سال از شرکت اومدم بیرون اما به دلایل شخصی نمیدونم چرا انقدر نظرات منفی دیدم قسمت نرم افزار کار میکردم معاونت فردی محترم با تجربه هر وامی بانک میداد شرکت هم به ما میداد و جایی که لازم بود پاداش هم داشتیم محیط کاملا صمیمی بود کلاس آموزشی داشتیم مزایای مثبت هم زیاد داشتیم اما نمیدونم چرا و به چه علت این همه نظره منفی
بخاطر راه دور مجبور شدم از شرکت بیام بیرون قسمت نرم افزار ناواکو کار میکردم مدیرم کمی بد اخلاق و سخت گیر بود اما هر چی که بود بخاطره خودمون و پیشرفت گروهمون بود معاونت نرم افزار فردی محترم و با اخلاق بود بر عکس ظاهرش همیشه هم اولویتش احترام و شرایط خوب کاری برای تیمش بود شخصی با تجربه و قابل احترام
من 3 سال در داتین کار کردم و به نظرم جز ناسالم ترین جاهایی هست که دیدم مدیران به شدت سمی واحد برنامه ریزی عملیاتی مونا بشیری استاد حذف نیروهای کاربلد طی این 3 سال به چشم خودم دیدم که حدود 10 نفر از نیروهای بی نظیر گروه رو کنار گذاشته که حاکی از غیر حرفه ای بودن و عدم سلامت شخصیتی بشیری آه و معاون برنامه ریزی نوروزیان همدست بزرگ ایشون در دامن زدن به حذف نیروها اگر زندگی و سلامتی روح و روانتون براتون مهمه وارد داتین نشید بسیار جای کثیفیه
روز اول که وارد شرکت شدم، فهمیدم خیلیها دربارهاش حرفهای مثبت میزنند ولی واقعیت چیز دیگری است. بهعنوان منشی، با وجود اینکه خیلیها از این موقعیت برای ارتقا استفاده میکنند، همچنان احساس میکردم که با رفتارهای زیرآبی و لابیگری پیش میروم و هر روز باید تحمل کنم. به نظر میرسد برخی همکاران با رفتارهای خودشان نام من را بهعنوان منشی ثبت کردهاند تا وضعیتی بهتر برایشان ایجاد شود. شرایط در این شرکت تا زمانی که افراد فرصتطلب و رابطهمحور حضور دارند، به نظر من تغییر چندانی ندارد و همه چیز را به گفتن واقعیات نوشتهشده بسپارند کمکی نمیکند.
واقعا دزد به تمام معنا تمام وقتمو گذاشتم برای گرفتن چالش ها و پس از تکمیل واریز نکردن و هرچی به پشتیبانی پیام میدم میپیچونن و جریمه های بیخودی میکنن کرایه ۳۰ هزارتومان میدن جریمه ۲۰۰ هزار تومنی میکنن پاداش ها و تضمین درآمد هارم واریز نمیکنن پشتیبانی تلفنی جواب نمیدن و تیکت هم سر بالا جواب میدن خلاصه که خیلی خیلی مزخرفه
در این شرکت حس میکردم از همان روز اول به من اعتماد کافی داده نمیشود و فضای کار به شدت سرد بود. یک ماه پیش از قطع همکاری اعلام کردم و در نهایت روز آخر با وجود پذیرش شرکت، گفتند دیگر نیازی نیست برگردم و حقوق آخرین ماه را هم پرداخت نکردند. علاوه بر آن، در محاسبه بیمه هم به شیوهای غیرمنصفانه عمل میشد و به کوچکترین نکات مثل زمانبندی استراحتها یا مرخصیها نیز حساسیت نشان میدادند. وقتی از توهین یکی از همکاران ناراحت شدم، به جای حل مشکل، مرا به کمکاری و بیدقتی متهم کردند. از منظر فنی اوضاع چندان مساعد نبود؛ مدیران و سرپرستان اطلاعی از برنامهنویسی نداشتند و پشتیبانی مؤثری ارائه نمیشد. احساس میکردم بیشتر به عنوان ابزاری برای انجام کارها استفاده میشوم تا اینکه به پروژه و کارم اهمیت بدهند. اگر به دنبال احترام، حقوق کامل و محیط کار سالم هستی، شاید بهتر باشد به جاهای دیگر نگاه کنی. همه چیز به نظر میرسید که با روابط خانوادگی و پارتیبازی گره خورده و دفاتر پیشخوان هم از وضعیت ناراضی بودند؛ سرویسهای ارائهشده به درستی بالا نگرفته و خطاهای متعددی داشتند. در نهایت احساس میکردم تمرکز فقط روی دریافت پول است و پاسخگو بودن به مشکلات کارکنان چندان مد نظر نیست.
