تجربه من از مصاحبهای که در شرکت سامانه هوشمند ایجاب داشتم، بیشباهه با بدترین نمونههایی که تا حالا دیدم. آنجا برخورد منابع انسانی به شدت غیرحرفهای بود و نه تنها سوالها نابجا و سطحی بود، بلکه مرز بین ادب و صمیمیت را هم به درستی تشخیص نمیدادند. وقتی از من سوال پرسیدند، احساس میکردم به جای حرفهای بودن، به رفتارهای غیر رسمی و ناخواسته گرایش دارند. به عنوان مثال به جای پرسیدن چه چیزی مرا عصبانی میکند، سوالاتی مطرح شد که به نوعی به احساسات فردی و گریه کردن مربوط میشد. بهعلاوه وقتی صحبت از حقوق درخواستی شد، من عددی را گفتم و بلافاصله سازوکار بررسی سابقه کار و سطح مهارت من را با همان رقم زیر سوال بردند. رفتارهای اینچنینی منابع انسانی بیاخلاق برای یک شرکت نوپا واقعا فاجعهآمیز است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در یک مصاحبه کاری برای منشی، به جنبههای کار روزمره، فضا و نحوه برخورد همکاران پرداختیم و درباره مهارتها و سابقههای کاری سوال شد. همچنین درباره حقوق، بیمه و ساعات کار گفتوگو شد و من درخواست امنیت شغلی و پرداخت بهموقع حقوق را مطرح کردم که پذیرفته شد و قرار شد با مدیرعامل صحبت شود تا نتیجه اعلام گردد. چند روز بعد اعلام کردند که با استخدام من موافقت شده است. از دیدگاه آنها، ویژگیهای مهم شامل رفتار دوستانه، استحکام در بیان و قاطعیت بود.
برای من مصاحبه پشتیبانی و تولید محتوا برای سایت شرکت مهندسان مشاور ایوان عمارت از جذابترین تجربههای کاری بود. در همان ابتدای گفتگو، بحث حقوق و مزایا به شکل صریح مطرح شد و این صراحت برایم بسیار دلگرمکننده بود. مهمترین نکته این بود که گفتگوی مصاحبه بیشتر حول چشمانداز آینده من و برنامهریزی برای آینده پیش رفت؛ اینکه تا چه حد به ادامه تحصیل علاقه دارم و آیا شرکت حامی مسیر حرفهای من خواهد بود یا نه، برایم محل توجه بود. فضای مصاحبه آرام و صادقانه بود و این شرایط باعث شد تا بتوانم صریح درباره خودم حرف بزنم. با نکتهای که واقعا برایشان اهمیت داشت، همواره بهسادگی روبهرو میشد: رفتار مناسب و همسو با فضای کار، و برخوردی صمیمانه از طرف تیم. در نهایت، میزان صمیمت و گرمای انسانی تیم از همان ابتدا روشن شد و این امر به اشتراکگذاری افکار و دیدگاههای من کمک کرد.
امروز تجربهی مصاحبهام را با شرکت مهندسان مشاور ایوان عمارت به یاد دارم که از یک مرحلهای بودن فرایند استخدام حكایت میکرد. در گفتوگو به شرایط کلی کار در شرکت و پروژههای انجامشده و در دست اجرا پرداخته شد و از آینده شغلی در شرکت و مسیرهای ارتقاء حرف زدند. همچنین درباره مهارتهای شغلی، سابقهی تحصیلی، ساعات کاری و حقوق پیشنهادی و سایر جزئیات تبادل نظر صورت گرفت. از من پرسیده شد که آیا قصد ادامه تحصیل دارم یا نه و آیا این موضوع با پروژهها تداخلی ندارد و انتظارم از موقعیت شغلی فعلی و آینده چه هست. بحثها همچنین شامل درخواست برای ارائهی برنامهای هدفمند دربارهی پروژهها و برنامههای آیندهی شرکت شد. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشت، عبارت بودند از رفتار شایسته، محیط کار مناسب و رعایت نظم.