شرکت آی تی ساز تجربهای کاری را برای من ثبت کرد که کاملا منفی بود از نظر من محیط کار بسیار ناسالم و غیرحرفهای بود. حقوق با بیمه تفاوت داشت و رفتارها اغلب تهمتگونه و بیاحترامیآمیز بود. فضای کار به گونهای بود که روح و روان کارکنان تحت فشار قرار میگرفت و درک نمیشدند. هدف شرکت به نظرشان این بود که حقوق و مزایای کارکنان را تنها در حد کمینه نگه دارند و سطحی از مراقبت نشان نمیدادند. ساعات کاری به شکل نامناسبی کنترل میشد و رفتارهای نظارتی مانند دوربینهای مداربسته به شدت احساس میشد. گاهی اوقات شرایط آنقدر دقیق بررسی میشد که حتی در زمانهای استراحت صبحگاهی یا ناهار نیز فرایندها محدود بود و پاسخی درباره حقوق و مزایا داده نمیشد. روابط کارکنان چندان سازگاری نداشت و امکان خندیدن یا آرامش داشتن وجود نداشت زیرا ترتیب کارها دائما تغییر میکرد. اعتراضات یا درخواستهای حقوقی و مزایا هم به صورت واضح پاسخ داده نمیشد و از نظر من ثبت و تقدیر از کارها دیده نمیشد. با وجود حجم کار بالا، ارزیابی یا تقدیر مناسب صورت نمیگرفت و مدیریت به نظر ضعف داشت.
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
منظرهای که از شرکت میبینم این است که دیجیپی در مسیری نیست که بتواند آیندهای روشن را تضمین کند. با جابهجاییهای گسترده، مدیران باتجربه کنار گذاشته میشوند و افراد کمتجربه و کممهارت جایگزینشان میشوند که بیشتر از شرکتهای ناکام و وابسته به یک بنگاه رانتی آمدهاند تا از بینش لازم برخوردار باشند و این، چشمانداز شرکت را تاریکتر کرده است. مدیریت عامل جدید هم بدون بهرهبردن از نیروهای مستعد و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت و نمایشی در پیش گرفته که به جای بهرهوری پایدار، بهزودی کار را بهحداقلسازی و نمایشهای سطحی میرساند. وقتی ساختار سازمانی مناسبی هم وجود ندارد یا جذب نیروها بر اساس روابط خانوادگی و شخصی صورت میگیرد و فضا به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و کاوش عمیق در امور، تنها هزینهها کاهش مییابد و نتایج سطحی ارائه میشود. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف پایههای شرکت فینتک محور مالی است. در این میان منابع انسانی هم به جای ایفای نقشی فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و حفظ فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفا دستیار اجرایی مدیرعامل تبدیل شده است؛ نهادی که به جای سنگ بنای توسعه، به یکی از عوامل بحرانزا بدل گشته است. واقعیت این است که آینده دیجیپی به نوآوری مداوم، رصد مستمر بازار، پیشیگرفتن از رقبا و کشف بازارهای عمودی جدید بستگی دارد. در گذشته، با وجود ضعفها، بهواسطه بنیانگذاران، شرکت تا حدی در فیلد فناوری میرفت؛ اما مسیر فعلی میتواند به کوچکشدن، ناکارآمدی و در نهایت فروپاشی کامل منتهی شود. هیئت مدیره تاکنون یا به دغدغهها بیتفاوت بوده یا اراده و توان لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعی، اگر هدایت شرکت از دستشان خارج است، شایسته است که کنار بگذارند تا فضای تصمیمگیری مؤثرتر فراهم شود.
اخیرا در موقعیتی با چالشهای عمیق فرهنگی و ساختاری در یک هلدینگ فناوری بانکداری کار میکردم و تجربهام نشان میدهد که نظم در پروژههای بانکداری دیجیتال، ارتباط بین تیمهای فنی و کسبوکار، و فرایندهای حرفهای مدیریت محصول و تحول دیجیتال با شکست مواجه شده بود. دلیل اصلی این ناکامی کمتر از هر چیز دیگری به تغییرات مدیریتی مداوم در سطح ارشد بانک و نبود انسجام تصمیمگیری و کمبود تخصص در تیمهای مدیریتی مربوط میشد. در این هلدینگ، کمبود مدیران ارشد حرفهای در حوزه بانکداری و فناوری مالی به چشم میخورد. پس از جابهجایی مقام قائممقام سابق بانک، با وجود انتصاب مدیرعامل با تجربه برای هلدینگ، با گذشت یک سال و خروج مدیران باسواد و با دانش، مجموعه به سمت ناکامی پیش رفت. اعضای هیئتمدیره با تجربه کم و ناکافی، همراه با هیئت سرپرستی بانک که آشنایی اندکی با مفاهیم بانکداری دارد و معاون فناوری اطلاعات که تخصص لازم در حوزهای به جز فناوری را ندارد، عاملان این روند نابسامانی بودند. در نتیجه، شرکت به سوی ریزش کامل و تهدید جدی سرمایه سهامداران و ذینفعان پیش رفت.
مدت چهار سال است که در این شرکت مشغول به کارم و تا حالا حقوق معوق هیچکدام از همکارانمان را تجربه نکردم؛ همه حقوقها بهموقع پرداخت شدهاند. سابقهی شرکت بیشتر به حالت سنتی و دولتی بود، اما طی یکی دو سال اخیر تغییراتی دیده میشود و از حالت دولتی به سوی ساختار شرکتمحور پیش میرود؛ به بیانی سادهتر، برخی از جنبههای دولتی بودن کاهش پیدا کرده و به سمت پذیرش تیمهای خصوصی متمایل شده است. در مجموع از این وضعیت راضیام چون امنیت شغلی برایم اهمیت زیادی دارد و باید بتوانم مخارج خانوار را تامین کنم، و اینجا از نظر امنیت شغلی جایگاهی نسبتا مطمئن دارد. اکنون شرکت به سمت مسیر تازهای حرکت میکند و این تغییرات را میتوان از روندهای اخیر بهوضوح دید.
این تجربه های خوب ثبت شده در این صفحه فقط کار دختر مدیر عامل (منابع انسانی) هستش اصلا باور نکنید. جو شرکت از سمی بودن گذشته و به سطح رادیواکتیو رسیده. حال بهم زن ترین شرکتی که حتی تصورشو کنید هستش. از بالا تا پایین، از بزرگ تا کوچک همه دنبال زیرآب زدن و ضایع کردن همدیگه هستن.یک درصد از حرف های مدیر عامل قابل اتکا و پذیرش نیست ، با چرب زبونی و قربون صدقه کارشونو پیش میبرن. نرم افزارهایی که به مشتری ها داده میشه همه با رانت و آشنا بازی توسط مدیرعامل فروخته میشه. نرم افزارها به شدت مشکل دار هستن که بعد از تحویل به مشتری توقع معجزه از پشتیبان دارن چون دیگه برنامه نویسیم براشون نمونده.همه برنامه نویسا و پشتیبان هایی که میشد روشون حساب کرد از شرکت فرار کردن و فقط موندن افرادی که ادعا دارن نه علم.سطح حقوق ها با سایر شرکت ها تفاوت عجیب و غریب داره ، هیچ المان مشخصی برای محاسبه حقوق افراد نداره و به دلخواه مدیر به افراد حقوق داده میشه ، هیچ پرداختی سر موقع انجام نمیشه ، موقعیم که پرداخت میشه بالاخره یه جوری از سر و تهش میزنن.امکانات رفاهیم که در حد دستمال کاغذی اونم هر یک ماه یک بسته با غرغر کارمندا، نه وضعیت گرمایش و سرمایش خوبی داره نه آشپزخونه درست و حسابی ، وام یا کمک هزینه هام فقط به نزدیکان مدیرعامل پرداخت میشه انگار بقیه آدم نیستن.