برای من همیشه اهمیت داشت که با شرکتهایی که واقعا به رشد فردی و تیمی اهمیت میدهند همکاری کنم. سال قبل با این شرکت سابقه همکاری داشتم و از حضورشان آشنا بودم. دوباره برای موقعیت جدید درخواست دادند تا از رویکردشان به بازههای سهماهه و امتیازهای مربوط به هر دوره مطلع شوم و دقیقتر بدانم مسیر پیشرفتم چگونه خواهد بود. آنها با من درباره اهدافم صحبت کردند تا اگر میل به پیشرفت در مسیر مشخصی دارم، مرا راهنمایی کنند. گروهی حرفهای در زمینه معماری، مطالعات و فناوری اطلاعات وجود دارد که مرا در رسیدن به هدفهایم همراهی میکنند و تنها نگذاشتن در این مسیر را تضمین میکنند. اگر دنبال پیشرفت هستید، اینجا میتواند گزینه مناسبی باشد. برایشان نظم و روحیه کار گروهی اهمیت زیادی دارد و در جلسه مصاحبه یک سیستم جذاب برای ایجاد نظم توضیح داده خواهند شد.
به نظرم فضای شرکت از نظر طراحی خیلی دلنشین بود و انرژی مثبت محیط به وضوح حس میشد. پس از گذشت یک هفته از ارسال رزومه، با من تماس گرفتند و زمان مصاحبه را مشخص کردند. مصاحبه با مسئول فنی دقیقا سر وقت آغاز شد و سوالات بیشتر حول رزومه و سوابق کاریم بود؛ همچنین از ددلایل جدایی و برخی نکات درباره نرمافزارهای مرتبط هم سوال پرسیدند. در نهایت توضیحاتی درباره نوع فعالیت شرکت ارائه شد. اما احساس کردم رابط مصاحبه نسبت به صحبتهای من شوکلی ندارد و گاهی صحبت من را قطع میکرد؛ بهعنوان مثال تاکید داشتند هر فرد در تخصصش در همان نرمافزار نتیجه بگیرد و من سعی کردم از پاسخ دادن فرار کنم اما با پافشاری ایشان مجبور شدم پاسخ دهم. به نظر من این پرسش چندان مناسب نبود چون هیچکس به طور دقیق نمیتواند درباره تخصص خود نمره بدهد. از پاسخ دقیق به این سوال امتناع کردم، اما دوباره مصرانه از من خواسته شد تا پاسخش را بدهم.
شرکت رهپویان شریف بود و من تجربهای از مصاحبه مدیر برندینگ دارم که بیش از هر چیز به زمانبندی نامناسب و بیربط بودن سوالات اشاره میکند. درست کمتر از بیستوچهار ساعت قبل از مصاحبه از نتیجه نهایی باخبر شدم و حتی نام فرد مصاحبهکننده یا واحد مربوطه را به من نگفته بودند. وقتی رفتم، منشی با رویی سرد و اکراه فرم مصاحبه را در اختیارم گذاشت که شامل چهار صفحه پرسش بود که به نظر میرسید در همان مرحله اول چندان لازم نباشند. بر خلاف انتظارم، از قسمت دربارهی شرکت یکی از کارمندانی که در سایت حضور داشت را میشناختم و وقتی مدیرعامل را دیدم که با وضعیتی آرام در سالن قدم میزد، با احترام به ایشان سلام کردم و از نگاهشان جلب توجه کردم؛ چون ماسک داشتند و من هم برایشان جالب بود که ایشان را بشناسم. اما خودشان به صورت حضوری با من مصاحبه کردند و سپس مرا به مدیر منابع انسانی معرفی کردند. اما آنجا دیدم که ایشان حتی از جریان مصاحبه مطلع نبودند و رزومهام را هم ندیده بودند. سوالات بیشتر بر تجربیات من متمرکز بود و در نهایت فهمیدم که برای این پوزیشن مدیر برندینگ اصلا نیازی به نیرو نبود و من مسیر طولانیای را برای مصاحبه طی کرده بودم، آن هم در ظهر یک روز پنجشنبه. در نهایت پیشنهاد شغلی از نوع کارشناس فروش تلفنی ارائه شد که ارتباطی با برندینگ نداشت. بنابراین تجربهای بود که نشان داد برخی مراحل بهطور دقیق مطابق هدف واقعی شرکت پیش نمیرفت و نتیجه، به نظر میرسید بدون توجه به نیاز واقعی پوزیشن، از همان ابتدا تعیین شد.
برای مصاحبه وارد طبقه سوم شدم و با یک مصاحبهکننده فنی روبهرو شدم که پرسشهای حرفهای و دقیقی داشت. او حتی پاسخ سوالهایی را که خودم بلد نبودم، مشخص میکرد و توضیح میداد. گفتوگو به طور کلی خوب بود، اما درباره حقوق به توافق نرسیدیم و از طرف شرکت حقوقهای نسبتا پایین بود. همچنین تعدادی سازوکار پرداخت وجود داشت که منبع آنها روشن بود: بخشی از حقوق به صورت کارانه سهماهه پرداخت میشد و دیگر بخشهایی نیز به صورت بن بود و باز سهماهه پرداخت میشد. به لحاظ حقوق، وضع شرکت برای من مطلوب نبود و این مسئله تاثیر زیادی روی تصمیمم داشت. بهخصوص وقتی حقوق پیشنهادی من دهمیلیون تومان بود، آنها فقط با ششمیلیون تومان موافقت کردند و حتی بخشی از آن مبلغ هم سهماهه پرداخت میشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کار در آنجا را دنبال نکنم. اگر واقعا به دنبال حرفهای بودن و دریافت حقوق مناسب هستید و میخواهید با استانداردهای بالا کار کنید، این شرکت را پیشنهاد نمیکنم. به نظر میرسد فضای کار برای توسعهدهندگان سطح متوسط یا پایین مناسب باشد و احتمالا برای توسعهدهندگان حرفهای دوام چندانی ندارد. چیز خاصی که به خاطر میآورم این بود که پرداختها از نظر ساختار بهنوعی نامتعارف بود و برای تصمیمگیری من تأثیر منفی داشت.
برای مصاحبه تحلیلگری به این شرکت رفتم و تجربهام خیلی متفاوت از انتظار بود. گفتن که مدیر شرکت با من مصاحبه کرد، اوایل مشخص بود که تجربه زیادی دارد و خیلی اهل بحث بود. حدود دو ساعت گفتوگو ادامه داشت و سوالها هم جذاب بودند؛ برخلاف بسیاری از شرکتها، این بار مصاحبه بیش از حد معمول جدی بود و به راحتی نمیشد از پاسخها فرار کرد. او با دقت زیادی به حرفهایم گوش کرد و نکتهبهنکته سوالات را میپرسید. از نظر حقوق، گفتند که مقدار requested من زیاد است و از نگاه خودم هم اصلا زیاد نیست. دوست داشتم با او کار کنم، اما شرکت هیچ تماسی با من نگرفت تا دلیل عدم استخدام را بفهمم و بدانم مشکل کار از کجا بوده است.
در مصاحبهای که برای تحلیلگر بودن داشتم، اول رزومهام را فرستادم و حدود یک روز بعد تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ساختمان شرکت خیلی قدیمی و فرسوده بود و همین نکته روی ذهنم تاثیر منفی گذاشت. رفتار کارکنان خوب بود اما راهنمایی برای رسیدن به واحد موردنظر بهشدت ضعيف و گمکننده بود و بین واحدها سردرگم شدم. مصاحبهکننده نسبتا خوشرو بود اما به نظر میرسید دانش زیادی در حوزه فناوری اطلاعات ندارد؛ از رو سوالهایش هم این نکته را متوجه شدم. سوالهای تخصصی زیادی پرسیده نشد و بیشتر نکات کلی مطرح شد. از نظر حقوقی، حقوق پیشنهاد شده خیلی پایین بود و همسطح کارآموز تحلیلگر بود در حالی که تجربههای قابلتوجهی در این زمینه داشتم. در همان لحظه با رقم پیشنهادی مخالفت کردم و گفتم نمیتوانم با این سطح حقوق موافق شوم. همچنین به رضایت کارمندان با سابقه اهمیت زیادی میدادم و در مسیر مصاحبه از هر کدام از پرسنل پرسیدم اما هیچیک رضایت کامل از تساوی حقوق و نوع کارشان نداشتند و هر کس نکتهای را مطرح میکرد. بهنظر من برای افراد تازهکار و کسانی که قصد دارند در یک محیط جدی کار را آغاز کنند، خوب است اما برای افراد با سابقه معمولا توصیه نمیشود.