خلاصه که اگر ذره ای اعصاب و روان و آرامشتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید.یه مشت فامیل که مالک شرکت هم هستند جمع شدن دور هم فقط در حال بیزینس های شخصی خارج از شرکتشونن و مدیرعاملم که همون مالک اصلیه در حال فشار آوردن به کارمندا و ضایع کردن حقشونه.حتی اگر ثبت این تجربیات باعث بشه یک نفر نجات پیدا کنه من وظیفم انجام دادم. امیدوارم تو بهترین شرکت های تهران که به شدت برای شما و تخصصتون ارزش قائل هستن مشغول به کار بشید و به اجبار در همچین مجموعه هایی که حقوق 6 ماه یکبار با منت پرداخت میکنن نشید. یا حق
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
بسیار برایم جالب است که عزیزانی به هر عنوان سعی در مثبت جلوه دادن فضای کار در این شرکت را دارند، به نظر شما عزیزان این که مبلغی را بدون اطلاع شما و پس از گذشت دو سال به حساب شما واریز کنند چه معنایی جز وجود یک سیستم به شدت کند و بیمار و بی خبر از قوانین کار و تامین اجتماعی دارد؟!!!! به نظر شما این مورد که در این شرکت مدتی مسئول دفتر مدیر عامل افغانستانی باشد و بدون برقراری بیمه تامین اجتماعی کار کند هر زمان که دلش خواست به آبدارخانه برود و مشغول خوردن بیسکویت و آبمیوه ای که با پول شرکت برای برگزاری جلسات خریداری شده است شود درست است؟ و در صورتی که خدماتی بنده خدا مانع از این دزدی او شود او را تهدید کند نشان دهنده فضای کاری صمیمانه است؟!!! به نظر شما این مورد که برای گرفتن یک مساعده می بایستی شنونده درد دل و انتقادهای کارمندانی باشی که هیچ کاری نمی توانی برایشان انجام دهی دردناک نیست؟!!! این که برای گرفتن یک کاردکس کارکرد دو هفته انتظار بکشی شامل کمی تفکر نمی شود؟!!! دوستی نوشته که یک سال برای پیشرفت خودش با شرکت همکاری کرده، این چگونه پیشرفتی بود که استمرار نداشت و ایشان پس از یک سال شرکت را ترک کرد؟!!! موارد بسیار دیگری برای گفتن هست که در این مقال نمی گنجد.
دوره حضور من در شرکت نوین چرم با وجود مشکلات اقتصادی که بازتابی گسترده در شرکتهای بزرگ دارد، تجربهای بود که دورنگری مدیریتی را به خوبی نشان میدهد؛ به رغم بحرانها، شرکت حتی در شرایط بحرانی به کار خود ادامه داد و هیچیک از افراد را تعدیل نکرد. برخی از صحبتهایی که در بارهی افرادی که به شرکت آسیب زدهاند یا کسانی که شرایطشان به پروژه مربوط نمیشد مطرح شده بود، اما واقعا مشخص نیست چه چیزی پشت این ادعاها بوده و آیا مشکلی جسمی یا روانی در رزومهی این افراد وجود داشت یا خیر. از تجربهی من مشخص است که وقتی به من برای یک سال همکاری ارائه شد، با توجه به بحث حقوق و تاخیرهای مربوط به آن، با تصمیم خودم برای پیشرفت شخصی، همکاری را پذیرفتم و باور دارم که روابط بین افراد زمانی موفق است که هم انگیزه و هم جهت با تیم وجود داشته باشد و این دیدگاه در شرکت بهنوعی پذیرفته میشود، مانند اکثر سازمانها. فضای کاری ناسالم وقتی وارد میشود که افراد جدید به دنبال تخریب باشند، اما در آغاز ورود هر کارمند، شرایط به گونهای است که همواره باید با بازتابی مشابه مقابله کرد. از این تجربه تنها خواهشی که دارم این است که با تفکر بیشتری به موضوع نگاه شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.