به اولین برخورد با شرکت داده پردازی خوارزمی حس خوبی داشتم و تجربه مصاحبه به شکل حرفهای پیش رفت. ورودی ساختمان را که حراست پایین بود و باهاشون تماس گرفتم تا مطابق طبقهای که باید بروم هماهنگ شدم. ساختمانی چهار طبقه بود و متعلق به شرکت بود. وقتی وارد دفتر شدم، فضا خیلی شلوغ و قدیمی بود و پارتیشنبندی نشده و کمی به دلم ننشست. منتظر شدم تا نوبتم برسد تا مصاحبه آغاز شود. آقای جوانی با تیپ و رفتاری مودب و حرفهای که به نظر میرسید اهل شرکت آذری است، با من صحبت کردند و کارشان را معرفی کردند. سپس از من خواستند تا خودم را معرفی کنم و توضیح بدهم چه تجربههایی دارم و چه پروژههایی انجام دادهام. درباره عناوینی که در رزومه آمده بود از من پرسیدند؛ برای مثال گفتند با mvc کار کردی؟ چه کارهایی انجام دادهای و در چه پروژههایی با چه چالشهایی روبهرو شدی و چگونه آنها را حل کردی. رفتار ایشان به طور کلی بسیار خوب بود.
مصاحبه با این شرکت، بهنظرم تجربهای جالب و بهروز بود چون از روشهای نوین و فناوریهای تازه استفاده میکنن و حوزه کاریشون برای من جذاب بود. از نظر فنی واقعا توانمند به نظر میرسیدن، اما شیوه پرداختیشون مشکل داشت؛ بخشی از حقوق رو هر سه ماه یکبار بهعنوان کارانه میدھن که برای وضعیت من با مسئولیتهای زندگی و اجاره، قابل قبول نبود و به همین دلیل تصمیم به پذیرش نگرفتم.
اولین بار که رفتم برای مصاحبه، با مدیر پروژه درباره سابقه کار و موارد دیگر صحبت کردم و فرم هم پر شد؛ متوجه شدم مدیر فنیهاشون کاربلد نیست و باید یک روز دیگه بیام. هرچند از دیرکرد خوشم نمیآید، اما پشت تصمیمم گذاشتم تا واقعا برایشون مسئلهای پیش اومده بود. چند سال قبل هم به خاطر اینکه حقوقشان پایین بود مصاحبه رفتم و نتیجه نگرفتم، اما جو کار و فضای تیم برنامهنویسی برای من خوب بود و دوباره رفتم. بار دوم با یک آقای جوان تماس گرفتم، سوالهای فنی پرسید و مشخصا همه چیز روبهراه بود؛ در نهایت درباره حقوق صحبت شد و گفتند با من تماس میگیرند. وقتی تماس گرفتن، حقوق برای من مناسب نبود و تصمیم به قبول نکردن گرفتم، به نظرم حجم کارشان بالا بود. ساعات کاری تا چهار عصر بود و پنجشنبهها تعطیل بودند؛ اگر با شرایطتان موافقید، به نظرم بروید و خیلی سخت نگیرند. من بعدا پشیمان شدهام یا شاید هم نه، در نهایت اینها تجربهای است که کسب کردم. نکتهای که دربارهشان مهم بود، به هیچ وجه مطرح نشد.
در مصاحبه با شرکت نرم افزاری داتیس آرین قشم، احساس کردم مثل شرکت در یک آزمون ورودی خیلی سخت بود. از همان ابتدا با بعضی واژهها و جملاتی که به نظر میرسید برای ارزیابی دقیق رزومهام طراحی شده، انگار از من میپرسیدند که هر کلمه را آیا واقعا با هدف رزومه نوشته بودم یا نه. فضا به صورت سلسلهمراتبی جلو رفت و احساس میکردم همواره تمرکز روی این است که از بالا به پایین به من پیام بدهند که داتین واقعا بینقص است و هر چیز کوچکی که گفتی یا نوشتی باید قابل پذیرش باشد وگرنه ارزش ندارد. به نظر میرسید قصد داشتند تحمل و صبرم را بسنجند، و این سطح از شدت برخوردها برای من تعجبآور بود. بنابراین، اگرچه نتیجه را هنوز نگرفتهام، اما حتی در صورت پذیرش هم تصمیم دارم به کار در چنین فضایی وارد نشوم؛ چرا که به نظرم این میزان توهین و فشار در ورودی، نشان از رفتارهای مشابه در محیط کاری دارد و ممکن است کارکنان را به شکل نوکر و تابعی بیاختیار ببینند.
با آنها قرار ملاقاتی داشتم و مرحله اولیه تشکیل یک فرم طولانی از مشخصات فردی بود؛ در فرم اعلام کرده بودند که اگر پر نشود، به طور خودکار از فرآیند استخدام کنار گذاشته میشوم و من هم آن اطلاعات را فرستادم. اما روز مصاحبه هیچ تماسی از طرف شرکت نگرفتم و خبری هم در این باره دریافت نکردم.
شرکت نرمافزاری داتیس آرین قشم را تجربه کردم و میخواهم از روند مصاحبه عبور کنم تا نکتهها را با شما در میان بگذارم. انتظارم از مصاحبهکننده اصلی هر شغلی معمولا چیز متفاوتی است، اما اینبار حضورش خیلی با سایر نقشها همسو نبود؛ از مدیر محصول و توسعهدهندگان گرفته تا کارشناس منابع انسانی. برخوردشان کاملا مناسب نبود و در حین پاسخدادن، به نظر میرسیدند که مشغول پرسیدن سریع سوالات و رفتن به سوال بعدی هستند و گاهی انگار در مصاحبه حضور ندارند. سوالاتشان ساختار مشخصی نداشتند و اصرار داشتند پاسخها مطابق میلشان باشد، با نگاه بالادستی نسبت به من. حتی سوالی درباره هوش هم مطرح شد که به نظر من تنها سطحی بود و بهدلیل سطحی بودنشان، ارزش سنجش مهارت یا تحلیل را کم داشت؛ معمولا چنین مواردی باید در محیط واقعی یا با پروژههای ملموس بررسی شوند. در کل، تیم منابع انسانی شرکت به نظر حرفهای نمیآمد و انتظار داشتن از دانش و اخلاق حرفهای در آنجا چندان ملموس نبود. به طور ریزتر، برگزارکنندگان مصاحبه آنلاین انتظار داشتند دوربین روشن باشد اما به جز یک نفر، باقی افراد خاموش بودند و در کل بیشتر به شنوندگان شبیهاند تا مصاحبهکنندگان فعال. این تجربه را به هیچوجه به عنوان یک گزینه مناسب برای کار در این شرکت توصیه نمیکنم، چرا که رفتار محترمانه با کارجو در آنجا به چشم نمیخورد.
شرکت نرمافزار داتیس آرین قشم را تجربه کردم. به صورت آنلاین سه مرحله مصاحبه داشتم که با مدیر مستقیم، واحد منابع انسانی و معاونت شرکت انجام شد. گفتند در صورت قبول نشدن حتما اطلاعرسانی میشود، اما پس از گذشت یک ماه و نیم هیچ خبری به من ندادند. به نظر من اگر به حرفهایشان پایبند میماندند و روی وعدهشان میماندند، اوضاع بهتر بود.
من تابحال دو بار رفتم تو شرکت داتین برای مصاحبه
من برام عجیب بود نظر دوستان را میخوندم. به خاطر کرونا اکثرا دور کار بودن و تمام مراحل گزینش، آنلاین انجام شد. من چون به صورت فریلنس کار میکردم و درآمد خوبی داشتم، خیلی برام قبولی مهم نبود. اول یک خانمی تماس گرفت و یک فرم خفن چندین صفحه ای فرستاد که پر کردنش خیلی زمان می برد. من در فرصت مقرر فرم را نفرستادم، ولی خیلی مودبانه دوباره تماس گرفتن و گفتن حتما بفرست. بعد از ارسال، یک نفر از بخش فنی تماس گرفت. چند سوال پرسید که خیلی سخت نبودن (شاید برای من). بعد یک تست دادن که اون را هم با تاخیر ارسال کردم. ولی پذیرفتن و مدیر بخش مربوطه و hr تماس گرفتن. برخوردشون خیلی خوب بود و این دفعه مدیر پروژه، سوالات پایه ای تری می پرسید، hr هم از روحیات و امکانات و مزایای داتین تعریف کرد. خلاصه اون هم اکی بود و رفتم برای تحویل مدارک. در کل همه چیز خوب بود و جز احترام و ادب، چیزی ندیدم. هیچ وقت هم انرژی منفی ای به من القا نشد. الان هم منتظر تکمیل و شروع کار هستم
من سعی کردم در کمال صداقت پاسخ بدم، مشتاق باشم و خوشرو فقط همین خوشبختانه فرآیند جذب به خوبی پیش رفت، خیلی رو سوالات تخصصی مانور داده نشد و تمایل من و سابقه کار مرتبط در شرکت های نرم افزاری نقطه ی مثبتی برای من بود
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.